سایر منابع:
سایر خبرها
بنگر: برای داربی آماده می شوم
ام. قرار است 12 روز در همین وضعیت بماند. اگر گچ پایم را باز کنم و شرایط مساعد بود که می توانم زود برگردم و امیدوارم بعد از باز کردن گچم درد نداشته باشم. شماره شش پرسپولیس درباره اینکه تمرین کردن با وجود مصدومیت باعث تشدید این مصدومیت شده اینطور توضیح داد: مصدومیتم همین بود و در عکس اولی که گرفتم همین تشخیص را دادند. می خواستم در دیدار برابر لخویا بازی کنم و به دکتر تیم گفتم با آمپول بی
سربداران هم از تیغ سانسور در امان نماند
تلویزیون، دلیل ساخت سربداران، تاثیراتی که پخش آن بر فضای اجتماعی و سیاسی داشت و واکنش هایی که برانگیخت را بررسی کرده ایم. سریال سربداران یکی از سریال هایی بود که در زمان پخش مورد توجه بسیاری از مخاطبان قرار گرفت. روند تصمیم گیری برای ساخت این سریال چگونه بود؟ وقتی که به صدا و سیما رفتم با گروه های مختلف برنامه ساز صدا و سیما جلساتی را برگزار کردیم و تصمیم گرفتیم که در مورد
نریمان پناهی:شیعیه انگلیسی به سراغ من هم آمد؛ نرفتم
/> * آقای پناهی، شما با رهبر معظم انقلاب یک عکس معروف دارید؛ در مورد این عکس بگویید. یک شب قبل از این مراسم در منزل با خودم گفتم "یا فاطمه زهرا(س) من دوست دارم یک عکسی با فرزند شما داشته باشم"، گریه ام گرفت و الان هم که دارم دوباره بازگو می گفتم این حال به من دست داده است. یک بار این توفیق را داشتم که در اوایل شروع هیأت های بیت رهبری، همراه با حاج اصغر زنجانی خدمت حضرت آقا رسیدیم و من
نوشاد عالمیان: نیاز به حریفان تمرینی خارجی در سطح بالا دارم
بالا و حضور در کمپهای تمرینی خارج از کشور دارم. باید با شرکت در مسابقات بین المللی و تورهای جهانی بصورت مستمر جایگاه خود در رنکینگ فدراسیون جهانی ارتقا دهم . وی در ادامه گفت: چنان چه همانند مسابقات قهرمانی جهان در پاریس از رنکینگ بهتری برخوردار بودم قطعا در جدول مسابقات جهانی چین با قرعه مناسب تری روبرو می شدم. اگر چه در این سطح از مسابقات همه بازیکنان جدول اصلی در سطح بالایی قرار
شورا یک وظیفه است/ شورا در هشترود درآمدی ندارد/ نام مستعارم کمک بسیاری در انتخابات کرد
آبروی ماست و محله ما هم جزوی از آن است ولی برنامه ما رسیدگی به محله های فراموش شده است. پیک هشترود: اگر به 2 سال قبل بازمی گشتیم بازهم کاندیدای شورای شهر می شدید؟ بله. البته به صورت اعتلافی وارد می شدم و سعی می کردم با یک گروه کامل وارد صحنه شویم. پیک هشترود: چقدر برای شورا شدن هزینه کردید؟ بعد از انتخاب چطور آنرا جبران کردید؟ کلا 1 میلیون و 700 هزار
وحشت خانوادگی از تهدیدهای خواستگار فراری
تا ابوالفضل نتواند دوباره وارد خانه مان شود. هلیا پس از حادثه، جرأت نمی کند از خانه خارج شود. او داخل خانه زندانی شده و هر کاری که بیرون داشته باشد ما برایش انجام می دهیم. حالا چند ماهی است که از خانه بیرون نیامده و شب ها کابوس می بیند. دخترم به درس و مدرسه علاقه داشت، اما وحشت از خواستگار فراری باعث شده که از درسش هم بیفتد. روز گذشته وقتی برای پیگیری پرونده به کلانتری رفتم، گفتند که قانون کارش را انجام می دهد و حالا تنها درخواست ما رسیدگی سریع تر به پرونده و دستگیری خواستگار فراری است. ...
خانم بازیگری که راننده تاکسی شد
بود آمریکا هم کشور ترسناکی بود شما در تهران ممکن است بتوانید تا 3 بعد از نصفه شب در خیابان باشید اما در آمریکا از 6 بعد از ظهر به بعد شهر ترسناک می شود. برای همین برگشتم و در ایران منشی جنرال موتورز شدم. من منشی خیلی از شرکت های بزرگ مثل زیمنس ، بی بی سی ، آ اِ گ بودم. خانم شیخان آنقدر فعال بود که وقتی با همسرش تصمیم گرفت به آلمان برود آلمانی ها اقامت را به خاطر خانم شیخان دادند. وقتی درخواست اقامت
شبی با اهالی دُور دُورِ پایتخت
؛ قدرتی که شاید در ایست های بازرسی و گشت های نامحسوس هم پیدا نشود. آتوسا نام یکی از آن هاست؛ شگردهای داریوش او را به حرف می اندازد: این کار توی هر گروه سنی انجام می شه. من خودم دوستای 40ساله ای دارم که این کارو انجام می دن و دخترهای خوبی هم هستن و فقط دنبال دوست می گردن. البته معمولا شکست می خورن و اون وقت نسبت به کل افراد جامعه بی اعتماد میشن. طبیعتا این رابطه ها بدون هیچ اعتمادی شکل می گیره و هر دو
آرگوی ایرانی افخمی شکست خورد
تر اعلام کرد: این را می دانستم که روز شیطان پرفروش نمی شود، برای همین به بهشتی گفتم شما هزینه هایی که معمولا بابت پیش خرید حقوق تلویزیونی و پخش ویدیویی و فیلمخانه می دهید که چیزی حدودا 50 درصد بودجه فیلم می شود را پرداخت کنید و بقیه را خودمان از جیب می گذاریم. در ادامه افخمی درباره بودجه فیلم روباه هم اینچنین توضیح داد که: درباره دریافت بودجه تولید روباه هم درست مانند روز شیطان {یعنی
جگرکی با بیش از 50سال سابقه در زنجان+تصاویر
گرفتن عکس از بچگی آقا ناصر و روزنامه های قدیمی رو دیوار بودم. به قدری ذوق کرده بودم که خوردن رو برای اولین بار تو زندگیم فراموش کردم! گوجه ها را سریع خرد می کرد.! به قدری سریع این کارو می کرد که وقتی ازش پرسیدم که چه جوری این کار رو می کنید گفت که کار رو که خوب انجام بدی یاد می گیری. از بچه هاش پرسیدم که گفت 3 تا پسر دارم که یکیش پیشش کار می کرد. می گفت
چرا ایران نتوانست فاو را حفظ کند؟
است؛ غافل از اینکه عراق خواب دیگری دیده است. سه روز بعد در 28 فروردین، عراق به فاو حمله کرد. همزمان تهران نیز موشک باران می شود و سه سکوی نفتی ایران در خلیج فارس توسط آمریکایی ها مورد حمله قرار می گیرد و متعاقب آن ناوچه ی سهند و سبلان نیز با آمریکایی ها درگیر می شوند. از سوی دیگر فرماندهان سپاه که در کنفرانس آخرین نفر، آخرین منزل و آخرین قطره خون با سخنرانی آیت الله موحدی کرمانی در کرمانشاه حضور
انتقاد وزیر سابق ارشاد از سینمای سفارتی
در انجام وظایف کوتاهی نکنیم، هر چند که در مواردی غیرمنصفانه و حتی ناجوانمردانه تخطئه شدیم. یادم هست در مجلس پنجم که نماینده بودم هنگامی که می خواستم در استیضاح آقای مهاجرانی شرکت کنم خیلی ها از سر دلسوزی می گفتند شما اگر علیه ایشان صحبت کنید دیگر دور بعد رأی نمی آورید و نماینده نمی شوید؛ می گفتم خوب رأی نیاورم و نماینده نشوم مگر بنا است یک فردی دائماً مدیر و مسئول باشد و یا دائماً مدیر و
غفلت جامعه از روح و روان کودکان کار
سلامانه : آسیب های روحی و روانی واقعیت آشکار زندگی کودکان کار | قدسیه کلهر | | مددکار اجتماعی خانه کودک ناصرخسرو | سال هاست که در خانه کودک ناصرخسرو مشغول به کارم. براساس مواردی که در این خانه داشته ایم کودکان کار به دو دسته تقسیم می شوند. یک دسته کودکان کار افغانند که خود به سه دسته تقسیم می شوند؛ یکی کودکانی اند که به صورت گروهی و قاچاقی وارد ایران می شوند و مشخصا برای کار و بیشتر آنها در بازار و کارگاه ها مشغول به کارند. آنها معمولا در زیرزمین محل های کارشان با حداقل امکانات رفاهی و بیشتر به صورت گروهی در اتاقهای 12 تا 18 متری زندگی می کنند. براساس بازدیدهایی که ما از مکانهای زندگی آنها داشتیم، آنها در حداقل امکانات بهداشتی و رفاهی زندگی می کنند. موضوعی که درباره این کودکان وجود دارد این است که به محض ورود به ایران جذب بازار کار می شوند یعنی هیچ کودکی که از افغانستان وارد ایران می شود، نیست که بعد از یک هفته جذب بازار کار ایران نشود. گروه دیگر، گروهی اند که با خانواده وارد ایران می شوند و در مشاغل مختلفی مانند فروشندگی، خیاطی، مکانیکی، موتورسازی و... مشغول به کار می شوند. به این دلیل که آنها مدت زمان بیشتری در ایران هستند، کارهای پایدارتری پیدا می کنند چون آشنایی بیشتری دارند. در کل این بچه ها پرخاشگرند و روابط بین فردی شان ضعیف و البته فوق العاده باهوشند. کلا شرایط کار این بچه ها سخت است. آنها زمان کار طولانی دارند؛ مثلا از ساعت 7 صبح تا 11 شب کار می کنند و موضوع این است که هیچ عایدی و پس اندازی برای خودشان ندارند. مثلا یکی از بچه های ما که الان 18 ساله است، از پنج سالگی کار کرده است. او همیشه به من می گوید که چیزی از زندگی ندیده است و هرچه را کار کرده برای خانواده هزینه کرده است. او می گوید خانواده ام من را برای کارم می خواهند و به همین دلیل حتی پنجشنبه و جمعه ها هم خانه نمی رود چون فقط باید بدهکاری های خانواده اش را تسویه کند. این بچه ها چون مسئولیت خانواده را به عهده دارند، جایگاه اعضای خانواده برایشان جا به جا می شود؛ چون پدرشان در نقش پدری نبوده و مادر هم در نقش مادری. از نظر بهداشتی و تغذیه ای این کودکان فوق العاده در معرض آسیب قرار دارند. این کودکان علاوه بر آسیب های جسم ...
خاطره تلخ از مذاکرات هاشمی و امیر عبدالله
از آن ملّت ایران می دانیم. تعداد آدم هایشان را پیش بینی می کنیم . آقای هاشمی رفسنجانی: می توانیم با شما قراری بگذاریم که حلّ نهایی شود. امسال حج شروع شده است. من قبلاً هم با وزیر خارجه صحبت کرده بودم. مثلاً اگر مسجدی در هر جای مکّه حتّی کوچک باشد تعداد آدم های شان را پیش بینی کنیم . امیر عبداالله: چرا مثل گذشته حج نکنند؟ مگر قبلی ها مسلمان نبودند؟ آقای هاشمی
فراستی خطاب به زیباکلام: به شدت بی سواد، مبتذل و تقلیل گرا هستید!/ سینمای آوینی حکومتی نبود
پشت آوینی سنگر گرفتی تا به جاهایی برسی؛ دو جمله ی دیگر هم امام گفتند یکی اینکه در مورد جنگ هرچه گفتم پس گرفتم و دیگر اینکه آبرویی اگر داشتم با خدا معامله کردم. به نظر شما، ما در جنگ پیروز شده بودیم پس این دو جمله چیست که امام گفتند. وی ادامه داد: اگر در جنگ پیروز شده بودیم پس چرا امروز بعد از دو دهه از گذشت جنگ، دنبال مقصر می گردیم که چه کسی باعث شد که امام 598 را قبول کند.
مازندران را مازندرانی باید بسازد
قصد تبلیغ برای خودم را ندارم، هفتاد ساله هستم، دیگر پول و مقام به کار من نمی آید، فقط می خواهم بخشی از تجربه ام را به نسل های بعد از خودم انتقال دهم، بیش از 30مورد از این توفیق و پیروزی برای دیارم دارم، سهم من در این موفّقیتها مثل بقیّه مردم است، خیلی کمتر از دیگران هم هست. حالا فقط چند مورد را می گویم تا جوانان بهتر بدانند که کار اگر برای رضای خدا و برای مردم باشد ، حتماً پیروزی در کار است.
بی امانی دشمن از آتش نبوغ شفیع زاده/ متمرکز کردن توپخانه ها شاهکار این شهید بود
از شناسایی منطقه به قرارگاه آمدند و نقطه نظراتی را در طراحی منطقه به ما دادند و بیان داشتند که در کدام مناطق تمرکز کنیم. ما طبق نظر ایشان طراحی کردیم. پس از آغاز عملیات به دقت شهید شفیع زاده در شناسایی منطقه و دشمن پی بردیم. طراحی بسیار دقیق، نتیجه اطلاعات جامعی بود که ایشان کسب کرده بود. در عملیات کربلای 10 در قرارگاه توپخانه بودم که خبر شهادت شفیع زاده را دادند. بسیار متاثر شدم. دو روز بعد به منطقه شهادت ایشان رفتم. مراسم تشییع باشکوهی برای این فرمانده دلیر برگزار شد و توپخانه سپاه مدیون نبوغ این شهید بزرگوار است. انتهای پیام/ ...
با ترانه علیدوستی در فاصله میان دو مادر
انگلیسی اجرا می شد، بار دیگر روی صحنه تئاتر حضوری گرم داشت. قرار بود در نمایش سوم رحمانیان روز حسین هم بازی کند که این نمایش در اجرا ناکام ماند. با این حال بعد از چند سال در نمایشنامه خوانی آنا کارنینا به کارگردانی هما روستا نقش آنا کارنینا را اجرا کرد. می خواستیم بدانیم معیارش برای بازیگری در تئاتر چیست و تئاتر چقدر برایش اولویت دارد؟ که توضیح می دهد: تئاتر خیلی برایم اولویت داشت. عاشق
والدینی که سر راه گذاشته می شوند!
طرف تر کنار مغازه میوه فروشی. اصلاً آنقدر هر روز آنجا دیده بودمش که دیدنش برایم عادی شده بود. ظاهرش همیشه مرتب بود. تکیه می داد به عصا. چند تا لیف دستباف هم می گذاشت روی پایش. نه اینکه بساط پهن کند. لیف ها فوق فوقش 3، 4 تا بیشتر نبودند. حرف زدن با او راحت نبود. یک لیف خریدم و مشتری شدم. دوست داشتم بیشتر بدانم اما اهل حرف زدن نبود. دیده بودم که غذایش را همان جا در خیابان می خورد. گاهی
هیچ ارگانی در آبادان از هنرهای نمایشی حمایت نمی کند
همینطور گویندگی و نویسندگی و تهیه کنندگی برنامه آی قصه باز هم برای رادیو، که معمولا از بازیگران نمایش های خودم برای نمایش های رادیویی ام استفاده می کنم، همچنین نویسندگی و کارگردانی قسمت های نمایشی یک برنامه زنده تلویزیونی را برای گروه کودک تلویزیون آبادان نیز به عهده دارم که در هفته پنج برنامه به صورت زنده از شبکه ابادان اجرا می کنیم. پس دلیل گرایش شما به تئاتر کودک، فرزندتان بود؟
سارا شریعتی: هشت دهه پایداری در جامعه بی ثبات ما دستاورد کمی نیست
اجتماعی، در نقش سیاسی نبود که حضور یافتند. شریعتی نمونه خوبی از این موقعیت در- خارج از دانشگاه است. مقصودم فرد علی شریعتی است و نه اندیشه وی. علی شریعتی، نخست دانشجوی فلسفه دانشگاه تهران و بعد دانشجوی ادبیات دانشگاه مشهد. رتبه اول می شود و به عنوان بورسیه برای اخذ دکترا به خارج می رود و در بازگشت، پس از دوره دبیری، استاد تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد است. قبل و بعد دانشگاه، همواره خارج از
اظهارات قابل تأمل رئیس جمهور برای کیهان/ امتیازی که مجلس به خودش داد/ شبی با اهل دُور دُورِ پایتخت!/ ...
گرفته و مجبور به اتخاذ تصمیم و یک انتخاب دشوار شده اند. آیا آمریکایی ها می توانند متحد سنتی خود را برای دست برداشتن از ماجراجویی های خطرناک متقاعد کنند، یا با ادامه حمایت از تجاوز سعودی ها، جهان، بویژه آمریکا را در مخاطرات امنیتی بیشتری قرار خواهند داد، بویژه وقتی می دانیم که گروه های تروریستی و تندرو همچنان از عملیات حمله به برج های دوقلو حس خوبی دارند. کیهان که تیتر اصلی خود جنگ
مداحان دارای شناسنامه می شوند
رهبری می فرماید، یک مطلبی را از دعبل خزاعی نقل قول می کنند، دعبل خزاعی می گفت : من یک عمر چوبه دارم را به دوشم کشیدم؛ یعنی می گوید حرف هایی را در دفاع از ولایت گفتم که می توانست هر کدام از این کلمات، اشعار و مطالب ممکن بود سر مرا به بالای دار ببرد یا مثلاً می بینم امام معصوم(ع) به سید حمیری می گوید: سمتک امک سیدا و انت سید حقا مادرت تو را سید نامید (آقا) و تو واقعاً آقا هستی، امام صادق(ع)سید اول
دستگاه های امنیتی انگلیس در حمله به سفارت ایران دخیل بودند / وزارت خارجه باید حمله به سفارت را پیگیری کند
مقصرید. این هم سند و مدرکش. گفت: شما پلیس ما را متهم کردید گفتم: پلیس شما متهم هست. این گفتگوی تند هم بین ما اتفاق افتاد. انشاءالله یک روزی اسنادش منتشر بشود. * فرهنگ نیوز: چرا فکر می کنید پلیس انگلستان در حادثه گروگانگیری در سال 59 نقش داشت؟ علتش این بود که به هر حال انقلابی در ایران اتفاق افتاده بودکه به آنها بی اعتنایی می کند. انگلیسی ها که امروز هم رقابت شدیدی با فرانسه
اولویت همیشگی ما روند صلح در خاورمیانه بود
/> موفقیت کاپریشیا تنها بخش کوچکی از سفری بود که ما همگی با هم در آن قدم گذاشته بودیم و از رقبای انتخاباتی به همکارانی متعهد تبدیل شده بودیم. شریل و دنیس که در آغاز مبارزات انتخاباتی دو رقیب سرسخت بودند هم اکنون نه تنها همکار، بلکه دوست یکدیگر نیز بودند. بطوریکه تقریبا هر روز با هم صحبت می کردند. در تعطیلات پایان هفته نیز صبح های زود برای صرف صبحانه با یکدیگر ملاقات داشتند و به هنگام خوردن تخم مرغ و
واقع بینی و دیپلماسی هسته ای
غیر نظامی تولید کند. " در تاریخ 83/11/29 در سفر به مسکو و دیدار با پوتین در این زمینه در صفحه 396 چنین بیان می کند. "گفتم این تعلیق کوتاه مدت است و حداکثر تا چند ماه دیگر، بیشتر ادامه نخواهد یافت. پرسید نظر خود شما هم همین است؟ گفتم آری. گفت شنیدن این مسئله از شما که مرد سیاست و فرد پخته ای هستید، باعث تعجب من است. نمی دانید اگر در کوتاه مدت تعلیق را بشکنید، پیامد ناگواری
سوسن حاجی پور: به قولشان عمل نکردند و از دانشگاه اخراج شدم
بتوانم تحصیلات خود را در دانشگاه ادامه دهم. بعد از گذشت چند ماه مسئولان مربوطه قول خود را عملی نکردند. وی درخصوص اخراج شدنش از دانشگاه به خبرنگار ورزشی ایسنا گفت: به دلیل حضور 8 ماهه ام در اردوهای تیم ملی تکواندو جهت شرکت در مسابقه های آسیایی اینچئون از دانشگاه اخراج شدم. بعد از اینکه مدال برنز بازی های آسیایی را کسب کردم در مصاحبه ای گفتم که از دانشگاه اخراج شدم. بعد از این مصاحبه
اس ام اس 94 ولادت حضرت علی و روز پدر
تمام لذت عمرم همین است که مولایم امیرالمومنین است میلاد امام علی(ع) مبارک باد اس ام اس 94 ولادت حضرت علی پیامک 94 ولادت حضرت علی اس ام اس 94 روز پدر پیامک 94 روز پدر اس ام اس 94 روز مرد پیامک 94 روز مرد دلم شده غرق سرور و شعف کعبه شده بهر علی یک صدف مرغ دلم رها شده به سوی ایوان
بابا آب داد... بابا نان داد... بابا جان داد
24سالگی ام غم انگیزترین تولد عمرم بود. به خودم گفتم بابا حالا من یک سال از شما بزرگ تر شدم! من وقتی به دنیا آمدم پدری نداشتم قطعا به نظرم وقتی از این حرف می زنند که ناف طرف با فرزند شهیدبودن بسته شده برای من از اول هم اینطور نبود؛ یعنی به شکلی که بخواهم مجبور به چیزی باشم. برای همین فکر می کنم اگر هر شرایط دیگری هم پیش می آمد من همین جایی بودم که الان هستم. عبدالله روا: اگر بابا بود
قتل مرد پولدار بعد از خرید 30 هزار دلار
رمزش را بپرسم. وقتی به اتاق خواب رفتم با جسد مردی روی تخت روبه رو شدم. خیلی ترسیده بودم که ناگهان او اسلحه کمری روی شقیقه ام گذاشت و خواست هیچ حرکتی نکنم. وی دست و پایم را با بست های پلاستیکی بست و بعد از سرقت دلارها خانه را ترک کرد. با تکان دادن سرم گوشی هندزفری روی زمین افتاد و توانستم با صرافی تماس بگیرم. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تلاش برای شناسایی عامل یا عاملان حادثه ادامه دارد.