ماجرای حنابندان زوج های جوان در حمام تاریخی پونک
سایر منابع:
سایر خبرها
چرا میراث دار فرمانفرما در پونک حسینیه ساخت؟
برده بود بنا کرد و با هزینه شخصی آن را ساخت. بعد از ساخت حسینیه برای نخستین بار مراسم مذهبی پونک در یک مکان ثابت برپا شد و این حسینیه قدیمی با گذشت زمان به نماد وحدت و همدلی اهالی پونک هم تبدیل شد. مدرسه شهید فلاح زاده که در سال های قبل نام خاندان فرمانفرما بر سردر آن حک شده بود هم یادگار دکتر غفار در محله پونک به حساب می آید. دکتر غفار بعد از ساخت حسینیه، قطعه زمین 1500 متری دیگری را وقف ساخت مدرسه
آنان که در این دو آینه مدینه دیدند
هشام بن عبدالملک 55 سال بعد از واقعه کربلا او را در دامنه کوه با لب تشنه سر از بدنش جدا کرده و او را به شهادت می رسانند. مراسم قالی شویان در مشهد اردهال کاظمی در پاسخ به سوال یکی از قاریان که درباره قالی شویان پرسید آیا این قالی همان قالی تاریخی است یا نه، گفت که این قالی به صورت نمادین در مراسم هر سال استفاده می شود. چهار امام زاده واجب التعظیم این
غمگین ترین فیلم های وسترن تاریخ که باید ببینید
بیرون آمده و هم قصه و هم حال و هوایش شبیه به فیلم های وسترن آمریکایی است. استرالیا. سال 1880. چارلی به همراه دار و دسته اش با یک گروه از نیروهای پلیس درگیر می شود. همه ی اعضای گروه او به جز خودش و برادرش که مایکی نام دارد، کشته می شوند و خودش هم دستگیر می شود. فرمانده ی نیروهای پلیس به چارلی می گوید که مایکی را تا 9 روز دیگر به دار خواهد آویخت. اما او پیشنهادی برای چارلی دارد؛ او می تواند
بهترین فیلم های درام تاریخی که باید تماشا کنید
که درباره ی کلانتری در یک شهر وسترن است که باید به تنهایی با تعدادی خلافکار که قصد جانش را دارند، روبه رو شود یا فیلمی چون اسب کهر را بنگر (Behold A Pale Horse) با بازی گریگوری پک، آنتونی کوئین و عمر شریف که آن هم درباره ی یک انقلابی اسپانیایی است که پس از سال ها اسلحه اش را برمی دارد تا با یک فرمانده ی ظالم محلی تسویه حساب کند، این استادی وی را نمایش می دهند. حتی در فیلم روز شغال (The
یک اتوبوس برای کانون پرورش فکری به فرح هدیه کردیم
به گزارش پایگاه خبری عصر خودرو به نقل از انتخاب، کتاب پیکان سرنوشت ما با گردآوری و نگارش مهدی خیامی توسط نشر نی در سال 97 منتشر شده است. این کتاب، خاطرات احمد خیامی، موسس ایران ناسیونال (ایران خودرو)، فروشگاه های کوروش و بانک صنعت و معدن است. شاه و ملکه با اتومبیل پیکانی که محمود راننده اش بود تا پای هلی کوپتر رفتند. در آن زمان بزرگراه تهران - کرج در دست ساخت بود و از بالای زمین ایران ناسیونال عبور می کرد، شاه سؤال کرد این همه کارگر را با چه وسیل های به کارخا
معمار طوفان الاقصی که الهام بخش آزادگان جهان شد
کرد و زخمی تر شد. در نهایت مجدداً تانک دشمن گلوله دیگری شلیک کرد و طبقه دوم آوار شد و مجاهد قهرمان در حالت نشسته به شهادت رسید. نیروهای ویژه، یک یا چند روز بعد بالا رفتند و قهرمانی را دیدند که در کنار سلاح و کتاب دعایش به شهادت رسیده است. مجاهد قهرمان با چفیه صورتش را پوشانده بود و یک مسلسل کهنه و معیوب داشت که ناگزیر با چسب برق قطعات آن را به هم چسبانده بود. زخم دستش را نیز با وسایل
خاطره یک فرمانده از رویارویی با اسرائیل
عراق بودیم، از ایران به آنجا رفته بودیم. اینکه ما را ببرند در یک خرابه مستقر کنند؛ یک توهین بود. اول ما را در چادر هایی بردند. بعد چادر ها را برداشتند و با بتن اتاق هایی درست کردند. سقفش را هم ایرانیت گذاشتند. در و پیکر هم نداشت. شب ها آنجا هوا خیلی سرد می شد. بچه ها آنجا مریض شدند؛ سرما خوردند. من هم سرمای بسیار سختی خوردم. حمام و جای نظافت نداشت. وسایل گرم کردن آب هم نبود. آن اواخر بچه ها می رفتند
هوشمندی آقامصطفی در شناخت انحرافات به پدر شباهت داشت
آوردند. دو یا سه روز هم در منزل بود، ولی وقتی دیدند که مردم قم هنوز آرام نشده اند، ریختند و او را هم گرفتند و به ترکیه تبعید کردند. مصطفی می گفت: چه خوب شد که مرا بردند، چون آن شب را در یک منزل خیلی شیکی گذراندم و جا های شیک را هم دیدم!... این خواست خدا بود که مصطفی را به نزد آقا ببرند، زیرا ایشان خیلی تنها بود و مصطفی مونس خوبی برای او بود. در این یک سال که آن ها در ترکیه بودند، همه فعالیت آن ها
خاطرات پونکی ها از هووهای معروف ارباب فرمانفرما (تصویر)
لبنیات درست می کرد و کار دوخت ودوز لباس های خانواده به خصوص فرمانفرما را انجام می داد. 9 فرزند داشت که زمین های پونک بعد از مرگ فرمانفرما به پسر بزرگش صبار فرمانفرما به ارث رسید؛ مردی که مدتی وزیر بهداری دولت مصدق بود. چند سال بعد ارباب با زنی به نام بتول ازدواج کرد. بتول همسن وسال معصومه خانم بود ولی از نظر اعتقادی با او فرق داشت. بااینکه بسیار مهربان بود ولی اهل خوش گذرانی و تفریح بود. ونکی ها به
ام یاسر؛ بانوی مقاومت لبنان
ر هر جایی حضور می یافت، فضا را آکنده از شور می کرد. سید عباس موسوی در کسوت یک روحانی شاخص، به همسرش عشق می ورزید و این علاقه و اشتیاق را با تمام وجود ابراز می کرد. سید عباس و سیده سهام، نامه های عاشقانۀ بسیاری برای هم نوشتند. واژۀ عشق در قاموس زندگی آنان معنایی متفاوت داشت. برای بسیاری، عشق یک کلمۀ انتزاعی است؛ چیزی دور از دنیای واقعی. اما بعضی عشق ها آن قدر باورپذیرند که هر بیننده و شنونده
مهمانی بزرگ شاه!
دهکده یا شهر بود که برای آن مناسبت با چادر برپا کرده بودند و آن به خودی خود مانند داستان پریان بود. تالین گریگور (نویسنده “ساختن ایران”): صحنه ای بی کم وکاست برای یک داستان جیمز باند بود، بسیار مجلل بود و بسیار انحصاری. مارسل هودر (پیشخدمت): بودجه دو سال سوئیس را ظرف دو روز خرج کردند. تدابیر شدید مفصل امنیتی در همه جا وضع شده بود، در هر گوشه مسلسلی بود
اندیشه سازی، انگیزه سازی و رفتارسازی، ابعاد جهاد با رژیم صهیونیستی
تحصیل کرده های ما نیز جنگ را باعث ویرانی مملکت در یک یا دو روز می دانند. این جنگ روانی با هدف تضعیف روحیه ملت و تنها گذاشتن جبهه مقاومت در حال انجام است. این فضا، نقطه مقابل دستور حضرت آقاست که از همه خواستند که از جبهه مقاومت حمایت کنند. اساتید ارجمند باید جملات حضرت آقا را برای مردم، به ویژه قشر متدینی که سرمایه اصلی ما برای حمایت از جبهه مقاومت هستند، تبیین کنند. اگر این گروه در حمایت از مقاومت