سایر منابع:
سایر خبرها
واقعه تلخی که برای اولین بار رخ داد
دشمن آنجا مانده بود که نیروهای خودی پشت همان ها موضع گرفته بودند و از لحاظ روحیه و وضعیت کلی در سطح خیلی خوبی قرار داشتند. متقابلاً دشمن چون شب قبل ضربه خورده بود، خیلی به عقب پرت شده بود و اصلاً نمی توانست خودش را آفتابی کند. من تا حوالی ساعت 12:00 ظهر روز 23 تیر، همانجا بودم و اوضاع و احوال منطقه حسابی دستم آمد. بعد حرکت کردم، با این نیت که خودم را به دژهای مثلثی حول حوش پاسگاه زید
روایت محمد موسوی از تماشاگران والیبال
دانید با چه بدبختی ای خودمان را به اینجا رساندیم. چقدر استرس، فحش و بد و بیراه شنیدیم. واقعاً سختی مسابقات امسال همان بود که فکر می کردید یا بدتر بود؟ دقیقاً همان بود. می دانستیم شرایط خیلی سختی داریم، حتی قبلاً گفته بودم که این تیم ها از 20 سال پیش قهرمان المپیک، لیگ جهانی و قهرمان جهان هستند. بازی اول را هم در خانه آنها داشتیم. ما با اختلاف ساعت در آمریکا بازی کردیم و بعد که بدن
جواد محتشمیان: مقابل آمریکا اخلاق را نبردیم
جواد محتشمیان گزارشگر تلویزیون و کارشناس والیبال، از شرایط تیم ملی می گوید. به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک بانک ورزش نوشت: اینکه تیم ملی چه روندی را طی کرده است. او درباره اتفاق جالبی که بازیکنان تیم ملی آمریکا در ورزشگاه آزادی رقم زدند و پیش از اذان آب ننوشیدند هم بیشتر گفته است. ایران چهار بازی اول خود را باخت و پس از بازی با روسیه روند بردها آغاز شد. به نظر من
فرهاد ظریف: شکایت می کنم
/> لیبروی تیم ملی والیبال ایران تاکید کرد: مطلبی درباره جدایی من از تیم ملی منتشر کردند که سراسر دروغ بود. گفتند به دلیل اختلاف نظر با کواچ رفتم و پاسپورتم را برداشتم و از لهستان به تهران برگشتم. واقعا این حرف ها خنده دار است. مگر می شود که یک شبه یک بازیکن پاسپورت دستش بگیرد و اردو را ترک کند. مگر مردم من را نمی شناسند. فرهاد ظریف همیشه در خدمت تیم مل بوده و بی حاشیه کار کرده است. هیچ گاه با
کریم انصاری فرد:پرسپولیس خانه من است،هر وقت بخواهم بدون در زدن وارد می شوم!
او استفاده می کنم. دوباره مدتی بیرون بودم و بعد از چند هفته 20 دقیقه به من بازی داد. در بازی با خیرونا من یکی از بهترین عملکردهای دوران فوتبالی ام را داشتم. خیلی خوب بازی کردم ولی نمی دانم چرا بعد از این مسابقه دوباره از من استفاده نکرد. رفتارهایی می کرد که برایم عجیب بود. نمی دانم چه مشکلی با من داشت. در نهایت فصل بدی را در اوساسونا سپری کردی! به نظر خودم فصل بدی نبود. درست است
امیر غفور: الگوی من مسی است
، انگشت دستم آسیب دیده و برای آن که هنگام دفاع یا اسپک زدن مصدومیتم تشدید نشود آتل بستم. چرا این قدر کم مصاحبه می کنی؟ راستش را بخواهید تمایلی ندارم که دائم در رسانه ها باشم. زمانی مصاحبه می کنم که حرفی برای گفتن داشته باشم. به نظرم برای علاقه مندان والیبال هم جالب نیست که هر روز مصاحبه من را بخوانند. البته برای هواداران خیلی وقت می گذاری و خیلی با حوصله عکس یادگاری
ناطق نوری آزرده خاطر است
. به همین جهت برخی از دوستان می گفتند باید دوره اول ریاست جمهوری هر کسی که رییس جمهور می شود را به عنوان دوره ای که نمی شود در آن اقدامات اساسی و جدی انجام داد تلقی کرد. لذا برداشت من این است که در مجموع دولت توانسته ثبات و آرامش نسبی را در حوزه های مختلف ایجاد کند. اگر امسال اتفاقات جدیدی متناسب و همسو با این تغییرات صورت بگیرد دولت وارد بستر و مسیر همواری خواهد شد. منظور شما کدام اتفاق
شکایت آیت الله خامنه ای به امام بایک غزل
همه خوششان نمی آید. شما به طرز بد و غیر عقلانی پرسیده اید. آن بیچاره سکوت کرد. من ادامه دادم و گفتم: اما جواب سؤال آخر که سوال اصلی شماست، من از حزب خیلی خوشم می آید ولی عضو آن نیستم. آقای بهشتی را هم قبل از انقلاب نمی شناختم و الان که شناختمش فهمیدم که واقعا مرد آزاده و عالمی است. الان هم حزبی برخورد نمی کند، ولی بیشتر مواضع آن ها به نفع انقلاب و مردم است. شروع به تعریف از بهشتی کردم
پرانرژی ترین مجری رسانه ملی کیست؟
دانشگاه کاشان برنامه اجرا کنم تهش گفتم خب دیگه خوش گذشت حالا بریم و... که بچه ها همه باهم گفتند راضی باشید کلا پشت صحنه های این برنامه خیلی بامزه است من خودم چندتایش را ضبط کردم هر وقت دلم می گیرد نگاهشان می کنم دلم باز می شود. بهترین روز کاری ام هنوز نیامده آیتم ایران90 یکی از آیتم هایی است که میثاقی خیلی دوستش دارد و از طریق آن سفرهای مختلفی به کشور داشته وقتی از عجیب ترین
در زلزله هم تحریم هستیم/ مسکن مهر، اصلا ایمنی ندارد
اجتماعی مان مسبب همه مشکلاتمان است. اگر از ریشه شروع کنیم که بچه من از من بپرسد که آیا این خانه ایمن است یا نه، این درست است. ما در روز 8 آذر 93 با درکتر زارع رفتیم در یک مدرسه ابتدایی یک کارگاه آموزشی برگزار کردیم. یک دختر بچه پرسید خانه ما خراب می شود یا نه؟ من در پاسخ گفتم چون پدر تو خانه خوبی خریده و آن خانه را یک مهندس خوب طراحی کرده و یک مهندس خوب ساخته، هیچ وقت خراب نمی شود. وقتی یک بچه ای
بنی صدر خائن بود/ شکایت آیت الله خامنه ای به امام با یک غزل
احتیاج به تحقیق دارم. چند روز گذشت. روزی در هیأت رییسه ی مجلس بودم و با آقای رجایی کار داشتم، به دفترش زنگ زدم، گفتند: پیش بنی صدر رفته است. خیلی عجله داشتم. به دفتر بنی صدر زنگ زدم و گفتم: به رجایی بگویید بیاید پای تلفن، کار مهمی دارم . سپس با آقای رجایی صحبت کردم و ایشان در پایان مکالمه به من گفت: آقای بنی صدر با شما کار دارد. به دفتر آقای بنی صدر رفتم. مدتی گذشت تا این که افضلی، از اعضای
قضیه کنسرت دونفره پاشایی و شادمهر!
وگو خواهیم پرداخت ولی قبل از آن یک سوال کلیدی. خبر فوت مرتضی را چه کسی به تو داد؟ واقعا نمی دانم. آن روز من منزل بودم و شب قبلش مهدی طیبی از بیمارستان به من گفت اکسیژن به مرتضی وصل کرده اند که من در اینستاگرام نوشتم و از همه خواستم برای مرتضی دعا کنند. من در هر شرایطی سعی می کردم که هر خبر این چنینی را از دید مثبت انتشار دهم چون من و مرتضی هر دو به انرژی مثبت اعتقاد داشتیم. همه چیز بد
کارهای عجیب چمران را فقط در فیلم ها دیده بودم
منطقه روستایی بود که می خواستند آنجا عملیات کنند. توانستید عکس بگیرید؟ دفعه اول خیلی ترسیدم. چمران و نیروهایش کارهای عجیب و غریبی می کردند که برایم تازگی داشت و فقط در فیلم ها دیده بودم! آن شب نتوانستم زیاد عکس بگیرم. شرایط، خیلی سخت و بد بود. بیشتر سعی می کردم مراقب خودم باشم تا این که عکاسی کنم. یعنی عکسی که بتوانید از آن استفاده کنید، نگرفتید؟ اتفاقا
شامپوی تریاک هم به بازار رسید!/فروش کالاهای قاچاق با برچسب غذا و دارو
تنها شدیم پرسیدم واقعا اسم این شامپو تریاک است گفت بلی و خیلی هم تاثیر دارد، کنجکاو شدم برای امتحان یک عدد خریدم و گفتم اگر موهای سرم ریخت باید جوابگو باشی. چشم تان روز بد نبیند وقتی این شامپو را استفاده کردم تمام فضای خانه را بوی تریاک گرفت و خودم نیز در حمام حالت تهوع گرفته بودم، که مادر بزرگم فریاد زد در حمام داری تریاک می کشی، خلاصه از ترس فوری سرم را شستم و شامپو را کناری گذاشتم تا
حال و احوال شکنجه در دوران خدایگان
را داخل سوراخ ها می ریختند! دو نفر را سراغ دارم که چنبره سرب روی سرشان ریختند: یکی شازده تفرشی بود و دیگری اکبر سلاخ که اقرار کرد! پس از اقرار می بایست حکم به اعدام او می دادند، ولی بعداً که قاتل واقعی پیدا شد، او را آزاد کردند! اکبر سلاخ در سال 1322 فوت کرد. این پرونده ها را در میان پرونده های شهربانی یافتم و مطالعه کردم. در پرونده اکبر سلاخ آمده است آن شب نمی دانم کجا بودم؟ چون مشروب خورده و مست
افجه ای:اتحادیه ناشران پیش از انقلاب جنبه صله رحم داشت!/ سرپا ماندن صنعت نشر منوط به حمایت ارشاد است
کتاب اسرار مگو هم اتفاق افتاد. از آنجا که پدر من انسان محتاطی بود، هر کتاب ممنوعه ای را که برای ما می آوردند، قبول نمی کرد و بلافاصله پس می فرستاد و می گفت من می خواهم شب راحت سرم را روی زمین بگذارم و بخوابم . کتاب اسرار مگو را چه کسی چاپ می کرد؟ علی رغم اینکه بسیاری مطرح می کنند که این کتاب را انتشارات امیرکبیر منتشر کرده بود، من این موضوع را رد می کنم تا جایی که می دانم کتاب 3
منصوریان: نگذاشتم قلعه نویی جای حجازی را بگیرد (2)
سایپا و پیکان را بگیرد که یک، پول باشد، دو، اینکه سال قبل تاپ ایستاده باشد. نفت سوم جدول بود. همه می گفتند نرو ولی خودم دوست داشتم. چون بازیکن های خودم همه آنجا بودند. می دانستم که مسیر سختی دارم ولی مطمئن بودم که می توانم از این مسیر رد شوم.
از خلبان زن نترسید
. معلم پرواز که کنارم نشسته بود، گفت فقط روی صندلی بنشین و از پریدن هواپیما لذت ببر، ولی من به شدت مبهوت بودم. هیچ کاری نکردم. البته قرار هم نبود کاری بکنم. روز بعدش باید همان پرواز را انجام می دادم. همان معلم کنارم نشسته بود و این بار باید خودم همه کارها را انجام می دادم. خیلی تجربه دشواری بود. با نگاه دیگری داشتم بیرون را نگاه می کردم. دیگر نگاه مهندسی نداشتم، آسمان برایم شکل دیگری داشت.
فرزین: می خواهیم کار صنفی بکنیم نه سیاسی/ غفاری: آقای نوربخش معنی فروختن یک ساختمان به دو نفر یعنی چه؟!
در مجامع بعدی باشند. این اضافه شد و رأی گیری شد قرار شد اینها باشند. در مجمع بعدی دیدم باز اینها را راه نمی دهند، گفتم آقای نوربخش چی شد؟ گفت ما یک تخلفی کردیم یک اشتباهی کردیم ولش کن دیگر. الان وقت می گیرد. مانند جلسه رسانه ای که داشتند که هرجا گیر می کردند مغلطه می کردند. دقیقا ماجراهایشان به همین شکل بود. غفاری یادآور شد: برویم سر قراردادی که گفته بودند. گفتند یک عده بدهکار هستند ما
اصلاح طلبان، متهمان ردیف اول/ حجاریان: اگر اصلاح طلبان بشکنند روحانی هم شکسته است/ غرب به دنبال دستگیری ...
جهشی به سمت حکومت جهانی امام عصر (عج) ایجاد کرده است. او گفته که می خواهند یک خاورمیانه جدیدی متولد کنند که همانند زایمان سخت و دردناک است و کشتار دارد. آن خانم وزیر خارجه قبلی نوشته و اخیرا منتشر کرده که کارها درست پیش می رفت تا زمانی که در ایران یک دولتی سر کار آمد و مانع ایجاد کرد. مجبور شدیم وقت و هزینه بگذاریم تا آن دولت را تخریب کنیم و از سرراه برداریم. او می گوید الان برگشتیم به مسیر قبلی.
مسکن مهر اصلا ایمنی ندارد
صورت دستی بتن اش را می سازند. بنابراین ما سقف های خیلی خوب داریم روی ستون هایی که کاملا ناایمن است. گام دوم این است که ما یک سری واحدها داریم که ساختمان را طراحی و محاسبه می کنند، بعد صاحب ملک می رود تراکم می خرد و یک طبقه اضافه می کند. من خودم شاهد این مسئله بودم که یک طبقه اضافه شد و آن طبقه را هم پنت هاوس کردند و یک استخر هم برایش گذاشتند. مرکز ثقل ساختمان بهم ریخت. به هیچ عنوان آن سازه را دیگر
رییس اداره فرهنگ هرات بود اما در ناصرخسرو دست فروشی می کرد
را دوست دارم و اشتیاق مسافرت به ایران همیشه در من هست اما برای زندگی به عنوان یک افغانی مقیم مشکل زیاد خواهم داشت. تسنیم: مهمترین مشکل شما در مدت حضور در ایران چه بود؟ همان که قانونا اجازه خیلی شغل ها را نداشتم و مجبور بودم یا غیر قانونی کار کنم یا فقط کارهای ساختمانی و نظافتی کنم. همان که در ترمینال های مسافرتی باید همیشه مثل یک مجرم خودم را معرفی می کردم و چک می شدم و بدتر
بنیاد در آینه مطبوعات
جنوب را نزده بود. آن وقت ها ما یک گروه بودیم در مشهد که از سال 57 هر جا سر و صدایی به پا می شد به طور خودجوش و مردمی برای کمک می رفتیم یادم هست گاهی پیش می آمد توی صندوق عقب ماشین هم می نشستیم تا زودتر برسیم! آیا شما به همراه شهید بابا رستمی برای کمک به شهید چمران رفتید؟ نه، ما خودمان رفته بودیم نه نامه از کسی می گرفتیم و نه مدرک داشتیم. خود من تا چند سال حتی گواهی مجروحیت هم نداشتم
عیددیدنی شاه نوه با ژ-3
/> پس از شهادت همسرم در تمام مراحل زندگی حضورش را کنارمان احساس کردیم. زهرا آذر 65 به دنیا آمد. پدرش را ندید ولی عاشقانه پدرش را دوست دارد. می گوید: از همان زمان کودکی پدرم را در کنارم احساس می کنم. زمانی که شیطنت می کردم عکس پدر در قاب طاقچه به من اخم می کرد و وقتی که خوشحال بودم، قاب عکس پدر را می دیدم که با لبخند به من نگاه می کند. دخترم هر وقت دلش می گیرد بر سر مزار پدرش می رود و با او درد و
دومین پیروزی غرورآفرین تیم ایران مقابل آمریکا
خود را برای مربیگری تغییر دهم. می خواهم روی دو بازی سخت مقابل لهستان تمرکز کنم. کواچ همچنین در آخرین جملاتش با قدردانی از جان اسپراو، سرمربی تیم ملی آمریکا و تعریف هایش از ایران، گفت: ما از طرف تیم ایران متقابلا از مهمان نوازی تیم آمریکا قدردانی می کنیم. 15 روز جلوتر به آمریکا سفر کردیم و همه چیز در اختیارمان بود و بسیار سفر خوبی به کشور آمریکا داشتیم. جان اسپراو: ایران در همه
ربع قرن پس از زلزله مرگبار منجیل/ در زلزله هم تحریم هستیم/ مسکن مهر، اصلا ایمنی ندارد
تومان روزانه بگیرد. برای همین ستون ها را به صورت دستی بتن اش را می سازند. بنابراین ما سقف های خیلی خوب داریم روی ستون هایی که کاملا ناایمن است. گام دوم این است که ما یک سری واحدها داریم که ساختمان را طراحی و محاسبه می کنند، بعد صاحب ملک می رود تراکم می خرد و یک طبقه اضافه می کند. من خودم شاهد این مسئله بودم که یک طبقه اضافه شد و آن طبقه را هم پنت هاوس کردند و یک استخر هم برایش گذاشتند. مرکز ثقل
زیر و بم مشایی از زبان روحانی ای که می گوید مسحور مشایی شده است
مخالفان ایشان را نداشتم. ولی آن زمان احمدی نژادی که بودید؟ یعنی به احمدی نژاد رای داده بودید؟ بله من هر دو دوره به احمدی نژاد رای داده بودم، ولی فعالیت انتخاباتی برای او نکرده بودم. اصلا من فرد سیاسی نبودم و بیشتر کار علمی بود و در پژوهشگاه و حوزه و دانشگاه حضور داشتم. همه دفاعی هم که الان از آقای مشایی کردم علمی و منطقی بوده و هرگز سیاسی نبوده است. من معتقدم کسانی که از
زدم زیر گوش بنی صدر!
گفته بود که فخیم جو 6 تا از سران کومله را کشته و دنبال سرش بودند در کردستان. ایده دولت موقت تحویل دادن کردستان به مارکسیست ها بود. بعدش کجا رفتید؟ در کردستان مجروح شدم. در سپاه بودم. تا دولت شهید رجایی تشکیل شد و آقای زواره ای مرا خبر کرد. آن موقع آقای مهدوی کنی وزیر کشور بود. گفتند می خواهیم بروی فرمانداری جیرفت. گفتم: تابع هستم، هرجا برای خدمت باشد می روم. گفت: جیرفت گرم
آرتور شنیتسلر نویسنده وین است
به فارسی برگردانید. آثار آرتور شنیتسلر هم به همین صورت است. زبان آثارش زبان شسته رفته ای است که به راحتی می تواند در فارسی در بیاید. خب البته اینکه ترجمه چقدر خوب از آب دربیاید، به ظرفیت و امکانات هر مترجم هم بستگی دارد. مسلما کسی که خیلی به زبان اصلی وارد است و بیشتر از آن به زبان فارسی تسلط دارد، ترجمه اش از ترجمه کسی که به زبان اصلی و زبان فارسی تسلط کافی ندارد بهتر است. در مورد خودم باید بگویم
گزارشگری که نیم قرن پیش در پادگان کشف شد
دوستان و فامیل ها کسی نبوده است، اما کسانی بودند که راهنمایی شان کردم. یک مدتی هم خودم از افراد تست می گرفتم. چه نوع صدایی برای گزارش خوب است؟ همه صداها خوب هستند و کسی از صدای دیگری ناراحت نمی شود، اما صدای گزارشگر و گوینده با دیگران تفاوت دارد و این تفاوت است که گوینده را گوینده می کند. خیلی ها صدای شما را خاص می دادند که با سایر گزارشگران و گوینده ها تفاوت زیادی