سایر منابع:
سایر خبرها
از کشتن همسرم پشیمانم اما وجدانم راحت است
همسرش داشته، او را کشته و تا اردیبهشت امسال مخفیانه زندگی می کرده است. با توجه به درخواست قصاص اولیای دم، اعتراف متهم و بازسازی صحنه قتل، برای او درخواست مجازات قانونی دارم. سپس سامان در جایگاه ایستاد و گفت: من و همسرم اهل استان گلستان بودیم و سال ها قبل ازدواج کردیم. در این سال ها اختلاف و درگیری زیاد داشتیم. هشت ماه قبل از قتل، همسرم قهر کرد و به خانه بستگانش رفت. سراغش رفته و او را راضی کردم
عاملان جنایت انتقام جویانه میدان آرژانتین بخشیده شدند
اختلاف با قربانی گفت: من و همسر شهرام با هم مراوده مالی داشتیم اما وقتی شهرام به این موضوع پی برد سراغم آمد. به او گفتم هیچ ارتباطی با همسرش ندارم و حتی با او تسویه حساب کرده ام، اما قبول نکرد. آخرین بار هم به شدت مرا کتک زد. من از قتل او پشیمان هستم. با توجه به اینکه از سوی تنها فرزند مقتول که صغیر بود درخواست قصاص شده بود، حکم بر قصاص هر دو متهم صادر شد. دیوان عالی کشور رأی صادره را مورد
اشتباهی که منجر به قتل شد!
گفتم ارتباطی بین ما نبوده است. مجید خشمگین بود و از حرف های خودش دست برنمی داشت. او من را به باد کتک گرفت و شیشه های خودروی من را خرد کرد. بعد از این حادثه من خیلی ناراحت و عصبانی بودم و می خواستم هر طور شده مجید را گوشمالی دهم. سهیل ادامه داد: آن روز با حالتی آشفته و سراسیمه سراغ پسرعمویم به نام فرشاد رفتم. من و فرشاد همیشه خیلی با هم صمیمی بودیم. همه حرف هایم را به او می زدم و او
قاتل: مقتول فکر می کرد با همسرش رابطه پنهانی دارم
به گزارش مشرق ، این جنایت خونین بعد از ظهر یکی از روزهای اسفند سال 99 در میدان آرژانتین تهران رخ داد. همسر مقتول که در صحنه بود به مأموران گفت: من در شرکتی همین حوالی کار می کنم همسرم هر روز دنبالم می آمد تا به خانه برگردیم اما امروز ناگهان دو مرد نقابدار که سوار موتور بودند او را با چاقو زدند و فرار کردند. در تحقیقات بعدی مشخص شد که مقتول مدتی است با یکی از هم محله ای هایش به نام
بخشش قاتلان 2برادر پس از 21سال
به گزارش خبرنگار جام جم، این سه مرد زندانی به نام های فرشید، محسن و امیر بیست وسوم دی سال 83 در شهریار دو برادر را با شلیک گلوله به قتل رساندند. پرونده شان مدتی بعد با صدورجلب به دادرسی به شعبه 71دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال و محاکمه شدند. مادرمقتولان از سوی خود و دخترخردسال یکی ازپسرانش،برای دوقاتل پرونده درخواست قصاص کرد. فرشید در جلسه محاکمه گفت : سابقه دارم و مدتی قبل از زندان آزاد
ماجرای ازدواج خانم پرستار با دانشمند قلابی
سال بعد و در حالی که وارد سی و دومین بهار زندگیم شده بودم، نعیم به خواستگاریم آمد و ما طبق عرف ازدواج های سنتی و از طریق معرفی بزرگ ترها با یکدیگر آشنا شدیم و ازدواج کردیم. اینگونه بود که خیلی زود مراسم عروسی برگزار شد و من در حالی قدم به خانه بخت گذاشتم که 2 ماه بعد باردار شدم. لذت و شیرینی مادر شدن را با همه وجودم احساس می کردم که ناگهان رازی نهفته از خیانت همسرم به طور اتفاقی فاش شد
مهمانی تولد دختر کوچولو به ایستگاه پلیس ختم شد + گفتگو با متهم
کرده اش پشیمان است. گفت وگو با متهم چرا سراغ طلاهای یه بچه رفتی؟ نمی دونم. همش می گم کاش اون شب اصلاً نمی رفتم مهمونی. وقتی شنیدم برای بچه کلی طلا خریدن، همش به ذهنم می اومد که چه پول زیادی میشه. من چند وقته درگیر مشکلات مالی بودم. کار درست و حسابی ندارم، بدهی بالا آورده بودم... همه اینا جمع شد، یه وسوسه شد تو سرم. ولی این اولین بار بود؟ آره
شکایت 2 دختر از کارگردان تئاتر: ما را به بهانه کلاس مدیتیشن به خانه اش کشاند و آزار داد/ متهم: به خواست ...
به گزارش سرویس هنرورسانه ساعد نیوز به نقل از ایران، یک سال قبل دختر جوانی با مراجعه به پلیس آگاهی مدعی شد که از سوی یک کارگردان مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. وی در تشریح ماجرا به مأموران گفت: از دوران نوجوانی به بازیگری علاقه مند بودم. به همین خاطر بعد از دانشگاه در یکی از کلاس های آزاد بازیگری ثبت نام کردم و پس از چند هفته کارگردان تئاتری که در این کلاس ها تدریس می کرد به من
ماجرای درگیری در قهوه خانه تا زورگیری از زن جوان در جنوب تهران
از اون چند باری بخاطر دعوا و سرقت جزئی رفتم بازداشت. سابقه اعتیاد چی؟ از 23 سالگی شروع کردم. اول گل و حشیش، بعد کم کم رفتم سمت شیشه. هرچی پول درمی آوردم، خرج مواد می کردم. حتی وقتی پول کم می آوردم، زنگ می زدم به دوستام و ازشون قرض می گرفتم تا فقط یه پک دیگه بکشم. وضعیت تاهل؟ یه سال پیش ازدواج کردم. اما وقتی زنه فهمید سراغ دزدی و اعتیاد رفتم، ترکم کرد و
اعدام مرد ژله ایی به اتهام تجاوز زنان/ ویدئو
کرد. در این میان دستش برید. از ترس نمی دانستم چه کنم. او می گفت اگر فریاد بزنم بچه ام را خواهد کشت. من هم به خاطر جان نوزادم چیزی نگفتم. پس از آن هر طوری بود از خانه فرار کرد. از زمانی که او وارد خانه ام شده مدام می ترسم. زن دیگری نیز گفت: صبح روز حادثه زمانی که از خواب بیدار شدم متوجه شدم که لباس هایم پاره شده اما نمی دانستم چه بلایی سرم آمده است. فکر می کردم که جن این کار را انجام
عدالت برای محیط بان ایرانی زیر سایه تهدید/ پس از گذشت چهل روز از قتل هدایت الله دیده بان، متهم همچنان ...
، به بازه زمانی 1393 تا قبل از خرداد 1404، به یازده سال زندگی نسترن و هدایت. زمان ازدواج 38ساله بودم و هدایت چهل وچندساله. این روز ها بسیاری از همسایه ها به من می گویند تنها شده ای، می گویم همیشه تنها بودم؛ هدایت اغلب اوقات در منطقه بود و درگیر حفاظت. با این همه، چیزی که از دست دادم یک زندگی شیرین و عاشقانه بود در همین حوالی. خاطرم است یکی از دوستان ما از همسرش جدا شد و کمی از کوه فاصله گرفت. بعد از
ماجرای کدورت بین ابتهاج و استاد شهریار چه بود؟/ روایت سایه از شعری که شهریار برای او سرود
این پرسش شهریار از حالت چهره و لحن سایه تشخیص دادنی است) اگه جز شهریار هر کس دیگه ای بود من پا می شدم و درو به در می زدم و می رفتم... آخه من جایی نمی رم که کسی به من بگه چرا هر روز می آیی اینجا. من با تعجب نگاش می کردم... شروع کرد به داد و بیداد و گفت که: من مالک نیستم که تورو مباشرم کنم، من وزیر نیستم که تورو معاونم کنم و از این چیزهای مسخره دنیوی به اصطلاح، من فقط حیرت کرده بودم که چه شه شهریار
قتل همسر بعد از سقط جنین مخفیانه
. وقتی پلیس عکس مرد معتاد را دید، تایید کرد مرد جوان به نام رحمان از یک سال قبل به اتهام قتل همسرش تحت تعقیب بوده است. آنها وقتی نام رحمان را در لیست قرمز قرار دادند که جسد همسر او به نام زیبا پیدا شد. وقتی هویت زیبا شناسایی شد، خانواده اش گفتند او یک روز قبل با شوهرش آشتی کرده بود و خبر ندارند بعد از آن چه اتفاقی افتاد. وضعیت جسد نشان می داد او به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته و جانش را
مادرشوهر به اتهام قتل تازه عروس بازداشت شد
جوان آنلاین: مرگ مشکوک زن جوان پای مادرشوهر را به پرونده قتل باز کرد. متهم پس از بازداشت، ادعا کرد عروسش با خوردن دارو به زندگی اش پایان داده است، اما پزشکی قانونی اعلام کرد در بدن زن فوت شده هیچ سمی پیدا نشده و او بر اثر مشکلات تنفسی به کام مرگ رفته است. اواخر اسفندماه سال قبل زن میانسالی در تهران با اورژانس تماس گرفت و برای نجات جان عروسش درخواست کمک کرد. لحظاتی بعد تیم پزشکی
محاکمه عامل قتل گنده لات معروف ایران
متهم به قتل عمدی است . روز هشتم اسفند سال 1402 متهم و مقتول برسر نحوه توقف خودرو درگیر و در ادامه جدا شدند. در ادامه مقتول همراه دو نفر دیگر و با یکدستگاه پژو 207 به محل آمدند که با ضربه چاقو به گردنش به قتل رسید. متهم در تحقیقات به ضربه زدن اعتراف کرد و مدعی شد، من نمی دانستم مقتول یکی از گنده لات های معروف است و وقتی فهمیدم او کیست، عذرخواهی کردم. مقتول با چاقو ضربه ای به سینه دوستم زد و سمت من
خاطرات ناصرالدین شاه: میرشکار بعینها دن کیشوت شده بود
گفته بودم سر نزد، افتاد زیاد پایین دست شکارها. شکارها راست رفتند بالا برای آقا وجیه. بعد برخاسته رفتم در گودال شرقی مرجک نو بالای شکرآب. آفتاب گردان [سایبان] زدند. چای، هندوانه خورده، نماز کردیم. فره کبک های کوچک بود. مادرش هم نمی رفت، همان جا بود. بچه ها را باز آوردند وِل کردیم، مادره آمد بچه ها را برد. بعد سوار شده از راه قدیمِ سرازیریِ گله کیله پایین رفتیم؛ رفتیم منزل. زیاد خسته شدم.
مرگ زندانی محکوم به قصاص پس از بخشش
عصبانی تر شده بودم ناگهان چاقو را از دستش گرفتم و به او ضربه ای زدم. قصدم کشتن نبود اما چون ضربه به گردن او اصابت کرد کشته شد. بعد از آن به شهرهای جنوبی کشور فرار کردم تا اینکه دستگیر شدم. با اعتراف متهم به قتل، او به بازسازی صحنه جنایت پرداخت و با صدور کیفرخواست در دادگاه پای میز محاکمه رفت. باتوجه به درخواست اولیای دم، وی محکوم به قصاص شد، قضات دادگاه کیفری استان، حکم بر اشد مجازات
روایت هولناک قتل زن جوان به دست شوهرش
هفت صبح| از ایران تا ترکیه و از افغانستان تا کمپ های ترک اعتیاد ایران؛ این روایت در به دری یک قاتل است بعد از اینکه همسرش را در جریان یک سقط جنین غیرقانونی به قتل رساند و سرانجام پس از هفت سال پای میز محاکمه رفت. هفتم خرداد ماه سال 98 گزارش پیدا شدن جسد پتوپیچ شده زن جوانی به نام رعنا در خانه اش واقع در جوادیه تهرانپارس روی میز بازپرس جنایی قرار گرفت. خانواده رعنا بعد از اینکه با تماس
همسر شهید، قصاص را به ساخت شیرخوارگاه بخشید
برای پیگیری پرونده قتل پسرم از لنگرود به تهران می آمدم و تا همین آخرین بار حدود 400 میلیون تومان به بستگان و حتی رانندگانی که مرا به تهران آورده بودند، بدهکارم. همه اصرار داشتند حکم را اجرا کنم، تنها پسرم و تنها برادرم (دو برادرم در جنگ تحمیلی به فاصله 20 روز شهید شدند) و بستگانم و حتی بنیاد شهید هم از من خواستند حکم را اجرا کنم که آن روز برای اجرای حکم قصاص به تهران آمدم. تصمیمم را گرفته بودم
لحظه های نفس گیر در زندان قزل حصار / مادر مقتول پای چوبه دار قاتل را بخشید!
اعتراف متهم، صحنه قتل بازسازی و بعد هم کیفرخواست صادر شد. در دادگاه کیفری تهران، با درخواست مادر مقتول که تنها ولی دم بود و با توجه به اعترافات، شهادت شاهدان و مدارک، حکم قصاص صادر شد. در ادامه روند رسیدگی حکم در دیوان عالی کشور تایید و پرونده به شعبه دوم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارجاع شد. چند جلسه صلح و سازش به ریاست دادیار رضوی برگزار شد، اما مادر مقتول بر قصاص اصرار داشت تا لحظه آخر پای
بخشش قاتل پای چوبه دار توسط مادر مقتول برای ساخت پرورشگاه
به گزارش رکنا، چند روز مانده به آغاز ماه محرم، 4 قاتل پای چوبه دار حاضر شدند. سه نفر از آنها با اجرای حکم قصاص به زندگی خود پایان دادند، اما داستان نفر چهارم شکل دیگری به خود گرفت. درگیری ساده که به قتل ختم شد قتل در تاریخ چهارم تیر ماه سال 96 رخ داد. قاتل و مقتول دو جوان بودند؛ مقتول، کتانی فروشی که در بازار تهران فعالیت می کرد، و قاتل، یک کارگر ساده. ماجرای شوخی های میان
گریه های دختر خردسال قاتل محکوم به قصاص، دل همسر شهید را لرزاند/ همسرم شهید شد و پسری که به قتل رسید در ...
صحبت می کردیم که از روی شوخی، کلمه ای گفت که خیلی عصبانی شدم. چاقویی که در جیبم بود را درآوردم و یک ضربه به او زدم. قصدم قتل نبود و نمی خواستم او کشته شود. در انتظار قصاص به دنبال اعترافات متهم کیفرخواست پرونده صادر شد. متهم در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. مادر مقتول که تنها اولیای دم پرونده بود درخواست قصاص کرد و قضات دادگاه کیفری استان تهران رأی بر قصاص دادند
بخشش قاتل پای چوبه دار | مادر مقتول می خواهد با دیه پرورشگاه بسازد
به قتل رسید. او فرزند شهید بود که قاتلش بعد از دستگیری به قتل اعتراف کرد و به قصاص محکوم شد. قاتل چند روز قبل وقتی پای چوبه رفت اما مادر مقتول تصمیم گرفت به او زندگی ببخشد. این زن دیروز به همشهری گفت: من ساکن شمال کشور هستم که روز حادثه، دختربچه مقتول را مقابل زندان دیدم. او با گریه از من خواست تا پدرش را ببخشم. وقتی وارد زندان شدم با دیدن 3 قاتلی که قصاص شدند، حالم بد شد. وقتی طناب
پایان خونین یک عشق آتشین
جایگاه حاضر شود. او گفت: مدتی قبل از طریق یکی از دوستانم به نام حامد با شیدا آشنا شدم. من خیلی به او علاقه پیدا کرده بودم و گمان می کردم که او نیز به من علاقه دارد. روز حادثه ما با هم به حاشیه شهر رفتیم. آن روز حال روحی شیدا خوب نبود و وقتی از او علت این حالش را جویا شدم گفت که حامد زندان افتاده و به خاطر او ناراحت است. آنجا بود که فهمیدم شیدا بیشتر از من به حامد علاقه داشته و به او گفتم اگر
نمونه رأی دیوان عالی کشور؛ دیه برابر بدون تراضی و مطالبه، فاقد مبنای قانونی است
.، فاقد مشخصات فردی، با وکالت تسخیری ع. غ. س. همگی متهم اند به مشارکت در قتل عمدی مرد مسلمان مرحوم خ. ا. فرزند ا.، موضوع شکایت آقایان ی. م. ا.، خ. م. م.، هیأت دادگاه حسب شکایت اولیه و گزارشات مرجع انتظامی و گواهی پزشکی قانونی در صفحه 72 پرونده اگرچه علت تامه فوت را بیان داشته است که مقدور نبوده، لیکن با التفات به شکستگی، خردشدن استخوان گیجگاهی چپ و چشم خانه و سمت چپ صورت و بینی، علت تامه
هیچ وقت امیر قلعه نویی را حلال نمی کنم
به گزارش پارسینه به نقل از خبر ورزشی، هادی طباطبایی گلر خوش اخلاق استقلال و تیم ملی 25 تیر سال 1390 مصاحبه ای اختصاصی و البته خواندنی با ما داشت که در آن مقطع سر و صدای زیادی به راه انداخت. بد نیست به خلاصه این مصاحبه دوباره نگاه کنیم: - اگر قبل از جام جهانی 1998 فرانسه به استقلال می رفتم قطعاً در آن تورنمنت حاضر می شدم ولی متاسفانه برخی آقایان ذهن مرحوم ناصر حجازی را نسبت به من خراب
آشیانه خالی، اشک های پنهان / وقتی بازنشستگی مرد پایان زندگی اش را رقم زد!
به گزارش رکنا، زن 55 ساله ای که مدعی بود زندگی اش در آستانه فروپاشی قرارگرفته است با بیان این ماجرا به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: همسرم در حالی بعد از 30سال خدمت دیگر سرکار نمی رفت که همه فرزندانم ازدواج کرده بودند و من در خانه احساس تنهایی می کردم. شوهرم که حالا وقت آزاد زیادی داشت هر روز خودرواش را سوار می شد و به سراغ دوستان قدیمی و جدید خودش می رفت. حالا بازار سفرهای دوستانه و
رمزگشایی از ادعای جاسوسی و روابط جنسی کاترین شکدم در ایران
درستی از یک مسلمان سنتی واقعی نداشتم. دید من این بود که کسی را دیدم که خیلی به من علاقه داره و از من خواسته با او ازدواج کنم و من هم پذیرفتم. اولین سال دانشکده من بود و عاشق شدم و ازدواج کردم. خیلی ساده اتفاق افتاد. _ کیار همسرتون جدا شدید و آیا بعد از آن دوباره مجدد ازدواج کردید؟ نه، نه، نه، این اولین ازدواج من بود و فقط یکبار ازدواج کردم ؛ 18 ساله بودم که ازدواج
مرگ عجیب کودک 6 ماهه از گرما و مواد مخدر | مادرش اعتراف کرد
متوجه شدم حال فرزندم خوب نیست. او را به بیمارستان رساندم اما هنگامی که متوجه شدم فوت کرده است. سریعا فرار کردم. پس از اظهارات تکاندهنده زن جوان، تیم تحقیق از سوی بازپرس جنایی مأموریت یافتند تا با اقدامات اطلاعاتی بررسی های خود را در رابطه با این پرونده ادامه دهند. بنا بر این گزارش، متهم به اتهام مباشرت در قتل عمدی به زندان اعزام شد و سیر مراحل قانونی پرونده در دادسرای شهرری ادامه دارد. منبع: رکنا ازدواج بیمارستان قتل موادمخدر پاتولوژی کپی شد
به عشق سوباسا فوتبالیست شدم
بودی اما حالا در رده امید قرار داری. همچنان تیم ملی امید دختران تشکیل نشده است؟ در تیم ملی جوانان بودم اما امسال سنم تغییر کرده و در رده سنی امید قرار می گیرم که متأسفانه هنوز تیمی تحت عنوان امید تشکیل نشده است. فصل بعد در کدام تیم بازی خواهی کرد؟ من فصل قبل در آوای تهران بازی می کردم و این فصل هنوز وضعیتم مشخص نیست. پیشنهاداتی از چند تیم لیگ برتری داشته ام اما فعلاً در حال بررسی