سایر منابع:
سایر خبرها
شهرداری درختانی را قطع کرد که خشک نبودند
، به طور حتم این درخت حال و روز خوبی نخواهد داشت و در سنینی پایین تر از بین می رود و حتی اگر به سن میانسالی هم برسد، به علت عدم رسیدگی، کوددهی، عملیات به زراعی و غیره ضعیف شده و مورد هجوم انواع و اقسام بیماریها و آفتها قرار می گیرد.ببینید حدود 80-70 سال پیش نزدیک به 60 هزار اصله درخت به شکل یکنواخت در چهار ردیف دردو طرف خیابان ولیعصر تهران از میدان تجریش تا میدان راه آهن به طول 17کیلومتر کاشته شدند
زندگی یک خانواده، 13 سال بعد از بیجه
عجیب خاکسترنشین و خاکستری اند. خانه ای که خانواده دومین قربانی قاتل زنجیره ای و معروف شهرستان پاکدشت، همان بیجه معروف، درآن زندگی می کنند و با گذشت بیش از 13 سال از آن روزهای تلخ هنوز به زندگی عادی باز نگشته اند و دست نوازشگری هم نبوده است که گرد غم را از وجودشان پاک کند. روزهای گمشده صغرا، زنی است اهل استان گلستان که انگار تمام زیبایی و لطفش را در لحظه های
رسوم اصفهانی ها در رمضان نیازمند کاوش؛ جیرجیرونی ثبت ملی می شود
باید نان بپزنند، تاکید کرد: زنان در پخت این نان ها حتما از سیاه دانه استفاده می کنند و بر این اساس چند نان را به عنوان چانه برکت زیر سفره نان قرار داده و تا سال بعد آن را نگه می دارند. وی با اشاره به اینکه همچنین آیین جیرجیرونی رسمی است که در شب 27 رمضان در دستجرد جرقویه برگزار می شود، گفت: مطابق این رسم مردان پس از اذان مغرب در دسته های 5 تا 10 تایی به درب خانه هایی می روند که پسر
تنها نیستند، تنهاترند!
کار کنند، یعنی کودکانی که به جای آرامش در خانه، مورد آزار جسمی، جنسی و روحی قرار می گیرند. بدسرپرست بودن یعنی خودکشی دختر 12 ساله به خاطر ترس از تنبیه، یعنی مرگ رویا نوزاد معتاد، شکنجه دختران خردسال اعظم توسط پدرشان، خشونت فیزیکی علیه فلوریا دختر پنج ساله توسط پدر شیشه ای، قتل دو فرزند به دست مادر کنگانی، شکنجه باربد سه ساله توسط پدرش، تولد کودک مبتلا به ایدز، ازدواج زودهنگام دختران،کودکانی که اجازه
رهبری فرمودند چمران را از برادرم بیشتر دوست دارم
را آماده و اتاقش را مرتب می کند! دکتر چمران گفته بود: شاید نتوانم برایش خدمتکار بگیرم، اما همه این کارها را برایش می کنم و واقعاً هم تا آخر عمر به این عهد خود وفا کرد. نظر دکتر چمران درباره مبارزات و شهادت پدرتان چه بود؟ می گفتند پدرت را خیلی دوست داشتم و موقعی که فداییان اسلام را اعدام کردند و در گورستان مسگرآباد به خاک سپردند، هر روز نزدیک غروب به آنجا می رفتم و با اینکه
تکرار ماجرای ستایش برای یک کودک اصفهانی
اصفهان گفت: تماسی از مددکاری آموزش و پرورش حاکی از اینکه دختری هفت ساله به نام ستایش مدت 10 روز است به مدرسه نیامده است، برقرار شد. آنها احتمال دادند که ستایش در خانه مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرد. بازدید از این خانواده انجام می گیرد، خانه ای کوچک با ساخت حمام و دستشویی که در حیاط آن قرار دارد. ستایش کنار برادرهایش سینا و سپهر 18 و 14 ساله ایستاده است. مادر ستایش برای کارشناسان تعریف می کند که
آیا زنگ نیکوکاری نواخته می شود؟
ایران آنلاین / سناریوی اول: همسایه دم در می آید. در می زند. پدر جمشید پسر 7 ساله در را باز می کند. همسایه: پسر شما با سنگ شیشه پنجره ما را شکسته. مادر جمشید از داخل خانه: پولش را بده برود. بیخود بحث نکن. سناریوی دوم: همسایه دم در می آید. در می زند. پدر جمشید پسر 7 ساله در را باز می کند. همسایه: پسر شما با سنگ شیشه پنجره ما را شکسته. پدر، جمشید را مقابل همسایه به باد کتک می گیرد.
حضور پهلوان 104 ساله در ماه عسل
نیستم؛ خدا با من است. فقط به شرطی به شهر می روم که برای گاوهایم طویله درست کنند. زندگی در اون روستای دورافتاده را دوست دارم؛ چون صدای ماشین نمی آید. کسی نیست که غیبت کنیم و برای دنیا و آخرت خود راحت هستم . دختر بی بی گفت: مدت بیست روز در خانه ما بود اما راضی نشد بمونه و نهایتا بی بی جان گفت: همین الان که اومدم اینجا دلم برای روستایم تنگ شده. و برنامه ماه عسل با دعای بی بی که از خدا خواست همه مردم مشکلات شان حل شود، پایان یافت.
من را بکشند هم کنسرت نمی دهم+عکس
همه ی این سال ها، فقط و فقط استادم محجوبی و دیگری زنده یاد ادیب خوانساری است که هر دو با پدرم دوست بودند. من همیشه با کمال افتخار، نام این دو نفر را می برم. وقتی از استادش حرف می زند، عِرق او را به محجوبی در لابه لای جملاتش می شود حس کرد: من خیلی به نوازندگان ساز های غربی احترام می گذارم، اما فقط ساز استادم برایم دلنشین بود. همه ی جواب آواز ها را هم از ادیب خوانساری یاد گرفتم. پدرم هر
رمضان به روایت آذری ها؛از - اوباش دان - تا کیسه دوزی برای - ابن ملجم -
دریافته اند و به این توفیق بزرگ نائل شده اند و مغموم از آن نظر که این ماه دوست داشتنی در حال خداحافظی از آنهاست. در عصر واپسین روز از ماه رمضان بسیاری از خانواده ها در بسیاری از شهرها و روستاها به زیارت اهل قبور رفته و نذر و احسان می کنند. رسم فراموش شده کیسه دوزی برای لعن ابن ملجم رسم کیسه دوزی 27 ماه رمضان که هنوز در برخی مناطق این استان مشاهده می شود، معروف است که
روایتی از 30 سال وطن فروشی منافقین
ها موجود است. سیستم استراق سمع سازمان منافقین در خط مقدم جنگ بود و سیستم های فوق العاده پیشرفته ای در اختیار آنان قرار گرفته بود که می توانستند با استفاده از آن، اطلاعات را شنود کرده و منتقل کنند. همین باعث می شد عملیات ها لو رفته و تلفات بسیاری داشته باشیم. حتی بعد از عملیات به جاسوسی می پرداختند. به طور مثال در تماس های تلفنی با مراکز پزشکی و بیمارستان ها ادعا می کردند ما خانواده مجروح هستیم. چند
نگاهی به زندگی و شهادت شهید قرآنی ترحم فلاحوند
گردید. وصیت نامه شهید فلاحوند این شهید بزرگوار در وصیت نامه خود چنین آورده است؛ بسم رب الشهداء و الصدیقین شهادت نه تنها باختن نیست بلکه یک افتخاراست (امام خمینی(ره)) هر روز عاشوراست و هر روز کربلاست؛ در این روزها که آمریکا و ایادی اش به وحشت از انقلاب اسلامی ایران به رهبری مردی از تبار حسین(ع) و فرزندی از فرزندان فاطمه(س) امام خمینی رهبرکبیر انقلاب از صدد این برآمدند که
آسان ترین روش های کالری سوزی برای تنبل ها
به ورزش کردن! اما راه های بسیار ساده ای وجود دارند که می توان با اختصاص کمترین زمان ممکن، بیشترین بهره را از آنها برد و کالری بیشتری در طول روز سوزاند؛ راه هایی که در این مطلب به آنها اشاره خواهدشد. 1- ساعتی یک بار از جایتان بلند شوید اگر کارمند هستید و مجبورید ساعت های طولانی در طول روز بنشینید، هر 1 ساعت یک بار حدود 15 دقیقه از جای خود بلند شوید و سر پا کارهایتان را انجام
نقد گزارش تفصیلی محیط زیست خط انتقال آب از خزر به سمنان
هزاران ساله داشتند. قنات گناباد 2700 ساله است و هنوز قابل بهر ه برداری. متأسفانه حکمرانی آب کشور در شش دهه گذشته برمدار تقلیدی ناکوک و ناسازگار از دیگران و بر پایه تصمیم گیری دیوانسالاری ناکارآمد... چرخیده است. وگرنه امروز این همه مشکل از بابت نابودی پیکره های آبی از رود و دریاچه و تالاب تا نابودی خطرناک سفره های زیرزمینی نداشتیم. تقلیدی که در 1299 آغاز، در 1332 تشدید و در 1341 بانام
متن سخنرانی نمایندگان تحریریه پایگاه های خبری و فعالان رسانه در دیدار با دکتر احمدی نژاد
آمل، هم خوان خانه اش به روی ما گشوده بود و هم سفره دلش، که در زمان دولت مهر و عدالت، وقتی برنج در کیسه کشاورزان بود، راه واردات بسته و بود و آهی می کشید از عمق جان که ولی امروز ... بگذریم! این فعال رسانه با بیان اینکه رسالت رسانه من، حمایت از احمدی نژاد و تخریب x و y نیست بیان کرد: تاریخ بارها و بارها و عصر حاضر به شفافیت هرچه تمام تر، ثابت کرده است که عزت و ذلت در دست خداست. رسالت من
کالاهایی که تله پول گیری اند
هنوز انگار نفیر صدایش را می شنوم. ما بچه ها بهش می گفتیم چرخ و فلک؛ از بس که می چرخید. مادر بزرگ می گفت: رختشویی و پدر دستی رویش می کشید و می گفت: هفت تا جان دارد. 10 سال توی خانه مادربزرگ بود و 20 سال بعد را با شستن لباس های ما عمر کرد. هنوز سال ها کار می کرد اگر لباسشویی کره ای جایش را نگرفته بود. پدر که توی زیر زمین جاگیرش می کرد گفت: حیف شد، مال وطن بود. مادر لباس ها را توی شکم کره
از طنز تا حماسه در شاعرانه ترین دیدار سال رهبری
منم، راه کاروان باز است ادامه دادند: گفته اند دوری و دوستی! که حاضران خندیدند و علاء گفت: اما خیلی از دوستی ها از نوع دوستی اویس قرنی است. سال 92/*ماشاءالله خانم ها چه خوب شعر حماسی می گویند به عقیده نگارنده این سطرها، سال 92 سال گل کردن شعرهای خانم ها در مجلس بود و هر چند همه ساله رهبر انقلاب از شعر خانم ها بسیار تقدیر و آنها را تشویق می کنند، اما سال 92 دو شعر بسیار خوب در
توصیه امام به احسان شریعتی /نگاه انتقادی شریعتی به نسل اول سازمان مجاهدین خلق
عدل الهی و ... را خوانده بودم. در دوران فعالیت حسینیه ارشاد، یک بار ایشان را در مشهد در خانه دکتر روحانی دیدم. چند نفر از شخصیت های مشهدی که دوست دو طرف بودند، حضور داشتند و آقای مطهری انتقاداتی را از وضعیت حسینیه ارشاد مطرح کردند. در اختلافاتی که در حسینیه ارشاد پیش آمد، استاد مطهری مدتی از آنجا قهر کردند. دکتر به طورکلی آثار آقای مطهری را مثبت ارزیابی می کرد، مثلاً مقاله
تراژدی "سهراب کشی"
صبح نخستین روز هفته خبر قتل دختری 17 ساله توسط پدر در شهرستان خوی کام همه را تلخ کرد، جزییات زیادی از حادثه در دست نیست اما شک پدر به عاشق شدن دختر سبب شده چنین حادثه ای که نه نخستین است و نه آخرین رقم بخورد. فرزندکشی چه به دست مادر و چه به دست پدر تلخ و دردناک است، مهم نیست دلیل پدر و مادرها برای قتل فرزند چیست، وقتی فکر می کنی قرار بوده طنین خنده هایش به یک زندگی جان دهد. مادر 9 ماه برایش شعر
از هشدار تشکل ها به ربوی بودن نظام بانکی تا درخواست آنها در باب مسئله ازدواج
به فاصله چند خیابان یا چند دقیقه، همه معادلات در منطقه آزاد تجاری به گونه ای دیگر است! مسئولین راجع به چنین تبعیضی چه پاسخی در پیشگاه ملت دارد؟ ریشۀ بسیاری از بی عدالتی ها و تبعیض ها را در نگرش و زیّ ِ مسولان باید جست! این چنین است که به جای خانه ی روستایی کاخ امداد می سازند و به جای راه روستایی و مسکن و مدرسه روستایی، ساخت آزاد راه تهران - شمال در اولویت قرار می گیرد! رهبرم
ابتکار ظریف
شود و جان افراد را بگیرد. چند سالی است که گرد و خاک تابستانی میهمان خانه های غرب کشور شده است. دو سه سال هم است که پایتخت نشینان از این بلا بی نصیب نمانده اند و هر چند اندک اما گرد و غبار به خانه های تهرانی ها هم رسیده است تا آنها درک کنند که در غرب و جنوب چه می گذرد. هوای تابستان گرم است و باید برای خنک شدن آن آرزوی باد کرد اما این روزها دیگر کسی آرزوی وزیدن باد هم ندارد چراکه با کوچکترین
هرمزگانی ها و ماه مبارک رمضان
معمولا یک تابوت دارد). تعداد تابوت ها ده عدد است که به ترتیب کنار یکدیگر قرار می گیرند. این تابوت ها عبارتند از: تابوت امام علی(ع) دو عدد، تابوت حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، زین العابدین(ع)، امام محمد باقر(ع)، امام رضا(ع) شاه عبدالکریم و میرعمر. به دلیل وجود دو زیارتگاه از حضرت علی(ع) در شهرستان میناب، در این روز دو تابوت از آن حضرت وجود دارد. بجز تابوت حضرت زهرا(س)، بقیه
گفتگو با امیرسلیمانی ها، یک خانواده گرم و صمیمی
روزنامه شهروند - علی پاکزاد: یک خانواده چهار نفره ایرانی که همه آنها به نحوی درگیر هنر هستند. یک پدر و مادر و یک خواهر و برادر. ویژگی آنها این است که هنوز هم ،یکدیگر را دوست دارند. هنوز هم به کانون گرم خانواده عشق می ورزند . هنوز هم به آینده خوشبین و دل گرم اند و...دیدار با این خانواده صمیمی ، مقدمه ای شد برای آغاز میزگردهای خانوادگی! برای شروع بد نیست درباره رابطه خانوادگی در خانواده
مهم نیست دستت به تابوت شهدا برسد؛ دلت را گره بزن به آرمان های شهدا
کلام؛ اینجا ایران است. 17 اردیبهشت ماه بود که خبر آوردند 13مدافع حرم از بچه های بسیجی مازندران در سوریه به شهادت رسیده و 21 نفر نیز جانباز شدند، اکنون بیش از چهل شبانه روز از آن حادثه گذشت، چهل روز خیلی زود پایان یافت، ماه رمضان است و روزهاست که هر شامگاه قبل از افطار برنامه به همین سادگی از سیمای تبرستان پخش می شود که دقایق اندکی مانده به اذان، بخش سی شب، سی افطاری دارد، افطار کنار
بیوگرافی افسانه پاکرو + عکس
خوب بود اما خانه تکانی، هرگز! افسانه: همیشه به سفره هفت سین اهمیت می دادم. از بچگی هفت سین را دوست داشتم و به خصوص رنگ کردن تخم مرغ را. فکر می کنم علاقه همه ما به دلیل اهمیت و علاقه مادرم بود. اگر نبود انگار یک چیزی کم داشتیم. ولی خانه تکانی نه. اصلاً مشارکت نمی کردم. فقط لباس خریدن را دوست داشتم و البته سفره هفت سین. البته الان دیگر لباس خریدن هم برایم به اندازه آن سال ها جذاب نیست
ویژگی های افطاری شیک با هزینه اندک
به گزارش صبحانه ، شیرینی ماه رمضان چند برابر می شود وقتی جمع بیشتری سر سفره افطار می نشینند و به خرمایی روزه خود را افطار می کنند. سفره هایی که هر شامگاه پهن می شود و هر خانواده بنا به وضع مالی خویش از طعام و نوشیدنی در آن می چیند؛ اما بعضی از ما طراوت و سادگی این سفره را با اسراف و ریخت و پاش های بی مورد آلوده می کنیم و آن رابه میدان چشم و همچشمی تبدیل می کنیم که لذتی در آن نیست و برای این که
کدام چمران
ازدواج با غاده چمران در همان زمان حضور لبنان با دختری از خانواده ای مرفه به نام غاده آشنا می شود. آشنایی که به ازدواج آنها می انجامد. ازدواجی که تا زمان شهادت چمران ادامه داشته و شکل آن عاشقانه بوده است. از غاده تصاویر، مصاحبه و خاطرات متعددی برخلاف تامسن در دست است. فاطمه طباطبایی ازدواج مصطفی و غاده را این گونه روایت می کند: یک روز درحالی که برای بازگشت به نجف آماده می شدیم، دکتر
آهو شدی به جست
ما حرف می زد. همین طور که راه می رفت دنیایش قل می خورد دورش و همه چیز را زیر می گرفت. من هم همین طور شدم. مادرم خیلی زود از دنیای ما فرار کرد و خواهر و برادر کوچک ترم از ترس شباهت با پدر یا حتی مادر دست از راه رفتن برداشته و سال هاست که یک جا ساکت نشسته اند. ما آدم های غلتانیم. خانواده غلتان. زندگی مان را می کنیم مثل همه آدم ها... ما خودمان هم آن را نمی بینیم... .
رضا کیانیان: چرا عمامه نگذاشتم؟
یک هوا همچنان جاهلی حرف می زد می گوید ولش کن چه کار داری پرویز خلاصه همین پرویز تعریف می کند که وقتی بابای تو وارد مشهد شد من و غلامحسین پشمی دو تا لات مشهد بودیم. حالا یک لات تهرانی به مشهد آمده است. باید دوئل می کردیم. در مشهد یک ساختمانی بود به اسم چهارطبقه که الان جزوی از دروازه طلایی مشهد است و خراب شده است. جلوی آن قرار می گذارند. بابای من با چاقو شکم غلامحسین پشمی را پاره می کند البته آنها
در سریال های رمضانی بهتر دیده می شوم
او معتقد است ابعاد شخصیت نازی با پیشرفت قصه بیشتر برای مخاطبان روشن خواهد شد و در چند مقطع نیز مخاطبان را غافلگیر می کند. سریال برادر سومین تجربه ماه رمضانی گلاره عباسی بعد از سریال های نون و ریحون و مدینه است. عباسی اعتقاد دارد پخش هر شب سریال در ماه رمضان محک خوبی برای بازیگر است که هم نظرات مردمی را بیشتر بشنود و هم این که عملکرد خودش را ارزیابی کند. او تا به امروز در مجموعه های کیمیا، بی انتظار، مهرآباد، تکیه بر باد، شیدایی، کتابفروشی هدهد، بچه ها نگاه می کنند، گمشده، حیرانی و در چشم باد تجربه نقش های متفاوت را داشته است. با این بازیگر درباره سریال برادر به گفتگو نشستیم. سریال های ماه رمضان هر سال با اقبال مخاطبان روبه رو می شوند، آیا این مساله در انتخاب شما برای بازی در سریال برادر دخیل بوده است؟ سریال هایی که در مناسبت های نوروز، محرم و رمضان روی آنتن می روند بیشتر دیده می شوند و مردم هم خیلی از این آثار استقبال می کنند. از سوی دیگر وقتی بازیگری برای تلویزیون بازی می کند، حتما مخاطب برایش اهمیت دارد و این که علاقه مند است مردم کارش را ببینند. البته معتقدم سریال های رمضانی بیشتر از دو مناسبت دیگر دیده می شوند و مثل نمایشگاه است و مردم نظرات شان را می دهند. مسلما برای من هم این مساله جذاب است و علاقه مند هستم کارم هر شب پخش شود. من هم قبل از بازی در سریال برادر در سریال های نون و ریحون به کارگردانی فرزاد موتمن و مدینه ساخته سیروس مقدم بازی کرده بودم و این سریال سومین تجربه ماه رمضانی من است. به همین دلیل پخش سریال برادر در ماه رمضان در انتخاب من بی تاثیر نبوده است. نقش نازی برایتان چه ویژگی هایی داشت؟ من هم مثل دیگر بازیگران دوست دارم نقش های متفاوت را تجربه کنم. البته این تقسیم بندی درباره نقش های مثبت، منفی و خاکستری وجود دارد، اما برای من مهم نیست که نقش مثبت بازی می کنم یا خاکستری و منفی. دلم می خواهد نقشم را متفاوت بازی کنم تا مخاطب از دیدن کار لذت ببرد. بازی کردن در سریال های ماه رمضان این امتیاز را دارد که هم بازیگر خودش را محک بزند که عملکردش چگونه بوده و هم این که مردم درباره بخش های مختلف سریال از بازی ها گرفته تا قصه و... نظراتشان را بگویند. در واقع مردم خیلی با دقت اثر را می بینند، به همین دلیل بهتر می توانند دیدگاه شان را بگویند. من هم قبل از ایفای شخصیت نازی طراحی های لازم را انجام دادم و تلاش کردم نقشم را خیلی خوب بازی کنم، زیرا نقش جای کار داشت. در مجموع شخصیت نازی چند وجهی است و امیدوارم از پس نقش برآمده باشم. اما تا به الان خیلی شاهد تعلیق این شخصیت نبودیم! با پیشرفت قصه این اتفاق می افتد. مطمئن هستم مخاطب غافلگیر می شود. امیدوارم این غافلگیری را در آورده باشم و شرمنده نقشم نشوم. به نظرم نباید قضاوت عجولانه داشته باشیم، چون نازی از آن دسته شخصیت هاست که در چند مقطع مخاطب را غافلگیر خواهد کرد و لایه های متفاوتی دارد که به مرور برای مخاطب روشن می شود. یعنی با این جمله مخاطبان را به صبوری دعوت می کنید؟ بله، به نظرم برخی مواقع ما باید صبر داشته باشیم تا به مرور رفتارهای شخصیت های قصه برای مخاطب روشن شود؛ این که چرا او دست به چنین کارهایی می زند و دلیلش چیست، فکر می کنم این مساله به جذابیت های شخصیت نازی اضافه کرده است. سریال برادر سومین تجربه ماه رمضانی شماست و با تعجیل های کارهای مناسبتی کاملا آشنا هستید. خستگی و تعجیل های بموقع رساندن به آنتن، شما را برای طراحی شخصیت نازی با مشکل روبه رو نکرد؟ این ویژگی کارهای ماه رمضان و مناسبتی است و من به عنوان بازیگر اضطراب این مساله را دارم که نقش را درست در بیاورم و برایم اهمیت دارد، اما می توان با حضور همکاران حرفه ای سختی های کار را پشت سر گذاشت. ضمن این که وقتی بازخوردها را همزمان با تولید و پخش می بینید، دلنشین است و محکی برای اعضای گروه محسوب می شود. راستش این نوع تولید باعث می شود همه بهتر متوجه نقاط قوت و کاستی ها شوند. در مجموع این نوع کار کردن یک آزمون محسوب می شود. سریال های ماه رمضان را با کارگردانان مختلف کار کردید و بعد از سریال کیمیا، این دومین تجربه شما با جواد افشار است. کار با این کارگردان چه تجربه ای برایتان به همراه داشته است؟ خوشبختانه شانس این را داشتم که با کارگردانانی کار کنم که آثارشان دیده می شود و پر مخاطب است. آقای موتمن کارگردان بسیار خوبی است. آقای مقدم مخاطب را خیلی خوب می شناسد. سریال قبلی آقای افشار با نام کیمیا هم با اقبال مردمی روبه رو شد. وقتی با یک کارگردان تجربه خوبی داشته باشید با میل و رغبت بیشتری علاقه مند هستید تجربه دوم، سوم و... را تکرار کنید. فضای سریال برادر صمیمانه و دوستانه بود و آقای افشار هم تلاش می کرد محیط را آرام نگه دارد. ضمن این که این فرصت را به بقیه می داد براحتی نظرات شان را اعلام کنند. در واقع همه خودشا ...