سایر منابع:
سایر خبرها
"عقرب سیاه" به چنگ قانون افتاد
به گزارش گروه اجتماعی مشرق ، اولین پرونده از جرایم سیاه عقرب سیاه هنگامی در دایره جرایم مهمه پلیس آگاهی خراسان رضوی شکل گرفت که زن جوانی در حالی که آثار ضربه چاقو بر بازو و پایش نمایان بود به کارآگاهان اداره جنایی گفت: اوایل شب ششم دی به همراه فرزندان خردسالم در منزل بودم که ناگهان پسری از بالای دیوار وارد خانه ام شد. او در حالی که یک قبضه چاقو را در دست می فشرد مرا تهدید به مرگ کرد که
نزاع خونین در روز خواستگاری
را به کلانتری برده اند. همراه برادرم محمد به سمت کلانتری در حرکت بودیم که متوجه شدیم علیرضا بر اثر اصابت چاقو به قتل رسیده است به همین علت و از روی ترس، دیگر به کلانتری نرفتیم و هر دو متواری شدیم. محمد -23ساله- نیز در اظهاراتی مشابه به کارآگاهان گفت: قرار بود آن روز برای خواهرم خواستگار بیاید من هم داشتم کوچه را تمیز می کردم که ناگهان متوجه درگیری علیرضا با پدرم شدم. پس از پایان درگیری
نوفل لوشاتو در خاطرات سیدمحمد خامنه ای
راست رفتم سراغ آن منزلی که منزل اول امام بود و در محله ای به نام کَشان در کنار شهر واقع بود. بنی صدر هم همان جا خانه داشت. خانه کوچکی بود با حدود صد و اندی متر، که اتاق هایش در دست طلاب جوان و جوان های دانشجو بود و آنها مثل مور و ملخ ریخته بودند و فعالیت می کردند. عده زیادی از جوانان را می دیدم اما خیلی هایشان را نمی شناختم. محمد منتظری را هم آنجا دیدم، ولی او را کاملاً نشناختم. خودش را
نی نواز مشهور ایران، اولین کاپیتان تیم سپاهان بود
، پدربزرگم برای او نی بخرد و او نزد مهدی نوایی نی آموخت. وی درباره اولین جلسه شاگردی حسن کسایی نزد مهدی نوایی، گفت: اولین جلسه ای که قرار بود، پدر به خانه مهدی نوایی برود، پدربزرگم او را به منزل استادش رساند و به او گفت که چند ساعت دیگر به دنبالش می آید. مهدی نوایی سگی داشت که همان ابتدای ورود، پاچه پدر را گرفت و او را زخمی کرد. نوایی ترسید و گفت، حالا جواب حاجی را چه بدهم؟ پدر گفت
در کوچه باغ خاطره با مشفق شعر انقلاب/ بازخوانی مراسم پاسداشت استاد مشفق کاشانی در خبرگزاری فارس
محضر استاد مشفق کاشانی است، اضافه کرد: همه دوستان شاعر آن جنس خاطراتی که جناب آقای بیابانکی فرمودند، در ارتباط با استاد مشفق دارند، از شاگرد نوازی های این استاد تا محبت هایی که به نسل جوان دارند. محدثی خراسانی ادامه داد: حدود 25 سال گذشته در یکی از روستاهای اطراف مشهد، آموزگار بودم و در آن زمان مطلع شدم استاد مشفق کاشانی، کتابی را گردآوری می کنند و خواسته بودند که شاعران برایشان شعر
دختر 13 ساله قربانی مرد هوسباز شد
روز نو : دیگر نمی توانستم به ارتباط پنهانی با دختر نوجوان ادامه دهم، به همین خاطر او را کشتم تا همسرم متوجه ماجرا نشود، بعد هم جسد را آتش زدم تا کسی راز جنایت را نداند. این بخشی از اعترافات مرد متاهلی است که دیروز به دلیل ارتباط پنهانی با دختری سیزده ساله و قتل او در برابر پنج قاضی جنایی پای میز محاکمه قرار گرفت. به گزارش روزنو، کاظم که از تهدیدهای مهلا خسته شده بود، تصمیم گرفت به این
آقایان کت شلواری عامل درگیری شدند
روز نو : سرمربی تیم فوتسال تاسیسات دریایی گفت: همه دیدند دوربین واحد مرکزی خبر خراسان رضوی را شکستند و فکر می کردند، ما اسرائیلی هستیم که این چنین جنجالی به پا کردند. آیا حق تیمم این است؟ وحید شمسایی پس از اتفاقات حاشیه ای دیدار تیم مقابل فردوسی در هفته هجدهم لیگ برتر فوتسال در مشهد با بیان این مطلب اظهار کرد: 4 بازیکن تیمم را به بهانه نجات دادن به رختکن بردند و در آنجا برق
امین آباد؛ هم زندان هم آسایشگاه!
، خانواده های این ها هم اجازه ملاقات ندارند، اما گفت و گو با مامور زنی که از این بیمار متهم به قتل مراقبت می کند حکایت دردناک تری از این فضا را دستگیرم کرد. این مامور جوان که از ندامتگاه زنان شهرری به اینجا منتقل شده در رابطه با شرایط کارش در آسایشگاه روانی می گوید: گاهی زندانی ها به دلایل مختلف دچار اختلالات روانی می شوند و به همین خاطر برای تحت درمان قرار گرفتن باید همراه مامور به آسایشگاه های روانی
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر و هنرهای نمایشی (29 دی)
قرار می گیرند که ملاقاتیشان روی آن نشسته است. برای اولین بار می توانند حقیقت را افشا کنند و آزادی خویش را به دست آورند. اما عذاب وجدان آن دلیلی است که آزادی اش را می بخشد و اولین ملاقاتش را تبدیل به آخرین ملاقاتش می کند. این هشت مرد، متهم به قتل عمد، تلاششان برای به دست آوردن آزادی تبدیل به یک تسویه حساب می شود. مهم ترین ویژگی این تا تر که در یک فضای حقیقی و براساس زندگی های حقیقی
پرونده: بهانۀ درگذشت استاد مشفق کاشانی (+اشعار)
وگوی با اشاره به مراسم تشییع پدرش گفت: مراسم تشییع و خاکسپاری فردا سه شنبه 30 دی ماه خواهد بود و به احتمال بسیار از مقابل تالار وحدت برگزار خواهد وی هم چنین گفت: پدرم بارها تاکید کرده بود که در قطعه هنرمندان در کنار مرحومه سپیده کاشانی، محمود شاهرخی یا مهرداد اوستا به خاک سپرده شود. درخواست استاد مشفق برای تدفین در کنار سپیده کاشانی و مهرداد اوستا افسون کی منش فرزند مرحوم
ماجرای آن پیرمرد نی نواز و حسن کسایی
. خاطره گاز گرفتن سگ از پای شاگرد در منزل استاد پسر ارشد زنده یاد حسن کسایی با اشاره به حضور پدرش برای اولین بار در محضر استاد مهدی نوایی گفت: پدربزرگم در اولین حضور پدرم در محضر استاد نوایی همراه او بوده است، او وقتی همراه با پدرم به منزل استاد می رسند به استاد می گوید که تا چند ساعت دیگر برمی گردد. اما وقتی پدر می رود سگ خانه استاد مهدی نوایی پاچه پدرم را می گیرد و او را زخمی
آخرین دفاعیات عامل جنایت خیابانی
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : جوان 22 ساله ای که در یک جنایت خیابانی، راننده یک دستگاه پراید را با ضربه چاقو کشته بود، در آخرین دفاعیات، انگیزه خود از ارتکاب قتل را مزاحمت خیابانی مقتول عنوان کرد. یازدهم شهریور گذشته، مأموران کلانتری خواجه ربیع مشهد در تماس با قاضی ویژه قتل عمد، وی را در جریان مرگ جوان پراید سواری قرار دادند که با وارد آمدن ضربه چاقو به قتل رسیده بود
شهیدی که وجعلنا... خواند و از معرکه گریخت
است که متن آن را در زیر می خوانید؛ شهید ابراهیم هادی در اول اردیبهشت سال 36 در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان دیده به هستی گشود. او چهارمین فرزند خانواده بود. پدرش به او علاقه خاصی داشت، ابراهیم نوجوان بود که طعم تلخ یتیمی را چشید. از آنجا بود که همچون مردان بزرگ، زندگی را به پیش برد. دوران دبستان را به مدرسه طالقانی رفت و دبیرستان را نیز در مدارس ابوریحان و کریم خان زند سپری کرد
آرمیتا، دو بال برای پرواز و نوازش پدرانه آقا
. قرار بود از مهرماه دکتراش رو شروع کنه. استادی که باهاش مصاحبه کرده بود، خیلی ازش راضی بود. اینها را می گوید و لابه لای حرف هایش، چند چیز دیگر هم می گوید و بعد تذکر می دهد که: البته اینا رو که نباید منتشر کنید. و این چند چیز، از موضوع تحقیقات داریوش هست تا جایگاه مدیریتی و علمی اش. عمو هم آن طرف دارد همین حرف ها را می زند. خود مادر، کارشناسی ارشد علوم سیاسی اش را از دانشگاه علامه گرفته
آدم ربایی با شیوه ترک اعتیاد
بار هم به حمام نرفتم. همه باید با یک تیغ صورتشان را اصلاح می کردند، اما من هر بار بهانه می آوردم و صورتم را نمی زدم. چه کسی به آنها دستور داده بود شما را گروگان بگیرند؟ چند روزی از حضورم در کمپ گذشته بود. ارتباط خوبی با کارکنان آن جا پیدا کرده بودم. برای تمیز کردن دفتر به اتاقی که پرونده ها در آن جا قرار داشت، رفتم. وقتی پرونده ام را پیدا کردم متأسفانه دیدم پدرم برگه رضایتنامه را امضاء
ناراحتی علی جنتی از لطیفه های پیامکی درمورد پدرش
اتاق، تلویزیونی 84 اینچ و با فاصله یی نسبتا زیاد از میز کار آقای وزیر قرار گرفته. قرارمان با علی جنتی سخن گفتن درباره پیچیدگی های حوزه فرهنگ در ایران بود. همین بود که او برای سخن گفتن درباره کارکردها و دل نگرانی هایش ترجیح داده بود تا همزمان با دو رسانه با دو مشی متفاوت گفت وگو کند؛ روزنامه اعتماد و ماهنامه 42 وابسته به حزب موتلفه. با سردبیر مجله 42 قرار گذاشته بودم که هر کسی سوالات خودش را بپرسد و
نجات سربازِ گروگان با سیگنال های گوشی همراه
برداشت. مرد میانسال به ماموران گفت: امید پسرم سرباز است و هر روز صبح ساعت چهار بامداد برای رفتن به پادگان از منزل خارج می شد. شب قبل در خانه یکی از بستگانمان بود و ما فکر می کردیم صبح زود از آن جا به پادگان رفته است. همه چیز عادی بود. تا اینکه حدود ساعت 9:30 صبح یک پیامک از پسرم دریافت کردم. وقتی متن پیامک را خواندم شوکه شدم. پسرم نوشته بود: من را سوار ماشین کرده اند و الان هم نمی دانم کجا
چرا مردان به همسران خود خیانت می کنند؟
قرار بود نیما برای انجام مأموریتی به فرودگاه و به یکی از شهرستان ها برود، مخفیانه او را تعقیب کردم. وسط راه یک دفعه دیدم تغییر مسیر داد و به سمت شمال تهران رفت. تعقیبش کردم. چند دقیقه بعد مقابل خانه ای مجلل در یکی از خیابان های شمال شهر توقف کرد. کلید انداخت و در را باز کرد و وارد خانه شد. صبح روز بعد شوهرم که رفت، به همان خانه چندطبقه رفتم، که شب قبل نیما رفته بود. یکی،یکی زنگ ها را زدم و اسم
تبعید دانشجوی دکتری به کمپ ترک اعتیا
. وضعیت بهداشت هم اسفبار بود. من در 36 روزی که آن جا بودم حتی یک بار هم به حمام نرفتم. همه باید با یک تیغ صورتشان را اصلاح می کردند، اما من هر بار بهانه می آوردم و صورتم را نمی زدم. چه کسی به آنها دستور داده بود شما را گروگان بگیرند؟ چند روزی از حضورم در کمپ گذشته بود. ارتباط خوبی با کارکنان آن جا پیدا کرده بودم. برای تمیز کردن دفتر به اتاقی که پرونده ها در آن جا قرار داشت
جنایت از سر ترس
و به سرش کوبیدم روی زمین افتاد اصلا قصدم این نبود که جسدش را بسوزانم فقط گفتم بهتر است محل را آتش بزنم تا همه فکر کنند مرگ لاله به خاطر آتش سوزی است. بعد از قتل فرار کردم اما بالاخره در بویین زهرا خودم را تسلیم کردم. متهم گفت: من بچه ای هفت ماهه دارم در آن زمان زنم باردار بود، خودم شیشه می کشیدم و لاله هم دست از سر من برنمی داشت. اشتباه بزرگی کردم و درخواست بخشش دارم. کامران ادامه داد: من هیچ رابطه خاصی با لاله نداشتم. او می خواست با من ازدواج کند، ولی من زن وبچه داشتم و نمی توانستم این کار را بکنم. هیات قضات بعد از پایان جلسه رسیدگی برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند. ...
گرفتاری در تارهای خرافه پرستی
دیگری آمده است و برای این که خود را به دانشگاهش برساند عجله دارد بنابراین نوبت یکی از مشتریان را گرفته است.آوازه پیرمرد آنقدر پیچیده است که خیلی ها از شهرها و حتی استان های دور برای برطرف کردن مشکلات و گشودن گره های زندگی به این مکان می آیند، مکانی که در یکی از کوچه پس کوچه های قدیمی شهر قرار دارد و سال های زیادی رفت و آمد آن هایی را دیده است که با دلی پر از درد و غصه و شاید هم آشفته از این مسیر
دلسوزی پدر و مادر، زندگی پسرشان را نابود کرد
خواستگاری از اعتیاد برادرم سخنی نگفتند و برادرم نیز به طور پنهانی در خانه پدرم مواد مصرف می کرد، تا این که چند روز قبل همسرش به طور ناگهانی او را در حال مصرف مواد دید و تقاضای طلاق کرد. او می گوید چرا با پنهانکاری زندگی دختر جوانی را نابود کرده اید؟ مادرم هم به خاطر این موضوع بیمار شده است و از این که زندگی فرزندش در شعله های اعتیاد می سوزد، رنج می برد. حالا که با خیانت ما، خانواده دیگری نیز متلاشی شده است، آمده ام از او شکایت کنم تا شاید...
قتل در شب خواستگاری خواهر
دو نفر از محل می روند. حدودا ًنیم ساعت پس از آن من به سر کوچه رسیده و از طریق برادر کوچکتر خود -محمد- در جریان درگیری پدرم با علیرضا قرار گرفته بودم که ناگهان در همان لحظه علیرضا . ع -مقتول- با ماشین، مقابل کوچه توقف کرد و هفت یا هشت نفر با شمشیر به سمت من حمله ور شدند. یک لوله را از مقابل درب مغازه ی عمویم برداشته و با آنها درگیر شدم. مقتول در دستش شمشیر داشت و
پاراگراف کتاب (19)
برترین ها: وقتی خواستم به دنبال معنی کلمه کتاب باشم فکر کردم که کار ساده ای را به عهده گرفته ام! اما وقتی دو روز تمام در گوگل کلمه کتاب و کتاب خوانی را جستجو کردم آنهم به امید یافتن چند تعریف مناسب نه تنها هیچ نیافتم، تازه فهمیدم که چقدر مطلب در مورد کتاب و کتابداری کم است. البته من عقیده ندارم که جستجوگر گوگل بدون نقص عمل می کند، اما به هر حال یک جستجو گر قوی و مهم است و می بایست مرا در یافتن 2
نجات گروگان 19 ساله از چنگال آدم ربایان
با رها کردن گروگان از محل متواری شدند و امید 19 ساله بدون هیچ گونه آسیبی آزاد شد. پسر جوان که در شوک فرو رفته بود در اظهاراتش به پلیس گفت: ساعت چهار و نیم صبح روز حادثه از منزل بستگانم برای رفتن به محل خدمتم در شهریار خارج شدم و با توجه به طی مسیر به صورت پیاده سوار یک دستگاه خودروی پرایدسفید رنگ با دو سرنشین حدود 30الی 35ساله شدم و در ادامه، سرنشینان خودرو با بستن چشمانم، مرابا تهدید سلاح سرد به سوله ناشناخته یی برده و سپس از همان محل طی تماس با پدرم درخواست وجه نقد بابت آزادی ام کردند. تحقیقات برای دستگیری دو آدم ربای فراری همچنان ادامه دارد. ...
فیلم برداری عامل جنایت از صحنه سوزاندن یک مرد!
به دستور سرهنگ کارآگاه حسین بیدمشکی (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی)، گروهی از کارآگاهان عملیات دستگیری عامل یا عاملان این جنایت را با توجه به سرنخ های موجود در دستور کار قرار دادند تا این که سرنخ آخرین تماس به زن 36ساله ای به نام م رسید. این زن هنگام بازجویی وقتی مقابل اسناد انکارناپذیر قرار گرفت، گفت: همسرم به همراه 3تن از دوستانش گ را سوار خودرو کردند و او را در منطقه تبادکان به قتل
قتل یک مسلمان باجمله "من الله هستم"/ ماجرای وانت نیسان 8 میلیاردی چه بود؟/ معلمی 350 شاگرد را شیطان پرست ...
سلاح سرد اقدام به سرقت طلا و اشیاء قیمتی آن ها می کرد شناسایی و دستگیر شد. زلزله بامدادی در طالقان زمین لرزه ای به بزرگی 3.4 ریشتر طالقان در استان تهران را لرزاند. قتل وحشتناک به روش فیلم های جنایی! جوان تبعه خارجی که مدعی است با دانلود فیلم های جنایات در فضای مجازی، تحت تاثیر شیوه های این جنایت ها قرار گرفته و پدرش را به طرز فجیعی در استان قم کشته است. قتل یک مسلمان باجمله "من الله هستم" یک خانواده مسلمان در فرانسه هدف حمله یک جوان فرانسوی قرار گرفتند که در این حمله یک نفر کشته شد. ...
ماجرای حضور فرزندان حضرت آقا در کربلای 5
. اگر بودم نمی گذاشتم حاجی بخشی برود یک روز در قرارگاه پیش آقامحسن بودم که بچه ها خبر آوردند داماد حاجی بخشی شهید شده است. به خط که آمدم متوجه شدم حاجی می خواسته از پل کانال ماهی عبور کند که ماشینش گلوله می خورد. اگر خودم بودم نمی گذاشتم حاجی بخش به آن سمت کانال ماهی برود اما بچه ها چون توجیه نبودند او رفته بود. روی پل قسمتی بود که یک برآمدگی داشت. لوله ای انداخته
دادگستری استان قزوین و مشکلاتی از جنس درد و بی اعتمادی
دیگر توان زندگی کردن با ایشان را ندارم. این خانم می گوید: همسرم مدام امر و نهی می کند و می خواهد که از منزل خارج نشوم و تماما در اختیار ایشان باشم تا هرچه که لازم دارد در اختیارش قرار دهم و اساسی ترین مشکل خانوادگی ما خساست بیش از حد ایشان است و تحمل این اخلاق واقعا برایم سخت است به همین دلیل تصمیم گرفته ام که ابتدا ایشان را راضی کنم که توافقی جدا شویم اما اگر نپذیرد خودم به تنهایی
یارانه پرمصرف ها را که می توانید حذف کنید/هشدار درباره مجوز ویژه مالی به یک دستگاه مشهور
رسایی: روحانی هیچ دستاوردی نداشته است به بنده نسبت داده شده است، صحت ندارد و از اساس دروغ است و باعث تعجب است. آن روزنامه نوشته که بنده آن مطالب را در صحن علنی گفته ام در حالی که متن سخنان بنده در سایت های خبری آمده و هیچ یک از آن مطالب در آن نیست. این در حالی است که بنده در نطق دو روز قبل از این تذکر، از عملکرد سه وزارتخانه تشکر کرده بودم. اما آنچه بنده در تذکرم گفتم این بود: آقای روحانی اخیراً