بخواهند را می توانند انجام دهند. اما چرا؟ چون یک بیماری وحشتناک جهان را نابود کرده یا دنیای بیرون به خاطر انفجارهای هسته ای غیرقابل زندگی شده؟ خیر، فقط به این دلیل که همه ی آدم ها -به دلایل نامشخص- مضطرب و عاری از اعتماد به نفس هستند، از دنیای بیرون وحشت دارند و ترجیح می دهند در خانه ی امن شان باقی بمانند و بدل های خود را به جهان بیرون بفرستند. مردم در این آینده ی خیالی، نگرانی بیشتری
، برای اینکه بتوانیم به جلو حرکت کنیم و برای همیشه در چنگال آسیب های گذشته یا حتی توهین های روزانه ای که هر انسانی در معرض آن قرار دارد گرفتار نباشیم، باید بتوانیم آنچه را که اتفاق افتاده پشت سر بگذاریم و سختی هایی را که مجبور به تحمل آنها بودیم فراموش کنیم. چه کسی می تواند رانندگی کند آنهم در حالی که خاطره یک تصادف وحشتناک را که جانش را تهدید کرده، همواره در ذهنش داشته باشد؟ چه کسی می تواند
در مسیر های پر برف با او کار می کرد. دختر دیگرش از سن 15 سالگی، چهارسال در این مسیر کولبری کرده بود. مثل دختران 15 ساله دیگری بودند که همراه مادران شان کولبری می کردند. نوری می گوید، این زن شش بار پایش را عمل کرده بود، دیسک کمر داشت و بیماری های دیگری هم به دلیل کولبری دچارش شده بود. چند سال آخر، کولبری را کنار گذاشته بود و با چند زن دیگر انبارداری را شروع کرده بودند. زن های عراقی هم که
شَرّ درست می کند، به وحدت نمی رسد. از سال 88 به بعد ما دیگر فقط شورش داریم و جنبش اجتماعی و سیاسی نداریم. یعنی مخالفین جمهوری اسلامی ایران دیگر یک جنبش سیاسی نیستند. خواسته ها چیست؟ [اعتراض به اینکه] چرا بنزین گران می شود، چرا اینترنت کند است، چرا به حجاب من گیر می دهید؟ حق دارد. در جامعه ای که سیاست و داستان غایب می شود آدم ها حق دارند از طریق زندگیِ شخصیِ خود معنا تولید کنند. اما اگریک عده ای
تحصیل می کنند، اگر خدای ناکرده رخدادی تلخ و سوگ نامه مثل شین آباد پیرانشهر اتفاق بیفتد؛ چه کسی مسئول است؟ را نمی دانیم؛ اما می دانیم مثل همه رخداد های حوزه نظام آموزشی در مناطق محروم کشور - ماست مالی - می شود، روزنامه پیام ما در این شماره در میزگرد تحلیلی با پنج نفر از معلم های در شهرستان های استان از جمله ناصر رحمانی کارشناس ارشد ریاضی، صدیق محمد جانی کارشناس ارشد زبان انگلیسی، رامان عبدی دکتری