سایر منابع:
سایر خبرها
اقدام زشت با دختر دانشجوی شهرستانی در جاده خلوت / این دختر با لباس پاره خودش را از خودرو بیرون پرت کرد و ...
منصرف کنم ولی او به سمت کمربندی صدمتری حرکت کرد. در همین حال به جوانی که قرار است با یکدیگر عروسی کنیم زنگ زدم که او گفت: سر و صدا کن و خودت را از خودرو بیرون بینداز! این در حالی بود که راننده شیطان صفت در مکان های خلوت و تاریک توقف می کرد اما هر بار، با مقاومت من رو به رو می شد و مرا هدف ضرب و جرح قرار می داد. او حتی برای آن که کسی متوجه فریادهای من نشود، با چراغ خاموش حرکت می کرد تا این که مقابل
روایتی از 26 روز زندگی عاشقانه یک مدافع حرم
اتوبوس شدم. هم منو هم مامان ایمان خودمون رو محکم گرفته بودیم، هم ایمان خودش رو محکم گرفته بود؛ میخواستیم که به واسطه گریه ما دلش نلرزه و پاهاش سست نشه. از داخل اتوبوس بهمون نگاه میکرد و دست تکون میداد این صحنه رو هیچ وقت فراموش نمیکنم خیلی خودش رو محکم گرفته بود. من 4 روز قبل از شهادتش خواب دیدم روی گوشی خودش که دست من بود و همیشه به این شماره تماس میگرفت پیام اومد. پیام از یه شماره نا
فرار هشت ماهه فوتبالیست جوان پس از کشتن همسر
بودی، چرا او را به قتل رساندی؟ باورکنید نمی خواستم او بمیرد. دعوای زن و شوهری بود و اصلا نفهمیدم قتل چطور اتفاق افتاد. هرچند از دست او عصبانی بودم چون مدام سرش توی گوشی بود و با تلگرام چت می کرد. عضو گروه های مختلفی بود و به همین دلیل مدام با گوشی اش سرگرم بود. هر وقت می خواستم با او حرف بزنم، به شغل من ایراد می گرفت و مرا سرزنش می کرد. همه اینها باعث عصبانیتم در آن روز تلخ شد.
یادداشت مرد همسرکُش پس از قتل: راز قتل همسرم در تلفن همراهش است
جواب نداد، به همین خاطر نگران شدم و به منزلش مراجعه کردم. وی ادامه داد: وقتی به خانه دخترم رفتم هرچه زنگ زدم در را باز نکرد که مجبور شدم در را بشکنم؛ بعد از ورود به منزل با جسد بی جان نازنین مواجه شدم. پس از حضور کارشناسان پزشکی قانونی، مشخص شد زن جوان براثر خفگی ناشی از فشار به عناصر حیاتی گردنش فوت کرده است و حدود 24 ساعت از وقوع قتل می گذرد. سرانجام با دستور بازپرس قتل دادسرای
قتل همسر به بهانه نداشتن شغل مناسب
شب کابوس می دیدم. شب و روز خواب نداشتم. لحظه ای هم که می خوابیدم با دیدن کابوس بیدار می شدم. بعضی شب ها همسرم به خوابم می آمد و خیلی اذیت می شدم به طوری که خسته شده بودم. چرا گریه می کنی؟ همسرم را دوست داشتم و نمی خواستم این اتفاق بیفتد. پس چرا همسرت را کشتی؟ همه اش به خاطر اون گوشی لعنتی بود. گوشی موبایل؟ بله. محرم سال قبل بود که
نجات قاتل پس از بازسازی صحنه قتل در دادگاه
زن جوان که شوهرش را به علت مصرف مواد مخدر از دست داده بود، در دومین انتخاب خود وارد زندگی مردی شد که او هم به مصرف مواد اعتیاد داشت. درگیری این دو بر سر مصرف مواد به قتل مرد معتاد منجر شد و زن جوان به اتهام قتل بازداشت شد. زن 34 ساله که شراره نام دارد، روز گذشته پس از اینکه صحنه قتل را برای هیئت قضایی بازسازی کرد، موفق شد از مجازات قصاص فاصله بگیرد. به گزارش خبرنگار ما، بیست و پنجم
زندگی نامه سردار شوخ طبع تفحص+ تصاویر
خورد، گفت: بهت قول می دم این یکی هم زیر پای خودت است. روی شوخی این حرف را زد. پایم را فشار دادم، شک کرد، سر نیزه زدم دیدم مثل دفعه قبل است . پا را که برداشتم دیدم مین زیر پایم است. تعجبم دو چندان شده بود. حالا چطور بود آن روز مین زیر پای ما نزد، الله اعلم، خودم هم مانده بودم که چی شده. به قول معروف:گر نگهدار من آن است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد.
ارتباط مسائل اخلاقی با اعدام فاضل خداداد/ فاضل از ایران خارج نشده بود/مقایسه خداداد با بابک زنجانی
/> یک روز آقای یونسی به من زنگ زد و گفت که آیت الله یزدی (رئیس وقت قوه قضائیه) تو را خواسته. به زندان Prison زنگ زدم زندان و خواستم دوتا از متهمان را که یکی از آنها فردی به نام دولتخواهان بود و بقالی بزرگی به نام بقالی بزرگ دولتخواهان روبه روی بیمارستان دی داشت، به حوزه ریاست قوه قضائیه بیاورند. من، یونسی و آقای الهام که فکر می کنم آن موقع رئیس دفتر یونسی بود، پیش آیت الله یزدی رفتیم و من توضیحات
معتادان یقه سفید چه کسانی هستند؟
اعتیاد چهره اش را عوض کرده است و دیگر مثل سال های پیش نیست که فرد معتاد از بیست فرسخی چراغ راهنما می زد. محرک ها و مخدرهای امروزی باعث شده اند سبک جدیدی در زندگی معتادان ایجاد شود که به هیچ وجه از نظر ظاهری قابل شناسایی نباشند. اعتیادی که این روزها به اعتیاد یقه سفیدی معروف شده است و هرچقدر که ظاهر آرامی دارد ولی ممکن است با کوچک ترین تحریکی مثل دینامیت منفجر شود و ترکش هایش باعث بروز خسارت های
پلیس تهران 190 دزد خشن را به صف کرد
ازدواج کردم. اما مدتی بعد به خاطر اینکه شوهرم معتاد بود، طلاق گرفتم و از شوهر قبلی ام یک دختر 14 ساله دارم. چه شد که تصمیم به تشکیل این باند گرفتی؟ از بدبختی و بی پولی دست به این کار زدیم. یعنی هرکسی بی پول بود، باید زورگیری کند؟ واقعیتش مادرم بیمار بود و پولی برای درمانش نداشتیم. یک روز که من و شوهر و دامادم سوار بر خودرو بودیم، زن جوانی را به عنوان
بازخوانی یک مصاحبه جالب با ناصر حجازی
پوشیدم خیلی لاغر و مردنی به نظر می آمدم اما با شماره 22 هیکلم درشت تر به نظر می آمد... مسابقات آسیایی 1974 من دو روز قبل از بازی های بدشانسی آوردم و دستم شکست. در یکی از جلسات تمرینی محمد دستجردی (بازیکن پرسپولیس) شوت محکمی از فاصله پنج متری زد که من نباید آن توپ را می گرفتم ولی شیرجه زدم و شوت او را دفع کردم و مچ دستم شکست. همین مساله باعث شد که در مجلس جر و بحث شود و نماینده ها
کارگردان فروشنده در فیلم هایش از زن های کشور خودمان الگو گرفته است
می زدم. پس حکم را صادر کردی؟ واقعا، گذشت نمی کردم. یعنی فکر می کنی که در واقع، در فیلم فروشنده ، رعنا راحت گذشت کرده است؟ رعنا در این فیلم ایثار و از خودگذشتگی زیادی از خود نشان داد. خیلی خیلی زیاد. گذشتی که کرد، اصلا قابل وصف نیست. در ذهن آدم نمی گنجد و خیلی سخت است که بتوانیم باور کنیم یک زن در آن سن و سال اینطور به خاطر ایثاری که در درونش بود، زندگی اش
اطلاعات لطفاً
سال بعد، در راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد. من 15 دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی می کرد، تلفنی حرف زدم و بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم می کنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم و گفتم اطلاعات لطفاً . به طرز معجزه آسایی همان صدای آشنا جواب داد: اطلاعات بفرمائید. من بدون آن که از قبل فکرش را کرده باشم پرسیدم: کلمۀ fix را
ناگفته های یک استقلالی؛ به خاطر یک مهمانی عفو رهبری گرفتم/فکر نمی کنم خوش تیپ تر از من بیاد
زمانی که علی از آلمان برگشت هم اتاق من بود. امیدوارم در استقلال نتیجه بگیرد و دهان خیلی ها را ببندد. چون بعد از مدت ها در استقلال سنت شکنی شد و یک مربی جوان به استقلال آمد. * فکر می کنی منصوریان این قابلیت را دارد که از امیر قلعه نویی پیشی بگیرد؟ - اگر به منصوریان هم سه سال وقت بدهند حتی از امیر قلعه نویی هم جلوتر می رود. * خب شاید روی تو زوم کرده اند. خودت باید
نقشه کثیف و باورنکردنی یک زن برای بدست آوردن یک مرد متاهل
به گزارش "جام نیوز" ، هنگام صبح عروس جوان سرگرم نظافت آپارتمان شان بود که صدای زنگ تلفن در اتاق پیچید. رفت گوشی را برداشت و منتظر ماند. - الو...؟ بفرمایید چرا حرف نمی زنید؟ - خب منیژه خانم، از اینکه با مرتضی عروسی کرده ای احساس خوشبختی می کنی؟ منیژه که از این تماس تلفنی حیرت کرده بود، پرسید: - شما کی هستین؟ از کجا من و همسرم را می شناسید؟
آرامش شیرین
زمینی و پیاز، جاادویه ای. این بخاری دست دوم را هم یک خیّر به ما داد. یادتان هست چقدر غصه می خوردم از تحقیرهایی که خانواده شوهرم به خاطر نداشتن جهیزیه می کردند؟ حالا من هم مثل همه زن ها برای خودم وسایل زندگی دارم. تازه اجاق گاز را نو خریدم. فر ندارد؛ مهم نیست. از نمایندگی می خواهند بیایند نصبش کنند . نذری که قبول شد چای خشک را داخل قوری می ریزد و از نذری می گوید که در ششمین سال
نخستین زن راننده اتوبوس از تجربیاتش می گوید
انگیز باشد. طبعیتا نشستن یک زن پشت فرمان اتوبوس بین شهری برای همه شگفتی داشت. خیلی ها هم البته تشویقم می کردند. مثلا در ایستگاه های پلیس راه بسیاری از فرماندهان و مسئولان پلیس انگیزه می دادند و مشکلاتم را جویا می شدند. هرچند در سال های نخست، خیلی از رانندگان اتوبوس، برخورد بدی داشتند؛ مثلا در جاده، هنگامی که مرا پشت فرمان می دیدند، حالت چهره شان تغییر می کرد، به ماشینم راه نمی دادند و حتی
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی در این روزها + عکس
اصلا فایده نداره. یادش بخیر گوشی قدیمیا وقتی تا دو دقیقه زنگ میزد و بیدار نمیشدی، میومد پتو رو از روت میزد کنار و یه دوتا چک و لگد هم بهت میزد. وقتی موهاتو بلند میکنی 37. وزیر ارتباطات شایعه تولدش را تکذیب کرد. خدا شانس بده. ملت هر روز دارن شایعه مرگشونو تکذیب می کنن. 38. یعنی شما کل رقم اختلاس شده رو ببری بنگاه برای خرید خونه، آخرش بنگاهیه می گه: ببخشید، پنج تومن
بخشش از دیار باقی
/> سرقت ساختگی برای فرار از دست ماموران سی ام اردیبهشت ماه سال 86 بودکه شخصی با مراجعه به کلانتری 32 حصارک کرج ماموران پلیس را در جریان وقوع یک جنایت قرار دارد. او مدعی بود که همسر برادرش با ضربات چاقو در منزلش به قتل رسیده است. ماموران پس از اظهارات این مرد به محل حادثه رفتند که با جسد غرق خون زن جوانی روی تختخواب مواجه شدند. شواهد و مدارک اولیه نشان می داد که فرزانه با اصابت چاقو
مرگ مرموز شوهر در پی رابطه پنهانی همسر
همسر این مرد بعد از انتقال جسد به وسیله مأموران به پزشکی قانونی برای تحقیقات بیشتر به اداره آگاهی برده شدند. زن جوان که جسد شوهرش را پیدا کرده بود، گفت: شوهرم شب هنگام از من خواست برایش پتو و بالش بگذارم و گفت می خواهد سر کار برود و شب همان جا بماند؛ من هم برایش آماده کردم اما صبح زود که بیدار شدم، دیدم همسرم خودش را حلق آویز کرده و بلافاصله جسد را پایین آوردم و سعی کردم کمکش کنم اما فوت کرده بود
مرگ آتشین در شب آشتی کنان
هرچند درگیری بین زوجی جوان به آشتی انجامید؛ اما باعث مرگ برادر زن شد و داماد از سوی اولیای دم به عنوان عامل قتل معرفی شده است. به گزارش شرق، اسفند چهار سال قبل، به مأموران خبر دادند جوانی که دچار سوختگی شدید شده، به بیمارستان انتقال داده شده است. تحقیقات مأموران نشان داد، این جوان با شوهر خواهرش درگیری داشته و همین درگیری هم منجر به آتش گرفتن و سوختن او شده است. با توجه به شدت سوختگی
متن کامل گفتگوی مفصل هادی خامنه ای با حسین دهباشی
بودم که این درس عربی مگر بناست چکار بکند؟ حالا درس تفسیر ایشان را هم تعطیل کردند اما درس عربی که دیگر، این ها احساس کرده بودند که ما درس عربی برایمان جنبه ابزاری دارد. خب درست هم می فهمیدند ولی می خواهم بگویم که فشار در این حدود بود، – و شما این ها قرائنی است که در گوشه و کنار سؤالات بگنجانید- این ها این قدر حساسیت شان زیاد بود که آدمی مثل بنده را در سال 52 تقریباً بین 51- 52 که ما درس عربی را
مردگان متحرک شهر به کجا می روند؟
باید ماهانه فراهم کنم، بسیار است. - چرا دنبال شغل آبرومندی نمی گردی تا نانی که برای خودت و خانواده می بری ، حلال باشد؟ می دانی با این کار چند جوان دیگر مثل خودت را گرفتار اعتیاد می کنی و باعث می شوی خانواده ها از هم بپاشند؟ - می دانم، اما بارها دنبال کار گشتم ، حقوقش پایین بود و جوابگوی خرج و مخارج زندگی ام نمی شد ، بارها به این مساله فکر کرده ام و از خدا کمک خواسته ام. - مادرت می داند
مقتولی که قاتلش را پیش از قصاص بخشید
پلیس کرج خبر رسید نوعروس 18ساله ای در خانه اش به قتل رسیده است. قربانی با ضربات چاقو به قتل رسیده و تمام وسایل خانه به هم ریخته بود. نخستین کسی که با جسد روبه رو شده بود مادرشوهر قربانی بود. او به مأموران گفت: ساعتی قبل هرچه با خانه پسرم تماس گرفتم کسی جواب نداد. عروسم همیشه در خانه بود و آن روز قرار بود با هم به جایی برویم. برای همین راهی خانه اش شدم اما هرچه زنگ زدم جواب نداد. با کلیدی
چند شاهکار نیمایی/ آن گل صحرا به غمزه شکفت
، نشانی اش را پیدا کردم رفتم درخانه اش را زدم، دیدم نیما با همان قیافه که رسام ارژنگی کشیده بود آمد دم در، به او گفتم: استاد، اسم من فلان ست شما را بسیار دوست دارم و آمده ام به شاگردیتان. دیگرغالبا من مزاحم این مرد بودم، بدون این که فکر کنم دارم وقتش را تلف می کنم، تقریبا هر روز پیش نیما بودم. اولین چاپ افسانه، توروزنامه ی عشقی بود، بعد من آن را به صورت کتاب درآوردم. با مقدمه ئی کوتاه که
پشت پرده جنجالی تست اول فصل فغانی و محسن ترکی
است. اینجا دیگر مربوط به دپارتمان نشد و شما و کمیته آمدید وسط و همه چیز را دست گرفتید. حقیقی زاده: قبل از شما، بعد از شما، سال های گذشته؟ مظفری: تست می گرفتند. زنگ بزن مسعود مرادی بپرس. عشوندی:یعنی شما در فاصله دو ماه دو بار تست می گرفتید؟ مظفری: از رسول فروغی بپرسید کجا رد شد. حقیقی زاده: همین عواقبی که داشت شما یک داور بین المللی را که
قتل زن به دست مرد معتاد/انتقام از شوهر با چک 400میلیون تومانی/ دختری که6ماه بعد از تجاوز شکایت کرد/ شرطی ...
اطمینان از اینکه برای من مشکلی پیش نمی آید چک جعلی را به مرد عتیقه فروش دادم و پس از آن گرفتار شدم. با اعترافات این مرد پشیمان، مینا به دادسرا احضار شد و بازپرس به بازجویی از او پرداخت. این زن که نمی توانست باور کند دستش رو شده است در حالی که با گوشه روسری اشک هایش را پاک می کرد به بازپرس پرونده گفت: می خواستم همسرم را تنبیه کنم و انتقام سال های از دست رفته جوانی ام را از او بگیرم. چند
آرزو داشت که اولین شهید روستایش باشد که شد/ همسر شهید: منتظر بودم لااقل با پیکرش وداع کنم، اما چیزی از ...
بودند یک انفجار بوده. همین که اسم هادی را زدم آمد شهادت جوان مازندارنی که پیکرش در آتش سوخته و چیزی برای بازماندگانش ندارد... حرف آخر وقتی می رفتم به مناطق جنگی مثل شلمچه سنم خیلی کم بود و متوجه نبودم، اما حالا که خود جای همه آنها قرار گرفته ام همیشه می گویم باید خاک پای همه همسران شهدای دفاع مقدس را بوسید که 30 سال است این همه دلتنگی را طاقت می آورند و البته فرزندان شهدا که با