سایر منابع:
سایر خبرها
رئیسی: مگر مشکل کشور، کنسرت است؟
عظیمی صورت گرفت. یکی از کارهایی که من هنوز در باره آن توجیه نشدم همین انحلال جهادسازندگی و ادغام آن در وزارت کشاورزی بود. متأسفانه جهاد در وزارت کشاورزی ادغام شد، اگر وزارت کشاورزی در جهاد ادغام می شد مشکلی نبود، ولی این طور نشد. ما تابه حال جایگزینی برای جهاد نداشتیم و مجبور شدیم گروه های جهادی دانشجویی راه بیفتند و به مناطق محروم بروند به طوری که اگر دانشگاه ها تعطیل شوند 3000 نفر راه به طرف مناطق
دانشگاه جای لیبرال ها نیست/ مسؤولان به مبانی قانون اساسی پایبند باشند
/> دانشجویان در ادامه خاطرنشان کرده اند: چه طور زمانی که همین لیبرال مسلکان شیفته غرب دهان به اهانت و هتک حرمت امام حسین(ع) چه در کف میدان در روز عاشورای 88 و چه در برنامه برگزار شده توسط انجمن به اصطلاح خط امام سابق، باز می کنند کسی از اخلاق زیر پا نهاده شده و هتک حرمت صورت گرفته حرفی نمی زند و همه زبان به کام گرفته و از آن بدتر استادان لیبرال مسلک نیز از این هتک حرمت به ساحت قدسی ائمه هدی حمایت می کنند
بی اطلاعی سیف از نماگرهای بانک مرکزی
اینکه هدف گذاری بانک مرکزی برای کنترل پایه پولی و نقدینگی در شرایطی اتخاذ شد که در مجموع عملکرد شهریور ماه 92 تا اسفند ماه سال گذشته رشد نقدینگی 126 درصد، پایه پولی 78 درصد و بدهی بانک های تجاری، دولتی و خصوصی به بانک مرکزی 55 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است و هم اکنون حجم کل بدهی بانک ها به بانک مرکزی 115 هزار میلیارد تومان است. با توجه به اینکه نقدینگی بیش از دولت قبل با پایه پولی تقریباً
نامه سرگشاده تشکل های کارگری و بازنشستگان کشوری به کاندیداهای ریاست جمهوری
شده اند، مثل بازنشستگی های زودرس ،(سخت و زیان آور ، بازسازی و نوسازی صنایع و...) که با هدف حمایت از نیروی کار بوده است، ولی در عمل برای تعدیل و اخراج محترمانه کارگران مورد استفاده قرار گرفته است و منجر به ایجاد اشتغال جدید و پایدار نیز نشده است و لذا فقط سازمان تامین اجتماعی را با بحران روبرو ساخته است و از کاندیداها خواسته شده برنامه خود را برای اصلاح این قوانین و مقررات ارائه دهند.
امنیت صددرصدی و اقتصاد 4 درصدی!
! بعد دوباره گفتی برنامه 100 روزه دارم! واقعاً آنی درنگ کنید! خروجی این حرف ها یعنی چه؟! و عاقبت، تکلیف ما در مواجهه با این همه حرف متضاد چیست؟! خنده؟! گریه؟! سکوت؟! یا عزم برای تغییر حضرتعالی؟! ما گیرم منتقد شما هستیم! جریان اصلاحات چه که آخر هم مصلحت ندید شما را به تنهایی وارد کارزار انتخابات کند؟! باورم نیست که اسحاق جهانگیری از حق شهروندی خود استفاده کرده باشد! او سوءاستفاده کرد از ضعف مدیریت
سند آموزش 2030 قطعه ای از پازل بزرگ جهانی سازی برای هضم هویت ایرانی اسلامی است
آن نموده است. آنچه تعجب مارا در برداشت، بی توجهی به پروژه نفوذی است که مکرراً رهبری عزیز و دلسوزان نظام، بر آن هشدار داده بودند. همجنین در بخشی از این نامه خطاب به روسای قوا خاطر نشان شد: شما موظف به مراقبت از نظامی بوده و هستید که با خون هزاران هزار شهید برای اعتلای اسلام، آبیاری شده است. مگر می توان باور کرد سندی را نخوانده و ندیده امضا نمود و کشور را متعهد به سرسپردگی به دشمنان قسم
تاوان سنگین برای بیماران تالاسمی در نبود امکانات
جشن فرستاده اند. عضو هیئت مدیره انجمن تالاسمی ایران افزود: حدود 22 هزار بیمار تالاسمی ماژور ، سیکل سل و اینترمدیا در کشور داریم که شناسایی شده اند . در جشن امسال، از چند نفر از بیماران به عنوان نمایندگانی از نقاط مختلف کشور دعوت کردیم تا از مسائل و مشکلات خودشان مثل مشکلات درمانی، دارویی و اجتماعی مثل اشتغال صحبت کنند. عرب گفت: مهم ترین دست آورد جشن تالاسمی این است که با جمع
پرونده عجیب گم شدن یک نوزاد دریکی از بیمارستان های معروف/ معمای 21 ساله یک نوزاد
ام یک لحظه هم ناامید نشده ام. از کجا مطمئن هستید که دختر شما زنده است؟ همان طور که گفتم من هرگز مرگ او را باور نکردم. اما الان کلی سند و مدرک دارم. من به بیمارستان رفتم، آن جا نه گواهی فوتی صادر شده و نه علت مرگ مشخص است. آنها به ماموران آگاهی گفته اند که بچه سالم و سرحال از بیمارستان خارج شده است. حتی مسئولان بیمارستان به خود من هم این موضوع را گفتند. یعنی بیمارستان قبول کرده
چرا دولتی ها از انتشار عمومی لیست اموالشان می ترسند؟
فروردین تا اسفند سال 94 در دوران ریاست بر صندوق توسعه ملی به طور میانگین، 57 میلیون و 400 هزار تومان بابت حقوق آن از این صندوق دریافت کرده است. به عبارت دیگر حسینی در یک سال جمعاً حدود 686 میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفت و مزایای عجیبی در فیش حقوقی وی شامل حق تلفن همراه (360 هزار تومان)، ایاب و ذهاب (جالب اینکه مدیران ما خودروی دولتی به همراه راننده دارند)، هزینه پزشکی، هزینه
سند 2030 یادآور قراردادهای عهد قجری و پهلوی است
از کشورهای شرکت کننده در این اجلاس بود که متعهّد به اجرای این سند شد و در سال 1395، سند ملّی آموزش 2030 را امضا کرد. اگرچه این سند در ماه های اخیر مورد اعتراض نهادهای مختلف قرار گرفت و دلسوزان انقلاب در مورد آفت های آن هشدارهای لازم را به دولت داده بودند، اما متاسفانه شاهد امضای این سند به صورت محرمانه و اجرایی شدن آن در کشور بودیم. چندی پیش رهبری معظم انقلاب در دیدار با معلمان و
فرانسه نوگرایی را جشن می گیرد
او قلدری می کردند، باز هم به اعتقادات خود وفادار می ماند. از همان اول کار، ماکرون بدعتی در سیاست بود. اما، رئیس جمهور؟ هیچ کس باور نداشت وی تا اینجا پیش بیاید. حتی وقتی از کابینه کنار کشید و اعلام کاندیداتوری کرد، زمان زیادی لازم بود تا بنگاه های نظرسنجی نام وی را در تحقیقات خود قرار دهند. سر آخر؛ در جریان هفته های طولانی کمپین بی همتا، نه تنها از خودش دفاع کرد، حتی جمهوری فرانسه را هم
کانال های مستهجن در تلگرام و فضای مجازی را می بندیم
در جلوی مجلس تجمعاتی داشتند و با آنها برخورد پلیسی می شد حل کردیم ،وقتی می توان با راهکارهایی حکیمانه و با تعامل مشکلات را حل کرد نیاز نیست از شیوه های دیگر استفاده کرد این گونه نظام ناچار نیست برای حل مسائل داخلی هزینه زیادی متحمل شود . علوی با اشاره به تجمع معلمان در جلوی مجلس و اعتراضات آنها و معوقاتشان هم که به 12 هزار میلیارد تومان رسیده بود گفت: در دولت از حق و حقوق معلمان دفاع
مهریه هنوز زندانی می گیرد
ستاد دیه هم نشان می دهد زندانیان مهریه جمعیتی بیش از 2000 نفر را تشکیل می دهند . این 2000 نفر که هرکدام براساس گفته های سیداسدالله جولایی، حداقل شش ماه و به طور میانگین دو سال ممکن است در زندان بمانند، به خدماتی همچون تهیه خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان و برنامه ریزی برای پر کردن اوقات فراغت طولانی شان در زندان نیاز دارند و بر مبنای آنچه سازمان زندان ها قبلا اعلام کرده است، این هزینه به
کتاب های تازه یک نشر در نمایشگاه کتاب
رشته تحریر درآمده است و در آن به تفصیل با وضعیت کنونی ایران در دو حوزه آسیب پذیری و تاب آوری آشنا خواهید شد. سعید مدنی قهفرخی، جرم شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی، عضو سابق هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی ایران، سردبیر پیشین فصلنامه رفاه اجتماعی، سردبیر و عضو هیئت تحریریه پیشین نشریه ایران فردا، سال ها به آموزش و پژوهش در زمینه مسائل اجتماعی (ازجمله اعتیاد، خشونت علیه زنان و کودکان، فقر و
معادن را به شکل رسمی به خصوصی ها بسپاریم
اعتبار کافی وارد این حوزه شود.آیا دولت جدید برنامه ای دارد که براساس قانون کل معادن کشور به طور کامل با مالکیت و پروانه بهره برداری با رعایت قانون معادن در مدت حداکثر 2 سال به بخش خصوصی واقعی از طریق تشریفات قانونی، مناقصه عمومی واگذار کند و دولت حق هیچ گونه بنگاه داری مانند اداره معدن و مالکیت معدن از طریق قراردادهای پیمانکاری یا قراردادهای استخراج و فروش و... را در این حوزه نداشته باشد؟ وی افزود
بسته خبری سه شنبه 19 اردیبهشت ماه 1396
جلیلی: مشکل ملت بیکاری است ولی دغدغه دولت پخش نشدن فلان آواز است!/ ملت ایران می تواند اما این دولت نمی تواند سعید جلیلی در جمع پرشور مردم مشهد: حضرت امام بارها فرمودند مواظب باشید کسانی به اسم سازش با جهان، منافع شما را به یغما نبرند ولی امروز عده ای این موضوع را برنامه خودشان قرار داده اند! امروز همین افراد میگویند چرا آزمایش موشکی انجام دادیم و چرا مرگ بر امریکا
اسحاق جهانگیری: پرونده ام را شخم زده اند
پختگی دارد. ممکن است یک نفر بگوید 10 میلیون شغل ایجاد خواهم کرد، شما با استدلال می گویید نه، نمی شود. اما بازهم می گوید من انجام می دهم. باید نشان دهد در گذشته صد هزار شغل ایجاد کرده که الان این ادعا را دارد؟ یا اینکه مشخص کند اشرافی بر مسائل اقتصادی دارد یا تیمی دارد که برجستگی هایی دارد؟ یا می خواهند بگویند این پول ها را پرداخت می کنیم. اشکالی ندارد، نمی توان به مردم دروغ گفت. همه دنیا پذیرفته که
ترسیم چشم انداز تیره و تار تولید داخل در سال 96 در جلسه اتاق بازرگانی
حالی که امسال می بایست بیش از سالهای گذشته به مباحث اقتصاد مقاومتی توجه شود و شعار امسال نیز "اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال" است؛ با این وجود با گذشت حدود یک ماه و نیم از سال جاری اگر شما اشتغالی دیدید ما هم دیدیم. عضو انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت تصریح کرد: این وضعیت رکود تولید داخل و عدم توجه به مشکلات سازندگان داخلی، سرمایه گذاران و تولیدکنندگان داخلی را نسبت به آینده مأیوس می کند
جدیدترین مصوبات برای پخش آثار سینمایی در حامل های جدید
بهترین کیفیت پخش و اطلاعات مربوط به تماشای کاربران و حقوق صاحبان فیلم را پرداخت و به طور شفاف در اختیار تهیه کنندگان قرار دهد. -انجمن صنفی ویدیو در خواستی در اقدامی دوستانه و برای اطلاع مخاطبان از فیلم های اکران پذیرفت که تیزرها و تبلیغات فیلم ها را در اختیار کاربران قرار دهد. -شورایعالی تهیه کنندگان در جهت حمایت از صنف قانونی انجمن ویدیو در خواستی، اعلام کرد که با نمایش فیلم
شمقدری ناخواسته خانه سینما راروی جلدمطبوعات برد
مختلفی را برای نقشی که محسن کیایی بازی کرد در نظر داشتیم و وقتی محسن آمد فکر کردیم می تواند فضا را خود به خود گرم کند و آن چیزی که ما می خواستیم بود. برای آن دختر و پسر جوان هم فراخوان دادیم و این دو نفر را انتخاب کردیم که مجتبی پیرزاده در فیلم فروشنده آقای فرهادی هم بازی کرد. اگر موافق باشید برویم سراغ خانه سینما و ریاست شما بر هیئت مدیره. حضور شما در هیئت مدیره خانه سینما چقدر نشان از
اسحاق جهانگیری: پرونده ام را شخم زده اند
من مدیری در جمهوری اسلامی هستم که در پرونده خودم و خانواده ام حتی یک لکه خاکستری وجود ندارد. همه هم به این موضوع واقف هستند. مسئله سیاسی و اقتصادی و اخلاقی ندارم و پرونده ام صاف و روشن است. از این نظر، مخالفانم پرونده ام را شخم زده اند. به گزارش هفت روز خبر به نقل از انتخاب ... من مدیری در جمهوری اسلامی هستم که در پرونده خودم و خانواده ام حتی یک لکه خاکستری وجود ندارد. همه هم به این موضوع واقف هستند. مسئله سیاسی و اقتصادی و اخلاقی ندارم و پرونده ام صاف و روشن است. از این نظر، مخالفانم پرونده ام را شخم زده اند. به گزارش هفت روز خبر به نقل از انتخاب به نقل از شرق، اسحاق جهانگیری که در دو جمعه گذشته، دو مناظره پرشور با رقبای خود پشت سر گذاشته است، سه روز قبل از مناظره سوم میزبان ما در دفتر کارش بود. وارد اتاق که می شود حال و احوالی می کند و به شوخی می گوید این روزها بازار شما روزنامه نگاران خوب داغ است. روبه روی ما که می نشیند و این بار جدی می گوید خودم هم این روزها باید در دو جا کار کنم؛ هم کارهای اجرائی دولت هست و هم باید برای انتخابات تلاش کنم. خستگی اما در چهره اش دیده نمی شود و در تمام مدت مصاحبه لبخندش را حفظ می کند. جهانگیری در این مصاحبه از آخرین روز ثبت نام ریاست جمهوری و دلایل آمدنش به میدان رقابت می گوید و خاطرات دوران مدیریتش. از تاکتیکش در مناظره سوم و همچنین امید به حل مسائل اصلاح طلبان. به سؤالات که پاسخ می دهد، به اصرار قبول می کند که روی پله های نهاد ریاست جمهوری عکس بیندازد، با شوخی و خنده به عکاس می گوید چون می خواهم رئیس جمهور شوم وقتی از پله ها بالا می آیم عکس بینداز. در ادامه این گفت وگو را می خوانید. اگر موافق هستید از روزی آغاز کنیم که ناگهانی، به وزارت کشور رفتید. فرایند ثبت نام شما برای خیلی ها غافلگیرکننده بود. گفته شده در روز آخر، برخی شخصیت های طراز اول اصلاح طلب، اصرار زیادی بر نامزدی شما کردند و در نهایت پذیرفتید که ثبت نام کنید. این قضیه مختص به روز آخر نیست. قبل از عید نوروز گفت وگوهایی می شد که شما هم کاندیدا شوید و گروه اصلاح طلب در کنار آقای روحانی یک نامزد دیگر داشته باشند. به دلایل متعددی این استدلال وجود داشت که فرد دیگری هم باشد. من به طور طبیعی رد می کردم و می گفتم به دلیل اینکه کنار آقای دکتر روحانی هستم، مصلحت نیست کاندیدا شوم؛ اما این فشار از طرف دوستان اصلاح طلب و شخصیت های درجه یک اصلاح طلب وجود داشت تا اینکه بعد از عید خیلی جدی تر شد. بنده گفتم اگر دکتر روحانی هم با این ایده موافق باشند، در این مورد فکر خواهم کرد. بالاخره آقای دکتر روحانی هم با من صحبت کردند و گفتند دوستان با من صحبت کرده اند. دوستان دیگری هم از شورای اصلاح طلبان با ایشان صحبت کرده بودند. به آقای روحانی گفتم از نظر خودم، نامزدی من خیلی موضوعیت ندارد، ایشان گفتند فکر کن بعد با هم صحبت می کنیم. تا رسید به روز آخر ثبت نام که نمایندگان شورای عالی اصلاح طلبان با آقای روحانی صحبت کردند و ایشان هم با من صحبت کردند. من با دکتر روحانی قراری یک ساعته گذاشتیم. معلوم بود ایشان از صحبت های دوستان متقاعد شده بودند که آمدن من ضرورت دارد؛ ولی آنها ظاهرا یک فهرست پنج نفره مطرح کرده بودند که اگر جهانگیری قبول نکرد، یکی از اینها باشد. آقای روحانی هم گفته بود اگر قرار است کسی باشد، من با آقای جهانگیری موافقم. با ایشان که صحبت کردم، استدلال هایشان را گفتند و قرار شد من مجددا با آقای خاتمی صحبت کنم که منجر به تماس تلفنی نیم ساعته با ایشان شد. نیم ساعت به پایان زمان ثبت نام – به دلایل متعددی که ممکن است بخشی از آنها را نگویم – به این جمع بندی رسیدم که اگر ثبت نام نکنم و مشکلی پیش بیاید، همه کاسه کوزه ها بر سر من خواهد شکست. اتفاقی که در این چند روز افتاد نشان داد که این تصمیم، تصمیم درستی بوده. بله. بعد از ثبت نام به دوستان در دولت و غیردولت شوکی وارد شد. عده ای موافق و برخی مخالف بودند. بدون اینکه کسی با من صحبت کند از دید افراد می دیدم عده ای از این تصمیم راضی نبودند و عده ای خوشحال بودند؛ ولی بعد از اعلام صلاحیت ها و ورود من به صحنه انتخابات تقریبا کسی را ندیدم که از این اتفاق به عنوان ابتکار خیلی مهم و مدبرانه یاد نکرده باشد. بخشی از سیاسیون و اهالی رسانه از قبل با دیدگا ه های شما آشنا بودند؛ اما روز مناظره با توجه به بازخوردها، عامه مردم با پدیده ای تازه روبه رو شدند. همه ناگهان گفتند ما چنین شخصیتی در اصلاح طلبان داشتیم و تا به حال او را نشناخته بودیم؟ همان طور که می دانید سابقه سیاسی بنده زیاد است. دو دوره نماینده مجلس بودم. دور دوم و سوم مجلس، دوران اول خط کشی های سیاسی چپ و راست بود. با اینکه در دوران جوانی جزء افراد پرشور آن زمان در مجلس بودم و نطق های آتشین و موضع گیری های روشن سیاسی داشتم، در دور سوم با اینکه اکثریت مجلس چپ بود و ما در آن جریان بودیم و جلسات اصلی و خصوصی در حد سران برگزار می شد؛ ولی گرایش ما به آقای هاشمی رفسنجانی زیاد بود. آن زمان دوستان چپ با آقای هاشمی و دولتش زاویه داشتند؛ یعنی بیشتر انتقادهای تندوتیز داشتند؛ ولی ما با اینکه همان زمان چپ بودیم، نسبت به مسائل کشور واقع بینانه تر فکر می کردیم مخصوصا در بحث های اقتصادی، تصویب برنامه اول، استفاده از منابع خارجی، با تصمیم های مهم کلیدی آن زمان چپ بیشتر مخالفت می کرد؛ اما ما از موضعی که بودیم معمولا با راست اقلیت که در مجلس آقای ناطق بودند گاهی همراهی می کردیم که بتوانیم سیاست های واقع بینانه تری در اقتصاد کشور تدوین کنیم، برنامه اول چنین چیزی بود. یک دوره هم استاندار اصفهان بودم که به جهت سیاسی جای مهمی است. شاید برجسته ترین ویژگی ام – به جهت اینکه این ذهنیت از من بیرون منعکس نشده بود – این بود که من وقتی وارد حوزه کاری می شدم سعی می کردم در آن حوزه مسئولیتم سیاست جریانی سیاسی ام را پررنگ نکنم و رنگ وزارتخانه ام پررنگ باشد؛ یعنی وقتی در دولت اصلاحات در وزارت صنعت و معدن بودم، کمتر حرف سیاسی می زدم و بیشتر سعی می کردم حرف های فنی و اجرائی و صنعتی بزنم یا در معاونت اول احساس می کردم در جایی هستم که باید کارهای اجرایی کنم؛ اما وقتی انسان وارد رقابت های انتخاباتی می شود باید ابعاد شخصیتی ای را که دارد، بروز دهد. به استانداری اصفهان اشاره کردید. پیش تر از برخی ناگفته ها – از جمله سفر آقای منتظری و نحوه مدیریت خود – گفتید و این را مدلی دانستید که می تواند برای حل بقیه مشکلات کشور اتخاذ شود. به نظرم پختگی مدیریتی من در اصفهان شکل گرفت. برداشتم از آن دوران این است که آنجا به دلیل اینکه مسائلش خیلی پیچیده بود، حضور در اصفهان به مدت شش سال – برای کسی که هیچ وقت در اصفهان نبوده و یکباره در رأس کار سیاسی اصفهان قرار می گیرد – مرحله خطیری بود. آن زمان، دوره ای بود که جناح چپ اصفهان و آیت الله طاهری انتخابات مجلس چهارم را باخته و جناح راست انتخابات را کاملا برده بود و تقریبا از 17 نماینده اصفهان 13، 14 نفر در جریان راست رأی آورده بودند. من در چنین شرایطی استاندار اصفهان شدم. در چنین شرایطی باید تدبیر می کردم که جریان چپ حفظ شود و بالا بیاید و در عین حال امور کشور هم اداره شود و حساسیت جناح راست برانگیخته نشود. روزی که می خواستم استاندار اصفهان شوم 13، 14 نامه به آقای رفسنجانی و نمایندگان مجلس نوشتند و مخالفت کردند. گفتند ایشان چپ و تند است. برخی از نطق های مجلس من را مطرح کرده بودند که ایشان چنین نطق هایی داشته است. به هر حال من به اصفهان رفتم، دوره ای با آقای بشارتی، وزیر کشور وقت، بر سر برخی عزل و نصب های استان اختلاف نظر داشتم. در جلسه ای خصوصی، آقای بشارتی و آقای تابش – که از دوستان بسیار خوب من در بنیاد مسکن بودند – گفتند فلانی باید شهردار اصفهان شود، فلانی باید معاون سیاسی شود و این فرد باید برود. آنجا جمله معروفی به این دو بزرگوار گفتم که من مسئول استان اصفهان هستم و من درمورد اصفهان تصمیم می گیرم؛ ولی شما می توانید درمورد من تصمیم بگیرید . گفتم من می توانم در همین جلسه، خصوصی به شما یادداشت بنویسم و استعفا دهم و بگویم خودم رفتم؛ ولی درباره اصفهان من تصمیم می گیرم چه کسی، چه کاره باشد و به کسی اجازه دخالت نمی دهم. گفتند بنویس! من نوشتم و بیرون آمدم. آن زمان آقای مرعشی، رئیس دفتر آقای رفسنجانی بود، زنگ زدم گفتم من استعفا داده ام. با خانواده ام در اصفهان هم تماس گرفتم و گفتم وسایل را جمع کنید. این موضوع را فردای آن روز روزنامه جمهوری به عنوان شنیده ها منتشر کرد. همان مجلس و همان نماینده ها این بار امضا جمع کردند که جهانگیری باید بماند. در همان دوره کوتاه دوسال و نیم که آقای بشارتی وزیر کشور شد و الان هم با هم رابطه شخصی خوبی داریم، ایشان به اصفهان آمد و جلسه گذاشت و به من لوح داد، من هم تغییرات را هر وقت مصلحت می دانستم انجام می دادم. در اصفهان هم اتفاقات زیادی در دوره ما افتاد، هم به جهت سیاسی هم توسعه ای. بد نیست خاطره ای از آن دوران را در اینجا بازگو کنم. مرحوم آیت الله طاهری اصفهانی همیشه نماز عید فطر را می خواند. یک روز جمعه که چند روز به عید فطر مانده بود طبق روال، روز عید را اعلام کردند و گفتند از فلان نقطه حرکت کرده و در فلان محل نماز عید می خوانیم؛ من هم در نماز جمعه بودم، از نماز جمعه که بیرون آمدم یادداشتی به من دادند که از طرف دفتر آیت الله مظاهری – که شخصیت بسیار عزیزی است و در اصفهان حضور دارند و من به ایشان خیلی علاقه مندم – اعلام شده که ایشان هم در نظر دارند نماز عید فطر امسال را بخوانند. برای اولین بار نام دو شخصیت برای نماز عید فطر اعلام شده بود. من این یادداشت را گرفتم و نمی دانستم چه کنم. شنبه دفتر آقای طاهری اصفهانی اعلام کرد ایشان نماز عید را نمی خوانند، دفتر آقای مظاهری هم همین خبر را اعلام کرد! به شوخی می گفتم که من سه روز بین منازل آقایان طاهری اصفهانی و مظاهری سعی صفا و مروه می کردم و متوجه نمی شدم کی افطار است و کی سحر. بعد از مقطعی همه متحد شدند، آیت الله مظاهری و دیگران اصرار کردند آیت الله طاهری اصفهانی قبل از انقلاب نماز عید را می خوانده، پس این رویه ادامه داشته باشد. حتی برخی از علما که به جهت سیاسی با ایشان اختلاف نظر داشتند می گفتند آیت الله طاهری باید نماز عید را بخواند و ایشان هم پایش را در یک کفش کرده بود که نمی خوانم. در آن زمان آقای علی لاریجانی، رئیس صداوسیما بود. شبی که فردایش عید بود و همه جا ساعت نماز عید را اعلام می کرد، از دفتر رهبری به من گفته بودند باید آقای طاهری اصفهانی را برای خواندن نماز راضی کنید، من هم به منزل ایشان رفته بودم و آقای علی لاریجانی با سرود، برنامه های تلویزیون را کش می داد که من ایشان را راضی کنم و در تلویزیون اعلام شود. ساعت 11، 12 بود که بالاخره آیت الله طاهری اصفهانی قبول کردند نماز عید فطر را بخوانند. با آقای لاریجانی تماس گرفتم که این خبر را اعلام کنند. برای خودم مهم بود که چه شد ایشان این کار را قبول کرد. فردای آن روز، بعد از نماز عید از ایشان پرسیدم چه شد راضی شدید؟ گفت یک لحظه احساس کردم شما در حال سکته کردن هستید. بنده در آن جلسات خیلی با حرارت با ایشان صحبت می کردم که اگر شما نماز نخوانید چنین و چنان می شود. ایشان خیلی به من محبت داشتند و قبول کرده بودند. بعد از نماز به اتفاق آیت الله طاهری اصفهانی به منزل آیت الله مظاهری رفتیم. از این اتفاقات سیاسی در اصفهان داشتیم. مهم ترین مسئله ای که می خواستم از آنجا بگویم روش مدیریت مسائل است؛ می شود یک مسئله را حل نکرد و به بحرانی تبدیل کرد که اگر همه کشور هم بسیج شوند نتوانند آن را به راحتی حل کنند؛ برای مثال اگر آن روز ما این پیشنهاد را پذیرفته بودیم که جلوی جاده را ببندیم و اجازه ندهیم آیت الله منتظری بیاید، مطمئنا نجف آباد به هم می ریخت، چون ایشان در آنجا خیلی علاقه مند داشتند. مطمئن هستم آثارش به اصفهان هم می رسید و با مشکل روبه رو می شدیم. به هر حال حتما باید نظم را در استان برقرار می کردیم و مجبور به برخوردهایی بودیم. آثار منفی اش می توانست به قم و جاهای دیگر هم سرایت کند. به نظر من می توان مسائل را ساده حل کرد. ما همان ابتدا گفتیم می خواهیم آیت الله منتظری بیاید و آثار منفی نداشته باشد، برویم مذاکره کنیم و اگر آثار منفی احتمالی وجود دارد حل کنیم. خصوصا مطمئن بودیم شخصیتی مانند آیت الله منتظری همراهی می کنند، چون ایشان آمده بود واقعا بازدیدی کند و فاتحه ای بخواند و به بستگانش سر بزند. در مناظره اول و دوم، دولت آقای روحانی را متهم کردند که ستاد ایشان از بابک زنجانی پول دریافت کرده و ایشان هم تکذیب کردند. بعدا هم این قضیه کشیده شد به اینکه دیپلماسی دولت برای استرداد پول ها کم کاری کرده است. خاطرم هست قبل از عید که با شما درباره بابک زنجانی صحبت کردیم نکات جالبی گفتید از جمله اینکه در زندان با وکیل شرکت نفت از موضع بالا برخورد می کند و دسترسی به ایشان ندارید. اینکه به ستاد آقای روحانی اتهام زدند منظورشان سال 92 بود که تکذیب کردند. در مقطعی مشخص شد بابک زنجانی حجمی از پول کشور را گرفته و در جایی گذاشته، برای من قابل قبول نیست که این پول خرج شده است؛ اصلا این حجم پول خرج شدنی نیست، اما اینکه کجاست نمی دانیم. اینکه چه کسی تصمیم گرفته در مقطعی پول و نفت را در اختیار ایشان قرار دهد، مسئله مهمی است؛ صورت جلسه ای هست که چهار نفر از مقامات ارشد دولت سابق امضا کرده و برخی در ستادهای کاندیداها فعال هستند. ایشان در کشوری در شرق آسیا بانکی داشته و این چهار نفر امضا کرده اند که می شود این پول به آن بانک برود. اگر گزارش کوتاهی از آن بانک گرفته و خوانده بودند، به نظرم چنین چیزی را امضا نمی کردند. وقتی به ما می گویند حتی با یک کشور بزرگ قدرتمندی مثل روسیه فلان تجارت را داشته باشیم و پول به بانک کوچکی برود، بانک مرکزی سابقه و سرمایه و امکانات بانک را بررسی می کند و جواب می دهد حاضر نیستیم که این حجم پول را در این بانک بگذاریم و باید بانکی بزرگ تر و معتبرتر معرفی شود، ولی اینها به هر دلیلی این کار را نکردند و آن پول رفته و بعد هم پول را پس نداده و دستگیر شده است. درباره بابک زنجانی از اول سه نکته داشتیم؛ گفتیم اولویت اول ما این است که این پول برگردد، دوم اینکه مشخص شود چه کسانی این پول را در اختیار زنجانی گذاشته اند و پشت پرده این قضیه چیست و اینکه هر مجازاتی که برای ایشان و همدستانش تعیین شود، برعهده قوه قضائیه است. گفته شده شما به زنجانی دسترسی ندارید در مقطعی خدمت مقام معظم رهبری رسیدم و آنجا مطرح کردم؛ چون سخنرانی کرده و گفته بودم این بزرگ ترین فساد قرن است و عده ای فکر می کردند این کار سیاه نمایی جمهوری اسلامی است. استدلال و تعبیر من این بود که اگر کسی را در دنیا پیدا کردید که یک دلار بیشتر دزدی کرده، نشان دهید. آنجا اصرار داشتم برای اینکه به این پرونده خوب رسیدگی شود علاوه بر قوه قضائیه تیمی متشکل از وزارت اطلاعات مسئول رسیدگی شوند و اگر قرار است دستگاهی دیگری هم باشد، باشد و دولت نهایتا بتواند از این کار دفاع کند و بگوید پیگیری ها دقیق بود و به نتیجه ای نرسیدیم و بالاخره به مردم توضیح دهد. در ستاد مبارزه با مفاسد همیشه دادستان تهران، مقامات قضائی جزء مواردی بود که تحت عنوان خبر سؤال می کردم راجع به پرونده ایشان می گفتم، ولی این موضوع را چون خصوصی دنبال می کردم و حتی با آیت الله آملی لاریجانی هم خصوصی صحبت کردم و پیشنهادم این بود که این کار انجام شود که بالاخره نشد. ولی اینکه دوستان می گویند دستگاه دیپلماسی همکاری لازم را نکرد، خب واقعا کم لطفی می کنند. برای این پرونده که قوه قضائیه خواست به هر کشوری برود و با هر کسی مذاکره کنند، بنده، وزارت خارجه، دکتر ظریف، بانک مرکزی، هر کاری که نیاز به همکاری است گفتیم که باید انجام شود. گفتند می خواهیم به مالزی برویم، همه امکانات را فراهم کردیم و به سفیر گفتیم که ملاقات ها را تنظیم کنند، به کشور دیگر هم همین طور. خبر می دادند که بابک زنجانی می گوید در فلان کشور در فلان بانک حساب دارم، فورا می فرستادیم، ولی چون پرونده دست ما نبود که در کدام کشور چه کار دیگری باید انجام دهیم، صرفا براساس درخواست قوه قضائیه این کارها را انجام می دادیم. یک مورد بگویند خواستیم در جایی شما کمک کنید و شما کمک نکردید. اتفاقا بعضی وقت ها گزارش می دادند که مثلا فلان افراد در فلان جا هستند و می توانند نقش داشته باشند. برخی ها را هم وزارت اطلاعات با شگردهایی به داخل کشور آورد و دستگیر شدند. تصورمان این بود که بعد از دستگیری این افراد سرنخ های جدیدی به دست بیاید که تا این لحظه حداقل مورد جدیدی به ما اعلام نشده است. خیلی ها مایل هستند بدانند آقای جهانگیری در مناظره سوم چطور ظاهر خواهد شد. گفته بودید اگر رقبا وارد خط قرمز شوند من پاسخ می دهم اما در مناظره دوم بسیار آرام بودید. در مناظره باید تاکتیک خاصی اعمال شود. اگر با همان شیب که در مناظره اول بودم جلو می رفتم در مناظره سوم هم باید همان رویه را ادامه می دادم. تدبیر من این بود که در مناظره دوم آرام تر عمل کنم. ولی آنها تهاجمی جلو آمدند. تکرار حرف های قبلی شان بود و حرف نویی نداشتند الا اینکه دولت فلان کارها را نکرده و ما انجام می دهیم. این نامش تهاجم نیست، اگر واقعا حرف جدی دارند باید روشن شود. به جهت مسئولیت اجرائی اقتصادی، کارم بیشتر در این بخش نمود داشته است. به نظرم آقایان به جهت امور اجرائی و اقتصادی هم در سابقه کاری شان اشکالات بسیار زیادی وجود دارد هم متناسب با مسئولیتی که خودشان را برای آن نامزد کرده اند که قاعدتا این بحث ها در مناظره بعدی مطرح خواهد شد. اینکه چه تناسبی است بین سابقه گذشته و کاری که می خواهند بپذیرند، چقدر به شرایطی که می خواهند در آن وارد شوند اشراف دارند. بالاخره تعریف ریاست جمهوری روشن است. اینکه آقایان چقدر به سیاست خارجی ورود دارند؟ چقدر به اوضاع منطقه اشراف دارند و تیمشان با این شرایط چقدر پختگی دارد. ممکن است یک نفر بگوید 10 میلیون شغل ایجاد خواهم کرد، شما با استدلال می گویید نه، نمی شود. اما بازهم می گوید من انجام می دهم. باید نشان دهد در گذشته صد هزار شغل ایجاد کرده که الان این ادعا را دارد؟ یا اینکه مشخص کند اشرافی بر مسائل اقتصادی دارد یا تیمی دارد که برجستگی هایی دارد؟ یا می خواهند بگویند این پول ها را پرداخت می کنیم. اشکالی ندارد، نمی توان به مردم دروغ گفت. همه دنیا پذیرفته که بدترین اشکال یک سیاست مدار، دروغ گفتن است. رئیس جمهور آمریکا گاهی تخلفات اخلاقی می کند و خلاف هم هست اما می گویند این یک مسئله است، اما اینکه به مردم و دستگاه قضائی دروغ گفته اید، باید به خاطر دروغتان مجازات شوید. الان ترامپ اعلام کرده رئیس جمهور اسبق آمریکا که به عراق حمله کرد، شش هزار میلیارد به آمریکا خسارت زده است. آغاز این ماجرا، آن دروغی بود که گفت در عراق سلاح کشتار جمعی هست و با این دروغ نزدیک دو دهه است که عراق قد راست نکرده و گرفتار است. دروغ سیاستمداران خیلی بد است؛ تبعات جبران ناپذیر دارد. به همین دلیل نباید حرفی که می داند نمی شود را بگوید. می گویند ما فلان میزان پول به مردم پرداخت می کنیم. اقتصاد برخلاف سیاست و فرهنگ، عدد و رقم است و دو طرف هم دارد؛ یک طرف منابع و طرف دیگر مصارف. وقتی مصارف را ردیف می کنید می توانید هزاران شعار بدهید. بگویید حقوق فرهنگیان و دانشگاهیان را فلان میزان بالا می بریم، به کارمندان دولت فلان پول ها را خواهیم داد. جمع اینها مصارف کشور است. در مقابل باید منابع کشور را هم جمع بزنیم و بگوییم از اینجاها تأمین خواهد شد. اینجاها فشارش به مردم است و جرئت نمی کنند بگویند. حداقل رئیس جمهور سابق این قدر صداقت داشت که روزی که می گفت من 45هزار تومان می دهم، اعلام می کرد که بنزین را گران می کنم. معنی یارانه این بود که قیمت بنزین و گازوئیل قیمت دیگری است و ما این را که ارزان می دهیم، گران خواهیم کرد و پولی که می گیریم را به مردم می دهیم. در واقع یارانه غیرمستقیم را به یارانه مستقیم تبدیل می کنیم. باید اعلام کنند برای تأمین این پول هایی که می خواهند به مردم بدهند قیمت بنزین و گازوئیل و برق چقدر خواهد شد؟ دو، سه ماه ممکن است مردم خوششان بیاید. مثل کاری که یارانه قبلا کرد؛ مردم چند ماه خوشحال بودند و بعد دیدیم سفره مردم کوچک شد، زندگی شان به هم ریخت، تورم 40 درصد شد. همه حتی در روستاها می گفتند یارانه را نمی خواهیم و برق و آب را که گران کرده اید به حالت قبل برگردانید. چون اقتصاد عدد و رقم است آقایان باید خیلی صریح و شفاف بگویند از کجا می آورند و کجا پرداخت می کنند. به نظرتان جهانگیری مناظره سوم، شبیه جهانگیری مناظره اول است یا دوم؟ ممکن است با هر دو متفاوت باشد، بستگی به شیوه دوستان هم دارد. بنده در اقتصاد و امور اجرایی جدی هستم، همه می دانند که مدیریت من این گونه است و اطلاعاتم از همه بیشتر است. بدون اطلاعات، در جمع وارد نمی شوم. اگر بخواهند اتهامی وارد کنند چه خواهید کرد؟ من مدیری در جمهوری اسلامی هستم که در پرونده خودم و خانواده ام حتی یک لکه خاکستری وجود ندارد. همه هم به این موضوع واقف هستند. مسئله سیاسی و اقتصادی و اخلاقی ندارم و پرونده ام صاف و روشن است. از این نظر، مخالفانم پرونده ام را شخم زده اند. هشت سال کنار بودم. یکی از نعمت هایی که معتقدم برای مدیران پیش می آید و گاهی اوقات انسان قدر نمی داند، همین است که یک دوره کنار باشد و مخالفانش سر کار بیایند و همه پرونده ها را بررسی کنند که ببیند چه چیزی به دست می آورند. خانمی بود که در دوره وزارت صنایع من، مدیر و مسئول وام های ارزی بود. در آن دوره حساب ذخیره ارزی ایجاد و وام های زیادی پرداخت شد. دو، سه سال از دوره ای که کنار بودم گذشته بود که در دفتر کوچکی که داشتم می نشستم و روزنامه می خواندم، این خانم نزد من آمد و حرفی زد که اشکم درآمد. گفت من را ده ها بار بازجویی کردند. گاهی با همسرم ساعت 9 و 10 شب می رفتیم ایشان در ماشین می نشست و من بالا می رفتم و چند نفر تا ساعت دو، سه نیمه شب بازجویی می کردند که تو وام های ارزی ای که دادی در قبال آن چه گرفته ای؟! هر چه می گفتم من چیزی نگرفتم، من وقتی وزارت صنایع کارمند شدم، وضع مالی ام بد نبود و فقط به نیت خدمت به کشورم آمده بودم. کتابی برده بودم و گفتم یکی از کسانی که وام ارزی گرفت این کتاب را هدیه داد و من هم نمی خواستم قبول کنم که ایشان گذاشتند و رفتند. ایشان می گفت آنها عصبانی می شدند و می گفتند شما ما را دست انداخته اید! بالاخره بعد از چندین ماه که از هر روش استفاده کردند، حتی اینکه خواستند ببینند من با بخش خصوصی به سفر خارجی رفته ام، چیزی به دست نیاوردند. ایشان می گفت به این نتیجه رسیده ام که با این اوضاع سخت است کسی بماند و کار کند. می شود مدیران خانم و آقا در دستگاه باشند و سالم کار کرده باشند. حالا اگر مطلبی باشد که بخواهند درباره من بگویند استقبال می کنم. برخی از زخم های 88 همچنان هست و مردم امید دارند در دولت دوم مسائل حل شود. همه اینها را قبول دارم. من ملاقاتی با رهبری درباره جریان اصلاحات داشتم و مذاکراتی کردم، از نظر خودم فضایی که عده ای در بیرون علیه اصلاح طلب ها ایجاد می کنند، واقعی نیست. اینها گروه تندی هستند که می خواهند این طور نشان دهند که فضا علیه جریان اصلاح طلبی است. بعضی هم در نهادهایی ممکن است تصمیم گیر باشند و کاری که می خواهند، موضع همان افراد است. در بخش سیاسی هم خیلی از گرفتاری هایی که وجود دارد باید حل شود و تردیدی ندارم که این مسائل حتی در زمان کوتاهی قابل حل است. چون رهبری هم مایل هستند فضا بهتر شود و همه فرزندانشان که می خواهند زیر چتر نظام کار کنند – چه اصلاح طلب و چه اصولگرا- دغدغه هایشان برطرف شود؛ این شرایط وجود دارد و ان شاءالله با اطمینان به سمت حل مسائل خواهیم رفت. ...
کشورداری را با عوام داری اشتباه گرفته اند/ اقتصاد را نمی شود با اعانه اداره کرد
اقتصاد توجیه پذیر باشد، سیاستی عدالت خواهانه و اگر تنها برای کسب آرای نیازمندان بیان شود، سیاستی عوام فریبانه است. در این خصوص و با توجه به شرایط کنونی اقتصاد کشور، سعید شیرکوند، اقتصاددان می گوید: برخی کاندیداها متوجه نیستند که می خواهند یک کشوری را اداره کنند. این در حالی است که وقتی یک فرد می خواهد کشوری را اداره کند، در زمان کاندیداتوری و اعلام رسمی مواضع خود، باید برنامه های دقیقی را عرضه و
دفاع قاطع ظریف از دیپلماسی دولت
جریانات منتقد دولت و جنابعالی برای حمله به شما مهیاست، حال و روز شما چطور است؟ بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هم خدمت شما و همه دوستان سلام عرض می کنم. به هر حال به لطف خدا در طول 20، 30 سال گذشته مخصوصا در طول 3 سال گذشته به محبتهایی که توسط برخی صورت می گیرد، عادت کرده ام. امیدوارم نقطه نظراتی که مطرح می شود، اولا مطابق با واقعیت باشد. چون متاسفانه خیلی صحبتهایی که شنیده می شود، اصولا
توپچی هایی که با چشمان بسته شلیک می کنند!
نجاتشان از این وضعیّت ، لشکر براه انداخته و فکر می کنیم با پرداخت قطره چکانی حقوق حقّه این بندگان خدا ، لب شان را تر و فعلا ازچنگال مرگ رهایشان می سازیم؟ غافل از آنکه نسلِ جدید با حقوق خود آشناست و با قطره چکان سیراب نخواهد شد . انصاف بدهیم،گرم کردن تنور انتخابات با وجه المصالحه قرار دادن” حیثیّت نیازمندان” وپر کردن سبدِ رای با سوزاندنِ هیمه ی آبروی فقرا و به زبان دیگر” مستضعفانِ” دیروز و “آسیب پذیر های” امروز برای رسیدنِ به اهدافِ شخصی ، گروهی ، خطّی و باندی، بی حرمتی به ساحتِ انسانیّت و اهانتِ آشکار به شانِ این جماعت است و بس! یا حقّ ...
با نردبان دروغ و روش های غیر اخلاقی به هیچ جا نمی رسیم
رأی بدهیم؟ بد بودن دیگران، لزوماً به معنای خوب بودن شما نیست، چرا باورِ غلطِ انتخاب میان بد و بدتر را در ذهن مخاطبان ایجاد می کنید؟ آیا تخریب و نقد غیر منصفانه سایر کاندیداها، توهین و حتی سیاه نمایی نیست!؟ فراموش نکنیم که تمامی این آقایان، اولاً سالها از مدیران ارشد نظام بوده، ثانیاً از فیلتر شورای نگهبان رد شده و ثالثاً به دفعات از رهبری معظم انقلاب، نمره ی قبولی
بعد از 4 سال به جای آنکه گزارش کار بدهند، مردم را می ترسانند/ 12 سال خدمت در شهرداری را با افتخار گزارش ...
از این خدمت می کردم؛ آنها باید به بزرگواری خودشان ببخشند اما خدا خودش می داند که ذره ای کوتاهی نکردم. در این مدت نشد در تهران صدای اذان صبح بلند شود و من در خانه ام باشد و تا پاسی از شب برای خدمت به مردم دوندگی نکنم. وی گفت: البته ما این سوال را از آنها داریم؛ شمایی که قرار بود تحول اقتصادی در کشور ایجاد کنید، بعد از 4 سال شما هم فرافکنی نکنید بلکه گزارش دهید چه شده است؟ امروز وضعیت بیکاری
چهار اشکال مهم اصلاح نشده در IPC
بالایی است. لحاظ کردن یک خط پایه تخلیه ثابت و کاهنده از ابتدای قرارداد برای بلندمدت، با اصول فنی و واقعیات مخزنی از جمله تغییرات حاصل از افزایش شناخت نسبت به ابعاد طبیعی مخزن سازگاری ندارد بلکه باید خط پایه تخلیه نیز همانند برنامه توسعه به صورت سالیانه با توجه به تولید همان سال بازنگری شود و صرفاً بابت اضافه تولید نسبت به خط پایه تخلیه همان سال به پیمانکار دستمزد داده شود. با این وجود، خط پایه
رابطه انتظار با سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ
پیرامون حقوق میان امام و امت می فرمایند: حقی شما بر گردن من دارید و حقی من بر گردن شما دارم سپس می فرمایند: و النّصِیحةُ فِی الْمَشْهَد و الْمَغِیبِ و الإِجابَةِ حِینَ أدْعُوکم، وَ الطّاعَةُ حینَ آمُرُکُمْ؛ خیرخواه من باشید، هر زمان که شما را دعوت به انجام کاری کردم، اجابت کنید و هر موقع امر بر انجام کاری کردم، اطاعت کنید این بیان در سطوح بعدی برای ولی فقیه که محل رجوع مردم در عصر غیبت است، مهم
با وجود سند تحول بنیادین آموزش و پرورش چه نیازی به سند 2030 وجود دارد
الملل و امنیت منطقه و .. باشیم. ما در این قضیه تجربه بسیاری داریم و حداقل تجربه ما در زمینه برجام در خصوص عدم اعتماد به غرب یا نگاه ویژه به آنهاست. با توجه به پیشینه فعالیت نهادهای بین المللی در ایران مخصوصا یونسکو که تفکری لیبرالی غربی دارد آیا باید چنان دروازه های فرهنگی و آموزشی کشور برای حضور گسترده آنها باز کرد که خواب از چشمان رهبر انقلاب اسلامی گرفته شود، این روزها مردم و رهبری از وضعیت اقتصاد و معیشت و فرهنگ گله مند هستند ان شاء الله که مسئولین نظام، فارغ از بحث ها و سلایق سیاسی و حاشیه ها ، در سال جدید با پشتکار و همت به رفع دغدغه های مردم و رهبری بپردازند. انتهای پیام/ ...
کار و کرامت دو نیاز اساسی مردم کردستان است
امروز کردستان بحث های مذهبی نیست نیاز امروز مناطق کردی اهل سنت، اقتصاد و رفع مشکلات موجود در این حوزه است. کار و کرامت دو نیاز اساسی مردم کردستان است وی خاطرنشان کرد: در استانی با این همه افراد تحصیلکرده و توانمند چرا باید این میزان مدیر غیربومی وجود داشته باشد، این بیان حق است و این واقعیتی است که هر انسان عادی توان تشخیص آن را دارد. به گفته رئیس ستاد انتخاباتی رئیسی در