سایر منابع:
سایر خبرها
جوان 32 ساله پدر و مادرش را به آتش کشید!
داشته است. بنابراین به دستور قاضی صفاییان، فرزند ناخلف بازداشت و به پلیس آگاهی هدایت شد. او که در ابتدا سعی داشت ارتکاب هر گونه جنایتی را انکار کند، وقتی در برابر شواهد موجود و اظهارات خواهرش قرار گرفت دیگر چاره ای جز بیان حقیقت ندید و گفت: چند روزی همسرم در منزل نبود و من به منزل پدرم رفته بودم. آن شب نیز در منزل خاله ام مهمان بودیم. وقتی بعد از نیمه شب به خانه پدرم بازگشتیم دوباره پدر
هاشمی:شاید نامزد شوم
، مرید بودند و الان این گونه هستند؛ روزگار همین است، اما من در تمام این سال ها بر مواضع اعتدالی خود بودم و هستم. -در اسفند ماه دو انتخابات برای دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان داریم که هر دو برای کشور مهم هستند؛ از اول انقلاب این گونه بودم که هر جا احساس کنم وظیفه من است که وارد شوم، می آیم. اگر احساس کنم، نباید وارد شوم، براساس تشخیص خودم نمی آیم. البته با افراد مورد اعتمادم مشورت می کنم
وقتی مادرم مرا به دنیا آورد
شاهد بوده ایم که این موضوع از سوی بسیاری از مسوولان تایید شده و بچه دار شدن به کابوسی برای بانوان شاغل تبدیل شده و براساس آمارها در سال گذشته بیش از 47 هزار نفر از بانوان شاغل پس از مرخصی زایمان خود از کار بیکار شدند و در واقع برای همیشه خانه نشین شدند. قانون افزایش مرخصی زایمان زنان از 6 ماه به 9 ماه در خرداد ماه سال 92 در قالب لایحه ای از سوی دولت به مجلس فرستاده شد که این لایحه پس از
زن متهم: پسرخاله ام مستحق مرگ بود
خواهد به من تعرض کند. وقتی ماجرا را به مادرم گفتم با من دعوا کرد و گفت باید سکوت کنم. از آن روز به بعد اختلاف های من و خانواده ام بیشتر شد. آنها می گفتند من معتاد شده ام و تحت تاثیر مصرف مواد چنین حرف هایی می زنم. با آنکه آزمایش عدم اعتیاد دادم و خانواده ام فهمیدند معتاد نیستم باز هم حرف هایم را باور نمی کردند تا اینکه به کلانتری رفتم و از برادرم شکایت کردم. شکایتم بعد از چهار ماه بی نتیجه ماند و
هاشمی رفسنجانی: من عوض نشده ام / در انتخابات های پیش رو از کسی حمایت نمی کنم
رقم زدید؛ شما با وجود حواشی قبل از انتخابات یکی از چهره های مؤثر بودید. برای انتخابات اسفند ماه در چه جایگاهی هستید؟ آیا باز هم ورود پیدا می کنید؟ هاشمی رفسنجانی : در اسفند ماه دو انتخابات برای دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان داریم که هر دو برای کشور مهم هستند؛ از اول انقلاب این گونه بودم که هر جا احساس کنم وظیفه من است که وارد شوم، می آیم. اگر احساس کنم، نباید وارد شوم، براساس تشخیص خودم
چند پیشنهاد برای همکاری های مردانه در کارهای خانه در ماه رمضان
رمضان کارهای مان را بیش از گذشته خودمان انجام می دهیم، دیگر قرار نیست مادر از گوشه و کنار خانه لباس ها و وسایل مان را جمع کند. ماه رمضان تمرین همکاری و همدلی در خانه ای است که بیشتر ماه های سال انجام همه امورات ریز و درشتش به عهده مادر است. از همه مهم تر بچه ها تمرین زندگی اجتماعی و تقسیم کار را در منزل یاد می گیرند. حالا دیگر مادر آن قدرها هم خسته نیست...
بنگر: به امید گفتم این همه از تو تعریف کردم، ندیدی؟
داداش! از این خبرها نیست ولی قرارداد من محسن بنگر و باشگاه یک چیزی بین خودمان است. دلیلی ندارد مردم و طرفداران پرسپولیس را درگیر طلب های خود کنم. ولی این شکل صحبت کردن کمتر بین فوتبالیست های ما مرسوم است ؟ اشتباه است. قرار نیست بروم در روزنامه ها جار بزنم که از پرسپولیس طلبکارم. باورتان نمی شود من 7 سال در سپاهان با هادی عقیلی هم اتاق بودم. (دوباره تأکید می کند) 7 سال خیلی می
چگونه مرکز فحشا بعد از انقلاب جمع شد؟
وجود دارد. افرادی را فرستادیم که آنها را کشف و ضبط کردند. با بچه های اداره، آتش روشن کردیم و همه فیلم ها را سوزاندیم. همچنین کارهای دیگری از این قبیل در طول نه ماه فعالیت در دایره مبارزه با منکرات انجام شد. من از طرف آیت الله گیلانی وکالت تام داشتم و مورد اطمینان و اعتماد ایشان بودم. با این وجود، برای انجام هرکاری با ارسال نامه ای با ایشان هماهنگی می کردم. پس از چندی روزنامه
تمام برنامه های تلویزیون در ماه مبارک رمضان
نور ماه ، خاطره ها ، دست های کوچک و آسمانی ها از بخش های مختلف این برنامه سحرگاهی هستند. همچنین زیر نور ماه (گفتگوی شیرین با نوسفران روزه دار)، خاطره ها (بیان خاطرات نوسفران سال های دور و نزدیک)، دست های کوچک (فرازهایی از دعاهای نوسفران با صدای خودشان)، آسمانی ها (دعاهای ائمه معصومین برای مومنین با لحن زیبا و مناجات گونه)، دعای روز، نماز با حضور چند خانواده و میان برنامه های گرافیکی اذان
تاثیرات تنش های والدین بر روی کودکان
پدر قرار گیرد. در مواردی هم کودک برای آن که حس همدلی و توجه مادر را بیشتر جلب کند، به عمد نزد مادر درباره پدر بدگویی می کند. معمولا این بچه ها در سنینی که باید کودکی کنند، این سنین را از دست می دهند. این فرزند نه تنها کودکی خود را فراموش می کند، بلکه نقش فرزند والدگونه نیز پیدا می کند. این فرزند گاهی پدر یا مادر والدینش می شود. این مسائل، فشارهای مضاعفی بر کودکان وارد می کند که
پدرخوانده تروریسم در غرب: پشیمانم!
ما انرژی می داد. من فعال بودم اما تندرو نبودم. حس درونی ام به من می گفت که یک جای کار می لنگد. اما عصبانی بودم. پدر خشمگینی هم داشتم و خودم هم نژادپرست بودم. ناامیدی و عصبانیتم باعث شد تا این ویروس را پراکنده کنیم و حالا بسیاری از کودکان به این ویروس مبتلا شده اند. همان طور که جوانان عصر حاضر به این چیزها جذب می شدند، ما هم جذب می شدیم. عوامل گوناگونی برای مسلمانان و غیرمسلمانان وجود داشت. جوانان
گفت وگو با داوری که دلش از زمین و زمان پر است
روال عادی فقط به خاطر یکسری حرف خارج شده بود. شاید برای اولین بار خدا را شکر کردم و خوشحال بودم که پدر و مادرم در قید حیات نیستند! اگر آنها زنده بودند، دیگر رویم نمی شد که در چشمشان نگاه کنم. آنهایی که به شما اتهام زدند، را حلال کرده اید؟ نمی توانم به این سوال سخت شما پاسخ بدهم. من بعد از آن اتفاقات با خدای خودم درد دل کردم و این که علی دایی و سایر افراد را حلال کردم یا نه
استقلال زرد می پوشید و پرسپولیس سبز؟!
سبک نمایشی در باشگاه انقلاب ثبت نام کردم. به من گفتند اگر یک سال و نیم مداوم بیایی می توانی دوره را تمام کنی و من همان جلسه اول این قدر از اسکیت خوشم آمد که همان جلسه اول روبه روی خانه مان در دانشگاه تهران هم کلاس اسکیت داشت و ثبت نام کردم. سه روز باشگاه انقلاب می رفتم و سه روز دانشگاه تهران که البته آن جا هیچ کس نبود، فقط من بودم و مربی و مربی هم با من خیلی خوب اسکیت را کار کرد تا جایی
مهرداد اولادی:با تتلو معاشرت ندارم
. در آن زمان مشکل خدمت سربازی هم داشتم و چند سال ایران نیامده بودم. فشار روی من در آن زمان زیاد بود و خانواده ام خواسته بودند که قبل از هرکاری خدمت سربازی ام را انجام بدهم. پیشنهاد اسپانیایی ام از خرز بود که موقعیت خوبی می توانست برایم باشد اما تصمیم گرفتم برای انجام خدمت به ملوان بروم که سبک زندگی ام خیلی عوض شد. الان هم بیرون نشسته ام و امیدوارم مردم و مربیان مرا فراموش نکنند چون 48 بازی ملی
هاشمی:من عوض نشدم اما برخی ها عوض شده اند
شدند.موضع خودمان را گفتم که قرار نبود جنگ طولانی شود. در آخر هم وقتی دیدم چاره ای جز ختم آبرومندانه جنگ نیست، با استعانت از قرآن از مسیرهای ممکن عمل کردم و همه چیز را فارغ از شعارهای حماسی به امام گفتند که امام خودشان پذیرش قطعنامه را به عهده گرفتند. در سال 92 شما و یکی دیگر از شخصیت ها، نتیجه انتخابات را رقم زدید؛ شما با وجود حواشی قبل از انتخابات یکی از چهره های مؤثر بودید. برای
تیم هسته ای ما واقعا نمی داند چه خبر است یا موضوع دیگری است؟
دیگر با ظرفیت نصب پنجاه هزار ماشین ایجاد شود. این عدد 190 هزار سو که رهبر فرمودند در واقع فقط برای تامین سوخت نیروگاه بوشهر هست، نَه کل نیاز بیست هزارمگاواتی برق هسته ای کشور. که البته در ابتدای صحبت هم فرمودید که این بیست هزار مگاوات نیازی بوده که تا سال 76 برآورد شده و با توجه به توسعه این چند سال، به نیاز نزدیک به چهل هزار مگاواتی رسیدیم یعنی حدود شش میلیون سو. بله ولی حتی می
طالب لو: هرگز با رحمتی آشتی نمی کنم
... وحید طالب لو آمد و آغاز 34 سالگی اش را در کنار ما جشن گرفت. آمد و گفت برای رسیدن به حق باید چقدر صبور بودن را بلد بود... یک نیم فصل کنار تیم خودت (استقلال) بودی، چه حسی داری؟ - اول از شما بابت جشن تولد ممنونم. این جشن حتما جزو خاطرات خوب من می ماند. بازگشت مجدد به استقلال که سالیان سال در کنارش بودم و افتخار پوشیدن پیراهنش را داشتم، حس بسیار خوبی بود. با انگیزه بالایی آمدم و
از ببعی و آقوی همساده تا جناب خان در خندوانه +عکس
برای این عروسک گذاشت. **چه شد که جناب خان سر از خندوانه درآورد؟ - در کار قبلی، رامبد جوان نقش یک کافه دار را بازی می کند. من و رامبد از قبل همدیگر را می شناختیم و به خوبی با خلق و خوی هم آشنا بودیم. همان روزها شوخی های بین خان و رامبد خیلی مورد توجه بچه های پشت صحنه و البته مخاطبان قرار گرفته بود، به همین خاطر هم بعد از مدتی من و رامبد جوان به این نکته رسیدیم که این عروسک می
دلم روشن است به سپید شدن دنیای تاریک دل های کوچک
؟چون فضای جامعه، فضای خانواده و برخورد ما باعث شده که این بچه ها هر روز بیشتر از قبل گوشه گیر شوند و در خانه بمانند. گوشه گیری آنها باعث شده که ما هم رفته رفته آنها را از زندگی اجتماعی مان حذف کنیم. همین الان که ما داریم راحت می بینیم و در شهر تردد می کنیم حداقل 4 هزار کودک نابینا یا کم بینای شدید فقط در تهران حضور دارند، پس این 4 هزارتا کجا هستند؟ این بچه ها در اتاق هایشان یا نهایت در چارچوب خانه
هزاران کودک نابینا در انتظار چشم هفتم!
؟ اصلاً مگه میشه به بچه ای که با ذوق لحظه شماری میکنه همراه برادرش بره مدرسه بگم آرش میتونه بره مدرسه اما تو نه؟! من فکر نمی کنم مشکلی بزرگ تر از این برای هیچ مادری وجود داشته باشد که به یک طفل معصوم بگوید تو نمی توانی مدرسه بروی . مادر آریا می گفت: حال و روزم اسفناک بود و شرایط بسیار سخت بود. آنقدر تحت فشار بودم که تصمیم گرفتم نذر کنم تا خدا خودش راهی برایم قرار بده. 200 بار خواندن سوره
علاقه نیوشاضیغمی به مادرشدن
که دوست دارد بچه اش داشته باشد می گوید. او همچنین در اینستاگرام صفحه ای دارد که از این شبکه به عنوان یک مرکز جامعه شناسی یاد می کند و یادآور می شود همین شبکه دلخوری هایی هم برایش به وجود آورده است. ضیغمی در صحبت هایش از فعالیتی که برایش دلچسب و مهم است (کلینیک زیبایی اش) نیز سخن گفته است. خانواده برایم مهم تر است نیوشا ضیغمی: روزی که ازدواج کردم همه می گفتند در این سن و با
آماده ام با همین ویلچر به مصاف دشمنان کشورم بروم
شهادت برادرم شدم. (با گریه ادامه می دهد) وقتی چشمانم را باز کردم از پشت شیشه اولین نگاهم به همسرم افتاد و بعد پسرم سیدیحیی که در آغوش دوستم بود. من توانایی راه رفتن و قدرت تکلم را از دست داده بودم که بعدها 70 درصد از کارافتادگی برایم تعیین شد. اما چهار سال بعد از جانبازی، به صورت معجزه گونه ای قدرت تکلمم را به دست آوردم. عکس العمل خانواده تان نسبت به جانبازی تان چطور بود؟ ابتدا
خودکشی قبل از محاکمه به جرم همسرکشی
برای بازجویی به دادسرای جنایی تهران منتقل شد. او درباره پیداکردن جسد مادرش گفت: صبح که از خانه بیرون می رفتم پدر و مادرم در خانه بودند اما ظهر که از مدرسه برگشتم دیدم پدرم نیست و مادرم هم یک پتو روی خودش کشیده است. اول فکر کردم خوابیده اما بعد شک کردم چون مادرم هیچ وقت تا زمان برگشت من از مدرسه نمی خوابید. وقتی پتو را از رویش کنار زدم متوجه شدم او نفس نمی کشد و فوت شده، اما خبر ندارم پدرم کجاست
آمار دروغی که احمدی نژاد در برنامه زنده داد
مثل پدر خانواده هستید، اگر بچه خطایی کند، پدر خانواده توی کوچه داد نمیزند بلکه بچه را در داخل خانه نصیحت میکند و شاید یکی، دو سیلی هم بزند؛ شما چرا این حرف را زدید و...؟ من هم ناراحت شدم. به آقای بهمنی گفتم یعنی شما اصل حرف را که اشتباه از ما بوده پذیرفتی و این حرف را زدهای. کار این طور پیش میرفت دیگر. یادم میآید اواخر کارم بود که به آقای احمدینژاد گفتم شرایط شما جوری شده که هر ماهی، 2 ماهی یک بار
آزاده ای که پدرروحانی یک دختر مسیحی بود
پول داشت به کسی بدهد نه پست داشت و نه هیچ چیز دنیایی دیگری. از اینکه کنارشان بودم لذت می بردم و بعضی اوقات به بهانه های مختلف کنارشان می رفتم. سرشان همیشه شلوغ بود و همه دوست داشتند کنارشان باشند. بچه ها مسائل امنیتی را هم در نظر می گرفتند و نمی گذاشتند همه دور حاج آقا جمع شوند و تک تک پیشش می رفتند. ایشان به عنوان یک رجال دینی بسیار شناخته شده بود. از همان اولین ماه ها شخصیت ایشان برای
هدیه هایی در گنجه قلبم
نوع کارم ساعت های زیادی را پای تلفن سپری می کردم. عادت داشتم تلفن را با دست و شانه ام بگیرم و با دست دیگرم به انجام کار دیگری مشغول باشم. همیشه در پایان روز از فشاری که به شانه ام وارد می شد رنج می بردم و درد می کشیدم. یکی از روزها که به خانه برگشت بالش مخصوصی برایم خریده بود تا هنگام صحبت با تلفن آن را روی شانه ام قرار بدهم تا کمتر اذیت شوم. علی رغم این همه توجه و مهربانی اش، اکثرا
40هزار تومان دستمزد برای آی نسیم سحری !
/> من چند سال پیش، وامی از وزارت ارشاد گرفته بودم و قرار بود در مدت چند سال این مبلغ پرداخت شود تا مشکلم حل شود؛ اما هم زمان با روی کار آمدن آقای جنتی به من زنگ زدند و گفتند که باید پول را پس دهید. اسم صندوقی هم که من از آن وام گرفته بودم، صندوق حمایت از هنرمندان بود. جالب است، وقتی جشن و مراسمی دارند، حسن همایون فال از خوانندگان خاص است، اما وقتی ما کاری داریم، اصلا ما را نمی شناسند. آن ها
سمفونی نهم بتهوون برای هر ایرانی (1)
اتفاقات خوشی رخ دهد. البته که من فقط بر اساس حس ام و همچنین اتفاقاتی که هم اکنون در جریان است، این حرف را می زنم و در عین حال خوب می دانم در این سرزمین، هر لحظه ممکن است اتفاقات عجیب و غربی رخ دهد که قابل پیش بینی نیست؛ با همه اینها، هم اکنون که من با شما صحبت می کنم هم من و هم مسئولان ارشاد، انگیزه های بسیاری برای پربار شدن برنامه های ارکستر داریم و می خواهیم تمام مشکلات آن را برطرف کنیم. من
بحرانی: لهجه جناب خان را از جنگ زده ها یاد گرفتم
به گزارش مشرق، وقتی رو به رویش بنشینید خیلی جدی تر از چیزی به نظر می رسد که تصور می کردید. صداپیشه عروسک های محبوب و پرطرفداری مثل ببعی و آقوی همساده این بار با عروسک بنفش رنگی مهمانمان شد که این روزها برای خودش اسم و رسمی به هم زده و با آوازهای شبانه اش دل ملتی را شاد می کند. بله، جناب خان همراه محمد بحرانی و دو گرداننده اش، حامد ذبیحی و مهدی برقعی. گپ ما را با بحرانی بخوا
دانستنی هایی درباره افغان های مدافع حرم و لشکر فاطمیون
روز مزد امرار معاش کرده و به همراه خانواده ام زندگی می کنم. از طریق دوستانی که داشتم با حال و هوای سوریه آشنا شدم حدود یک هفته بود که خواب حرم بی بی حضرت زینب (س) را می دیدیدم با همسرم مشورت کردم، ایشان اول راضی نبود گفت نرو ولی من اصرار به رفتن کردم .سرانجام عازم سوریه شدم در سری اول اعزام حدود یک ماه در سوریه بودم و در دو عملیات شرکت کردم وقتی برای بار اول به زیارت حرم خانم رفتم حال و هوای عجیبی