سایر خبرها
ترفند عجیب یک زن برای گرفتن طلاق
/> روز بعد وقتی قاضی شعبه 244 دادگاه خانواده مجتمع قضایی صدر در حال بررسی پرونده بود تا حکم طلاق را صادر کند، متوجه شد امضای مردی که در جلسه اول به دادگاه آمده، با امضای مردی که در جلسه دوم آمده بود، مطابقت ندارد و همین باعث شک او و منشی دادگاه شد. در این مرحله قاضی دادگاه، شوهر زن جوان را به دادگاه فراخواند و با تحقیق از وی معلوم شد او در جلسه دوم حاضر نشده و خواستار جدایی از همسرش نیست. همین اظهارات
پدران و ازدواج اجباری دختران
اجباری دختران را از واقعه ای که سال ها قبل در لبنان دیده، وام گرفته است. او همچنین ماجرای زایمان داخل آب را از یک زن صبّی ایرانی آموخته است و آنقدر به این موضوع اعتقاد ورزیده که دو فرزندش را به همین روش در استخر خانه به دنیا آورده است (توضیحاً اینکه صبّی یا صابئی قومی در خوزستان هستند که خود را پیرو حضرت یحیی(ع) می خوانند). دیوان حافظ در فیلم، جزو کتب مورد علاقۀ بانو است و او نهایتاً آن را به نیلوفر
همسرم قاتل است اما هنوز دوستش دارم
گرفتم و شوهرم او را خفه کرد. اگر انگیزه تو و همسرت فقط قتل بود، چرا از خانه مقتول سرقت کردید؟ هر دو معتاد بودیم و وضع مالی خوبی نداشتیم. بعد از کشتن زن جوان وسوسه شدیم از آنجا سرقت کنیم. 200 هزار تومان پول و دو مجسمه از آنجا سرقت کردیم. مقتول تنها زندگی می کرد؟ بله. او از همسرش جدا شده بود. همسرم قرار بود با او ازدواج کند اما متوجه می شود زن جوان مشکلات روحی
نجات مرد عکاس از مجازات مرگ
همسرش را کشت، به همین خاطر تقاضای تبرئه او را دارم. موکلم علاقه زیادی به همسرش داشت و به همین دلیل بعد از قتل دچار مشکلات روحی شده و در بیمارستان بستری است. او در زندگی اش حتی یک تخلف رانندگی نیز نداشته و در یک لحظه اقدام به قتل کرده بود. او با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را کسب کرد، اما با این حال تقاضای تبرئه او را دارم. قضات دادگاه پس از رسیدگی به پرونده، مرد عکاس را به سه سال زندان محکوم کردند.
زندگی جهنمی در خانه شوهر شکاک
کنم و با شوهرم اختلاف دارم. به خودم می گفتم مردم اگر بفهمند می شوم نقل مجالس شان. هنوز خاطرات تلخ زمان جدایی از همسر اولم را خوب به یاد دارم. در 22 سالگی مهر طلاق به شناسنامه ام خورد و برچسب مطلقه بودن روی پیشانی ام نشست. با اینکه همه می دانستند همسرم اعتیاد دارد و ازدواجم هم ساده و سنتی برگزار شده مرا برای انتخاب غلطم مقصر می دانستند. به همین خاطر یک سال بعد از جدایی ام وقتی به پیشنهاد
"تلخ"، اما واقعی؛ زیر پوست همین شهر
به جان تو و زندگی ات بیفتد مثل خوره تمام زندگی ات را می خورد و از هست و نیست زندگی، نیستش را برایت می گذارد و تمام هستی ات را به باد می دهد. "نداری" جای دوری هم نیست، ممکن است همین الان پشت در باشد، مثل در خانه پدری "زلیخا"... و وای به روزی که در واشود و تو بیاید... ..."کاری به کار من نداشته باش و گرنه اسید می ریزم تو صورتت" این جمله آخر شوهرم بود بعد از چند سالی که برای ترک
گفتگوی خواندنی با همسر شهید مدافع حرم صادق عدالت اکبری
همسر آینده اش بود و از طرفی چون خواهر نداشت، زن عمویشان برایش خواهری می کند و واسطه ازدواجمان می شود. اما در واقع زندگی من با همسرم از نماز استغاثه به حضرت زهرا(س) آغاز شد. یک روز قبل از اینکه مادرم از موضوع خواستگاری صادق بگوید، نماز استغاثه حضرت زهرا(س) را خواندم و ادامه زندگی و تحصیلاتم را به ایشان واگذار کردم. اول اردیبهشت ماه سال 1391 بود که مادر از صادق برایم گفت و به همین ترتیب بعد از طی
سکوت؛ موثرترین روش مبارزه با خشم در روابط زناشویی
چنین فکر می کنندکه اگر در مقابل خشم شوهرم سکوت کنم، احترام و موقعیت خودم را از دست می دهم و خوار و خفیف می شوم. در صورتی که قضیه کاملاً برعکس است. اگر فرد در حال عصبانیت همسرش را مورد توهین و دشنام قرار داد و از او عکس العملی ندید، بعداً به طور حتم پشیمان خواهد شد. سکوت او را یک نوع فداکاری و ادب می شمارد و علاقه اش چند برابر خواهد شد، در حال عادی فکر می کند، با این که به همسرم توهین کردم و می توانست
اسلام کاظمیه به پدرم می گفت در ایران طرفدار داری!
دکتر امینی چگونه فکر می کرد؟ جمع بندی شما پس از این همه سال چیست؟ اتفاقاً این نکته برایم خیلی جالب است، چون خودم در دربار بودم. دخترخاله ام زن شاهپور غلامرضا بود. البته مدتی بعد، بین آنها طلاق اتفاق افتاد و ایشان دختر سرلشکر جهانبانی را گرفت. در دوره ای که دخترخاله ام زن شاهپور غلامرضا بود، زیاد به دربار می رفتم، یعنی سه، چهار شب در هفته، یا خانه شاهدخت شمس بودم یا ملکه مادر یا شاهدخت
رابطه شرم آور زن شوهردار با مرد همسایه دخترش را به منجلاب برد
مرد همسایه پدرم را تهدید کرد که اگر یک بار دیگر دست روی مادرم بلند کند، استشهادی علیه او از همسایه ها خواهد گرفت و او را به دادگاه خواهد کشاند. پدر پس از دعوا با مرد همسایه، به خانه آمد و در حالی که با کمربند به جان مادر افتاده بود، می گفت: "حالا دیگه چی می گی؟! مردک بی همه چیز خیلی راحت پیش من از تو طرفداری می کنه. خب حق هم داره. حتما تو بهش در باغ سبز نشون دادی و اونم حسابی چشمش تو رو
عدالت؛ اساسی ترین اصل اسلام است/ازدواج برابر مفهوم و معنی درستی ندارد
مرد درخواست نفقه بدهد و دادگاه می گوید زن تمکین نکرده است و به او نفقه تعلق نمی گیرد، فقط و فقط همین و هیچ اثر قضایی دیگری ندارد. فرض کنید دختری به عقد مردی دربیاید و بعد از مدتی به این نتیجه برسد که نمی خواهد با این مرد زندگی نماید. نهایت این کار چیزی جز طلاق نیست. در قوانین ما طلاق به انواع محدودی تقسیم شده است درصورتی که ازلحاظ قضایی به وضوح شاهد این هستیم که دادگاه های ما انواع طلاق متاخذ از
به حریم خصوصی هم احترام بگذاریم
احترام بگذارند. البته این بدان معنا نیست که زن و شوهر از فکر و احساس هم بی خبر باشند و برایشان مهم نباشد که درون همسرشان چه می گذرد، بلکه بدان معناست که به احساسات و افکار هم احترام بگذارند و همدیگر را از حقوق طبیعی شان محروم نکنند. همسرتان لحظه هایی می خواهد در خلوت خودش تنها باشد، به فعالیت های مورد علاقه اش که ممکن است شما اصلاً به آن ها علاقه نداشته باشید بپردازد یا هر چند وقت با دوستان
ماجرای تکان دهنده زنی که همسرش را در اتاق خوابشان به قتل رساند
از او رابه وکیلم واگذار کنم و تا پایان یافتن کارهای اداری طلاق برای این که رنج دوری از دخترم را به جان نخرم، با وعدهای پوچالی برخلاف آن چه در وجودم می گذشت، به سر زندگیم باز گشته و این چنین وانمود کنم که هنوز او را دوست داشته و علاقه مند به ادامه زندگی با او هستم. دوباره زندگی را در کنار او آغاز کردم، باز مجبور بودم که همان اعمال بی پایان نابهنجار او را تحمل کنم و در حالی که از درون
ویژگی های افراد بدگمان اینگونه است
. همسرم گفت تو این چیزها را نمی فهمی، بهتر است جایی کار کنی که فقط همکار مرد داشته باشی! آن موقع فکر کردم که او کمی حسود است! نمونه (4)، هنگام درخواست طلاق شوهرم اجازه نمی دهد حتی برای خریدن شیر خشک دختر کوچکم به تنهایی بیرون بروم. او می گوید همه مردها بد هستند و با نظر بد، به من نگاه می کنند و قصد بدی راجع به من دارند. در این چند سال که ازدواج کرده ایم هیچ وقت اجازه نداده بستنی
آسیب های زنانه ای که اجتماعی می شود
ازدواج خود را قربانی بی سوادی و فقر خانواده اش عنوان می کند و اعتیاد و اسیب های وارده به کانون خانواده اش را ناشی از اعتیاد همسرش می خواند. وی که به قول خودش غمهایش داستانی نامتناهی دارد به ما می گوید: خانواده ام از وضعیت مالی چندانی برخوردار نبود و لذا پدرم حاضر شد در ازای گرفتن 2 میلیون و 200 هزار تومان شیر بها مرا به عقد مردی با تفاوت سنی ده سال درآورد. وی افزود: همسرم
"بگذار کز دامان شب فردا برآید"
دوستانم کمک کرد. جمعاً چند نفر بودید؟ فکر میکنم 34 نفر بودیم. آنجا در بازجویی، ابتدا ما را محکوم کردند، بعد رفتیم ضمانت دادیم و از زندان در آمدیم، اما تازه مشکل شروع شده بود. چهار سال تمام، مرتب ما را به شهرانی مشهد میبردند و میآوردند، چون دادگاه تشکیل نمیشد. البته این کار آنها عمدی بود. بنا داشتند ما را اذیت کنند. به همین خاطر من در آن سالها گاه بیکار بودم و کار ثابتی نداشتم و هر
رامهرمزی از دفاع مقدس می گوید
اجتماعی ازجمله شیوه طراحی مسکن و فضاهای تفریحی، ورزشی پیدا کنیم ومرتب دور خودمان نچرخیم و این پرسش را تکرار نکنیم که "چرا فرهنگ عمومی ما تنزل کرده و در سبک زندگی دچار مشکل هستیم". **راه اندازی دفتر مطالعات زنان در دفاع مقدس یک نیاز جدی است در موضوع زن در جنگ به یک دفتر مطالعات تخصصی نیاز داریم؛ البته سال هاست که این موضوع را مطرح کرده ایم و همواره هم این موضوع مورد بی مهری قرار گرفته است. البته مراکز تحقیقاتی جنگ می توانند بخشی از فعالیت های شان را به این موضوع اختصاص دهند؛ اما از قرار معلوم هنوز احساس نیاز نکرده اند. ...
قرآن و روان درمانی افسردگی
ماندنی تر و موفق تر می باشند. اصمعی وزیر خلیفه عباسی در بیابان به خیمه ای رسید. زنی جوان و صاحب جمال درخیمه بود. اصمعی از او آب طلبید. زن گفت: شوهرم نیست و اجازه ندارم به شما آب بدهم. ولی اجازه شیر این بز بدست خودم است. زن از شیر به اصمعی داد. در این موقع یک سیاهی از دور پیداشد. زن گفت: شوهرم است که از صحرا برمی گردد. وقتی شتر سوار رسید، زن باستقبال او رفت و بر او سلام کرد، پاهای او را شست و
زیاده روی در رابطه جنسی چه عوارضی دارد؟
مردی 29 ساله و متاهل هستم که 2 سال است ازدواج کرده ام. آیا برقراری رابطه زناشویی به دفعات زیاد برای من و همسرم ضرر دارد؟ قبل از پاسخگویی به پرسش بالا باید سوال کنم که اصولا منظورتان از کلمه زیاد چیست؟ برای برقراری روابط زناشویی در روز یا هفته، عدد و رقم خاصی ذکر نشده است. عده ای سوال می کنند که مثلا در دهه چهارم زندگی چند بار روابط زناشویی در هفته لازم است، درحالی که به هیچ وجه در مورد