سایر منابع:
سایر خبرها
من عوض نشدم حامیان و مخالفانم عوض شده اند
مهمترین بخش های گفت و گوی آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ایسنا به شرح زیر است: - اگر می بینید بعضی ها که قبلاً با من موافق نبودند و حالا همراه شده اند، من عوض نشده ام، بلکه آنها عوض شدند. زمانی افراط کردند و ضررهایش را دیدند. در جلسات خود هم بحث کردند و فهمیدند که عملکرد آنها اشتباه داشت. اکثراً اعتراف به اشتباه کرده اند. -(سوال: در همین زمینه، پس چرا یک عده که زمانی به شما نزدیکتر بودند و می گفتند آقای هاشمی در طیف ما می گنجد، الان به راحتی انتقادات خیلی شدیدی را مطرح می کنند؟) آنها ...
قتل زن جوان بعد از آشنایی اتفاقی
روزنامه شرق: راز قتل زنی جوان که از مدتی قبل ناپدید شده بود در جریان تحقیقات گسترده پلیسی فاش شد و متهم به جرمش اعتراف کرد. مردی جوان اواخر فروردین سال جاری با مراجعه به پلیس آگاهی استان اردبیل، خبر داد همسرش به نام سمیرا مفقود شده است. او که به شدت نگران بود گفت: سمیرا صبح امروز - روز حادثه- به قصد خرید از خانه خارج شد اما بعد از آن دیگر به منزل بازنگشت درحالی که نگرانش شده بودم با
بخشش پای چوبه دار/خانواده مقتول حتی دیه هم نخواستند
به حمیدرضا حمله ور شدم. وقتی به خود آمدم، فهمیدم که چه اشتباهی کرده ام. وی افزود: از همان دقیقه نخست جنایت پشیمان بودم و این چند روز کابوس می دیدم. حکم قصاص عامل این جنایت وقتی در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران از سوی پنج قاضی جنایی محاکمه شد و قتل را به گردن گرفت، از سوی هیأت قضایی به قصاص نفس - اعدام - و 80 ضربه شلاق محکوم شد. بخشش بزرگ
ناگفته های جواد نکونام پس از خداحافظی
دادند در خواست کردم که بیایند کنار تیم و به ما کمک کنند. فکر می کنم در این راه هم باید اول به خانواده ها آموزش های صحیحی بدهیم. من خودم همیشه زمانی که به خاطرات کودکی خودم نگاه می کنم، همیشه فکر می کنم که اگر پدرم نبود، قطعا من فوتبالیست نمی شدم. یادم می آید که او من را سر تمرین می برد و می آورد و تغذیه و برنامه هایم را پیگیری می کرد. یادم نمی رود در آن زمان آقای ذوالفقارنسب به پدرم گفته بود که جواد
جنایت به خاطر شیشه
متأسفانه با وجود اقدامات درمانی جان باخت . کارآگاهان بعد از اطلاع از این واقعه با تحقیقات از اعضای خانواده مقتول متوجه شدند سعید پیش از انتقال به اتاق عمل و درحالی که هنوز هوشیار بود، به آنها گفته برای تعمیر موتورسیکلت به منزل یکی از دوستانش به نام مجید در خیابان 17 شهریور رفته و آنجا حین تعمیر موتور با جوانی ناشناس درگیر شده و این جوان با چاقو ضربه ای به شکم وی وارد کرده است.
دلیل اخراج 47 هزار کارمند زن از زبان مولاوردی
می شدند و از ساعت دو به بعد پیش مادر می رفتند. اینها کودکان زیر دو سال هستند. بالای دو سال اگر پدری داشته باشند پیش او می مانند و اگر نه پیش خانواده درجه دوم و در غیر این صورت به بهزیستی تحویل داده می شوند. همان جا مطرح شد که زنان باید به تفکیک جرایم در آنجا حضور داشته باشند. کمبود فضا مساله جدی خود سازمان زندان ها نیز بود. اقدامات و مکاتبات لازم را انجام دادیم تا فضای مناسب برای ساخت و ساز جدید
تعرض پسر افغانی به خواهر دوستش
در تحقیقات اولیه ماموران از جنازه مقتول مشخص شد که او با ضربات متعدد چاقو مجروح و پس از خونریزی شدید کشته شده است. به این ترتیب پرونده ای با موضوع قتل عمد تشکیل شد و برای رسیدگی در اختیار پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. تحقیقات ماموران نشان می داد مقتول جوانی افغانی به نام حمید است که پیش از این بارها در کارخانه ای اطراف رباط کریم دیده شده است. با کشف این سرنخ، ما
بخشش برای رضای خدا
پسرم گذشت کنم. من و همسرم نمی توانستیم شاهد مرگ یک پسر هم سن و سال پسر خودمان و داغدار شدن یک خانواده دیگر باشیم، به همین خاطر رضایت دادیم. سپس متهم پشت تریبون دفاع ایستاد و گفت: من شرمنده اولیای دم هستم. 41 ماه است که در زندانم و در این مدت به اندازه کافی تنبیه شده ام. حالا از هیات قضایی تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شود. او در تشریح جزئیات درگیری گفت: من هیچ خصومتی با حمید
جیب بری های زن سابقه دار 6 ماه پس از آزادی
داخل جیبم سرقت کرده است. وقتی متوجه موضوع شدم به ایستگاه قبل برگشتم و همه جا را به دنبال زن سارق گشتم اما اثری از او نبود. پس از آن به طرح شکایت پرداختم که بعد از چهره نگاری مشخص شد که زن دیگری به همین شیوه در دام زن جیب بر که سابقه دار هم بوده گرفتار شده است. به گزارش همشهری، تحقیقات از زن جیب بر ادامه دارد تا زوایای پنهان آشکار شود. توبه ام را شکستم کبری 54ساله است و می گوید
روایت تکان دهنده از فاجعه 12 خرداد
شد که اگر جا به جا نمی شد شاید الان رسول زنده بود. من هم از همان ابتدا به عنوان کمک راننده در اتوبوس مجید بودم. دیگر کم کم به سمت شمال راه افتادیم تا به کندوان رسیدیم. آن زمان در حال تخلیه جاده بودند و شلوغ بود. وارد کندوان که شدیم در دو سه لاین، اتوبوس ها در حرکت بودند. از کندوان که بیرون آمدیم ترافیک کمتر شد؛ منتهی باز هم جاده کامل باز نشده بود تا جایی که مثلا اتوبوس 5 متر جلو می رفت
الگوگیری شهید افغانی مدافع حرم از شهید باکری/ مادر شهید: به حضرت زینب گفتم بی بی جان مهدی ام فدای سرت/ ...
برگشتم ایشان خیلی خوشحال بود و اجازه مادرش را گرفته بود و روزی که می خواست برود به من گفت بابا دوست دارم اگر راضی هستی خودت من را تا پای ماشین ببری و من به او گفتم رضایت کتبی داده ام و مهدی دوباره گفت نه رضایت دلت را می گویم که من او را تا درب ماشین همراهی کردم. دفعه اول که برگشت با مادرش به مشهد رفت و بعد از زیارت در صحن حرم به مادرش گفته بود که مادر من امضای شهادتم را از آقا امام رضا(ع) گرفتم و ده
بایسته های رسانه ای جنگ یمن
، ارائه شود. طبعا این نوشتار ناظر به رسانه ای خاص و یا حتی دسته ای خاص از رسانه ها (شبکه های تلویزیونی، روزنامه ها و مجلات یا رسانه های مجازی) به نگارش در نیامده است و بر اساس آسیب شناسی کلی از فضای رسانه ای حاکم بر جبهه خودی در جنگ یمن نوشته شده است. الف) مبنای تحلیلی سیاست های رسانه ای منطقه غرب آسیا از سال 2011 با بروز ناآرامی های سوریه وارد فاز جدیدی شد. تقابل قوای موجود در
صداپیشه جناب خان: او از من حاضرجواب تر است
اول خندوانه هم رامبد به من گفته بود که اگر ایده ای درباره این برنامه دارم، بدهم یا برای کمدی آستندآپ بروم. اما بعد هر دو به این نتیجه رسیدیم که شاید حضور جناب خان بیشتر جواب بدهد. به همین خاطر بنا شد که تست بدهیم و یک شب جناب خان به خندوانه برود. رفت و ماندگار شد. اما جناب خان خندوانه متفاوت از جناب خان کوچه مروارید است، نه؟ بله کارکردش فرق دارد. مخاطب کوچه مروارید بچه ها بودند
ناکارآمدی علوم انسانی 'سوء تفاهم' است - نعمت الله فاضلی*
اساس دیدگاه های نظری و یا شهودی در این باره قضاوت می کنند. این در حالی است که از سال های1990 میلادی به بعد، یعنی از زمانی که بحث های 'نظام ملی نوآوری' مطرح شد، ایده ای با عنوان 'ارزیابی تأثیر کاربرد تحقیقات' شکل گرفت که روشی استاندارد شده برای سنجش میزان تأثیرگذاری علوم انسانی و اجتماعی در سطح ملی بود. امروزه ایالت متحده آمریکا، بریتانیا، ترکیه و.... به طور سالانه این پروژه را اجرا می کنند تا
درگیری10ثانیه ای دو معتاد شیشه ای،به مرگ یکی از آنها انجامید
به گزارش ستاره ها؛ با آغاز رسیدگی پرونده، خانواده مقتول مورد بازجویی قرار گرفتند. زن مقتول نخستین نفر بود. او به کارآگاهان گفت: ساعت هشت شب 28 فروردین امسال، سعید، شوهرم برای تعمیر موتورش از خانه خارج شد. پس از چند ساعت از بیمارستان تماس گرفتند و گفتند که او چاقو خورده و حالش وخیم است. وقتی به بیمارستان رسیدم داشتند سعید را به اتاق عمل می بردند. او به من گفت همراه یکی از دوستانش به نام مجید در
یکی از اساسی ترین کارها در تربیت، پرورش بر پایه باور خدایی است
اسلام و ایمان خود اعتراف نموده اند و با کردار خود به توحید فراخوان داده اند. [6] از این رو حضرت ابراهیم(ع) می فرماید: وَ إِبْراهیمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللهَ وَ اتقُوهُ [7] ...و اعبدوه... [8] می بینیم حرکت انقلابی ابراهیم(ع) و شکستن بت ها نیز در اصل برای ایجاد تحول و انقلابی فکری در نهاد بت پرستان بود تا روح و فکر مردمی را که از نظر اعتقادی آن همه انحطاط یافته بودند که سنگ ها و چوب های
حضور ادبیات دفاع مقدس در عرصه جهانی/ نمایشگاه کتاب فرانکفورت به روایت نویسنده یکشنبه آخر
نگهداری روحش را ندارد. آمبولانس آژیرکشان و بی محابا پیش می رفت و کسی نمی دانست در اتاقک چه می گذرد. زمانی که ناامید شدم و خودم را در برابر نجات مجروح ناتوان دیدم از اعماق وجودم امام زمان (عج) را صدا زدم. او را به هر چه می شناختم و ارزشی داشت، قسم دادم و از او عاجزانه خواستم مرا شرمنده ی وجدانم نکند. مجروح را به من سپرده بودند و همه ی امیدم این بود که او را به سلامت به مقصد برسانم. ناگهان اتاقک
تکذیب اخلال اصلاح طلبان در سخنرانی روحانی/ هاشمی در صورت لزوم خواهد آمد/ روحانی خطوط قرمز را کشید/ وصلت ...
دلتان بخواهد ازدواج سیاسی صورت گرفته است؛ ازدواج هایی که اغلب نقش ائتلاف را ایفا کرده و خانواده های برجسته در عالم سیاست را به هم پیوند می دهد و این طور است که سیاست علاوه بر پدر و مادر، همسر و فرزند و خانواده دار هم می شود. اعتماد در صفحه اول خود سخنان هاشمی را مهم تر دانسته است. این روزنامه، سخنان رئیس جمهور در بجنورد را در مطلبی با تیتر شادی ملت را می خواهیم و با طرح این سؤال از زبان
حمله بی رحمانه پدر شیشه ای به اعضای خانواده اش
خودم آمدم متوجه شدم که توهم زده ام و آنها اصلا به من فحاشی نکرده اند. حتی در آن لحظه دخترانم در حال درس خواندن بودند و همسرم هم داشت کار می کرد. با اعترافات متهم وی با قرار قانونی روانه زندان شد و پرونده وی در دادسرای ناحیه 5 تهران تحت رسیدگی قرار گرفت.
اکبر عبدی: در "خاورننه" نقش سه پیر زن را بازی می کنم / از جشنواره فجر گله مندم /چنین مملکتی با چنین ملتی ...
داشت سفره را باز می کردیم و با همسایه هایمان دور یک سفره می نشستیم و رادیوی کوچکمان هم در آن زمان روشن بود برای اینکه متوجه شویم چه زمانی اذان می گویند. آن روزها صفای دیگری داشت یادم می آید که در مدرسه تا دم دمه های ظهر تحمل می کردیم و بعد که به خانه می آمدیم، چیزی می خوردیم و دیگر تا افطار چیزی نمی خوردیم اما هنگامی که پدرم به خانه می آمد الکی به او می گفتیم چیزی نخورده ایم تا دوباره دور هم سر
آماده ام با همین ویلچر به مصاف دشمنان کشورم بروم
تکلم افتاده بود. در بیمارستان متوجه شهادت برادرم شدم. (با گریه ادامه می دهد) وقتی چشمانم را باز کردم از پشت شیشه اولین نگاهم به همسرم افتاد و بعد پسرم سیدیحیی که در آغوش دوستم بود. من توانایی راه رفتن و قدرت تکلم را از دست داده بودم که بعدها 70 درصد از کارافتادگی برایم تعیین شد. اما چهار سال بعد از جانبازی، به صورت معجزه گونه ای قدرت تکلمم را به دست آوردم. عکس العمل خانواده تان نسبت به
چیزی تا ایستگاه آخر نمانده
جنگد. التماس می کند. به دست و پای دکترها می افتد. پول می دهد. چک می کشد. از خارج دارو می آورد قاچاقی. از داخل دارو می خرد چند میلیون. امیر اما پذیرفته. جوانی اش را داده زیر تیغ و منتظر مرگ نشسته است. اوایل این نبوده. کوتاه نمی آمده و حتی به گلنار گفته که حالم زود خوب می شود، تو فقط با من بمان! حالا اما می داند که زمان زیادی ندارد تا ماندن کنار بابا. همه سهمش از خانه بزرگ پدری اتاق کوچکی شده در
رویا میرعلمی چطور از شمعدونی سر درآورد؟
بازیگران به فریادهای من مشکوک شد و موضوع را با کارگردان در میان گذاشت. زمانی که نمایش را تعطیل کردند و بیمارستان رفتم، پزشک ها گفتند پایم به طرز بدی از 9 نقطه شکسته و عصب آن درگیر شده و امید بهبود آن نمی رود. جالب است که وقتی این حرف ها را شنیدم تنها چیزی که در آن لحظه به ذهنم رسید این بود که نقشم را در سریال شمعدونی از دست می دهم و از این بابت بسیار ناراحت بودم. همه فکر می کردند
ظهور و سقوط حکومت بلاتر
بلاتر فراهم شده) کودکی او در خانواده ای ساده که پدرش کارگر کارخانه تولید مواد شیمیایی بود در کنار سه فرزند دیگر سپری شد، در یک کلمه کودکی خسته کننده. سال 1959؛ موفق اما بدون استعدادی خارق العاده. او در مدرسه کوچکی در شهرش درس خواند و استعداد خاصی در چیزی از خود بروز نداد. در 23 سالگی با مدرک مدیریت بازرگانی و اقتصاد از دانشگاه لایوسان سوییس فارغ التحصیل شد. همه چیز خوب به نظر می رسید
فروش اطلاعات کشور توسط برخی افراد خودفروخته
اعلام کرد باید کار حکومت ایران از هسته ای زودتر تمام شود! *خودفروخته ها دم از تشدید تحریم در ایران را می زدند وی افزود: متأسفانه عده ای واداده در داخل نیز با غرب همراهی کردند به طوری که برخی از آنها رفت و آمدهای بسیاری به سفارتخانه های کشورهای غربی در تهران برای افزایش تحریم ها علیه ایران داشتند. نماینده مردم تهران در مجلس اضافه کرد: بعد از کودتای 1332 علیه ایران، 60
دوست داشتم همسرم معلول باشد
: 15 ساله بودم. یک روز صبح از خواب بیدار شدم دیدم نصف بدنم سنگین شده. اول حس کردم سرماخوردگی است اما وقتی دکتر رفتم بعد از آزمایش همان روز تشخیص دادند که ام اس است. حالا هادی ادامه می دهد. 11 سال پیش وقتی بیدار شدم و خواستم برای بیرون رفتن شلوارم را پایم کنم دیدم نمی توانم تعادلم را حفظ کنم و زمین می خورم. نتوانستم این کار را ایستاده انجام بدهم و روی زمین نشستم. بعد دکتر رفتم و تشخیص داد که به ام
خانه دل را بتکان
ابوذر را از چند جهت می توان پیشرو بین سایر مساجد تهران قلمداد کرد. شاید اصلی ترین رمز این پیشتازی این باشد که برای همه سنین و همه خانواده ها برنامه های مناسب دارد؛ به معنای واقعی کلمه اینجا از کارکرد صرفا عبادی به سایر شئونات زندگی مردم محل نیز نفوذ کرده. کتابخانه و سالن مطالعه مسجد تا آخرین ساعات پیش از کنکور، پذیرای داوطلبین بود و البته این علاوه بر برنامه های درسی ای است که برای دانش آموزان
زبان فارسی در شبه قاره هند نفس های آخرش را می کشد!
به گزارش خبرنگار مهر، مراسم تجلیل از پروفسور عبدالودود اظهر دهلوی استاد دانشگاه جواهر لعل نهرو و دبیر کل انجمن استادان زبان فارسی هند عصر روز یکشنبه 24 خرداد در غیاب وی (به دلیل کسالت) از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد. توفیق سبحانی معاون علمی و پژوهشی آثار مفاخر فرهنگی که به نیابت از مهدی محقق رئیس انجمن سخن می گفت با اشاره به دوره طلایی زبان فارسی در هندوستان در چند قرن
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
کامل، تحلیل های اقتصادی را شروع می کنند، بعد به طور طبیعی هر کس را که جور دیگری فکر می کند، نادان و مغرض فرض می کنند. اگر دقت کرده باشید نئوکلاسیک های وطنی همین هتاکی را دارند... در فاصله اسفند 93 تا پایان اردیبهشت 94، هفت بار از موضع رسمی گفتند که قطعاً در سال 94 قیمت حامل های انرژی را افزایش نخواهند داد. می دانید چه قدر غم انگیز است. دوباره دارند مشروعیت دولت را نزد مردم با سخنان غیرمسئولانه
رشوه 15 میلیون دلاری برای آقازاده مشهور
،حساب هایی که گفته می شود معمولا در مناطق آزاد یا مناطقی که کمتر با مقررات سخت حکومت ها دست و پنجه نرم می کنند و بعد از انجام معاملات هم به راحتی قابل بستن هستند. در نهایت جریمه ای که نروژ برای استات اویل در نظر گرفت 3 میلیون دلار و جریمه ای که آمریکا برای این شرکت در نظر گرفت مبلغ 20 میلیون دلاربود. *توقف پیگیری پرونده استات اویل در دادگاه آمریکا با وجود اثبات جرم