سایر منابع:
سایر خبرها
برویم باهم در تهران "مواد" بخریم!
نگاهم می کند، حامد هم ترک موتور نشسته و می گوید: می خوای خودم برم برات بخرم بیارم. اونجا جای شما نیست آخه... . طاهره می گوید: راست می گه خانم. نمی شه شما بری. خطرناکه . طاهره حالا دو سال است که مواد مصرف نکرده؛ اما حامد بعد از دو سال پاکی، یک ماهی می شود که دوباره شروع کرده و صبح، ظهر، شب در خیابان ها دنبال سه وعده ای می دود. بعدازظهرها بعد از رسیدن طاهره به خانه، چیزی جز چرت های نشئگی
بیتا فرهی: هامون، تقدیر من بود
فیلم های غیر درخشان شما هم شکل گرفت و به یاد دارم که در آن سال به این فیلم اعتراض داشتید. - پارک وی فیلم خوبی بود و در زمان خودش هم خوب فروخت و من به گریم خود در یکی از سکانس ها اعتراض داشتم. بعد از آن بود که مطلب اعتراضی خود را به نشریه ها دادم و به نوعی موضوع رسانه ای شد. پارک وی هم تجریه خوبی بود و من در آن، نقش یک زن روانی را بازی می کردم که بازی در این نقش در کنار کارگردانی آقای
بازگشت از تعطیلات برای کشتن همسر
کردند. اما در حالی که قرار بود عبدالله چند روز قبل پای چوبه دار برود پدر و مادر همسرش او را به خاطر نوه های شان بخشیدند و او از قصاص نجات یافت. او صبح دیروز از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و قضات دادگاه او را به 5 سال و 6 ماه حبس محکوم کردند. با توجه به اینکه وی از سال 90 در زندان بوده و در این مدت تغییرات زیادی داشته قرار است بزودی آزاد شود.
زنی برادرزاده خود را طعمه کرد و به کشتن داد!
هیچ کس فکر نمی کرد که مشکل زهرا با شوهرش منجر به کشتن زن بی گناهی شود. دختری که برادرزاده خود زهرا بود. به نقل از شاهد عینی: هفت روز قبل از ماه محرم در یک مراسم عروسی در یکی از مناطق شهرستان کارون، عمه ای که با شوهر خود مشکل پیدا کرده بود برای انتقام از شوهرش بردارزاده خود را طعمه نفرت و انتقام کور خود قرار داد. زهرا برای اینکه به همگان بگوید شوهرش مرد فاسد و بی بند و
با حسن یزدانی از ریو تا شایعه ازدواج و پول 5میلیاردی
ندارد. نابغه های خیلی کمی هستند که بیایند رکورد بزنند. مثل سایتی اف که 9 مدال گرفته است. با این حال او هم شکست خورده است. کشتی همین است و کسی نیست که همیشه برنده باشد. همیشه برد و باخت هست و باروس هم در این المپیک باخت. این دلیل نمی شود. حالا باید دید شرایط روحی روانی او چطور بود که کشتی را واگذار کرد. من این مدال را گرفتم و معلوم نیست سال بعد می توانم بگیرم یا شکست بخورم. تسنیم: برنامه
وقتی ابن تیمیه، یزید را تطهیر می کند/ امام حسین(ع) در اندیشه سلفی
شیخ ابن تیمیه آرزو می کرد که ای کاش امامش یزید خودش سپاه را برای کشتن امام ما حسین (ع) و قتل عام ذریه رسول خدا (ص) فرماندهی می کرد تا راضی شود و شاید این هم جزء حسناتش به حساب بیاید. 2 واقعه حره شهر مدینه بعد از کشتار عظیم اهل ایمان در مدینه الرسول سه روز تصرف شد. شهری که پیامبر (ص) در باره اش فرمود: مدینه حرم است، از عائر تا ثور...[26] پس اگر کسی در آن گناه (یا ستمی) انجام
ماجرای هولناک شاهرخ و سمیه تکرار شد
اما پدر و مادرش جان سالم به در بردند. در این جنایت که سوم بهمن سال 91 در محله باغ فیض تهران رخ داد، زن جوانی در خانه اش کشته شد، به دنبال اعلام خبر این جنایت بازپرس کشیک قتل و کارآگاهان جنایی در محل حادثه حضور یافتند و تحقیق در این باره آغاز شد. با انتقال جسد شهلا - 35 ساله - به پزشکی قانونی، مشخص شد او با کابل برق خفه شده است. شوهر این زن که خودش هم با ضربات چاقوی
پنهان کاری ها و ترفندهای فیلم های اصغر فرهادی
نادر از سیمین ، راضیه، زنی که برای پرستاری از پدر نادر استخدام شده است، برای این که مورد شماتت قرار نگیرد موضوع بیرون رفتن مرد سالمند و تصادف را نمی گوید. اما وقتی به هر رو به دزدی متهم می شود و به هر رو اخراج خواهدشد، دیگر برای نگفتن حقیقت دلیلی وجود ندارد. پرسش این است که چرا راضیه واقعیت را به نادر نمی گوید؟ چرا به او نمی گوید که تصادف کرده است؟ وقتی نادر او را متهم به دزدی پول می کند، آیا طبیعی
مرد همسرکش سرانجام از مرگ فاصله گرفت
به گزارش بلاغ ، دهم فروردین ماه سال 90 مردی از روستای پیغمبر به مأموران پلیس رباط کریم خبر داد که همسرش را به قتل رسانده است. وقتی مأموران در محل حاضر شدند با جسد زن 31 ساله ای که قدسیه نام داشت، مواجه شدند. ایرج، شوهر مقتول به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: من و همسرم از مدت ها قبل اختلاف داشتیم. چند سال قبل ازدواج کردیم و صاحب دو فرزند بودیم. چند روز قبل برای دید و بازدید عید به منزل
مثلث پرستار و بیمار و مرگ!
می کند که برای باسواد و آگاهتر شدن از مناسبات روز و اتفاقات جهانی فیلم ها و کتاب های بیشتری را ببیند و مطالعه کند و لو به ویل این شهامت را می بخشد که از خانه قلعه مانند خود خارج شود و بیرون بیاید و یک بار دیگر این زندگی و جهان زیبا را ببیند و به خالق همه این زیبایی ها درود بفرستد. تا قبل از این درخواست عقلایی ویل خودش را در این قصر قلعه مانند پنهان کرده و به سبب محکوم شدن به حرکت روی
مصدق؛ امریکایی، میهن دوست، ضدآزادی یا آزادیخواه
نداشت. ایشان در آن روز در خانه خود نشسته بود، کسی را راه نمی داد و در خانه را بسته بود. فقط در آن روز مکی توانست با او ملاقات کند. وقتی ملتی پشت سر یک دولت یا ایده ای باشد، نه تنها مقالات، بلکه پول خرج کردن های تاریخی هم به هیچ وجه نمی تواند آن را سرنگون کند. همان گونه که 40 سال است علیه نظام جمهوری اسلامی با تمام نقاط ضعف و قوتش می نویسند؛ بنابراین نوشتن مقالات در خارج از کشور علیه دکتر مصدق و
نگاه روزنامه وقایع استان به پدیده رایج طلاق عاطفی/باهم و تنها
وقایع استان روشنک مشتاق “نسبت به من سرد شده است.” این را می گوید و شروع به گریه می کند. مهسا 6 سال است که ازدواج کرده و در طول این مدت بیش از بیست بار برای قهر به خانه پدری اش آمده است. او می گوید:” هر جراحی زیبایی که ممکن بود انجام دادم تا دلش را به دست بیاورم اما او مرا نمی بیند، حتی متوجه نمی شود که رنگ موهایم را تغییر دادم یا 6 ماه است که به باشگاه می روم و تلاش می کنم به وزن
ما بیشتر از مرده پرستی، خودپرستیم
مسائل ندارند، بلکه این ما هستیم که می خواهیم با آن ها زندگی کنیم. یعنی درواقع مرده برای ما مهم نیست. این که می بینید در فرهنگی سنتی ما بازماندگان حداقل از چهل روز تا یک سال حال آرایش سر و صورت و غیره را ندارند، چه مرد و چه زن، بخشی ناشی از این نیست که مرده را می خواهیم زنده کنیم، بلکه می خواهیم نشان دهیم ما آدم های وفاداری نسبت به مرده مان هستیم. می خواهیم تعلق عاطفی مان را نشان دهیم. می خواهیم
دریافت مهریه طلایی پس از مرگ زن جوان
پیرزن و پیرمرد مقابل قاضی نشسته بودند تا چک مهریه دخترشان را بگیرند. ظاهر آرامی داشتند اما در قلب و ذهنشان داغ دختری شعله می کشید که حالا در گورستان آرمیده بود. به گزارش روزنامه ایران، مارال زنی 29 ساله بود که فقط اسمش در شناسنامه زن و مرد سالمند باقی مانده بود. او سه سال پیش با جعفر ازدواج کرده بود و از همان روز مارال پس از عروسی با شوهرش اختلاف نظر پیدا کرده بود. دامنه اختلاف هایشان
همسر دلخواه را در سایت های همسریابی جستجو نکنید
اینترنت کار می کردم خیلی خوشحال بودم که بعد از مدتها توانسته ام همسر دلخواهم را بیابم اما سرانجام این خوشی مدت زیادی طول نکشید. از روی کنجکاوی به یکی از سایت های همسریابی سری زدم تا ببینم واقعا این سایت می تواند همسر دلخواهم را به من معرفی کند، چون از هشت سال پیش که از همسرم جدا شده بودم دیگر میل و رغبتی به هیچ مردی نداشتم و هرچه پدر و مادرم می گفتند دوباره ازدواج کن گوشم بدهکار
صحنه دلخراشی که دختر 4 ساله از پدر و مادرش دید
آشپزخانه به شکم مادرم زد. وقتی نوبت دفاع به متهم رسید منکر قتل همسرش شد و گفت: دخترم 4ساله بود که مادرش را از دست داد. او در این چهار سال با خانواده مادری اش زندگی می کند و تحت تاثیر حرف های آنها قرار گرفته و این صحبت ها را مطرح می کند. باور کنید من همسرم را نکشتم. وی ادامه داد: من به خاطر مشکلات شغلی ام ناچار شده بوم سند ماشینم را به نام برادرم بزنم. وقتی همسرم متوجه این
برای گرفتن نقش دست به هر کاری نمی زنم / برخی بازیگران حق دارند ازدواج نکنند
روزی که برای گفت وگو با روشنک عجمیان تماس گرفتم، پدرش جواب تلفن را داد. از نحوه پاسخگویی اش معلوم بود که آداب دان، مهربان و بسیار مسئولیت پذیر است. شماره دخترش را داد و گفت، زنگ بزنید حتما جواب می دهد. همین رفتار صمیمی و خوب پدر روشنک عجمیان باب مصاحبه ما را باز کرد. پدرتان مهربان و بسیار آداب دان است، حتما از داشتن چنین پدر ی حس خوبی دارید؟ پدرم بی نظیر است و من به داشتنش افتخار می کنم. به نظرم آدم های شبیه پدرم این روزها خیلی کم شده اند. او باسواد و بشدت اهل مطالعه است و اطلاعات زیادی درباره موضوعات مختلف دارد. 72 ساله و پزشک است. عاشق کتاب است و کتابخانه بزرگی در خانه داریم. پدرم سالی که برای ورود به دانشگاه کنکور داد جزو افراد برتر بود. وقتی هم مدرک پزشکی خود را گرفت بسیار متعهد به حرفه اش ادامه داد. شما از هوش پدر چیزی به ارث برده اید؟ (با خنده) پدرم یکی از مشوقان اصلی ام برای ورود به دنیای بازیگری بود. یکی از علاقه مندی های پدرم تماشای فیلم و تئاتر بود. علاقه خودتان باعث شد بازیگر شوید یا تشویق های پدر؟ علاقه خودم و حمایت و تشویق های پدرم. از بچگی به هنر علاقه داشتم و به صورت حرفه ای نقاشی می کردم، اما پدرم وقتی علاقه مرا به بازیگری دید، تشویقم کرد و گفت: من و مادرت از تو حمایت می کنیم، به دو شرط؛ اول این که روی شرافتت پا نگذاری و دوم این که تحصیلات دانشگاهی را در اولویت بگذاری و تا مقطع دکترا درس بخوانی . در طول کار حرفه ای واقعا فهمیدم که شرافت چیست و چگونه باید آن را حفظ کنم. درسم را تا مقطع ارشد خوانده ام و برای احترام به حرف پدرم تحصیلاتم را تا مرحله دکترا هم ادامه خواهم داد. داشتن پدر قوی و با سواد چقدر در هدف گذاری فرزندان و آینده آنها موثر است؟ یک پدر قوی روی همه ابعاد زندگی فرزندان بخصوص دختران تاثیرگذار است و مسلما به آنها می آموزد که با همسر خود چگونه رفتار کنند. این که می گویند، پدر مثل کوه می ماند، واقعا درست است. من سال هاست ازدواج کرده ام، اما هنوز هم پدرم درس هایی درباره زندگی مشترک و کار به من می دهد که در هیچ کتاب و مرجع دیگری یافت نمی شود. پدرم مثل ناجی همه جا مراقبم است و راهنمایی هایی لازم را به من می دهد. شما هم باید پذیرنده خوبی باشید، چون بعضی آدم ها ذهن بسته ای دارند و صحبت دیگران حتی پدر و مادر را قبول نمی کنند؟ حرف های آنها را می پذیرم، چون به آنها اعتماد کامل دارم. من هیچ وقت دختر سرکشی نبودم و همیشه به والدینم احترام گذاشته و می گذارم. البته هر چه سن آدم بالاتر برود و تجربه هایش در زندگی بیشتر شود، پذیرش و انعطافش هم بیشتر می شود. رابطه بین پدر و مادرم سالم ، عاشقانه و بسیار خوب بود و همین باعث شد که من الگوهای مناسبی در زندگی داشته باشم. چند مرتبه شما را در خارج از لوکیشن در مکان های مختلف مثل فرودگاه دیده ام، آرام هستید و بی حاشیه. این ویژگی ها احتمالا به خانواده آرامی که در آن بزرگ شده اید، ربط دارد؟ بله! محیط آرام و سالم خانه پدری باعث شد تا در آرامش بزرگ شوم و همین آرامش را زمانی که ازدواج کردم به خانه خودم هم آوردم و همه تلاشم را می کنم تا زندگی آرام و سالمی داشته باشم. حرفه بازیگری بسیار دشوار است و اگر مراقب نباشی آسیب های جدی تهدیدت می کند. اما چون حرفه ام را با چشم باز انتخاب کردم و دقیقا می دانم باید چگونه رفتار کنم با آرامش حرفه مورد علاقه ام را دنبال می کنم و از کار و زندگی ام لذت می برم. نقش گرفتن و این که پرکار باشید چقدر برایتان اهمیت دارد؟ برای گرفتن نقش دست به هر کاری نمی زنم و واقعیت این است که همه زندگی شخصی و کاری ام را به خدا سپرده ام و برای همین مطمئن هستم، همیشه در جای درست قرار دارم و اگر نقشی به من پیشنهاد شود یا نشود حتما خیری در آن هست که من از آن بی خبرم. برخی از بازیگران در مهمانی ها، جشن های سینمایی و... حضور چشم ...
دلایل و عکس های منتشر نشده از اعترفات و تحقیقات شهلا در پرونده قتل همسرناصرمحمدخانی + تصاویر
سایت خبری تحلیلی هنگام Hengamnews.com: شهلا جاهد در زمان جنایت 32 سال داشت، اسم واقعی اش خدیجه و با مدرک دانشگاهی یی که داشت در بیمارستانی پرستاری می کرد، این زن از نوجوانی به ناصر محمدخانی علاقه مند بود حتی به شهر ری رفت و خانه پدری ناصر را پیدا کرد اما در آن برهه زمانی فوتبالیست سرشناس وی را از خود راند. وقتی روز 17 مهر ماه سال 81 ، لاله سحرخیزان، در غیاب دو پسر مدرسه یی اش و
گذشت از قصاص داماد به خاطر نوه ها
به گزارش جمهوریت؛ والدین زنی که پنج سال قبل به دست شوهرش به قتل رسیده بود، به خاطر نوه هایشان از قصاص گذشت کردند و قاتل فرزندشان را بخشیدند. به گزارش خبرنگار ما، مردی فروردین سال 90 با مأموران پلیس تماس گرفت و گفت همسرش را به قتل رسانده و جسد در خانه است. وقتی مأموران به خانه رفتند، با جسد زن جوانی روبه رو شدند و فهمیدند دو فرزندش در آشپزخانه محبوس شده اند. شوهر این زن نیز در خانه حضور
دستگیری 11 نفر قبل از جابجایی پول/ جلسه امارات، عربستان، بحرین و مصر علیه ایران/ حذف شرکت های ایرانی از ...
کند که فکر می کنم منجر به خسران و زیان کشور خواهد بود؛ دولت حرف گوش نمی کند و کار خودش را انجام می دهد؛ این گلایه جدی ما از آن است. نماینده مردم کرمان گفت: با وجود آن که تعامل بسیار خوبی میان دولت با مجلس نهم و همچنین اوایل مجلس دهم پیرامون برنامه ششم توسعه صورت گرفت اما شاهد بودیم که لایحه اصلاح شده از سوی دولت با امضایی غیر از شخص رئیس جمهور به خانه ملت ارائه شد. بعد از تذکر مجلس مبنی بر
افزایش نا امنی زنان زیر سایه سنگین بافت های فرسوده کشور
برای انجام اقدامات ساختاریافته باید روی فرهنگ کار کنیم چون توانمندی انسان تنها در بُعد اقتصادی نیست و در بُعد فرهنگی و دانش اوست. جغرافیای اعتیاد تغییر کرده است در سال های اخیر، آمارها نشان داد اعتیاد زنان در کمتر از 10 سال از 4 درصد به 10 درصد رسیده است، آن هم در شرایطی که طی همان سال ها اعتیاد زنان برای مسئولان تابو بود و کتمان می شد. این روانشناس اجتماعی هم در این باره می گوید: بسیاری
شبکه های اجتماعی فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید زنگ خطر را به صدا درآوریم
اینکه تغییری دائمی ایجاد کنیم ابتدا باید دانش و آگاهی را افزایش دهیم، این افزایش دانش باید در صورتی انجام شود که مخاطب فرصت داشته باشد نظر خود را بیان کند به عنوان مثال می گوید سیگار مضر است و فرصت به من داده می شود که بگویم نه! پدر بزرگ من 90 سال سن داشت و سیگار می کشید و بسیار هم سر حال بود و بعد از آن جواب داده شود که بسیاری از جوانان هستند که در سن 30 یا 40 سالگی به خاطر سیگار چه مریضیهایی
سرخط ...
، دردهایش به پایان رسید و کمپین های پرشمار #حمایت_از_امیر_عباس نیز که در اعتراض به قصور پزشکی و درخواست کمک از مسؤولان برای وی تشکیل شده بود، کمکی به حیات وی نکرد. داستان زندگی امیرعباس چندماهه خیلی تلخ است. 21 دی ماه سال گذشته مادری در حالی که بشدت از درد به خود می پیچد وارد بیمارستان می شود. 3 روز از زایمان می گذرد و مادر نوزاد خود را نمی بیند، تا اینکه بعد از 3 روز نوزاد که در بخش مراقبت های
وقتی مادر، میزبان حاج کاظم شد
خانه و مهیای آمدن کاظم شدن. چه برسرت آمد؟ چرا خون گریه می کنی قلم؟من که هنوز چیزی نگفتم که تو قرار از کف ربودی. گذشت و گذشت و هر روزش چشم انتظار به درب دوختن بود برای آمدن کاظم... خلاصه اش کنم روز و شبش پاییز بود و پاییز تا اینکه بالاخره "یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور" تفسیر شد. همین پاییز بود که "خبر آمد خبری در راه است". دلش گواهی می داد که کاظم برمی گردد و
بخشش داماد قاتل به خاطر نوه ها
دادسرا به خاطر نوه های شان از خون دختر خود گذشتند. به این ترتیب متهم از طناب دار نجات یافت و روز گذشته در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران از جنبه عمومی جرم محاکمه شد. او با اظهار پشیمانی دوباره از قتل همسرش گفت: 5 سال و نیم است که در زندانم. آن روز نمی دانم چه شد که همسرم را کشتم. باز هم از خانواده اش تقاضای بخشش می کنم. در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند و رای به آزادی متهم دادند. منبع: اعتماد
سیاه نمایی در ادبیات و سینما دقیقا یعنی چی؟
می کرد. پدر خانواده درصدد بود دختر خانواده را محاکمه کند؛ یعنی واقعا یک دادگاه خانوادگی تشکیل دادند. این دختر خانم بعد از طلاق از همسرش با شخص دیگری ارتباط جنسی برقرار کرده بود. در این دادگاه پسرعموی آن دختر مسئول اجرای حکم شده بود. این پذیرش از جانب پسرعمو هم به خاطر کینه ای بود که از این دختر داشت، چون قبل ترها از دخترعمو خواستگاری کرده بود و او هم نپذیرفته بود. بنابراین پسرعمو مسئول قتل این
اقدام زشت و هولناک پسر جوان با زن مطلقه در خودرو / زن جوان یکی از مدلینگ های اردبیل بود
قبول کردم / شب ها برای تن فروشی به خیابان می آیم به نرگس گفتم وقتی به تهران برگردیم تو را تکه تکه می کنم / از کاری که کردم پشیمانم از خانه فرار کردم و باید خرجیم را در می آوردم / شبها به خانه فرهاد می رفتم تکرار ماجرای شاهرخ و سمیه / می خواستم با سحر ازدواج کنم پسر شهردار در یکی از ویلاهای مجلل به همراه چند تن ازدوستانش دستگیر شد
از خانه فرار کردم و باید خرجیم را در می آوردم / شبها به خانه فرهاد می رفتم
/> از دختر که تا این لحظه ساکت بود پرسیدم چرا فرار کردی؟ گفت : مدتها بود که داشتم به این موضوع فکر می کردم از محیط خانه بیزار بودم ، از سخت گیری های پدرم ، از بحث و جدلی که بین خانواده ام هر روز تکرار می شد ، خسته شده بودم. در خانواده ، پدر و مادرم همیشه به برادر هایم توجه و علاقه نشان می دادند و دو برادرم نیز بیشتر باهم سرگرم بودند. پدرم معتاد است و سر این موضوع والدینم همیشه با
قول نداده ام فقط داستان های شیرین بنویسم
نوه اش داستان کودک می نویسد. به هر حال این چیزی است که بعد باید قضاوت کرد و در ضمن باید به خاطر داشت که در آن صورت هم باز توجه به زوال و رسیدن مرگ است که انگیزه اصلی را شکل می دهد. گاهی آدم برای اینکه به یاد کسی که دوستش دارد، بماند حاضر هست خیلی کارها بکند. ولی در داستان های تان آن تلخی هست... در آثار تمام کسانی که کار خلاقه می کنند، این تلخی هست. این تلخی بخش جدایی ناپذیری
قصه طلاق از کجا شروع می شود؟
حساب نمی آمد و به طور کلی من که از زندگی مان راضی بودم. تا اینکه به شش ماه نرسیده بعد از یکی از همان یکی به دو کردن های همیشگی شهرام گفت که دیگه نمیشه این زندگی رو ادامه داد . حسابی جا خورده بودم. نمی فهمیدم چرا این حرف را می زند. دلم می خواست از او بپرسم این چه حرفیه؟ مگه چی شده؟ ولی جوری خشکم زده بود که زبانم در دهانم نمی چرخید. شهرام این را گفت و از خانه بیرون زد. من هم وقتی به خودم