سایر منابع:
سایر خبرها
حضور بان کی مون در محل اردوی شاگردان کروش/قرق هتل به خاطر دبیر کل سازمان ملل
ایسنا نوشت:تیم ملی فوتبال ایران که برای دیداری دوستانه مقابل تیم ملی فوتبال ازبکستان به تاشکند سفر کرده و موفق شد با پیروزی یک بر صفر ازبک ها را در ورزشگاه خانگی شان شکست دهد، صبح امروز (جمعه) در هتل محل استقرارش به ریکاوری پرداخت. این در حالی است که بان کی مون دبیرکل سازمان ملل نیز به دلیل شرکت در اجلاسی در هتل محل استقرار تیم ملی حضور یافته و یکی از سالن های بزرگ این هتل توسط نیروهای امنیتی قرق شده است. 251 41
برگزاری آئین جزء خوانی قرآن کریم در توپ آغاچ کردستان
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا ، حجت الاسلام والمسلمین حکیمی فر، امام جمعه شهرستان توپ آغاج ضمن بیان این خبر اظهار کرد: هم زمان با ماه مبارک رمضان و در راستای ترویج فرهنگ ناب محمدی(ص) و اشاعه آموزه های قرآنی مراسم جزء خوانی قرآن کریم در شهر توپ آغاچ برگزار می شود. وی افزود: ایام ماه مبارک رمضان بهترین فرصت در راستای خودسازی و همچنین نزدیکی به خداوند متعال است و
پیامدهای مقایسه همسرتان با دیگران
شان ممکن است باعث بروز نابه سامانی بیشتر در زندگی تان شود و همسرتان را در مسائل مالی و اقتصادی به سمت رشوه خواری، ریسک غیرمعقول اقتصادی و سوق دهد. از سوی دیگر مقایسه مالی ممکن است باعث ایجاد حسادت، از دست دادن اعتمادبه نفس، کاهش عزت مرد زندگی تان شود و از این طریق عامل بروز دعوا و پرخاشگری در محیط خانه و از بین رفتن آرامش زندگی تان بشود. همدلی به جای مقایسه به جای ضربه زدن
تصاویری جالب از میکروب های کف دست کودک یک میکروب شناس
دست نخورده کنار گذاشت. برای دستیابی به جزئیات دقیق تر از گونه های موجود نیاز به انجام آزمایش های بیشتری بود، اما به عقیده استورم احتمالاً کلونی های سفید گونه ای از استافیلوکوک اورئوس (گونه ای از باکتری های گرم) هستند. استافیلوکوک اورئوس نوعی باکتری است که در بینی 30 درصد از مردم بدون ایجاد هیچ ضرری زندگی می کند، اما هنگامی که مقاومت آنها در برابر آنتی بیوتیک افزایش پیدا کند
آل اسحاق: منصوریان قطعاً در نفت می ماند و به استقلال نمی رود
فوتبال ایران در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا حضور پیدا کند منصوریان برخی تقاضاها برای موفقیت تیم نفت از باشگاه داشته که این موضوع به معنای شرط گذاشتن او برای ادامه همکاری نیست، چون همانطور که گفتم منصوریان قرارداد دو ساله با باشگاه نفت دارد و به عنوان یک مربی حرفه ای کاملا به این موضوع واقف است. با این شرایط صحبت هایی که در برخی رسانه ها مبنی بر تعیین ضرب الجعل توسط منصوریان برای باشگاه
فتح الله زاده: به اختلافم با خادم افتخار می کنم
حال این دو تیم پرطرفدار داشته باشد. *به نظر شما چرا استقلال در بین مدیران می چرخد و فقط یک عده خاص هستند که مدیریت این باشگاه را برعهده می گیرند؟ من عذرخواهی می کنم که جواب شما را اینگونه می دهم ولی یکی از اشتباهات همین بود که مرتب آدم ها تعویض شدند. فوتبال ورزشی است که خیلی ها دوست دارند کارشان را ادامه بدهند. یک زمان همه در پرسپولیس آقای عابدینی را می شناختند یا مثلاً در
برخورد قاطع فدراسیون کشتی با سوریان و نوروزی/ استثنایی وجود ندارد
را به اوج خود برساند که با دخالت ماموران انتظامی حاضردر سالن کنترل شد. این رفتار از قهرمان المپیک که حتی از سوی بسیاری از اهالی کشتی و نزدیکان خود با پیشوند " پهلوان" خطاب می شود، کاملا دور از ذهن بود. پیش از امید نوروزی، حمید سوریان نیز با رفتاری غیرقابل پیش بینی و دور از انتظار از حضور در رقابتهای انتخابی شانه خالی کرد و انصراف داد. حمید سوریان بعد از مراسم وزن کشی هیچ
فرهاد ظریف:آمریکا،روسیه و لهستان قدرت نیستند،ابر قدرتند!
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛فرهاد ظریف که مهمان تلفنی برنامه ورزش و مردم بود درباره مصدمیت خودش گفت: دستم درد می کند.هر ضربه ای که به دستم می خورد شرایط من را بدتر می کرد.در هر صورت من از درد خوشم می آید و همیشه با سختی ها کنار آمده ام. او درباره نتایجی هم که ایران در لیگ جهانی گرفته است گفت: ما تلاش خودمان را کرده ایم.اما توقعات خیلی بالاست.سال قبل بچه ها همه خوب بازی کردند و نتایج
مدافع پرسپولیس در برابر ستاره ها+عکس
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بازارهای مالی (ایستانیوز)، در این مسابقه که دقایقی پیش در ورزشگاه رینو لئون در اسپانیا خاتمه یافت، مایکل اومانیا (شماره 4) مدافع کاستاریکایی تیم پرسپولیس نیز به طور کامل در آن به میدان رفت. یاران اومانیا ابتدا در دقیقه 6 از میزبان سرشناس خود پیش افتادند اما خیلی زود برتری شان را از دست دادند و در پایان با نتیجه 2-1 بازی را واگذار کردند. اومانیا در هفته های اخیر پیگیر مطالبات خود از باشگاه پرسپولیس بوده و باید دید در فهرست فصل بعد سرخپوشان جایی خواهد داشت یا نه.
عهدشکنی و پیمان شکنی آمریکا بر کسی پوشیده نیست/ نگران امنیت دفاعی کشور هستیم
کنیم. جلالی با اشاره به اینکه با توکل به خدا و توسل به اهل بیت می توان مشکلات را برطرف کرد، گفت: پیروزی های بزرگ ایران در جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی حاصل توکل بوده است و نتایج خوبی بعد جنگ تحمیلی هم داشت. مدیر دفتر آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه با مذاکره هسته ای مخالف نیستیم زیرا مذاکره و گفت وگو جزو مکتب و دین اسلام است، ادامه داد: کسی در مذاکره حق استدلال دارد از
مسجد میعادگاه منتظران جوان و انقلابی
را روی سینه گذاشته و با ادب سلام دادم. در آن لحظه همه چیز به جز وجود امام را فراموش کرده بودم. حضرت جوابم را داد و با اشاره دست مرا به سکوت فرا خواند. پیرمرد قفل ساز در حال وارسی چند قفل بود. در این لحظه پیرزنی وارد مغازه شد که لباس های کهنه ای به تن داشت و عصایی به دست. در دستان فرتوت و لرزانش قفلی به چشم می خورد. پیرزن آن را به مرد قفل ساز نشان داد و گفت: برادر، برای رضای خدا این قفل
ریاض میزبان اسطوره های رئال و بارسا
ملت های اروپا در سال 2000 نیز بازی می کردند، در مقابل ادگارد داویدز، رونالد دیبوئر، مایکل رایزیگر، آمور، اوزه بیو، و ادمیلسون روبه رو خواهند شد. گفته می شود که بازیکنان یاد شده به علاوه هم بازی های سابق شان از یک هفته قبل از دیدار یاد شده در ریاض حاضر خواهند شد. این دیدار به علت واقع شدن در ماه مبارک و کریمه رمضان در ساعت 23 شروع خواهد شد. برگزاری چنین دیداری به منظور جلب نظر عموم هوادارن فوتبال جهان به این ورزش در حال رشد در شبه جزیره خواهد بود.
4 عامل گرانی میوه
به گزارش فرهنگ نیوز، مجتبی شادلو نایب رئیس اتحادیه باغداران در مورد دلایل گرانی میوه گفت: زمستان گرم و خشک گذشته، بهارکم بارش امسال، تغییرات ناگهانی دما و بارش های تند و بی موقع از جمله عوامل تهدید زای تولید میوه در باغات کشور بودند. شادلو اظهار داشت: عوامل مذکور باعث ریزش میوه قبل از فصل برداشت شد و در کنار آن عمل لقاح خوب انجام نشد و همین موضوع بر میزان تولید برخی انواع میوه ها مثل
در تیم ملی جایی برای پیرمردها نیست
گروه ورزش؛ مهمترین دستاورد بازی تدارکاتی تیم ملی فوتبال ایران و ازبکستان که با برتری یک بر صفر شاگردان کی روش به پایان رسید، میدان دادن به بازیکنان جوانی بود که از حالا باید شالوده و اساس تیم ملی را روی شانه های آنها استوار کرد و دید. به گزارش بولتن نیوز؛ سرمربی تیم ملی هم در پایان بازی به این مهم اشاره داشت و خاطرنشان کرد؛ چاره ای جز تغییر نسل نداریم. البته هنگام امضای قرارداد با کی
نقش انکارناپذیر یهودیان در ساخت بمب اتم
: افرادی مثل ما که فارغ التحصیل دانشکده هستیم کارهای مشترک متعددی انجام می دهیم و دغدغه های مشابهی نیز در این میان وجود دارد که توجه به مسائل تاریخی تعیین کننده و مشهور می تواند جزو این مسائل قرار گیرد و بر این اساس بمباران هیروشیما به عنوان یک واقعه تاریخی مهم مد نظر برخی از فیلمسازان قرار گرفته است. وی تصریح کرد: افرادی که در این مورد فیلم ساخته اند با نگاه خود به این سوژه پرداخته اند
هو شدن "پیکه" در روزنامه های اسپانیا
با واکنش های تندی روبرو شد. یکی از عناوین مهم مارکا به ترکیب جدید بنیتس اشاره دارد. کریستیانو رونالدو در نوک خط حمله بازی می کند و در پشت سر او گرت بیل در سمت چپ، خامس در سمت راست و بنزما در وسط به عنوان هافبک تهاجمی بازی می کند. صعود بسکتبال رئال مادرید به فینال لیگ اسپانیا عنوان دیگر این روزنامه است. تیتر یک روزنامه آ.س نیز به بازی تیم فوتبال اسپانیا اشاره دارد
شهر میزبان تیم ملی را بیشتر بشناسید
به گزارش بولتن نیوز؛این شهر مرکز استان داشوغوز ، یکی از 5 استان کشور ترکمنستان است. جمعیت داشوغوز طبق آمار 2010، حدود 210 هزار نفر است. این شهر در غرب رودخانه آمودریا (جیحون) واقع شده و مهم ترین محصولات کشاورزی این منطقه نیز پنبه و کنف است. داشوغوز دارای آب و هوای خشک و گرم است که دمای هوا در این ماه از سال به 33 درجه هم می رسد، اما متوسط آن 26 درجه است. داشوغوز یکی از شهرهای مسیر جاده
عضو جامعه روحانیت شیراز: منبرها هنوز حرف اول را در کاهش آسیب ها می زنند
یکم خرداد ماه گفت: افرادی که بعنوان مهمان در جلسات جامعه روحانیت شرکت می کنند، باید به گونه ای رفتار کنند که نتیجه این جلسه در کارها و اقدامات آنان مشهود باشد و به دغدغه های روحانیت که همان دغدغه مردم است؛ توجه شود. وی افزود: معاونت اطلاعات نیروی انتظامی حوزه وسیعی دارد و درخصوص اماکن عمومی، مفاسد اجتماعی، گذرنامه و خیریه ها وظایف مختلفی را برعهده دارد. حجت الاسلام رضایی
چرا مشایی به برنامه رشیدپور نرفت؟
ابراز تمایل کرد اما این اتفاق نیفتاد. در این میان ماجرای حضور مشایی در برنامه مثلث شیشه ای روایت جالبی دارد. خود رشیدپور درباره آن اتفاق گفته است: قرار بود آقای رحیم مشایی به مثلث شیشه ای بیایند اما شب قبل از حضور او، هنگامه قاضیانی مهمان ما بود که از بازسازی بی حساب و کتاب آثار باستانی شکایت داشت و می گفت کجای دنیا با آجر سه سانتی، بناهای تاریخی را مرمت می کنند؟ بنا به روایت
برویم از محله معاون اول خرید کنیم
چند روز پیش بود که اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور در مراسم آغاز عملیات اجرایی پالایشگاه های میعانات گازی سیراف، اعلام کرد که علاوه بر بهبود رتبه اقتصادی ایران در دنیا، قدرت خرید مردم و تولید ناخالص داخلی هم افزایش یافته است. او به این نکته اشاره کرد که اقتصاد نباید به حالت سنتی اداره شود و باید راهکارهای مدرنی را برای اقتصاد ایران با جایگاه فعلی اش در دنیا، برگزید. اما همین ادعای
انتخاب دین محمدی به عنوان بهترین مربی
به گزارش پارسینه، در ادامه مراسم گردهمایی بزرگ تجلیل از مربیان برتر فوتبال ایران که در سالن همایش های شرکت پتروشیمی شاهزند اراک برگزار می شود، امروز (پنجشنبه) از مربیان برتر استانی و بهترین مربی پایه کشور تقدیر شد. در این مراسم که به همت کانون مربیان فوتبال ایران برگزار می شود و فردا نیز ادامه خواهد داشت، سیروس دین محمدی، مربی تیم های پایه استقلال به عنوان بهترین مربی فوتبال کشور در این رده انتخاب شد. جواد نژادآریا از مشهد و حسین غلامی هم از استان فارس در رده های دوم و سوم برترین مربیان پایه قرار گرفتند. منبع: تابناک ...
اُرس های گلستان ایستاده می سوزند/ آتش به جان ذخایر ژنتیکی کشور
محلی، کارگاه آموزشی شناخت مزاج و غرفه طب سنتی و گیاهان دارویی برپا است و حضور جمع کثیری از علاقمندان نشان می دهد که با استقبال خوبی از سوی مردم منطقه روبه رو شده است. در همان ابتدای جشنواره حلقه کودکان با لباس های سنتی منطقه در اطراف درخت اُرس و خواندن شعرهای محلی نشان می دهد که آن ها هم می دانند پایداری این درخت برای آینده شان لازم است. اُرس یکی از چهار گونه سوزنی برگان
زاوی چند ماه دیگر مقابل تیم های ایرانی
به گزارش قدس آنلاین، ستاره جدید السد با اعلام اینکه برای تفریح به قطر نیامده است عنوان کرد: می خواهم جام های زیادی از جمله قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیا را با السد تجربه کنم. ژاوی اسطوره باشگاه بارسلونا عصر روز گذشته (پنج شنبه) رسما در باشگاه السد حضور یافت و مراسم معارفه اش برگزار شد. او پیراهن شماره 6 این تیم قطری را به عکاسان نشان داد و عنوان کرد از اینکه به این تیم قطری
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
اختصاص 400 میلیون تومان به مجتمع فرهنگی و هنری فردوس
جاری انجام می شود تا شرایطی مناسب با شأن و جایگاه فرهنگی شهر دارالمومنین فردوس فراهم شود. به گزارش فارس؛ برگزاری باشکوه مراسم گرامیداشت هفت تیر توسط دادگستری شهرستان فردوس و نیز تغییر نام شهر اسلامیه به باغشهر اسلامیه در این جلسه مصوب و شهردار اسلامیه موظف به پیگیری موضوع و تهیه مستندات علمی، پژوهشی و استعلامات برای ارائه به شورای فرهنگ عمومی استان شد. انتهای پیام/69007 /ذ30/ض1002
شبی که آثار حسین را دیدم خواب از سرم پرید
به گزارش نماینده به نقل از فارس، وحید جلیلی در مراسم اربعین درگذشت گرافیست انقلابی حسین احمدی سخا که عصر امروز در سالن سیدالشهدا برگزار شد، اظهار داشت: احمدی سخا، آرش صفت، جان در کمان گذاشت؛ او در حکمت محمدی ذوب شد تا پرچم حسینی را در مناره سلمانی پاس دارد و حتی توانست زخم بر چهره وطن فروشان اندازد. اگر چه او رفته اما مانده است با راه ماندگاری که گشود. مدیر دفتر مطالعات جبهه انقلاب
خاله ای که نمی شناختمش!
کارهایش را در بیمارستان انجام دهد، نیاز به یک همراه مرد داشت. به یاد صحبت های خاله در ابتدای گفت وگو می افتم که گفت: یک سال عبدالعلی بزرگ تر از او بود و وقتی عبدالعلی خواست به سربازی برود، به خواستگاریش رفت، 6 ماه بعد هم در مدت کوتاهی که به مرخصی آمده بود، مراسم عروسی برگزار شد و باز دوباره به جبهه رفت. تعجب کردم که خاله ام بعد از خدمت سربازی، یعنی دو سال حضور در جنگ، با رفتن
نبرد دو غول سنتی در کوپا آمه ریکا
ترین گروه و به نوعی گروه مرگ شناخته می شود. در این گروه، آرژانتین و اروگوئه مدعیان اصلی صعود مستقیم به مرحله حذفی هستند به خصوص آرژانتینی که برخی از ستارگانش همچون لیونل مسی، سرخیو آگوئرو و خاویر ماسکرانو در فصل اخیر فوتبال باشگاهی اروپا خوش درخشیده اند و با روحیه ای مضاعف به اردوی آلبی سلسته ملحق شده اند. آرژانتین قبلا با دیگو مارادونا ستاره خود نتوانست قهرمانی در کوپا را تجربه کند
فیلم/ بازار داغ پوشاک تاناکورا در ایران
دانلود بازگشت به صفحه فیلم بازگشت به صفحه رسانه ها
زندگی با جسد مرده ها زیر یک سقف! (18+)
سال 1970 الین برنستورف از دنیا رفت خواهرها و برادرهایش آنیتا، فرانک و مارگارت تصمیم گرفتند جسد خواهرشان را به خاک نسپرند. آنها جسد را در خانه شان در اوانستون ایلینوی نگه داشتند. سه خواهر و برادر پس از مرگ الین اجازه ندادند هیچ کس وارد خانه شان شود. از آنجایی که وضع مادی شان هم خوب نبود مردم فکر می کردند به خاطر فقر و نداری حوصله مهمان را ندارند. 30 سال از این ماجرا گذشت و در تمام این مدت