سایر منابع:
سایر خبرها
شهدا، خون جاری اسلام در رگ های انقلاب/کرامات زیادی از شهدا دیدم
جرجانی با اشاره به این که محسن بعد شهادت مجید آرام و قرار نداشت می گفت او از من سبقت گرفت میخواست به جبهه برود ولی سپاه نمی گذاشت، می گفتند شما تازه شهید دادید فعلا لازم نیست خاطر نشان کرد: یک روز آمد خیلی ناراحت بود، می گفت شما زنگ بزنید بگذارید من بروم، گفتم شما بروی، برای خودت رفتی، مجید برای خودش رفت، ما هم باید یک فکری به حال خودمان بکنیم روز قیامت در ازای خدمت شما به من پاداش نمی
دیداری شیرین با رهبری پس از چهار سال
حاج علی هاتف پدر گرانقدر شهیدان "یوسف و حبیب" در رابطه با دیدار اختصاصی دیروز با رهبر انقلاب می گوید: چهار سال پیش از طریق حاج بهزاد پروین قدس (دوست صمیمی حبیب) درخواست دیدار از رهبر انقلاب را دادیم. دیدار رهبر بزرگ ترین آرزوی قلبی ما بود برای همین مدام از حاج بهزاد پیگیر بودم و به ایشان می گفتم: چهار سال گذشت و عمر ما رو به پایان است؛ گویا دیدار آقا روزیمان نخواهد شد! خانواده ی شهدا
عجیب ترین آدرس ایران کجاست؟
آوردم؛ چون احمد بالاخره به آرزویش رسید. چیزی از شهادت احمد نگذشته بود که علی و یونس 18 و 16 ساله هم بهانه جبهه گرفتند تا دو سال بعد این دو برادر هم به برادر بزرگترشان بپیوندند: علی و یونس هر دو برای عملیات خرمشهر رفته بودند. علی شب شهید شده بود و یونس صبح؛ اما چون یونس جلوتر بود، جنازه اش چند روز دیرتر و موقع مراسم ترحیم علی رسید. محمد پسر ته تغاری و شوخ طبع خانواده هم پنج سال بعد به شهادت رسید تا
امشب؛ شب آرزوها نیست!/ مهمان اختصاصی امشب خدا کیست؟
تشقون بعدها ابدا؛ البته در روزگار عمر شما نسیم هایی از طرف خداوند بر شما می وزد، پس خود را در معرض آنها قرار دهید. باشد که نسیمی از او به شما بوزد، تا اینکه بعد از آن هرگز به شقاوت نیفتید. (کنز العمال: 21324) و من باور دارم که لیله الرغائب همان نسیم خداوند است که می وزد و منتظر می ماند تا من در مسیرش قرار گیرم، نفس بکشم و درونم را لبریز از برکاتش کنم. در جستجوی آرایه و پیرایه نیستم، درست
گلچین مداحی حاج محمود کریمی به مناسبت شهادت امام هادی (ع)/صوت
( زمینه ) سامرا عزا گرفته بوی کربلا گرفته (واحد) اگر به سامره ام افتد گذر سر و جان را (واحد) تو نور خدایی تو خورشید نسل زهرایی (مدح امام هادی (ع) ) ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی (غزل مصیبت امام هادی (ع) )عمری نشسته ام به صف عاشقان تو (روضه ) ز بیداد ستم هم ساختم هم سوختم مادر
مقاومت و بیداری اسلامی زمینه ساز ظهور است
چیزی گفت. متوجه شدم کاملاً درست می گوید. حاج منصور گفته بود، این نوارهایی که مجوز دارند مهر امام زمان (عج) که به آنها نخورده. این حرف روی محمود تأثیر گذاشته بود و دیگر به آن کاست ها گوش نداد. این خاطره را گفتم تا همه بدانند شهدا هم انسان های عادی هستند، اما سیر و سلوک معنوی داشتند و عاقبت به مقام شهادت رسیدند. در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید. روزی که محمودرضا را دفن کردیم
درضیه؛ روایت مادرانه ی یک پسر از پدر شهیدش
جبهه اعزام شد، همراه با لشکر 31 عاشورا و تحت فرماندهی آقا مهدی جنگ کرد و شهید شد. قول می دهم در دنیا و آخرت هرچه به دست آوردم با تو شریک باشم او دهم آبان ماه به جبهه رفت و در شانزدهم همان ماه فرزندش حسین متولد شد. با او تماس گرفته و التماسش کردم تا برگردد من او را ببینم و او هم پسرش را برای اولین بار ببیند. اما او گفت مادر جان تو نمی دانی اینجا چه خبر است؛ اگر می دانستی می
اگرمرا منع کنی نمی توانی جواب فاطمه زهرا(س) را بدهی!
منع می کند، اما او با یک حالت خاصی به مادر عرض می کند که: اگر مرا منع کنی فردای قیامت نمی توانی جواب فاطمه زهرا (س) را بدهی . براستی او از هر جهت نمونه بود. بعد از شروع جنگ چندین مرحله به جبهه اعزام شد و عاقبت در عملیات بدر به سال 1363 و در جزیره مجنون به آرزوی خود رسید و در گلزار شهدای لویزان تهران پیکر پاکش به خاک سپرده شد، تا زیارتگاه عاشقان و عارفان طریق دوست شود. شهید حجت موسی نژاد و
زنده دلی که بر دل ها حکومت می کند
را پرسید ، گفتم نخواستم شب بیرون از خانه باشم . و او در جواب اظهار داشت : علت اینکه گفتم شما بچه را نزد دکتر ببری برای این بود که چون در حال جنگ هستیم و ممکن است روزی من نباشم ، از این رو خواستم عادت کنی و در غیاب من برای بچه ها هم مادر باشی و هم پدر باشی . درباره برخی ویژگیها و خصوصیات اخلاقی و رفتار حسن زنده دل ، پسرش محمد می گوید : ارتباط او با افراد فامیل بسیار خوب بود تا جایی که
مادر به انتظار نشانی پسرش ماند و ندید آمدنش را
انتظارش بودیم. مادرش چند سال قبل، پیش از این که این خبر خوشحال کننده را بشنود با چشم انتظاری از دنیا رفت. غلامی تصریح کرد: با آزادی اسرا، مطمئن شدیم که فرزندمان به شهادت رسیده است. سال گذشته از بنیاد شهید مراجعه کردند و از من آزمایش DNA گرفتند. وی با بیان اینکه 4 پسر و 4 دختر دارم، گفت: علی شانزده ساله بود که از طریق بسیج به جبهه رفت. روزی که می خواست برود گفت می روم قبر آقا امام
دعایی که امام هادی(ع) زیاد می خواندند
تسنیم: امام هادی - علیه السلام - در سال 220 هجری پس از شهادت پدر گرامیش بر مسند امامت نشست و در این هنگام هشت ساله بود. مدت امامت آن بزرگوار 33 سال و عمر شریفش 41 سال و چند ماه بود و در سال 254 در شهر سامراء به شهادت رسیدند. به مناسبت شهادت حضرت امام علی النقی(ع) روایتی از ایشان را مرور می کنیم که آنحضرت به شخصی فرمودند: این دعایی است که من زیاد می خوانم و از خدا خواسته ام هر کس بعد از
لیلة الرغائب ؛ دروازه بندگی خدا+ صوت حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)
چون در صور دمیده شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند، در عرصه قیامت پس خوشحال باش که هرگز خیر از تو معدوم نخواهد شد.(4) دروازه بندگی خدا نماز لیلةالرغائب مقدمه ای برای تجهد و شب زنده داری است،ماه رجب، ماه خدا و ماه امیرالمؤمنین علیه السلام نامیده شده است، اینکه خداوند ماه رجب، ماه شعبان و ماه رمضان را کنار هم قرار داده است، بی حکمت نبوده، در واقع این سه ماه برای رسیدن انسان به
اشعار شهادت امام علی النقی الهادی(ع)
یک نت اشعار شهادت امام علی النقی الهادی (ع) - متن تسلیت شهادت امام علی النقی ع باز شب شهادت تو روضه ها پر بزن دوباره تا سامراء با صدای غم منادی میگه دل به غصه دادی میزنم سینه برا امام هادی السلام علیک سیدَنا شهیدٌ و مسموم، أمامَنا قلبم از غم تو شده کباب کی برده تو رو تا بزم شراب زدی ناله پشت ناله زیر لب گفتی محاله هتک حرمت حسین بیش
سفره وحدت
دور هم نشسته بودیم، صحبت های حاج آقا را برای بچه ها نقل می کردم یا نوشته هایش را می خواندم. گاهی یکی دونفر از گوشه و کنار می آمدند و گوش می کردند. تصمیم گرفتیم اوضاع را عوض کنیم. این جور نمی شد که هر کی سرش به کار خودش باشد و ما هیچ تلاشی نکنیم. حاج آقا می گفت: با هم باید دوستی کنید. به همه محبت کنید؛ از ته قلب، نه ظاهری و ساختگی تا اثر بکند. هر کسی در مقابل دیگران مسئول است. شما اگر می
نمونه ای ازفضایل ودلایل امامت حضرت هادی
فرزندم علی انتقال می یابد و او بعد از من، همان حق را بر شما دارد که من بعد از پدرم، آن حق را بر شما داشتم. شهادت امام هادی(ع) سپس خادم مخصوص رفت و احمد بن محمّد اشعری، نزد من آمد و گفت: خادم مخصوص به تو چه گفت؟ گفتم: خیر است . گفت: " آنچه را به تو گفت، من شنیدم" و شنیده خود را برای من بازگو کرد. به احمد گفتم: خداوند این کاری که انجام دادی (سخن مخفی ما را شنیدی) بر
خواندنی های کتاب عبد و مولا ی پناهیان
علمای شیعه به دربار نزدیک شده بودند تا شیعه قوام پیدا کند، به عالم زمان خود گفته بود که من دوست دارم با شما نسبت فامیلی پیدا کنم، پسر شما باید بیاید به خواستگاری دختر من. چون شرایط به گونه ای بود که نمی شد این عالم درخواست شاه را رد کند و از طرفی اصلاً به این وصلت راضی نبود، از شاه تا فردا مهلت خواست. شب سر سجاده نماز با خدا این گونه راز و نیاز کرد که خدایا! من می خواهم فرزندم عبد تو باشد نه داماد
دعای مادر شهید خلیلی قوت قلب ما بود/بزرگترین نهی از منکر مبارزه با فسادهای مالی است
آن هنگام بود که با خودم می گفتم از خدا می خواهم تا نشانه ای به ما بدهد تا قوت قلبی برای ما شود که کاری که انجام داده ایم درست است. در همین زمان بود که فردی به ما اطلاع داد که مادر شهید خلیلی هنگامی که خبر برگزاری مراسم در اصفهان را شنیده بسیار شادمان شده بود و برای تمامی برگزار کنندگان آرزوی شهادت کرده است. حجت الاسلام مجتبی ثابت قدم در پاسخ به خبرنگار صاحب نیوز مبنی بر معرفی مهمترین
شهیدحسینعلی عالی،الگوی تربیتی جوانان استان سیستان وبلوچستان
و به اعتقاد خودش رفت جبهه بود که اطاعت ولی امرش را کرد. در تمام نامه هایی که برای پدر و مادر و اعضای خانواده می فرستاد بیان می کرد من در مقابل شما زانو می زنم و عذرخواهی می کنم از اینکه نتوانستم هیچگونه کمکی در زندگی با شما داشته باشم.. سال 65 بود که یک روز حسین را صدا زدم و گفتم دیگر جبهه رفتن بس است تو دِینت را ادا کردی، می دانی تمام دلخوشی مادر تو هستی مگر دوست نداشتی
انتشار 3 کتاب توسط انتشارات روایت فتح
انتشارات روایت فتح به قلم منصوره قنادیان به چاپ رسیده است. پشت جلد این کتاب می خوانیم: جلسه ی مهمی داشت که باید زودتر می رسید. سوار که شدیم، فهمیدیم ماشین بنزین ندارد. گفت: اشکال نداره، پیش می آد، زودتر برو بنزین بزن و برگرد که حسابی دیرمون شده. وقتی رسیدم، برگه ی مرخصی را داد دستم و گفت: ما که به جلسه نمی رسیم، ولی در عوض شما چند روزی برو مرخصی تا مشکلت حل بشه. گفتم: شما از کجا مشکل من رو فهمیدین؟ گفت: از حال و روزت، آدم عاقل که به جای بنزین، گازوئیل نمی ریزه تو ماشین،. دود سیاهی که از اگزوز ماشین بیرون می زنه هوا رو سیاه کرده. برو وقتی مشکلت حل شد، حواست بیش تر جمع کارهایت می شود. ...
وصیت صمیمانه شهید بسیجی عراقی به پدرش
به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، پس از شهادتِ یکی از رزمندگان بسیج مردمی عراق به نام "کریم"، نامه ای در لباس او پیدا شد که وصیت او به پدرش می باشد. ترجمه متن این نامه که به زبان محلی و به صورت خودمانی نوشته شده بدین شرح است: پدر جان سلام. چطوری؟ خوبی ان شاء الله؟ وقتی می رفتم مریض بودی. خیلی به فکرت هستم. تو مراقب خودت نیستی. مادرم چطوره؟ سلام منو بهش برسون. می دونم که اون هم مریضه.
بنیاد در آینه مطبوعات
احساس می کردم در جمع ما نیست و در آسمان ها به سر می برد. در آن لحظه هیچ چیز آرامم نمی کرد، جز این که وضو بگیرم و نماز شب را اقامه کنم. دقایقی بعد احمد پیش من آمد و خوشحالی اش از نماز شب خواندن من در چهره اش هویدا بود. امید به شهادت ارتباط شهید احمد ملک نژاد یزدی با خدای خویش آن گونه بود که رد پای این احساس را می توان در وصیت نامه آن شهید هم به خوبی دید: چگونه می توانم شکر خدای را بجا
پنج علت جهنمی شدن در کلام خدا
قیام قیامت فهماند که ما خارج از دین نبوده ایم و برای اقامه نماز حتی حاضریم که جان خود و یارانمان را فدا کنیم بر اهمیت نماز تاکید کردند. خطیب بعثه مقام معظم رهبری باشاره به شهادت زهیر بن قین که در مقابل امام حسین ایستاد تا تیرها به امام حسین اصابت نکند و امام نمازش را بخوانند، گفت: زهیر در پرسشی از امام گفت که آیا من به عهدم وفا کردم و امام که او را در آغوش گرفته بود و تیرها بدنش را
کراماتی آموزنده از دهمین خورشید
من رسید. رو به من نمود و فرمود: خدا دعایت را مستجاب کرد؛ خداوند به تو عمر طولانی و کثرت مال و فرزند عنایت کند. از شنیدن این سخنان لرزه بر پیکرم افتاد به طوری که دیگر نتوانستم خود را نگه دارم و روی زمین افتادم. دوستانم پرسیدند: چه شد؟ گفتم: چیزی نبود و جریان را به آنها نگفتم. بعد که به اصفهان برگشتیم خداوند مرا به گونه ای ثروتمند کرد که اکنون در خانه ام بیش از یک
امشب به مجلس انس و بخشش دعوت شده اید / به جای چه اندازه عبادت کردن به چگونه عبادت کردن دل سپارید
می شود ودر شب اول قبر نیز پاداش این نماز در زیباترین چهره و اندام تمثل و تجسم می یابد. خوشروی، خوشگوی و خوش بوی نزد او می رود و او را به رهایی از غم بشارت می دهد. فرد نمازگزار می پرسد: تو کیستی؟ پاسخ می شنود: عزیز من! دوست من! من پاداش آن نمازم که در فلان شب به جای آوردی. اینک نزد تو آمده ام تا حق تو را بپردازم. ترس تو را فرو ریزم و در این وحشت و تنهایی همدمت باشم. پس از نفخ صور نیز در عرصه سوزان قیامت در سایه ات گیرم، آری با توام و هرگز خیرو خوبی من از تو دور نخواهد شد. .......... امشب برای یکدیگر دعا کنیم، دعاها و خواسته هایتان مقبول حق /6262 ...
وزارت ارشاد در حال ایجاد فساد است/ کوتاه آمدن در مقابل آمریکا مانند وصلت یک مومن با یک ناپاک است
عقیق: مراسم سخنرانی و قرائت زیارت عاشورا صبح سه شنبه در حسینیه لباسفروش های تهران توسط حاج منصور ارضی برگزار شد. نکاتی از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید؛ ایام زیبای ماه رجب است و روز اول تولد امام باقر علیه السلام و روز سوم شهادت امام هادی علیه السلام است. در نهج البلاغه حکمت 150 امیرالمومنین علیه السلام در جواب شخصی که آمده بود و درخواست موعظه داشت حضرت در پاسخ به درخواستش
به نامحرم نگاه می کنم و گاه دست او را لمس می کنم، چه کنم؟
حاج اقا شب شما بخیر ...بقرآن ما خانواده مذهبی و معتقدی هستیم و خودم از بچگی نماز و روزم را بجا آوردم.اهل مسجد و هیئت و دعا و مخصوصآ کمیل و ندبه هستم. راستش بنده شغل آزاد دارم و در کارم با زنان نیز ارتباط دارم و متاهلم ولی متاسفانه در کنترل نفس و اراده ام ضعیفم چرا که با وجودی که زنم را خیلی دوست دارم و باهاش خوشبختم ولی چشمام دنبال ناموس مردمه مثلآ در انتقال اجناس به مشتریان خانم در برخی موارد عمدآ
سردار حاج عبدالله عرب نجفی کیست؟
آیی می گفت: من طلوع خورشید پادگان امام زمان(تیپ 12قائم(عج) را دوست دارم. ناراحتیش فقط کار بود،با هیچ کس غرض شخصی نداشت و اینکه حاج عبدالله ورد دل و زبان حاج سعید حدادیان مداح معروف در سراسر کشور اسلامی است،رازش عشق به نماز حاجی خصوصاٌ تقید به نملاز اول وقت و نماز شب اوست و خم به ابرو نیاوردن و مقابل دشمن و عشق فراوان به اهل بیت(ع) خصوصاً روضه های شهدای عاشوراست. توجه:
وعده شهید از سلب توفیق شهادت
به شهادت رسیده است، پرسیدم: تو از کجا می دانی که من چند روز دیگر می آیم پیش شما؟! گفت: اینجا کسانی هستند که به من اشاره می کنند به شما بگویم: پیش ما خواهد آمد. بعد از این خواب نیمه های شب با ترس و اضطراب از خواب برخاستم. تمام وجودم به شدت می لرزید. بوی مرگ چنان در مغز و جانم پیچیده بود که به کلی خودم را از یاد برده بودم. بلند شدم و دو رکعت نماز خواندم. پس از این خواب روزهای متمادی در این
در هوایت بی قرارم روز و شب
وارد محله شد. سرنشینان ماشین بعد از توقف کنار منزل یکی از اهالی محله، به سمت ما آمدند و از ما سؤال کردند که کجا می رویم. به آنها گفتم پسرم به جبهه اعزام شده و قصد سفر به تهران و اطلاع از وضعیت او را دارم. یکی از اهالی محله را به سمت ماشین فراخواندند. او برگشت و گفت که فرزندتان در بیمارستان یزد بستری است و فردا برای ملاقاتش ما را همراهی خواهد کرد. اگر شکی از خبر شهادت پسرم داشتم با این حرف ها مطمئن
مادر شهیدان احمدی در ورامین دعوت حق را لبیک گفت
مهندسی را بر عهده گرفت و در آذرماه سال 1362 برادر بزرگوارش در عملیات فتح المبین به مقام شهادت رسید. در عملیات عاشورا فرماندهی اکیپ عملیاتی مهندسی رزمی جهادسازندگی تهران را بر عهده داشت و چند روز بعد از این عملیات در سال 1363 در محور پاسگاه گرکنی بر اثر اصابت ترکش به ناحیه شکم عاشقانه به دیدار خداوند متعال شتافت و در جمع عاشقان و عابدان بارگاه الهی مهمان مقرب حضرت حق شد. شهید