سایر منابع:
سایر خبرها
سهل انگاری پرستار پای نوزاد را سوزاند + جوابیه و مصاحبه تلفنی با پدر نوزاد
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، این نوزاد که مدتی دچار مشکلات تنفسی شده بود توسط خانواده اش به بخش مراقبت های ویژه کودکان بیمارستان امام خمینی آورده می شود. پرستار در هنگام زدن سرم پای نوزاد را بررسی نمی کند و مواد سِرم به جای رگ به زیر پوست او رفته و پایش را دچار سوختگی می کند. بیمارستان امام خمینی تهران در ابتدا به خانواده این نوزاد می گوید که مشکل سطحی است و خیلی زود این نوزاد خوب
اخباری از سینما و تئاتر
است، روز پنجشنبه 5 اسفندماه با برگزاری مراسم یادبود زنده یاد بهرام ریحانی به صحنه می رود. به گزارش راهنمای سفر من به نقل از روابط عمومی پردیس تئاتر تهران، نمایش هدیه مرموز به کارگردانی یاسر خاسب که این روزها در سالن علی نصیریان پردیس تئاتر تهران اجرا می شود، روز 5 اسفندماه همزمان با سالروز درگذشت بهرام ریحانی اجرای ویژه ای خواهد داشت. در این اجرا مراسم یادبودی به احترام زنده یاد بهرام
نماز واقعی چه نمازی است؟
استخوان های آقا را می شنوم، آقا وقتی نماز می خوانند من صدای استخوان هایشان را می شنوم. یکی از علمای تهران به نام آشیخ محمد نوایی به آیت الله بروجردی رحمت الله علیه اقتدا کردند، ایشان می گفتند که من در عمرم چنین نمازی نخوانده بودم. وقتی آقای بروجردی نماز می خوانند صدای استخوان هایش هم می آمد، ولو مرجع است ، اما در مقابل خدا، ذُلُّ المقام، خوار است. نمازگزار باید بهشت را در طرف راست خود در
از واریز نقدی پنج هزار تومانی تا حواله های میلیونی برای مهتاب +تصاویر
به گزارش گام نیوز خبر کوتاه بود و دردناک؛ حکایت قلب دخترکی 9ساله که دیگر توان تپیدن ندارد. پدر دار و ندارش را فروخته بود تا مهتابش زنده بماند. حتی گوسفندهایش را و حالا دیگر آه در بساط نداشت. جمع آوری 25میلیون تومان کمک های مردمی برای نجات مهتاب در یک شبانه روز در ادامه تصاویر واریزی ها تا شب گذشته به استحضار مخاطبان محترم می رسد... منبع: مشرق
در قلب مردم از همیشه زنده تری ...
، ترورت کردند و با دروغ ها و تهمت ها آبرویت را هدف گرفتند؛ می دانم زخم تهمت ها و دروغ ها بر دلت از گلوله ای که زدند بیشتر درد داشت، اما خدا به تو آنچه که لایقش بودی داد، قلب مردم را به تو داد و آبرویت را خرید... چه کسی تصور می کرد، مردی که چهل سال آماج بیشترین دروغ ها و تهمت ها از رسانه ها و تریبون های داخلی و خارجی بود اینگونه پیش مردم آبرو داشته باشد که تشییع و تدفینش در تاریخ بماند. ما نمی دانستیم
قاتل جگرگوشه ات را ببخش
و آرام او در خانه شان نخواهد بود. دیگر هرگز نمی تواند از مادرش بستنی تقاضا کند و خلاصه اینکه دیگر این قاتل وحشی و ناانسان را اگر از برج ایفل هم رها کنند، ستایش زنده نخواهد شد. به نظرم مادر ستایش هرکاری را که دوست دارد بکند، حق دارد. می تواند هرگز این قاتل وحشی را که داغ ها را در قلب ما افغانستانی ها زد، نبخشد؛ اما خدا بخشندگان را دوست دارد مادر خوبم . وی در ادامه دوباره مادر ستایش را
چگونه خشم خود را کنترل کنیم؟
غضبی که در بالا گفته شد می توان گفت که تنها نوع سوم آن پسندیده است و دو حالت نخست مذموم و ناپسند است. از آیات 48 و 49 سوره قلم به دست می آید که عجله در غضب بر مردم، از مصادیق غضب مذموم است؛ به این معنا که اگر انسان بخواهد حتی برای رضای خداوند بر مردمی خشم گیرد و خشم وی مرتبط با خدا و شریعت باشد، باید همواره در چارچوب شریعت و ماذون به اذن الهی باشد؛ چرا که حضرت یونس(ع) با آنکه خشم وی نسبت
نمونه عجیب از ولایت پذیری آیت الله محلاتی
، اولاً صد در صد مورد باور همه قلب ها بود و ثانیاً همه صددرصد به آن عمل می کردند. حالا ممکن بود یک یا دو نفر در ده هزار نفر خلاف کنند، ولی به صورت قاطع، بقیه درست عمل می کردند. مثلاً در خلال جنگ، شهید محلاتی چند بار از قول امام به این مطلب اشاره کردند که کلاً گوش کردن به رادیوهای بیگانه ممنوع است. آن موقع در جبهه رادیو بود، جبهه در لب مرز هم بود و خیلی راحت می شد به رادیو عراق گوش کرد، ولی خیلی به
رنج های فاطمه زهرا(س) از زبان امیرالمومنین(ع)
کسالت . اگر می ورم ملول [و خسته جان] نیستم و اگر می مانم به وعده خدا بد گمان نیستم، به خاطر وعده ای که خداوند به شکیبایان داده است . در انتظار پاداش می مانم که شکیبایی نیکوتر است . اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود برای همیشه در کنار قبرت می ماندم و در این مصیبت بزرگ چون فرزند مرده جوی اشک از دیدگانم می راندم . خدا گواه است که دخترت پنهانی به خاک می رود و در حالی که هنوز روزی چند از مرگ تو
تهران مدرن، کاشان تاریخی و اصفهان زیبا
خیلی زیادی دارد و خیلی شهرشلوغ و همراه با ترافیک زیاد است. تهران یکی از بزرگ ترین شهرهای آسیاست. در تهران و کاشان و اصفهان هم دیدم که علیرغم تحریم هایی که علیه ایران شده که حتی به ایران دارو هم نمی دهند، مردم این کشور به خوبی زندگی می کنند، لباس های شیک می پوشند، ماشین های مدرن سوار می شوند و ساختمان های بلند دارند. کشف های تازه ای که در سفرهایم به ایران دست پیدا می کنم
می خواهم خودم را قاتی بسیجی ها کنم/بساطم را جمع کردم و رفتم
) تهران بودند، همه شان داش و با ما رفیق و هم قبا بودند؛ اما برای من، گردان میثم، جلوه و جایگاه دیگری داشت. اواسط بهمن 62 بود که یک روز ابراهیم کساییان صدایم کرد و گفت: سید، یک کاری هست که فقط تو از پسش برمی آی. – چه کاری؟ – چند روز دیگه می خوان یک عملیات تو جنوب انجام بدن. کارگر آماده اس، شناسایی اش هم انجام شده. همین روزهاست که فرمانده ها رو ببرند برای توجیه
لوریس چکناواریان: هر روز عشق را تجربه می کنم
موسیقی ما - ایران هفتاد و چند میلیون نفر جمعیت دارد. تصور کنید قلب چند نفر از این هفتاد و چند میلیون برای ایران می تپد؟ اینکه دل شان بخواهد هر صبح که بلند می شوند، با لبخندشان، با درست انجام دادن کارشان -مهم نیست چه کاری و در چه موقعیت اجتماعی- با احترام شان به حقوق دیگران، با درست رفتار کردن شان، تلاش کنند که سرزمین شان گامی رو به جلو بردارد؟ لابد زیادند؛ لااقل امیدواریم که زیاد باشند.
بنیاد در آینه مطبوعات
زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. ادامه درمان در مشهد چند سال بعد، پروفسوری که در فرانسه، درمانم را برعهده داشت، بازنشسته شد و مرا به دکتری در تهران معرفی کرد که ادامه درمان را او انجام دهد. اواخر سال74 به ایران برگشتم و چند جراحی دیگر در تهران انجام دادم. پروفسور حتی بر سر عمل جراحی ام در تهران حاضر شد. نتیجه بیش از صد عملی که پزشکان داخل و خارج انجام دادند، صورت امروزم است و خدا را شکر
زندگی تازه دختری پس از 17سال اعتیاد +عکس
هیچ وقت عروسکی داشته؟ حسرت پدری که بتواند از صمیم قلب دوستش داشته باشد. با شیشه احساس می کردم توی خودم چیزی اختراع کردم که همه چیز فراموش می شد. دیگر نه عروسک، نه نگاه های از سرترحم و اذیت کننده مردم، هیچ چیز مهم نبود. مدرسه رفتنش هم این طور شده بود که یک روز می رفت و 10 روز نه. از خانه می زد بیرون و چند هفته بعد می آمد. حتی با شیشه هم نمی توانست خانه را تحمل کند. وقتی می رفت کسی پیگیرش نبود
حرف های شنیده نشده گلر جوان استقلال
فصل. * بازی های سختی هم به میدان رفتی! قبول دارم اما خودم هم از چالش های بزرگ خیلی خوشم می آید. هیجان زیاد به من انرژی می دهد. *بیرون زمین به تو استرس وارد نمی شود؟ به هر حال چون جانشین آقا مهدی شده ام طبیعی است فشارهایی روی من باشد ولی چون از چند سال قبل دوست داشتم در چنین شرایطی قرار بگیرم این شور و اشتیاق باعث می شود فشار کمتر شود. * در کل هر بار
همسایگی نفت و نفس / زندگی آبادانی ها در کنار دود و مشعل های نفتی
هواپیمای فوکر 27 که در اهواز است و نخستین بار به این شهر پرواز داشته، به آبادان منتقل شود و در کنار جرثقیل قرار گیرد. موزه بنزین خانه در قلب شهر مسیر برای رسیدن به موزه بنزین خانه از وسط شهر آبادان کوتاه است؛ تنها چند دقیقه کافی است تا به ساختمان 90ساله رسید. ساختمانی که انگلیسی ها سال 1927 آن را ساختند و نخستین بنزین خانه آبادان نام گرفت. موزه ای با آجرهای سفت و سخت لندنی و
مسئولین و اقشار مختلف مردم سیستان و بلوچستان رحلت امام جمعه شهرستان خاش را تسلیت گفتند
خانواده و بستگان و عموم مردم متدین شهرستان خاش تسلیت می گوییم . مغفرت الهی و رفع درجات برای آن مرحوم و صبر و اجر برای بازماندگان را از صمیم قلب مسئلت داریم . در متن پیام تسلیت نماینده مردم شهرستانهای خاش و میرجاوه و بخش های کورین و نصرت آباد درمجلس شورای اسلامیآمده است: ▪️ انا لله و انا الیه راجعون ▪️ درگذشت نابهنگام حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا میری
نفس های مریم به شماره افتاده است
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان به نقل از فارس، بیمارستان قلب شهید رجایی تهران، بخش ICU و دختری حدوداً 12 ساله، ریز اندام با روپوش آبی و روسری سفید رنگ، روی تخت دراز کشیده و با تلفن همراه بازی می کند، اما وضعیت ظاهری دخترک نشان از هیچ بیماری نمی دهد. آرام آرام به دخترک نزدیک می شوم، زنی حدوداً 45 ساله بر روی صندلی کنار تخت نشسته و به نقطه ای خیره شده
تراژدی بدون تیتر
ساز. روبه روی در کرم قهوه ای ساختمان، اتاقی نایلونی قرار دارد؛ شبیه اتاق ایزوله. انگار که آنها را قرنطینه کرده باشند! گونی را کنار می زند تا وارد شویم. پایمان را که داخل می گذاریم، ساعت دیواری بزرگ و چوبی که روی تنها دیوار آجری خانه نصب شده، بد جور توی ذوقمان می زند. ساعتی گرد گرفته که عقربه هایش، روی ساعت دو خشکیده اند و خیال دنبال کردن هم را ندارند، شاید آنها هم دیگر حوصله شان سررفته از شمردن
جوانان امروز همان جوان های جنگ هستند
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری برنا، پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR در گفت و گویی با علی خوش لفظ، راوی کتاب وقتی مهتاب گم شد به چگونگی انتشار کتاب و شرح دیداری که با رهبر انقلاب داشته، پرداخته است. به عنوان نخستین سؤال، لطف بفرمایید خودتان را معرفی بفرمایید و بگویید چه اتفاقی افتاد که به جبهه رفتید؟ بنده علی خوش لفظ هستم، در حقیقت دو اسم دارم: جمشید، نام زمان قبل از انقلاب من
زلزله در سبد سهام عدالت/افزایش نقش دولت در تصدی گری/پنهان سازی کوهی از ضعف ها در وزارتخانه ها
عنوان کارهای بزرگ و افتخارآفرین برای مسئولان انعکاس دهند، تداوم چند ده ساله چنین رفتاری در وزارتخانه ها موجب تلنبار شدن چالش ها و ضعف ها در حیطه عملکردی وزارتخانه شده است و همین پنهان کاری ها به یکباره کشور را با بحرانی چون خوزستان مواجه می کند که قلب هر شنونده و بیننده ای را به درد می آورد. یک نماینده مجلس شورای اسلامی که از وضعیت کنونی شبکه آب و برق ابراز نگرانی دارد، پیشنهاد تحقیق و
سند ویکی لیکس: ترور رفسنجانی در زمان بدی بود
ایرانی باشد؛ اما سازمان های اسلامی ایران - از جمله [آیت الله] خمینی - در تلاش اند دشمنان خارجی را مقصر بشمارند. 3. از میان گزارش های منتشرشده در رسانه های مختلف، اطلاعات مربوط به ترور ناکام رفسنجانی جمع آوری شد و به تایید امیرانتظام - معاون نخست وزیر - رسید: حدود ساعت 20:45 روز 25 می، دو مرد به خانه رفسنجانی رفتند و خود را فرستاده نوری معرفی کردند، رفسنجانی در ساعت 21:00 با نوری قرار
مهناز مرا در دام مرد 40 ساله انداخت / در بیمارستان دنیا روی سرم خراب شد!
تا پاسی از شب گذشته ، مشغول حساب و کتاب می شد. بابا هم در خارج از تهران کار می کرد و معمولا ده، پانزده روز در شهرستان بود و در ماه تنها چند روزی به تهران می آمد تا پیش ما باشد. در این شرایط تنها کسی که من می تونستم رازهایم را با او در میان بگذارم، تنها مهناز بود. او همیشه مرا به ادامه این رابطه تشویق می کرد و پیوسته به من می گفت مطمئن باش که سپهر ارزش دوست داشتن را دارد. من رفته رفته
- پایان یک نقش - تا - زقاق پنجاه و شش -
در کنار کار و فعالیت روزمره ای که هر یک از ما داریم، معمولاً در پایان روز و اغلب پایان هفته اوقات فراغتی هم داریم که هر کسی متناسب با سلیقه خود برای آن برنامه ریزی می کند. یکی از راه های مفید برای پر کردن اوقات فراغت ،مطالعه است که اگر اطلاعات و شناختی درباره کتاب های مفیدی داشته باشیم می توانیم لحظه های پر ثمری را در دفتر خاطرات خود ثبت کنیم بخش کتاب و کتاب خوانی تبیان
آن تصادف ها تصادفی نبودند
از ایران رفته اند. خانم فراست مریض است و نمی تواند به سفر برود. من چند بار برای کمک به مادرم به خانه آنها رفته بودم. آخرین بار که به عنوان خدمتکار به آنجا رفتم، وقتی بود که پسر بزرگش یعنی شاپورخان از ایتالیا به ایران برگشته بود. او مهندس معمار بود و بعد از تمام شدن درسش، گفته بود می خواهد در ایران زندگی کند. آن روز خانم از من خواست برای شاپورخان یک ظرف میوه ببرم. میوه ها را مرتب چیدم و
شهیدی که با فتح فاو فاتح قلب همگان شد+عکس
یکی از دوستان بودیم. صبح که به فاو اومدم محمد خیلی بیتابی میکرد،بچه ها تعریف کردند که تو این چند روز و خصوصا دیروز مهدی حال و هوای عجیبی داشت خیلی تو خود و کم حرف شده بود . شب که قرار شد خودش برای ماموریت به خط بره ما تو اتاق عملیات نشسته بودیم که یک مرتبه مهدی با یه هیبتی تو چهار چوب در ظاهر شد، حمام رفته بود وچهره زیباش در کنار موهای سیاه پرکلاغیش وبادگیر سورمه ای که به تن داشت جذابیت خاصی بهش
گاو شیرده را دادم و دوتار خریدم
کار در کنار نظرلی محجوبی که یکی از بزرگ ترین باغشی ها - نوازندگانی که زبان گویای مردم هستند - در ایران است و در واقع اولین استادی است که با آن شروع به کار کردم، اجازه ی اجرای مستقل از طرف استاد برایم صادر شد. در کتاب خاطراتم که قرار است در آینده چاپ شود، اسم چهار استاد را قید کرده ام. مختوم قلی قارلیف یکی از استادان موسیقی است که از بخارا تا عشق آباد شهرت دارد و با دوتار ابریشم می نواخت و آواز می
خودکشی زنان نمایشی است
می شد. هرکسی وارد این رشته می شد یعنی در ریاضی شاخص تر است و همه روی او حساب جداگانه ای باز می کردند. ریاضی من خیلی خوب بود اما بیشتر دوستانم قصد ورود به رشته تجربی را داشتند. اگر من رشته ریاضی را انتخاب می کردم باید هر روز مسافت طولانی را از خانه تا مدرسه پشت سر می گذاشتم. دبیرستان رشته ریاضی در قسمت غربی شهر واقع شده بود و من باید از یک سمت رودخانه به سمت دیگر شهر می رفتم
وقتی کریشنامورتی از انسان و دین سخن به میان می آورد
توان شناخت، زمانی که تنها خاطره دیروز در پیوند با امروز باشد و قالبی برای فردا (همان: 162). کریشنامورتی برای فهم زمان روانی و ذهنی این حکایت را یاد می کند: مریدی بزرگ نزد خدا می رود و از او می خواهد که حقیقت را به او بیاموزد. خدا به او می گوید: دوست من روز بسیار گرمی است، خواهش می کنم قبل از هر چیز یک لیوان آب برایم بیاور. پس وی بیرون رفته و درِ اولین خانه را می زند، زنی جوان و زیبا در
حرف های من و روح الله ماند به قیامت!
الله اولین شهید مدافع حرم استان اصفهان و شهرستان نجف آباد اصفهان بود که به لطف خدا جمعیت خیلی زیادی برای مراسم تشییع اش آمده بودند. آیا در زمان حیات شهید خود به این نکته توجه داشتید که آنها از اولیاء الهی به شمار می روند؟ شهیدی که در سوریه، عراق و در هر مکان و زمانی، شهید شده باشد همانند این است که جلوی در حرم امام حسین (علیه السلام) شهید شده است؛ چراکه اگر این شهیدان نبودند، اثری از حرم