سایر منابع:
سایر خبرها
چرا مادران ایرانی سزارین را ترجیح می دهند؟
بودند که مادرم برای به دنیا آوردن من چقدر سختی کشیده و چقدر زایمان طولانی داشته، همیهش داستان زایمان سخت و طولانی را از زبان خودش و اطرفیانش شنیده بودم، آن موقع؛ یعنی 64 سال پیش، بیشتر زایمان ها در خانه انجام می شد، اما چون مادرم زایمان سختی داشت، چند مامایی که این کار را به صورت تجربی یاد گرفته بودند، بالای سرش حاضر می شوند و آخر سر، یک مامای دوره دیده، من را در خانه مان به دنیا می آورد، این داستان
تلخ و شیرین نمایندگانی که ردای پزشکی بر تن دارند
از بیمار دریافت می کنم بر اساس تعرفه های دولتی است محسن علیجانی نماینده مردم تهران پزشک عمومی و عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی به مدت 11 سال طبابت می کردم اما فشار کاری در جهاد دانشگاهی مانع از حضور پررنگ در عرصه طبابت شد اکنون نیز در دوران نمایندگی توفیق طبابت نداشتم اما علاقه دارم حتی برای چند ساعت نیز به ارایه خدمت مشغول باشم. من براساس تعرفه های دولتی
در خانه همینگوی چه می گذرد؟
درآوردم. در ورودی کوچک استودیو، از پنجره مشبک اتاق نگاهی انداختم به جایی که این برنده نوبل ادبیات بسیاری از شاهکارهایش را در آن خلق کرد. خیالش هم به ذهنم خطور نمی کرد که سه سال بعد در حالی که کلید این مکان مقدس را به من داده اند، به این جا برمی گردم. به عنوان برنده رقابت ادبی که تنها یک بار برای همیشه در فلوریدا برگزار شد، افتخار پیدا کردم در خانه همینگوی دست به قلم شوم. من اولین کسی بودم
انواع مواد مخدر و اثرات آن/بخش اول
، ابتدا معتادان از رگ هایی که جلوی ساعد دست ها نمایان است استفاده کرده، پس از آن که مدت طولانی از تزریق نقاط مختلف دست ها گذشت و دیگر این نقاط جوابگو نبود، به ترتیب نوبت به پشت دست، ساق پا، گردن و در نهایت به بیضه ها می رسد. تزریق در بیضه ها آخرین مرحله این گونه معتادان است. عوارض مصرف هروئین شامل موارد زیر است: الف) مغز: وابستگی، بی خوابی هنگام شب، خواب آلودگی در طی روز، آبسه چرکی مغز
بیمار در واقع یک ودیعه الهی در دست پزشک است
مردم عزیز قرار می دادیم. و به خاطر دارم بعضی روزها بعد از اذان صبح حرکت می کردیم گاهی اوقات تا پایان روز یا نیمه شب بعد به شهر نمی رسیدیم و همچنان مشغول درمان بودیم. به گفته این پزشک، اینگونه اقدامات، اثرات بسیاری در پی داشته است؛ یکی اینکه آن پزشکی که واقعاً می تواند در جامعه موفق باشد پزشکی جامعه نگرهست که بداند در چه جامعه ای و به چه مردم عزیزی خدمت می کند و اگر مریضی به او مراجعه
پزشکی از رویا تا واقعیت
پزشک عمومی می گوید: من سه روز در هفته شب ها شیفتم و شب تا صبح با چنین صحنه هایی روبه رو هستم، تا جایی که وقتی صبح ها به خانه می روم تا استراحت کنم خواب همین صحنه ها را می بینم. اگر تخصص نداشته باشید! شاید اگر عنوان شود یک معلم یا یک کارمند دنبال شغل دوم رفته تا بعد از فراغت از کار با شغلی دیگر مخارج زندگی خود را تامین کند چندان جای تعجب نباشد، اما اینکه پزشکی علاوه بر شغل
واکنش مردم به شیشلیک خوردن فرماندار
آقای فرماندار توضیحاتی بدهد(توضیحاتی درباره شیشلیک خوردن آقای فرماندار) اظهاراتی که با نظرات زیر همراه شد. در این میان عده زیادی از مخاطبان در مورد شیشلیک اظهار بی اطلاعی کرده اند و به کنایه به آقای فرماندار گفته اند که شیشلیک چیست؟ عده ای هم این اعمال را موردی عادی میان همه مدیران دانسته اند و به کنایه گفته اند که مدیران باید شیشلیک بخورند. در ادامه تعدادی از نظرات
عروس های جوان در خانه بخت پدربزرگ ها
را روی روسری سفید براق نگه داشته است. به خانه بختی می رود که به اعتقاد خیلی ها عاقبت خوشی ندارد اما بعضی ها هم جور دیگری فکر می کنند. اینکه احتمالاً مرد تا چند سال دیگر فوت می کند و دارایی اش می ماند برای زن جوان که تازه در ابتدای راه است. این، ماجرای تازه ای نیست. ازدواج دختران و زنان جوان با مردان سالخورده که بیشترشان ثروتمند هستند یا دست کم وضعیت مالی مناسبی دارند. مرد، خنده از
از بی مهری آخوند درباری تا مهر و محبت درجه دار شهربانی!
و ایراداتشان را گرفتم. بعد از شام هم همراه اسد آقا رفتیم خانه شان. فردا صبح کلی با مجید برایمان دنبال خانه گشتند ، ولی هیچ کس حاضر نشده بود به یک آخوند خانه دهد. تا اینکه دو اتاق خرابه که پشت مغازه مجید در گرگان بود، به عنوان آخرین راه حل انتخاب شد، بعد از اجازه از رئیس شهربانی، شاه پسند ، رفتیم آنجا. *خستگی مفرط فرزندم شب دوم رمضان بود. عباس از فرط خستگی خوابیده بود. پسر
مردی که چشم برادرش را کور کرده،حتی با دیدن جشم مصنوعی او،اتهام را نپذیرفت
درحالی که من در بیمارستان بودم و حال خوبی نداشتم و پول هم نداشتم حاضر نشد به من کمک کند و مجبور شدم از خانواده همسرم کمک بگیرم.اگر در این مدت یک بار از من عذرخواهی می کرد شاید تصمیم دیگری می گرفتم. اما او این کار را نکرد و من هم نمی گذرم و درخواست قصاص دارم. سپس نوبت به متهم رسید. او اتهام را رد کرد و گفت: من کاری به برادرم نداشتم و آن روز خانه مادرزنم بودم. کسانی که گفته اند من را در
مردم بهترین داور برای ارزیابی خدمات پزشکی هستند
درمانگاه به زندگی برگشت. *بهترین حسی که در دوران کار طبابت به یک پزشک دست می دهد چیست؟ شیرین ترین قسمت کار پزشکی این است که مریضی که درمان می کنید پس از چند روز به مطب مراجعه کند و خب بهبود و سلامتی کامل خود را به پزشک بدهد، زیرا با این کار تمام خستگی کار از تن پزشک خارج می شود. *کلام آخر؟ به کسانی که به پزشکی علاقمند هستند توصیه می کنم تمام تلاش خود را برای بالا بردن کیفیت کارشان انجام دهند و پزشکی علاوه بر سختی ها، شیرینی های خاص خود را نیز دارد. مصاحبه: وحید ابراهیمی انتهای پیام/ ...
مرگ مرموز دختر جوان پس از میهمانی شبانه در باغ دماوند
مرداد ماه بود که با سمیرا 19 ساله در خیابان جردن آشنا شدم و پس از یک هفته متوجه اعتیاد دختر مورد علاقه ام شدم و تصمیم به پایان دادن به ارتباط گرفتم. این پسر ادامه داد: مدتی به تماس های سمیرا جواب ندادم تا اینکه پنج شنبه با من تماس گرفت و ادعا کرده به خاطر علاقه ای که به من داشته اعتیادش را ترک کرده است. حمید ادامه داد: صبح شنبه قرار شد با 4 تن از دوستانم برای تفریح به باغی در
کودتای 28مرداد از زاویه دید یک عشق
نون 23 سال با فکر خیانت به مصدق زندگی و ملکتاج و عشقشان را فراموش کند. حال، ملکتاج برای خرید از خانه بیرون آمده و تصادف می کند. بین مرگ و زندگی از عشق و خیانت می گوید... علی بیگدلی درباره این مونولوگ گفت: بخشی از این نمایشنامه را سال 87 نوشتم اما سال 91 برای چندمین بار بازنویسی اش کرده و به اجرا بردم. قبل تر داستانی خوانده بودم با عنوان دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد به قلم
فاتحه خوانی برای کشتی های لهستانی با مجوز شهید خرازی!
بودم پس از دریافت مدرک دیپلم راه جبهه در پیش گرفتم. در محله ای شهیدپرور و پیرو ولایت فقیه بزرگ شدم. اهل اصفهان هستم و دوره آموزشی را هم در شهر خودمان گذراندم. نخستین بار سال 61؛ با گردان یک فتح لشکر نجف اشرف برای پدافند وارد مرحله سوم عملیات بیت المقدس شدم. جزو نخستین نیروهایی بودم که وارد خرمشهر شدم. با یکی از دوستانم که خرمشهری بود وارد شهر شدیم. تا آن روز خرمشهر را ندیده بودم
قمقمه های خالی
به گزارش سلام خبر، غلامحسن جامی از جانبازان 40 درصد دوران دفاع مقدس است که هفت سال از زندگی خود را در اسارت گاه های دشمن سپری کرده است.این آزاده روایت می کند: در عملیات خیبر در داخل خاک عراق پیشروی داشتیم. 45 کیلومتر مسافت را با قایق ها از آب گذر کردیم و حدود ساعت 8 شب عملیات آغاز شد که قصد نیروی های خودی، گرفتن قرارگاه شهری به نام هورالهویزه بود. به دلیل مقاومت دشمن تیربارچی های روی
گله و ناراحتی فریدون آسرایی از اپراتور همراه اول! +عکس
میخواهید off یا لغو کنید که بنده عضو نشده بودم که عضویتم را لغو کنم و اهمیت نمیدادم. عزیزان به هیچ عنوان به این شماره ها که همراه اول تبلیغ میکند جواب ندهید و حتی باز نکنید و درخواست کنید این پیامک ها برای شما نیاید برای آگاهی از وضعیت حسابتان به دفاتر مخابرات بروید و صورت حساب ماه های خود را چک کنید توجه داشته باشید جام جهانی چند سال گذشته و شب کوک هم از فروردین تمام شده ولی همراه اول همواره از من پول دریافت میکرده و همراه اول باید جوابگو باشد. برای لغو پیامک تبلیغاتی #800*" گفتنی است که فریدون آسرایی از همراه اول شکایت رسمی کرده است. ...
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (298)
های غذایی عالیَن، همه رفیقا هم بهترین و عشق ترینن، همه روزا هم یه روز خوبن. 32. یه بار رفتم آتلیه گفتم داداش یه عکس جذاب بگیر گفت تیشرتتو از تو شلوارت در بیار چشم. 33. ولی خداییش شما یادتون نمیاد یه زمانی به یکی sms میزدیم دلیور نمیشد بعدش یه تک زنگ میزدیم تا برسه، یه جورایی استدلال چاه باز کنی. 34. کمیل قاسمی جوری آمریکاییه رو اینرو اونرو میکرد که انگار استرس داشت
دروغ و توهم؛ دو روی سکه عرفان/ تفاسیر عرفانی قرآن معرفت بخش نیست
طلبگی این گرایش را به صورت مخفیانه در قم تبلیغ می کردم. آن زمان آقای مکارم کتابی نوشته بود به نام جلوه حق در رد صوفیه که ما با آن مشکل داشتیم. وی افزود: من در دانشگاه پیگیر این مسئله بودم و در یکی از شهرستان ها به خانقاه هم رفت و آمد داشتم و سخت درگیر این مسائل بودم اما از سال 75 عواملی پیش آمد که متوجه شدم این راه دستاوردی قابل ملاحظه در مقابل هزینه ای که پرداخت می شود، ندارد و از آن زمان
شوخی-جدی های مردان پرحاشیه دنیای سیاست
تفریحی و عیاشی درست کنند. جملاتی که هر کدام با گذشت زمان، هنوز به دست فراموش سپرده نشده اند. آخرین خطبه های وی در نماز جمعه هم خالی از حاشیه نبود، چه آنکه امام جمعه مشهد زمانی که قصد تحلیل حادثه 28 مرداد 32 را داشت گریزی نیز به قیام 30 تیر زد اما بدون در نظر گرفتن اینکه این قیام در سال 31 رخ داده است، هر دو واقعه را مربوط به یک سال دانست و از فاصله 29 روزه بین این دو حادثه روایت کرد. *شوخی
مسجد؛ هسته مقاومت/اسلام انقلابی، آمریکا را در غرب آسیا زمینگیر کرد/معجزه انقلاب: خیل عظیم جوانان ...
، مقاومت فرهنگی است. حصار فرهنگی، خاکریز فرهنگی در کشور اگر سست باشد، همه چیز از دست خواهد رفت. من به شما عرض بکنم: امروز بعد از 37 سال، 38 سال از پیروزی انقلاب، انگیزه ی دشمنان برای نفوذ در حصار فرهنگی از روز اوّل بیشتر است؛ نه اینکه کم نشده، قطعاً زیاد شده؛ روشها را هم که شما می بینید: این شیوه های فضای مجازی و تبلیغات گوناگون و ماهواره و امثال اینها؛ [یعنی ] انگیزه ها بیشتر شده. آماج این حرکت هم
روایتی از شهید مدافع حرمی که حضرت زینب(س) دعوتش کرد
؛ دختر دایی که یار و همسر جاوید بود. وی ادامه می دهد: او عاشق شیراز بود، دوران نامزدی خود هر روز با موتور به شیراز و زیارت شاهچراغ می رفتیم. گفته بود اگر شهید شدم مرا در شیراز به خاک بسپارید. فاطمه که عشقش را در راه عشقی بزرگتر از دست داده به دست دایی اش اشاره می کند: او یک انگشتر داشت و من یک تسبیح ام البنین که همه جا با من بود؛ الان پیش پدر شوهرم هست. اسما و یسنا به مادرشان
محاکمه به دلیل قتل در نوجوانی
: آنچه درباره انگیزه قتل پسرم گفته شده است، درست نیست. پسرم انسان پاکی بود. متهم او را مسموم کرد و سپس به قتل رساند و حالا مدعی است پسرم به او تعرض کرده است. این گفته ها درست نیست و من خواستار مجازات متهم هستم. پسر نوجوان در این جلسه رسیدگی گفت: قتل، شرب خمر و تهیه و استعمال مواد را قبول دارم. سال 90 وقتی 14ساله بودم، به تولد یکی از دوستانم دعوت شدم. ما همگی به خانه ای که قرار بود تولد
شکایت فریدون آسرایی از اپراتور تلفن همراهش
شکایت کرده بود. فروردین ماه شب کوک تمام شد اما هنوز بدون اطلاع از حساب من برمی دارند و من تازه متوجه شده ام. آسرایی در پایان صحبت هایش در خصوص آلبوم جدید خود گفت: در این فاصله یکسال و نیمه تمام آهنگ ها انتخاب شده اند و در مرحله شروع تدوین کار هستیم. معمولا برای ساخت آلبوم سه سال طول می کشد و یکسال و نیم دیگر احتمالا کار داریم تا آلبوم جدید منتشر شود. اما بنابر صلاحدید تهیه کننده زمان انتشار آن مشخص خواهد شد.
شهید اندرزگو در خط امام(ره) و ولایت بود/ شهدای قبل از انقلاب شهدای مظلومی بودند
. توصیه هایی از امام (ره) گرفتند تا در مسیر مبارزات آن را به کار بندند. حتی امام (ره) در زمان حضور شهید اندرزگو در محل تبعید خود، وی را به نام مستعار شیخ عباس صدا می کردند تا اگر ساواک، جاسوسانی در اطراف امام (ره) داشت، شهید اندرزگو را شناسایی نکنند. دو روز بعد از شهادت شهید اندرزگو، ساواک منزل ما را محاصره کرد. 40 کماندو ساواک از در و دیوار خانه ما در مشهد بالا رفته و مادرم و چهار فرزندش
می گویند شهدای منا، شهید درجه 3 هستند!
شود بنابراین به سرعت برنامه خویش را آغاز کردیم. ابهام در ادعای آغاز رمی جمرات زائران ایرانی از ساعت 10 صبح یکی از نکات تامل برانگیز در روز حادثه این بود که در جریان حج سال گذشته بنده برای نخستین بار شنیدم که جمهوری اسلامی ایران باید ساعت 10 صبح به رمی جمرات رفته و سنگ بیندازد و چنین موضوعی را در سفرهای قبلی نشنیده بودم و این تاکنون در سفرهای حج به وقوع نپیوسته بود بنابراین این
شهید مدافع حرمی که از او به عنوان کم سن ترین خیّر تقدیر شده بود
به زبان آوردم. گفتم علی شهید شده. برادرش جا خورد و خواست انکار کند اما از وقتی که علی رفته بود من خودم را آماده شنیدن خبر شهادتش کرده بودم. گاهی خانه را مرتب می کردم که در برابر خبر شهادتش غافلگیر نشوم و همه چیز مهیا باشد. همان روز خبر شهادتش را به من دادند. پیکر علی امرایی چند روز بعد به خانه برگشت و خواهرش پیراهن مشکی اش را روی کفنش انداخت و شال سیاهش را دور کمرش بست. علی کفنش را خودش
4 برنده خوش شانس البرزی هر کدام صاحب 50 میلیون تومان شدند
شادمانی از این اتفاق خوشایند در زندگی اش اظهار کرد: از همراه اول به خاطر قرار دادن این شانس در زندگی ام تشکر می کنم چرا که قصد دارم با این مبلغ پیش پرداخت خرید یک منزل را داشته باشم و صاحب خانه شوم. حجت اله سماواتی برنده خوشانس دیگر البرزی که با سیم کارت اعتباری 919 توانست یکی دیگر از جوایز 50 میلیون تومانی را ازآن خود کند در این زمینه گفت: وقتی اپراتور با من تماس گرفت ظهر بود و در خواب
موضع لاجوردی مقابل منافقین همان موضع امام پس از مرصاد بو
/> بسم الله الرحمن الرحیم. خانواده ما با خانواده ایشان ارتباط فامیلی داشتند و از این طریق از سال 1354، 1355 که ایشان از زندان آزاد شدند، با ایشان آشنا شدم. من نوجوان بودم که ایشان زندانی شد. شهید بزرگوار لاجوردی فوق العاده صادق، با اخلاص و وارسته و به معنای واقعی مسلمان و پایبند به مبانی اسلام و ولایت فقیه بود. انسان بسیار دلسوزی بود و به نظر من عده زیادی، بازگشت خود از مسیرهای انحرافی
هم مدرسه ای بودن مداح ایرانی با عبدالمالک ریگی در زاهدان!
ماندیم تا پدر بنده بازنشسته شود. تمام اقوام ما در شمال کشور بودند و به همین دلیل ما هم به آن جا مهاجرت کردیم. در شمال کشور متاهل شدم و هم اکنون نیز در آن جا ساکن هستم. یکی از خوبی های شمال کشور، نزدیکی به تهران و مشهد بود. به یاد دارم که سیدمجید بنی فاطمه در سال 76 به ایرانشهر آمد و بنده به قدری سیدمجید را دوست داشتم که ایشان را به مصلی بردم. گاهی اوقات که یکدیگر را می بینیم به من می گوید: هنوز خاطره
یک کودک آزاری عجیب در مشهد
مسئله هرروز شک و تردید مرا بیشتر می کرد . یک روز متوجه آثار سوختگی روی دست نوه دوساله ام شدم. با بررسی این زخم از بچه پرسیدم چرا دستت این طوری شده که او به من گفت به زغال داغ دست زده است. این شاکی که حتی صحبت از زخم های نوه اش نیز اذیتش می کرد، ادامه داد: حرف هایش برایم باورکردنی نبود . بچه را به خانه بردم و آثار زخم های دیگری نیز روی شکم، زیر بغل ، پشت گوش و روی هر دو پایش دیدم. دنیا روی