یادداشت| خیلی ها توی هفت آسمان یک ستاره هم ندارند
سایر منابع:
سایر خبرها
داستان کچل مم سیاه/ پسر کچل شجاعی که شاه شد و ننه اش را هم وزیر کرد/ قسمت اول
بابا کلاه را آورد و گذاشت جلوش و گفت: ای باباکلاه! دورت بگردم. خودت می بینی که تو چه هچلی افتاده ام. نمی دانم این کچل مم سیاه لعنتی یک دفعه از کجا مثل اجل معلق پیدا شد و می خواهد جای مرا بگیرد. آخر خودت بگو من چه جوری می توانم از وزیری دل بکنم و جایم را بدهم به این کچل از همه جا بی خبر که هیچ چیزش به آدمی زاد نرفته. باباکلاه به صدا درآمد و گفت: ای وزیر اعظم! ککت هم نگزد که چاره ی این کار
رفتار اجتنابی چیست و چگونه به ما آسیب می زند؟
، پایمان را زخمی می کند! من از این وضعیت خسته ام و احساس ناکامی می کنم. می دانم که دارم به یک سردی و دلزدگی در رابطه دچار می شوم. دلم می خواهد هر طور که دوست دارم به همسرم نزدیک شوم، اما هر بار با یک دیوار سرد و بی تفاوت برخورد می کنم که راه ورودی برایش نیست. اما او اصلا این موضوع را قبول ندارد و فکر می کند که همه چیز بین ما کاملا عادی است. نظر او این است که بگو ومگو بین زن و شوهر طبیعی است و یک
فال قهوه دوشنبه 29 اردیبهشت؛ سرنوشت شما در فنجان قهوه!
در این پست فال قهوه روزانه شما برای دوشنبه 29 اردیبهشت آورده شده است. فال قهوه یکی از روش های قدیمی و محبوب برای پیش بینی آینده است. در این روش، با توجه به اشکال و نمادهای نقش بسته در ته فنجان قهوه، تفسیرهایی در مورد زندگی، عشق، کار و سایر جنبه های زندگی ارائه می شود. امروزه، فال قهوه به عنوان یک سرگرمی و راهی برای شناخت بیشتر خود و جهان اطراف مورد توجه بسیاری از افراد قرار
پذیرایی از رولان بارت با خورشت قیمه
و تخیل شاعر هستند. این جملات باید از زبان شعر تفسیر بشه و معنای اون ها از تصاویر و کلمات خود شعر به دست بیاد. چون می دونیم ابوترابی واقعا قصدش این نیست که روی کوچه سقف بکشه تا آفتاب نیاد و حتما این آفتاب و کوچه استعاره از مفاهیم دیگه ای هستند که من و تو بقیه خودمون باید بفهمیم اون مفاهیم رو. تازه شاعر اینجا قدرت تخیلش رو به رخ کشیده و داره می گه از من بترس من می تونم آفتاب رو راه ندم توی
ماجرایی شگفت آور از داستان قضاوت های امیرالمومنین علیه السلام
بود و فقط چشمانش پیدا بود، و بر در اتاق ایستاد، گفتم: چرا داخل نمی شوی؟ عجوزه گفت: از دیدار تو چنان خوشحال شده که از خود بیخود گشته است. گفتم: الان می روم در خانه را می بندم تا کسی وارد نشود، رفتم در را بستم و به دختر چسبیده و گفتم صورتت را باز کن، ولی قبول نکرد، پس رویش را از سرش برداشتم ناگهان دیدم جوانی است با ریش سیاه و دست و پا خضاب بسته با لباس زنان، پس من زاری و فزع
قصر آرزو
یادداشت نشریه تقاطع شماره 46| یکی بود، یکی نبود. در زمان های قدیم، پادشاهی زندگی می کرد که هر وقت سر حال بود، زنان حرمسرا به او روی خوش نشان داده بودند و کیفش کوک بود. شال و کلاه می کرد و تغییر قیافه می داد و توی ولایات مختلف گشت می زد. می گفت با این کار از اوضاع مملکتش خبردار می شود، می فهمد بر مردم چه می گذرد و وزیر و وکیل نمی توانند در این مورد سرش کلاه بگذارند. یکی از روزها که شاه شاد و شنگول بود، سبیلی مصنوعی بالای لبش چسباند و مقداری رنگ سفید پاشید روی موهاش و لباس کهنه ای پوشید و از در پشتی قصر بیرون آمد. صبح تا غروب در شهر چرخید و با آدم های مختلف ...
فال حافظ| فال حافظ سه شنبه 30 اردیبهشت ماه 1404
سری تغییرات بزرگ تو زندگیت اتفاق می افته و همه چیز به نفع تو رقم می خوره. در مورد یه مسئله کاری یا تحصیلی هم یه خبر خیلی خوب دارم: موفقیت خیلی بهت نزدیکه و فقط یه قدم تا رسیدن به اون فاصله داری. یه چیز دیگه هم یادت باشه: تو زندگی هر چی بکاری، همون رو درو می کنی. پس با بقیه مهربون باش و همیشه سعی کن کار درست رو انجام بدی. امروز یه حس محدودیت خیلی قوی داری. شاید دلیلش این باشه که یه سری
سردبیر دنیای سخن: هم از شاملو مطلب داشتیم، هم از خلخالی (3)
منتشر شد چه بود؟ کنگره حزب رستاخیر در استادیوم آزادی برگزار شده بود و آقای داریوش همایون هم در آنجا حضور داشت. غروب بود و من در اداره نشسته بودم. دیدم راننده آقای همایون نامه ای آورد و گفت این را داریوش خان همایون داده است تا برای انتشار به مطبوعات بفرستید. باز کردم و دیدم مقاله ای است به قلم شخصی به نام رشیدی مطلق. اسمش برایم ناآشنا بود. چون اکثر نویسنده ها را می شناختم فهمیدم این اسم
نمونه سوالات نهایی ادبیات دوازدهم با جواب (درس 10 تا 18)1401-1403
) الف)ببین آخر که آن پروانه خوش /چگونه می زند خود را به آتش ب)آن جا در آن برزخ سرد در کوچه های غم و درد /غیر از شب آیا چه می دید چشمان تار من و تو پاسخ) پروانه :نماد عشق واقعی ،برزخ سرد :نماد دوران قبل از انقلاب (دوران ظلم و ستم) 5) در کدام بیت هر دو نوع واو (عطف و ربط) به کار رفته؟ (نهایی شهریور 1403) الف)چون رود امیدوارم بی تاب بی قرارم/من می روم سوی دریا ،جای
تاریخ درباره آدم هاست نه درباره فرشته ها و دیوها
انسانی و اجتماعی خیلی ساده تر هستند و پیچیدگی ندارند. مطالعه حیات وحش، گیاه، درخت، ستاره، فیزیک و شیمی به سادگی امکانپذیر است، مطالعه طبیعت در برابر مطالعه انسان هزاران بار ساده تر است. من در اینجا حتی منظورم رشته های علوم انسانی مانند اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی این است که این رشته ها به مراتب از تاریخ آسان تر هستند، چون تاریخ مربوط به گذشته انسان به طور عینی و ملموس است. انسان واقعی در واقعیت
نمونه سوالات نهایی ادبیات دوازدهم با جواب (درس 1 تا 9)1401-1403
(خرداد1403) ج) سودای عشق از زیرکی جهان ارزد و دیوانگی عشق بر همه عاقل ها افزون آید پاسخ: برتری عشق بر عقل 22) معنای ابیات و عبارات زیر را به نثر روان بنویسید (خرداد1403) ب) عشق هرکسی را به خود راه ندهد پاسخ: هرکسی لیاقت عاشق شدن ندارد 23) مصراع نخست بیت زیر را مرتب کنید (خرداد1403) از_باران_برگ_در_مهربان تر_ای_بوسه های بیداری ستاره در چشم جویباران
دلنوشته برای یکی از پُرسروصداترین و متفاوت ترین مدیران رادیو
گروه ها گذاشت، حرف های جالبی زد که برای من اصلاً باورکردنی نبود! ایشون برعکسِ مدیران قبلی که همیشه ما رو به پرهیز از جنجال و سر و صدا دعوت می کردن، خطاب به ما گفت: من می خوام شما کاری کنید که توجهِ همه به رادیو تهران جلب بشه! به هر کس که باعث این توجه بشه جایزه ی خوبی می دم. از همین الان تا دو هفته به شما وقت می دم کاری کنید که لااقل یکی از نماینده های مجلس، تو نطقِ پیش از دستورِش از
زیباترین اشعار فاضل نظری؛ شعرهای عاشقانه، غمگین و احساسی اش در جشنواره کتاب
بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟ زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن بعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیست این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن وای بر من که در این بازی بی سود و زیان پیش پیمان شکنی چون تو شدم عهدشکن باز با گریه به آغوش تو بر می گردم چون غریبی که خودش را برساند به وطن تو
تازه های ادبیات کودک ونوجوان در نمایشگاه کتاب
کرد شنای او و دوستانش در کانال آب بیرون شهر، پای او را به ماجرایی چنین رعب آور باز کند؛ ماجرایی که از جنگل نزدیک کانال شروع می شود. همه چیز از آن علامتی شروع می شود که بهنام خیال کرده کسی از لابه لای درخت های جنگل هزارتو برایش فرستاده. او پا به جنگل می گذارد و در آن تیرگی حاکم به خانه ای مخوف می رسد؛ خانه ای که رازهای غریبی را در خود پنهان دارد. در توضیح آرش و تهمینه نیز می خوانیم: همه
چهار سطح از عوامل توسعه نیافتگی ایران
چون فکر می کند همه چیز را می داند. داوری معتقد است ما علمی که داریم بیش از حد نیازمان است و دقیق نمی دانیم که این علم به چا کارمان می آید و چه نیازهایی با آن قرار است که برآورده شود. او به این موضوع هم اشاره دارد که ما در مسیر توسعه لازم را از غیر لازم و مهم را از غیر مهم، نمی توانیم تشخیص دهیم و نیز عدم اراده توسعه در حاکمیت و مردم جامعه بارز است. محمدعلی همایون کاتوزیان در آثار مختلف