سایر منابع:
سایر خبرها
دیگر نمی خواهم محیط بان باشم/ کسی که شکار بزند خیر نمی بیند
لاله های واژگون نوشته یادآوری می کند: من سیزده روز بود که عقد کرده بودم و می خواستم ازدواج کنم، بعد با گذشت سه ماه از حادثه حکم اعدام گرفتم. خودت می دانی از یک فضای باز و پر از گل و آبشار و از معاشرت با آدم های با فرهنگ محیط زیست بروی به زندانی که هرچند همه شان بد نیستند اما بالاخره خلافکارها را آن جا نگه می دارند یعنی چه. واقعاً زندان جای بدی است. اولین جایی که رفتم پاسگاه محل خدمتم بود
خاطرات عکاسی از گلستان؛ سرزمین رنگ ها و قوم ها
بی بی شهربانو که یکی از سوژه های عکاسی اش بود می داند. بعد از منتشر شدن مجموعه عکس روزگار سخت بی بی شهربانو توسط رزاقی کمک های مردمی به شکل کاملاً خودجوش جمع می شود و مشکل بی بی شهربانو برطرف می شود. وی در ادامه اضافه می کند: من با اتفاقی که برای مسعود پسربچه 4 ساله ای که کارتن خواب بود رخ داد به معجزه دوربین پی بردم و امروز این کودک صاحب خانواده شده است، گرچه تمایل داشتم خودم او را به
شهید حسن باقری به روایت بیسیم چی اش
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، آنچه می خوانید، خاطره ای از سردار حمید اصلانی درباره سرلشکر شهید حسن باقری است: آشنایی من با حسن باقری به قبل از عملیات فتح المبین برمی گردد. به دلیل علاقه ای که به گردان پیاده داشتم موافقت او را گرفتم و در آن عملیات با عزیزانی مثل سلطانی و داداش حسینی بودم. از منظر شاگرد و کسی که دورة کوتاهی در رکابش بودم باید بگویم که او تمام نبوغش را در تربیت و
از نظم قرآن تا نظم تاریخ ایران
. رستم کوشان، با وجود آنکه از حدود سال 1340 متوجه می شود می تواند دست به قلم شود، سال های سال این ذوق را در وجود خودش نادیده می گیرد؛ در همان زمان ها که دبیر بودم نخستین کتابم را به نام جاذبه خون نوشتم. در آن دوران چندان پیگیر چاپ کتاب نبودم، تا زمانی که بازنشسته شدم. سال 73 آن را بازنویسی کردم و سال 74 با عنوان من و پروانه به چاپ رساندم. بعد از انتشار نخستین کتابم بود که به این باور رسیدم که می
گفتگو با بهرام رادان؛ ستاره جسور دو دهه اخیر سینمای ایران
کنید و اگر به راه تان ادامه بدهید، سرنوشتی دیگر برایتان رقم می خورد. مثلا من همان زمان که برای بازی در فیلم بی پولی حمید نعمت الله قرارداد بسته بودم، از کارگردان برجسته دیگری پیشنهاد بازی داشتم که همان تقدیر یا سرنوشت در محقق نشدن این همکاری نقش داشت. بعضی مواقع با دوستان درباره این تغییر مسیر بحث می کنیم. به نظرم اگر تقدیری خاص برای فردی تعیین شده باشد، تمام درها برایش باز می شود ولو
قتل هولناک درپی پیشنهاد بی شرمانه
متهم می کرد و می گفت تو چک را سرقت کرده ای درحالی که من اصلا در جریان سرقت چک نبودم. او درباره نحوه آشنایی اش با امیر گفت: برادر من مستأجر امیر بود و در رفت وآمدهایی که با برادرم داشتم، با امیر آشنا شدم و رابطه دوستانه ای با هم برقرار کردیم و با هم رفت وآمد داشتیم، اما مدتی بعد او مرا متهم به دزدی کرد. وقتی مأموران موفق شدند رد تلفن همراه مقتول را پیدا کنند، به مردی افغان رسیدند که تلفن دست او بود
کریمی: به خاطر تمرین زدگی اصلا هیچ میلی به کشتی گرفتن نداشتم
به گزارش ایلنا، علیرضا کریمی درباره علت عملکرد ضعیفش در جام جهانی کشتی آزاد گفت: به دلیل اینکه در تمرینات تحت فشار زیادی قرار داشتم، از نظر روحی خسته بودم و به همین علت میلی برای کشتی گرفتن نداشتم و نتوانستم عملکرد مناسبی را به نمایش بگذارم. وی ادامه داد: در مدت زیادی که در اردوهای متوالی تیم ملی بودم دچار خستگی روحی و روانی شدم و به خاطر تمرین زدگی اصلا هیچ میلی به کشتی گرفتن نداشتم
نوری: به 3 دلیل تراکتورسازی را انتخاب کردم/ خوشحالم شاگرد قلعه نویی شدم
پرسپولیس هم وقتی مرا می دیدند، می خواستند که به این تیم برگردم ولی بازگشت به پرسپولیس دست خودم نبود. کاپیتان پیشین پرسپولیس در مورد دلایل انتخاب تراکتورسازی گفت: من چند پیشنهاد دیگر هم داشتم ولی تراکتورسازی را به 3 دلیل انتخاب کردم. یکی از دلایل مهم هواداران پرشمار تراکتورسازی بود، دلیل دیگر پتانسیل این تیم برای قهرمانی و یک دلیل دیگر حضور افرادی مثل قلعه نویی و آجورلو در تراکتورسازی بود. خوشحالم شاگرد قلعه نویی شدم.
رحیمی: مقابل آمریکا حیثیتی کشتی گرفتیم
کشتی بگیرم هر چند که کادرفنی ابراز رضایت کرد، ولی خودم از کشتی که در فینال گرفته ام رضایت ندارم چرا که معتقدم اگر می خواهم خوش رنگ ترین مدال المپیک را بگیرم باید بهتر از اینها کشتی می گرفتم. ان شا ء الله با بررسی هر چه بیشتر روی اشتباه هایم بتوانم در فرصت باقی مانده تا المپیک آنها را بر طرف کنم. رحیمی در پایان درباره شکست آمریکا نیز خاطر نشان کرد: آمریکا برای سومین بار در کشور خود مغلوب
یزدانی: مصافم با باروز به المپیک کشیده شد
به گزارش خبرگزاری"دی اسپورت":آزادکار وزن 74 کیلوگرم تیم ملی گفت: دوست داشتم با جردن باروز حریف نامدار آمریکایی در ر قا بت های جام جهانی کشتی بگیرم، اما قسمت نشد و امیدوارم در المپیک مقابل او کشتی خوبی بگیرم. حسن یزدانی درباره قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد در ر قا بت های جا م جها نی آمریکا، اظها ر کرد: سطح مسابقات جا م جها نی آمریکا نسبت به سال های گذشته بسیار بالاتر بود و تیم هایی نظیر
جلالی هم عربده می کشید اما منعکس نمی شد!
نکرده بودم. عضو هیأت علمی رسمی و دانشیار پایه 26 دانشگاه تربیت مدرس هستم. سر کلاس می روم. در سر کلاس هم با دانشجویان چالش و بحثی دارید؟ اگر بپرسند جواب شان را می دهم. از این مشکلاتی که در مجلس داشتید در دانشگاه ندارید؟ نه هیچ دانشجویی در این 12 سال با وجود اینکه ممکن بود ذائقه سیاسی من را هم نپسندند، نبود که من را نپسندند. من دانشجویان زیادی داشتم که
خانواده شهید مومنی در تهران مفقودالاثرند!
از اینکه موقع ورودمان مادر با وجود دردپا از پله ها پایین آمد و از ما استقبال کرد، عذرخواهی می کند. مادر می گوید ما هیچوقت مهمانی برایمان نمی آید. خیلی خوشحالمان کردید که به ما سر زدید. وسایلمان را برمی داریم. طوبی هم دفترش را در کیف می گذارد. کارنامه اش را که از بالای کمد آورده، می خواهم سرجایش بگذارم اما قبول نمی کند. می گوید خودم می گذارم. آن را از دستم می گیرد و با یک پَرَش آن را بالای کمد می
اگر نامزد ریاست جمهوری هم بودم به نفع کسی کنار نمی رفتم/برگزاری سخنرانی همه نامزدها در یک روز کار ...
، البته در شش ماه ابتدایی سال برنامه ای برای حضور در کار زار انتخابات نداشتم. اما با وجود بررسی ها و مذاکراتی که با دوستان خودم در این خصوص داشتم و با توجه به چالش ها و معضلاتی که در شهرستان های بویر احمد و دنا وجود داشت، و توانایی که در خود برای حل این مشکلات می دیدم پا به عرصه انتخابات گذاشتم که متاسفانه شکست خوردم ، البته شکست که نمی توان گفت چرا که در اصل توفیقی بود که برای خدمت به
یزدانی: دوست داشتم با باروس سرشاخ شوم
به گزارش ترنم دشتی به نقل از؛ مشرق ، حسن یزدانی در خصوص غیبت جردن باروس در مسابقات جام جهانی اظهار داشت: مسابقات خوبی بود و البته باروس نیز گویا همسرش زایمان کرده بود و به مسابقات نیامد. وی افزود: دوست داشتم قبل از المپیک یک کشتی با او بگیرم تا با نحوه کشتی های او آشنا شوم اما نشد. من نسبتا در این مسابقات از عملکردم راضی بودم. در کشتی اول بدنم سنگین بود و به آمادگی لازم نرسیدم و راضی
آغاز سرفه های خونی با یک سفر/ طالب زاده: تا مدت ها هم نمی دانستم علت حال بدم چیست
خونی شده اید. طالب زاده: خلاصه اش این است. یک سال و نیم پیش به گروهی از لبنان برای راهپیمایی اربعین به عراق رفتم. که چمدان من را از هتلی که در نجف بودم از میان صد ها چمدان برداشتند و 5 الی 6 روز بعد در کربلا نصفه شب تحویلم دادند. لپ تاپ من را خالی و بررسی های کامل را انجام داده بودند. از همان روز که چمدان را تحویل گرفتم حالم بد شد اما متوجه این ماجرا نبودم. *اطلاعات لپ تاپم
کریمی: از نظر روحی خسته بودم و میلی برای کشتی گرفتن نداشتم
خوشحالم عملکرد بد من باعث عدم نتیجه گیری ایران نشدکریمی: از نظر روحی خسته بودم و میلی برای کشتی گرفتن نداشتم به گزارش خبرگزاری فارس، علیرضا کریمی درباره علت عملکرد ضعیفش در جام جهانی کشتی آزاد گفت: به دلیل اینکه در تمرینات تحت فشار زیادی قرار داشتم، از نظر روحی خسته بودم و به همین علت میلی برای کشتی گرفتن نداشتم و نتوانستم عملکرد مناسبی را به نمایش بگذارم. وی ادامه داد: در
مربی قرآنی کودک ونوجوان در گفتگوبا"دریا":قرآن را باقصه گویی،بازی و کاردستی آموزش می دهم
و کارقرآنی را حدودا 4سال هست که دنبال می کنم. هرچند که فعالیتهای من شاید هیچ ارتباطی با رشته ی تحصلیم نداشته باشد، اماحرکت در این مسیر هم به صرف علاقه و باور قلبی من بوده است.اما رشته تحصیلی ام قطعا تاثیراتی هرچند دورا دور داشته است. هنرمند گفت: کار قرآنی را ابتدا در قالب تفسیر شروع کردم و چند سال در این زمینه فعالیت داشتم و کلاسهایی را به طور مستمر در این راستا برگزار کردم و آنجا بود که با
من پاهای زن جوان را گرفتم و شوهرم او را خفه کرد
دوست دارم از خودت بگو. میترا، بیست و دو ساله. اتهامم معاونت در قتل و مشارکت در سرقت است. دیگه نمی دانم چه باید از خودم بگویم. متهم به معاونت در قتل چه کسی هستی؟ زن مورد علاقه همسرم. او را کشتیم تا بتوانیم نفس راحتی در زندگی مشترک بکشیم اما بدتر گرفتار شدیم. همسرت قاتل بود؟ بله. من پاهای زن جوان را گرفتم و شوهرم او را خفه کرد.
از کشتی هایم رضایت ندارم/برای المپیک بهترین خواهم بود
داشته است گفت:این که پیروز شدم خیلی مهم نیست این که چطور به بُرد رسیدم اهمیت دارد،من بدنم سنگین بود و مثل همیشه آماده نبودم به همین دلیل اصلاً از کشتی هایم در این رقابت ها رضایت ندارم. قهرمان جوانان جهان تصریح کرد:شرایط تمرینی که داشتیم اجازه سرعتی کشتی گرفتن را در رقابت های جام جهانی به من و سایر بچه ها نداد،البته این موضوع طبیعی است چرا که کادر فنی برنامه تمربی ملی پوشان را برای حضور در
"فقر" آغازگر الفبای فارسی برای دانش آموزان کم بضاعت/ ورود ممنوع "ندارها" به پیش دبستانی!
، بحران خاموش! جلالی می گوید: من از شروع این کار منتظر نبودم تا افراد نیازمند برای ثبت نام فرزندشان به من مراجعه کنند و خودم پا پیش گذاشتم و آمار کودکان بی سرپرست، بدسرپرست و در حالت کلی نیازمند را از مؤسسات خیریه فعال استان جمع آوری کردم تا بتوانم کودکان زیادی را با همکاری آموزش و پرورش ناحیه یک تبریز ثبت نام کنم. وی می افزاید: خیلی ها به من گفتند، خودت را به زحمت نیانداز و هزینه
پول گرفتم جلوی پرسپولیس می ایستم
هیچ اعتراضی نکردم و برای تیم ملی کشورم آرزوی بهترین ها را داشتم، اکنون نیز برای پرسپولیس بهترین اتفاق را می خواهم. وی ادامه داد: مسلما هر بازیکنی دوست دارد در تیم سابق خود در صورت داشتن توانایی بازی کند و من هم این توانایی را در خودم می دیدم. من به خاطر پول هم از این تیم جدا نشده بودم و همه چیز مشخص است. به هرحال دلخوری وجود ندارد و حتی علی کریمی نتوانست به آرزویش برسد و با پیراهن
دنبال پول بودم استقلالی نمی شدم برای قلبم آمدم
داشتم. واقعا این موضوع را می گویم ولی به دلیل حضور منصوریان در استقلال به این تیم ملحق شدم. *ولی این را هم شنیده ای که خیلی ها می گویند رقم قراردادت با استقلال بالای دو میلیارد است و حتی پیش قرارداد اولت را هم دریافت کرده ای. خدا شاهد است که چنین موضوعی صحت ندارد. وقتی این موضوعات را می نویسند چه کار می توانم انجام دهم. همانطور که گفتم من پیشنهاد مالی خیلی بهتری از تیم های
آژیر نزنید،این سرقت مسلحانه است!
بازسازی صحنه جرم سرقت بانک سینا نیز گفت: آن روز ترسیده بودم چون وقتی به بیرون از بانک نگاه کردم، مصطفی را ندیدم. در سرقت از این بانک ناکام مانده بودم که از محل فرار کردم. مردم به دنبالم می دویدند، جلوی پرایدی را گرفتم و قصد داشتم به زور سوار آن خودرو شوم ولی راننده که به شدت ترسیده بود، پدال گاز را فشرد. در این لحظه چشمم به مصطفی افتاد که جلوتر ایستاده بود، سوار موتورسیکلت شدم و برای آن
جویس هنوز به دابلین بازنگشته است
کرد. امیدوار هم نبودم که این ویزا طوری صادر شود که بتوانم روز شانزدهم ژوئن در دابلین باشم. به موقع، درست یازده روز قبل از بلومزدی، تقریبا خارج از نوبت ویزای من را صادر کردند. بلومزدی شش روزه در ترینیتی کالج اتاقی گرفتم. ترینیتی کالج محل تحصیل جویس نیست. جویس، در یونیورسیتی کالج تحصیل کرده بود. در ایام تعطیلی تابستان دانشگاه، اتاق های آن را در پردیس دانشگاه کرایه می دهند. اتاق تمیز و
درخواست آزادی قاتل به دلیل شناسایی نشدن خانواده مقتول
قانونی انتقال یافت. متهم در بازجویی ها به پلیس گفت: من و بهنام سال ها بود که اعتیاد داشتیم. یک روز به خودم آمدم و دیدم دارم نابود می شوم و همه اعضای خانواده ام را هم نابود می کنم. خانواده ام به خاطر من خیلی در عذاب بودند. به همین خاطر تصمیم گرفتم از مواد دل بکنم به کمپ ترک اعتیاد رفتم و مواد را ترک کردم. مدت ها بود که پاک بودم و دیگر به سمت مواد نمی رفتم و زندگی خیلی خوبی داشتم. تصمیم گرفتم
ستاره اسکندری: از مرگ می ترسم
سریال به عنوان کارگردان جوان خوش ذوق مطرح است. این ترکیب، مرا برای کار ترغیب کرد، ضمن این که من چند سالی در تلویزیون کار نکرده بودم و دوست داشتم بعد از چند سال وقفه با یک گروه حرفه ای دوباره روی آنتن بیایم که این اتفاق افتاد. به هر حال من هم در میانسالی هستم که یا باید جوان تر از خودم را بازی کنم یا پیرتر، ضمن این که بعد از دندون طلا که نقش یک دختر کولی را بازی کرده بودم و بسیار هم سخت و
به خاطر استرس المپیک دو روز بستری شدم/از تختی دستان بزرگش را در یاد دارم
. بیشتر جذب کارهای هنری شد. فارس: اگر همین الان با اطلاعاتی که دارید به گذشته برگردید باز هم ژیمناستیک را انتخاب می کنید؟ اصلا ورزش می کردید؟ چون آنقدر بچه بودم که به این راه کشیده شدم نمی دانم که چه تصمیمی می گرفتم اما اگر به سنی می رسیدم که خودم حق انتخاب داشتم دنبال موسیقی می رفتم. حتی مدتی هنرستان عالی موسیقی می رفتم و علاقه زیادی داشتم. پیانو هم می زدم اما متاسفانه به
گفت وگوی جالب با عکاس برتر کهگیلویه و بویراحمد
هنر را با آنچه در حوزه علوم اجتماعی یاد گرفتم ادغام کردم و سعی کردم از زیبایی شناسی اکتسابی فضای هنری در این راه استفاده کنم. یعنی در واقع پیوندی بین علوم اجتماعی و عکاسی هنری ایجاد کنم. اما ذاتا خودم بارها و بارها در جاهای مختلف اعلام کردم که من یک هنرمند نیستم. من آدمی هستم که دوربین عکاسی در دستم ابزاری است برای فعالیت فرهنگی. این چیزی نیست که من بخوام پنهانش کنم ولی یک نکته، من آموخته ای در
گفت و گو با اولین بانوی ایرانی فاتح اورست و لوتسه
من وارد نمی شد و فقط لذت می بردم. چند سالی همین طور تفریحی و برای آرامش خودم به کوه می رفتم. هرچند سنگین کار می کردم و به خود فشار می آوردم، ولی اصلا به فکر این که قرار باشد قله خاصی را صعود کنم یا هدف خاصی داشته باشه نبودم. اصلا به حر فه ای کار کردن فکر نمی کردم و اولین قله ای که صعود کردم توچال بود. همین طور اتفاقی کوه را بالا می رفتم و با یک کوهنورد دیگر صحبت می کردم، ناگهان همنوردم گفت به قله