سایر خبرها
سالروز ولادت امام حسن مجتبی (ع) در 15رمضان
بوسید و می بویید. از پیغمبر اکرم (ص ) روایت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسین (ع ) می فرمود: این دو فرزند من ، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند. امام حسن (ع ) 25 بار پیاده حج کردند، درحالی که اسب های نجیب را با او یدک می کشیدند. هرگاه از مرگ یاد می کرد می گریست و هرگاه از قبر یاد می کرد می گریست ، هرگاه به یاد ایستادن به پای حساب می افتاد آن چنان نعره می زد که بیهوش می شد و
معتادانی با حرف های متفاوت
سال اول ابتدایی هیچ دوستی نداشتم و والدینم تنها می خواستند من پسر خوبی باشم. وی ادامه داد: من نتوانستم اول ابتدایی را طی کنم و سال بعد هم در همان پایه درس خواندم و در حالی که همیشه در ارتباط با دیگران مشکل داشتم، وقتی بزرگتر شدم تنش در بین دوستان و همسایگان کار همیشگی ام بود. وی بیان کرد: در همه ارتباطاتم مشکل داشتم و چالش ایجاد می کردم، همیشه از شرایطی که در آن حضور داشتم ناراحت بودم؛ از دست
فیلم های آخر هفته در تلویزیون
کارگردانی باربارا بردرو، پنجشنبه 11تیر ماه ساعت 9 صبح در قالب برنامه سینما صبحانه از شبکه دو سیما پخش می شود. داستان فیلم در مورد موریسون پسر 5 ساله ای است که مادرش باردار است و فکر می کند وقتی مادرش بچه را به دنیا آورد، او باید اتاقش را به خواهر کوچکش داده و خود به خانه خاله پدرش برود. موریسون که می بیند والدینش به دلیل مشغله کاری و وضعیت مادر به او توجه کافی ندارند سرناسازگاری می گذارد
جنبشی که حزب الله از درون آن متولد شد
مدیریت مدرسه صنعتی جبل عامل را به عهده می گیرد. محمد نصرالله عضو هیئت رئیسه جنبش اَمل درباره حضور مصطفی چمران در لبنان می گوید: مصطفی چمران بر حسب خواست امام موسی صدر از مصر به لبنان آمد. همسر ایشان به همراه سه پسر و یک دختر نیز به لبنان آمدند. اما به دلیل عدم وجود مدرسه برای آنان خانواده چمران نتوانست در لبنان زندگی کند. او از همسرش جدا شد و خانواده اش را رها کرد تا با خانواده فقرا زندگی کند. خودش
احادیث و سخانان پر مغز از امام حسن مجتبی(ع)
رکوع و سجود بود و شنیدم که برای مؤمنین دعا می کرد و اسامی آنان را ذکر می نمود و برای آنان بسیار دعا می کرد ولی برای خودش دعا نکرد ، پس به او عرض کردم : مادر چرا همان طور که برای دیگران دعا کردی برای خودت دعا نکردی ، فرمودند : پسرم ، اول همسایه را مقدم دار و سپس خود و اهل خانه را . بحار الانوار ، ج 43 ، ص 81 ------------------------------------ رسول خدا ( ص ) فرمود : محبت و
مصاحبه با قاتل کارگر رستوران
به رستوران دوستم رفتم. نشسته و مشغول خوردن چای و کشیدن قلیان بودم که برادرم زنگ زد و گفت بیا خانه. در راه در اتوبان یادگار یک ماشین از فرعی بیرون آمد و به ماشین من زد و گل گیر و در عقب ماشین را غر کرد. چون راننده آن خودرو مقصر بود منتظر افسر نشدیم. بعد من که هنوز عصبانی بودم به فرحزاد برگشتم و آن پسر را که سر جای پارک با او دعوا کرده بودم با چاقو زدم. چند ضربه چاقو و به کدام قسمت بدن
امام حسن(ع) از نگاه دانشمندان اهل سنّت
/> * مکارم اخلاق امام حسن علیه السّلام در خانه وحی، پرورش یافت و در مدرسه توحید، و در آغوش لطف و مرحمت جدّش پیغمبر صلّی الله علیه وآله وسلّم مورد تربیت قرار گرفت. ایشان در مکارم اخلاق و خوی پسندیده و روش نیکو، نمونه بود و یکی از علل محبوبیّت فوق العاده آن حضرت، همان اخلاق کریمه اش بود که همگان او را به خاطر داشتن صفات حمیده می ستودند. ادب، حِلم، فصاحت، صداقت
واقع نگری و مصلحت بینی در زندگانی حسنین (ع)
آنان، امام دست به چنان اقدامی زد، تا دیگر جاسوسانی که احتمالاً در کوفه و بصره و دیگر جاسوسانی که احتمالاً در کوفه وبصره و دیگر قلمروهای حکومت وی و یا جاسوسانی که هنوز در راه بودند، درس عبرتی گیرند و دریابند که حکومت امام، قاطعانه و بی گذشت با آنان برخورد خواهد کرد. 2 در زندگانی امام آورده اند که اولین کار ایشان در دوره خلافت، آن بود که بر مقرّری جنگاوران افزود. تصمیم گیری
پشت پرده آلوده کردن مردم ایران به ایدز توسط فرانسه
برسانند. " فاطمه طیبی " مادر یکی از قربانیان ایرانی به نام " مسعود نعیمی" توضیح می دهد: " او اولین کودک ایرانی بود که به اچ آی وی آلوده شد. در آن زمان هفت ساله بود. من سال 1974. ازدواج کردم و فرزند اولم دختر بود. پس از پنج سال، فرزند دیگری آوردم که پسر بود: نام او را مسعود گذاشتیم. پس از 9 ماه متوجه شدیم که به هموفیلی مبتلاست و کمبود فاکتور هشت دارد. بعد از 6 سال می خواستیم او را ختنه کنیم. پسرم مجبور
100 سخن پرمحتوا از زبان امام حسن (ع)
/> 58. به امام مجتبی - علیه السلام - عرض شد : ای پسر پیامبر خدا در چه حالی هستی ؟ فرمود : خدایی دارم که بر من مسلط است ، و آتش جهنم در پیش روی من است ، و مرگ مرا می خواند ، و حساب آخرت مرا احاطه کرده است ، و در قید و بند اعمالم هستم ، نمی توانم آنچه را که دوست دارم به دست آورم و آنچه را دوست ندارم از خود دور کنم چون انجام امور به دست دیگری است . اگر بخواهد ، مرا عذاب می کند و اگر
کتابشناسی شهید رمضان/ انتشار 24 اثر پس از گذشت سه دهه از شهادت آیت الله صدوقی
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ، یازدهم تیرماه برابر با شهادت آیت الله محمد صدوقی است. در آغاز کتابشناسی این روحانی شهید بر آن شدیم تا در چند سطر از پیشینه وی سخن بگوییم. وی در سال 1327 هجری قمری، در خانواده ای روحانی در یزد متولد شد. در سن هفت سالگی پدر و در سن 9 سالگی مادرش را از دست داد و از آن پس تحت سرپرستی پسر عموی خود، آمیرزا محمد کرمانشاهی به تحصیل علوم دینی مشغول شد و شرح لمعه را در
شخصیت علمی امام حسن مجتبی(ع)
السلام شده بود. آورده اند که: امام مجتبی علیه السلام هفت ساله بود که به همراه پیامبر در مسجد حضور می یافت و آنگاه که آیات جدید بر او نازل می شد، همان ها را از زبان جدّش می شنید و آن گاه که به خانه باز می گشت، برای مادرش فاطمه تلاوت می کرد؛ به گونه ای که هرگاه امیرمؤمنان وارد خانه می شد، ملاحظه می کرد آیات جدیدی که بر پیامبر نازل گردیده نزد فاطمه است. از آن حضرت جویا می شد؛ فاطمه می فرمود: از
مرگ غم انگیز پسر نوجوان پس از گرفتن کارنامه
شامگاه یک شنبه، 31 خردادماه کارکنان بیمارستان رامتین مرگ مشکوک پسر نوجوانی را به مأموران کلانتری 163 ولنجک خبر دادند. تحقیقات نشان داد پیام 14 ساله یک روز قبل و پس از گرفتن کارنامه اش خود را در خانه شان حلق آویز کرده بود. پیکر نیمه جان او ابتدا به بیمارستان لولاگر و بعد به بیمارستان رامتین منتقل شده بود. لحظاتی بعد از تأیید فوت پسرنوجوان، قاضی منافی آذر بازپرس ویژه قتل پایتخت در محل حاضر شد.
نادر مشایخی: موسیقی جنبه عاطفی صداهاست
تجربه نکرده بودم. این گذشت تا یک روز با پدرم رفتیم سر تمرین تئاتر ایشان. پشت صحنه ای که آنها مشغول تمرین بودند، یک پیانو پیدا کردم. از سر باز کنجکاوی روی یکی از کلیدهای باس اش فشار دادم. همان صدا، صدای همان یک نت باس که از پیانو بلند شده بود، مرا مطمئن کرد که می خواهم وارد موسیقی شوم. بعد از آن و بعد از دوران مدرسه، وارد هنرستان عالی موسیقی شدم. خاطره ای از آن دوران دارید که در یادتان
شمه ای از اخلاق و فضائل امام حسن مجتبی(ع)
دیدن گذشت و چشم پوشی و برخورد پسندیده ایشان به خانه اش رفت، دست زن و بچه اش را گرفت و نزد امام آمد و از ایشان خواست تا آنان را به دین اسلام در آورد.4 هم چنین داستان مشهوری است که درباره گذشت امام از بی ادبی مردی شامی است که مرد با دیدن آن همه گذشت و مهربانی، گزیری جز اشک شرمساری ندیده و از آن پس، از بهترین دوستداران آن خاندان گردید.5 گستره گذشت و مهرورزی امام، آن قدر پردامنه بود
ناگفته هایی از حصر
بودند. از شنیدن سخنان کوتاهی که ایراد کرد و شعری که خواند چنان دلم به درد آمد که به همسرم گفتم اگر به جای او بودم خودکشی می کردم و از قضا چنین نیز شد. همان شب از سفارت به خانه شخصی اش رفت و دست به خودکشی زد. دو روز بعد پیکر بی جانش را در آپارتمانش یافتند در کنار چند صفحه دست نویس به عنوان وصیتنامه که در آن یاران و همکارانش را به مردم کوفه تشبیه کرده بود! بگذریم؛ و اما سفیر تازه چه کسی
اشک های فراق مادر بر صورت سوخته ساناز و برادرش
ساوالان خبر : حدود 6ماه پیش بود که حادثه دلخراشی در محله ایثارگران پارس آباد رخ داد، این سانحه که در اثر انفجار پیک نیک گاز در یک منزل مسکونی به وقوع پیوست منجر به سوختگی شدید ساناز و محمد رضا دو کودک خردسال و معصوم و مرگ مادر مهربانشان شد. ساناز اکنون بیشتر از صورت سوخته اش درد جدایی مادرش زجر می کشد ، قطرات اشک فراق مادر، صورت سوخته و باندپیپجی شده اش را بیشتر آزار داده و می سوزاند
نگذاریم نگارگران فراموش شوند؛ سالگرد درگذشت استاد زاویه
باشد. 11 تیرماه سال روز درگذشت محمدعلی زاویه، یکی از بزرگ ترین هنرمندان تذهیب کار ایرانی است. او در سال 1291 در تهران متولد شد. تولد او در خانواده ای هنرمند، راه را برای تحصیلش در رشته های هنری باز کرد و در 17سالگی به مدرسه صنایع مستظرفه رفت و در رشته مینیاتور و تذهیب مشغول تحصیل شد. حضور در کلاس درس هادی تجویدی یکی از نقاط عطف زندگی زاویه بود. نشست و برخاست زاویه با هنرمندان
حضرت آیت الله مظاهری: اجتماع ما از نظر ازدواج به آتش کشیده شده است
خانه می خرند یا اجاره می کنند و مدتی با هم هستند و بعد هم جدا می شوند. وقتی قانون وراثت ضربه بخورد به اینجا می رسد. مادر باید مواظب باشد. چه مادر دختر و چه مادر پسر. پدر باید مواظب باشد. دختر و پسر باید حرف شنو باشند. آن پسری که مادرش از دستش راضی نباشد، عاقبت به خیر نخواهد شد. آن دختری که مادر و پدر از دست او راضی نباشند، این دختر به نکبت و بدبختی گرفتار خواهد شد. همه باید با هم رفاقت و حرف شنوی
مناظره افشاگرانه امام حسن با معاویه و یارانش
تعالی و رسولش غیر از پیامبر، افرادی را که در جنگ ثنیه وارد شدند و نیز اشخاصی که آنان را پیش می بردند و راهنمای ایشان بودند، لعنت کردند. شما را به خدا قسم می دهم! آیا می دانید هنگامی که مردم با عثمان بیعت کردند، ابو سفیان در مسجد رسول خدا نزد عثمان رفت و گفت: ای پسر برادر! آیا کسی هست که علیه ما باشد؟ گفت: نه. ابوسفیان گفت: پس مقام خلافت را بین جوانان بنی امیه دست به دست منتقل کنید، قسم به حق آن
ویژه نامه میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام؛ مولودی، احادیث، زندگینامه و تصاویر
مادر اوج گرفت؛ تا آنجا که این دو به همراه هم و با تن و قلبی آزرده به زیارت قبر رسول الله و بقیع می رفتند و شگفت آن که این رابطه پس از ارتحال مادر نیز باقی ماند؛ به طوری که فاطمه پس از وفات دست های مجروح خویش را از کفن بیرون آورد و حسنش را در آغوش کشید. امام حسن نیز سال ها بعد در حضور دشمنانی همانند معاویه و مغیره بن شعبه مصیبت مضروب شدن مادر را یادآور شد. امام حسن در دوران پیش از خلافت
آیا امام حسن (ع) همسران متعدد داشت؟
خدا به پایه او نمی رسید و هرگاه نام خدا را می برد و یا به یاد روز رستاخیز و عوالم پس از مرگ می افتاد دگرگونی خاصّی به او دست می داد. هنگام گرفتن وضو و موقع نیایش، حالت روحی و جذبه معنوی عمیقی که فقط در مردان الهی می توان مشاهده نمود پیدا می کرد و چون به منظور راز و نیاز با خدا به مسجد می رسید، با سوز و گداز خاصّی زبان به مناجات و اعتذار به پیشگاه خدا باز می کرد; او هرگز خدا را فراموش نمی نمود. (2
محمد نوری، کاپیتان پرسپولیس از خانواده اش می گوید
مدیریت خاص خودش است و خانواده ها باید به این مسئله توجه کنند. افتخار به پدر فوتبالیست همانطور که گفتم اتفاقات ورزشی به زندگی ما گره خورده و هر بحث فوتبالی باعث اتفاقی خاص می شود. به طور مثال برد در دربی باعث شد تا از پسرم بخواهند کل مدرسه را شیرینی بدهد، هر دو فرزندم و همسرم پرسپولیسی هستند و این مساله در زندگی ما کاملا نمود دارد. خوشحالم که اتفاقاتی در رشته ورزشی ام برایم
شهیده حجاب، مروه الشربینی که بود؟
عضو تیم ملی هندبال مصر بود. همسرش "علوی علی اکاز" وابسته فرهنگی مصر در یکی از دانشگاه های آلمان بود و با استفاده از بورسیه تحصیلی که از موسسه ماکس پلانک شهر درسدن گرفته بود در رشته مهندسی ژنتیک مشغول به تحصیل بود. مروه در سال 2005 با شوهرش، علی اکاز به برمن در آلمان نقل مکان کرد و سه سال بعد، این زن و شوهر به همراه پسر دو ساله شان مصطفی به درسدن رفتند؛ زیرا اکاز یک فرصت پژوهش
افطاری، آش رشته و آسفالت
روبه روی در، دو سه تا از بچه ها منتظرم ایستاده بودن. براشون دست تکون دادم. در همین حال کنترلم رو از دست دادم و محکم زمین خوردم. یک آن به خودم آمدم. وای چی شده بود؟ دوچرخه یک طرف، قابلمه آش هم طرف دیگه. چند لحظه بعد بچه ها بالای سرم ایستاده بودند و با حسرت زل زده بودند به آش های ریخته شده. چشمم که به دیگ خالی افتاد حالم گرفته شد. با خودم گفتم حالا بچه های روزه دار چی بخورند؟ جواب آقای ناصری رو چی
بغض دردناک یک مرد / خانواده ای 5 نفره با 4 بیمار در زیرپوست شهر
: 13 سال پیش پشت درب اتاق زایمان در پوست خودمان نمی گنجیدیم، پس از یک ساعت وقتی که درب اتاق باز شد، پسر زیبا و خوشرو توسط پرستار به ما نشان داده شد، یکی دو ساعت بعد از زایمان در تدارک برای انتقال همسر و پسرم به منزل بودیم که به ما اعلام شد که فرزند شما بیمار بوده و ممکن است که زنده از بیمارستان خارج نشود و یک ساعت بعد هم گفتند که فرزند شما فوت کرد. * قصه پرغصه به دنیا آمدن فرزند
زکات، به زلالی آب و به جاودانگی ایمان/ زکات آبروی مومن را می خرد
به مدرسه و دانشگاه فرستاده به امید روزی که پسرش کاری پیدا کند و عصای دستش شود، اما دریغ! مدرک دانشگاه هم به کارش نمی آید، توان مالی هم ندارد، اشتغال برایش یک آرزوست، پدر و مادرش با همان سن زیاد، بر روی زمین های کشاورزی مردم کار می کنند، هنوز پسر ستون خانواده نشده است... شش سال دارد و خواهر بزرگترش هم 10 سال، پدر خانواده یکی دو سال است که فوت کرده، مادر نمی تواند هزینه های زندگی را تأمین
قدم به قدم با "استعمار" در تاریخ ایران
خانبابا بیانی نوشته است، از اساتید من بودند. در این کتاب تمام قراردادها نوشته شده است؛ فردی آلمانی نیز تمام قراردادها را نوشته است؛ کشتی رانی، راه آهن، جاده، بانک شاهنشاهی، تلگراف و... در دست انگلستان بود؛ در تمام ایران چند چشم وجود داشت؛ اول کنسولگری بود که حدود سی الی چهل کنسولگری در ایران وجود داشت. سر کنسولگری، نماینده کنسولگری، شعبه کنسولگری و... وجود داشت؛ بعد تلگراف خانه هندویوروپ بود.
پرنسس دایانا، شاهدخت ولز
بیمارستان هم بر اثر خونریزی ریوی و مغزی درگذشت. تنها کسی که در این میان جان سالم به در برد محافظ شخصی دایانا بود. بعدها معلوم شد که نه دایانا و نه الفاید هیچکدام کمربند ایمنی نبسته بودند. همچنین گفته شد که راننده سه برابر بیشتر از اندازه مجاز نوشیدنی الکلی مصرف کرده بود. پدر دودی اسپانسر فیلم قتل غیرقانونی شد که در آن نیمهٔ تاریک مرگ پرنسس دایانا و پسرش نمایش داده شده است. بعد از مرگ
تهرانی که ندیده ایم
. مشکل پسرش هنوز کاملا حل نشده و نمی تواند کار سنگین انجام بدهد. پسرش قبل از بیماری درس می خواند و در کنارش کفاشی می کرد، ولی الان نه خانواده هزینه درس خواندنش را دارد و نه این که او دیگر قادر به کفاشی است، چون بعد از انجام دادن کار سنگین دست چپ اش درد می گیرد. او می گوید پسرم دوست دارد درس بخواند تا دکتر مغز و اعصاب شود، اما نمی تواند هزینه تحصیلش را فراهم کند... زن همسایه همراه