سایر منابع:
سایر خبرها
صلابت و مدارا در سیره امام موسی کاظم(ع)
عقیق: در ادامه متن کامل یادداشت حجت الاسلام سید عبدالحمید شهاب را به مناسب ایام شهادت امام موسی کاظم(ع) را می خوانید: "یکی از بحثهایی که امروزه مورد توجه گروهی از افراد جامعه قرار گرفته، مساله تسامح و تساهل در دین است. این افراد دودسته اند: الف- مغرضان، کج اندیشان و التقاطی مذهبان که شناخت درستی ازدین نداشته، هرچه به نفع نیات پلید خود باشد، می پذیرند و باسلاح تسامح به جنگ
طه مقدسی از تاسیس حوزه علمیه محلات تا ایستادن در صف اول دفاع از نظام
در این سه خصوصیت از جمله کسانی بودند که حتی زبانزد بین علمای ما و خواص امت ما بودند. اخلاص ایشان و سوز دل در وجود این مرد برجستگی خاصی داشت و تمام کسانی که با ایشان حشر و نشر داشتند به این باور رسیده بودند که جز درد دین درد دیگری در وجود این مرد وجود نداشت و در هر زمانی برای ایشان مساله وظیفه و تکلیف و رضای خدا مطرح بود با خلوص نیت وارد عمل می شد. از دیگر خصوصیات برجسته و
سومین پسرم را تقدیم حضرت زهرا(س) کردم
عمه سادات 15 فروردین ماه امسال در سوریه به شهادت رسید. سومین پسرم را به پیشگاه حضرت زهرا(س) تقدیم کردم زهرا غلامحسین مادر شهید اخلاقی عنوان کرد: چهار پسر دارم، محمد 22 ساله بزرگترین پسرم بود که در جبهه های جهاد افغانستان به دست طالبان به شهادت رسید و پسر کوچکم مهدی 18 سال داشت که سال گذشته در ایام عید قربان در حلب به شهادت رسید و ماه صفر او را به خاک سپردیم. وی در
بیماران دیگر نسخه به دست سرگردان نیستند
در دولت های گذشته قانون در زمینه تهیه و تأمین دارو و تجهیزات مورد نیاز بیماران در بیمارستان ها اجرا نمی شد؟ نخیر، این قانون نبود. این یک حرف نانوشته بود. بخاطر اینکه قبلاً امکاناتش وجود نداشت بیمارستان منابع کافی در اختیار نداشت و بیمه ها همه هزینه ها را پوشش نمی دادند. بیش از 20 سال بود که پزشک نسخه می نوشت و مردم به خارج از بیمارستان مراجعه می کردند. دانشگاه علوم پزشکی تهران به همین
شهرداری تهران هم به یک حسن روحانی نیاز دارد
و می شویم که در این چند سال با وعده و وعیدها فقط حفظ شان کردند. یقینا وقتی این مدیریت کنار برود آنها دچار مشکل می شوند. خیلی از طلب های شهرداری با کار جبران شده و از دل یک پروژه به یک پروژه دیگر بردنشان و مدتی صورت وضعیت هایشان را طی کردند. حالا اگر مدیریت تغییر کند تمام اینها شکات شهرداری هستند و حجم بالایی از پرونده های حقوقی و مالی به وجود می آید که شهردار جدید باید بتواند آنها را ساماندهی کند
جانی دپ عاشق گریم است/ نیم ساعته زامبی ساختن کاری ندارد!
های پیش این متریال را تهیه می کردند؟ - من خاطرم هست وقتی کودک بودم پدرم زمانیکه مسافری به کشورهایی مثل آلمان می رفت درخواست می کرد این لوازم را تهیه کنند. اواسط دهه 60 البته بنیاد فارابی بودجه ای را در نظر می گیرد و پدر من سفارش هایی را ارایه می دهد که از آلمان ارسال و بین گریمورها پخش می شود ولی متاسفانه در سال های بعدی دیگر این اتفاق هرگز رخ نداد. *اکنون با اینکه امکانات ما بهتر شده
واکنش عجیب نواب صفوی به حکم اعدامش
مسجد شاه برای او مراسم ترحیم گرفته بودند. علاء هم به مجلس آمد و مظفر ذوالقدر از فداییان اسلام به او شلیک کرد که کارگر نیفتاد و علاء فقط زخمی شد و با سر پانسمان شده به بغداد رفت. *در چه تاریخی؟ 25 آبان سال 1334. *و سیل دستگیری ها آغاز شد. همین طور است. من فقط طرفدار فداییان اسلام بودم و عضو نبودم، با این همه در روز چهارم آذر مرا دستگیر کردند، در حالی که
آتشی زیر خاکستر/ خطرات اشتغال زنان در محل های نامناسب
به گزارش ایمنا، خانمی که برای طرح مشکل خود به مرکز مشاوره آرامش مراجعه کرده بود با نگرانی زیاد گفت: یک سال قبل بعد از اینکه دیپلمم را گرفتم با توجه به وضع مالی بد خانواده ام به پیشنهاد یکی از دوستان برای کار به کارگاه خیاطی رفتم. مسئول کارگاه یک خانم 50 ساله بود و تعدادی خانم هم در آنجا مشغول به کار بودند. اوایل خیلی از کارم راضی و خوشحال بودم که کاری دست و پا کرده و می توانم کمک خرج
علم هیچ سوال معرفت شناختی مطرح نمی کند/ من پراگماتیست هستم
به او بدهم. اما چنانکه خود شما به خوبی اشاره کردید واقعیت در برابر ما می ایستد و ما نمی توانیم هر نقشی به او بدهیم. او نقش خودش را بازی می کند. میکروب در لحظه خاصی در لوله آزمایش خود را به پاستور نشان داد. واقعا نشان داد، نه اینکه فقط پاستور دیگران را متقاعد کرد. پاستور ابزارهای نگاشتی ایجاد کرد [ایشان معتقدند که همه دانشمندان در حال تولید ابزارهای نگاشتی اند که از آن طریق واقعیت ها را می توانند
دشمن برای خم کردن قامت بابا 14 گلوله شلیک کرد
زخمی، پشت به رو بر زمین می افتد. ضد انقلاب ها از موی سفید و سن و سال شهید حدس می زنند که او باید فرمانده این گروه باشد. بالای سرش جمع می شوند و یکی شان می خواهد پدرم را برگرداند. در حالی که پدر اسلحه ای را زیر خودش مخفی کرده بود. تا بابا را برمی گردانند، سریع به طرف فرمانده گروه ضد انقلاب شلیک می کند و او را به هلاکت می رساند. اما باقی نفرات دشمن او را به رگبار می بندند و با اصابت 14 گلوله به شهادت
کیایی: کِیف می کنید مردم فکر کنند تئاتر سخت است؟ خسرو احمدی: اصولا آدم بامزه ای ام | علی احمدی: مخالفم ...
اعصاب تر است. خسرو احمدی: بله. روی اعصاب تر است. ولی بامزگی خسرو احمدی را نمی توان از آن گرفت. چیزی که آدم ها معمولا از من دیده اند کاراکتری بامزه است. هر چند بعد از سال ها اواخر 95 در نمایش تِرن نقشی را بازی کردم که آن قدر از خودم دور بود که هر شب حالم بد می شد. علی احمدی: و چقدر خوب بازی کرد. نه این که چون پدرم است این را بگویم. واقعا بازی اش را که دیدم باورم نمی شد.
محمد رسول مظفری: صبح ساحل اجازه نمی دهد من فراموش شوم
ام این چندنفر یک لحظه هم مرا تنها نگذاشتند. بعد از این خاطره تلخ یک خاطره شیرین هم تعریف کنید؟همه خاطرات داوری شیرین است اما برای من شیرین ترینش همان سالی است که توسط ریاست شایسته و لایق کمیته داوران فوتبال استان محمود رئیسی کشف شدم . ایشان همان سال هم مرا به لیگ دسته سوم فوتبال کشوری معرفی کردند و علی رغم اینکه درجه یک داوری داشتم و به لیگ های استانی دعوت نشده بودم بسیار شگفت زده شدم. چند فرزند
بلای شیطانی که سر دختر جوان در کارگاه آمد / این دختر با آگهی استخدام پا در خلوتگاه مدیر گذاشت
نمی دانم با چه رویی به چشم های معصوم پدر و مادرم نگاه کنم. پدرم صبح تا شب کارگری می کند تا خرج زندگی مان را دربیاورد. او یک عمر با عزت و خوش نامی زندگی کرده و من آبرویش را به بازی گرفته ام. از چندی قبل با پیشنهاد همکلاسی ام دنبال کاری می گشتم تا کمک خرج خانواده باشم و هزینه های درسی ام را تامین کنم. به چند جا سرزدم. کارگر تمام وقت می خواستند. یک روز با شماره تلفن یک آگهی تماس گرفتم. مردی که خودش
هیتلر ، از کارتن خوابی تا صدراعظمی! +عکس
، در تحصیل کم کاری می کرد. هیتلر در کتاب خود می نویسد: امیدوار بودم وقتی که پدرم وضعیت بد تحصیلی مرا ببیند، به من اجازه دهد تا خودم را وقف آرزویم کنم. پنج سال بعد و پس از مردود شدن در امتحانات نهایی دبیرستان، آدولف مدرسه را برای همیشه ترک کرد و به شهر وین رفت تا در یکی از مدارس هنر این شهر ثبت نام کند، اما نتوانست در آزمون ورودی پذیرفته شود. جغد شب بیدار که شغلی نداشت
گفتگو تصویری با 2 دزد خشن که از زنان سرقت می کردند+ فیلم و عکس
ماموران با تجسس های میدانی موفق به شناسایی محل تردد علی در میدان معلم شهرری شده و روز 19 فروردین این 23 ساله در عملیات پلیسی دستگیر شد. علی که راهی جز اعتراف نداشت همدستش به نام محمد را لو داد و این جوان شیشه ای نیز ساعت 10 شامگاه 19 فروردین دستگیرشد و در بازرسی از وی چند گوشی سرقتی به دست آمد. 2 زورگیر خیابانی در بازجویی ها ادعا کردند که گوشی های سرقتی را به جوانی به نام فواد که یک فروشنده
ادعای متفاوت دختر و پدر در مرگ مادر
تنها شاهد ماجرا بود اظهارات متفاوتی را پیش روی قاضی جنایی قرار داد. او گفت: پدرم دست بزن داشت و همیشه من، مادرم و برادرم را کتک می زد اما مادرم به خاطر ما حاضر نبود طلاق بگیرد. 28سال سختی کشید و اعتراضی نکرد. وی ادامه داد: روز حادثه از صبح پدرم دعوا راه انداخت و از خانه بیرون رفت. ساعتی بعد دوباره به خانه برگشت و به مادرم گفت چرا سرسنگین هستی و قیافه می گیری. بعد شروع کرد به کتک زدن مادرم
تبعید و خدمات عمومی، مجازات 2جوان آزار رسان
: مدت ها پیش مادرم به دلیل اعتیاد پدرم از او جدا شد و من همراه با مادر و دایی هایم زندگی می کنم. تقریبا یک سال پیش در راه مدرسه با پسری به نام امیر آشنا و با او دوست شدم تا کمی از مشکلات زندگی ام را فراموش کنم. اول رابطه ام با امیر خیلی خوب بود اما پس از مدتی امیر مرا مورد آزار و اذیت جنسی قرار داد و گاهی از من می خواست به بهانه های مختلف از مادر و خاله ام پول بگیرم تا موتورش را تعمیر کند. من هم مجبور
دکتر بهروز برومند،مردی برای تمام فصول
عنوان رئیس انجمن شهر دفتر خود را برای کمک رسانی به سوختگان قرار داده بود. از همان موقع که چهره خشنود بچه های بهبود پیدا کرده را دیدم، تصمیم گرفتم پزشکی بخوانم.او گفت: دکتر مهدی آذر یکی از بزرگترین استادهای من است که از ایشان چیزهای زیادی آموختم. با اینکه دانشجوی بازیگوشی بودم اما تمام درس های ایشان را به خاطر دارم.دکتر برومند با تأکید بر اینکه با افتخار اعلام می کنم در این 40 تا 50 سال طبابت، دو
من و مهدی مثل خواهر و برادر بودیم / مرا به سمت اتاق خواب پرت کرد و
و علاقه ام زیرسوال رفت. هنوز باورم نمی شد او می خواهد من را بزند. شوکه بودم. مهدی مرا می زد. بلند شدم به سمت در رفتم اما باز هم دستش مانعم شد. این بار مرا به سمت اتاق خواب پرتاب کرد و من به در اتاق خواب کوبیده شدم. همه محبت هایی که به من کرده بود، کوبیده شد. در یک لحظه پوچ شدم. تمام شدم. حرص خوردم. نمی دانم چه شد فقط می دانستم که نباید جلوی او ضعیف باشم. به آشپزخانه رفتم و چاقوی دست زرد را برداشتم
تبلیغات خلاقانه؛ 44 ایده بکر تبلیغاتی با تکنیک های منحصربه فرد
/> در این تبلیغات خلاقانه برای مدادهای فابر کاستل، این شعار بیان می شود که در هر مداد، ایده ای وجود دارد که در انتظار کشف شدن است. در این آگهی سر مداد به صورت لامپی در صحنه ی نمایش نشان داده شده و نویسنده ای را در لحظه ی مهمی نشان می دهد که به او الهام شده است. شرکت DDB Canada در فرصت مهمی که در آن، روز بزرگداشت قهرمانان جنگ (Remembrance Day) با یازدهمین روز از یازدهمین ماهِ
دختر سه ساله ای که به دست منافقین کوردل در آتش سوخت+عکس
تاریخ شهادت: بندرماهشهر-جنب مسجدجامع ناحیه صنعتی-سحرگاه سه شنبه9تیرماه 1360 نحوه شهادت: آتش سوزی کانکس واحدفرهنگی جهاد ماهشهر بدست منافقین کوردل محل خاکسپاری: اصفهان-گلستان شهدا این واقعه دردناک را از زبان پدر این کودک 3 ساله می خوانیم: هشتم تیر ماه روز بعد از شهادت آیت اللّه مظلوم، دکتر بهشتی و یارانش در حزب جمهوری بود. مراسمی گرفتیم و شب که خسته بودیم
قتل پدر زن بر سر زمان جشن عروسی + عکس
جوانی است که قرار بود با دختر مقتول ازدواج کند. پسر مقتول در این باره به پلیس گفت: پسر جوان از 2سال قبل نامزد خواهرم بود. او در این مدت بارها به خانه مان آمده بود اما با پدرم اختلاف داشت. پدرم از ابتدا با ازدواج او با خواهرم مخالفت می کرد با وجود این او به خواسته اش پافشاری می کرد و به خانه مان آمده بود تا با پدرم درباره زمان برگزاری جشن عروسی صحبت کند. آنها جلوی در خانه رفتند و دقایقی
چرا سنگ کلیه می گیریم؟
پرسیدن از پزشک یادداشت نمایید. زمان جلسه ویزیت با پزشک محدود است بنابراین آماده کردن لیست سئوالات به شما کمک می کند نهایت استفاده را از زمان جلسه ببرید. سئوالات را به ترتیب اهمیت لیست کنید تا در صورت تمام شدن وقت، جواب مهم ترین آن ها را گرفته باشید. ننوشیدن مقادیر کافی آب در روز، ریسک ابتلا به سنگ کلیه را افزایش می دهد افرادی که در مناطق با آب و هوای گرم زندگی می کنند و یا تعریق زیادی
فرمانده تیم اقتصادی دولت مشخص نیست/ زنگنه وزارت نفت را از نیروی انسانی تهی می کند/ نظارت در سازمان ...
لحظه یک متنی داده شد به عددی رسید که رای گیری شود و رای گیری کردند. مجری: می گویند آن متن را چهارشنبه به شما و دوستان شما داده بودند تا شنبه بخوانید ولی نخوانده بودید؟ من شهرستان بودم اتفاقاً یکی از دوستان گفت متن را دیدی؟ گفتم مگر متن دادند؟ گفت بله، گفتم برای من فکس کنید، جمعه متن به دست من رسید، شنبه هم مجلس تعطیل بود، صبح آمدیم و آن مباحث پیش آمد تا بعدازظهر، متن را خواندم
تبعیت از هوای نفس، حرکت بر لبه پرتگاه
هوای نفس می رود همانند کسی است که لب پرتگاهی در حال ریزش قرار گرفته است. سپس حضرت این گونه توضیح می دهند. هر که به دنبال هوای نفس می رود، در واقع بار سنگینی از پستی و پلیدی را بر دوش خود حمل و برای اینکه سخنش را قبول کنند، حرف های نادرستی را بدعت گذاری می کند. می خواهد چیزهائی را به هم بچسباند که به هم ربطی ندارند، اما او برای رسیدن به هوای نفسش آنها را سرهم بندی می کند تا مردم را فریب بدهد
پاسخ تاجگردون به برخی سئوالات ابهام آمیز / از شوخی با باهنر تا ندادن رأی به محسن رضایی
آقای سبحانی رضایت ندهید به این موضوع، در دولتم به نفع من است ولی حق انحصاری شماست، همان زمان آقای روحانی رئیس مجمع گفتند شما اجازه ندارید متن را تغییر بدهید، شما فقط می توانید درباره این موضوع نظر بدهید که آقای هاشمی تصمیم خودشان را گرفتند؛ مجری: برای سال 92 شما برای آقای دکتر رضایی کار کردید؟ نه من به آقای روحانی رای دادم. آقای دکتر رضایی لر هستند و ما هم لر هستیم و در تمام
تلاش ما در تئاتر شورایی مبارزه با انفعال مخاطب تئاتر است
شروع کردند به دیالوگ گفتن، رویه اشان یک طور بود و قرار نبود با آن فرد مصالحه کند؛ در صورتی که آن فرد می خواست بیاید با شما مصالحه کند. می خواستید مخاطبان بیایند به جنگ شما. این حس من بود، خوانش شما از این قضیه چیست؟ هر خبرنگاری از من پرسیده چرا طرف مقابل وقتی تمام شد تغییر نمی کند؟ مگر در زندگی واقعی آدم ها تغییر می کنند؟ دعوتی: البته نگاه من جنگ نبود، نگاه ما این است. مهشید یک
قرار بود با زنان قلعه چه کنند؟
می گذارد و فرسنگ ها، فرسنگ ها با مرد رویایی سال های مدرسه رفتن و دختر خانه بودن فاصله دارد. زن قلعه تحمل این لحظه ها را سرنوشت محتوم خویش می داند، گردن می گذارد و به استقبال فردا هایی می نشیند که مثل امروز هاست. جوانی اش غافلگیرانه می پوسد و یک روز از این روزهای بی شکل، درهم شکسته و باورنکردنی کنار یکی از خیابان های قلعه ولو می شود. صاحب دستی، پولی به کَفَش می گذارد و اگر به خاطر داشته
امید تازه دختر نوجوان برای نجات پدر از اعدام
خانواده مردی که هفت سال پیش همسر خود را به قتل رسانده، با تمام تلاش ها توانستند تنها بخشی از مبلغ درخواستی اولیای دم را فراهم کنند و اکنون دست یاری به سوی خیران و مردم نیکوکار دراز کرده اند. ماجرای این پرونده مردادماه سال 89 آغاز شد، زمانی که این مرد به پلیس آگاهی مهریز در استان یزد مراجعه کرد و گفت همسرش ناپدید شده است. در حالی که تحقیقات برای پیداکردن سرنخ از این فرد آغاز شده بود
رنگ پریده تر
ای از اتاق افتاده، دوا هم نمی خواهد. فرقی ندارد ایرانی یا خارجی. لااقل از آن دواخانه های تهران خلاص شدم. اما دوست داشتم یک بار دیگر ببینمش. نمی دانم در آخرین لحظه هم شبیه همین عکسی بود که در اتاق خورده یا شبیه تر؟ مثل اتاقم در تهران شده. یک کرسی و یک تخت و چند تا عکس روی دیوار. مهندس آمد و گفت این عکس ها چیست؟ می گفتم آلمانه مهندس، من هم بالاخره می رم و او با صدای بلند می خندید. وقتی ویزا را دید