سایر منابع:
سایر خبرها
الناز حبیبی: می خواستند مرا از ایران ببرند!
او راهی شد و حس تهی بودن و غم بی اندازه سنگینی داشتم اما تحمل کردم چون فکر کردم مهم حس رضایت و خوشحالی خواهرم است. برای آی سودا هم این دوری خیلی سخت است. درواقع خواهرم بااینکه تنها دو سال از من بزرگتر است اما حس مادرانه ای نسبت به من دارد و بعد از فوت مادرمان برایم مادری کرد. جای مادرم سبز ما شش خواهر و برادر هستیم و من فرزند ته تغاری مادرم بودم و ایشان خیلی مرا دوست داشتند و برایم
راز قتل عام آتشین، در آخرین تماس مادر
در این جنایت هولناک، پسری با آتش افروزی خود، پدر، مادر، خواهر 19 و برادر 14 ساله اش را به قتل رساند. ساعت 11:30 جمعه شب 24 بهمن ماه سال گذشته انفجار خانه ای در خیابان خاکبازان و کوچه حریفی حوالی شهدا فاجعه آفرید.همسایه ها و امدادگران در نخستین گام پدر 50 ساله به نام سلیمان و پسر 30 ساله اش اکبر را از میان شعله های آتش بیرون کشیدند و آنان را به خاطر شدت سوختگی بلافاصله با آمبولانس
افتخارم پاسداری از منزل امام است/ ماجرای پولی که شهید در کت آویزانش گذاشت
نخواهم کرد. توصیه امام(ره) به شهید در جامعه الزهرا درس می خواندم و با دخترخواهر همسرم همکلاس و دوست بودم. روزی مادرشان برای دیدن من آمدند و قرار خواستگاری را گذاشتند. از آنجایی که خانواده مذهبی بودند و با معیارهای من مطابقت داشتند خیلی زود مراسم عقدمان برگزار شد. یک سال بعد از پاسدار شدنم توسط امام(ره) به یکدیگر محرم شدیم. امام(ره) نصیحتی به ما کردند که بخوبی در خاطرم مانده
هرچه علمش بیشتر می شد ساده تر زندگی می کرد
شاید او نمی توانست قرآن کریم را به این زیبایی ترجمه کند؛ در واقع آرامشی که مادر با وجود داشتن 9 فرزند در خانواده ایجاد کرد نقش مؤثری در فعالیت های پژوهشی و دینی پدر داشت. در همه این موارد حضرت فاطمه زهرا(س) را الگو و سرمشق خود قرار داده بود و سعی می کرد تا حد امکان مانند آن حضرت در راه خدا به همسر و فرزندان خود خدمت کند. بعد از این که کار ترجمه قرآن کریم به پایان رسید، از طرف انتشاراتی
تصاویر/ جلال، انتخاب خدا بود
خانواده وی به گفت وگو بنشینیم. ماحصل گفت وگوی خبرنگار دفاع پرس با خواهر این شهید را در ادامه می خوانید. *** رضایت پدر و ناراحتی مادر خیاطون: ما 5 فرزند بودیم. 3 خواهر و دو برادر. جلال، فرزند دوم بود که در سال 1341 در تهران متولد شد و در 17 سالگی در حالی که هنوز مدرک تحصیلی اش را دریافت نکرده بود برای رفتن به جبهه اقدام کرد. در آن زمان برای عزیمت به جبهه باید ثبت نام می
پسر مست، خانواده اش را به آتش کشید
به گزارش صبحانه ، راز قتل عام آتشین که در آن پنج عضو خانواده ای کشته شده اند، در آخرین تماس مادر با پسرش فاش شد. در این جنایت هولناک، پسری با آتش افروزی خود، پدر، مادر، خواهر 19 و برادر 14 ساله اش را به قتل رساند. ساعت 11:30 جمعه شب 24 بهمن ماه سال گذشته انفجار خانه ای در خیابان خاکبازان و کوچه حریفی حوالی شهدا فاجعه آفرید. همسایه ها و امدادگران در نخستین گام پدر 50 ساله به
گفتگوی آزاده نامداری با خاله سارای تلویزیون
ازای هیچ چیز نیست. برای مسافرت کجا را انتخاب می کنی؟ الان حج واجب را دوست دارم . آدم ها را متوجه احساس عمیقت می کنی؟ نه اصلا. معمولا احساسم را بیان نمی کنم. اینکه خاله سارا هستی خوشحالی؟ بله زیاد. من مدیون آزاده معیری و عروسک چرا هستم. هر چه دوست داری بگو؟ من پدر و مادرم را خیلی دوست دارم. خواهری دارم که 9 سال از من کوچک تر است اما جاهایی به من کمک کرده که هیچ کس دیگری نمی توانست این کار را انجام بدهد. یک برادر و برادر زاده خیلی خوب دارم. هر چه دارم از خانواده ام دارم. از آنها آرامش می گیرم. اخبارفرهنگی - مجله سیب سبز ...
قاتل را فقط به خاطر خدا بخشیدیم
اتفاق باشم، اما تصمیم با مادرم بود. من خودم اعتیاد داشتم و هشت سال پاکی دارم که همین روزها وارد 9 سال شدم. چند برادر و خواهر هستید؟ سه برادر و سه خواهر هستیم. همه خواهرانم معلم و برادرانم هم در کارهای فرهنگی هستند و فقط بهمن بود که سوپرمارکت داشت. پدرم دو سال پیش فوت شد و از آن به بعد، ما خواهر و برادران هم ولی دم شدیم. روز اجرای حکم در زندان چه گذشت؟ طناب
چگونه رابطه زناشویی خود را نجات دهیم؟
/> برای نمونه در مواردی می بینیم که زوجین به دنبال ایجاد رابطه با شخص دیگری غیر از چارچوب روابط شرعی می باشند البته که کتاب در صدد ترویج نمی باشد. خواندن این کتاب علاوه بر خانواده ها، برای مشاوران، دانشجویان رشته های روانشناسی و دیگر رشته های مرتبط بسیار قابل استفاده می باشد. سبک ورود کتاب به هر موضوع و مشکل نیز اینگونه می باشد که ابتدا بعد از بیان مسئله، تاریخچه نظریه مورد
شهید کجباف: پیکرم بازنمی گردد منتظر نباشید
دیدار با خانواده های شهدا و جانبازان بود. تا سال 61 با سپاه به صورت افتخاری همکاری فرهنگی داشت. اردیبهشت 61 برای ورود به سپاه درخواست رسمی داد. من نیز پس از بازگشت به اهواز در دو مدرسه تدریس عربی داشتم. چون در تهران دوره اش را گذرانده بودم. مقدمات ازدواج شما چگونه شکل گرفت؟ شهریور ماه سال 61 بود خواهر ایشان که زن برادر من بود موضوع خواستگاری را مطرح کرد، چون واقعا همفکر و هم
پسر مست، خانواده اش را به آتش کشید!
روز نو : در روز ابتدایی حادثه تصور بر این بود که آتش سوزی یک حادثه بوده است تا اینکه سلیمان و اکبر نیز بر اثر سوختگی شدید در بیمارستان تسلیم مرگ شدند و دیگر کسی نمانده بود تا جزئیات حادثه را فاش کند. راز قتل عام آتشین که در آن پنج عضو خانواده ای کشته شده اند، در آخرین تماس مادر با پسرش فاش شد. در این جنایت هولناک، پسری با آتش افروزی خود، پدر، مادر، خواهر 19 و برادر 14 ساله اش را
تکنوازی خانم آلمانی در ایران
. به غیر از شما و خواهر و برادرتان شخص دیگری هم در خانواده شما اهل هنر هست؟ پدربزرگ و مادر بزرگ من موزیسین و پدر و مادرم هم مجسمه ساز بوده اند. آیا در زمینه موسیقی تحصیلات آکادمیک هم دارید؟ و در این زمینه تدریس هم می کنید؟ بله، دوره اول تحصیلات در زمینه موسیقی را در شهر مونیخ، سپس در مقطع فوق لیسانس در کشور سوئیس و تحصیلات عالیه را در آمریکا به اتمام رساندم
چگونه آشتی کنیم؟/زن ها بیشتر قهر میکنند یا مردها؟
را متقاعد به انجام کاری کند، چند روزی قهر می کرد و بعد پدرم گوش به فرمانش می شد و... بسیاری از افراد با توسل آگاهانه به قهر سعی می کنند به اهداف کوچک و بزرگ شان دست یابند. معمولا این افراد در کودکی یاد گرفته اند که اگر بهانه گیری کنند یا روی نقطه ضعف دیگران انگشت بگذارند، خیلی سریع و راحت تر می توانند با مستاصل کردن دیگران، رضایت آنان را برای رسیدن به اهدافشان جلب کنند، گرچه قهر کردن
یک فنجان چای داغ با کمال الملک سینمای ایران
تلویزیون نیست، این روزها کجا هستید و وضعیت جسمانی تان چگونه است؟ سال ها پیش از معده درد رنج می بردم و یک شب از درد شدید به خود پیچیدم که دیگر به خاطر ندارم چه اتفاقی افتاد. فقط سام پسرم به من گفت که پزشک بیماری ام را سرطان تشخیص داده و گفته است که چه عمل کنند یا نکنند من می میرم اما سام گفته عملش کنید. چون عمر و زندگی دست خداست زنده ماندم. 3سال بعد از این عمل در کرمان صحنه تصادفی را برای
ثروتمندان مجرمند یا ساختار اقتصادی کشور؟
انگار در میان مردم جادویی است که در دست اقلیت قرار گرفته، اقلیتی که از وضعیت اقتصادی خیلی خوبی برخوردار هستند. نه تنها با آن می توانند درهای پیشرفت را برای خود باز کنند، بلکه می توانند درهایی را هم روی دیگران ببندند. ممکن است همکلاسی با دختر ناظم مدرسه یا تقسیم میز با پسر معلم کلاس را در چند سال از تحصیل تجربه کرده باشید. خوب یا بد بودن این اتفاق، ارتباط نزدیکی با ناظم، معلم و فرزندان
خزانی که در انتظار بهار شد/ شهدای گمنام قزوین بازگشتند
؛ پدرم بر خلاف مادرم که اسوه صبر بود، نگرانی خاصی برای برادرم داشت. وی با بیان اینکه در حال حاضر که هویت مرتضی شناسایی شده است و به آغوش خانواده باز می گردد، حضورش را احساس می کنم، گفت: خواب هایی که دوستان مرتضی در رابطه با برادرم می بینند بسیار عجیب است و مقام و منزلت او در رویا بسیار نورانی، با وقار، مفسر و مدرس قرآن است. خواهر شهید مرتضی رزازیان اظهار کرد: برادرم الگویی از
شهادت دو برادر با یک "شناسنامه"/ قبر خالی شهیدی که سهم مادرش شد
پسر کوچکی و عروس خانواده در منزل هستند. مادر سال ها پیش قبل از اینکه پیکر یکی از پسرهایش به شهر بازگردد از دنیا رفت و اینک حاج اسدالله مانده و یاد و خاطره عزیزان از دست رفته اش. متن زیر حاصل گفت و گوی خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس با پدر شهیدان عابدی است. عابدی: یک روز خانم های فامیل گفتند: "اسدالله؛ با مادرت به خواستگاری دختری رفته ایم که خانواده دار و خوب است" من هم گفتم
آنها که ناخواسته همسفر تالاسمی شدند...
استفاده نکنم، بدنم درد می کند، بی حال می شوم و کلا سیستم بدنم بهم می ریزد. در حقیقت می شود با خود تالاسمی کنار آمد اما محدودیت هایی که این بیماری برای زندگی مان ایجاد می کند، باعث می شود نتوانیم شغل خوبی پیدا کنیم، کارفرما با دیدن کارت پایان خدمت مان سریع می فهمد که مریض هستیم و قبول مان نمی کند. شش سال قبل پدرم فوت کرده و فقط مادرم درآمد مختصری دارد، من مرد خانه هستم و باید
اصلی ترین معیار انتخاب همسر بلوغ عقلانی است/ جوانان شبکه های اجتماعی را عامل پر کردن خلاء های خودشان ...
، آسان مدیریت شود. وی در پایان خاطر نشان کرد:به جوانان در شناخت همسر آرامشگرشان دقت نظر زیادی به خرج دهند، خودشان آن شایستگی ها، قابلیت های یک همسر را تلاش کنند بشناسند و در خانواده تجلی دهند بین پدر و مادر، خواهر و برادر تا برای آنها پناه عاطفی شوند و از آن طرف به خانواده ها توصیه می کنیم که جوانها را درک کنند ، جوانها مواجه هستند با اینکه بزرگترها دیدگاه های خودشان را می خواهند حاکم کنند
ناگفته های آل پاچینو به مناسبت ورود به 75 سالگی
برای فرزندانم (جولی 25 ساله و دوقلوها، آنتون و الیویا 14 ساله) مثل پدرم نباشم. می خواستم پدری مسئولیت پذیر باشم، پس زمانم را برای کار و حضور در کنار خانواده تقسیم کردم. دوستان خوبی دارم همه ما ممکن است در زندگی شخصی یا حرفه ای دور بخوریم ولی فهمیده ام که برای حفظ دوستی ها باید سماجت داشته باشید. بدترین لحظه زندگی از دست دادن مادرم رز و پدربزرگم بدترین لحظات زندگی
کودکان شما را نگاه می کنند و از شما الگو برداری می کنند
فرزندان تان نشان دهید چطور ارزش های واقعی و ماندگار زمانی که بزرگ شدند، به آنها کمک می کند. حتما در آن زمان فرزندان تان از شما سپاسگزار خواهند بود. 3 -اجازه دهید متناسب با سن شان، تصمیم های کوچک بگیرند به آنها اجازه بدهید خودشان غذای شان را سفارش دهند و با پیشخدمت رستوران صحبت کنند؛ اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند چه رشته ای را برای تحصیل انتخاب کنند؛ اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند
نگار جواهریان، خوب بلد است آدم را غافلگیر کند + تصاویر
. دوازده سالم بود که رفتم مدرسه ی هنر و ادبیات کودکان و نوجوانان. درواقع مدرسه نبود. یک دوره ی تئاتر دو سال و نیمه بود، برای بچه های بین هشت تا پانزده سال. این کلاس ها موازی با مدرسه بود؟ بله، از تابستان شروع کردم و بعد ادامه پیدا کرد. خیلی تئاتر دوست داشتم. با پدر و مادرم زیاد تئاتر رفته بودم. پدرم با این که مهندس راه و ساختمان است، قبلا به خاطر علاقه اش در مالکیت سینما تئاتر
شقایق فراهانی: از عشق پسرم حمایت می کنم!
مادر و خانواده ام چیزی نیست که باعث اذیت من شود. 8،7 ساله بودم که مادرم اول در فیلم لیلا و بعد هم در فیلم توتیا بازی کرد. تا قبل از آن تئاتر کار می کرد. نمی توانم دقیقا به این سوال جواب بدهم که از چه زمانی متوجه معروف بودن مادرم شدم چون به همان نسبت از همان شروع کار مادرم هم من بزرگ شدم و هم مادرم در کارش پیشرفت کرد؛ یعنی این اتفاق یک دفعه نیفتاد که بگویم از یک لحظه خاص متوجه این موضوع شده ام. به
چرا زینب عقیله بنی هاشم است؟/ روایت علامه جوادی آملی از مجلس ابن زیاد/ تصاویر ویژه از حرم/ تصویر حرم ...
دست می کشید و می گفت: اَللَّهُمَّ اِنَّ جَعْفَراً قَد قَدِمَ اِلَیْکَ اِلی اَحْسَنِ الثَّوابِ، فَاخْلُفْه فی ذُرِّیَتِهِ بِأَحْسَنِ ما خَلَّفْتَ اَحَداً مِنْ عِبادِکَ فی ذُرِّیَّتِه ؛ بارخدایا! براستی جعفر با بهترین پاداش نیک به پیشگاه تو آمد، تو نیز به بهترین وجهی که سرپرستی فرزندان یکی از بندگان خود را می کنی فرزندان او را سرپرستی کن! آن گاه رو به مادرم کرده
یک شب ایرانی در کنار رهبر جهانی
جلوی سالن می نشست، امروز جایش اینجا بسیار خالی است. قطعه دوم این رپرتوآر ابدیت بود که روحانی آن را بعد از فوت پدرش، برای او نوشته است. قطعه ای که به قول خودش در کمتر از نیم ساعت نوشته شده است. روحانی درباره پدرش گفت: پدرم رضا روحانی موزیسین بسیار ارزشمندی بود و تنها علت موزیسین شدن من و دیگر برادرانم هم او بود. پاسداشت رزمندگان هشت سال دفاع مقدس فریاد تهی دیگر قطعه این رپرتوآر بود که
شهرداد روحانی با ابدیت ، زیبایی عشق را به سرزمین مادری کشاند
تشویق کنید که من واقعا ازشون ممنونم. به قدری از خود مایه گذاشتند که من نمی دانم چطور باید از این عزیزان تشکر کنم. پس از صحبت های این رهبر ارکستر قطعه باغ ایرانی به اجرا در آمد که شهرداد روحانی در توضیح این قطعه گفت: خوشبختانه در خانواده های ایرانی به موسیقی پرداخته می شود و هستند که خانواده هایی که فرزندان شان موزیسین هستند در این قطعه نیز دو سولیست یک نوازنده ویولن و یک نوازنده ویولنسل با
شهیدی که باعبدالباسط اشتباه گرفته شد
رزمندگان جلسه قرآن راه اندازی برپا کرده بود. شهادت در عملیات بدر به دلیل اصابت گلوله در عملیات های زیادی شرکت کرد یک بار از ناحیه سر بر اثر اصابت ترکش مجروح شد و به تهران آمد، مدتی به مداوا پرداخت و پس از بهبودی نسبی فوراً به جبهه بازگشت. یک بار دیگر هم بینی اش شکست، اما دست آخر در عملیات بدر در سال 93 بر اثر اصابت گلوله در شرق دجله به شهادت رسید. مادر جان برای
نام حسین یک کافر را مسلمان کرد+تصاویر
، نیمه های شب یک فاحشه آرایش کرده را به بازداشتگاه فرستادند، من خودم را به خواب زدم، دیدم اصلاً دست بردار نیست، سرش فریاد زدم و گفتم: بگذار بخوابم و او دست از سر ما بر داشت. منظورم این است که آن زمان می گفتند انقلاب با دست خالی پیروز شد، من واقعاً این موضوع را درک می کردم و به او رسیده بودم. *چه زمانی به ایران آمدید؟ - سال 67 به ایران آمدم، چند ماه بعد امام(ره) به رحمت خدا
متن سخنان رییس جمهوری در آیین نکوداشت مقام معلم
است که چطوری در شرایط امروز جوانان ما، از این ابزار بطور درست استفاده کنند. ببینید فقط شما نیستید، یک طرف داستان، آموزش و پرورش و معلمین هستند و یک طرف، داخل خانه و خانواده است. یک چیزی از شما و معلم و پدر و مادر و خواهر و برادر بزرگتر می شنود و از طرفی از رسانه داخل خانه و تلویزیون و این به چه کانال هایی وصل است و جوان کدام برنامه را می بیند. امروز رسانه از یک طرف خیلی وسیع شده است.
پدرم جای خالی مادرم را پر کرد
خانواده هستم، به همین دلیل پدر و مادرم همه چیزم بودند. وقتی مادرم را از دست دادم، به پدرم بیشتر از گذشته نزدیک شدم و پدرم جای خالی مادرم را هم برایم پر کرد. می دانم پدر هرچه که می گوید، به صلاحم است و من هم دوست دارم همه احساساتم را با او در میان بگذارم. به نظرم این دوستی بسیار ارزشمند است. بهترین هدیه ای که از پدرتان گرفتید چه بوده است؟ همین که پدرم سعی کند به فکر خودش باشد