سایر منابع:
سایر خبرها
جادوی انگشت های نامرئی
معتاد بودم خوب بود!؟ محمود با زانوهایش راه می رود و با دستانی که تا مچ بیشتر نیستند، لوازم و تجهیزات پزشکی را در اختیار مشتریان قرار می دهد. یک سال از خواهرش بزرگ تر است اما برعکس او که زمانی گوشه نشینی و انزوا را اختیار کرده بود، محمود از روز اول که وارد جامعه شد سعی کرد با همه ارتباط برقرار کند. پشتکار پسر جوان باعث شد تا دیپلم بگیرد و مشغول به کار شود. البته پسر جوان به غیراز فروشندگی
پدر ساکت ما ؛ اندوهی در دل نمایشگاه فرانکفورت
آثار خلاق آزادی عمل داشته باشند. اما خودشان نباید تفاوت را در فروپاشی مطلق ساختارها و هنجارها ببینند. پسر چهار پنج ساله آقای منتقد از شروع جلسه به دست و پای پدر می پیچد. آقای نجفی همزمان باید هم حواسش به صحبت هایش باشد و هم پسر کوچولویش را آرام نگه دارد. آقای امینیان اشاره می کند که: شما تصور نمی کنی که ما در دوره گذار از ادبیات مستندنویسی به ادبیات داستانی هستیم. ادبیات
روایت زنان امروز لبنان به قلم یک سیاستمدار
مسائل خانوادگی به یکی از عناصر تأثیر گذار بر روابط بین دولت و شهروند تبدیل شده است. زمانی که دولت نمی تواند حفاظت ها و شرایط لازم را در اختیار شهروندان قرار دهد آنها به خانواده ها و به ویژه رئیس خانواده روی می آورند. تقریبا همه احزاب سیاسی با تبعیت از خانواده و وفاداری شخصی به رهبر تشکیل می شوند. احزاب سیاسی به خانواده های بزرگی تبدیل شده اند و بیشتر حامیانشان نیز این موضوع را پذیرفته اند که پسر
حمله صاحبخانه و پسرش به دو دختر مستاجر
بود، او هر لحظه عصبی تر می شد و به ما تهمت ناروا می زد. وقتی خواستم بیرونش کنم شیشه ها را شکست، همان لحظه من نزدیک شیشه ها بودم و در اثر ریختن آنها آسیب دیدم. این دختر جوان در حالی که بغض راه گلویش را بسته بود، ادامه داد: از وقتی که پدر و مادرم را در سانحه تصادف از دست داده ایم همراه خواهر 17 ساله ام با خاله مان زندگی می کنیم و این بی انصافی است که عده ای از این مسأله سوء استفاده کرده و به ما به
از ادعای معلمی آقازاده تا ملک چند میلیاردی و قراردادهای شبهه برانگیز+سند
توسط محافل نزدیک به وی در برخی رسانه ها منتشر شد. براساس این خبر؛ الیاس قالیباف، پسر بزرگ شهردار و مشاور وی به مدت دو ساعت بازداشت شد. خبری که البته از خروجی این رسانه ها حذف و اما کمی بعد در رسانه های دیگر منتشر شد. بعد از این خبر بود که آقای قالیباف در مقام دفاع از فرزندش برآمد و با بیان اینکه شایعات درباره پسر بنده مبنی بر اینکه به زندان رفته است، صحت ندارد ، گفت: هر روز یک حرف می
خانه من هنوز پایگاه حفظ نظام اسلامی است
مادر شهیدان اصغری ترکانی با وجودی که سه فرزندش به شهادت رسیده اند و چهارمی نیز جانباز است، آن چنان با صلابت در خصوص عزیزانش سخن می گوید که حتی صدایش نمی لرزد. پدر مرحوم شهیدان نیز چفیه اش را از سال های جنگ تا شب هفت علی اصغر تازه تفحص شده اش بعد از 31 سال از گردن باز نکرد تا اینکه آن را با لباس آخرت جایگزین کرد. بر خود می بالیم که سربلندی و پیروزی ایران را از جلوه قدرت و عظمت اینچنین خانواده هایی
همیشه پای آل سعود در میان است/ یارانه امسال تمام می شود؟/ تزریق موضعی زهر مار با ماه عسل
پشت دولت هستیم . اما در واپسین روزهای مجلس هفتم کاسه صبر دوست احمدی نژاد هم لبریز شد و حدادعادل در نامه ای به مقام معظم رهبری، خواستار دخالت ایشان در مقابل رفتارهای احمدی نژاد شد. اگرچه هرگز حدادعادل به طور صریح تا پایان دولت دهم از رئیس جمهوری انتقاد نکرد و مدتی طول کشید تا حلقه یاران احمدی نژاد تنگ تر شود و فصلِ فصل فرا رسید و این بار کیهان تیتر زد زنده باد کدام بهار! ... "گمانه زنی
فانی باقی ماند
پرورش در سخنانی گفت: بنده یکی از موافقان دولت و شخص وزیر آموزش و پرورش بودم. وی افزود: حدود 6 ماه قبل خدمت وی رسیدم و مشکلاتی را مطرح کردم و حدود یک سال است که بنده را برای رفع مشکلات آموزش و پرورش سر کار گذاشتند و اقدام جدی برای رفع این مشکلات انجام ندادند. نماینده مردم آبادان در مجلس تاکید کرد: در جلسه ای که با آقای فانی داشتم به وی گفتم که من از دوستان و مدافعان شما هستم و مرا
درگیری مرگبار/رعنا خودش را داخل ماشین پرت کرد
بود اما به دلیل اختلاف مالی ای که با صاحب مبل سازی داشت، مابقی مبلغ را نپرداخته و همین هم باعث شده بود آنها با هم درگیر شوند. شب حادثه رعنا به پسر من زنگ زد و گفت یا مبل های مرا بده یا پولم را پس بده. بعد جلو در مبل سازی با او قرار گذاشت و با مرد وانت سوار به آنجا رفت و این مرد پسرم را به قتل رساند، حتی پسرم حاضر شده بود کرایه مرد وانت سوار را که حالا به عنوان متهم در دادگاه حاضر است، پرداخت کند
عالمی که در70 سالگی قرآن را حفظ کرد
باید به کتاب خود مراجعه کنم، وی بعد از رجوع به کتاب، به پدر آیت الله خویی می گویند که حق با پسر شما بوده است و سپس اضافه می کنند که باید قدر ایشان را دانست زیرا آینده درخشانی دارد. سید علی اکبر خویی پدر آیت الله سید ابوالقاسم خویی نیز عالمی بسیار بزرگ بودند. بنابراین ایشان نزد پدر بزرگوار خود دروسی مانند ادبیات را یاد می گیرند.محقق اصفهانی و میرزای نائینی از جمله استادان آیت الله سید
خاطره همسر "یک اعدامی" از آیت الله گیلانی!
را روی سرشان کشیدند. دو مرد معمّم یا اللّه گویان وارد اتاق شدند. زن ها به اتاق مجاور رفتند. دختر گیلانی بچه را به مستخدم داد و بلند شد و به مردی که چهره و موی کم رنگ و چشم های آبی داشت و عمامه سفید بر سر نهاده بود، گفت: آقا جان، خانم شیخ الاسلام زاده از ساعت چهار بعد از ظهر منتظرتان هستند. آیت الله گیلانی با صدایی ملایم و شمرده مرا مورد خطاب قرار داد: همشیره به منزل ما خوش آمدید. ببخشید که
حاج حمید مژده شهادت در غربت را از قرآن گرفته بود + تصویر
گفت وگو از: سمیرا خطیب زاده بخش اول گفتگو با همسر شهید مدافع حرم حاج حمید تقوی فر چند روز پیش بر روی سایت قرار گرفت و اینک قسمت پایانی این گفتگو تقدیم به همه کسانی می شود که مشتاق زندگی مردانی از جنس حاج حمیدند. کسانی که از خوشی و شیرینی های زندگی خود، از همسر و چهار دختر عزیر خود گذشتند تا ما زندگی شیرین خود را از دست ندهیم. در پایان گفتگو دختر شهید هم به ما پیوست. هدی تقوی فر چند
پرستو صالحی:تا بحال نه سیگار کشیدم نه عمل زیبایی کردم!
کنم و یکدفعه ولش می کنم و باز 5 کیلوگرم بر می گردم. باید بگویم که متاسفانه در ورزش و رژیم، کمی آدم نامتعادلی هستم. هنوز با مادرتان زندگی می کنید؟ بله، من از اول بچه ننه بودم و با خانواده زندگی کردن را همیشه دوست داشتم. وقتی هم که در سال 76 می خواستم وارد دانشکده بازیگری و کارگردانی بشوم، خانواده ام زیاد راضی نبودند که بازیگر شوم، اما خب چند قول بهشان دادم که متقاعد شوند. یکی اینکه
بنیاد در آینه مطبوعات
زمان به او اجازه داد، تفنگش را به زمین نگذاشت و جنگید ولی کم کم جبهه با او هم خداحافظی کرد و شهادت را قسمتش. حدود سال 49 بود که حسین، پسر دیگر خانوده سلطانی که همزمان با برادرش حسن، برگه حضور داوطلبانه در جبهه را پر کرده بود، پیش از شنیدن خبر شهادت او راهی میدان مبارزه شد و درنهایت با نفسهایی آغشته به گاز خَردل به خانه بازگشت. بعد از دیدن حسین، دل خدیجه خاتون آرام گرفت که غم از دست دادن جگرگوشه
گزارش روزنامه نگار قرقیزستانی از وضعیت ایران و تهران معاصر
بود: اگر در حیاط یک ایرانی حتی دو درخت باشد، پدر ، پسر و نوه آن خانه نسل اندر نسل مراقب آن خواهند بود. تابلوی "بورلاک ها (کارگران) در ساحل رودخانه ولگا" اثر ایلیا رپین روسی از جلوی پنجره مینی بوسمان رد شد. ابتدا فکر کردم که اشتباه کردم زیرا مفاهیم ایرانی به دور از مفاهیم ولگای روسی است. ولیکن این طور نبود. در 1500 تابلویی که در سطح شهر قبلاً تبلیغ موبایل و خدمات بانکی یا مسکن می کردند
دور غریبه ها را خط بکش!
موارد همه جا هست ولی باید بدانیم آنچه که نصیب ما می شود از ماست که بر ماست! به این موضوع دوست دارم یک نکته دیگر را هم اضافه کنم و آن این است که سال ها بود از خانواده عمو و خاله ام بی خبر بودم. اما الان با عضویت در یک گروه، هر روز صبح از احوال آنان و عکس های خانواده بهره مند می شوم. این امکان را شبکه اجتماعی ای برای من به وجود آورده و روحیه ام عوض شده است! یحیی بازیاریزاده، مشاور خانواده
لحظه وداع به پسرمان گفتیم از پشت سر تیر نخور!
آمد و به او اعتماد کرد تا او هم به مادر اعتماد کند و رفتارش را الگو قرار دهد. من و همسرم همیشه سعی کردیم راه و رسم درست زندگی کردن را به بچه ها نشان دهیم. نه آنکه تنها در زبان دم از حق و ناحق بزنیم. نشان دادن با گفتن خیلی فرق دارد. کسی که نشان می دهد، اول خودش عمل می کند و بعد بچه ها از عمل پدر و مادر الگوبرداری می کنند. از عشق و ارادت محمدحسین به اهل بیت چه خاطراتی دارید؟
اینترنت میخوای چکار حاج آقا
به گزارش خبرگزاری رسا، یادداشت های روزانه یک روحانی به قلم حجت الاسلام سید احمد بطحایی از نویسندگان حوزوی منتشر شد. متن این یادداشت بدین شرح است: زنگ می زنم به علی. بیشترین کسی که در انار با او بودم و حرف می زدیم و درد دل می کردیم. بلندتر و گیراتر از من جواب می دهد. تا بیایم سر صحبت را باز کنم می گوید حاج آقا شنیدم امسال می خواید بیاید اینجا. بله ی کش داری می گویم و احوالش
پرنفوذترین مجموعه های تلویزیونی دنیا را بشناسید: 15 سریال با بیشترین تعداد رای در IMDB
دیگری را شروع کنم. این سریال هنوز هم در حال پخش است و همچنان طرفداران زیادی دارد. داستان در مورد پسر پولداری به نام اولیور کوئین (با بازی استیون آمل) است که بر اثر غرق شدن قایق مسافرتی اش (که در آن پدرش نیز حضور داشت) به یک جزیره کشانده می شود. پدر وی رابرت کوئین قبل از غرق شدنش یک لیست به اولیور می دهد و می گوید ثروت خانواده ما به درستی بدست نیامده و برای پاکسازی اعمال باید از افراد حاضر در این
تریبون هایی که فقط محکوم می کنند
و شکایت نکردیم درست از آب درنیامد و آقای مشایی کلی شکایت کرده اند. درباره پرونده این دو مداح تهرانی باید گفت که بعد از حکم دادگاه بدوی یک بار تجدیدنظر برگزار شد، ولی به دلایلی مستشار نیامد و دادگاه به تعویق افتاد. حالا قرار بعدی 30 مرداد است. البته در این دادگاه ما هم به حکم سعید حدادیان اعتراض کردیم و مشایی هم به حکم حاج منصور ارضی اعتراض کرده است . دولت یازدهم و ماجرای تریبون ها
اختلافات مهناز افشار و محمدعلی رامین!/ 90 درصد طلاق ها در تهران توافقی است
برای او و خانواده اش به وجود آمده واکنش نشان داد. برخی از توییت های مهناز افشار به شرح زیر است: از روزی که وارد سینما شدم تا امروز با حاشیه سازی درگیر بودم اما در یکسال گذشته هدف بازی های سیاسی و تسویه حساب های شخصی قرار گرفتم. هلوکاست رسانه ای علیه من و همسرم به راه انداخته اند که این بار سکوت نخواهیم کرد.ما حقوقی داریم وآنطور که شایسته بدانیم از آن استفاده می کنیم. اینکه آقای محمدعلی رامین چه کاری
ملتمسانه از دولت می خواهم وضعیت سرخابی ها این شکلی نماند
بودم. یکی از مقامات آنجا بود. پسر 12 ساله اش هم بود. این فرد دانشگاهی است. تیم ملی ایران با آمریکا بازی داشت. بچه با اینکه روزه بود، یک مقدار افطاری برداشت و به اتاقش رفت که بازی را ببیند. نیم ساعت بعد آمد. از هیجان داشت می لرزید. می گفت گیم اول را برده ایم. از شدت هیجان داشت می لرزید. بعد به پدر ایشان که از مقامات است، گفتم شده در عمرت دیده باشی بچه از یک چیز اینقدر خوشحال شده باشد؟ گفت بزرگ
کارتن خوابی زنانه در شب های پایتخت
آورد کنار دست آنا می نشاند. نمی تواند درست راه برود. بی قرار است. تند و جویده جویده حرف می زند، حتی قرار نشستن هم ندارد می ترسد. پسر 8ساله ام توی خانه است باید بروم می ترسم برود سراغ گاز. با شما حرف نمی زنم اگر شوهرم بفهمد مرا می کشد، کتکم می زند. چهره اش به 40ساله ها می خورد اما تیره و پر از چروک. مرادی سارینا را هم می شناسد چرا که چند باری به سامان سرای لویزان رفته. هر بار همین را می
گفتگو با هوتن قلعه نویی درباره تصادف مشهور و...
اکثر بچه های آنجا دوچرخه داشتند و من هم خیلی کوچک بودم و به پدرم گفتم برایم دوچرخه بخر گفت نمی شود ولی من دوست داشتم دوچرخه داشته باشم چون هر روز می دیدم همه بچه های هم سن و سال من در پارک دوچرخه سواری می کنند ولی قانعم کرد که ما در هتل زندگی می کنیم و اینجا را بلد نیستیم و غریب هستیم. ولی در ماجرای پورشه این اتفاق نیفتاد و وقتی گفتی ماشین می خواهم برایت یک دفعه پورشه خرید! من
به مناسبت زادروز ابن سینا
به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال 370 از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم
همه چیز درباره غواص شهید لشکر خوبان ، بازمانده کربلای4 + تصاویر
پاشایی لحظه های شهادت این سردار شهید را روایت کرده است. متن این روایت به شرح زیر است: از راست: شهید علی پاشایی و اسماعیل وکیل زاده در مسیر اعزام برای عملیات قادر عصر سه شنبه 26 خرداد 1366 قرار بود راهی ِ سفر حج باشد خیلی وقت ها همراه علی پاشایی بودم. آن روز هم با هم در منطقه شلمچه برای سرکشی به بچه های دسته یک به سنگر عزیزان می رفتیم. غروب که شد اذان و
تشریح دلایل تاخیر انتشار آلبوم زنده یاد مرتضی پاشایی
نباشم اما وقتی خانواده محترمش آمده و بعد از فوت وی، من را به عنوان نماینده خود معرفی کرده اند دیگران چرا با یان مسئله مشکل دارند؟ وی ادامه داد: اگر دوستان دوستی چهار ساله ای با مرتضی داشتند بنده این افتخار را داشتم که مرتضی را در کنار فرزندان خودم بزرگ کرده ام. او نیز در این مدت مانند پسر دیگر من بود و برادرم و خانواده اش همواره ارتباط تنگاتنگی با ما داشتند. آیا درست است که به خاطر چهار
اوباما: نژادپرستی و برده داری در دی ان ای ماست/ابراز نگرانی آمریکا از ورود مجلس به عرصه مذاکرات هسته ...
و تا آخر با او بروند و تا آخر پای روحانی بمانند و در مسیر تردید به خودشان راه ندهند. یارانه تولید یا حکایت آب لوله کشی رحمت آباد!؟ وزیر صنعت و معدن هنوز که هنوز است از بد قولی سازمان مدیریت در اعطای یارانه تولید گله مند است. روزنامه اعتماد با درج این مطلب نوشت: در حالی که کم کم باید از زمان و میزان تخصیص یارانه سال 94 تولید سخن گفت اما هنوز اما و اگرهای زیادی در خصوص
اولین رئیس جمهور ایران به روایت توکلی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا ، او در همین اواخر به ظاهر خود را به امام متعهد وانمود می کرد. امام را پدر و مراد خود می نامید و نام امام، آری فقط نام را گرامی می داشت، اما در عمل همه ی جوانب دیگر ولایت فقیه را مورد تعرض قرار می داد. امام از سپاه با آن لحن تجلیل می کرد و او سپاه را مکرراً، از جمله در 14 اسفند در سخنرانی و غیره، به صراحت می کوبید. امام تصرف لانه جاسوسی را انقلاب دوم می نامید و
کیمیایی هر 2 سال یک بار از من ناراحت می شود/ اگر مسئولیتی داشتم دو سال سینما را تعطیل می کردم
"آوار" ساختم که با امکانات کم کامپیوتری و افه های بعد از فیلم برداری آن زمان، زلزله جلوی دوربین را ایجاد کردم. به لحاظ اجرایی هم حرف "آوار" این است که از مرگ یک پدر تولدی بین بچه ها به وجود می آید که بعدها حرف فیلم "مرگ ماهی" و "مادر" حاتمی نیز حرف آوار شد که دوست داشتم به فیلم "آوار"، "برگ برنده" توجه بیشتری می شد. سین: رابطه ی شما با مسئولان سینمایی و آقای ایوبی چطور است؟ جیم