سایر منابع:
سایر خبرها
پُشت و روی مذاکرات
کدخداست ، خزانه خالی است ، مشکل آب خوردن و محیط زیست با لغو تحریم ها حل می شود و... اشتباهات بزرگی در آستانه مذاکرات مرتکب شد و به قدرت مانور خود و دولت- که دولت جمهوری اسلامی است- آسیب زد . او همچنین آن چنان که باید نسبت به فتنه به عنوان خط قرمز نظام اهتمام نکرده است، اما با این حال همان سیاستمداری است که در فتنه تیر 1378 صراحتاً فتنه گران و آشوبگران را مزدور آمریکا و اسرائیل خواند و تحقیر
تذکر جدی به روحانی به خاطر پیام فیسبوکی
طرح مشکل به دنبال حل مشکل باشد. سخنگوی فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده به جای اینکه لیست مشکلات را مطرح کند که بهانه ای به دست دشمنان داده می شود و از طرفی اهانت به بخشی از زنان جامعه است بهتر بود گزارشی را ارائه می کرد که در این دوسال چه اقداماتی را برای گره گشایی از مشکلات حوزه زنان انجام داده است و از یک طرف هم ماده 230 راهکار تمام
نقش پلیس انگلیس در پیوستن 3 زن به داعش
همسران سه خواهر انگلیسی که به همراه فرزندانشان به داعش پیوسته اند تاکید کردند که پلیس انگلیس نقش مهمی در پویستن این زنان به تروریست ها در سوریه داشته است. وکلای همسران این سه خواهر طی نامه ای با اشاره به فراهم شدن مسیر پیوستن این زنان به داعش توسط پلیس انگلیس تصریح کردند که پلیس زمینه ارتباط این زنان را رابط های داعش را فراهم کرد. این نامه که به وزارت امور خارجه و کشور
حضور و غیاب نمادین زنان ایرانی
کنیم یک اشتباه است. چرا که اسلام خواستار تضییع حقوق زنان و منع آن ها نیست. عضو انجمن جامعه شناسی ایران در انتها با اشاره به تاثیر مثبت حضور زنان در ورزشگاه ها تصریح کرد: ممکن است در استادیوم های ورزشی برخی از آقایان رفتاری خلاف عرف و اخلاق، مانند فحاشی کردن و...، انجام دهند. اگر بهانه برای عدم حضور بانوان این دست از رفتار است، باید آن ها را مرتفع کرد و اجازه نداد رفتاره افراد از حدود خارج
راهکار مرگ آور زورگیرها برای بازداشت نشدن
نشوم. زورگیری از زنان سالخورده دیگرآن قدر برایمان طبیعی شده بود که حتی اگر فردی هم از کوچه خلوت عبور می کرد ما بدون توجه به آن فرد، گلوی پیرزن را می گرفتیم و طلاهایش را سرقت می کردیم. البته از قبل راه های گریز و طعمه هایمان را زیرنظر می گرفتیم و پس از آن که به بهانه تحقیق برای خواستگاری پیرزن را به نقطه خلوتی می کشاندیم من از پشت سر طعمه حرکت می کردم و در یک لحظه او را روی زمین می انداختم
مسکن مهر اصلا ایمنی ندارد
که دکتر اردلان گفت "این کارهایی که انجام شده است در مقابل افزایش ریسک ما کفایت می کند یا خیر؟" این قابل بررسی است. این به معنای نادیده گرفتن کارهای انجام شده نیست. در نپال یکی از کارهای اشتباهی که کرده اند این بود که یکی از مقامات دولت دانشمندان را مورد سوال قرار داد. درحالی که فکر نمی کند اگر این دانشمندان را مسخره کند و مورد فشار قرار دهد همین آدم ها هم از کشور می روند. راه حل، مسخره کردن
بن بست در سیاست های اقتصادی دولت اوباما
به گزارش "سپاس"، اوضاع اقتصادی ایالات متحده این روزها چندان روبه راه نیست. این آشفتگی را نه صرفا در سطح آمار و داده های کلان بلکه در حد و حدود اختلاف نظرات شدیدی می توان ردگیری کرد که در مراکز رسمی سیاست گذاری دولت اوباما قابل مشاهده است. تا آنجا که به مسائل اقتصاد کلان مربوط است در ماه ها و روز های گذشته همان گونه که مطلع هستید اخبار خوبی از اقتصاد آمریکا درز نکرده است. بحث هم چنان بر سر افزایش
تأمین هزینه دیپلماسی از جیب مردم
حتی پس از پایان دولت فعلی نیز برای راه اندازی مجدد و احیای چرخه تولید نیازمند بودجه ای عظیم خواهد بود. آیا چنین اخلال گری عظیمی که مستقیم حیات مردم را به بهانه ریل سازی برای سیاست های ضداستقلال ملی هدف قرار داده، شایسته مماشات است؟ 18 بهمن 93، صدای اقتصاد نوشت: در شرایطی که براساس آمارهای وزارت صنعت، معدن و تجارت سالانه به طور متوسط 5 تا 7 میلیون تن تولیدات فولادی وارد کشور می شود
قتل پدر زن با بلوک سیمانی در آمل+عکس
وارش نیوز: داماد جوان بعد از وارد آوردن ضربه ای مرگبار به پدر زنش سناریوی تصادف ساختگی را طراحی کرد. این جنایت هنگامی رخ داد که داماد جوان از مزاحمت های پدر همسرش به تنگ آمده و سعی داشت او را بترساند تا دیگر به خانه آنها نرود. عصر روز 19 خرداد بود که مرد جوانی در حالی که مضطرب و نگران بود پیکر بی حرکت پدرزن خود را به بیمارستان امام رضا(ع) آمل برد. مرد جوان ادعا کرد پدرزنش در جریان تصادف به
حقوق بشر از نوع داعش پسند!
این گزارش که بخش پایانی آن در روز دوشنبه یکم تیر 1394 هجری خورشیدی منتشر شده است، می خوانیم: به طوری که به بهانه بریده شدن سر خبرنگار آمریکایی و مبارزه با تروریسم وارد جنگ در عراق شدند، در حالی که سال های دوری از اشغال عراق توسط آمریکا و همپیمانانش نمی گذرد. در گزارش قبل به ادعای دروغین ائتلاف های بین المللی ضد داعش و ضد یمن در مبارزه با تروریست های تکفیری از ابعاد نظامی آن پرداختیم.
سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس: وزارت علوم درباره سفر هیئت آمریکایی به شیراز پاسخگو باشد
آموزش مجلس گفت: در شرایط حساس کنونی و برگزاری مذاکرات هسته ای، ورود اساتید آمریکایی به ایران به بهانه اجرای دیپلماسی آموزشی هیچگونه وجاهتی ندارد. آلن گودمن مدیر اجرایی موسسه آموزش بین المللی بعد از بازگشت از ایران گفته است: دیپلماسی آموزشی در صدر اقدامات برای گشایش باب گفتگو بین دو کشور است که اغلب پیش از آنکه روابط دیپلماتیک به طور کامل احیا شود، صورت می گیرد. فیاضی همچنین با
مصوبه هسته ای مجلس جلوی زیاده خواهی دشمن را می گیرد
اصلی ما همان آمریکاست که وجود دارد و هیچ تغییر نکرده است. اسماعیلی تصریح کرد: در کشور در همه زمینه ها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پیشرفت های خوبی در سایه مبارزات و دشمن شناسی ها به وجود آمده است. وی با اشاره به اینکه آمریکا 30 سال است که ما را تحریم کرده و بر ضد کشور ما فعالیت انجام می دهد اما ما به او محل ندادیم، گفت: در حال حاضر صداهای ناخوشایند و نامأنوسی می آید، آیا خواص
پیشگام در احیای فرهنگ اسلامی
خداوند را با جاذبه های حسی، عقلی و هنری به جامعه منتقل نماید. این کتاب الهی همچنین رفتار، گفتار و زندگی حضرت محمد(ص) و ائمه معصومین(ع) را به عنوان کامل ترین تبلیغ دین اسلام معرفی می کند. هنگامی که انقلاب اسلامی ایران در بیست و دوم بهمن 1357 هجری خورشیدی به پیروزی رسید، بر پایه ی نیاز مردم جامعه ی اسلامی نهادهای مختلفی به دستور امام خمینی شکل گرفت که شورایعالی تبلیغات اسلامی از آن جمله است
قلب بافت تاریخی تهران زیر تیغ شهرداری
است... هشدارهای زیادی در آن زمان مطرح شد؛ "عودلاجان متراکم بهانه تغییر بافت تاریخی، عودلاجان بر سر دو راهی، عودلاجان گرفتار میان سنت و مدرینته ، شهرداری بدون نظارت کارشناسان میراث فرهنگی نمی تواند عودلاجان را سامان دهی کند یا تجربه تلخ خاک سفید در عودلاجان تکرار نمی شود" با این وجود آن هشدارها در 10 سال پیش راه به جایی نبردند، هر چند با مطرح شدن نام منقل خانه ها بحث آسیب
کمترین تاثیرطرح مجلس همگرایی داخلی است
وجود عضویت کشورمان در آژانس بین المللی انرژی اتمی، بر مناسبات تجاری و مالی ما تحمیل گردید. نظام زورمدار غرب به بهانه های واهی و غیرمنطقی همیشه سعی در محروم کردن و یا ایجاد محدودیت در برنامه صلح آمیز هسته ای ما داشته است. آنان با طرح این ادّعای مضحک که شاید روزی فعالیت های هسته ای کشورمان از مسیر صلح آمیز آن منحرف شده و به سمت اهداف نظامی سوق پیدا کند، مواردی از زیاده خواهی مانند بازجویی از دانشمندان
بانک وسیع اطلاعات داخلی برای معاندین در پناه کوچ اجباری کاربران به تلگرام
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24 : دنیای امروز، انسان ها و به خصوص نسل جوان را در مسیر تکنولوژی، فضای مجازی و اینترنت قرار داده است و آنها را وادار به فراگیری و قرار گرفتن در این راه می کند . راه اندازی سایت های اینترنتی و ارایه ی نرم افزارهای مختلف جاسوسی در فضای مجازی و ایجاد شبکه های گسترده اجتماعی نسل جدید را با پدیده نوینی همراه کرده است. عرصه فضای سایبری و به
گفت و گو با پیر محمد ملازهی: شرایط یمن سخت و پیچیده است
کارآمدتر برای حل بحران را فراهم کند. با این حال عربستان کماکان به حملات بی نتیجه خود بر علیه مردم بی گناه یمن ادامه می دهد و شرایط انسانی در این کشور روز به روز بدتر از گذشته می شود و هنوز چشم اندازی برای پایان جنگ در یمن وجود ندارد. از همین رو با پیر محمد ملازهی، کارشناس خاورمیانه گفت وگویی داشتیم و شرایط حال حاضر بحران در یمن و ادامه این روند را مورد بررسی قرار دادیم. مشروح این گفت و گو را به نقل از
پاتک هسته ای هیات رئیسه به تندروها
داشت که ما به هر حال این اجازه را داده ایم و با گذاشتن قید شورای عالی امنیت ملی مخالف بودند و می گفتند بازرسی به طور مطلق، ممنوع باشد. برخی هم به سخنان رهبری استناد می کردند که فرموده اند اجازه بازرسی از مراکز نظامی و مصاحبه با دانشمندان هسته ای را نخواهیم داد . نقدها و پیشنهاد مطهری مطهری، البته پیشنهاد می کند بخش هایی از این طرح باید روشن تر شود تا در صورت بروز برخی مسائل
درنگی بر چند فرمایش حضرت آقا در حوزه حماسه و شهادت
تلاش کرد، باید کار کرد به هر حال و با نظر به رهنمودهای علمدار انقلاب عظمت زنده نگهداشتن یاد و نام و راه شهیدان یکی از مهمترین ملزومات انقلاب و نظام است که کوچکترین تعلل در این مورد زیان های جبران نشدنی بسیاری را در پی خواهد داشت. اگر جامعه ای مترقی و مملکتی آباد می خواهیم باید دست به دامان شهیدان بشویم. در پایان و بدون شرح و برداشت چند گوهر دیگر از کلام امام را با هم بخوانیم:
از نوازندگی برای تاج اصفهانی تا عضویت در لیگ برتر واترپلو؛ یک گپ خواندنی با آقای مشاعره
فرهنگی، مدیر گروه ادبیات فارسی سازمان فرهنگی اکو، عضو کمیته نامگذاری ثبت احوال، عضو کمیسیون های علمی نهاد کتابخانه های عمومی کشور و عضو هیئت مدیره انجمن ادبیات تطبیقی است. سابقه فعالیت در عرصه ادبیات نشان از علاقه بسیار او در این عرصه است به همین بهانه از او به عنوان مهمان سین جیم فرهنگی دعوت کردیم تا از علت علاقه خود به ادبیات و شعر برایمان بگوید خاطراتی که شنیدن آن خالی از لطف نیست.
عده ای می خواهند کشاورزی را به بهانه کمبود آب تعطیل کنند
. در حال حاضر نیز بخش اجرا هیچ گونه بهانه ای ندارد زیرا قانون به اندازه کافی وجود دارد و سیاست های همه بخشها اعلام شده است و تنها در هر بخش باید برنامه عملیاتی اقتصاد مقاومتی ارائه شود. در بخش کشاورزی از چه ظرفیت هایی استفاده نشده است؟ اسکندری: بخش کشاورزی ظرفیت های زیادی در همه زمینه های باغبانی، زراعت، دامپروری، جنگل، مرتع و شیلات دارد که در صورت استفاده صحیح ظرفیت اسمی تولید
ماجرای گریه هاشمی برای عزل بنی صدر/ هلوکاست رسانه ای علیه مهناز افشار/ احمدی نژاد با نظر رهبری مخالف بود ...
اینکه بتواند پروژه هسته ای را به سامان برساند، ترجیح داده در مورد سیاست داخلی و مسائل فرهنگی و اجتماعی مماشات کند و جریان رقیب را تحریک نکند. اما برخی بر این باور هستند، دولت دغدغه های لازم را در این زمینه ندارد و این ضعف از ابتدای کار دولت هم وجود داشته و اگر مسأله هسته ای هم نبود این نقص را ما می توانستیم در شاکله دولت و از ترکیب کابینه مشاهده کنیم. امیدوارم به زودی چالش هسته ای حل شود تا بهانه ای
مقبره شاه حسین ولی تبریز بلاتکلیف میان 2 تصمیم
به گزارش نصر نیوز، بلاتکلیف رها شده و هنوز میراث فرهنگی و اداره اوقاف این استان برای مرمت و سر و سامان دادن به این اثر تاریخی فرهنگی با یکدیگر به تفاهم نرسیده اند. بنای مقبره شاه حسین متعلق به دوره صفوی بوده و در بهمن 1385 به ثبت ملی رسید، با این حال به دنبال احداث خیابان شهید رضانژاد، بنای این مجموعه با هدف توسعه و نوسازی، بدون هماهنگی با اداره کل میراث فرهنگی در سال 91 توسط اوقاف
رئیس مجلس چگونه دلواپسان را ناکام گذاشت؟
و با توجه به اصلاحاتی که در آن صورت گرفته دست مذاکره کنندگان را نمی بندد. وی گفت که این طرح چند بار اصلاح شده بود و در آخر هم اصلاحاتی روی آن انجام شده بود که برخی به آن اعتراض داشتند. مطهری افزود: بخشی از طرح بازرسی از مراکز نظامی و غیرهسته ای را مگر با مجوز شورای عالی امنیت ملی ممنوع کرده است بحثی در مجلس وجود داشت که ما به هر حال این اجازه را داده ایم و با گذاشتن قید شورای
زندگی سخت بازنشستگان زیر سایه عدم پرداخت معوقات
قسط های وام برایشان مشکل جدیدتری را ایجاد خواهد کرد. همسان سازی حقوق بازنشستگان از آن وعده های سر خرمنی شده که این دولت و آن دولت نمی شناسد گویا قرار است حقوق این قشر همواره نادیده شده باقی بماند. در سال های گذشته که همواره اهمیت رسیدگی به بازنشستگان در خلال گفته های مسئولان به گوش می رسید وقتی صحبت از تخصیص بودجه برای همگام سازی حقوق این قشر می شد هر سازمان و نهادی بهانه ای برای
مردم درباره موسسات مالی ورشکسته چه می گویند؟/ از دعا برای خوب شدن اوضاع تا ناله و نفرین ابدی
موسسه دلیل ارائه نکردن مطالبات مشتریانشان را میزان میدانند که بهانه ای بیش نیست و بانک مرکزی با کنار گیری از وظایف خود راه را برای این موسسات باز کرده که در جواب مشتریان بگویند هر کار میخواهید بکنید. نماینده بازرسی بانک مرکزی در برنامه زنده می گوید آرمان در حال گرفتن مجوز است ولی نمی گوید آرمان یعنی چند موسسه؟ آیا بدرتوس جزء موسسات ادغامی است یا به مانند "میزان" قارچی سر بر آورده؟ علی هذا مدارک و
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
10 ویژگی مدیران روابط عمومی برتر
، می خواهد پاسخ گویی و مسئولیت پذیری مدیران را در جامعه ی در حال گذار ایران نهادینه کند؛ این، شمااید که باید روش های مدیریتی خود را متناسب با تغییرات محیطی، به روز کنید نه آن که چشم به راه بازگشت زمان به عصر ماقبل اینترنت بمانید!
کلید قفل دی19-(1نظر)
برای رسیدن به مقصود تلاش کرده و در حال تلاشند، پی گیری قابل ملاحظه ای از سوی دیگر مسؤلین شهرستان و استان در دولت تدبیر و امید شاهد نیستیم و یا اینکه از آن اطلاعی در دست نیست. مسلما اگر در دهه های قبل قدرت معاون سیاسی امنیتی استان و همکاری نماینده دولت وقت در بافق که هر دو از شهرستانی بوده اند که در دوران صدارتشان موجب شده با تغییر مرزهای جغرافیایی قسمتی از خاک گرانبهای بافق منتزع و به زادگاهشان ملحق شود، امروز نیز کلید حل مشکل ایجاد شده در دست کسانی است که اکنون در این جایگاه نشسته اند و تنها با حرکت آنهاست که این قفل باز خواهد شد مگر آنکه برای انجام نشدنش نخواستن اصلی ترین دلیل باشد. ...
دهقانی پوده: مناظره های هسته ای تلویزیون مخرب و آفت مذاکراتند/ توافق مغایر با ارزشهای انقلاب نیست
تحمیلی که به پذیرش قطعنامه 598 و آغاز گر جنگ شناخته شدن صدام و دولت عراق انجامید. در هر دو نبرد فرزندان این ملت توانستند کشتی ملت و کشور را به ساحل برسانند. ان شا الله این مرحله را نیز با وحدت و همدلی و همزبانی و اعتماد و با درایت و تیز بینی پشت سر خواهیم نهاد. شدت یافتن دشمنی و کینه توزی و تلاش برای مختل کردن مذاکرات توسط رژیم صهیونیستی و برخی سران کشورهای عربی نشان ما در حال پیمودن راه درستی