سایر منابع:
سایر خبرها
آخرین دیدگاه های هسته ای،قضایی و اجرایی روسای قوا
/> رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان این که یکی از چالش هایی که در سطح ملی با آن مواجه هستیم مسأله هسته ای است، گفت: مسأله هسته ای نمونه ای دیگر از رفتارهای دوگانه غربی ها است که نسبت به مسائل مختلف دارند. رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به بیانات اخیر مقام معظم رهبری در موضوع هسته ای، اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب چند روز پیش مسائلی را در مورد موضوع هسته ای مطرح کردند مبنی بر این که چطور
از دستگیری خطبای معروف کشور تا اشک های امام خمینی(ره) در شهادت اولین شهروند قمی
شیرین و تجربیات این پیشکسوت منبر و خطابه را به گفت و گو نشست. * خود را معرفی کرده و اجمالی از سال های دوران تحصیل خود در حوزه را بیان کنید. محمد صادقی واعظ، متولد 1317 هستم. در زمان حیات آیت الله العظمی بروجردی (ره) وارد حوزه علمیه قم شدم. ادبیات: (مغنی، سیوطی و..) را نزد محسن جهانگیری فرا گرفتم. مُطوّل را نزد مرحوم آقا شیخ مصطفی اعتمادی تلمّذ نموده و لمعتَین را نزد مرحوم آیت
مصائب همراه بیمار
بیتوته کردن همراهان بیمار در بیشتر موارد مدت زمان زیادی طول می کشد، درست به اندازه درمان بیمار. واقعیت این است که رنج همراه بیمار بودن کم از درد خودِ بیماری ندارد. شهدای تجریش یکی از این همین بیمارستان هاست؛ ساعت 4 بعدازظهر با آغاز زمان ملاقات مانند بیشتر بیمارستان های دولتی وارد ساختمان شماره 2 این بیمارستان می شویم؛ ساختمانی 6 طبقه و تودرتو با قسمت های مختلف که هر بخش بیماران مختلفی را درخود جای داده است. در طبقه اول این ساختمان با علی یاری منفرد مواجه شدیم؛ او 40ساله است و از ایلام برای در ...
رامین رضاییان: نمی گویم از بچگی عاشق پرسپولیس بودم ولی به این تیم علاقه داشتم
رقم و رقم بالاتر را دیگر باشگاه ها می دادند. نمی خواهم اسم ببرم ولی رامین رضاییان صرفاً دنبال پول نیست. به خاطر علاقه خودم و پدرم تصمیم گرفتم به پرسپولیس بیایم. در این چند روز هم ترجیح دادم مصاحبه نکنم ولی خیلی ها از قول من حرف هایی نوشتند که درست نبود. خیلی ها توقع داشتند بازیکنی مثل تو سریعاً به اروپا برود. راستش من از یک باشگاه پیشنهاد داشتم. کدام باشگاه؟ نمی
کامیابی نیا: به من بگویید کمال گاتوزو!
یکشنبه 7 تیر 1394 0 چرا از نفت تهران جدا شدی؟ به هر حال قراردادم به اتمام رسیده بود و به عنوان بازیکن آزاد سه، چهار تا پیشنهاد خوب داشتم. از بین این پیشنهادات هم تصمیم گرفتم پرسپولیس را انتخاب کنم و از این بابت هم خیلی خوشحالم. از چه تیم های دیگری پیشنهاد داشتی؟ اگر اجازه بدهید می خواهم از آقای اسکوچیچ سرمربی فولاد خوزستان معذرت خواهی کنم. ایشان شدیداً دنبالم بود ولی با توجه به پیشنهاد پرسپولیس نتوانستم در خدمت فولاد باشم و امیدو
ذکری که آیت الله بهجت با آن مأنوس بود
. داستان را بیان فرمودند و فرمودند: او از من جدا شد و معلوم نیست کجا رفته. لذا من ناراحتم. صبح شد، حضرت خدیجه(س) فرمود: یا رسول الله! اجازه بفرمایید - باب معرفت را ببینید - من بر شتر خودم سوار شوم و به سراغ علی روم. پیامبر سکوت کردند فسکت النبی که این سکوت در اینجا اعلان رضا تبیین شده است. روز بعد وقتی هنوز صبح کامل بالا نیامده بود و بعد از نماز صبح در تاریکی ایشان می روند و از دور چند
نگذاشتند پرواز زنبورها را بسازیم/ هیچ نهادی یک ریال به این فیلم دینی کمک نکرد
) کار کردم، طبیعتا از روز اول انتظار حمایت داشتم. چه در پروسه پروانه ساخت، که خب کم سختی نکشیدم. چه در حوزه مرکز گسترش که زیر پای ما را خالی کرد. ما الان مگر چند نمونه فیلم دینی در طول سال تولید می کنیم ؟ ما در همه همایش ها و مراسم ها، مدیران و مسئولان فرهنگی ما می نشینند و می گویند که فیلم دینی بسازید، در مورد سبک زندگی بسازید . همه این حرفها شعار است واقعا! در عمل هیچ اتفاقی نمی افتد
ذوق می کنند و یاد می گیرند
به من می سپردند تا آنها را سرگرم و به انجام کاری مشغول کنم. به سفارش اساتید مشغول کار با کودکان شدم و شروع کردم به یاد دادن مفاهیم دینی به آنها. بعد از مدتی تصمیم گرفتم این مفاهیم را در قالب سفالگری به بچه ها آموزش بدهم و به شکل رسمی از سال 83 کارم را شروع کردم. شیوه کار من به این شکل است که وقتی آیه قرآنی می خوانیم و آن را یاد می گیریم سعی می کنیم آن را بسازیم. میوه های قرآنی، حیواناتی
داداش می ری عقب محبت کن جنازه ما را هم ببر
آمد که مثل قبل هیأتی جنگیدن باصفاتر است. می روم با یک گردان عملیات می کنم و شب بعد با گردان دیگر. مجبور نیستم در عقبه منتظر دستور باشم. هر وقت پا داد می زنم تو ستون و می روم توی خط و تازه تجارب بیشتری به دست می اورم. فردای آن روز ساعت 10 صبح موتور یکی از بچه ها را گرفتم به عقبه پنج ضلعی رفتم. یک مقدار با زمین آشنا بودم در آنجا هر کسی را می دیدی قصه مثلثی ها ورد زبانش بود.
گفتگوی مارادونایی با ویشکا آسایش و پانته آ پناهی ها
است. اما دیگران سلیقه اش را نمی فهمند، ولی آن قدر پررو هست که سلیقه اش را تحمیل کند. با اینکه چهار بار ازدواج کرده، طلاق گرفته و برگشته در خانه پدر و مادرش زندگی می کند و به جای اینکه ساکت و آرام باشد، آنجا را تصاحب کرده. شاید شش ماه دیگر برود سراغ شعر و شاعری یا حتی فلسفه، ولی باز فکر می کند از همه بالاتر است. یک کاراکتر کاملا تلخ که به تعریف آقای توکلی، انگار همیشه سردرد دارد. حتی به بچه خودش هم
متن گفتگوی منتشر نشده با ایرج قادری
فیلم بیفتد. این حرفش یادم بود تا زمان ساخت پشت و خنجر و انتخاب بازیگر که خبرش کردم به جای رد شدن از جلوی دوربین یک نقش اصلی را بازی کد که نقش پسرم را بازی کرد. این سال ها از او خبر دارید؟ - یک مدت همان سال های اول که وارد سینما شد شنیدم که گرفتاری پیدا کرده و دنبال مواد رفته. صداش کردم و باهاش صحبت کردم که خوشبختانه خیلی زود بی خیال گرفتاری ها شد. اسم هنری علی پارسا را هم
اظهار نگرانی پشت پرده هاشمی از محکومیت فرزندش
در تاریخ 6 تیر 1360 بود (هرچند که این سازمان حاضر به قبول مسئولیت آن نشد.) هدف اصلی اما برداشتن یکباره مسئولین نظام و به دست گرفتن قدرت بود و بهترین گزینه برای این اقدام دفتر حزب جمهوری اسلامی ایران. چرا که در طول چند سال آغازین نظام جمهوری اسلامی، مهمترین محل تجمع و تصمیم گیری مدیران و مسئولان خط امامی شمرده می شد. سرانجام 6 روز پس از عزل بنی صدر و در هفتم تیرماه سال 1360، دفتر مرکزی
احمدی نژاد: متکی وزیر من نبود
، آنکارا را به کاهش حجم مبادلات تجاری به 400 میلیون دلار در سال تهدید کرده است، اما متکی گفت که این روزنامه حرف هایش را تحریف کرده است. چند روز بعد ترکیه سفیر خود را از ایران فرامی خواند و ایران هم متعاقبا چنین می کند، اما مشخص است که دو کشور به دنبال بهبود روابط هستند. تیرماه 68 اولین دور مذاکرات هیأت های سیاسی ایران و ترکیه در آن کشور آغاز می شود و بشارتی، قائم مقام ولایتی و رئیس هیأت ایرانی از ضرورت
ماجرای شیرین ازدواج مهران رجبی
دوستانم بود، موضوع را گفته بودم. پیش ایشان رفتم و گفتم فضا اینطوری شده، گفت فردا بیایید خانه ما صحبت کنید. ایشان با ماشین رییس رفت، من هم با ماشین خودم رفتم و صحبت کردیم. چند ساله بودید؟ - من 28 سالم بود. پس به نسبت هم نسل های خودتان برای ازدواج دیر پا پیش گذاشتید. - آره، یک مقدار فقیر بودیم و شرایطش را نداشتیم و ازدواج هم کردیم و فقیرتر هم شدیم. بعد بنا شد
"تنها روحانی ای است که برای حضور در دادگاه دکتر مصدق بلیط خریده بود"
می گذشت و زندان بان از آن دریچه کوچک آتش سیگار را روشن نمی کرد، بی تاب می شد و قدم می زد و به زمین و زمان ناسزا می گفت که واقعاً جای تعجب داشت. دیدم این وابستگی چقدر بد است و تصمیم گرفتم خودم را هیچ وقت وابسته به آن نکنم. مرحوم بهشتی از همان ابتدا در جریان مسائل اجتماعی قرار داشت و نسبت به تحولاتی که در ایران می گذشت، حساس بود. در جریان نهضت ملی شدن نفت کاملاً مسائل را دنبال می کرد
پنج مورد نقض خطوط قرمز نظام در بیانیه لوزان/ وزیرخارجه ناکام آمریکا دربه در یک پیروزی در مذاکرات/تعطیلی ...
اروپایی ها، مسلمانان و غیرمسلمانان، هدف قرار گرفته ایم. وزیر کشور اسپانیا نیز از افزایش آماده باش و سطح هشدار درباره حملات تروریستی در کشورش خبر داد. تعطیلی 80 مسجد در تونس در پی حملات تروریستی روز جمعه در شمال آفریقا، تونس، کشوری که در پی بهار عربی سال های دشواری را سپری کرده و شاهد عملیات تروریستی متعددی بوده، زیر چتر امنیتی بزرگی قرار گرفت. حبیب الصید نخست وزیرتونس در یک
کدام نماینده شعارهای ورزشگاه زابل را سفارش داد؟
و خیلی مسائل دیگر فراهم نیست آیا این کار سبب نمی شود مردم امیدوارم شوند و بعد ببینند خیلی تغییری رخ نداد. مثل رامشار. ابتدا بگذارید از آنجا برایتان بگویم که قرار بود آقای روحانی برای اولین بار به سیستان بیاید، من، مردم را از اقشار مختلفی چون، اصناف، شورا و ... را در فرمانداری جمع کردم و یک جلسه هم اندیشی گذاشتم. در این جلسه تمام تلاش خودم را به کار گرفتم تا آنها را با مطالباتشان از رئیس
حکایت تلخ روزگار سپری شده ملی پوش پیشین بسکتبال
پزشکی مشخص شد که نخاعم آسیب دیده و به ستون فقراتم صدمه شدید وارد شده است که همان موقع یک عمل جراحی انجام دادم که متاسفانه نتیجه مطلوبی نداشت. خدری اضافه کرد: بعد از جراحی ابتدایی به پزشکان متعددی مراجعه کردم و همگی معتقد بودند چون دیر به آنها مراجعه کرده ام کاری از دستشان برنمی آید. وی گفت: در همان زمان بارها به فدراسیون بسکتبال رفتم، شاید در طول یک سال هفته ای چهار روز فدراسیون
آخرین اخبار از دکل دزدیده شده! (+فیلم)
؟ 9؟ من: نه آقای احمدی نژاد، همین الان شماره تونو گرفتم. سوال داشتم. محمود:من از شما می پرسم. من:چیو؟ محمود: ما نمی دونیم. من:متوجه منظورتون نمی شم. درباره دکل نفتی گمشده سوال داشتم. محمود: دکل؟ من: بله دیگه، همین دکلی که زمان شما از ترکیه به قیمت 80 میلیون دلار خریداری شده و الان معلوم نیست کجاس. محمود: شما اگه با مردم در خیابونا صحبت کنی، میگن دکل
شهید سید محمد تقی طباطبایی روایت مظلومیت هفتم تیر
که در جریان عزل بنی صدر نقش کلیدی داشت. سید محمد تقی طباطبائی در طول سال های حیات خود کتب بسیاری را به رشته تحریر درآورد که می توان به منطق منظوم ، منتهی المیزان و جزوه ای به زبان عربی در مدح حضرت علی نام برد. همسر شهید می گفت: روز انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال 60، برادرم خبر داد ایشان زخمی شدند تا اینکه همسر شهید مطهری با یک جعبه شیرینی به منزل ما آمدند و آن وقت
نقش هایی ویژه که عابدی از دست داد
. همه ما باید کمک کنیم تا ناهنجاری ها برطرف شود و تا درد را نشناسیم نمی توانیم برای از بین بردنش اقدام کنیم. آخرین بار کی روی صحنه بودید؟ در مقایسه با چند سال قبل خودتان کم کار تر شده اید؟ چرا؟ در سال 92 با کورش نریمانی اجرای هیپوفیز را روی صحنه داشتم و در سال گذشته نیز در کسی نیست همه قصه ها را بداند به کارگردانی رضا حداد به جای شبنم فرشادجو بازی کردم. در پاسخ مشخص به سوال شما
استاد فرزاد؛ اسطوره ای از اساطیر بلخ
، چندین سال در کش و قوس تقسیم قدرت و جنگ های مابین خود غرق بودند؛ طالبان آمدند و بر شهر مزارشریف رنگ خون پاشیدند و رفتند. اوایل سال 81 خورشیدی؛ پس از سقوط حکومت ترس و وحشت این گروه، به مزارشریف رفتم. مزار دیگر آن شهری نبود که من در کودکی دیده بودم. در طول و عرض خود گسترش بسیار یافته بود. سراغ استاد فرزاد را از سید رضا محمدی و اسماعیل اکبر گرفتم، گفتند فرزاد صاحب رئیس چاپخانه دولتی بلخ است. می
خط سفید؛ گامی به سوی ایمنی عبور و مرور شهری
شود و می گوید: من خودم خیلی به قوانین احترام می گذارم ولی وقتی مثلا یک خودروی دیگر در لاین خودش حرکت نمی کند و بی نظمی به وجود می آورد، این رفتار غلط او روی رانندگی ما هم اثر دارد. اگر یک نفر بی نظمی کند کار همه را مختل می کند. عباس ربیعی 25 سال راننده است و در مسیر تجریش- میدان امام خمینی با کرایه نفری 3 هزار و 200 تومان رانندگی می کند، 57 سال سن دارد در حالی که دانه های درشت عرق روی جبینش
دستور اکید برای توقف پروژه های بازسازی؛ خبر به حضرت علی(ع) که رسید ...
دانم عراقی ها شش سال بود که می خواستند پروژه ساخت صحن حضرت زهرا(س) را شروع کنند، شعار آن را دادند، حرف زدند، پروتکل ها را امضاء کردند اما موفق نشدند؛ اما از ماه سومی که من در ستاد بازسازی کارم را شروع کردم، این پروژه را کلید خورد. با 300 میلیون تومان پروژه 600 میلیارد تومانی را امضا کردیم زمانی که صحن حضرت زهرا(س) را شروع کردیم کمتر از 300 میلیون تومان پول در حساب ما بود رفتیم
حسین به مثابه راه
کسانی را که من می شناسم در آن ایام با سوز جگر یا حسین یا حسین می گویند، راستی یا حسین می گویند. من شکی در این ندارم. اما می گویم به این اکتفا نکنیم. این را حد نصاب ندانید، این را غیر قابل انتقاد ندانیم. درست مانند عاطفه پاک آن مادری که بچه ها را لوس و ننر بار می آورد. عاطفه است، راستی هم عاطفه است. اما در حد نصاب نیست! قابل انتقاد هست! زیان بخش هست! هیچ منافاتی ندارد. من تعجب می کنم از
شاگردی شیخ مجتبی قزوینی در فردوس تا همراهی امام در پاریس
یکبار هم منبر ایشان را دیده بود، آن زمان حاج آقا، نوجوان 13 ساله ای بود که ملبس به لباس روحانیت منبر زیبایی هم برگزار کرده بودند، مادر می گفت که( با دیدن این پسر نوجوان به خودم گفتم که (خوشا به حال مادرش که بچه ای به این سن و سال دارد و اینچنین منبر می رود.) گویا جریان ورود حاج آقا فردوسی پور به حوزه هم شنیدنی هایی دارد؟ بله، حاج آقا متولد دوم شهریور سال 1317 در شهرستان فردوس
از سقف تا دیوار کاخ را چرم می کنیم
انجام دهم. آن ها با گریه رفتند و من بعضم گرفته بود، اما واقعا نمی توانستیم هزینه ها را تامین کنیم. یک سال از جیب خودمان خرج کردیم به امید اینکه روز ها و ماه های آینده بهتر می شود، اما نشد که نشد. من و امثال من هیچ زمانی از طرف مسوولان حمایت نشدیم. این هنرمند ادامه می دهد: نمایشگاه بین المللی صنایع دستی برگزار می شود بدون آنکه ما خبر داشته باشیم و من باید از طریق رادیو متوجه این موضوع
با تینا آخوندتبار، عاشق تنیس شوید!
ورزش دوست در کشور ما با محدودیت جدی روبه روست؛ مثلا برای ورزش تنیس، باشگاه به اندازه کافی برای خانم ها وجود دارد؛ هم زمین های روبسته و هم زمین های روباز که می توانند با ثبت نام در هفته چند روز از این زمین ها استفاده کنند. دوست دارم خواهر زاده هایم عاشق ورزش باشند هرگز برای وارد شدن به ورزش دیر نیست. حتی یک انسان مسن هم اگر ورزش را آغاز کند برای سلامتش خوب خواهد بود. من همیشه
سحر قریشی و رازهای خانوادگی اش
رژیم غذایی ام را تغییر دادم و با تصمیم خودم سراغ گیاهخواری رفتم. در همان زمان برای یک برنامه به همراه چند تا از همکاران به دزفول دعوت شدیم. لطف کرده بودند و مراسم ناهار در هتل برای ما ترتیب داده بودند. من از میز غذا عکس انداختم و غذایی سر میز بود که اسمش را از میزبان پرسیدم و ایشان گفتند کباب گنجشک، یعنی معروف ترین و لذیذترین غذای دزفول. آن زمان من گیاهخوار بودم و این کباب را نخوردم و اگر آن زمان
مادر لیلا حاتمی: نمی توانستم از سینما دور باشم
لرزی گرفتم که کارم به بیمارستان کشید. فیلم برداری دو روز تعطیل شد تا بعد از بهبودی شروع به کار کردیم. آقای یزدانیان یک خط کلی به من داد و شخصیت حوا را کاملا برای من تشریح کرد، من هم تمام سعی ام را کردم تا آنچه می خواهم را به نحو احسن اجرا کنم. گویا خوشبختانه موفق بودم. این موفقیت را از برخورد تماشاگران با خودم احساس کردم. تجربه هم بازی شدن با آقای مصفا در این فیلم برای شما چه طور بود