سایر منابع:
سایر خبرها
ظریف: فکر نمی کنم تمدیدی در کار باشد/ برای ارسال پیام به آمریکایی ها کانال مستقیم داریم
هدف تحریم، ایجاد فشار اقتصادی برای جدا کردن مردم از حاکمیت عنوان شده بود. به بیان دیگر تحریم وقتی موفق است که مردم از حاکمیت جدا شوند و وقتی شکست می خورند که مردم از حاکمیت جدا نشوند. اهمیت انتخابات 92 در این است که نقطه شکست تحریم را ترسیم کرد. بعد از آن بساطی که در تبلیغات راه انداختند و اتفاقاتی که متاسفانه در گذشته افتاده بود، اما به دنبال صحبت های مقام معظم رهبری که خواستار رای همه مردم شدند
یک لحظه عصبانیت، برادرکشی را رقم زد
قرار گرفت. اعتراف به قتل برادر: متهم عارف . ک (24 ساله) پس از حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در خصوص انگیزه جنایت و قتل برادرش به کارآگاهان گفت: تازه به خانه آمده بودم که متوجه درگیری مادرم با برادر کوچک خود شدم؛ از این موضوع بسیار عصبانی شده و از محمد خواستم تا برای صحبت کردن از خانه بیرون برویم؛ قصد صحبت با محمد را داشتم اما او با من ابتدا درگیری لفظی پیدا کرد و در
ظریف: فکر نکنم تمدید داشته باشیم
قرار گرفته بودم، سیاه نمایی کنم. آقای دکتر اجازه دهید که به هشت سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، بازگردیم. یکی از خصلت ها و ویژگی های سیاست خارجی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این بود که ما به دلیل اینکه ضدهژمون بودیم برخی از نرم ها (هنجار های) بین المللی را نمی پذیرفتیم. در حال حاضر آیا قرار است که با مذاکرات هسته ای نگاهمان را نسبت به سیاست خارجی تغییر دهیم و آیا اقتصاد، اولویت
به هیچ قیمتی حاضر نیستم نوشتن را از دست بدهم/ بیان تلخی ها در اشعار شاعران برای آشنایی مخاطبان با ...
می کردم وهمزمان مشغول خواندن و نوشتن بودم. از چه زمانی به استعداد شاعرانگی خود پی بردید؟ زمانیکه تحصیلات خود را به مقطع اول راهنمایی رساندم داستان کودک می نوشتم و معلم ها که شاید اغراق کرده باشند به من می گفتند که استعداد بی نظیری در نوشتن دارم و بنده نیز برای شکوفایی استعداد خود وارد کانون کوثر شدم و بعد از آن نیز عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شدم و اولین شعرم در سال
شهرام ناظری: با افکار مردم، بازی نکنیم
تئاترهای استاد سمندریان عشق می ورزیدم و علاقه داشتم. با بهرام بیضایی رفت وآمد داشتم و از اندوخته ها و دانش این استاد بزرگ همیشه استفاده کردم. طبیعتا با اکثر کارگردان ها از نزدیک محشور بودم ولی این چندسال برای کارکردن راغب نبودم، اما از این به بعد این حضور ادامه خواهد داشت. پس آوازخواندن شما برای سایر فیلم ها ادامه خواهد داشت؟ بله، حتما ادامه خواهد داشت. در این
علف می کشم، پس هستم
درسش تمام شده اما معتقد است: دوران تحصیل من همزمان بود با زمانی که تفننی و کوتاه مدت می کشیدم که تاثیر خاصی به نظرم روی درسم نداشت ولی وقتی که در طولانی مدت ادامه پیدا کرد، نسبتا به همه چیز بی قید شدم، خیلی از چیزها را رها کردم. در این 12 سال مصرف، من خیلی مقید به یکسری کارها نبودم، مثل حفظ یک شغل ثابت، نقش های اجتماعی و... به همین واسطه خیلی از کارها را از دست دادم و خیلی از کارها را
ناگفته های جنجالی سجاد انوشیروانی از خداحافظی اجباری
بروم دیگر انگیزه ای برای تمرین نداشتم، زمانی که به اردبیل آمدم دنبال مشکلات درسی ام بودم و کم کم تمرین کردن از دستم در رفت و کلا کنار گذاشتم. زمانی هم که وزنه برداری آموزش و پرورش به من دادند وارد بحث مربی گری شدم خدا را شکر در حدود 2 سالی که کار کردم، نوجوانان زیردست من در مسابقه های کشوری مدال های خوبی کسب کردند، یکی دیگر از نفراتی که با او کار کردم، پیمان جان بود. وی در پاسخ به این
خودروی لوکس دارم، پس دور دور می کنم
مزاحمت های خیابانی تحت تعقیب قرار دهیم. با پراید دور دور نمی کنیم راننده خودرو سراتو قرمز رنگ وقتی خودرواش بعد از 10 دقیقه ایجاد مزاحمت متوقف می شود با پذیرفتن دور دور کردن می گوید: از نیاوران به خیابان شهید اندرزگو آمدیم یک دور زدیم و می خواستیم به خانه برویم. مزاحم نشدیم. من جلوی خودروی خانم بودم و مزاحمت ایجاد نکردم. من هفته ای دو بار برای تفریح به خیابان می آیم و دور دور می
60 بیان امام خامنه ای در توصیه به خرید کالای ایرانی
را وادار کرده اید به اینکه ابتکار خودش را بیاورد میدان؛ جنس داخلی که مصرف شد، آن کننده ی کار، ابتکاراتی دارد، این ابتکارات را روز به روز افزایش خواهد داد؛ شما وقتی که جنس داخلی مصرف میکنید، ثروت ملّی را افزایش داده اید. در گذشته، در دوران طاغوت، ترجیح مصرف خارجی به عنوان یک سنّت بود؛ سراغ جنس که میرفتند، [میپرسیدند] داخلی است یا خارجی؟ اگر خارجی بود، بیشتر به آن رغبت داشتند؛ این باید برگردد و به
از رد صلاحیت در مجلس چهارم تا استانداری آذربایجانشرقی
... در انتخابات مجلس سوم نیمی از روحانیون مخالف من بودند و نیمی دیگر، همچون آقای حسنی1 سکوت اختیار کرده بودند. در انتخابات مجلس چهارم آقای سید علی اکبر قریشی مرا دعوت کرد و گفت: شما نامزد انتخاباتی روحانیون هستید. از من خواستند تا در مدرسه محمدیه برای جمعی از طلاب سخنرانی کنم تا بعد از اطلاع از منش و خط مشی من برایم تبلیغ کنند.من از این همه استقبال شگفت زده شدم ... ... وقتی
رونمایی از کتاب های مرادی کرمانی، کتایون ریاحی و شجاعی/ روزی به نام ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت 2014
جایگاه مهمانان ویژه می برد. قرار است امروز از ترجمه ی آلمانی کتاب خمره رونمایی شود. بعد از رفتن آقای کرمانی با خانم ناشر بحثمان را ادامه می دهیم، یک دفعه غرفه به هم می ریزد و ناشر و غیرناشر وسط غرفه جمع می شوند، سؤال می کنیم: چه شد؟ چه کسی آمد؟ بله خانم کتایون ریاحی آمده است، هنرپیشه ی نقش زلیخا. ایشان دومین مهمان ویژه ی روز ایران است. ترجمه ی کتاب ماهی قرمزه خانم ریاحی به زبان انگلیسی و آلمانی امروز
بر بیکران وصل
خاطراتش اینگونه می نویسد: روز سه شنبه، 25 خرداد بعد از نماز مغرب و عشا دنبال من و حاج هاشم امانی آمدند. به دفتر سرهنگ پریور، رئیس کل زندان رفتیم. او صحبت را اینجور شروع کرد که دیدی به تو گفتم شاه می آید و تخفیف می دهد و عفو می شوید و چه و چه می شود. خلاصه اش شما و ایشان مورد رحمت شاه قرار گرفته اید. اولین سؤالی که کردیم این بود که جریان آن چهار تا چه می شود؟ گفت: هنوز دستوری به ما نداده اند. بعد
ناگفته های ظریف از جلسه جنجالی در مجلس
دوستانه زیادی با این افراد و دیگر نمایندگان مجلس دارم ، مباحث مختلفی آنجا مطرح شد و من کاملا آرام بودم اما وقتی که دیدم دارند مطلبی را به رهبری نسبت می دهند ، آنهم خلاف ، واکنش نشان دادم. وی افزود: رهبری خودشان حضور دارند و هرزمان که مصلحت بدانند به صورت خصوصی و هر جا صلاح بدانند با شجاعت نظراتشان را به صورت علنی مطرح می کنند و نیازی ندارند کسی سخنگویی ایشان را بکند ، آنهم به خلاف
دخترک، قربانی عصبانیت پدر
عصبانی می کرد. روز حادثه نمی دانم چه شد که از دست او عصبی شدم و او را کتک زدم، شیرین شروع به التماس کرد که او را نزنم اما من دست بردار نبودم. التماس های او مرا اذیت می کرد، ناخودآگاه دستم به طرف چاقو رفت و چند ضربه به او زدم. بعد از آن برای این که کسی از جنایت با خبر نشود؛ جنازه را داخل مغازه ام دفن کردم. متهم باتوجه به مدارک به دست آمده و کشف جنازه دختر 14 ساله در مغازه اش با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.
از حاشیه های روحانی تنها نیست تا نامه سرگشاده زیباکلام به امام جمعه مشهد
به گزارش گلستان ما، دوشنبه گذشته همایش روحانی تنها نیست به همت کانون دانشجویان حزب کارگزاران سازندگی خراسان رضوی، در تالار ابن سینای مشهد و با سخنرانی صادق زیباکلام برگزار شد درحالیکه به گفته این استاد دانشگاه تهران برخی از مخالفان زیباکلام در پایان این مراسم، خودروی حامل وی را تعقیب کردند. صادق زیباکلام به روزنامه ایران گفت: در مشهد عده ای در حدود 30 نفر قصد داشتند شلوغ کنند، اما با
ظریف: بعید است مذاکرات تمدید شود
دکتر ظریف در یک گفتگو وضعیت مذاکرات و شرایط حصول به توافق را شرح می دهد. شرایطی که کمتر از 2 هفته تا پایان ضرب الاجل مذاکرات ایران و گروه 1+5 برای دستیابی به توافق جامع هسته ای باقی مانده است، محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه، در گفت و گویی با روزنامه دنیای اقتصاد از احتمال بالای ادامه مذاکرات بعد از ضرب الاجل تعیین شده خبر داد. ظریف در این گفت و گو همچنین در مورد سیاست خارجی
خانزاده: با افتخار در آکادمی مهدوی کیا کار می کنم
استیناف حکم را تأیید کرد. این حکم قانونی است و بنده دیگر هیچ اعتراضی ندارم. با این حکم به نظر می رسد فصل بعد را هم از دست می دهی؟ واقعیت را بخواهید جدایی از فوتبال خیلی سخت است اما برای من به عنوان یک بازیکن جوان تجربه خوبی بود. باید بیشتر روی خودم مسلط بودم و جواب آن به ظاهر هوادار را نمی دادم. هر چند حرف های زشتی به من زد اما یک فوتبالیست حرفه ای باید بتواند خودش را کنترل کند.
گلزن ایرانی فیلیپین هم بازی سحر زکریا بود
پزشکی می خوانند؟ رفتن به فیلیپین فقط وقتی می صرفد که بخواهی پزشکی بخوانی. یک علتی که ایرانی ها بیشتر می آیند به این دلیل است که کنکور ندارد. مدرک خودت معادل سازی شده؟ نه هنوز! من به عنوان یک ایرانی آنجا امتحان دادم نه یک فیلیپینی، یعنی وقتی مدارکم را به اینجا بیاورم و تزم را ارائه دهم، حدود یک سال بعد دندانپزشک هستم. من ورودی 2004 بودم و یک سال هم آنجا دبیرستان
سیلی بر گوش صدام!
به گزارش دولت بهار ، چند روز بعد ازاین اوضاع که برای حزب بعث سنگین و شکننده بود و آنها نتوانسته بودند نقشه ی شوم خود را در اردوگاه پیاده کنند، طرح دیگری اجرا کردند. به یاد دارم هفتم تیرماه شصت و هشت و سالگرد آیت الله بهشتی و هفتاد و دوتن از یاران انقلاب بود که سوت داخل باش زده شد و همگی به آسایشگاه ها رفتیم. سرباز عراقی با لیستی وارد شد و اسامی تعدادی از اسرا از جمله من را
حرف کروش حرف دل بچه هاست
از جدایی از پرسپولیس و رفتنت به الاهلی شروع کنیم، جایی که گفته شد تو قرار است به الجیش بروی اما به الاهلی قطر رفتی! واقعاً من برای تیم الجیش به قطر رفته بودم، حتی تست پزشکی ام را هم با این تیم انجام دادم اما قبل از قرارداد با الجیش، با چند تن از دوستانم که مشاوره گرفتم، به من گفتند الاهلی را انتخاب کنم. من هم بعد از در نظر گرفتن همه شرایط و مشاوره ها، الاهلی را انتخاب کردم و قید رفتن به
ابراهیم اطلاعاتی از سرگذشت خود می گوید
کار می کردم، ناگهان بساط خودشان را به من واگذار کردند و پس از آشتی با خانواده شان به دشت مغان بازگشتند. من در آن زمان 10 سال هم نداشتم. زمانی که برای گرفتن روزنامه می رفتم به من روزنامه نمی دادند و به هر سختی که بود کار خود را به پیش می بردم. خب در آن زمان من یک بچه 9 یا 10 ساله بودم که روزی دو یا سه ریال که در آن زمان حقوق یک کارگر ساختمانی بود، درآمد داشتم. بعد کم کم آشنا شدم و در غروب که بساط
محمدعلی عطار هروی خوشنویس افغانستانی که شهره جهان شد
/> در بدو امر همواره بدان فکر بودم که چگونه این خطوط (خطوط کوفی در مسجد جامع هرات) را بخوانم. یکی از دوستان گفت: بدین خطوط و انواع دیگر ملا محمد صدیق نیازی آشنایی دارد و شما نزد او بروید. اتفاقاً بعد از ساعتی آدم خوش لباسی که چپن ماهوت ابریشم دوزی در بر داشت و کفش زری دوزی به پا و با عصایی که در غزنی نقش و نگار یافته بود، آمد. وی این خطوط را با مهارت کاملی خواند و من خیلی خوشحال شدم. از زبان وی
بازگشت صادقیان به روزهای اوج/بدنسازی صادقیان زیر نظر بهترین مربی
ها شدی و به جای حضور در زمین، بیشتر بازی ها را از روی نیمکت تماشا کردی. چرا در سال دوم نتوانستی به روند موفقیتت ادامه بدهی؟ - من آمده بودم تا در پرسپولیس به تمام رویاهایم برسم اما بعد از پشت سر گذاشتن یک فصل بسیار شیرین، به یکباره همه چیز تلخ شد و در سال دوم اتفاقات ناخوشایندی به سراغم آمد که از این موضوع هم من متضرر شدم و هم پرسپولیس. * در این چالش تو بیشتر آسیب دیدی یا تیم
سرزمین جاذبه های رها شده
اند، کافی بود تا مرا پیش ببرد. و چقدر شگفت انگیز است دیدن شکوه زندگی در دخمه هایی که برای مرگ ساخته شده اند؛ دخمه هایی که پیشینیان ما مردگانشان را به آنها می سپردند تا مگر زودتر توسط پرندگان و حیوانات متلاشی شوند و روح شان بالا برود. به این دخمه ها استودان (استخوان دان) نیز گفته می شود. می توانی پیکر زن یا مردی را تصور کنی که در یک روز ابری یا آفتابی در تابوتی بر فراز دست نزدیکانش
با دستان خود جگرگوشه ام را در منزلگه ابدی سکنی دادم
بگیرد و حتی به عنوان راننده پایه یک فعالیت کند. وی ادامه می دهد: اکبر وقتی رای شورای پزشکی را شنیده بود بسیار شکسته بود من هرگز چهره اکبر را آنقدر ناراحت و پریشان خاطر ندیده بودم، به همین دل رو به اکبر کردم و گفتم’ اکبر تو سرباز امام زمان (عج) هستی و سرباز ارتش نیستی. تو هرکجا که باشی و هر فعالیتی که در این راه انجام دهی آقا آن را خواهد پذیرفت پس نگران چه هستی’... این مادر
سوغات فرنگ(34): ماجرای من و همسایه ضد ایرانی ام در بروکسل
در سالهای 1380 تا 82 در سفارت کشورمان در پایتخت بلژیک (بروکسل) مشغول کار بودم. این دومین ماموریت ثابت من بود و طبعا نسبت به ماموریت اولم در فرانسه به لحاظ دانش و تجربه کمی تا قسمتی پخته تر شده بودم. در مجتمع محل سکونت، با نزدیک شدن به ایام کریسمس و سال نو مسیحی به ابتکار خودم برای همه همسایه ها که بجز یکی دو نفر بقیه را اصلا نمی شناختم و با برخی شاید هرگز روبرو هم نشده بودم کارت تبریک
مالک الرقاب آبادان در زمان شاه
تمام علما بود و گوش هم به تذکرات ما نمی داد و من راجع به رفتن مدرسه فیضیه و سخنرانی روز عاشورا تذکراتی به او دادم که گوش نکرد تا کار بدینجا رسید (ص 71). به جز آقای مکارم، آقای سبحانی و احمد بهشتی و مفتح نیز برای سخنرانی به آبادان می رفتند (ص 75). آقای قائمی از این زمان به بعد و حتی از پیش آن، برجسته ترین روحانی آبادان بود که نامش در بیشتر رویدادهای سالهای 41 - 43 به چشم خورده و در کنار
دستانی که روی مین جا ماند
معروف به تله انفجار بود اما به محض اینکه آمدم مین را بردارم چاشنی آن عمل کرد. رهباردار در رابطه با لحظه مجروحیتش می گوید: وقتی مین را با دو دستم گرفته بودم تا خنثی کنم چاشنی آن عمل کرد، شدت انفجار به اندازه ای بود که 7 متر مرا برد بالا و دور خودش چرخاند و بعد هم پرت شدم نزدیک سیم های خاردار، چون تنها رفته بودم کسی متوجه این اتفاق نشد در آن لحظه تنها اسم ائمه معصومین(ع) صدا می زدم چشم هایم
استانبول رابطه من و مادرم را خراب کرد
که مرا نمی شناختند دستگیرم کردند و بردند، شاید به نیت شکنجه دادنم. بلافاصله اسم دادم؛ شهردار را می شناختم، رییس پلیس را می شناختم... من فردی مشکوک بودم. چون حتی با وجود این که ترکیه ظاهرا یک کشور آزاد است، هر غریبه ای تا حدود سال 1999 مشکوک شمرده می شد. خوشبختانه امروز همه چیز آسان تر است. اکثر افراد و مکان های کتاب معادل بیرونی دارند. برای مثال، روزنامه محلی که 252 نسخه می فروخت، واقعی
نگران نباشید! خدا روزی رسان است
نیست مگر اینکه روزی او بر خداست. در کتاب بحارالانوار هم نوشته شده که پیامبر اکرم(ص) فرموده است: ازدواج کنید تا زیاد شوید؛ زیرا من در روز قیامت به واسطه شما بر سایر امت ها مباهات می کنم. من و همسرم این دستورات دینی را باور کرده ایم و با ایمان کامل نسبت به روزی دهنده بودن خدا خواستیم در افزایش تعداد مسلمانان شیعه مذهب نقش داشته باشیم. پس به اعتقاد شما کسی نباید نگران تأمین نیازهای نسل بعد از