سایر منابع:
سایر خبرها
راز طول عمر آیت الله جنتی از زبان خودش/ فرزندان آیت الله چه می کنند؟
ترتیب اکنون رسما وارد نودویکمین سال زندگی خود شده است. شناسنامه:صادره از اصفهان در روستایی در نزدیکی اصفهان به دنیا آمد. لادان، زادگاه او، اکنون با گسترش شهر، بخشی از اصفهان به شمار می رود. نامش را احمد گذاشتند، پدرش، ملاهاشم جنتی، از روحانیون بنام منطقه بود. به مکتب رفت و بعدها وارد حوزه علمیه اصفهان شد و دوره ادبیات عرب و مقدمات سطح را در آنجا فراگرفت. در سال 1324 برای ادامه
نگاهی به زندگی مالکوم ایکس +فیلم و تصاویر
. اما شما از این میوه ها لذت نبرده اید. شما تنها از خارها و سختی ها لذت برده اید برای اینکه شما باید سخت تر کار می کردید تا به میوه ها دست یابید . مالکوم ایکس هم زمان با گام های بلند و سازنده ای که در مسیر اسلام برمی داشت، تصمیم گرفت به سنت نیک ازدواج، جامه عمل بپوشاند و با حضور زنی شایسته، خود را از تنهایی در لحظه های پرفراز و نشیب زندگی برهاند. مالکوم یار وفادار و همسر مهربانی می طلبید
دکوراسیون آپارتمانِ اجاره ای در غرب تهران
لبه لیوان خودنمایی می کرد، پذیرایی شدم. با وارد شدن فهیمه و بعد از سلام و احوالپرسی، گپ دوستانه مان را آغاز کردیم. فهیمه همراه همسر و دختر 4 ساله اش آوین، در این خانه زندگی می کند. رشته تحصیلی او معماری و همسرش برنامه نویسی است. از وی خواستم، درباره خانه اش برای مان بگوید. فهیمه اینطور شروع کرد: خانه مان استیجاری و حدود 3 سال است در اینجا زندگی می کنیم. به دلیل اینکه با محله و صاحبخانه
به بهانه چهارمین سالگرد شهید مدافع حرم سید حمید طباطبایی مهر/ سردار بی ادعا و سرباز ولایت که التماس هایش ...
توانست مثل خیلی ها بازنشسته شود و یک گوشه آرام و دنج پیدا کند و به ادامه زندگی اش بپردازد. اما او انگار دلش هوایی شده بود به خصوص سالها و ماه ها و روزهای آخر و باعث شد از همه چیز دل بکند و برای رضای پروردگارش هجرت کند. التماس های او برای شهادت در قنوت نماز شب زمانی برآورده شد که سیدحمید محاسنش سپید شده بود و دیگر وقت بازنشستگی و استراحتش فرارسیده بود. می توانست بازنشست شود و پاداش بازنشستگی
رمان ها در صدر
اعتقاد دارد همه چیز باید سرجای خودش باشد و فقط احمق ها به کامپیوتر اعتماد می کنند. او سال ها با قوانینِ سفت وسختش و همسرش که عاشقانه دوستش داشته، زیسته و حالا انگار به آخر خط رسیده. تا اینکه یک روز صبح، ماشین یک زن باردار ایرانی و شوهر خنگش که قرار است همسایه او شوند، به صندوق پستی اش کوبیده می شود و این آغاز ماجراست.ساخت فیلم مردی به نام اوه به کارگردانی هانس هولم و معرفی آن از طرف سوئد برای جشنواره
شهیدی که به خاطر کارشکنی مسئولان می خواست راننده تاکسی شود
تلخ زیادی را تجربه کردیم. اول شنیدن خبر قطعنامه، بعد هم رحلت حضرت امام و داغی که بر دلمان ماند. سال 1369 هم شهادت شهید گنجی رایزن فرهنگی ایران در شهر لاهور ایالت پنجاب پاکستان. نهایتاً بعد از هشت سال راهی ایران شدیم. سه سالی در ایران ماندیم اما همسرم در این مدت هم به قاره آفریقا و کشورهای حوزه دریای خزر سفر داشت. در نهایت سال 1374 به اتفاق خانواده به پاکستان رفتیم و سید علی مسئول خانه فرهنگ
نامزدهای احتمالی جبهه مردمی میثاق نامه امضا می کنند/ مسئولان به تذکر ما درباره تداوم طرح کنتر ل جمعیت ...
/> تهدیداتی که جمهوری اسلامی را دنبال می کند همین مسائل است اگر این رشد جمعیت ادامه داشت ناامنی و اعتصابات در کشور بیداد می کرد. کمتر کاری را این همه مطمئن هستم که برای رضای خدا انجام دادم و نگران بودم که اگر از این فکر دست بردارم چگونه پاسخ خدا را بدهم هیچ کدام از آقایان هم نمی گفتند که چرا این کار را دنبال می کنی. مرحوم آقای موسوی اردبیلی گفت تو درست می گویی من هم از این به بعد در
فردوسی علم پزشکی
ایشان در یک مسافرت با قطار همه آن را خوانده بودند. بعد از آن سفر به من گفتند تو فردوسی علم پزشکی هستی. این کتاب 268صفحه است و در ابتدای این کتاب نوشته ام: تقدیم به تمام طبیبانی که عاشقانه تدریس می کنند. من عاشق حرفه ام بودم و به خاطر شعر کارم را نیمه کاره نگذاشتم . ظاهرا همه اشعار شما در حوزه پزشکی نیستند. در چه زمینه های دیگری شعر می گویید؟ دیوان های ولایت، حکمت، نور، کوثر
در اختلافات اگر منطق کارساز نشود کوتاه می آییم
علاقۀ خودم یعنی پدافند شیمیایی و ساخت پدافندهای ضدشیمیایی کار کردم چون آن زمان رژیم بعث در جنگ علیه ایران از سلاح های شیمیایی استفاده می کرد به همین دلیل علاقه داشتم که در این حوزه خدمت کنم. *کمی از فضای کودکی و شغلی شما دور شویم؛ بفرمایید که چه سالی ازدواج کردید؟ سال 64 که فارغ التحصیل شدم چون می خواستم برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروم، ازدواج کردم و همراه با خانواده از ایران رفتم
ادبیات پایداری سرنوشت من است/ جوایز ادبی تحقیرم کرده اند
کار من است نه اصل، اصل برای من وضعیت انسان در بحران بود. حرکت بر لبه تقدیر و تصادف این نویسنده ادامه داد: نزدیک به پنج سال درگیر نوشتن این رمان بودم اما معنی این پنج سال تلاش این نبود که یک راست به نسخه فعلی برسم. داستان چندبار عوض شد، مواجهه پدر و پسر در آن طبیعی در نمی آمد، حتی وقتی برای دوستانم به صورت شفاهی تعریف کردم می گفتند که چطور می خواهی این قصه را در بیاوری و چطور
از قتل همسرم پشیمان نیستم حقش بود - من مردی آبرو دار بودم و بارها همسرم را نصیحت کردم!
اعلام گذشت کرد. در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و اتهامش را قبول کرد. او گفت از کاری که کرده ام پشیمان نیستم؛ چرا که همسرم مستحق مرگ بود. او با مردان زیادی رابطه داشت و در این باره به او هشدار داده بودم، اما به حرف هایم توجه نکرد. من مردی آبرو دار بودم و بارها همسرم را نصیحت کردم تا دست از رفتار نادرستش بردارد، اما قبول نکرد. اول اصرار به طلاقش داشتم و موضوع را با خانواده اش هم مطرح
حجاب و عفاف فقط یک امر مذهبی نیست!
که تا 20 سال آینده اسمی از مادر و خانواده در ایران دیده نشود. امروز حجم برنامه های درحال تولید عفاف و حجاب سطح بسیار پایین است، یعنی نسبت هزینه ای که ما داریم به نسبت درگیری که مخاطب با فرهنگ عفاف دارد و از هر رسانه و کانالی که دائم با پیام هایی که منافی با سطح عفاف و حجاب مواجه می شود، از نظر حجمی کم است و از سوی دیگر ارتباط بین فرستنده پیام ها و گیرنده آن به دلایل مختلف برقرار نمی شود
پای یک زن درمیان بود + عکس
خانوادگی فاش شد. همه اعضای خانواده در خون غلتیده بودند و فقط فاطمه دختر 10 ساله خانواده نفس می کشید. بلافاصله فاطمه به بیمارستان منتقل شد و بازپرس کشیک قتل پایتخت در جریان ماجراقرار گرفت. من قاتل هستم! فرزانه مادر خانواده که خودش را باچاقو مجروح کرده بود در همان صحنه قتل بازداشت شد و در بازجویی های اولیه اعترف کرد که به خاطر این که همسرش قصد ازدواج مجدد داشته، او را کشته او در توضیح
وقتی شوهرم از سفر برگردد، نمی دانم چگونه به چشمانش نگاه کنم / رسوا شدم و آبرویم رفت!
مهربان و اهل زندگی ازدواج کردم. همسرم یکی از صاحب منصبان شهر است و هیچ کمبودی در زندگی نداشتم، اما حسادت به دیگران، رفتار زشتی بود که همواره در وجودم سوسو می زد. در این میان، بیشتر از همه، به دختردایی ام حسادت می کردم. این موضوع آن قدر برایم عذاب آور بود که به هر طریقی تلاش می کردم او را نزد فامیل و بستگان همسرش تحقیر کنم، اما دختر دایی ام هیچ گاه بدی های مرا به رخم نمی کشید. او آن قدر مرا دوست
رفتارهای شوهرم مرا به سوی خودکشی کشاند
به سراغم آمد با وجود سختی هایی که شغلش داشت به او جواب مثبت دادم و باهاش ازدواج کردم الآن دو سال است که به خاطر شرایط شغلی امیر به اصفهان آمدم . اوایل زندگیمان خیلی خوب و خوش بود اما از وقتی که امیر یک گوشی هوشمند خریده دیگر آن همسر سابق نیست، رابطه اش با من سرد شده ، از صبح تا شب که سر کاره وقتی هم که به منزل میاد هنوز لباس هایش را در نیاورده می رود سراغ گوشی موبایلش و خودش را با گشت
معیارها و مصادیق ثابت و متغیر از دیدگاه شهید مطهری
بتوانیم همه افراد را برای همیشه قانع کنیم که راضی شوند، همه درها به رویشان بسته شود و از آن کلید مرموز و جادویی به نام پول یا ثروت به عنوان یک شئ پلید و منفور دوری گزینند . حالا اگر با نام خدا و با نام دین، با این غرایز مبارزه شود، اگر تحت نام و عنوان دین، تجرد و رهبانیت، مقدس شمرده شود و ازدواج پلیدی، اگر تحت آن نام و عنوان، جهل، موجب نجات معرفی گردد و علم، سبب گمراهی، اگر با آن نام و
زوج ها بخوانند! نکاتی مهم تر از نان شب برای زندگی موفق
اینکه همیشه زیر نظر باشند بیزارند. برای آنها گرفتن رمز عبور رایانه هایشان، چک کردن تلفن ها یا حساسیت نسبت به همکاران، می تواند نشانه نابود شدن رابطه با همسر و نابود شدن زندگی باشد. چیزی که بیشتر از همه مردها را از ازدواج فراری می دهد، ترس از محدودیت و همین کنترل هاست. بر خلاف تصور برخی از خانم ها، مردها از زن هایی که هر روز منتظر محبت زیاد یا جملات و پیامک های شاعرانه و عاشقانه هستند خوششان
می خواهم خودم را قاطی بسیجی ها کنم/بساطم را جمع کردم و رفتم
. موقع خداحافظی گفتند: محسن رضایی ترور شده! وقتی به دوکوهه رسیدیم، هنوز قصه ترور محسن رضایی ورد زبان بچه ها بود. یک عده هم می گفتند تصادف کرده. اتفاقاً دومی درست بود. ابراهیم را پیدا کردم و گفتم: حتم داشته باش عملیات تو هوره. ابراهیم گفت: مگه می شه؟ اینها چطور می خوان نیروی آموزش ندیده رو به هور ببرند؟ بچه ها که غواصی بلد نیستن. - واقعاً قصه هور با خیابان فرق داره
فرد مورد اشاره رهبری در کنفرانس حمایت از انتفاضه +تصاویر
برهاند. مالکوم یار وفادار و همسر مهربانی می طلبید تا سرد و گرم روزگار را در کنار او بچشد و تلخ و شیرین هم زیستی با او را پذیرا باشد. بِتی، پرستار سیاهپوستی بود که در یکی از بیمارستان های آمریکا مالکوم را شناخت و هنگامی که با افکار و اعتقادات این جوان مبارز آشنا شد، پیشنهاد زندگی مشترک با او را پذیرفت. بتی، همسرش را مظهر اراده در یک زندگی خانوادگی می دانست و می گفت: مالکوم برای من هم پدر و
کمیسیون 5 نفره علت مرگ زن بیمار در بیمارستان را بررسی می کند
روزها در حال تدارک مراسم سالگرد همسرش است. او در شرح ماجرا به خبرنگار ما گفت: یک روز قبل از حادثه همراه همسرم برای مراسم خاکسپاری یکی از بستگان به بهشت زهرا رفته بودم. آنجا بود که حال همسرم بد شد و او را به بیمارستان لولاگر منتقل کردم. کادر درمانی بعد از معاینه، گرفتگی عضلانی را علت ناراحتی او عنوان کردند و اطمینان دادند که جای نگرانی وجود ندارد، به خاطر همین راهی خانه شدیم. چند ساعت بعد اما
چراغ کهنه صنعت فرش همدان خاموش نمی شود
خاطر خریداران را در پی دارد. ***کف پوشهای جدید رقیب جدی فرش دستباف وی گفت: برای بالا بردن توان رقابت در بازار باید در بعد کیفی و کمی یعنی قیمت و کیفیت فرش را ارتقا داد و با تبلیغ فرش دستباف، اهمیت وجود آن در منزل و بهتر بودن آن نسبت به سایر کف پوشها را به مصرف کننده شناساند. وی بیان کرد: فرش دستباف هم اینک دارای رقبای جدید و نوظهوری از جمله انواع کف پوشها نظیر سرامیک
بررسی ضخامت آندومتر در قاعدگی های طولانی/علت دردهای غیر عادی هنگام نزدیکی
دو روز اول خونریزی ادامه پیدا کند ولی پس از آن قطع خواهد ش د من حدود 1سالو نیمه ازدواج کردم و 18سال دارم و تو این مدت د تمامی رابطه ها احساس ارضا شدن نداشتم ینی ن لرزش بدنی ن سرد و گرم شدنی چیزی حتی وقتی همسرم ابشو داخل واژنم میریزه ام حس نمیکنم اب من میاد همسرم میفهمه و بهم میگه ولی خودم متوجه نمیشم و به قولی به ارگاسم 100در صد نمیرسم و همیشه ام اون حس خواستن میمونه روم این خیلی مشکل
گلر استقلالی که فکر می کند واکاشیزوما است
باعث می شود فشار کمتر شود. در کل هر بار جانشین مهدی شدی کلی استرس داشتی؟ هفته اول لیگ امسال هم با کلی فشار درون دروازه ایستادم. یک سری می گفتند مصدوم است و به درد استقلال نمی خورد اما بعد از بازی نظر همه عوض شد. چهار سال پیش به هر دلیلی بازی به من نرسید اما این فصل خیلی امیدوار بودم تا بالاخره بتوانم فرصت بازی به دست بیاورم. راستش به مسائل حاشیه ای زیاد توجهی نمی کنم.
ضیافت رنگ و نور
موفقیت، محصولات مان را به جامعه هدف مان، یعنی مهندسان و معماران و همه کسانی که در ساختمان سازی دستی دارند، معرفی کنیم. تنها راه پیش بینی آینده، ساختن آن است و ما تمامی تلاشمان این است که از این مسیر خارج نشویم. تلفیق دانش و هنر ایرانی تیم اصلی و بنیانگذار این کار، من و همسرم هستیم که ایده دادیم، تصمیم گرفتیم و شرکت را تاسیس کردیم. بعد از آن هم کم کم دوستانی به جمع ما اضافه شدند
نگاهی به زندگی جوانی که امروز سالگرد شهادت اوست
انقلاب اسلامی در سال 1359، عضو سپاه پاسداران شهرستان قم گردید. شش ماه در قم به عنوان بسیجی بود و بعد از آن عضو رسمی سپاه شد. مدتی بعد با خانم عشرت ایل بیگی ازدواج کرد که ثمره 4 سال زندگی مشترک آن ها تنها یک دختر به نام زینب است که در 26 دی ماه 1362 متولد شد. شهید خوشحال بود که نام دخترش را به نام قهرمان کربلا، زینب (س) گذاشته است. همسرش می گوید: شرط او برای ازدواج این بود که گفت: من پاسدار هستم و
انشای انقلاب همه را تحت تأثیر قرار داد
خانواده بودم و فعالیت من از همه بیشتر بود. شوق انقلاب باعث شد که دیر ازدواج کنم و در سال 59 زمان جنگ ازدواج کردم و به همسرم گفتم تمامی پول هدیه هایی که برای ازدواجم می خواهید خرج کنید به دفتر کمیته امام(ره) بدهید. حتی برای مراسم ازدواجم حاضر نشدم مجلس عروسی بگیرم و همیشه دنبال ساده زیستی بودم و می دانستم پول خوشبختی نمی آورد. از بین خواهرانم فقط من چنین تفکری را در زندگی خود پیاده کردم. به عنوان
عاشق کار کردن برای کودکان هستم
* اولین تجربه کارگردانی معمولا سخت و چالش برانگیز است و شما هم انمیشن /رئال را به عنوان اولین فیلم بلند سینمایی تان انتخاب کردید که طبعا کاری دشوار بوده بوده است. بله! دقیقا همینطور است و کاری سخت و چالش برانگیز پیش روی مان بود. حدود بیست سال است در زمینه انیمیشن و کارهای مرتبط با جلوه های ویژه فعالتی می کنم و راستش انیمیشن را در ایران خیلی مهجور دیدم. متاسفانه این ژانر در کشور ما زیاد
کندوکاوی در نامزدهای اسکار 2017
دو رقیب اصلی را “روث نگا” برای فیلم “لاوینگ” و “نانالی پورتمن” برای فیلم “جکی” می دانم. فیلم “لاوینگ” که براحتی می توانست بجای فیلم “لبه تیغ” در فهرست نامزدهای اسکار بهترین فیلم باشد حالا تنها به دلیل بازی زیبای “روث نگا” به اسکار راه یافته است. قصه فیلم که برمبنای ماجرائی واقعی است در دهه پنجاه قرن گذشته در ایالت ویرجینا رخ می دهد، جائی که هنوز ازدواج سفیدان و سیاهان به دلیل پیشگیری
تجربه چهار مرتبه جوخه اعدام گام های آن مرد را نلرزاند
به گزارش صاحب نیوز ؛ جعفر به سال 1333 در اصفهان در خانواده ای با تقوا و متعهد چشم به جهان گشود و در دامان پدری زحمتکش و مادری مهربان تربیت یافت. جعفر یک ساله بود که خانواده اش به تهران مهاجرت کردند. جعفر که از تحصیل در دوره روزانه مأیوس می شود، پس از دریافت شناسنامه المثنی که چند سال بزرگتر از سن خودش بود، برای تحصیل به دوره شبانه می رود. روزها به کار خیاطی مشغول می شود و شب ها به درس
حسن همیشه می گفت اسلام مرز ندارد/ شرط حسن برای حضور در جلسه خواستگاری
های عمومی، داوطلبانه حضور داشت. به چهارده معصوم(ع) ارادت ویژه ای داشت. طوری که تمام دو ماه محرم و صفر را عزاداری می کرد و لباس مشکی از تنش خارج نمی شد. همیشه به شهادت فکر می کرد و دل نوشته های زیادی از او برجای مانده که از خدا مرگ باعزت و جان دادن برای ائمه(ع) را خواهان است . وی در ادامه سخنان خود بیان داشت: هر زمان که در مورد ازدواج با او حرف می زدم، جواب می داد: من هدف های بزرگ تری دارم