مقاومت مردم خرمشهر، دشنه ای بر قلب استکبار جهانی
سایر منابع:
سایر خبرها
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی وحشی
پسر چیکار کردی!..... برای خواندن ادامه این مطلب روی تیتر کلیک کنید. قسمت 40 سریال ترکی وحشی هومن رفته به مطب دوستش و بهش میگه من فکر کنم یه پسر دارم می خوام مطمئن بشم دوستش میگه پس دی ان ای می خوای؟ هومن تایید می کنه و لباسی که قبلاً یامان موقع پانسمان کردن زخمش تو خونه هومن درآورده بود را بهش میده دوست هومن بهش میگه خبرت می کنم. تو بیمارستان پلیس ها میرن سراغ نسلیهان، سرهان
شجریان نام و دانشش را از قبل انقلاب داشت/ بابت شهریه، یک ریال هم به استاد شجریان ندادیم/شجریان زدگی که ...
و بر قلب و دست مردمان سرزمینش تا خاک توس برده شد تا در پیشگاه خداوندگار زبان پارسی که چون او سال ها رنج برده بود تا نگهدار چراغ فرهنگ در تندبادها باشد، آرام گیرد. محمدرضا شجریان که بی هیچ پیشوند و پسوندی نامش به کمال بود، در حیاطی آرام گرفت که چندقدمی آن سوترش، یاروغار و همدلی از خراسانیان مهدی اخوان ثالث رحل اقامت ابدی داشت. همان که شجریان از او خوانده بود قاصدک/ ابرهای همه عالم/ شب و روز
وقتی شهید حاج احمد کاظمی آرپی چی زن شد
که ایستاده بود صورت و محاسنش غرق خون شد، اما جهت حفظ روحیه رزمندگان حاضر نبود، به عقب برگردد. با مقاومت و ایستادگی رزمندگان، نخستین مأموریت محوله به گردان انبیا با موفقیت به پایان می رسد و آنها وارد دومین مرحله عملیات می شوند: حرکت به سمت منطقه مرزی از سمت جاده اهواز-خرمشهر دومین مأموریت ما در این عملیات بود که در این مرحله، تا منطقه بی طرف که یک منطقه چهار، پنج کیلومتری حائل میان مرز
عصر شعر راز نصرالله در اراک برگزار شد
/> ای غزه برای تو جز افسوس نداریم با این همه غمخوار چه جای نگرانی است؟ مصری که فشرده است گلوگاه رفح راه ایران عزیزی که سرش گرمِ گرانی است رسم الخط امروز تو خون است و گلوله نه گویش عِبری و نه خط سُریانی است در سفره تان نانی اگر نیست، خدا هست در خانه ما رونق اگر هست صفا نیست سد بسته ای امروز به هرزآبه صهیون تقدیر تو سنگی است که
نگاهی به زندگی سیاسی محمدرضا شجریان؛ از بیداد تا تفنگت را زمین بگذار
او از سال 1388 تا 1399 که در تهران درگذشت، دیگر در ایران روی صحنه نرفت. شاید برخی بگویند که شجریان در این سال ها درگیر بیماری بود. چرا که او در سال 1395 در پیام ویدیویی که برای نوروز و از خارج کشور برای مردم صادر کرد، از هم نشینی و دوستی اش با یک بیماری 15 ساله خبر داد که بعد مشخص شد سرطان است. اما با این همه و به رغم بستری شدن های گاه و بیگاه در بیمارستان، شجریان به فعالیت هایش ادامه می داد و در مهر 1393 نیز تور اروپایی کنسرت هایش در امارات، انگلیس، سوئد، اتریش، آلمان و فرانسه را برگزار کرد.
چه سرسبز بود دره من فراخوان دوباره جنگِ صریح، در ذاکره انسان امروز
، ترکیبی است از آثار مرتبط با دفاع مقدس ایران و مقاومت مقدس فلسطین. این هم نشینی، تذکری نافع به این مطلب است که مبارزه در مواقف و مواقیت تاریخی اشکال گوناگونی به خود می گیرد اما هیچ گاه متوقف نمی َشود. ما امروز هم در جنگ هستیم؛ رو به آتش . اما این، همه ماجرا نیست. جنگ ما جنگ آتش ها و آهن ها نبوده و نیست. این جنگ، لطافت و روحانیت خاصی دارد که در آثار میرفتاح منعکس شده است. بیشتر تابلوها و
ماجرای فرستادن پرستو برای به تله انداختن فرزند امام خمینی چه بود؟
چه بود. البته شیخ رشتی به آقای صانعی بسنده نکرده بود و پیش یک آقایی به نام فیض رفته بود که در قصه ی تبعید حاج آقا (امام) ساواکی ها به فکر این که چون حاج آقا در 15 خرداد در آن خانه بوده امروز هم آن جا هست، به آن خانه رفته بودند و در اثر لگد زدن به در سر این بنده خدا شکسته بود. این بنده خدا هم آمد ماجرا را به ما گفت. صبح فردای آن روز دیدم شجونی که دو هفته قبل از این ماجرا
هدیه ویژه ای که شهید نصرالله در تشرف به حرم مطهر رضوی دریافت کرد
علامه داده اند. در واقع او پیش از اینکه وارد حوزه مبارزه و جهاد شود، حوزه های علمیه نجف و قم را درک کرده و درس خوانده بود که این ویژگی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. شهید سیّدحسن نصرالله دارای روحیه مقاومت و ایستادگی بود و بدون مبالغه از مصادیق آیه شریفه فَاستَقِم کَما اُمِرت و امر الهی است. او 30 سال در راه مبارزه و جهاد با مستکبرین، اشغالگران، ستمگران و جنایتکاران -که همه اینها در
مسعود کیمیایی: من به این انقلاب بدهکارم
مربوط نیست علی مفتش کارمند آگاهی با هشت سر عائله در رابطه با حشیش و فروش و مشتریان معتادش... جوونای بیکار قالپاق دزد و دختر فراری ده که تو شهر زن فروش ها دنبالش هستن به ما مربوطه. بگردیم موسیقی بعد از انقلاب را پیدا کنیم که حرکتی ایرانی داشته باشد از کاشی کاری و قالی بافی و رزمندگی و حافظ و فرخی و یزدی جدا نباشد. شعر ترانه ها از تو رفتی این طور شد و... چشمات اگه رنگ شب باشه
خواهرم حجاب تو کوبنده تر از خون من است | فرازی از وصیت شهید "خلیل علی آبادی"
/> بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان کسانی که بخدا ایمان آوردند و از شهر و دیارشان هجرت کردند و در راه خدا با مال و جانشان مجاهدت کردند برای آنان در پیش خداوند مقام و منزلتی بزرگ دارند. مدتی است که میخواهم وصیت نامه بنویسم فرصت نمی شود. امروز از فرصتی که پیش آمده قبل از رفتن به مأموریت استفاده می کنم به مادرم می گویم که بر تو بشارت باد که خداوند این سعادت را نصیب تو کرد که فرزندت
داستان شنیدنی نی ریز
در نی ریز سه هیئت اصلی عزاداری بود؛ یکی محله و یکی بازار و محله کیان، بقیه هم کوچک تر بودند مثل کوچه بالا و آبادزردشت. این ها که بزرگ تر بودند نخل و کجاوه داشتند. شب تاسوعا و روز تاسوعا تکیه ی محله می رفت بازار و در حیاط خانه ی معاون الدیوان عزاداری می کردند. خانه ی معاون الدیوان که دارالحکومه هم بود در مرکز شهر قرار داشت. (ضلع شمالی این ساختمان میدان 15 خرداد حد واسط خیابان قدس و طالقانی بود. ضلع