سایر خبرها
برانکو: آجیل عید را دوست دارم
داریم . س: از روی آتش می پرید؟ نه . مثل مراسم قاشق زنی در ایران در ماه دوم میلادی هم ما در یک شب خاص چیزی شبیه به این داریم. بچه ها صورت خود را پوشانده و جلوی در هر خانه ای می روند و خوراکی می گیرند. س: شما عیدی می دهید؟ سال های اول عیدی می گرفتم اما الان عیدی می دهم. س: پول نقد می دهید؟ من به هیچ وجه دنبال ارزش مادی هدیه نیستم
سحر قریشی از دعوت شوم یک کارگردان سرشناس به یک خانه پرت خبر داد / منم رفتم اما...
سحر قریشی اظهار داشت: من به خاطردوران ممنوع الفعالیتی دائما تهدید می شدم که اگر بخواهی در سینما کار کنی فلان و ... اگر وارد فلان پروژه نشوی نمی گذاریم کار کنیم. تا اینکه یک دفتر سینمایی به اسم یک کارگردان سینمایی معروف مرا خواستند که من باب آشنایی با ایشان را نداشتم ولی از نظر جایگاه ایشان را می شناختم. گفتند: راننده ای را دنبال شما می فرستیم تشریف بیاورید دفتر. این اتفاق برای بسیاری از بچه هایی
از گوشی دکمه دار بدون اینترنت استفاده می کنم!
نشأت می گیرد؟ صد در صد دخیل است. من هنگامی که می خواستم قرارداد بازی در این مجموعه را ببندم، بشدت درگیر کارهای دیگر بودم و اعلام کردم که حتی ممکن است نتوانم به طور دائم همراه با گروه باشم؛ اما بازخوردهای خوب و انرژی خودم به ادامه بازی ترغیبم کرد. البته این نکته یادمان باشد که کار کردن برای کودکان اصلا به این معنا نیست که خودت هم کودک بشوی و حرف های کودکانه بزنی؛ نه، اتفاقا بچه ها
قدمگاه قم را بیشتر بشناسید
نوری در جنه الماوی نقل کرده است، حسن بن مثله جمکرانی می گوید: شب سه شنبه، 17 ماه مبارک رمضان سال 393ه .ق جماعتی از مردم به در خانه من آمده و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: امام زمان شما را به حضور طلبیده است. آنها مرا به محلی که اکنون مسجد جمکران است آوردند، امام(عج) مرا با نام خودم صدا زد و فرمود:برو به حسن مسلم که در این زمین کشاورزی می کند بگو: این زمین شریفی است و حق تعالی آن را از زمین های
مداحی که جای خالی جناب خان را پُر کرد/ مهدی آبادانی صدایی ماندگار از قاره آبادان
جناب خان مردم عاشق لهجه جنوبی شدند و البته دل خوشی هم از روزگار ندارند. صدای واقعی تو همین صدایی است که با آن حرف می زنی؟ نه صدای خودم خیلی متفاوت تر از چیزی است که امروز می شنوید و برای همین است که نتواسنته اند تشخیص دهند که من آن مداح شهر هستم. چند روز پیش در کانالت پیامی منتشر کردی که برای مدت طولانی فایل صوتی نگذاری، چه شد که زود از این حرفت برگشتی؟
حرف های جالب مجری صدا و سیما در نوروز 96 / اهل ظرف شستن نیستم/ به آواز خوندان علاقه زیادی داشتم + تصاویر
کردم.بعد از دانشگاه تست دادم پذیرفته شد و ادامه ماجرا...... صبح زاگرس _ لحظه تحویل سال نو از خدا چی خواستید؟ رحمت پور : من لحظه تحویل سال آیه الکرسی خواندم و از خدا سلامتی خودم و اعضای خانواده ام رو خواستم و به خدا گفتم تو که از رگ گردن به ما نزدیک تری سرافرازی ایران رو روز افزون و دشمنان این ملت و نظام رو مایوس کن. صبح زاگرس _ تعریف شما از تحویل سال و نوشدن طبیعت و زمین
نمی دانم چرا امروز حالم بدتر شد
سکون روشن باشد تا با هم حرکت کنیم. میان خواب و بیداری بودم، انگار شورشی در آن حوالی اتفاق افتاده بود و هر کس به چیزی اعتراض می کرد. انگار صبر و طاقت عده ای لبریز شده بود. سعی می کردم خودم را آرام تر کنم.ناگهان صدایی آمد، ای بی رحم من فرمان اتومبیل تو هستم.سرتاسر وجودم را ترسی فرا گرفت.با صدای لرزان همراه با ترس گفتم مگر شما حرف می زنید؟ با لحنی عصبانی جواب آمد که فقط ساکت باش و به حرفهایم گوش
جمنا باند است / روی آتش سال 88بنزین ریختند/باندهای قدرت و ثروت کاسبان فتنه اند
اما بر روی یک نفر وحدت نخواهند کرد. شما رابطه تان با آنان چرا به این شکل درآمده و منتقد شده اید؟ علیرغم همه این انتقادات که از سر دلسوزی است، به قاطبه این بزرگواران احترام می گذارم و از عده ای هم گله مندم. اکثر دوستان خود را در دو جناح متدین و انقلابی می دانم، بنده سعی کردم در عین مسائل جناحی حدود و حریم مسائل رفاقتی را رعایت کنم همان طور که قبلاً گفتم هم از قاعده ممکن الخطا بودن مستثنی نیستم و باید خداوند تبارک وتعالی به داد همه ما برسد.
هوشنگ مرادی کرمانی: در ظاهر آرامم، از داخل ویران!
و گفت در کتابتان خواندم که وقتی بچه بودید، دوست داشتید کفش داشته باشید، حالا این را برای شما آورد. من تشکر کردم و گفتم حداقل 60 سال در آوردید. گفت من آن قدر تحت تاثیر این موقعیت قرار گرفتم که می خواهم این را به شما بدهم. البته در ترکیه وقتی در دانشکده زبان فارسی شان صحبت می کردم، می گفتند ادبیات معاصر شما را اصلا نمی شناسیم. در اوج حتی از ملک الشعرای بهار جلوتر نیامده اند و از امروزی
من ساختارشکنی کردم اما بعضی ها به رویشان نمی آورند
کند. اما فیلمنامه این کار شخصیتی را به تو معرفی می کند که بعد از چند سال بی هویتی حالا فرد دیگری شده و تو باید از دل آن چند وجهی بودن را در بیاوری ماحی فیلمنامه ای جذاب داشت و ایفای نقشش هم کاری سخت. من می دانستم که این نقش برای من خیلی جای کار دارد. اتفاقا به نظر می رسد مهمترین نکته ای که شما را برای بازی در این نقش ترغیب کرده چالش های بوده که این نقش می توانست برایتان داشته باشد و
اَملی نوتومب: نیچه ناجی زندگی ام بود
نویسنده شدن من ایفا کرده اند. قطعا این تنها دلیلش نبوده ولی فکر می کنم من نویسنده شدم چون نامه های زیادی نوشتم... هنوز نامه نگاری در زندگی من خیلی مهم است و شاید من نویسنده ای هستم که بیشتر از همه با خوانندگانش نامه نگاری می کند. کی تصمیم گرفتید این طور نظام مند به خوانندگانتان جواب بدهید؟ این چیزی است که اصلا انتظارش را نداشتم. وقتی سال 1992، اولین رمانم، بهداشت آدم کش را منتشر
متاهل ها چرا همیشه از ازدواج شان ناراضی اند
همه جوونها مثل تو اشتباه انتخاب کنن. من هم این دوران مجردی و همه سوالهایی که جوونها تو سرشونه رو گذروندم و از مجردیم هم واقعا لذت بردم و بسیار تردید داشتم برای ازدواج ولی با کمک خدای بزرگ و پشتکار بسیار زیاد خودم همسر ایده آلم رو پیدا کردم و بعد از شیش سال هر روز که میگذره خدا رو برای این انتخاب شکر میکنم.این هم بهتون بگم که فرق خوشبختی مجردی در مقابل خوشبختی زندگی مشترک مثل فرق بازی فیفا و فوتبال
سعید سهیلی: حسن روحانی را نمی شناسم
نمی گویم چرا گشت 2 را ساختی چون این حرف ضد دموکراسیه، ضد فرهنگ است. من می گویم چرا از کلاشینکف به این مرز به نوعی سقوط کردی؟! چند وقته بیسکوئیت مادر نخوردی؟! *چهار روزی است که نخوردم!(با خنده) چون بچه کوچک داری، بیسکوئیت مادر هم می خوری! سرلاک، چند وقت نخوردی؟ *چهار روزی هست که نخوردم. یک دفعه بگو همه غذاهای دختر کوچولویت را تو می خوری
زندگی یکی از دانش آموزان عروج کرده مدرسه علویان
که اینقدر بچه خوب و شیرینی است." ***به یاد ماندنی ترین خاطره شما چیه؟ - دیدار امام . ***چه عالی. کامل بفرمایید. - خرداد سال 62 بعد از اتمام امتحانات تلث سوم با دوستان همکلاسی راهی جبهه شدیم. ما با یک مینی بوس به طرف کرمانشاه رفتیم و بعد از دوره آشنایی با ادوات نیمه سنگین همزمان با فرا رسیدن ماه رمضان عازم نفت شهر شدیم و در موضع پدافندی با توپ 23 ضد هوایی
اقدام عجیب ستاره سابق بسکتبال NBA
...> معمولا وقتی پیش خدمت ها می خواهند برای تهیه سفارشم بروند از آنها می پرسم دوست دارند چقدر انعام بگیرند؟ یک بار که به رستوران رفته بودم و این سوال را طبق روال همیشه از یک پیش خدمت پرسیدم از من رقمی معادل 4 هزار دلار درخواست کرد! من هم با این موضوع موافقت کردم و گفتم هیچ مسئله ای نیست و آن را پرداخت کردم. پیش خدمتی که این رقم را درخواست کرد زن جوانی بود. بعد از اینکه پیشنهادش را قبول کردم گفت که ای خدای من! تو با این هدیه پول اجاره 2 ماه مرا پرداخت کردی! رقم زیادی بود ولی او درخواست کرد و من هم بدون هیچ مشکلی با آن موافقت کردم. ...
از شعار تا واقعیت; نقد دولت روحانی توسط جوان کوهدشتی
تامین شود؟نه بلکه روزی چندنفرمحدودبه شهرخرم آباد مسافرت میکنند،پس تعداد کم مسافران پاسخ گوی این خانواده بزرگ تاکسی ران که شامل افراد پیر و جوان است نمی شود،درنتیجه آنان گاهی مواقع به خاطر اینکه مسافری که بدست اوردند و به این طریق مخارج زندگی زن و بچه خود را تامین کنند مجبور به انجام چنین اعمالی هستند.به نظر شما این واکنش های پرخاش جوی افراد ریشه درچه دارد؟براساس تحقیقات بنده، این رفتار افراد جامعه
فریدون و اطرافیان روحانی از ردصلاحیت هاشمی خوشحال شدند
تصور داشت اما انتظار این را نداشت که آقای هاشمی که می گفت من کاندیدا نمی شوم، خودش ثبت نام کند. شما این را به آقای هاشمی هم منتقل کردید؟ همان روز آقای هاشمی جلسه فوق العاده مشاورین را گذاشت و من آنجا رفتم و طرح موضوع کردم و گفتم الان آقای روحانی حسابی عصبی و ناراحت است و آن چند نفر افراد خاص مثل حسین فریدون ناراحت هستند و بدوبیراه می گویند. این قضیه باید به نحوی ترمیم و جمع شود
حدادی: شرمنده کسی نیستم
/> * از این رفتار سود کردید یا ضرر؟ شاید ضرر کرده باشم، ولی اصلاً برایم مهم نیست. من همیشه تنها چیزی که دوست داشتم این بود که پیش مردم عزیز باشم. شاید چیزی به من ندادند و نگرفتم، اما هر وقت مردم مرا می بینند می گویند تو یک جور دیگری هستی برای ما. *وقتی بعد از المپیک ریو مردم شما را دیدند چه گفتند؟ خیلی ها گفتند دمت گرم و دستت درد نکند، خیلی خوب مصاحبه کردی! هیچ کس این
ناگفته هایی از دیدار با هاشمی و میزبانی از لاریجانی
ریاست مجلس دهم رسید. بعد از این پیروزی او به منزل شما آمد و با شما دیداری داشت، درباره آن روز و آن دیدار برایمان می گویید؟ من هیچ وقت با هیج شخص و فردی از جمله چهره های شاخص نظام مسئله فردی نداشته ام. من به همه با یک دید مثبت و صمیمی نگاه می کنم و احساس می کنم همه با هم برادریم و حداکثر با هم اختلاف نظر داریم. این موضع من است که همیشه به آن پایبندم. در همه چالش ها هم همین برخورد را داشته ام
حکایت سید محمود ؛ گرفتن عکس شهادت در آتلیه برادر +عکس
محمود سید محمود خیلی مهربان و دل رحم بودند خیلی اخلاقشان با بچه های فامیل خوب بود به طوری که به عمو مهربان بین بچه ها معروف بودند فوق العاده شخصیت معنویی داشت. خیلی به نماز اول وقت اهمیت میداد. به ولایت فقیه پایبند بود. در طول این 8 سال زیارت عاشورا را مرتب هر روز و هر شب میخواند و دوست و آشنا را به خواندن زیارت عاشورا سفارش میکرد . خیلی به فقرا کمک میکردند . به جانبازان وخانواده های شهدا
کار و کارخانه درست مثل فرزندم بودند
پوشیده شده و تصویر متروکه به خود گرفته است. او برای دقایقی پشت میزی فلزی می نشیند که نقش سگ ماک روی آن نقش بسته و می گوید: به سکوت اینجا گوش نکنید، یک روز بود که دائم صدای چکش کاری کارگرها اینجا شنیده می شد. خودم از صبح روشنی تا شب تاریکی تو همین سوله کار می کردم و باز هم زمان کم می آمد ولی حالا همه چیز مثل خودم قدیمی شده است. پس از گفتن این جمله به سختی از جایش بلند می شود و به آهستگی به حیاط
نامه امام (ره) در عزل آقای منتظری
/> بسم اللّه الرحمن الرحیم جناب آقای منتظری با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه ای برایتان می نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامۀ اخیرتان نوشته اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می دانم؛ خدا را در نظر می گیرم و مسائلی را گوشزد می کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال ها و از کانال آنها
وقتی به فرمانده کل سپاه گفتند؛ فعلاً باید صبر کنید / سرلشکر جعفری: مُهر را کوبیدم زیر نامه و خلاص!
ارتباط چندانی داشتیم. دو تا بچه شهرستانی دانشجوی مقیم تهران بودیم. من در خانه اجاره ای زندگی می کردم. علیرضا هم در خوابگاه دانشجویان کوی دانشگاه، انتهای خیابان امیرآباد، مقیم بود. تصمیم گرفتیم سریع کارها را رو به راه کنیم و راه بیفتیم. همان روز به یکی از دوستانم تلفن کردم و گفتم: اگر کوله پشتی دم دست داری، هرچه سریع تر آن را بیاور و بده به من. بدجوری کوله لازمم! آن بنده خدا هم کوله کوچک
کلیدواژه های مهم بیانات رهبرمعظم انقلاب در پیام وبیانات نوروزی1396
؛ من این حرف را برای هرکسی میگویم که به ایران علاقه مند است، به آینده ی کشور علاقه مند است، به فکر بچّه های خودش است که بنا است فردا در این کشور زندگی کنند. شما مصنوعات خارجی را که مصرف میکنید، در واقع کمک میکنید به اینکه حجم آن بنگاه خارجی، آن کارگر خارجی، آن سرمایه دار خارجی، مدام بیشتر بشود و تولید داخلی ضربه بخورد، شکست بخورد. این را به همه ی مردم، بخصوص آن کسانی که مصارف زیادی دارند[میگویم
مسئولان برای ایجاد اشتغال شب و روز نشناسند
میکند و میگوید کسانی که مایلند این کار را انجام بدهند، در فلان جا و فلان جا زمینهای دولتی هست و در اختیارشان گذاشته میشود؛ بروند مثلاً گُل تولید کنند. من یادم هست دوستان اقتصادی در یک برهه ای قبل از دولت شما، آمده بودند [بحث میکردند] راجع به اینکه با چقدر پول میشود یک شغل ایجاد کرد؛ صحبت صد میلیون و بعضی مشاغل پانصد میلیون و این چیزها بود! خب با ده میلیون میشود شغل ایجاد کرد. حالا این یک نمونه است
از تغییر روش زندگی اعضاء با مغزشویی تا شگردهای پ. ک.ک برای تداوم حضور افراد در فرقه/ اعضای پژاک در ...
با من حرف زد. گفت: چرا ناراحتی؟ گفتم: کمی مشکل دارم. گفت: اگر می خواهی راحت شوی. پ. ک.ک و پژاک (برای تو) خوبه. بی برویم آنجا (قندیل). در آنجا به لحاظ فکری آزاد هستی. هیچ کس چیزی به تو نخواهد گفت. احسان در ادامه می گوید: او بگونه ای بر سر من خواند که من فکر می کردم آنجا (قندیل) بهشت است. به خانه رفتم و بدون اطلاع خانواده، مخفیانه فرار کردم و به پ. ک.ک
امانتی جامانده از یک شهید
اونجوری که تو فکر می کنی. همۀ مقدماتو آماده کرده بودیم که پدر بزرگِ خانمم سرشو گذاشت زمین و تمام. عروسی منتفی شد. منم بی معطلی برگشتم اینجا. دست روی شانه اش گذاشتم و گفتم: خدا رحمتش کنه، حتماً خیر و مصلحتی تو کار بوده. ولی با برگشتنت حسابی منو خوشحال کردی. با حضور مسلم که معاون من در گروهان دیده بانی گردان ادوات بود، خیالم راحت شد. همۀ کارها را به او سپردم و خودم همراه بچه ها راهی قزوین شدم
ما نمی توانیم پذیرای توریست اروپایی باشیم؛ باید به سمت توریست اسلامی برویم / شرایط کشور در حد انزجار ...
بیان داشت: غربی ها همه ابزارها را به کار گرفته بودند که ما در تحریم ها دستمان را بالا کنیم و در خود صنعت نفت در دوران تحریم نیز پیچیدگی های زیادی داشت و تجربه عبور از تحریم در 100 سال گذشته کشور اتفاق نیفتاده بود و بسیاری از کالاها و ابزارهای ما از خارج وارد کشور می شد و تهدیدهای جدی به دلیل وابستگی صنعت نفت به خارج داشت از قبیل قطع گاز مواجه شدیم. وی بیان داشت: در چند ماه پس از تحریم
شکل گیری روابط انسانی و الهی؛ از نتایج نمایش درمانی
در حال افتادن بود را بگیرد؛ وقتی نتیجه را از او پرسیدم گفت آن چهار نفر نمی توانستند من را بگیرند و من به او گفتم که درست است و آن برداشت بدی که نسبت به آن چهار نفر داشت، فقط زاییده ذهنش بوده است؛ بعد، از آن ها طلب حلالیت و بخشش کرد و از خدا برای کینه داشتن از آن افراد عذرخواهی کرد. کیانیان با اشاره به تأثیر نمایش درمانی در مثال پیشین، افزود: یک روانشناس برای حل این مسئله باید ساعت ها توضیح می
صحبت های ساعد سهیلی و همسرش گلوریا هاردی درباره گذشته های دور
3 ماه تو را در بیابان های اهواز مشغول کرده است. ماهور یک فیلم دفاع مقدسی است که حرف های تازه ای برای گفتن دارد. قصه فیلم در سه روز اول جنگ می گذرد. چطور با دور بودن از همسر و خانواده کنار می آیی؟ به خاطر علاقه ای که به سینما دارم، سعی می کنم بتوانم تحمل کنم. همه ما سینمایی ها امیدواریم حداقل نتیجه این دور بودن از خانواده، ساخت فیلم های خوب و ارزشمند باشد. شما چطور