سایر منابع:
سایر خبرها
استانبول رابطه من و مادرم را خراب کرد
اوایل، وقتی درباره عشق می نوشتم، مردم می گفتند که از عشق ترکیه ای نوشته ام. وقتی کارهایم ترجمه شد، ترک ها به آن افتخار کردند. مرا از خودشان دانستند. برای شان بیش تر ترک شده بودم. وقتی در جهان شناخته می شوی، ترک بودنت هم پررنگ می شود، بعد ترک هایی که تو را قبول نداشتند هم بر ترک بودنت تأکید می کنند، حس هویت ملی ات به بازیچه دست دیگران تبدیل می شود. توسط دیگران به تو تحمیل می شود. حالا دیگر آن ها
زندگی نامه متفکر بحث انگیز ایران
پدرش شروع به ترجمه کتاب ابوذر (نوشته عبدالحمید جوده السحار) کرد. در اواسط سال 1331 تحصیلاتش در دانشسرا تمام شد و وی پس از مدتی شروع به تدریس در مدرسه کاتب پور احمدآباد کرد و همزمان به فعالیت های سیاسی اش ادامه داد. کتاب مکتب واسطه نیز در همین دوره نوشته شده است. شریعتی جوان در سال 1334 پس از تاسیس دانشکده علوم و ادبیات انسانی مشهد وارد آن دانشکده شد و پس از چندی مسوولیت انجمن ادبی
لیست خبرنگاران اردبیلی که مدیر شدند
نداشت. وی که بعدها تحصیلات خود را از حوزه علوم پایه به امور بین الملل تغییر داد از روزنامه نگاران فعال استان است. هر چند وارد هیچ حزب سیاسی نشده اما در انتخابات سال 84 برای کاندیدای اصلاح طلبان سنگ تمام گذاشت و البته در مواردی به برخی مدیران اصلاح طلب هم خیلی نزدیک بود. به نظر می رسد وی از جمله اصلاح طلبانی به شمار می رود که دیدی اصولی به مسایل جامعه دارد. بررسی فعالیتهای پورمجید نشان می دهد وی تلاش
جراحی روح ایرانی با دکتر سریع القلم
منشعب می شوند. دلیلش این است که مسائل را به صورت صفر و یک می بینند. ما به دیگران می گوییم یا شما حرف ما را قبول کنید یا اینکه بروید کنار؛ ما کار خودمان را می کنیم. در فرهنگ عمومی هم همین رفتار را می کنیم. فکر می کنم نداشتن حس همکاری و اینکه ما خود را معمولا خیلی بزرگ تر از آنچه هستیم، می بینیم؛ اجازه نمی دهد در سطح منطقه نیز همکاری کنیم. چهار سال پیش، وقتی ترکیه، سیاست های متفاوت با ما نسبت به سوریه
خاطرات شیرین پسر ایرانی تیم ملی فیلیپین
حرف بزنم و با من حرف نمی زدند. می گفتند اوکی و من هم می گفتم باشه اوکی! با کسی هم دوست شدی؟ آقای حنیف عمران زاده که دفاع بازی می کرد می گفت از این ایتالیاییه بپرسید کدام پست بازی می کند که من هم به فارسی جواب دادم پیستون بازی می کنم. بعد همه تعجب کردند گفتند تو فارسی بلدی و ما سه ساعته نمی دانیم! حتی روز بعدش هم ورزش سه خبر زد که یک بازیکن فیلیپینی آمده و با استقلال تمرین کرده
منصوریان: نگذاشتم قلعه نویی جای حجازی را بگیرد (1)
فریبا گفتند شما اگر می خواهی بیا استقلال... من هم فکر کردم سر کارم و شروع کردم به بازی کردن با او؛ اما یک دفع گفت مگر تو همانی نیستی که در بازی تکل زدی؟ تا گفت تکل، گوشی را گرفتم گفتم آرش، امیر قلعه نوییه!! پرسید می آیی استقلال گفتم بله که می آیم. گفت از پول خبری نیست ها! گفتم پول نمی خوام، می آیم. گفت فردا ساعت دو کارخانه یخ باش. بعد هم آدرس داد. من اصلاتاحالا نصرالله عبداللهی را از
ازادعای پولدار بودن دولت یازدهم و ناگفته های جلسه قبل از کاندیداتوری روحانی تا متلک حدادیان به هاشمی و ...
چند تا حرف با جناب آقای هاشمی دارم. یکی اینکه در کربلای چهار فرمانده چه کسی بود؟ خودت بودی! سال 65 شما فرمانده بودی. اگر واقعا دلت برای این مردم می سوزد سه چهار تا سوال من را جواب بده! یک: کدام عید به جای کیش پا شدی رفتی جبهه ها؟ این همه مردم رفتند سر زدند. چطور این مردم می روند به محل شهادت رفقایشان سرمی زنند؟ چطور این پدر و مادرها می روند به محل شهادت فرزندانشان سر می زنند؟ چطور این خواهر و
از ارزش ها کوتاه نمی آییم حتی اگر به قیمت جان ما تمام شود
گور شدیم اما تسلیم نشدیم، حال شما چطور می خواهید در حالی که دست بسته نیستید، تسلیم آمریکا شوید؟ وی اظهار داشت: این پیام شهدا به چشم و گوش مردم رسید و راه افتادند و گفتند دنباله رو شهدای غواص هستیم؛ اگر می گویید حل مشکلات به لغو تحریم ها وابسته است ، یا می گویید استخوان های مردم زیر بار تحریم خورد شده ، هر دو حرف غلط است ولی در همان شرایط هم پیرو 175 شهید غواص هستیم، یعنی اگر امر دایر باشد، دست
"ما دست بسته جان دادن را بر دست بسته تسلیم شدن ترجیح می دهیم"
علم الهدی افزود: خداوند در ماه رمضان گناهان را آتش می زند و هیچ نکته شرمنده سازی میان تو و خدا وجود ندارد. امام جمعه مشهد مقدس اظهار داشت: هفته گذشته تشییع جنازه به یادماندنی غواصان شهید را داشتیم، تشییع جنازه شهدای غواص برای بار دیگر نماد به یادماندنی از وفاداری مردم پای ارزش ها و اصول انقلاب را به نمایش گذاشت. آیت الله علم الهدی بیان کرد: از زمانی که این غواصان در کربلای4 به شهادت
حمایت یا ضدحمایت؟
یک سرپرست گروه های مستقل تئاتری- پاپتی ها، دن کیشوت و مونگو- هستند ترتیب دادیم. در این میزگرد، به تعریف دوباره ای از حمایت در هنرهای نمایشی رسیده ایم که در ادامه، مشروح آن را می خوانید: سؤال اصلی این است که چرا اسم یک سالی می شود سال تئاتر، ولی در چند ماهی که از آن گذشته، هیچ اتفاقی برای آن نمی افتد، حتی کار هایی که قبلا انجام می گرفت هم انجام نمی شود؟ چطور می شود حمایت ها را از بخش
رنج های دختر 9ساله بیمار و راننده ای که از صحنه تصادف گریخت
دوا و درمان تو و پدرت می کنم؛ پول برای این چیزها نمی ماند. تازه این همه غصه های دلم که نیست. چند وقت پیش که پدرم در بیمارستان بود، با کفش های پاره به مدرسه رفتم. بچه های مدرسه مرا خیلی مسخره کردند. من هم که از دست آنها خسته شده بودم، از وضع مالی ام برایشان گفتم، آنها به حالم گریه کردند. معلم ورزشم که دید مامانم توانایی خرید کفش ندارد، خودش یک کفش برایم خرید. زمانی که کارهای خانه را انجام می دهم و
تأملی بر مبانی فکری شریعتی
نوع ادبیات گرایی و حالت بیانی است. شریعتی نیز بهره مند از این خوی خراسانی بود. او به شدت سعی می کند ادبی سخن گوید، سعی می کند بیانی سخن گوید و به خوبی حرف هایش را تبیین کند. فن سخنوری که در خراسان است در شریعتی هم هست به ویژه اینکه از روستایی کویری مثل مزینان به شهر مشهد که مرکز خراسان بزرگ است؛ می رود. شریعتی در شرایطی قرار می گیرد که ناخودآگاه باعث رشد بیشتر او می شود. این را اضافه
گفته می شود
در بیمارستان، وضعیت سلامتی نسبی را بدست آورده بود و در منزل، خود را برای جشن عقد یکی از دخترانش مهیا می نمود تا آنکه در روزهای سرد زمستان که هم زمان بود با رأی محکومیت پدرم، وقتی که بی تابی ها و دلهره های ما را با چشمان خود می دید و نای سخن گفتن نداشت و ما هم سعی می کردیم مادرمان خبر ناگوارِ محکومیتِ پدر را نشنود، ولی با تبلیغات وسیع صدا و سیما (بر خلاف فتوای صریح مقام معظم رهبری) و نیز چند برابر
چه کسی بین شهید مطهری و شریعتی اختلاف انداخت/ مخالفان شریعتی چه کسانی بودند؟/ نظر آیت الله خامنه ای ...
بازجویی می کنند. با داشتن مدرک دکترا از دانشگاه سوربن به او اجازه تدریس در دانشگاه را نمی دهند. به همین دلیل در مقطع دبیرستان شروع به تدریس می کند. در مشهد شروع به ترجمه و تألیف می کند. مانند نقد ادب و سلمان فارسی را ترجمه می کند. تا سال 44 چند ترجمه دارد. کتاب کویر برای همین روزهاست که به تنهایی های او برمی گردد. در واقع کویر حرف شاعرانه و حرف دل خودش است. کتاب استدلالی و اعتقادی نیست. وقتی
شهدای غواص قربانی جنایت کدخدای جهان همچون آمریکا هستند/مایوس کردن تولیدکننده داخلی یک خیانت است
به گزارش آناج به نقل از فارس، حسن رحیم پور ازغدی ظهر امروز در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه مشهد در حرم مطهر رضوی اظهار داشت: باید درود فرستاد بر شهدای مظلومی که در عملیات کربلای 4 به شهادت رسیدند؛ آنها قربانیان جنایت مدعی کدخدایی جهان همچون آمریکا، 1+5 ، رژیم های آل سعود و فاسد منطقه و همدستی تمام آنها باهم، منافقان و برخی گرو ه های به اصطلاح ملی گرا هستند که به مدافعان اسلام و ایران خیانت
زندگی با رویای کودکی
ابد در تبریز بود. می خواست بیاید خواستگاری؟ می گفت عکست را بفرست. چه عکسی فرستادید؟ نفرستادم. گفتم من دختر زشتی هستم. خب، این تفریح چگونه شخصیت شما را ساخت؟ مسیر زندگی ام را عوض کرد. باعث شد بازی کنم. بنویسم. کدام یک از کارهای کودک این سال ها قابل دفاع است؟ یکی از مهم ترین ها، زی زی گولو است. 96 درصد مخاطب کم
شریعتی چه چیزی برای جامعه امروز ما دارد؟
واقع اندیشه شریعتی امروز برای ما چه کاربردی دارد؟ اینها پرسش هایی بود که به مناسبت 29 خرداد سالمرگ دکتر علی شریعتی درباره آنها با حجت الاسلام محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشکده مفید قم گفت وگو کردیم. در سال های اخیر نقد های زیادی به دکتر علی شریعتی وارد شده است، اما از سوی دیگر همین نقد ها نشان می دهد شریعتی همچنان خوانده می شود، شما دلیل این نگاه
پر بیننده سیاسی پنجشنبه:تکذیب اظهارات درباره ماهواره/ نظر سنجی موسسه آمریکایی درباره انتخابات 88
اصولگرا با سلایق مختلف سیاسی را دور هم جمع کند؟ این پرونده را اینجا ببینید. در ساواک به من می گفتند تو شاخه دانشگاهی خمینی هستی یکی از روزنامه های صبح به نقل از حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نوشت:آن چه می گویم نقل قول پدرم (حاج حیدر رحیم پور ازغدی) درباره مرحوم دکتر شریعتی است که در سال های مبارزات انقلابی، همراه هم بودند و جلسات سیاسی آن ها در مشهد برگزار می شد
گفتنی هایی درباره شریعتی که جرأت می خواهد
/> تو شاخه دانشگاهی خمینی هستی آن چه می گویم نقل قول پدرم (حاج حیدر رحیم پور ازغدی) درباره مرحوم دکتر شریعتی است که در سال های مبارزات انقلابی، همراه هم بودند و جلسات سیاسی آن ها در مشهد برگزار می شد. شریعتی به فاصله 30 تا 40 روز قبل از درگذشت و پیش از خروج از ایران، برای آخرین بار به مشهد آمد. آن چه نقل می کنم آخرین حرف ها و مواضع او در آن دیدار است که پدرم روایت می کند: شریعتی در
از این که متعلق به سینمای بعد از کیارستمی هستم خوشحالم
، نداشتند.ایشان به شدت اصرار داشتند که با تجربه نو و جدید سر کلاس بیاییم و به شدت هم آدم سخت گیری هستند. بر خلاف این که عده ای تصور می کنند سینمایش خیلی ساده و راحت است. یعنی به نظرم حتی در نگاه ساده باز هم سینمای ساده ای ندارد. من وقتی فیلمنامه را نوشتم، دوستان سینمایی دیگری هم آن را خوانده بودند و پیشنهاد می کردند که اصلا با این دکوپاژ و این رویه کار را نسازم. چون تو داری پرسوناژ اصلی فیلمت را حذف
ماجرای منبر رفتن قرائتی در واشنگتن
: درامریکا اگر فردی ورشکست بشود اموالش را می فروشند و به طلبکار می دهند ولی خانه اش را نمی فروشند .این بخاطر مسائل حقوق بشر است. من گفتم: در اسلام مستثنیات دین (بدهکار)داریم. اگر کسی بدهکار شد سه چیز را از او نگیرند: خانه ، مرکب و نوکر. من گفتم که قانون شما بعد از هزار و چهارصد سال به یکی از این سه چیز رسیده است. آیا قانون شما مترقی است؟ آنها حرف مرا قبول کردند. یکی از آنها گفت که در امریکا بریدن درخت جرم
مافیای میوه در دست یک خانواده 10 نفره
چیست؟ حسن پور گفت: ما در کشور نزدیک به 16 میلیون تن میوه تولید داریم که در مقایسه با جهان می بینیم 2.5 برابر مردم جهان، سرانه تولیدی داریم. تولید سرانه میوه 200 کیلو در سال است ولی در جهان 84 کیلو است. این نشان می دهد از لحاظ تولید به حد کافی هست و نیاز به واردات نداریم. نرخ هندوانه سر مزرعه 500 تا 700 تومان است. ولی وارد بازار ملی می شود 1500 تا 2200 تومان. آیا این اختلاف مربوط به بخش
مرگ برآمریکا را به خودشان می گیرند/ قاتل زنجیره ای توافقات! / ناگهان تصمیم گرفتم آدم بکشم
رسانده که باید به یک توافق قابل قبول برسند. در هر صورت ایستادگی هایی که بر سر حق مسلم ایران در طول این چند سال صورت گرفت موجب شد تا طرف غربی به این واقعیت دست یابد که نمی تواند هر آنچه می خواهد را به ایران بقبولاند. نتیجه سرسختی ایران آن شد که امروز اولین گام های عقب نشینی طرف غربی مشاهده می شود. در واقع زمانی آمریکا و همپیمانان اروپایی تمام تلاش خود را به کار بستند تا بگویند ایران در صدد رسیدن به
دلواپسان تسلیم قانون می شوند؟
مردم استعلام شد که ای مردم آیا شما این سیاست ها را قبول دارید یا خیر؟ مردم در 24 خرداد 92 با رای سنگینی گفتند ما این سیاست ها را قبول نداریم، نامزدی که در خط آن سیاست ها بود یعنی آقای دکتر سعید جلیلی بیشتر از 4 میلیون رای نیاورد و نامزدی که آن سیاست ها را به چالش کشیده بود یعنی آقای روحانی 19 میلیون رای آورد، منتهی در مملکت ما مشکلی وجود دارد و آن این است که متاسفانه گروهی که یک پایی هم در قدرت
داستانک هایی از زندگی دکتر علی شریعتی
می گم؟ آهسته خندید و گفت: خودکار بیک! ارث پدرم... کاظم زاده (وزیر علوم وقت) زبانش به نصیحت دکتر گرم بود، هر جا چشمش به علی می افتاد، بنا را می گذاشت به اندرز دادن و تکرار داستان زبان سرخ و سر سبز. آقا ول کن این مبارزه را، چند بار سازمان امنیت ازمون خواسته بذاریمت کنار. گوشش پر بود از این حرف های صدمن یه غاز، این بار هم مثل دفعه های قبل با بی تفاوتی جواب داد: هر چه به شما
ماجراهای کل کل هوشنگ و شیرین شمعدونی!
پیمان قاسم خانی هم آمدند تا آنها هم، تست تو را ببینند. یکی بار دیگر من آن صحنه را بازی کردم و به من گفتند که عالی است، از نظر ما خوب است، ولی باید مدیران سیما هم نظر دهند. این طور که گفتند من فکر کردم که تستم قبول نشده، چون ما هم در کار خودمان (تئاتر) تست می گرفتیم، وقتی خوشمان نمی آمد، می گفتیم بروید باهاتون تماس می گیریم. بعد من رفتم مشغول ضبط مجموعه کوچه مروارید شدم. فردای همان روز
معاون وزیر آموزش و پرورش: مثبت اندیشی همدلی و همزبانی می آورد
بودند، افرادی که اعتدال را قبول دارند و در سال های گذشته در کنجی خزیده بودند، توان داشتند ولی از توانشان استفاده نمی شد، امید داشتند ولی از امید آنها استفاده نمی شد و با اندک مسئله ای آن ها را کنار می زدند و حالا که به میدان آمده اند، انگار وظیفه ندارند حرف بزنند و دفاع کنند. وی تصریح کرد: بیش از 100 مجله و روزنامه هرچه می خواهند می نویسند و هرچه می خواهند تخریب می کنند و رییس جمهور کشور را زیر
گزارش تکان دهنده از تجاوز به زنان سوری
هیچکس از کسی که رنج می برد، نمی پرسد: کشورت کجاست یا مذهبت چیست؟ فقط باید گفت: تو رنج می بری و همین کافی است. لویی پاستور اپیدمی تجاوز جنسی به زنان سوری در اردوگاه های آوارگان مشکل بزرگی است که به آسانی حل نخواهد شد. علاوه بر خشونت اعمال شده، این زنان از داغ ننگ تجاوز در تمام طول زندگی زجر خواهند کشید به همین دلیل به ندرت در مورد متجاوزان حرف می زنند ولی تقریبا همه آنها از
معاون وزیر آموزش و پرورش: مثبت اندیشی همدلی و همزبانی می آورد
نیستند، هستند، حق هم دارند، آقای رییس جمهور گفتند اعتراض حق مردم است اما می خواهم بگویم کسانی که موافقند و منتظر دولت تدبیر و امید بودند، افرادی که اعتدال را قبول دارند و در سال های گذشته در کنجی خزیده بودند، توان داشتند ولی از توانشان استفاده نمی شد، امید داشتند ولی از امید آنها استفاده نمی شد و با اندک مسئله ای آن ها را کنار می زدند و حالا که به میدان آمده اند، انگار وظیفه ندارند حرف بزنند و دفاع
افتخار ازدل اختلاف
تاکید دارند. این عضو جامعه روحانیون درباره آن زمان چنین گفته است: دوستانی که اکثریت را داشتند در انتخابات های مختلف روی افرادی از یک حزب انگشت می گذاشتند و به راحتی حاضر به قبول دیگران نبودند. برخی از آنها افرادی را که تابع منش و رفتار آنها نبودند را از لیست کنار می گذاشتند اگر چه آن فرد متخصص و متعهد هم بود. حتی سخن یکی از اعضای اکثریت این بود که خلاف می دانم افرادی که شما معرفی می کنید را بپذیرم