سایر منابع:
سایر خبرها
از صفر تا ربیع با قلم/آنچه پدیدآوران در آذر ماه 93 گفتند
عرب اشارات فراوانی به شخصیت پیامبر(ص) وجود دارد. ما در بین شاعران مسلمان نعت ها و حمدیه های فراوانی داریم که برخی شان مثل شعر معروف احمد شوقی بسیار نیز مشهور است. تا جایی که می توان گفت این فراوانی معرف نوعی ادبیات نیز شده است. در ادبیات کلاسیک آثاری مثل قصیده بُرده شهرت فراوانی دارد و در ادبیات معاصر نیز به آثار درخشانی در این زمینه برمی خوریم که برخی شان ترجمه و چاپ هم شده اند. وی ادامه
آفتاب، آینه، کربلا در ایبنا/آنچه پدیدآوران در آبان ماه 93 گفتند
منشی زاده سعدی زبان فارسی را به هم ریخته و شاهکار خلق کرده است اینجا 35 اسماعیل امینی نوحه ترک صمد بهرنگی در آخر یکی از کتاب هایش اینجا 36 مشیت علایی کمتر مترجمی چون سحابی توانایی برگردان آثار پروست را به فارسی دارد اینجا 37 اسماعیل آذر شاخصه های شعر محتشم کاشانی و ایرج میرزا اینجا 38 عبدالجبار کاکایی پیشنهادی برای مؤسسه ترجمه شعر فولکلور ایران و فارسی
مقربین: رمان دشمنان سینگر را پیشنهاد می کنم
شهاب مقربین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مقربین گفت: اغلب روزهای تعطیلات عید در تهران هستم، چون به گمانم در این مدت می توان این شهر را بدون آلودگی هوا و ترافیک تجربه کرد. البته چند روز هم به زادگاهم اصفهان سفر خواهم کرد تا نزدیکانم را ببینم. این شاعر ادامه داد: سخت است که کتاب مشخصی را برای مطالعه در این تعطیلات انتخاب کرد. گرچه کتاب متوسط زیاد چاپ می شود اما کتاب خوب
آیا سیزدهم فروردین نحس است؟!
ماشین می شوید و می روید؟ گفت: آقا ان شاء الله دیگر بر نمی گردید؟ گفتم: نه، ان شاء الله دیگر بر نمی گردم. با خود گفتم اگر این به گوش زن ها برسد که سید جلو آمده و بعد هم گفته ان شاء الله که دیگر بر نمی گردی، محال است بگذارند من بروم. اما رفتم و برگشتم و حالا دارم با شما حرف می زنم، 30 سال هم از آن زمان می گذرد. یک فرد مسلمان نباید فکر خودش را با این موهومات خسته کند. پس توکل برای چیست؟! ما
بقایی: نگرش های ایرانی را در تعطیلات بخوانید
هایی که اکنون فرهنگ غرب و بسیاری دیگر از فرهنگ ها آنها را منتسب به خود کرده اند برآمده از ذهن و زبان نیاکان ما است سبب می شود تا به خود ببالند. نگرش های ایرانی در 700 صفحه از سوی نشر رسانش منتشر شده است. * در این باره بخوانید: امرایی: خلوتی تهران در نوروز جان می دهد برای مطالعه!/ کتاب هایی که مترجم پیشکسوت برای مطالعه پیشنهاد می دهد اسدالله امرایی گفت: تعطیلات
واحد در ادیان توصیه عماد افروغ برای مطالعه بهاری
دلیل مثل هر سال در تهران می مانم و به مطالعه می پردازم. پیشنهادم به ... میرعباسی: تهران خلوت را بیشتر دوست دارم/ توصیه به خواندن رمانی با ترجمه فرزانه طاهری کاوه میرعباسی گفت: دوست ندارم وقتی به مسافرت می روم با ازدحام روبه رو باشم و برای گرفتن هتل به مشکل بربخورم به همین دلیل مسافرتم را به اردیبهشت ماه موکول می کنم و در تعطیلات نوروز در تهران خواهم ماند.... زیباکلام
تصرف هیچ موجودی در طبیعت به اندازه انسان نیست
Nature) نوشته دیوید آرمسترانگ با ترجمه امیر دیوانی و ویراسته مصطفی ملکیان که به همت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شده است. علم طبیعت بر پایه قوانین طبیعی ممکن و واقع است. هر چند وجود علم طبیعت برای ممکن بودن آن کفایت می کند، اما این امکان در واقع ریشه در وجود قوانین طبیعت دارد، به طوری که اگر طبیعت قانون وجود نمی داشت، علم طبیعت ممکن نمی شد. بر اساس قوانین علم طبیعت، قوانین محدودتری در
آیا سیزدهم فروردین نحس است؟!
سید جلو آمده و بعد هم گفته ان شاء الله که دیگر بر نمی گردی، محال است بگذارند من بروم. اما رفتم و برگشتم و حالا دارم با شما حرف می زنم، 30 سال هم از آن زمان می گذرد. یک فرد مسلمان نباید فکر خودش را با این موهومات خسته کند. پس توکل برای چیست؟! ما، هم دم از توکل می زنیم، هم دم از توسل و هم از گربه سیاه می ترسیم! آدمی که می گوید توکل و به خصوص می گوید توسل و ولایت، دیگر نباید این حرف ها را بزند
آداب و رسوم ازدواج در ترکمن های تاتارسفلی رامیان
دختر می روند. سرگروه خواستگار در خانه خانواده دختر پس از پذیرایی شدن ،می گویند که ‘گلمه دیکدن خبر آل دییپ دیرلار (خوب، بفرمایید، چه خبر؟ ) و صاحب خانه با شنیدن خبر خواستگاری با خنده می گوید:اگر خدا قسمت کند، انشاءالله، اما اجازه بدهید ما هم تحقیق کنیم و برای برای جواب دادن فرصت می خواهد. * ثوزآلماق بعد از اولین مرحله خانواده دختر، کار تحقیق را شروع می کند، مدت این
مهدویت پژوهی، دو نگرش مکتب واره و دکترینال(قسمت اول)
، سروش، 1369ش. [7]. سروش، عبدالکریم، درس هایی در فلسفه علم الاجتماع (روش تفسیر در علوم اجتماعی)، ص 194، تهران، نی، 1374ش. [8]. مثلاً مؤسسه انتظار نور، برخی فعالیت های خود را در قالب گفتمان مهدویت، انجام داده است. همچنین مجموعه دیدگاه های آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به نام گفتمان مهدویت منتشر شده است. در این سیاق از گفتمان تنها به معنای گفت وگو و برخلاف اصطلاح رایج، استفاده
محمدرضا تو در قاهره خواهی مرد!
و کارشناسی فوتبال است، یکی از موفق ترین نمونه ها در این حوزه است. کتابی که چاپ نخست آن در بهار 93 روانه بازار کتاب شد و خیلی زود مورد اقبال کتاب دوستان قرار گرفت. تو در قاهره خواهی مرد 27 اسفند 1343؛ خبر مرگش را شنیده ای. دو روز مانده به پایان سال. خبر مرگ پادشاه سابق مصر را. خبر درگذشت ملک فاروق را. ملک فاروق رفته، ملک فاروق مرده. امپراتور سرزمین فراعنه چان باخته. برادر ملکه
مراسم گرامیداشت استاد دکتر عبدالحسین جلالیان
حسین معلم، معلم و نویسنده درود بر منتقد سرشناس یزدی، آقای محمدرضا شوق الشعرا! به دلیل وجدان معلمی و باورهای معلمی ناگزیرم چند کلامی در رابطه با گرامیداشت استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" به آگاهیتان برسانم: در جریان تالیف کتاب "حافظ به زبان ساده" برای جوانان و صحبت های پیاپی با استاد دکتر "جلالیان" و نشست های پیاپی در جمع شاعران (انجمن شعر حافظ) که پایه گذارش خود دکتر است... و نیز مطالعه، بررسی و وارسی بسیاری از آثار (از جمله آثار استاد بهاءالدین خرمشاهی، دکتر محمد معین، دکتر قاسم غنی، دکتر محمد استعلامی، دکتر سعید حمیدیان و...) و نیز آثار متعدد دکتر "جلالیان" (از جمله آخرین اطلاعات ناب و منحصر به فردشان در مورد فرخی یزدی و وحشی بافقی...) متوجه شدم که ایشان برجسته ترین و سرآمد شاعران معاصر فارسی زبان جهان است! (اینجا منظورم از معاصر در قید حیات است) و حتی از نامدارانی که به دلیل پرهیز از اصطکاک معذورم نامشان راببرم بزرگ تر، برتر و در سرودن و شناخت شعر به ویژه غزل چیره تر و قوی تر است. توضیح: 1-...ایشان به هیچ وجه حاضر نبوده و نیست که کسی برایش مراسم گرامیداشت بگیرد (حال چه طور شده که به او قبولانده اند! خودم هم نمی دانم؟! و این که چرا سرانجام پذیرفته است بسیار شگِفت زده ام؟!) 2- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" از آن یزدی های اصیل (میبدی) است که ذاتا دل در گرو بالندگی فرهنگ و ارتقای انسان ها دارد و با زحمات طاقت فرسا و مغزسوز خود به باورش جامه عمل هم پوشانده است... . 3- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" بدون آن که به قول خودت اَدا درآورد و بخواهد فقط نمایشش را بدهد، خیرخواه، دلسوز، دل بزرگ و لوتی صفت است (به طوری که مثلا اگر کوچکی چون این جانب هم به سراغش برود و هر بار وقتش را بگیرد تا چیزی یاد بگیرد، کتابی هم هدیه می گیرد) منظورم این است که هم برای یادگیرنده احترام قایل می شود، هم برای امر مقدس یاددهی- یادگیری ارزش قایل است. رفتارش هم آن چنان که پیش از این اشاره کردم ساختگی، باسمه ای و تصنّعی نیست... . (تنها موردی که می ماند برخی- و اگر دقیق تر بگویم؛ تعداد بسیار اندکی مصراع - از شعرهای کتاب "پله های سنگی" است که قضاوت پیرامون آن ها وقت، گفتار و نوشتار گسترده می طلبد... و فعلا به هیچ وجه نمی توان تلگرافی و پیامکی در موردش قضاوت نمود و حکم صادر کرد.) اما! الف- تا آن جا که این کوچک آگاه هستم در حال پالایش، بازنویسی و نیز کامل کردن اشعار همین کتاب بحث برانگیز است... . ب- چنانچه حکم هم صادر کنیم و فرض کنیم این چند مصراع بدِ بدِ بد هم هست! خب! حتی در این صورت هم خردمندان و منطقیون می گویند: اصلاح باید شود، نه تخریب!؟ به سخن ساده تر: نادیده گرفتن تمام زحمات و تخریب کل آثار و به تبَع آن تخریب یک شخصیت زحمت کش، شریف، مستقل، آزاده و دانشمند که افتخار دیار است کار عاقلان نیست . 4- ایشان انسانی بسیار سالم و درستکار است: نه سیگاری است، نه تریاکی! (نه صیغه ای، نه دوده ای...) نه بیکاره و مفتخور. کوچک ترین ناهنجاری و بزهکاری نه داشته، نه اکنون که بیش از 80 سال دارد، دارد. همیشه در این دیار نجیب و سرفراز، زحمت کشیده و برادرانه و پدرانه، گمنام و فروتنانه دلسوزانه در خدمت پزشکی و درمان دردمندان بوده است و هیچ چشم داشت مادی یا غیرمادی از کسی نداشته است. و آن چنان که اشاره کردم هرگز در پی مراسم و گرامی داشت و خودنشان دادن و خودنمایی و... نبوده، تا چه رسد به آن که بخواهد الگو برای کسی شود (و این در حالی ست که شوربختانه کسانی در این دیار زحمتکش الگوی مردم عامی، جاهل و بی سواد شده اند- حتی الگوی برخی به اصطلاح باسوادها و مدرک ستانده ها- که در تمام عمرِ دروغ و فریبِ خود، حتی یک روز قصابی، بقالی، نجاری، کارگری... نکردند و شوربختانه تر این که؛ الگو هم شده اند و برایشان گرامیداشت ها هم برگزار شده است!؟ 5- شرح دیوان حافظ را که استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" نوشته اند، بارها خوانده و با بسیاری از شرح های دیگر که پیشتر اشاره ای کردم مقایسة تطبیقی کرده ام. و خدا را گواه می گیرم که راست می گویم: شرح ایشان اگر نگویم از تمام شرح ها بهتر است، که قطعاً کامل تر است. مثلاً در مورد بیتِ: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرّس شد حتّی برجسته ترین و مشهورترین حافظ شناس و حافظ پژوه؛ استاد بهاءالدّین خرمشاهی در موردش سکوت کرده اند!؟ ولی استاد جلالیان ضمن توجّه به فرمایش تمام صاحب نظران پیش از خود، قاطعانه در موردش اظهار نظر کرده و تکلیف همه را روشن نموده است. *آشکار است که اشاره ام به سرور ارجمندم استاد بهاءالدّین خرمشاهی و حافظ نامه ی ایشان اصلا و ابدا زبانم لال کوچک کردن آن فرهیختة دین باور نیست و صرفاً خواستم شاهد مثال آورده باشم (وگرنه استاد بهاءالدّین خرمشاهی حق پدری و معلّمی بر این کوچک دارند و حتّی رفت و آمد خانوادگی داریم و همه می دانند که حرف اوّل و آخر را در مورد حافظ ایشان می زنند...). برادر فاضل، هوشیار و منتقد دردمند، جناب شوق الشعرا! تردید ندارم که بهتر از این کوچک(معلّم) می دانید؛ در دیاری که مثلاً به جای گرامیداشت علّامه دهخدا و فردوسیِ بزرگ مراسم گرامیداشت برای دیگرانی بسیار بسیار ناچیزتر برگزار می شود، نه افتخار که مایه ی افسوس و شوربختی ست. ...در دیار نجیب یزد هم باید دست کم نام مراکز درمانی اش نام"ابوعلی سینا" یا "زکریای رازی ، یا مجیبیان ، هراتی ، و مرتاض باشد که بحمدلله برخی هست یا باید به نام دکتر"عبدالحسین جلالیان" باشد... . جناب شوق(عزیز دل!) آهنگم از نوشتن این چند سخن چیزی جز پروردگار و در دیدگاه پروردگاربودن، نبود(بر این باورم که اگر نمی گفتم و نمی نوشتم به روز رستاخیز برای سکوت خود پاسخی نداشتم). ختم کلام! جناب محمدرضا شوق الشعرا! بارها در حضورتان و در غیابتان گفته و نوشته ام که؛ دست کم بخشی از ارزش ها و خوبی های یزد مدیون جرأت، جسارت، همّت، دقّت و قلم پرتوان شماست (خدای شما هم شاهدم بوده است که هر از گاهی به مسوولان خُرد و کلان شهر از جمله فرماندار گفته ام که باید از شما تجلیل و قدردانی نمایند). اکنون هم به عنوان برادری کوچک از شما درخواست دارم با قلم خود به یکی، دو نفر که نادانسته(و صرفاً به خاطر چند مصراع) به انتقاد نه که سرزنشِ استاد جلالیان می پردازند چند نکته را یادآور شوید: مرحوم علامه دهخدا در امثال و حکم ضرب المثلی دارد که می گوید: اومد لب بوم قالی تکون داد، قالی خاک نداشت خودشو نشون داد! به سخن ساده تر؛ به این یکی دو نفر بفرمایید درست نیست که نود و نه درصد خوبی ها را نادیده بگیرید و سبکسرانه یک درصد کاستی را بزرگنمایی کنید و با همین مستمسک به یکی از خدمتگزاران سالم، آزاده، مستقل و اندیشمند دیار بتازید(اگر این یک درصد کاستی این قدر شما را برآشفته، چرا آن نود و نه درصد تکانتان نداده است؟!) خوب به یاد دارم که روزی یکی از دانش آموزانم پیامکی برایم فرستاده بود، نزدیک به این مضمون: اگر آجری در دیواری شکسته است، باید با دقت و ظرافت آن آجر را تعویض کرد. تخریب کلّ دیوار ابلهی ست! اگر کسانی دوست دارند در رسانه های امروزی که به برکت تکنولوژی کافرها!! به دیار ما هم رسیده است، به انتقاد بپردازند، اوّلاً یادآور شوید که؛ انتقاد به معنی تخریب و سرزنش نیست، به معنی بیان خوبی ها و بدی هاست...، ثانیاً؛ در همین روز و روزگار و در همین دیار کم دردهای آزاردهنده است که می توان از آن انتقاد کرد؟! چه طور شده که همه را رها کرده و بر موج سوار شده و یقة یکی از افتخارات دیار را چسبیده اند؟! (مثلاً شورای شهر که از صدر تا ذیلش انتقاد دارد، یعنی از زمانی که حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی از میان دیگر اصل های معطّل ماندة قانون اساسی این اصل را صرفاً برای پیشبرد مسائل سیاسی و حزبی خودش بیرون کشید و آش شله قلم کاری پخت که چند وجب روغن روی ان است...، یا عملکرد معاون سیاسی امنیتی استاندار در بیرون راندن افغانستانی ها...، یا شناسایی و دستگیری دزدان و ادمکشان همچون قاتل پزشک نجیب، زحمت کش و برجستة یزدی دکتر محمّد بامشاد که سال ها، بله سال ها! از قتلش می گذرد و به قول معروف دَمش را در نمی آورند؟؟...) جناب شوق! عزیزم! آزادی بیان و انتقاد، حتی انتقاد از استاد جلالیان اشکالی ندارد و دست کم خود شما خوب می دانید که خود من هم 20 سال پیش از برخی کاستی های ایشان انتقاد کرده ام(روزنامه اش هنوز موجود است) امّا! این هم خیلی بد است که ندانسته و نا آگاهانه صرفاً از روی توهّم و یا حداکثر از روی برخی کاستی های جزئی کل را زیر پرسش ببریم. آیا کل را به خاطر جزء زیر پرسش بردن در شآن انسان(بما هو انسان) است؟! آرزو دارم پروردگار بخشاینده و مهربان تک تک ما را یک آن به خود وامگذارد. و به تک تکمان (و از جمله این کوچک) ادب، تربیت، انصاف، منطق، بزرگواری، گذشت، جنبه، ظرفیت، جوانمردی، راز داری و عیب پوشی، قدردانی، چشم و رو داشتن، احترام بزرگتر و کوچکتر نگه داشتن و همشهری دوستی هدیه کند . دلخش باشی عزیزم(غزلی از حافظ هم برای پایان خوش): منم که شُهره شَهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری ست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راهِ نجات؟! بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن ز خط یار بیاموز مِهر با رخ خوب که گِرد عارض خوبان خوش است گردیدن مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن ...
چرا یک هنرمند ایرانی دعوت نمی شود؟
به گزارش ایسنا؛ از سال 1961، روز 27 مارس برابر با 7 فروردین ماه به عنوان روز جهانی تئاتر شناخته می شود و طبق یک آیین از سال 1962 یکی از چهره های شاخص این عرصه یا هنرمندانی دیگر با دعوت از سوی انستیتوی جهانی تئاتر (ITI) پیامی را برای این روز صادر می کنند که به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه می شود و سپس هنرمندان سرشناس تئاتری هر کشور این بیانیه را روی صحنه های تئاتر خود می خوانند. در ایران
گیلان؛ سرزمینی از جنس خاطره های سبز/سفر به خطه گیل ها و دیلم ها
تبدیل شد. لغت نامه دهخدا کلمه گیلان را ماخوذ از کلمه گیل به اضافه پسوند ان دانسته و افزوده است. در زبان پهلوی گیلان به معنی مملکت گیل هاست. (صفحه 3) چاپ نخست بیست وچهارمین کتاب، از سری کتاب های گردشگری استان های کشور با عنوان گیلان نوشته مژگان سبزیان در 24 صفحه، شمارگان 2 هزار نسخه و بهای 12 هزار تومان از سوی انتشارات کامل چاپ و منتشر شده است.
دستغیب: نمایندگان روشنفکری ما اشتباه کردند/کتاب دیجیتال بهتر از کتاب کاغذی است
مثل هر سال در تهران می مانم و به مطالعه می پردازم. پیشنهادم به ... میرعباسی: تهران خلوت را بیشتر دوست دارم/ توصیه به خواندن رمانی با ترجمه فرزانه طاهری کاوه میرعباسی گفت: دوست ندارم وقتی به مسافرت می روم با ازدحام روبه رو باشم و برای گرفتن هتل به مشکل بربخورم به همین دلیل مسافرتم را به اردیبهشت ماه موکول می کنم و در تعطیلات نوروز در تهران خواهم ماند.... زیباکلام مطالعه
طبایی: شیراز آمیخته به شعر است/اگر به فارس می روید گلستان بخوانید
علیرضا طبایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) طبایی گفت: ایام نوروز به دو دلیل به مسافرت می رود و برای این مسافرت نیز شیراز را انتخاب می کنم. زادگاه من شیراز شهر شعر، شهر حافظ و سعدی و بابافغانی و قاآنی و اهلی است. ستون های شعر فارسی در این شهر می زیستند و شیراز با شعر آمیخته است. شاعر مجموعه شعر جوانه های پاییز افزود: دلبستگی ام به شهر شیراز به دلیل یادآوری خاطرات کودکی
حسین پاکدل؛ مجری خوش بیان و خوش تیپ دهه 60
دفاع کنیم اما باید با هم مهربان باشیم. دین ما دین رحمت است. مولانا می گوید: ای حسام الدین اگر خواهی شقاوت کم شود جهد کن تا عشق روزافزون شود. دقیقا این سخن پیغمبر ماست که مولانا آن را تبدیل به شعر کرده. شما از سال 1376 یاس های وحشی بعد مسافر ری، تفنگ سرپر و برف روی کاج ها را بازی کردید. امسال هم در دو فیلم شیفت شب و آزادی مشروط بازی کردید. این علاقه مندی
طاهری: روزها در راه حاوی تلخی ها و فراز و فرودهای زندگی مسکوب/کتابی که مترجم کارور پیشنهاد می کند
شود. همان طور که اشاره کردم زبان و ذهن نویسنده در این کتاب بی نظیر است. مسکوب بر خلاف بسیاری از دوستانش خودش را جدی نمی گرفت و بی رحم ترین منتقد خودش بود. کتاب روزها در راه نوشته زنده یاد شاهرخ مسکوب حاوی یادداشت های از سال 1357 تا 1997 میلادی است که از سوی انتشارات خاوران منتشر شده است. * در این باره بخوانید: امرایی: خلوتی تهران در نوروز جان می دهد برای مطالعه
فرزاد فرزین: ستاره موسیقی ما سواد موسیقی ندارد
. ماجرا از آن برنامه روسیه شروع شد. به هر حال اتفاق یونیکی بود. چون موسیقی ما کمتر به جایی دعوت می شود. به هر حال ما باید در این فستیوال جهانی با زبان بین المللی حضور پیدا می کردیم و این موضوع کمی کار را دشوار می کرد. ما با مردمی طرف بودیم که با نگاه هایی پرسشگر در حال رصد ما روی صحنه بودند. یکی از مهم ترین ارکان هر قطعه ای ترانه و شعر آن است. شما مثلا اگر قطعه بچه را که روزبه بمانی ترانه اش را
حسینی زاد: تعطیلات عید را در نوشهر سپری می کنم/ تاریخ بیهقی بخوانید
ادبیات و مخاطبان حرفه ای و غیر حرفه ای سال خوبی را آرزو دارم و امیدوارم همه شان در سال 94 سلامت باشند و با انگیزه بالا مطالعه کنند. بیاییم از همین تعطیلات نوروز شروع کنیم و حتی اگر در تاکسی هم می نشینیم و چیزی برای خواندن نداریم نوشته های جلو تاکسی را بخوانیم. وی اضافه کرد: باید چشممان به مطالعه عادت کند و از کتاب غافل نشویم. در عین حال دو اثر جدید در دست چاپ دارم که توصیه می کنم به محض چاپ
دختر شینا و خط تماس را بخوانید
در ادامه گفت: همچنین رمان خط تماس اثر محمدرضا بایرامی دیگر اثری است که توصیه می کنم اگر فرصت مطالعه وجود داشت خوانده شود. دختر شینا خاطرات زندگی مشترک سردار شهید حاج ستار ابراهیمی است که انتشارات سوره مهر آن را از زبان همسرش و به قلم بهناز ضرابی زاده، نویسنده همدانی منتشر کرده است. رمان خط تماس نیز اثری تازه از محمدرضا بایرامی است که به سبکی متفاوت به روایت بخشی از زندگی شهید احمد کاظمی پرداخته است. این کتاب را انتشارات فاتحان روانه بازار نشر کرده است. انتهای پیام/ ...
بازتاب 12 فروردین در خاطرات سیاسیون ایران/جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه بیش
مورد اختلاف بود.) چاپ و منتشر شود. البته با توجه اجازه امام، مقرر شد به کسانی که نوع حکومت دیگری موردنظرشان هست، فرصت داده شود که نام حکومت دلخواه خود را بر روی برگه نه بنویسند و در صندوق بیندازند، همچنین روز آغاز رای گیری، 10 فروردین و مدت آن دو روز و حداقل سن رای دهندگان 16 سال تمام تعیین شد و هر نوع تظاهرات در روزهای همه پرسی و حمل سلاح به جز توسط ماموران انتظامی، ممنوع شد. (ص 250)
دبیر ستاد مرکزی راهیان نور کشور: شناسنامه 22 یادمان دفاع مقدس به چند زبان ترجمه می شود
ما با آن آشنایی پیدا کنند اما در راستای ترجمه این منابع و معرفی آن به زائرین خارجی و علاقه مندان دیگر کشورها از جمله زبان انگلیسی و عربی نیز اقداماتی انجام می شود. علاوه بر کاروان های راهیان نور و مردم کشورمان، سالیانه جمعی از اتباع سایر کشورها برای آشنایی با رشادت رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس، در قالب راهیان نور ، به این مناطق سفر می کنند. 3004/6037
"ک" مثل کتاب
سی (مجموعه نوحه های آذری)، به کوشش: مهدی حیدری، هلال، تهران تنهایی همه جا سرک می کشد (مجموعه شعر)، اثر: سهیلا عالی، اختر، تبریز روش تحقیق برای دانشجویان علوم انسانی ( به ویژه قرآن)، نویسنده: دکتر حمد امین فرد، شایسته،تبریز با تو می مانم (خاطرات سردار جمشید نظمی)، نویسنده: رضا قلیزاده علیار، صریر، تهران فوائد ادبیّه در عناوین حسینیّه، نویسنده: محمد رضا هاتفی، انتشارات اعظم
هر چه دارم از کفشداری حرم امام رضا(ع) دارم
: شما وقتی از خانه به سمت حرم حرکت می کنید با چه نیت و حال و هوایی می روید تا در آنجا موثر باشید؟ من از خداوند و از حضرت رضا (ع) کمک می گیرم تا مداحی که می خواهم در محضر آقا برای زائرانش بخوانم طوری باشد که در وهله اول خود آقا راضی باشد، چون اگر آقا راضی باشد قطعا مجلس هم خواهد گرفت.در شعر هم نباید دروغ باشد همچنین مکانی که هستیم هم خیلی اهمیت دارد. اولین سفرم به مدینه به عنوان
ترجمه معمای هابرماس به زودی منتشر می شود
به گزارش خبرنگار مهر، معمای هابرماس (هابرماس: راهنمایی برای افراد سرگشته) عنوان کتابی است که توسط لاسه توماسون نگاشته شده و در سال 2010 توسط انتشارات کانتینیوم به چاپ رسیده است. این کتاب توسط دکتر محمدرضا غلامی عضو هیات علمی دانشگاه گیلان به فارسی برگردانده شده است. کتاب فوق حاوی جدیدترین مباحث در مورد افکار و اندیشه های هابرماس است. در این کتاب در قالب بخشهایی نظیر نظریه انتقادی، حوزه
نگاهی به رمان پرفروش شاگرد قصاب
، روایت به سوی جنون پیش می رود. در ادامه نگاهی به این اثرداشته ایم. در رمان شاگردقصاب ما با واقعیت بیرونی بیگانه ایم و مانند بسیاری داستان های مدرن ماجراها را فقط از ذهن راوی می خوانیم. از ویژگی های فرمی در داستان های مدرن می توان به پیچیدگی های زبان اشاره کرد، آثار مدرن معمولاً آثار متراکم، دارای حس مبهم و عمیق هستند که واقعیت های متفاوتی را به صورت هم زمان ارائه می کنند و به همین دلیل
نخستین رمان ایرانی درباره بلال حبشی به نمایشگاه کتاب می آید
نصرالله قادری نویسنده در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، از انتشار سومین کتاب از چهارگانه زندگی نامه اصحاب پیامبر اکرم(ص) برای عرضه در نمایشگاه کتاب تهران خبر داد و گفت: سومین مجلد از این چهارگانه به زندگی بلال حبشی اختصاص دارد و از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر خواهد شد. وی ادامه داد: نگارش این مجموعه چهارجلدی را به پیشنهاد سیدمهدی شجاعی آغاز کرده ام . اولین رمان به حضرت
سانجیر منی بو فیشقا چالانلار دا شهریار
دکتری بود قبل از اتمام درسش به خاطر شکست عشقی از ثریا ترک تحصیل کرد. نیک اندیش معتقد است که "ثریا" عامل تمامی مشکلات و مصائب شهریار بود و مانع پیشرفت او شد، نیک اندیش در این مورد این چنین ادامه می دهد: آن دو عاشق واقعی بودند و تا آخرین لحظه های شهریار نامش از زبان او نیفتاد. اما اجازه ندادند که این دو نفر به قول و قرارهایشان عمل کنند حتی یکی از نامه هایی که ثریا به شهریار نوشته بود را هنوز هم دارم
رمان کنار رود ماین در کاشان منتشر شد
به گزارش صاحب نیوز به نقل از کاشان حامی رمان کنار رود ماین تازه ترین اثر نسرین ارتجاعی نویسنده کاشانی و مبتکر شش دوره جشنواره اینترنتی داستان کوتاه کوتاه دفاع مقدس منتشر شد. بر این اساس، هفدهمین اثر این نویسنده کاشانی که به زبانی نو و شیوه متفاوت نوشته شده شامل دو بخش هیس! من دارم یک داستان بلند می نویسم از عشق و هی! برو جلو، عاشقانه تر می شود و 112 فصل کوتاه است. به گفته