جمعه ۲۹ خردادساعت ۱۴:۵۳Jun 2026 19
جستجوی پیشرفته

معجزات شهدا

پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران : یک روزی برای خرید از خانه بیرون رفتم . تنها دخترم زینب را ترسیدم در خانه تنها بگذارم . دختر بچه های هم سن و سالش در کوچه بودند . گفتم برو با بچه ها بازی کن . موقع بازی شیشه دست زینب را پاره می کند . خانم همسایه با صدای گریه زینب به کوچه می آید . زینب را بغل می کند و به بیمارستان می برد . دستش را بخیه می زند، پانسمان می کند و به خانه می آورد. همین که وارد کوچه شد منم رسیدم . از اینکه این طور همسایه ای دارم هم خوشحال بودم و هم از گریه ی دخترم زینب. ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)