سایر منابع:
سایر خبرها
شوهرم مرا به خانه راه نداد و سرگردان به راننده مسافر کش پناه بردم!
هر بار فقط می گفتم مستقیم برود. کلافه شده بود. ناگهان در گوشه خیابان نگه داشت و گفت: خانم؛ خودت می دانی کجا می خواهی بروی؟ فریادش، بغضم را شکست و هق هق کنان زدم زیر گریه! با دیدن این صحنه هول شده بود. یک لیوان آب برایم آورد و مشکلم را پرسید. من هم که دلم پر از درد و غصه بود و فقط یک گوش شنوا می خواستم سفره دلم را برایش باز کردم.اما ای کاش... سپیده دستش را روی شکمش گذاشت و سری به حالت
رقابت بر سر زیبایی با دختر های دیگر این بلا را بر سر من آورد! - از نگاه کردن به چشمان پدرم شرم دار
به گزارش جام نیوز ، دختر 17 ساله در حالی که عنوان می کرد از نگاه کردن به چشمان پدرم شرم دارم و بازیچه دست جوانی هوسران قرار گرفتم به کارشناس اجتماعی کلانتری سناباد مشهد گفت: همه چیز از یک شوخی ساده بچه گانه آغاز شد. در کلاس دوم هنرستان بودم که متوجه شدم دوستانم در تلگرام به عکس فردی نگاه می کنند و هر کدام نظری می دهند. من بر اثر کنجکاوی عکس آن پسر را به همراه شماره تلفنش گرفتم.
فکر می کردم آشنایی من با حامد یک اتفاق عالی در زندگی ام بود!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، دختر جوان در دایره اجتماعی کلانتری 36 مشهد افزود: من و حامد چند ماه به طور پنهانی و بدون اطلاع خانواده ام با هم رابطه داشتیم و هر موقع دلتنگ هم می شدیم در پارک قرار ملاقات می گذاشتیم. او در این مدت با وعده های پوشالی مرا خام کرد ولی پس از آن که این رابطه مثلا عاطفی به سوءاستفاده های مکرر ختم شد خودش را کنار کشید و گفت خانواده اش راضی به این ازدواج نیستند
من، زن و زندگی ام را دوست دارم و نمی خواهم او از جریان من و دختر جوان با خبر شود!
است و اینکه خانواده اش توجه لازم به مشکلات او را نداشته اند و همین امر سبب شده فرد کلاهبردار پس از مدت ها زیر نظر گرفتن او، از وی سوء استفاده و اخاذی کند. همان طور که این مرد عنوان می کند، دختر جوان حدود یک ماهی در مسیری که مرد جوان با اتوبوس کار می کرده، به عنوان مسافر همراه شان بوده و در تمام این مدت متوجه سادگی وی شده و بعد از ایجاد یک رابطه دوستی دروغین و نفوذ به احساسات وی، زمینه ای
وقتی به بالین دختر جوان رسیدم دیدم آرام خوابیده و واکنشی به حرف هایم نشان نمی دهد!
اینکه همه چیز طبیعی به نظر می رسید و علائمی از بیماری دیده نمی شد وقتی بیشتر دقت کردم متوجه شدم مژه های بلندش را به هم می فشارد و می خواهد به زور چشمانش را ببندد و همان لحظه فهمیدم این دختر زیبا به دلیلی برای اطرافیانش نقش بازی می کند. می خواستم اطرافیانش را از نگرانی در بیاورم و بگویم همه رفتار این دختر نقشه است ولی حرفی نزدم. در آن زمان سیگاری بودم. پاکت سیگارم را درآوردم و پکی به آن زدم. فکری
همسرم با حیمد ارتباط شوم داشت / خودم صدای ضبط شده آن دو را شنیدم و ...
زندگی ام از دستم در رفت. در این مدت به کار ها و رفتار همسرم مشکوک بودم تا اینکه متوجه شدم حمید او را اغفال کرده و با هم ارتباط تلفنی دارند.حتی فهمیدم که آنها چندین بار با هم به بازار و خرید رفته اند. چند روزی بود که همسر و دخترم برای ملاقات بستگانمان به شهرستان رفته بودند و من در خانه تنها بودم. خیلی با خودم درگیر بودم از طرفی هم نمی خواستم قبول کنم که همسرم با مرد همسایه ارتباط دارد. روز قبل به سراغ
من و فرزانه از هم دور و دورترشدیم چون راه دیگری نداشتیم / صدای پسرعمه آزارم می داد!
قدیمی خانه به عزانشسته پدری ام می کشاند و خاطرات رهایم نمی کردند. یادم می آید مادرم درنخستین نگاه گفت: این دختر عینکی است، قدش زیادی بلند است. خانواده اش به خانواده ما نمی خورد وهزار و یک بهانه تراشید تا به خواستگاری نیاید. صدای پسرعمه ام که با خنده ای بلند که درآن لحظه به نظرم بیشترشبیه قهقهه می آمد با جمله غم آخرتان باشد رشته افکارم را از هم گسیخت. فرزانه آمد کنارم و گفت
آخر هفته با تلویزیون/ کلاغ جیمس مک تیگو روی آنتن شبکه چهار
به گزارش ایسکانیوز به نقل از روابط عمومی سیما، فیلم تلویزیونی روز چهاردهم به کارگردانی محمود ناظری ، جمعه 29 بهمن ماه ساعت 16 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. در خلاصه داستان فیلم آمده است: الهه صبوری یک خانم مهندس موفق و کاردان است که در صنایع پتروشیمی عسلویه خدمت می کند. او که اهل شیراز است 15 روز در عسلویه و 15 روز از ماه را در شیراز زندگی می کند! همسرش مهراد از این وضعیت خسته شده و از الهه می خواهد تا از شغلش کناره گیری کند و به شیراز بازگردد!
شکنجه های خونین سریالی در دخمه وحشت در مشهد! + تصاویر
بستری است. در پی دریافت این خبر، بلافاصله گروه ویژه کارآگاهان با کسب دستوراتی از قاضی حسینی عازم مرکز درمانی شدند و به تحقیق در این باره پرداختند. این مرد 45 ساله مغازه دار که روده هایش پاره شده و مورد عمل جراحی قرار گرفته بود گفت: برای گرفتن پول کالایی که فروخته بودم از خانه خارج شدم اما ناگهان چند نفر روی سرم ریختند و مرا به این روز انداختند اما من مهاجمان را نمی شناسم ومکان آن ها را نیز نمی دانم
ناگفته های زندگی قاتل 2 کودک زیبا از زبان شوهر و خواهرش+ عکس
زنده ماندم. نمی خواستم بچه هایم بی پدر، بزرگ شوند. از وقتی مادرم را از دست دادم زندگی ام سیاه شد. در 12 سالگی به اجبار به عقد همسر اولم درآمدم اما زندگی روی خوشی نشانم نداد و پس از مدتی به دلیل اعتیاد شوهرم از او جدا شدم و من ماندم و دختر کوچکم. مدتی تنها زندگی کردیم تا اینکه مرد 63 ساله ای به خواستگاری ام آمد. در ظاهر مرد خوب و مهربانی بود. فکر می کردم بدبختی هایم تمام می شود. وقتی با
گذشت اولیای دم، دو مرد را به زندگی بازگرداند
همیشگی مان رفتیم. آنجا باهم دعوایمان شد، بازهم من نمی توانستم پول خود را از نیما بگیرم، هنگامی که نیما به سمت ماشین حرکت کرد که محل را ترک کند، از پشت سر به او شلیک کردم و او را کشتم. جسد را همان جا رها کردم و سوار ماشین نیما شدم و به سرعت محل را ترک کردم. احساس می کردم کسی دنبالم می آید، برای همین در آینه، عقب را نگاه می کردم و هول کرده بودم؛ در نتیجه ماشین در چاله ای افتاد و نتوانستم
راز تلخ رها شدن سمانه 25 ساله و کودک سه ساله اش در نیمه شب بیابان
زد. این کشمکش های تلخ از من کودکی گوشه گیر و منزوی ساخته بود تا جایی که حس انتقام جویی در وجودم شعله می کشید . آن زمان فکر می کردم قدرت زندگی در دستان مردی است که همسر و فرزندانش از او وحشت داشته باشند و همه حرف هایش را بی چون و چرا اطاعت کنند. در این شرایط و با وجود آن که علاقه ای به درس و مدرسه نداشتم تا مقطع دیپلم تحصیلاتم را ادامه دادم تا این که در شهرداری استخدام شدم و با پس اندازهایم یک
مهریه هایی که هم می دهند و هم می گیرند!
سال دارد و مراسم عروسی او فرودین سال آینده است. او در رابطه با مهریه در گفت وگو با آرمان بیان می کند: مهریه پشتوانه یک زن است، چرا که اگر زندگی مشترک سرانجام خوبی نداشته باشد باید زنان در شرایط سختی قرار نگیرند. به همین دلیل باید حق زن نیز در نظر گرفته شود. میزان مهریه همسر محسن 114 سکه است. او ادامه می دهد: خانواده من و همسرم به نظر ما احترام گذاشته و با میزان مهریه مشخص شده مشکلی نداشتند. میثم 28 ساله و مجرد درباره مهریه در گفت وگو با آرمان می گوید: برخی خانواده ها از سر چشم و همچشمی میزان مهریه را بالا می گیرند و این مساله باعث ترس در دل پسران و عدم اقدام برای ازدواج می شود. ...
کودکان بی گناه قربانی مادران شیشه ای
به گزارش گروه رسانه های دیگر خبرگزاری آنا از جام جم، قتل هایی فجیع که وقوع آن در حالت عادی بسیار بعید به نظر می رسد و تنها فرد متوهم شیشه ای به دلیل تصورات نادرست از محیط اطراف دست به قتل می زند. قتل هایی که تحت تأثیر توهمات مصرف شیشه رخ می دهد از نظر شکل و نحوه وقوع بسیار فجیع و دردناک است و اغلب نیز نزدیکان فرد شیشه ای را مورد تهدید قرار می دهد. مصرف شیشه باعث بروز اختلالات روی اعصاب و روان شده و تاثیراتی مخرب بر سیستم عصبی به جای می گذارد. عوارض روحی و جسمی فرد نیز روی جامعه اثرگذار است. مهم ترین علل گر ...
قلقلی از سال ها حرف نگفته اش می گوید!
در آن شرایط واقعاً مسیر زندگی ام عوض شد. تا به حال جایی نگفته بودم که این روزها در حال نوشتن رمان زندگی ام هستم. روایتی از شرایط سختی است که همه این سال ها گذراندم و شاید برای خیلی ها این مشکلاتی که بر دوشم بود قابل باور هم نباشد. شخصیت خودتان چقدر به قلقلی شبیه است؟ خیلی زیاد؛ چون خودم هم آدم کم حرفی هستم. معمولاً بیشتر سکوت می کنم. بیشتر فکر می کنم تا حرف بزنم. بخاطر همین
همه چیز روی پوست شهر
شبیه هم هستند و پژوهشی نامطمئن درباره تأثیر داروهای ایدز در کاهش احتمال ابتلا به ام اس وجود دارد. چایش را نیمه خورد. دو اسکناس 10 هزارتومانی روی میز گذاشت. باید هم او حساب می کرد، چون حتی اجازه یک پرسش هم به من نداد. گفت و گفت و گفت. شنیدن و دیدن رنج، هزینه بیشتری هم دارد. گفت: از امید بیجا برای امثالِ من ننویس! جوری ننویس که بگویم خفه شو! و رفت. پول چای ها را دادم. بیرون زدم. سرما هنوز هم سوزنده است. بی ترس راهی می شوم. از خودم می پرسم؛ تهران چند نگار و چند درد دارد؟
بیوگرافی فریبا نادری و همسرش +عکسهای اینستاگرامش
شان بیرون اومدند و گفتند نوبت شماست. آخرین حضور وی در تلویزیون بازی اش در سریال پرستاران به کارگردانی علیرضا افخمی می باشد . وی در این سریال نقش یک پرستار به نام محبوبه را ایفا می نماید. من گفتم ما برای تست بازیگری اینجا نیومدیم گفت: حالا که آمدی بیا تست بده... آن روز خوش شانس بودم و در تست قبول شدم، اما می دانستم که خانواده ام مخالفت خواهند کرد.در قراردادم شرط کردم که خانواده
بازیگران واقعی برای ازدواج های دروغین
شعار سال: همین طور در سمت دیگر گروه موسیقی اجرای زنده حضور دارد که متناسب با برنامه، آهنگ های زنده پخش می کند. برنامه با نواختن یک آهنگ ترکیه معروف شروع می شود. زمانی که آهنگ تمام شود، مجری از یکی از شرکت کنندگان می خواهد روی صندلی بنشیند تا فردی که به خواستگاری وی آمده را ببیند. روبه روی شرکت کننده یک صندلی خالی وجود دارد و پس از اعلام مجری مبنی بر حضور خواستگار یک دیوار متحرک سفیدرنگ میان شرکت کننده ثابت و شرکت کننده جدید کشیده می شود. در باز می شود یک زن یا یک مرد وارد لوکیشن می
دلیل انتخاب شهید لاجوردی توسط حجت الاسلام ناطق نوری
و آمد و هر جا که به او مأموریت دادند، پذیرفت و به وظیفه اش عمل کرد. بین دوران دادستانی و مسئولیت زندانش، وقفه ای به وجود آمد. در این مدت هم باز رفت توی زیرزمین خانه اش نشست و مشغول خیاطی شد. انگار نه انگار که آقای حاج اسدالله لاجوردی، دادستان انقلاب بوده است که این همه خدمت به نظام کرده. ذره ای توقع از نظام و از مسئولین نداشت. خدایی می اندیشید و ملکوتی بود. مرحوم لاجوردی غیر
گفتگو با اسیدپاشی که با قربانی خود ازدواج کرد
او. یونس ادامه می دهد: همان موقع که دستگیرم کردند و زندان رفتم پشیمان شدم. همان روز دقیقا. هشت سال حکم دادند و قصاص چشم چپ. دیه هم می خواستند اما خانواده ام نداشتند. پدرم سکته کرد. قصاص لغو شد، رضایت دادند. آزاد شدم، قرار شد دیه را قسط بندی کنند. لاغر و نابود بودم. همه موهایم را ازدست داده بودیم. برای اولین بار محبوبه را بعد از هشت سال، سر قبر پدرش دید. محبوبه تنها یک جمله به یونس که روی زمین نشسته
زنی که ایران را ترساند
به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان،انتشار این خبر در عصر پاییزی باعث شد اهالی پایتخت درباره این ماجرا صحبت کنند و همه نگران سرنوشت دو کودک ربوده شده باشند. رمضان بختیاری، پدر دو دختر با شکایت از همسرش خواستار رسیدگی به این پرونده شد. در این شکایت نام دو دختر فاطمه و زهره اعلام شده بود. روزها می گذشت و هیچ اثری از این زن نبود. بازار شایعات هم داغ بود و شهربانی برای دستگیری ایران
صحبت های بلوکباشی، قنواتی و مارزلف درهفتادمین زادروز احمد وکیلیان
باشیم که با حضور استادانی مانند احمد وکیلیان، علی بلوکباشی و محمد جعفری قنواتی آینده خوبی در انتظار این رسته است. وی ادامه داد: من این افتخار را داشته ام که از سال ها پیش و زمانی که هنوز وارد خانه کتاب نشده بودم با احمد وکیلیان و مجله فرهنگ و مردم همکاری داشته ام. این مجله از آن دسته مجله هایی است که آدم دوست دارد با آن همکاری کند و من همکاری در این نشریه را جزو افتخارات خودم می دانم
شکایت های جدید در پرونده دکتر قلابی
کردند و بعد از آن افسرده شدم. با کسی رابطه نداشتم و تنها بودم. هزینه زندگی ام را با اجاره خانه پدرم در شهرستان تامین می کردم. ده سال در دو آموزشگاه زبان تدریس می کردم و شاگردان بسیاری داشتم. در یزد رشته متالوژی خواندم. حتی دو سه سالی هم به دانشکده پزشکی مالزی رفتم. برای خلاصی از این افسردگی شیشه مصرف می کردم. متهم افزود: شماره نظام پزشکی و برگه های مربوط به آن را جعل کردم و نمی دانستم شماره
نگاهی به پایدار ترین و ماندگار ترین ازدواج هایی که بین چهره های سرشناس شکل گرفته اند
همسر خود را در میامی ملاقات کرد. آن ها در سال 2005 میلادی با یکدیگر ازدواج کردند و اکنون نیز با هم زندگی می کنند. با توجه به رفت آمد های زیاد مت دیمون به سراسر جهان برای حضور در پروژه های مختلف، نگه داشتن زندگی کار سختی به نظر می رسد. این هنرپیشه سرشناس رابطه با ازدواجش می گوید: "ما یک قانون دو هفته ای داریم؛ به این معنا که من بیشتر از دو هفته از خانه دور نمی مانم. من اعتقاد دارم که
چرا همیشه متاهلها از ازدواج ناراضی اند و مجردها را منع می کنند؟
. من هم این دوران مجردی و همه سوالهایی که جوونها تو سرشونه رو گذروندم و از مجردیم هم واقعا لذت بردم و بسیار تردید داشتم برای ازدواج ولی با کمک خدای بزرگ و پشتکار بسیار زیاد خودم همسر ایده آلم رو پیدا کردم و بعد از شیش سال هر روز که میگذره خدا رو برای این انتخاب شکر میکنم.این هم بهتون بگم که فرق خوشبختی مجردی در مقابل خوشبختی زندگی مشترک مثل فرق بازی فیفا و فوتبال واقعی میمونه درسته که زندگی مجردی
خوابی که جان رزمنده نوجوان را نجات داد
مسیر و آن ردپاها به کجا می رود. جهت ها را قاطی کرده و گم شده بودم. چاره ای نبود. ردپاها را گرفتم و دویدم. جلوتر که رفتم خاکریزهایی را دیدم. نمی دانستم خودی هستند یا دشمن اما در عین حال نمی خواستم بایستم. می دویدم و زمین می خوردم. در کنار خاکریزها می دویدم. به اطرافم نگاه هم نمی کردم. هروله بود. زمین می خوردم و بلند می شدم و می دویدم. نمی دانم چندبار زمین خوردم. در حال دویدن بودم که ناگاه دیدم کسی
مرا پس از 6 ساعت شکنجه نیمه شب در اتوبان رها کردند/تهدیدم کردن تا به پلیس چیزی نگویم+عکس
شده) چطور شما را ربودند؟ عصر شده بود ومن به سمت خودریم در حال حرکت بودم که آدم ربایان به زور من را سوار ماشین کردند و بلافاصله چشمانم را بستند، یک ساعت داخل ماشین بودم که احساس کردم ماشین وارد یک جاده فرعی شده است. زمانیکه مرا از ماشین پیاده کردند زمین خاکی بود، من را به داخل محلی ناشناس بردند و بعد از چند لحظه دست و پایم را بستند و بعد از چند لحظه چشمانم را باز کردند. دو مرد
وقتی تصویر داخل گوشی همراه زنم را دیدم شوکه شدم!
مرد او را معتاد کرده است. عصر روز حادثه دخترم را از مدرسه به خانه خواهرم بردم. شب هنگام به خانه ام رفتم. وقتی همسرم در را بازکرد، با دیدن من وحشت کرده بود . وی افزود: پس از ورود به خانه سر و صداهایی شنیدم. اتاق ها را گشتم تا این که متوجه شدم سر و صدا از داخل کمد است. در آن را که باز کردم، در کمال تعجب با مرد معتادی روبه رو شدم. او را می شناختم، دوست یکی از بستگانمان بود. او از کمد بیرون
پیشنهاد رابطه با سوئد از سوی امیرکبیر
شود به کشور دیگر هم سرکشی کند. (چون ایران در سوئد اتباعی نداشت و نیازی به حضور دائمی سفیر در آن احساس نمی کرد) کتاب فهرست مصوبات ادوار رابعه مجلس دارالشورای ملی ایران که در سال 1302 چاپ شده است، می نویسد که بعد از مشروطه، ایرانی ها خیلی علاقه داشتند مستشار اروپایی بیاورند اما از کشورهای بی طرف (غیر از روسیه و انگلیس) بنابر این سراغ کشور پادشاهی سوئد می روند. نتیجه استخدام
متهم: مقتول با همسرم رابطه تلفنی داشت
بازجویی ها مدعی شد که مرد همسایه با همسرش ارتباط تلفنی داشته و همسرش را فریب داده است و به همین دلیل با هم درگیر شده اند و او را به قتل رسانده است. متهم به قتل گفت: چند سال قبل با همسرم ازدواج کردم و حاصل زندگی ما دختر شش ساله ام است. من خیاط هستم و درآمد خوبی دارم و از زندگی ام راضی بودم تا اینکه حدود چهار ماه قبل سکته کردم و خانه نشین شدم. در این مدت به رفتارهای همسرم مشکوک شدم و احتمال