سایر منابع:
سایر خبرها
راننده لیفتراک عامل جنایت در کهریزک/ دستگیری قاتل در چالوس
به گزارش خبرگزاری مهر بعد از ظهر 27 فروردین ماه امسال ، با ورود کارگران شاغل در انبار یک شرکت خصوصی واقع در منطقه شورآباد – خیابان شهید مدنی ، جسد نگهبان 60 ساله ی انبار بنام "علی" در حالیکه به علت شدت اصابت ضربات وارد شده به ناحیه سر و سایر اعضای بدن به قتل رسیده بود ، در داخل اتاقک نگهبانی کشف شد . پرونده در اداره دهم پلیس آگاهی با حضور مأموران کلانتری 170 کهریزک در محل
قتل نگهبان بی گناه بعد از صرف شام
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز بیست و هفتم فروردین ماه، مأموران کلانتری کهریزک از قتل مردی سالخورده باخبر شدند. وقتی کارآگاهان به محل حادثه که یک شرکت خصوصی در خیابان مدنی شورآباد بود، رسیدند با جسد علی، نگهبان 60 ساله داخل اتاقک نگهبانی انبار روبه رو شدند. بعد از حضور بازپرس و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، کارگران شرکت در توضیح ماجرا گفتند وقتی به محل کارمان رسیدیم از علی خبری نبود
مسافر جنایتکار در چالوس
به فرار گذاشته اند. تیم پلیسی در تحقیق از مدیرعامل شرکت شنید که عاملان سرقت مرگبار از در مخفی واقع در انتهای ساختمان وارد قسمت اداری انبار شده اند و این در حالی است که هیچ کدام از کارگران شرکت حتی آنهایی که چند سال در انبار مشغول به کار هستند نیز از وجود این در اطلاعی ندارند و در طول روز نیز همه ترددها به انبار از در عمومی صورت می گرفت.با توجه به این سرنخ، کارآگاهانی جنایی با جنایتکارانی مواجه
جنایت مرد بیکار تحت تأثیر شیشه
کارگران شرکتی خصوصی در منطقه شورآباد ساعت 7:30 روز پنجشنبه هفته پیش وقتی وارد محل کارشان شدند جسد نگهبان 60 ساله انبار به نام علی را درحالی که ضرباتی به سر و بدنش وارد شده و به قتل رسیده بود، داخل اتاقک نگهبانی مشاهده کردند و موضوع را به پلیس اطلاع دادند. کارآگاهان اداره ویژه مبارزه با قتل پلیس آگاهی بعد از حضور در محل و آغاز تحقیقات متوجه شدند فرد یا افرادی پس از ارتکاب جنایت قصد داشتند
عتیقه جات و چک سفید امضا عامل اصلی قتل خانوادگی در خیابان رکنی
زمانبر شد. همچنین علت اصلی پیدا نکردن قاتل پیچیدگی خانواده بود چراکه خانواده مقتول دارای پدری خوزستانی و مادری زنجانی بود و کسی را در همدان نداشتند. وی ادامه داد: پسر بزرگ در کار قاچاق عتقیه و حفاری دست داشت و قاتل یکی از شرکای پسر بزرگ بوده است. وی با بیان اینکه وقوع این حادثه با انگیزه قتل نبوده، اظهار کرد: سرقت به لحاظ امنیتی نبوده بلکه قتل به علت وجود عتیقه جات و مدارکی که
چاقوی اختلاف سینه بوکسور جوان را شکافت
/> قتل بعد از شرکت در جشن تولد آرمان سرقت از پسران خوش تیپ خراسان چاقوی اختلاف سینه بوکسور جوان را شکافت فرهیختگان پاتک شبانه پلیس به اوباش سطح سه مردم سالاری همسرم آشپزی یاد نمی گیرد جوان عمل به وصیت مقتول برای بخشش قاتل آخرین اخبار اجتماعی و حوادث ایران و جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.
عامل جنایت خیابان رکنی همدان دستگیر شد
/> وی افزود: قاتل که به دلایل مختلفی با پسر بزرگ خانواده دچار اختلافات مالی شده بود و دو برگ چک سفیدامضا در دست وی داشته و نتوانسته بود آن را پس بگیرد با انگیزه سرقت آن، به خانه مقتولان مراجعه کرد. فرمانده انتظامی همدان با اشاره به اینکه قاتل و پسر بزرگ خانواده در زمینه قاچاق عتیقه و حفاری غیر مجاز دست داشتند عنوان کرد: شراکتی که در مسائل مالی بین آنها بوده مهمترین انگیزه این قتل عام
بهانه ای برای قاتل شدن
آخرین دفاع گفت: قتل را قبول دارم اما روز حادثه فقط می خواستم سهیل را بترسانم. وقتی دستمال را روی گردنش انداختم، بی حال روی زمین افتاد. خیلی ترسیده بودم چند سیلی به صورتش زدم تا ببینم چه واکنشی نشان می دهد. از طرفی هم چون مرا بشدت تحت سلطه خود درآورده بود ترسیدم نکند حالش خوب شود و باز سراغم بیاید.بنابر این گزارش، قاضی باقری و چهار قاضی مستشار در جلسات پیشین محاکمه، پدر متهم به قتل و پوریا را به خاطر اخفای ادله جرم به یک سال زندان محکوم کرده بودند و قرار است در زمینه این قاتل نوجوان و کیفیت قتل بویژه اعمال ماده 91 مبنی بر تأیید رشد عقلی از سوی پزشکی قانونی تصیم گیری کنند. ...
سرقت کارت های عابربانک با چسب قطره ای
نبود وقتی به طرف دستگاه رفتم متوجه شدم به حالت عادی برگشته و درخواست کارت جدید می کند و از آن جوان هم خبری نبود. مالباخته ادامه داد: به تصور اینکه کارت داخل دستگاه ضبط شده به سمت خانه رفتم تا روز بعد آن را از بانک بگیرم اما طی مسیر چند پیامک از بانک برایم ارسال شد که مبلغ 3میلیون و 200 هزار تومان از حسابم برداشت شده است. فردای آن روز به بانک رفتم و موضوع را به رئیس بانک گفتم وقتی
پلیس پرده از راز قتل منطقه رکنی همدان برداشت
سرهنگ علی اصغر خرم روی شامگاه چهارشنبه در گفت و گو با ایرنا افزود: یازدهم اسفند ماه سال گذشته دختر خانواده مقتول که ساکن منطقه ماکو استان آذربایجان شرقی است پس از یک هفته تماس بی حاصل با اعضای خانواده با نگرانی در همدان حضور یافت. وی اظهار کرد: این دختر جوان وقتی که با درب بسته مواجه می شود در نهایت با باز کردن در وارد خانه شده و با بوی تعفن و جسد چهار عضو خانواده مواجه می شود. وی
قتل خونین به خاطر یک شوخی بی مزه
بیان حقیقت ندید و به وارد آوردن ضربه چاقو اعتراف کرد. با اعتراف این مرد به جنایت و در حالی که خورشید آسمان مشهد را روشن کرده بود، وی با صدور دستور بازداشت موقت از سوی قاضی ویژه قتل عمد، در اختیار کارآگاه نجفی (افسر پرونده) قرار گرفت تا بررسی های بیشتری در این باره انجام شود. متهم این پرونده جنایی در ادامه اعترافات خود گفت: ماجرای اختلاف ما به چند روز قبل بر می گردد. وی افزود
ردپای زنان در جرایم سنگین
مانند مستاجر و پرستار وارد خانه سوژه هایشان می شوند و خیلی صبور و خونسرد در کمین می نشینند. زمانی که اطمینان قربانیان را جلب کردند، کلید خانه آنها را در فرصتی مناسب به دست آورده و بعد از آن که صاحبخانه مکان را ترک می کند، سرقت را انجام می دهند. درست مانند خبری که چند روز پیش در رسانه ها به چاپ رسید. زن جوانی چند ماه در نقش مستاجر راهی خانه ای شد و بعد از به دست آوردن کلید خانه در فرصتی مناسب 200
قتل زن جوان بر سر پرداخت مهریه
ازدواج مریض شدم. با این حال سعی می کردم با همسرم کنار بیایم. ما چند مرتبه با یکدیگر دعوا کرده بودیم اما در این حد نبود که بخواهم بلایی سر او بیاورم. متهم ادامه داد: چند هفته قبل وقتی اختلافات مان بالا گرفت خانه را ترک کردم و به خانه مادرم در کرج رفتم اما بعد تصمیم گرفتم به خانه برگردم و از همسرم جدا شوم. ما از چند ماه قبل در دادگاه خانواده و شورای حل اختلاف پرونده تشکیل داده بودیم و
سرقت های چسبی از دستگاه های عابر بانک
.... متهم که چاره ای جز اعتراف نداشت، به ده ها فقره کلاهبرداری و سرقت به این شیوه اعتراف کرد و گفت: اغلب در ساعات غیراداری و در زمان تعطیلی بانک ها با ریختن چسب اقدام به از کار انداختن برخی کلیدهای دستگاه های خودپرداز می کردم و زمانی که افراد پای دستگاه های خودپرداز می رفتند، در یک لحظه با غفلت آنها رمز کارتشان را به خاطر می سپردم. بعد از آن آنها را دست به سر می کردم و با سرقت کارتشان پا به فرار می گذاشتم.سرهنگ رضا امیدی، رئیس پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران، با اعلام این خبر گفت: شاکیان احتمالی می توانند برای شکایت به پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران مراجعه کنند. ...
سیم های مغزم قاطی کرد، کشتمش
. به خاطر بیماری ام آنها را خیلی اذیت کرده بودم. متهم به قتل ادامه داد: یک سال قبل به تهران آمدیم و در یک شیرینی فروشی مشغول کار شدم. به خاطر بیماری روزی 50 قرص می خوردم، اما از چند روز قبل قرص ها را ترک کرده بودم. روز مادر از محل کارم بیرون آمده و به خانه مادرم رفتم و بعد از آن دیگر به محل کارم نرفتم. دو روز قبل از جنایت به خانه آمدم و در این مدت قرص می خوردم و می خوابیدم. دوشنبه ساعت 7
انتقامگیری مرگبار از همسر سابق
بیمارستان انتقال یافت. تحقیقات پلیسی نشان داد، مقتول زنی افغان به نام جمیله است که چندی قبل پس از ازدواج با همسر ایرانی خود به این خانه آمده بود. آنها در زمان جنایت قصد ورود به خانه شان را داشتند که هدف گلوله قرار گرفتند. جستجوی گسترده پلیس برای دستگیری قاتل فراری ادامه داشت تا این که روز بعد گزارشی در دستور کار پلیس آگاهی قرار گرفت که نشان می داد شوهر مقتول در بیمارستان به
قتل اعضای خانواده همسر در 7 ساعت!
قاتل جوان مدام با دستبندش بازی می کرد و هنوز در شوک دستگیری بود. اگر کمی دیرتر پلیس اقدام کرده بود او از مرز فرار کرده بود، و همه چیز تمام می شد، اما.. فرهود به یاد چند روز قبلش افتاد که دو برادر زن و پدر زنش را به قتل رسانده بود. فکر می کرد نقشه اش حرفه ای است و راز آن تا قبل از فرارش برملا نخواهد شد. اما خیلی زود به اتهام سه جنایت دستگیر شد و به تشریح جزئیات آن پرداخت. رسیدگی به این
قاتل فراری در لنگرود دستگیر شد
رسیدگی به این موضوع را در دستور کار قرار دادند و پس از بررسی صحنه جرم و نمونه برداری پزشکی قانونی و انجام آزمایش های DNA مشخص شد که جسد متعلق به زنی 39 ساله است. وی با اشاره به اینکه یک روز قبل پلیس آگاهی لنگرود مفقود شدن زن مذکور را اعلام کرده بود، گفت: کاراگاهان پلیس آگاهی تیم ویژه ای برای رسیدگی به پرونده تشکیل دادند. قاسمی انجام اقدام های اطلاعاتی و عملیاتی متعدد را موجب
دستگیری مجرم سابقه داری که خودپرداز بانکها را از کار می انداخت
به گزارش تراز ،ماجرای پیچیده این سرقت با دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه 14 تهران پیش روی پایگاه 6 پلیس آگاهی قرار گرفت. در این مرحله مالباخته به افسر تحقیق گفت: ساعت6.5 عصر بود، وقتی دستگاه کارتم را پس نداد، جوانی 30 ساله که در نزدیکی من ایستاده بود، پیشنهاد داد موضوع را با نگهبان بانک در میان گذاشته تا کارت را از دستگاه پس بگیرم، من نیز به در بانک رفتم اما کسی حضور نداشت. باز به دستگاه
دستگیری قاتلی که 3 روز قبل از اعدام گریخت
دادگستری رسید که نشان می داد، قاتل همراه یک جوان افغان که او نیز متهم به قتل پسرخاله اش بوده و در آستانه اجرای حکم قرارد اشت، با تخریب یکی از کولرهای زندان کچوئی کرج گریخته اند. فرار این متهم همراه یک قاتل دیگر، روند رسیدگی به پرونده را وارد مرحله جدیدی کرد. از آن زمان به بعد پلیس و خانواده مقتول در جسجوی او بودند اما موفق به یافتن وی نشدند تا این که دو روز پیش خانواده مقتول به سرنخ هایی دست
شیوه های سرقت از کارت های عابر بانک و راه های پیشگیری
دستگاه های خودپرداز می رفتند، در یک لحظه با غفلت آنها رمز کارتشان را به خاطر می سپردم، بعد آنها را دست به سر می کردم و با سرقت کارتشان، پا به فرار می گذاشتم. شگردهای سارقان روز به روز تغییر کرده و آنها با استفاده از بی دقتی قربانیان خود، ترفندهای جدیدی را مد نظر قرار می دهند در حالیکه با رعایت نکاتی چند می توان کام سارقان را تلخ کرد. پلیس پیشگیری نیروی انتظامی در این زمینه
زنانی که مسبب جنایت شدند
لاله بازداشت شدند و جزئیات قتل را توضیح دادند. پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و روز گذشته هیأت قضات پرونده را مورد رسیدگی قرار دادند. بعد از اینکه نماینده دادستان درخواست صدور کیفر برای متهمان کرد و اولیای دم نیز خواستار قصاص شدند، متهمان یک به یک در جایگاه حاضر شدند. چهار متهم مرد یکدیگر را عامل این قتل معرفی کردند و با اینکه به دخالت در درگیری اعتراف کردند
گفت وگو با مردی که برای سرقت از کارت بانکی،روی دستگاه خودپرداز چسب می ریخت/5کلاس سواد دارم
کارآگاهان پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران، چندی قبل، جوانی به نام احسان را دستگیر کردند که کارت های عابربانک شهروندان را با شگردی خاص می دزدید. او دستگاه های خودپرداز را با استفاده از چسب قطره ای از کار می انداخت و سپس نقشه اش را اجرا می کرد. تحقیقات از احسان برای افشای تعداد سرقت ها و همچنین شناسایی مال باختگان ادامه دارد. این متهم درباره زندگی شخصی و جرائمش توضیحاتی داده است:
حوادث کوتاه از کشور
سید اسماعیل-ع ساکن یکی از روستاهای حومه بخش بابل کنار و پسرعمو هستند که بر اثر شلیک گلوله سلاح شکاری به ناحیه سر و صورت، به قتل رسیدند.ماموران با انجام اقدامات اطلاعاتی و تحقیقات گسترده پلیسی، پس از چند ساعت موفق شدند، رد قاتل بی رحم به نام حسین -ر) 25 ساله را در یکی از روستاهای اطراف شناسایی کنند. با شناسایی مخفی گاه قاتل، ماموران با هماهنگی قضایی در عملیاتی غافلگیرانه وی را دستگیر کردند
از کشف چوب قاچاق تا دستگیری قاتل زن جوان پس از 5 سال
اطراف لاهیجان به صورت کاملاً سوخته و مجهول الهویه که حتی شناسایی مقتول غیرقابل ممکن است ماموران پلیس آگاهی این شهرستان رسیدگی به این موضوع را در دستور کار خود قرار دادند. وی گفت: در بررسی از صحنه جرم و نمونه برداری از طریق پزشکی قانونی و آزمایشات DNA مشخص شد هویت جسد، زنی 39 ساله است، که یک روز قبل پلیس آگاهی شهرستان لنگرود مفقودی وی را اعلام کرده است. فرمانده انتظامی شهرستان
شهادتی که از والفجر 8 تا سوریه به تأخیر افتاد
بودم، خوابم می آمد. در آن نیمه های شب نوبت پست من بود. نگهبان قبل، بالای سرم آمد و بیدارم کرد. گفت: حسین بلند شو نوبت نگهبانی توست. همانطور خواب آلود گفتم: فهمیدم تو برو بخواب من الان بلند می شوم. نگهبان سر جای خودش رفت و خوابید، به این امید که من بیدار شده ام و الان به سر پستم خواهم رفت اما با خوابیدن او من هم خوابم برد. چند لحظه بعد یک دفعه از جا پریدم. به ساعتم نگاه کردم. بیست و پنج
قتل برادر بوکسور به خاطر یک شوخی بیمزه/ تو زن ذلیل هستی!
کارآگاه نجفی (افسر پرونده) قرار گرفت تا بررسی های بیشتری در این باره انجام شود. متهم این پرونده جنایی در ادامه اعترافات خود گفت: ماجرای اختلاف ما به چند روز قبل بر می گردد. وی افزود: من و برادرم با یکدیگر باجناق هستیم و قرار بود روز جمعه را دور هم باشیم و بعد از صرف غذا والیبال بازی کنیم. آن روز برادرم توپ والیبال خریده بود که در همین اثنا مشاجره لفظی جزئی با این بهانه که تو فقط در
"حسابدار آشویتس" محاکمه می شود
آشویتس جان سالم به در برده به روزنامه آلمانی "دی ولت" گفته است: تنها تصور اینکه این فرد چمدان مادر گریان من را زیر و رو کرده و لباس های خواهرم گیلیکه را که در همان روز به قتل رسید در دست داشته، درمانده ام می کند. یک بار می خوهم در یک دادگاه آلمانی بایستم و بگویم چه دیدم.
ماجرای قتل وزیر بهداشت عراق توسط شخص صدام/ ولخرجی میلیونی پسردایی و برادرزن صدام
سعدون حمادی به وجود آمد. گرچه رابطه شخصی من و سعدون حمادی بسیار عالی بود. فلذا از همان اولین روز جنگ بین من و او تشنجی به وجود آمد. بعد این ماجرا ادامه پیدا کرد و ... یک خط تلفنی قرمز [خط ویژه ی اضطراری] برای من قرار دادند و هر ساعت تماس می گرفتند که درخواست تشکیل جلسه ی شورای امنیت کن. مرا نصف شب از خواب بلند می کردند و می گفتند درخواست تشکیل جلسه شورای امنیت کن! برادر سعدون، مگر اعضای
ماجرای قتل وزیر بهداشت عراق توسط شخص صدام
نداده ایم که اینطور صحبت ها را داشته باشی، چطور چنین چیزی گفتی؟ من هم موضوع را توضیح دادم و خلاصه یک درگیری لفظی بین من و دکتر سعدون حمادی به وجود آمد. گرچه رابطه شخصی من و سعدون حمادی بسیار عالی بود. فلذا از همان اولین روز جنگ بین من و او تشنجی به وجود آمد. بعد این ماجرا ادامه پیدا کرد و ... یک خط تلفنی قرمز [خط ویژه ی اضطراری] برای من قرار دادند و هر ساعت تماس می گرفتند که درخواست