سایر منابع:
سایر خبرها
رضا حسین زاده: مرا تبعید کردند!
شد که آن را من بخوانم. معمولا پیام امام (ره) 15-10 صفحه بود. شما حساب بکن برای کسی که نهایت خبری که خوانده چهار خط بوده، یک متن با این حجم چه حس و حالی ایجاد می کند. فشار خونم بالا رفته بود، تپش قلب عجیب و غریبی داشتم. بعد از دو سال این فرصت به من رسیده بود و الحمدلله بدون هیچ مشکلی پیام را خواندم؛ پیامی که برای من خاطره شد، ترم هم ریخت. بعد از شما هم در شبکه های مختلف و هم
وقتی لاغر شدن به قیمت آبرو تمام می شود!
می رفت. به همین دلیل بلافاصله به طلافروشی رفتم و بازهم بدون مشورت مقداری از طلاهایم را فروختم و پول را به حساب آن شیاد واریز کردم. فکر می کردم همه چیز تمام شده و او دیگر مزاحم زندگی ام نمی شود اما سه هفته بعد از آن روز لعنتی، پیام تهدیدآمیز دیگری از دکتر قلابی دریافت کردم که 15 میلیون تومان دیگر خواسته بود. حالا درمانده شده ام و نمی دانم چه کنم. حتی می ترسم به همسرم در این باره چیزی بگویم. من سال
خطیبی: فوتبال ایران را دست من بدهند، دو سال درِ آن را تخته می کنم!
هم از طرف خود من شد که این اشتباهات برایم تجربه ساز بود. بهترین و بدترین خاطره شما در سال 95؟ بهترین خاطره ام این بود که توانستم برای دومین بار یک تیم از شهرم را به لیگ برتر بیاورم و خداراشکر پس از گسترش فولاد، موفق شدم با ماشین سازی به لیگ راه پیدا کنیم. فوت مادربزرگم نیز بدترین خاطره ام در سال 95 بود. کدام “سین” از هفت را بیشتر از همه دوست دارید؟
شروع اولین ماراتن ایران بدون حضور دوندگان آمریکایی
ایران سفر کرده بودم و قصد داشتم برای پنجاه و دومین بار در ماراتن شرکت کنم. مسوولان به من اعلام کردند که هنوز امیدوارند که من بتوانم ویزا بگیرم اما این اتفاق نیفتاد. من همه کارها را انجام دادم و فقط صبر کردم. من حتی چمدان هایم را بسته بودم. الان خیلی ناراحتم. من دوستانی در ایران دارم و خیلی دوست داشتم که دوباره بتوانم به آن جا سفر کنم. در ماراتن امسال ایران هیچ دونده حرفه یی شرکت نکرده است اما کیهانی ابراز امیدواری کرد که در آینده این اتفاق بیافتد. انتهای پیام
درخواست برای اهدای جام در آزادی / هیچ جا خانه خود آدم نمی شود
و موجبات سوزش درست و حسابی کسانی که حداقل 2بار با ناجوانمردی در این سالها جام رو از ارتش سرخ دزدیدن فراهم کنه چون این کمترین حق هواداران وفادار پرسپولیس هست و همه جای دنیا هم وقتی تیمی قبل از پایان بازیها قهرمان میشه همونوقت جشن میگیره و این فیلما و لجبازی ها فقط با پرسپولیس انجام میشه نقل قول +38 #8 اریا 2017-04-07 17:21 فدراسیون غلط کرده بازی با ذوب آهن تو آزادی هستیم و
روایت هولناک دخترمدرسه ای های ژاپنی از آزارجنسی
شد. وقتی به خانه بازگشت داخل دستشویی رفته و مرتب دست و صورتش را می شست. اوگاوا اینقدر در دستشویی معطل کرد که خانواده اش متوجه شدند اتفاق غیر عادی افتاده است. چند سال بعد که اوگاوا وارد دبیرستان شد ، چنین اتفاقی بارها و بارها تکرار شد و این در حالی بود که رفت و آمد وی صرفا در مسیر و با لباس مدرسه جریان داشت. هر بار که چنین مشکلی برای او پیش می آمد ، فرار می کرد و اصلا مطمئن نبود که باید
تخریب و تهمت در انتخابات جایی ندارد/به قطع رابطه با آمریکا افتخار
. وی در ادامه با اشاره به اهمیت استفاده از عقل تجربی افزود: حتی امیرالمومنین در سخنان خود می فرمایند عمر من نیز به قدری نیست که بتوانم همه چیز را در تاریخ تجربه کنم و به همین خاطر در امور زندگی خود با افراد باتجربه بسیار مشورت می کنم. عدم رعایت حجاب، نشانگر ضعف عقلی است نماینده ولی فقیه در تبریز با بیان اینکه هرکس عاقل باشد، هم متدین است و هم باحیا، اضافه کرد: وقتی می
روزگار دختران افغان در ایران
روند و من نمی روم؟ مگر من چی کم دارم؟ سه برادر و خواهر کوچک مان مدرسه می روند. آنقدر به پدرم پیله کردیم که آنها را اجازه داد. مینا و نورا قربانی شدند تا برادرها و خواهرشان درس بخوانند. پدری که 20 سال است اعتیاد دارد و بار سنگین زندگی را به دوش دخترها و همسرش انداخته، 2 دختر جوان را مجبور کرده تا در خانه جوراب بسته بندی کنند. کار خانگی سخت، طاقت فرسا و پرفرسایش با درآمد پایین. مسئولان
هفت نظامِ اصلی خانواده در دنیا
وسطی3 دنبال کرد (کیسر، 2000، شکل 1 را ملاحظه کنید). صرف نظر از برخی استثنائاتِ مهم در اروپای لاتین، این خط، مرز میانِ دو گونه بود: گونۀ غربی مبتنی بر هنجارِ اقامت در مکانِ تازه یا تغییر محل پس از ازدواج، ازدواج در سن بالا، و نسبت زیاد (بیش از 10درصد) زنانی که هرگز ازدواج نمی کنند؛ و نسخۀ شرقی بر پایۀ پدرتباری (در روسیه و منطقۀ بالکان)، اقامت در خانۀ پدری، 4 تا 7 سال کمتر بودن سن زنان هنگام ازدواج اول
تب مال در شمال
شدهاند و هر کدام چیزی میگویند. پدر میگوید: راستش از صبح که بیدار شدیم قرار شد بازارها را بگردیم. از سمت چالوس شروع کردیم و تا اینجا آمدیم. زن ادامه میدهد: توی محمود آباد ویلا اجاره کردیم و گفتیم امروز را بگذاریم برای بازار مرد با خنده میگوید: تفریح زنها همین بازارگردی است. دخترش سریع میگوید: حالا خوبه شما خودت از همه بیشتر خرید میکنی. دختر کوچکتر میگوید: لااقل این جوری سرمان گرم میشود و دوری میزنیم
عزیزی: 2 آمریکایی از مرگ نجاتم دادند!/پرسپولیس عجیب بازی می کند
با آن برخورد می کنم. * 2 بار با علی دایی حرفم شد ولی ... عکسی که علی دایی در اینستاگرام گذاشت را یکی از دوستانم ارسال کرد و دیدم. در دوران بازیکنی رابطه خیلی خوبی با علی دایی داشتم. وقتی در رده ملی یا باشگاهی باشید، بچه های تیم مثل یک خانواده هستند و با هم اختلاف سلیقه و نظر دارند. دو بار در دوران ملی با علی دایی حرفم شد اما همیشه با او خوب بودم. پس از دوران بازی هم سعی کردم
چرا در کارخانه ها و پتروشیمی صحنه نسبت نیروهای بومی به غیر بومی خیلی پایین تر است
حنیفه از اهالی سیستان می گوید: یک سال در سفر حج همراه امام جواد علیه السلام بودم. عده ای از درباریان معتصم همراه ما بودند. به امام عرض کردم یابن رسول الله مردی از دوستان شما حاکم سیستان است و مالیات سنگینی برای من وضع کرده است. به او نامه بنویسید تا تخفیفی به من بدهند. امام در پاسخ فرمود نمی شناسم. گفتم او شما را دوست دارد. دکتر زارعی گفت : امام فرمود داماد خلیفه را همه حکومتی ها محترم می دارند
حاج آقا جوانی هایش هم حیرت انگیز بود/ امام(ره) در چند جلسه گفته بود که واقعاً حیف شد ایشان از قم رفت
. گاهی با خودم فکر می کردم ملاحظه اقتصادی می کند یا دوست ندارد بار سنگین دست بگیرد. برای من جوان که همیشه همراه حاج آقا بودم گاهی کلافه کننده بود. برای میوه یک مهمانی که می شود همه اش را یکجا خرید چرا باید این قدر دردسر بکشیم. بعدها فهمیدم حاج آقا ضمن اینکه به فکر کسب و کار همه مغازه داران محله است و با این کار از حال و روزشان باخبر می شود، به فکر کسانی هم هست که داخل مغازه می آیند و ممکن است نتوانند
استقبال از "آوانتاژ" در شیراز
"آوانتاژ" زاویه نگاه جدیدی را انتخاب کنیم. دوست داشتیم همه ی طیف ها فیلم را دوست داشته باشند نه فقط مخاطب خاص و فکر میکنم موفقیت "آوانتاژ" بیشتر به دلیل نگاه تازه ایست که به مقوله اعتیاد دارد وگرنه بیشمار فیلم در این زمینه ساخته شده است و مخاطب با سختگیری خاصی این سنخ فیلم ها را دنبال می کند. اسماعیل علیزاده تدوینگر این فیلم نیز درباره روند تدوین چنین گفت: به دلیل همکاری در چند فیلم با محمد
مهدی هاشمی: اگر می دانستم “علی البدل”چنین پایانی خواهد داشت،در آن بازی نمی کردم
سریال است، خبرهایی از احتمال حضور شما در این مجموعه شنیده می شود. آیا بار دیگر شما را در اثری از کیانوش عیاری می بینیم؟ آقای عیاری کارگردان بزرگ و منحصربه فردی است. خوشحالم که این فرصت را داشتم تا با او همکاری کنم و هر زمان که بار دیگر این اتفاق بیفتد، باعث شادی و خوشحالی است. آقای عیاری درحال حاضر مشغول فراهم کردن مقدمات ساخت این مجموعه است و حضورم در این سریال قطعی نیست اما دوست دارم با
دیدنی های رشت، شهر سبز (قسمت دوم)
این مسجد چه زمانی ساخته شده است اما گفته می شود شیخ صفی الدین اردبیلی با شیخ زاهد گیلانی دوست بود و به همین دلیل به گیلان سفر می کند و در محل فعلی چاهی حفر می کند و عبادتگاهی می سازد که بعدها به مسجد تبدیل می شود. این مسجد با شماره ی 197 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. خانه ابریشمی خانه ی ابریشمی در ضلع جنوب شرقی میدان صیقلان، در انتهای کوچه ی شاعری قرار دارد. این
برجام دستاوردی جز وقت تلف کردن نداشت/ آمریکا درباره سوریه دروغ می گوید/ مدیران انقلابی می توانند اقتصاد ...
/> خطیب موقت این هفته نمازجمعه تهران به موضوع تعطیلات عید نوروز و ایام سال اشاره و با انتقاد از زیاد بودن تعطیلات، اظهار داشت: می بینید که از چند روز قبل تعطیلی شروع می شود و تا روز 13 ادامه می یابد و چند روز بعد از آن هم تعطیل می شود و علاوه بر همه آنها تعطیلات سال را نیز داریم؛ آن وقت بعد از این تعطیلات وضع ادارات را ببینید! این زمان را از بین می برد. باید به جای اینکه بگوییم در سفر خوش گذشت و یا در
قطع رابطه ایران با آمریکا نعمت است/ نامزدهای انتخاباتی از بداخلاقی های سیاسی دور شوند/ مردم در انتخابات ...
دشتی با تبریک سالروز فرخنده میلاد امام علی علیه السلام گفت: لازمه متمسک شدن به اقا الگو قرار دادن حضرت از خانه تا اجتماع برای برقراری عدالت و مبارزه با فساد و تبعیض و همچنین تبعیت از مقاصد ایشان است. وی پیرامون اعتکاف اذعان کرد: اعتکاف خلوت دل برای نزدیک شدن به خدا و اعتکاف جوانان از برکات انقلاب اسلامی است با وجود جاذبه های مادی بسیاری از جوانان و خانواده ها از همه چیز دل می کنند و خود
اعتراف هولناک سپیده به نقشه شومی که برای شوهرش کشیده بود
بشکنیم.طبق محاسبه ام، چند روز بعد نوبت شیفت کاری عصر بهرام بود. گرچه ازانجام این کار بسیارتردید داشتم ولی سرانجام بروسوسه درونی خود غلبه کرده وتصمیمم را عملی کردم. ساعت 3 بعد از ظهر بود و کوچه ای که در مسیر رفت وآمد همیشگی بهرام قرار داشت، خلوت بود. طبق قرار با خودرو ام داخل کوچه رفتم و مقابل بهرام توقف کردم. به اردشیر وکامران که دو پسر جوان و مجرّد بودند، گفته بودم ابتدا با او صحبت می کنم و اگر
بهترین شهرهای آبی جهان
آب است. اگر فرصت سفر به این منطقه را داشتید، با کرایه کردن یک قایق به گشت وگذار از میان جنگل ها بروید. در زمان استراحت نیز از غذاهای مخصوص این منطقه غافل نشوید. تراگیر در کرواسی شهر تراگیر (Trogir) جزیره ای است در جنوب کشور کرواسی، در نزدیکی جزیره چیوو (Čiovo). قدمت این جزیره به 2300 سال قبل باز می گردد. این شهر به دلیل معماری منحصربه فردش در یونسکو به
از علاقه خواننده پاپ به مهران غفوریان تا دردسرهای مجرد ماندن
خوانندگی داشتم به پیشنهاد آشنایان و اطرافیانم یک و یا دو سال در نیازمندی ها به دنبال تست صدا و خوانندگی بودم و بارها در کلاس ها و مراکزی که بود تست صدا رو انجام دادم ،ولی موفق شدم تا آخرین آگهی که شانس خود را امتحان کردم و گرفت. عبدالمالکی افزود: البته ناگفته نماند که بسیاری از این مراکز دروغین بودند و کلاسها اتفاق درستی نبود و فقط پول کسب می کردند. وی با اشاره به اینکه هنوز
19 سال از مرگ کاپیتان گذشت
خاطرات آن ها زندگی می کنم. * می توانید بعد از سال ها جزئیات آن حادثه دلخراش و ناراحت کننده را بازگو کنید؟ - ساعت 2: 5 بعدازظهر از بندرانزلی به طرف تهران حرکت کردیم. برادرم ایمان هم با ما بود. ما در تهران زندگی می کردیم. سال های گذشته که تهران بودیم هر سال عید می آمدیم انزلی. آن سال عید هم انزلی بودیم و نتوانستیم راستین را برای گردش جایی ببریم. سیروس پشت فرمان رنو بود و من بغل
حامد ماجرای نیمروز ، واقعی نبود
ایفای نقش در ماجرای نیمروز صحبت کنیم. من هم کار قبلی آقای مهدویان را دیده بودم و بسیار دوست داشتم، بنابراین با اشتیاق به دفتر رفتم و صحبت های اولیه انجام شد. پس از آن فیلمنامه را خواندم و نظرم را اعلام کردم. یعنی مراحل حرفه ای کار به صورت طبیعی طی شد و پس از آن قرارداد بستیم و وارد بحث تمرین و دورخوانی شدیم. زمانی که فیلمنامه در اختیار شما قرار گرفت و آن را مطالعه کردید، به عنوان
با اصرار مدیران فرهنگی ژانر نکبت در سال 96 همچنان ادامه خواهد داشت؟
وگوی مهم خود با طرح این سوال که مثلا چرا راجع به اسیدپاشی فیلم ساخته می شود و اصلا چرا این مساله مطرح می شود؟ از پرداختن به موضوعات خاص انتقاد می کند و می گوید: آیا شما مساله اسیدپاشی را به عنوان یک واقعیت عام می بینید؟ خیر! چون مورد اسیدپاشی یک واقعیت عام نیست. اسیدپاشی یک حادثه تلخ و بسیار محدود است، محدودتر از اینکه بخواهیم راجع به آن فیلم بسازیم. یک نگاه مریض گونه وجود دارد و افراد بیماری
حقایقی از قول علی عبدالمالکی در دورهمی
/> عبدالمالکی جواب داد: بعضی هایشان اصلا اسم نداشته اند، تک آهنگ بوده اند و کسانی که گوشش می داده اند یک کلمه اش را به عنوان اسم گذاشته اند. آن زمان هم سنم کمتر بود. (با خنده) الان بهترم. او با اشاره به دوران کودکی اش توضیح داد: بچه جنوب شرق تهرانم، سه راه مسعودیه. وضع مالی خوبی نداشتیم و من از همان موقع عشق خوانندگی داشتم. دوستانم می گفتند در صفحه آگهی های روزنامه دنبال تست صدا و
جولین بارنز نویسنده درک یک پایان : کارگردان ها باید کتاب من را بکوبند به دیوار!
شالوده سازی و شالوده شکنی تقسیم شده و در آن تونی وبستر با گذر زمان و مواجه شدن با شواهد جدید و خاطرات پیچیده، مجبور می شود ذهنیت خود را تغییر دهد. درک یک پایان شش سال پیش بارنز را به جایزه من بوکر رساند. در یک بعدازظهر بهاری با این نویسنده در خانه اش واقع در شمال لندن ملاقات کردم. او آدم دقیق و متفکری است (که انتظارش را داشتم) و همچنین در معرض قهقهه های انفجاری (که پیش بینی نکرده بودم
زنی اخاذ که پس از ارتباط با مردان غریبه با شگردی آن ها را سرکیسه می کرد
انتشار اطلاعات شخصی ام، 200میلیون تومان به او بپردازم. . این مرد 35ساله در پاسخ به سوال دیگر مقام قضایی با این عنوان که آیا این زن را می شناسد ادامه داد: همسرم بچه دار نمی شد و من هم بچه دوست داشتم. برای همین، طبق توافق با همسرم، قرار شد مجددا ازدواج کنم. البته هردوی ما از این کار راضی بودیم و من هم، برای اینکه همسرم بعدا زیر حرفش نزند، یک توافق محضری از او گرفتم. در این میان، با این زن
کیانوش عیاری درس بازیگری را به من آموخت
و بعد از آن همیشه کاراکتر منفی بودم. در "بچه های نسبتا بد" هم یک دختر تین ایجر ولی خاکستری را بازی کردم. ولی بعد از این کارها آقای عرب نیا من را برای بازی در سریال شان انتخاب کردند که نقشی متفاوت بود، یک مادر افسرده و بی حرکت که برای من به عنوان بازیگر که دوست دارم تجربه های متفاوتی در زمینه کاری ام داشته باشم جذابیت های زیادی داشت. آقای سهیلی زاده هم در سریال "نیاز" تجربه قبلی که با هم
سیاه پوش سپید دل شهر
حالتی عجیب - عاشقانه و تامل بر انگیز - خواندند ؛ همه أرام گرفتند و شب از نیمه گذشت و انچه در خواب نشد ، چشم من و پروین است . ان زمان علاقه عجیبی به ادبیات - و بخصوص إشعار پروین اعتصامی - داشتم . و البته به پروین دخت ، نازنین بانوی محل و مادر دوست دیرین و برادر سراسر مهرم ، " علی اقای ترابی " پروین دخت ، بانوی ماه روی افتاب خوی ، سی سال پیش سفر ملکوتی خود
کارآفرینی بعد از اعتیاد
هیچ نوع مخدری نداشت اما ازدواج ناموفقم در سن کم درست زمانی که بازه رشد و بلوغ فکری و اجتماعی بودم، باعث شد که تمایل به دیدن و انجام دادن هرکاری در من به وجود آید. درست مثل بقیه نوجوان ها دوست داشتم همه چیز را تجربه کنم و هرگز به بهای تجربیات فکر نمی کردم. تا 29سالگی مجرد بودم و به مصرف مواد مخدر ادامه دادم. در همان سال با وجود اعتیاد مجددا ازدواج کردم و این موضوع را از همسرم مخفی نگه داشتم. همسرم