ارثیه پدری زندگی عاشقانه زوج جوان را به تباهی کشاند
سایر منابع:
سایر خبرها
با اصرار همسرم زنی را صیغه کردم، اما پسرش مرا به خاک سیاه نشاند
مغازه شدم و روز به روز تجارتم راگسترده ترکردم ولی با آن که سال ها از زندگی مشترک من و ساغر می گذشت ولی صاحب فرزندی نشدیم. در این میان ساغر همواره اصرار می کرد تا من با زن دیگری هم ازدواج کنم. با وجود این نمی توانستم به خواسته همسرم عمل کنم اگر چه یقین داشتم ساغر از صمیم قلب مرا ترغیب به ازدواج مجدد می کند اما خوب می دانستم که هیچ زنی طاقت ندارد تا زندگی اش را با زن دیگری شریک شود.
انتقام سیاه زن به خاطر خیانت شوهرش ! / پشیمانی خیانت در خیانت !
. تا اینکه در فضای مجازی با مردی که همسن خودم بود آشنا شدم و با او دردودل کردم .بعد از مدتی با هم قرار گذاشتیم که همدیگر را ببینیم و تا وقتی که مدرسه ها بود مشکلی نداشتم و به بهانه مدرسه با آن مرد قرار می گذاشتیم ولی بعد از مدرسه پسر بزرگم که تحت نفوذ پدر و خانواده پدرش است متوجه شد و موضوع را به پدرش گفت. حالا بعد از چند ماه کشمکش ، همسرم به دستور مادر و خواهرانش قصد دارند مرا طلاق
از رفاقت تا خیانت / داستان تلخ زنی که به دست دوستش شکست خورد
سال از من بزرگ تر بود اما گویی کوله باری از تجربه داشت. خلاصه آن روز من در همان نگاه اول عاشق شهباز شدم و با خواسته هایش موافقت کردم. مریم نیز او را تایید کرد و مدعی بود، شهباز جوانی خوش قد و بالا و مهربان است. در همین حال خانواده شهباز هم مرا پسندیدند و بدین ترتیب من و او دوران شیرین نامزدی را آغاز کردیم.یک ماه بعد من در دانشگاه پذیرفته شدم و روزهای زیادی را با نامزدم به تفریح و
آزار شیطانی دختر جوان با تهدید اسید پاشی ! / محیا هستم 17 سال سن دارم !
بود که بعداز این هر دوست شدیم به من تجاوز کرد و حتی منو به بیمارستان نبرد و نصف شب به خونه پدرم برد وتو راه منو تهدید کرد که اگر به کسی بگم به من اسید پاشی می کند و منو تهدید به قتل کرد و گفت تحت هیچ شرایطی اسمی از من نبری و منو فراموش کن. سینا به خواسته شوم خود رسید و منو دچار همچین وضعیت ناجوری شدم حال روحی خوبی ندارم و از خانواده و اجتماع می ترسم در حالیکه از اعتماد من سواستفاده شده
زندگی نامه قدرت الله ایزدی/آقا رشید
. راستش را بخواهید از آن جا که پدر خانم من دو متر و پنج سانت قد داشت، مادرخانم بنده ابتدا کمی تعجب کرد، اما از آنجا که عاشق همسرم شده بودم، عزمم را جزم کردم که هر طور شده ازدواج کنم و همین طور هم شد. روز اولی که عقد کردیم، شب را می خواستم در خانه پدرخانم سر کنم، اما پیژامه ای برای قدم پیدا نمی شد، مجبور شدم با همان شلوارم بخوابم. همسرم هم مرا دوست داشت، پس از ازدواج هم، عشق هر دویمان نسبت به یکدیگر بیشتر شد، تا جایی که او مشوق من برای بازیگری شد. Views: 1
شهدا بهترین الگوهای معرفتی هستند
داشتم در میان کلمات هر کتابی را می دیدم برمی داشتم و می خواندم. اولین بانوی خاطره نگار شهدا در اردبیل از 12 سالگی داستان و نمایشنامه نوشتم. نمایشنامه هایم را در آموزش و پرورش و مدرسه اجرا می کردند. سال 1366 در مسابقه شعری که در شهر مشهد بود رتبه اول شدم. در همان سال ازدواج کردم و دقیقا سه روز بعد از ازدواجم مادرشوهرم مرا به پایگاه بسیج برد و اسمم را نوشت. آرزویش این بود که عروسش
(تصاویر) زندگی خصوصی، عکس های شخصی و بیوگرافی افشین سنگچاپ
فرزندشان هستند. او می گوید: بزرگترین دغدغه ام این است که شرمنده و سرافکنده خانواده ام نباشم و عزیزانم در سلامت و خوشی در کنارم باشند و همسرم بر این بارو بماند که سایبان خوبی برای او و دخترمان هستم. افشین سنگچاپ دارای یک خواهر کوچکتر از خودش است. خواهرش متاهل بوده و دو فرزند دارد. پخش سریال 45 قسمتی وارش به کارگردانی احمد کاوری در آذر ماه 1398 از شبکه سه سیما آغاز شد. این سریال
قد امیر جعفری چقدر است؟
اکبر عبدی. به غیر از بازیگری به چه کاری علاقه دارید؟ بجز بازیگری به کار دیگری علاقه ندارم ،اما خب اگر بازیگر نمی شدم حتما یک کافه کتاب می زدم که هم در آنجا قهوه نوشید و هم کتاب خواند. از آشنایی و ازدواج با خانم رامین فر بگویید؟ من در دورانی که خیلی جوان بودم و فاکتور خاصی برای عاشق شدن هم نداشتم با همسرم ریما آشنا شدم، ولی شک ندارم که اگر با شخص دیگری
قتل شوهر برای رسیدن به کرسی مجلس
در توضیح ماجرا گفت: همسرم در کار خرید و فروش خودرو های خارجی، زمین و خانه فعالیت و وضع مالی خوبی دارد. او روز قبل مثل همیشه برای کار از خانه بیرون رفت، اما دیگر بازنگشت. احتمال دادم برای کاری بیرون از تهران رفته باشد و شام هم منتظرش بودیم، اما خبری از او نشد. نگرانش شدم و با تلفن همراهش تماس گرفتم، خاموش بود. به سراغ خانواده شوهرم رفتم و موضوع گم شدن حسام را به آن ها گفتم و الان همراه برادر شوهرم
متشرع، روشنفکر و تشکیلاتی سه ویژگی مهم شهید یوسفی بود
که این شخصیّت می تواند من را به آن رشد برساند؛ بنابر این، با وجود مخالفت خانواده این شرایط را پذیرفتم. پدرم شدیداً با این ازدواج مخالف بود، چون دوست نداشت بچّه اش را به یک نظامی بدهد؛ می گفت خودم شرایط سختی را گذرانده ام و نمی خواهم بچّه ام هم شرایط سختی را بگذراند. من بین خواهر و برادرهایم جزو لوس ترین بچّه های خانه بودم؛ حتّی بعد از ازدواج و بعد از بچّه دار شدن، من وقتی به خانه ی پدر می رفتم
درباره زهرا دانش و خدمتش به بچه های روستای پیپ لاشار سیستان و بلوچستان/ راه درست بچه ها از مسیر همین ...
می شدم، ملاحظات خودشان را داشتند برای همین خواستند برگردم. در آن زمان من بیش از هر چیز به حمایت عاطفی و آگاهی بخشی نیاز داشتم تا بتوانم مسیرم را ادامه دهم. به علاقه ام اطمینان داشتم اما فکر می کردم آیا در مسیر درستی دارم پیش می روم یا خیر و به این نکته اطمینان نداشتم. نجات از سردرگمی من پس از دو ترم دانشجو بودن در دانشگاه زاهدان به زادگاه خودم برگشتم و در این میان خانواده ام از من
گفتگو با عضو هیات علمی دانشگاه؛ رمز حرفه ای بودن در هر کاری، پشتکار و الگوگیری از خِبرگان آن حرفه است
در آستانه 80 سالگی هستند همچنان کتاب می خوانند و به نظر من الگوهای رفتاری خیلی مهم است، سطح خانواده ما متوسط بود و با این حال پدرم همیشه حامی و مشوق ما در تحصیل بودند؛ همینطور مادرم. همسرم نیز که با صبر زیاد و از جهات مختلف من را یاری می کردند، نقش بسزایی در پیشرفت هایم داشتند و با توجه به اینکه پشتوانه رفتاری را در این موضوع بسیار مهم می دانم سعی می کنم برای دختر کوچکم نیز الگو باشم؛ او
بیوگرافی و تصاویر ریما رامین فر (تصاویر)
تلویزیون است. امیر جعفری با حضور در برنامه دورهمی در کنار مهران مدیری گفت: در یک تئاتر با ریما آشنا شدم و عاشقش شدم. ما 8 سال نامزد بودیم و رکورد نامزدی را شکستیم، چون پول نداشتیم ازدواج کنیم و آن زمان فقط تئاتر کار می کردیم. بعد که وارد تلویزیون شدیم اوضاع بهتر شد و ازدواج کردیم. این زوج هنرمند صاحب یک فرزند به نام آیین هستند. پدر ریما ابوالحسن رامین فر نام دارد. او بنیان گذار شرکت آرملات
بیوگرافی و عکس های ساناز سماواتی (تصاویر)
باتلر را پیدا می کنم یا نه! وقتی که کوچک تر بودم عاشق مرد شش میلیون دلاری بودم و با خودم فکر می کردم بزرگ شدم این مرد را می بینم. کارنامه هنری ساناز سماواتی کار های سینمایی حامی (1373) زن امروز (1375) متهم (1375) کلید ازدواج (1376) فراسوی شک (1377) جوانی (1377) منشی مخصوص من (1393) اینجا کجاست
(عکس) معرفی بازیگران مشهور مرد ایرانی متولد دهه 50؛ از رادان تا تشکر
حضور در برنامه خندوانه خبر ازدواجش با آناهیتا درگاهی را به صورت رسمی اعلام کرد. او در یکی از گفتگو ها درباره نحوه آشنایی شان گفت: با هم دوست بودیم و بعد از مدتی ازدواج کردیم. البته قبل از آن در برنامه ی تلویزیونی گپ او از ازدواجش با شخص دیگری خبر داد. تحقیقات حاکی بر این است که او به عنوان تجربه ی دوم با آناهیتا درگاهی ازدواج کرده است. سیدافشین هاشمی مرغزار از بازیگران مرد دهه 50 (زاده
باید در مکتب سیدحسن نصرالله درس ولایت فقیه بگیریم
تماس گرفت. متوجه شدم حالش خوب نیست، او همان لحظه گفت پیجرهای جدید حزب الله منفجر شده اند و من در فرودگاه فهمیدم چه فاجعه ای رخ داده است. در لحظه گفتم خدا کمک کند، خدا می داند ما چقدر شهید دادیم. بعد عکسی را دیدم که نشان می داد یکی از بچه های دوستم شهید شده است. سریع با دوستم تماس گرفتم و در همان جملات اول فهمیدم که دخترش پیجر را برداشته تا برای پدرش ببرد که با انفجار به شهادت رسیده است. دوستم تعریف
من پناهنده نیستم؛ روایتی از فلسطین 1948
داستان خیالی زنی از روستای طنطوره را بنویسم. روستایی ساحلی در جنوب شهر حیفا. این روستا بعد از اشغال دیگر وجود نداشت و اهالی اش اخراج و خانه هایشان ویران شد. رمان مسیر رقیه و خانواده اش را طی نیم قرن بعد از نکبت 1948 تا سال 2000 روایت می کند و همراه او از روستایش به جنوب لبنان و سپس بیروت و سپس سایر شهر های عربی می رود. چرا طنطوریه ؟ شاید، چون سال ها بود می خواستم درباره ی
جزئیاتی از پرونده کشف جسد در منزل زوجی جوان | دفن جنایت زیر تختخواب
به پلیس آگاهی دعوت کردند و متوجه شدند که او با تعدادی از اهالی محل مشکلاتی داشته است. چند روز بعد از آن، اولین تماس با علی مکث و همسر جوانش گرفته شد و این افراد به همراه چند نفر دیگر به پلیس آگاهی فراخوانده شدند. با حضور این افراد در پلیس آگاهی تحقیقات آغاز شد و کارآگاهان با یافته های علمی متوجه شدند که علی مکث و همسرش جزو مظنونان اصلی این پرونده هستند. این درحالی بود که این زوج جوان
کتاب سید عزیز به دنبال ثبت وجه انسانی سیدحسن نصرالله است
است. سید حسن نصرالله می گفت پدرم یک مغازه داشت که یکشنبه ها تعطیل بود. من و حسین، برادرم دوست داشتیم برویم در جنگل ها بگردیم. بعد پدر همان روز ما را سر مغازه می گذاشت و ما هم در را می بستیم و می رفتیم جنگل می گشتیم. شب می آمد و حسابی کتک می خوردیم. یک شب پدرم خانه مان آمد و گفت یادت می آید چه قدر کتکت می زدم حالا دبیر حزب الله شدی. داوود آبادی افزود: انگیزه من از نگارش کتاب این بود که
روایتی از پزشک مجاهد قمی که در لبنان آسمانی شد
به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهید حیدری متولد قم بود و 25 سال پیش با دختری لبنانی ازدواج می کند و حالا 5 فرزند از او به یادگار مانده است. شهید حیدری قهرمان خط ولایت بود حالا همسر پزشک شهید لب به سخن می گشاید و در وصف شهید علی حیدری می گوید: همسرم خط مقاومت را پیش گرفت و به شهادت رسید. من به او افتخار می کنم. شهید این عقیده را داشت که پایان این مسیر پیروزی و رسیدن
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی امیریل ارجمند
می کردند، چون تربیت و حفظ آرامش خانه به عهده ایشان بود. واقعا هیچ معلمی به خاطر پدرم به من هیچ لطفی نکرد و هر نمره ای که گرفتم، به علت تلاش و زحمت خودم بود. داریوش ارجمند در یک جمله.... یک پدر دوست داشتنی و یک بازیگر محبوب که عاشق مردم و کشورش است. در مورد این سوال که چرا ازدواج ما در سکوت خبری انجام شد و شامل جار و جنجال های مرسوم ازدواج های هنری نشد باید بگویم که
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی مهدی قربانی
ها را بشناسم. رفتن و دیدن آن خانواده ها برای نوجوانی به سن تو خیلی سخت بوده. چند سالت بود؟ 13 سالم بود. هم سخت بود و هم آزاردهنده. بیست و یک روز بعد هم فضایش همان فقر و غم را دارد. ابد و یک روز خیلی فقر نداشت، اصل مضمون داستان اعتیاد بود، ولی خانواده بیست و یک روز بعد ، هم مشکلی مالی داشتند هم مشکل اجتماعی. بیست و یک روز بعد فضای نوجوانانه تری
بانوان طلبه درس مقاومت و بردباری را به همه بانوان جهان آموزش می دهند
داد. وی در ادامه به ویژگی های مادر خود که همسر علامه طباطبایی بود، اشاره کرد و با بیان اینکه مادرم بسیار با قناعت زندگی می کرد، اظهار داشت: مادرم خیلی قانع و بسیار آبرودار بود، پدرم هیچ وقت پول سهم را استفاده نمی کرد و هیچ کسی نمی دانست در خانه ما چه می گذرد. دختر علامه طباطبایی افزود: پدرم به دختران خود بسیار علاقه مند بود، اما معتقد بود که دختر باید زود ازدواج کند، به همین
اولین دیدار با خامنه ای کوچک !
زمینه ساز آشنایی وی با شهید چمران شد. راوی در مورد چگونگی این آشنایی می گوید: در همان روز ها بود که با دکتر مصطفی چمران (ره) آشنا شدم و کم کم رابطه ام با ایشان دوستانه شد. او با مسئولان روستا در جنوب، دیدار های هفتگی داشت. آنان را توجیه می کرد و آموزش های سیاسی می داد. مشکلات اجرایی و تشکیلاتی را از آنان می شنید و برای حل مشکلات، راهنمایی شان می کرد و بعد از پایان جلسات، هرکس به روستایش باز می گشت
که عشق آسان نمود اول...
چقدر که جلوتر رفتیم، جذابیت های روایت ایشان و موضوعاتی که در همان ابتدای جوانی برای ایشان رقم خورده بود، برای من بیشتر شد؛ مثلاً اینکه ایشان زندگی نسبتاً مرفّهی داشتند و به یک دلیل مهم که در ادامه به آن خواهم پرداخت، تصمیم به ازدواج با یک پاسدار می گیرند و پدر و مادر ایشان به دلیل مخالفت با این ازدواج، در عروسی حاضر نمی شوند! موضوعاتی از این قبیل، این قصّه را برای من تبدیل به یک ماجرای پُرکشش و
زندگی، عکس ها و بیوگرافی مریم سعادت (تصاویر)
همه آن ها را ساختم. مخمل کار خودم است و نوک طلا را هم عروسک گردانی کردم و هم به جایش حرف زدم، ولی زی زی گولو را یک جور عجیبی دوست دارم. زی زی گولو اولین تجربه عروسک گردانی من همراه با صدا سر صحنه بود. “ ازدواج و خانواده خانم مریم سعادت ازدواج کرده و متاهل است. ایشان چند فرزند هم دارند، ولی اطلاعات دقیقی از همسر و فرزندان این هنرمند در دسترس نیست. سینما، تلویزیون یا تئاتر؟