سایر منابع:
سایر خبرها
شعر برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی برای 175 شهید غواص
/> خبری پخش شد دهان به دهان، کمر روزنامه ها تا خورد تیتر روزنامه های دنیا را خبری تلخ تیرباران کرد صد و هفتاد و پنج دریا را می شود دست بسته پنهان کرد صد و هفتاد و پنج مادر را می شود سال ها پریشان کرد می شود سال ها بدون هوا زندگی کرد در دل یک رود می شود دست بسته جنگید و می شود دست بسته طوفان کرد سنگری ساختند در گودال زیر امواج نیلی مجنون آخرین
نظرات جالب مردم گرگان در مورد بازگشت 175 غواص به کشور / مسابقه ای که به همت سازمان فرهنگی ورزشی گرگان ...
: شماره تلفن توصیف ردیف 989110006403 شهیدان لاله های سرخ عشقند سرود عشق را با خون نوشتند 1 989110008660 دست بسته به شهر آوردند صد و هفتاد و پنج ماهی را ماهی و دست بسته زیر خاک! من نمی فهمم این سیاهی را ماهی و دست بسته زیر خاک؟ حل کند یک نفر این معما را! یاد همه شهدا گرامیباد 2 989110002595
پروین اعتصامی هنوز برای ما ناشناخته است
زندگی کرد در دل یک رود می شود دست بسته جنگید و می شود دست بسته طوفان کرد سنگری ساختند در گودال زیر امواج نیلی مجنون آخرین اشک آخرین غواص، قلب نیزار را مسلمان کرد مجری بیست و سی! تصور کن، خبری را که خوانده ای با بغض ما به رزمنده ها بدهکاریم کاش می شد نمرد و جبران کرد دسته دسته کبوتر آوردند با پر و بال بسته آوردند باز شد راه اشک و می رفتند، عشق
از شهاب حسینی و احسان علیخانی تا بهنوش بختیاری و امیرتتلو، محمود کریمی و رائفی پور؛ همه از پیام غواصان ...
دریایی می توانند مرد هم باشند. شما که با چشم باز و دست بسته به دیدار خدا شتافتید، بله شما؟ قدر دان جانفشانی تان تا همیشه هستم! مرضیه برومند نوشت: صد و هفتاد و پنج ستاره درخشان در خاک شدند تا خورشید باشد و بر سرزمینمان بتابد. شرمشان باد آنان که هوادار ظلمت اند و خورشید را انکار می کنند. حاج محمد رضا طاهری نوشت: با دستان بسته به دیدار حق شتافتند، تا با چشم باز
یک سوغاتی از افغانستان برای امام موسی صدر
...> نه فقط در همین خلاصه شدی، چه خبرها که نی لبک دارد! سرخ رو گشت سیب لبنانی از نسیم ملایمت ای عشق! زنده کردی هویت گل را با تو صد راز شاپرک دارد تو همانی که در تخیل من، پادشاه بزرگ ایمانی همگی از تو بار می خواهند، هر کسی خواهش کمک دارد بارگاه تو بِرّ و الاحسان ، بخشش تو شبیه باران است در نگاه صمیمی باران، چه کسی یک دقیقه شک دارد؟ صدر یعنی که در دل تو، رازهای بزرگ خوابیده است همت ات مثل کوه پا برجاست، ریشه در قامت فلک دارد انتهای پیام/ ...
اولین جلسه محفل ادبی فرزدق+گزارش تصویری و متن اشعار
نامردای بی احساس به دست های بسته می خندن جونم! بگو کی دستتو بسته؟ دستای کی زنده به گورت کرد؟ یاد کدوم مظلوم بودی که بغضاش آروم و صبورت کرد؟ گاهی برای مرگ یه ماهی از آب خارج بودنش بسه گاهی برا دست یه زندونی باب الحوائج بودنش بسه گردان غواصای مروارید با کوله بار درد برگشته تو نوجووووووون بودی که می رفتی حالا یه گردان
می خواستید یادمان بیندازید...
/> ما رسیده بودیم به معراج شهدای خیابان بهشت؛ همانجا که تشییع تان تمام می شد اما ما دل نکندیم، ماندیم تا صبح روز بعد که پشت درهای بسته بهشت ، به نماز صبح چهارشنبه ایستادیم و دست آخر خداحافظی کردیم و من هنوز چشم های تو بودم که می بارید و به این فکر می کردم که داشتیم غرق می شدیم و تو و باقی غواص ها برگشتید تا یادمان بیندازید به نفع هیچ حزب و گروه سیاسی مصادره نمی شوید، نشان به آن نشان که در تشییع
هنرمندان از شهیدان چه گفتند؟
درود بر شرافت و مردانگی همه شهدای ایران عزیز مخصوصاً 175 شهید غواص دست بسته به روح آزاده، ای کاش من جای اونها بودم که سعادته، بدانید که هر چی داریم از عزت و اقتدار به خاطر این رشادت هاست. تا ابد جاری خواهند ماند. عاشقانه دوستتون داریم. بهاره مکرم نام آوران این مرز و بوم، عشق آفرینان وطن، پاینده باد نام شما، پایبنده ایران من. بهاره رهنما وعده
از ساپورت پوشان دیروز تا تذکر به تیم مذاکره کننده
...> تو رفتی و حالا میراث خوارها؛ یه جور عجیبی دم از جنگ می زنن! ببین چیزی دیگه مثل قبل نیست! همه راحت اینجا بهم انگ می زنن چه قدر حرف دارم ولی وقت نیست؛ بهم شک نکن این دم آخری دارم بغض سی ساله مو می شمارم؛ بذار فکر کنم که تو هم بهتری! تو رو روی دست می آرن برام؛ با دستایی که توی خاک ریشه بست یه روز تنها دستاتو بستن حالا؛ یه ایران رو تابوت تو می شه دست! من و درد این سوگواره ی سر به مهر؛ برام رنج موند و فقط رنج و رنج همه غصه های جهان یک طرف، کنار تو می شه صد و هفتاد و پنج انتهای پیام/86001/و40/ ...
که شهیدان که اند این همه خونین کفنان...
...، خوب می دانم رفتن شان معانی دیگری دارد؛ می روند تا شاید شهر مرده دیگری را زنده کنند، دل خوابیده جوانی را بیدار کنند، همان طور که به تهران آمدند، آمدند بگویند "به کجا چنین شتابان؟! کمی صبر کنید"، آمدند بگویند "چرا خود را اسیر دنیا کرده اید؟" آمدند تا مظلومیت را یک بار دیگر نشان دهند؟! آمدند بگویند "یار امام زمان شدن آسان نیست، می توانی با دست بسته، لب تشنه، زنده زنده در رکاب حضرت صاحب(عج) فدا شوی"... (در همین زمینه: تشییع پیکر 175 شهید دست بسته روی دست های زنان/ گزارش تصویری ) انتهای پیام/ 930710 ...
شاید آب نیز منظور امام(ره) باشد
یزد آوا ؛ به بهانه تشییع پیکرهای مطهر 270 لاله زهرائی تازه تفحص شده خصوصا 175 شهید غواص عملیات کربلای4 من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست مدتی بود در شهر و دیارمان
پیام تسلیت مدیرکل ورزش و جوانان در پی بازگشت پیکر مطهر شهدای غواص عملیات کربلای 4
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین آذربایجان غربی ، در متن پیام عبدا...چمن گلی آمده است: سلام بر دستهای بسته و پیکرهای ستم دیده شما و سلام بر ارواح طیبه و به رضوان الهی، بال گشوده شما. سلام بر آن عاشقان خدا و مشعل داران ایثار و دلداگی که دل به مکتب جاودان سیّد و سالار شهیدان سپردند و عاشقانه همچون کبوترانی خونین بال به راه ملکوت پر گشودند. سلام بر آنان که جان دادند تا جان ما آزاد باشد. 175
شهدای غواص با دست های بسته آمدند تا گره های انقلاب را باز کنند
ظرفیت ملت باید بهره جست، کاری که امام راحل(ره) با همه جوانان قبل از انقلاب و مقام معظم رهبری با جوانان جنگ ندیده اما عاشق دفاع مقدس انجام داده اند. به هر جهت غواصان از دل دریای بندگی با دهان پر خاک بر افلاک سکانداری نمودند و عرشه زندگی را جان تازه ای بخشیدند. شهیدان غواص با دست های بسته آمدند تا گره های انقلاب را باز کنند، نکند، نگذاریم و مانع آنها شویم و یا کمکشان نکنیم. در خاتمه زبان حالی از مادر
175 نفری که این سعادت را یافتند
خویشم خوانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم آری، آنان دلدادگان عاشقی بودند که وجودشان مالامال از محبت و عشق به پرودگار بود و برای خدا از خانه و کاشانه خود هجرت کردند و از همه چیز دل بریدند و تنها به جانان دل سپردند و قلوب آنان حرم الهی گشته بود و آتش این عشق آنچنان سینه های آنان را سوزانده بود که پس از گذشت ده ها سال دود آتش این دلسوختگان با دست های بسته بر ما هویداست. دست از طلب
جایگاه عشق در ادبیات فارسی
شعر استفاده کرده است: عشق عنکبوت را ماند بتنیدست تفته گرد دلم در ادبیات فارسی عشق را می توان از دو جنبه مورد بررسی قرار داد. عشق مجازی یا انسانی و عشق الهی یا عرفانی. عشق مجازی: عشق مجازی یا انسانی که عشق ورزی به هم نوع است از آغاز در ادبیات فارسی مطرح بوده و در آثار اولین شاعران پارسی زبان چون رودکی، فرخی، منوچهری... وجود دارد. رودکی در این
کاریکاتور آرمان و هیاهوی دلواپسان
گفت وگو نیوز/آرزو یزدانی: مراسم خاکسپاری و تشعیع شهدای غواص در نهایت عشق و احترام همه طیف های جامعه و با حضور نماینده های همه قشر ها برگزار شد، هر کس که ارق وطن داشت و عشق میهن ، با تمام وجود متاثر شد، شاعران شعر نوشتند و نقاشان نقشی به یاد بود و احترام، هر کس در حد توان و زبان خویش سعی کرد به این شهیدانِ مظلوم ادای دینی کرده باشد. عده ای هم در جهت بهره برداری و جهت دهی به این مراسم برامدند، که
فضای مجازی همیشه تهدید نیست
امروز شهر من به حرمت عبور قهرمانانم پاک ترین شهر دنیاست... زن ها همیشه دسته گل به آب می دهند! مادر موسی به نیل، ام البنین به علقمه 175 مادر ایرانی به اروند... با کنایه مصرعی می گویم و رد می شوم... دست حیدر، دست زینب، دست این غواص ها... صد و هفتاد و پنج مادر را گل گرفتند و استخوان دادند، صد و هفتاد و پنج مادر پیر روی پا استخوان تکان دادند، مادری که همیشه می پرسد زنده زنده چگونه جان دادند؟ ای به قربان دست بسته تو دم آخر تو را امان دادند؟ نگذاریم که پا مال شود خون سرخی که آن زمان دادند... ...
حرمت ماه رمضان را نگاه دارید و از گناه پرهیز کنید
دعا و راز و نیاز با خدا را خدا خیلی دوست دارد. دم افطار باشد یا شب های قدر باشد و یا غیر ماه رمضان باشد، خدا دعا را خیلی دوست دارد. ما در قرآن مثل این آیه را نداریم که از قهر و غضب خدا هم سرچشمه می گیرد و می فرماید: قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ اگر دعا و راز و نیاز با خدا در زندگی شما نباشد دست عنایتم را از روی سرت برمی دارم. می دانید چرا این رفیق بازی ها و گناهان
امام! داغم چو داغ رفتنت تازه است...
رفته بود و هنوز هم برای کسی که حتی وجود مبارک حضرتش را درک نکرده، نوشتن در مورد رحلت رهبرش که سالها وجود فیزیکی اش از میان مردم رخت بسته سخت است و دل را می فشارد. در این سالها هنرمندان زیادی به عشق حضرت روح الله(ره) آثاری ارائه کرده اند که شعر زیر از محمد حسین جعفریان یکی از آن تراوشات معنوی است که به یاد امام و فرزندان مظلوم و رشیدش که خون پاکشان در راه اسلام به زمین ریخت اما اجازه
دفاع از حیثیت سیاسی حافظ
وجودی خود را رها کرده و فقیرانه دست به سوی دشمن دراز کرده ایم؛ سالها دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا می کرد وقتی می بیند با این همه تذکر و هشدار باز هم ساده دلانه به دشمن امید بسته و در خلوت با او نجوا می کنیم، دلواپس و نگران می شود و فریاد برمی آورد؛ می
شاعران بسیج با اشعار ونوشته های خود در حوزه ادبیات مقاومت نقش موثری در ایجاد فضای دفاع مقدس داشته باشند
پاسداری ای سپاه در توان بس بی نظیری همت را مرحبا با بسیج مردمی سرمایه داری ای سپاه قطره ی خون شهیدان تو را می بینم من یقین دارم که تو والا تباری ای سپاه گر عدو همچون ملخ یا مور گردد حمله ور شک ندارم باز بی حّد و شماری ای سپاه جان به کف در صحنه ای با اعتقاد و با شرف بر فرج شب تا سحر در انتظاری ای سپاه ای نماد استقامت اسوه ی مردانگی تا نفس در سینه
حکایت خواندنی
روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند... و او را بدینگونه سیر نمایند . بعد از 70 سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم . آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب
حسینم! چرا در شهر خودت اینقدر مظلوم و غریبی؟+ تصاویر
دفاع کند و اجازه ندهد وجبی از این خاک به دست دشمنان بیفتد. حاجیه خانم صادق زاده یادآور شد: با شهادت حسین قبل از آنکه جنازه اش به زرین شهر برسد، خبر شهادتش در شهر پیچید و این موضوع را پدرش خبردار شد اما من از آن بی خبر بودم؛ آن روز در دلم آشوبی وصف نشدنی بود و پاهایم سست شده بود به طوری که نماز آن شب را نشسته خواندم. نماز صبح را خواندم بعد هم سرم را به دیوار تکیه دادم و رو به
کتاب درمان روان با اسماء الله ؛ جلای روح و روان انسان
خوشه ها پیدا می شود. کیفیت ذکر: هرکس در چهار طرف خانه ی خود را در هر رکنی صدبار بگوید، فقر و درویشی در آن خانه راه پیدا نکند. - اسم: الفتاح یعنی گشاینده هر کار بسته. خواص: کسی که احتمال دهد برای او گره ای ایجاد کرده اند به این ذکر مداومت کند گشایش کار حاصل شود. کیفیت ذکر: هرکس بعد از نماز صبح هروز هفتاد و هفت مرتبه بگوید و دست بر سینه نهد، زنگ غفلت از دل او برود و روی به کاری که آورد از پیش بردارد. العلیم، القابض، الباسط، السمیع، الشکور، الحلیم، اللطیف، البصیر، الحفیظ، الجلیل، الرقیب، الکریم و. .. از دیگر اسمای الهی هستند که به آن ها اشاره شده است. ...
ما شهدا را مخفی نکرده ایم،در لحظه های نیاز خودشان را رسانده اند
این صد و هفتاد و پنج نور ما را ز بند ظلمت غفلت رها کنند هل من معین حجت حق را شنیده اند برگشته اند باز به او اقتدا کنند بسیار اندک اند کسانی که در عمل جان را برای حضرت جانان فدا کنند جان داده اند در غم و غربت به قتل صبر تا سینه را به داغ حسین آشنا کنند دل را به راه دوست به دریا زدند تا دریادلانه در یم
دل یکرنگ مردم با شهدا را مخدوش نکنیم - افشار دارابی*
از سوی عده ای معدود آغشته نمی شد. در این روز دست های مردم همچون دل هایشان یکی و یکرنگ بود، کسی به بغل دستی خود نگاه نمی کرد که تا از ظاهر و یا حرف های او بهفمد که در کدام سمت قرار دارد، دست چپ و راست تنها به عشق شهدا در آسمان تکان می خورند، اصلا کسی به مسایل سیاسی و حزبی فکر نمی کرد، دل های مردم، دلبسته شهدا بودند و همه یکصدا آماده بودند، بگویند شهدا، از شما شرمنده و ممنون هستیم. آمده
نگاهی به کویریات دکتر علی شریعتی
. من هر لحظه، هماره، شب و روز، همه وقت و همه جا، صدای این بارش ها و ریزش های پیوسته را که سینه ام را پر می کنند و سبوی قلبم را لبریز می کنند، می شنوم... آه که کسی نمی داند و نمی شنود که کس سر بر بالین سینه ی من ندارد و هیچ کس گوش آشنای این آوازهای غیبی را ندارد که این گوش ها تنها صدای برهم خوردن اشیا را می توانند شنید، صدای حرف های ناگفته را، آوای نیازهای نهفته را و زمزمه ی جویبارهای مرموزی
حاشیه نگاری مراسم سالگرد ربع قرن شهادت حجت الاسلام مزاری
پایگاه خبری تحلیلی هم اندیشی: خیابان های منتهی به مسجد علی بن ابیطالب(ع) زاهدان بسته است. چه می شود کرد؟ حتی اگر در این شهر بناست یک فعالیت صد در صد فرهنگی نیز اتفاق بیافتد باید شهر چهره امنیتی به خود بگیرد. هر قدر که از راه بندان و پیدا نشدن محل پارک، انرژی منفی گرفته ای با رفتار مؤدبانه و محترمانه نیروهای امنیتی و بازرسی سر حال می آیی. مسجد علی بن ابیطالب(ع) شلوغ است. اما
ماه مبارک رمضان؛ فرصتی برای خودسازی اخلاقی و حقوقی
، پاداش کسی را دارد که در ماه های دیگر ختم قرآن کرده است. ای مردم! در این ماه درهای بهشت باز است . پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد؛ و درهای دوزخ ، بسته است . پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نگشاید؛ و شیطان ها در بندند. پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما مسلّط نسازد . ...... واما علی علی علیه السلام در ادامه این روایت
ماهی که خداوند همه کتب آسمانی را در آن نازل کرده است/ عقل و دل را در کنار روزه داری جسم فعال کنیم
؛ آگاه باشید که درب های آسمان -تعبیر به ابواب می کند- از شب اول ماه مبارک رمضان باز است. فقط به یک نکته اش اشاره کنم؛ یعنی تمام حُجُب از ناحیه ربّ، برداشته شده است. در این ماه دیگر هیچ حجابی نیست. یعنی از ناحیه خداوند نسبت به بندگانش هیچ حجابی نیست. هیچ دری بسته نیست؛ اصلاً و ابداً. تمام درب ها باز است. اگر بخواهیم این را تنزّل بدهیم باید بگوییم، هر تقاضایی -اگر متناسب با دربی از درب های رحمت الهی