سایر منابع:
سایر خبرها
شهیدی که برات شهادت را از حضرت ابوالفضل(ع) گرفت/مهدی می گفت با رفتنم می خواهم آل سعود را خشمگین کنم
آقا مهدی در هر تماس از سوریه حالشان را می پرسید و بعد از شهادت او دیگر روی تخم هایش نخوابید! همسر شهید مدافع حرم، 6 سال زندگی مشترک با شهید مهدی اسحاقیان را عاشقانه توصیف می کند و می گوید: همیشه با خودم می گفتم خوش به حال خانواده هایی که همسرشان را برای جنگ به سوریه می فرستند و همیشه غطبه آنان را می خوردم. بالاخره مهدی با تمام شدن ساختمان خانه دیگر دلیلی برای ماندن نداشت، سر
گناهان عامل از بین رفتن بهجت/ عفو نزد خدا از عقوبت محبوب تر است
. الآن این بنده آمد عرض بکنم که همه چیز را علیه خود گفت. اقرار کرد. خدایا تو پرده پوشی کردی، من اصلاح نشدم. من چنین کردم، چنان کردم، بد کردم، عهد شکنی کردم. به این جا می رسد... گفتم تمام این ها زبان حال ما است، دقّت داشته باشید، این سیّد السّجادین، امام العابدین است، آقای عالم است. از او این حرف ها نیست، می خواهند ما یاد بگیریم. شهادت انسان علیه خود سُبْحَانَکَ [6
جانباز دفاع مقدس، با پرداخت خون بها جان جوان اعدامی را خرید
پیدا نکرده بودم تا حتی ذره ای به مادر بیمارم خدمت کنم، شرمنده بودم. از سوی دیگر از کشته شدن پسری بی گناه که همسن و سال خودم بود، عذاب وجدان داشتم.وی که زندگی دوباره اش را مدیون یک نیکوکار ناشناس و بخشش اولیای دم می داند در حالی که آشکارا می لرزد، می گوید: 13 سال در زندان ماندم و مادرم حتی نتوانست یک بار به دیدنم بیاید. خواهر کوچک ترم سالی یک بار از شمال به کرج می آمد و هر دو
خاطرات محمد علی کلی از حضور در جبهه های جنگ
بود. دیگر ندیدمش. نمی دانستم چند سالش است. چون آن زمان در افغانستان زن ها شناسنامه نداشتند. سنش بالابود. حدوداً آن موقع که من دیدم5253 سالش بود. برادر های دیگرتان چه می کردند؟ شما که به ایران آمدید آن ها چه می کردند؟ برادر بزرگم وقتی من جبهه جنگ با عراق بودم در افغانستان بهترین مکانیک و راننده بود. وقتی به من زنگ می زد می گفتم بیا اینجا، واجب است، واجب کفایی است، باید بیایی
روایت فرمانده ای که با لباس ساده بسیجی به میدان رزم رفت
به گزارش ایمنا، سردار شهید حاج اکبر آقا بابایی از فرماندهان تیپ الغدیر یزد با داشتن افتخار 70 درصد جانبازی در سحرگاه پنجم شهریور 75 به خاطر از کار افتادن کبد و برخی عوارض دیگر ناشی از صدمات مجروحیت شیمیایی به فیض شهادت نایل می آید. در این نوشتار زندگی این شهید بزرگوار را مرور می کنیم. زندگینامه در سال 41 در یکی از محله های جنوب شهر اصفهان به دنیا آمد. بنا به گفته پدر و مادرش، با آمدن
اینجا زمان به وقت دیدار معشوق متوقف شده است
(توبه/14) پیامی به برادران و دوستانم دارم؛ ای برادران! نگذارید اسلحه من روی زمین بماند و همیشه پیرو راه خمینی باشید، سرباز خمینی باشید که اگر به امام لبیک نگویید، این است که مثل مردم کوفه به هل من ناصر ینصرنی حسین لبیک نگفته باشید. بیایید و جبهه های جنگ را خالی نگذارید و تا آزادی همه مسلمانان و تا برقراری نماز جماعت با امام، روح خدا خمینی، در بیت المقدس بجنگید و سخنان امام را یکی
- آشیانه خالی - ارمغان سیاست تک فرزندی
کنار خانواده می رفت، فرزند دیگری وجود داشت و این رفت و آمد در درون خانه حاکم بود و وقتی یک یا دو فرزند در خانواده حضور نداشتند این مسئله چندان مشخص نمی شد، اما امروزه عکس این مطلب نمایان شده و خانواده ها با گرایش خود به کاستن از تعداد فرزند در خانه و رواج تک فرزندی در جامعه به بروز پدیده تک فرزندی کمک می کنند. وی می افزاید: در واقع در سنی که پدر و مادر به فرزندشان نیاز دارند و می خواهند
خانواده ای با سه شهید از ارتش، سپاه و بسیج
بود محمد خدمتی را به دلیل اینکه برادر دو شهید بود و خانواده تحمل داغ سوم را نداشتند از شرکت در عملیات منصرف کند. پاسخ محمد به سید که گفته بود تو فرزند حضرت زهرا (س) هستی و اگر مرا از فیض شهادت محروم کنی فردای قیامت جواب مادرت را چگونه می دهی همه را مجاب کرد تا او هم در عملیات حضور داشته باشد. محمد در روضه شب عملیاتی گردان با صدایی که اطرافیان هم شنیده بودند از حضرت مادر (س) طلب شهادت کرده بود.
میگل لیتین: وظفه ماست در راه حقیقت مبارزه کنیم/طالب زاده: امروز وقت صدور انقلاب با جرات و جسارت است+ ...
که پس از 30 و اندی سال از فیلمش تقدیر شده، گفت: یاد نادر ابراهیمی ها بخیر، تقدیر از این فیلم تقدیر از نادر ابراهیمی هایی است که ادامه دارند. مادر شهید رجب بیگی نیز در سخن کوتاهی ضمن تشکر از جشنواره عمار که به یاد شهدا و جانبازان است، گفت: از شما می خواهم که فیلم های خوبی بسازید که به درد آیندگان بخورد و جوانان را رشد دهد. انقلابی های هنر ایران و امریکای لاتین، هم پیمان شدند
امام جود و کرم
بیشتر از مقادیر گفته شده در روایت بودیم. از سوی دیگر ایشان با هر کسی طبق ظرفیت خودش رفتار می کردند و حدود افراد را در نظر می گرفتند. آیا چنین خصلت هایی در وجود آن حضرت از ابتدا وجود داشته، یا اینکه تحت تأثیر تربیت پدر و مادر بزرگوارشان این خصلت ها بروز و ظهور پیدا کرد؟ هرچند که امام جواد(ع) مورد فیض و عنایت الهی قرار داشته و از ویژگی های بسیار ممتازی برخوردار بوده اند، اما نباید
گفتم: ضامن من شو!
را ادا می کنم . در این سفر خانوادگی حدود 15نفر از اقوام عابدینی او را همراهی می کنند. از دختر و همسر گرفته تا پدر و مادر و برادر و مادر زن و... . آنها هم آمده اند تا نذرشان را ادا کنند؛ پدر و مادر و برادر و همسرم هم نذر داشتند. همگی نذر کرده بودند که من موفق شوم. همه دوست داشتند که من مدال بگیرم اما چهارمی من برای خیلی ها به اندازه مدال ارزش دارد، به همین خاطر آمده اند تا نذرشان را ادا
شهدا دنبال مطرح کردن خود نبودند/ برخی در زبان از رهبری پیروی می کنند
به گزارش خبرگزاری فارس از مهدی شهر، حجت الاسلام والمسلمین مهدی دانشمند ظهر امروز در نخستین یادواره شهدای مدافع حرم که با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای مدافع حرم شهرستان مهدی شهر و استان سمنان در مسجد الغدیر طالب آباد و با حضور پرشور مردم و مسؤولان برگزار شد، اظهار داشت: اگر بخواهم در مورد مقام شهید و شهادت صحبت کنیم، به بیش از 10 جلسه ادامه می یابد، اما مهم ترین نکته تعیین تکلیف امروز ما در جامعه
تصاویر/ روایت عکاس استرالیایی از ایرانِ زمان جنگ
/> مادر یک شهید دفاع مقدس قبل از مراسم خاکسپاری پیکر فرزندش در قبر او دراز کشیده است. سال 1366 گریه های یکی از مادران شهدای دفاع مقدس در مراسم تشییع شهدا در تهران. سال 1366 اسرای عراقی جنگ تحمیلی در زندانی در تهران. سال 1365 آوارگان افغانستانی در کمپ آوارگان در سبزوار. سال 1366 چند سرباز استرالیایی عضو گروه ناظران بین المللی در حال صحبت کردن با یک
ضرورت توجه به ارزش دفاع از خاک/خاطرات والدین شهدا، ضبط می شود
شبانه روزی پدر و مادر را بتوان با مطاع دنیوی پاسخ داد، فکر پوچ و باطلی است. وی گفت: برچسب هایی که به خانواده های شهدا، زده می شود چه از سوی آشنایان و چه از جامعه، امری نکوهیده و قابل تامل است و نباید ارزش های دفاع از میهن و آب و خاک، بوی کمرنگی به خود بگیرد چرا که امنیت و آسایش امروز حاصل بی تابی های والدین آنها در چند ساله گذشته است. رضایی اظهار کرد: به پیامبر خاتم حضرت محمد
از قهرمانی در مسابقات کاراته تا قرائت قرآن و شهادت
بیان خاطره ای از راضیه، به فهم عمیق این شهید بزرگوار پرداخت و افزود: ابتدای سال تحصیلی 86 بود که پدر و مادرم به حج رفته بودند و من بی قراری می کردم. راضیه به من گفت که تو واقعاً پدر و مادرت را دوست نداری، چراکه اگر آن ها را دوست داشتی با بی قراری هایت این سفر را که آن ها سال ها آرزوی رفتن به آن را داشتند به کامشان تلخ نمی کردی. این سخن از او برای من و همسن و سالانم بسیار سنگین بود و فکر می کردم که او
پدرم از مزایای جانبازی و ایثارگری هم استفاده نمی کرد/ حتی یک ریال هم از بنیاد شهید دریافت نکرده ایم
تحمیلی در جبهه حضور داشت و به درجه جانبازی نیز نائل شدند اما هرگز از مزایا و خدمات جانباز بودن برای خود یا خانواده استفاده نکرد. پدرتان در چه تاریخی و در کجا به شهادت رسیدند؟ خبر شهادت پدرم در آذرماه سال گذشته به ما رسید. پدرم داوطلب از عراق بود. چند روز قبل شهادت، پدرم تماس گرفت و با من صحبت کرد. بعد با همسرم صحبت کرد و از او حلالیت خواست. با دخترم ریحانه که خیلی او را دوست داشت
تصویر ارمغان تاریکی
آبی اما به رنگ غروب داستان یک مادر و دختر خردسالش را روایت می کند که منتظر بازگشت پدر رزمنده خانواده از جبهه هستند. پدر خانواده با بازی نادر طالب زاده در همان لحظه دیدار با خانواده اش توسط منافقین ترور می شود. صحنه ترور نادر طالب زاده برای افرادی که دهه 60 را درک کرده اند، خاطره چندان غریبی نبود. کشورمان با بیش از 17 هزار شهید ترور که اکثر آنها در دهه 60 و توسط گروه منافقین به شهادت
مبارزی که اهل خودسازی بود
/> پاسدار امام خمینی رحمه الله به گزارش بولتن نیوز، با پیروزی انقلاب اسلامی، شهید کاوه جزو اولین عناصر مؤمن و متعهدی بود که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر مقدس مشهد پیوست و پس از گذراندن یک دوره چریکی، به آموزش نیروهای سپاه و بسیج پرداخت. پس از آن، برای حفاظت از بیت شریف امام رحمه الله در جماران، در یک مأموریت شش ماهه به تهران عزیمت کرد. توفیق حضور در محضر مبارک امام رحمه الله
می گفت همین الان وقت شهادت در رکاب امام زمان(عج) است
خوب و خوش است میداند با ارزش ترین چیز برای یک زوج در کنار هم بودن است. من بچه و پدر و مادرم را دوست دارم ولی همسرم را طور دیگری دوست داشتم و زندگیام به او وابسته بود. دوست داشتن همسر متفاوت تر از بقیه است. همانطور که خدا هم در قرآن میفرماید همسران را در کنار هم مایه آرامش هم قرار دادیم. دوست نداشتم از دستش بدهم و از طرفی هم میگفتم هیچ چیزی بهتر از شهادت نمیتواند برایش وجود داشته باشد. لحظه ای که
کشورم چگونه تا این حد دروغ می گوید؟
پردست انداز از پیونگ یانگ به آن شهر سفر کند. او حتی ترتیبی داده بود تا یکی از دوستان دوره دانشگاهش را نیز ببیند. دوشنبه ها: کلاس مباحث سیاسی آن دو نفر در یک روز پاییزی در سال 1993 میلادی، مشغول قدم زنی و سخت گرم گفتگو شدند. این تفریح البته یکی از استراحت های معمول برای رها شدن از روزمرگیِ زندگی در یکی از منزوی ترین کشورهای جهان است: کشوری که علاوه بر کار بی وقفه باید دوشنبه ها سر
زخم جنگ خوب می شود؛ ناملایمات مسولان نه
پشت سر نگذاشته بود که عاشقانه لباس سبز سپاه را بر تن کرد و تا اردیبهشت امسال که در بانک سپه بازنشسته شد دست از خدمت نکشید؛ او همچنان رویا دفاع را در روح و جانش می پرورانَد و تنها خواسته اش حضور در بین مدافعان حرم اهل بیت (علیه السلام) است و می گوید: می خواهم مدافع حریم اسلام باشم. به دنبال رضایت الهی شیخی سال 61 عازم جبهه نبرد حق علیه باطل شد. او 24 ماه در جبهه ماند و
فاصله سلیمان 28 ساله با زندگی یا اعدام 6 روز است
مادرش سال هاست تلاش کرده ایم رضایت اولیای دم که پرتعداد هستند را بگیرم. که درنتیجه دو فرزند مقتول بعد از چند سال و دریافت حدود 15 میلیون تومان دیه و شرط پرداخت 10 میلیون بعد از آزادی سلیمان رضایت خود را اعلام کردند. پدر و مادر سالمند، مقتول هم طی این سال ها از دنیا رفتند اما مقتول 8 خواهر و برادر دارد که در بین آن ها تعدادی می گویند به شرطی به آزادی سلیمان که حالا 28 ساله است رضایت می
قطرات خون پیشانی اش روی قرآن ریخته بود
200 تومان بابت فلان مسئله ای است که از شما قرض گرفته بودم، این پول را بگیر . بعد از این که مرد رهگذر از ما دور شد، رحمان رو به من کرد و گفت: نگفتم خدا می رساند . * بانگ یا زهرا (س) پدر شهید جابر شعبان پور اظهار می کند: آخرین باری که می خواست به جبهه برود، به او گفتم: موقع زایمان همسرت نزدیک است صبر کن و بعداً برو، گفت: خداوند تعالی مددکار است و به خدا سپردمش .
خواص باید سر سفره بیت المال باشند!؟ سهم ما هیچ است/ آهِ مردم!!
زار را پایین می رفتیم، جلوی یک مغازه لباس فروشی، یک پیرمرد خسته نشسته بود، سیگارش به انتها رسیده بود، شاید بالای 70 سال سن داشت، پرسیدم: حاج آقا لباس فروشی برای شماست؟ گفت: تولید خودمان است، هم فروشگاهش را دارم و هم کارگاهش . گفتم: چند سال است کار می کنید؟ گفت: 52 سال است لباس دوزی دارم . گفتم: می توانیم گپ بزنیم؟ گفت: بیایید برویم در کارگاه، آنجا صحبت کنیم . کوچه بغل در اول، یک زیرزمین کارگاه
وقتی برادر 10ساله ام را به جبهه بردم
پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران : برادر جانباز، فیروز احمدی از دیدبان های فعال در تیپ ادوات نینوا از لشکر 10 سیدالشهدا علیه السلام، این بار خاطره ای از وضعیت خانواده اش در زمان جنگ برای گفت... درود بر پدر و مادرانی که در طول هشت سال جنگ، چشم انتظار بچه هایشان بودند. وقتی من به منطقه اعزام شدم به منطقه، برادر بزرگم هم سرباز و در منطقه جنگی بود. ماموریت چند ماه من
ابوهادی مصداق ارتش یک نفره بود+تصویر
؟ ایشان روحانی شوخ طبعی بود و مثل همه، عزیزانش را دوست داشت. من و فرزندانم نمی خواستیم او را از دست بدهیم به همسرم می گفتم شما طلبه هستید و مجاهدت دینی می کنید و همیشه به ایشان روایتی از پیامبر(ص) را می گفتم که قلم علما افضل و برتر از خون شهداست اما ایشان می خندیدند و می گفتند ببینیم چه می شود. بار اول که ایشان اعزام شدند همه اعضای خانواده شوکه شده بودیم و برای ما غیر قابل
خبرهای خوب شاعر عاشقانه های نجیب/ خبرهایی که آتش می زنند آتشفشان را
چهار بار خبرهای خوب را خبرهای خوب دربرگیرنده ی 36 غزل با موضوعات آئینی، عاشقانه، دفاع مقدس و اجتماعی است. اشعار این مجموعه به گفته ی خود شاعر، ادای دینی است نسبت به تمام کسانی که از راه های مختلف، از جان و مال و فرزند و پدر و مادر خود گذشتند و ما آسایش امروزمان را مدیونشان هستم. در غزلی که به مادران صبور شهدا تقدیم شده، می خوانیم: به یاد آن پسرانی که جای قامتشان
نردبانی رو به آسمان
شهادت پدر و مادر و فرزندانش باشد و نردبانی که آن ها را به سوی خدا برد... چند نقد هم به برخی از برش های کتاب دارم، مثلا تیراندازی ماهرانه و سوارکاری قالکانی که با اسب و تفنگ میانه ای ندارد و بارها در داستان از ضعف او در این زمینه گفته شده خیلی باور پذیر نیست. بخش هایی از این رمان جذاب را در ادامه می خوانیم: ویرم گرفته دوچرخه را بیندازم روی ردّ چرخ های جیپ که هنوز هم روی خاک ها
آموزش مهارتی نیروگاه اتمی بوشهر
انجام شد. مسئول روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان شهرستان دشتستان خاطرنشان کرد: وضعیت و حال عمومی مادر و نوزاد مطلوب و خوب گزارش شده و برای مراقبت های ویژه ، توسط آمبولانس به بیمارستان شهید گنجی برازجان انتقال یافتند. افتتاح و بهره برداری مرکز خدمات جامع سلامت روستایی بیدخون شهرستان عسلویه در آیینی با حضور استاندار بوشهر و مسئولان شهرستان عسلویه مرکز خدمات جامع سلامت
روحانی مفقود الاثر و حافظ قرآنی که هرگز به وطن باز نگشت
مدتی وی را به همراه چند نفر دیگر از همراهانش به زندانی دیگر انتقال دادند و سپس از آن زندان وی را به همراه 10 نفر از همراهانش جایی منتقل کردند که هیچ نام و نشانی از او باقی نماند. قرائت قرآن و در خواست آب توسط پدر احمد بهاءالدینی برادر شهید در گفت وگو با کانون خبرنگاران ایکنا ، نبا ، در خصوص شخصیت اخلاقی برادر شهیدش به خاطره ای از مادرشان اشاره و گفت: روزی ذبیح الله با آن