سایر منابع:
سایر خبرها
بانوی ایرانی رکورددار اهدای خون از سوزن می ترسد
، می خواباندند و به اندازه ای که نیاز داشت، خون می گرفتند. 173 بار اهدای خون را خودتان حساب کردید یا سازمان انتقال خون؟ از بچگی هربار که خون دادم برگه هایش را نگه داشتم. تا 17 سالگی خوزستان بودم. بعد هم برای تحصیل به تهران آمدم. اصفهان هم خون داده بودم. بعدها این کارت ها را به آنها نشان دادم و تائید کردند. چند وقت یکبار خون می دهید؟ مثل آقایان سه ماه
وقتی یک مسیحی ارتودوکس در مقابل کتاب آیت الله جوادی مبهوت می شود/کاسب اصفهانی که با یک بند کفش استاد ...
به نظر من تمام پول هایی که برای این کار خرج می شود به درد بچه مسلمان های آن طرف می خورد چون آنها بالاخره آن شوق و عشق به اسلام را دارند و با این اشکال ها کنار می آیند؛ تا چیزی دستگیر آنها شود چون فارسی و عربی و ترکی بلد نیستند و فقط انگلیسی بلد هستند و چیز زیادی آن طرف نیست و چیزهایی هم که وجود دارد یا آکادمیک است و موضع گیری های خودش را دارد مثلاً آبجِکتیو یا مثلاً صوفی گرایانه است. مکتب اهل بیت
روایتی کودکانه از دیدار با آن مرد تاریخی
به گزارش بلاغ ، سیده زهرا برقعی: روی پای بابا نشسته بودم. جمعیت کیپ تا کیپ کنارمان نشسته بود و صلوات می فرستاد. هوا گرم بود. خیس عرق شده بودم. خوابم گرفته بود. سرک می کشیدم ببینم از لای نرده های ایوان، صورت مادرم را می بینم یا نه. خودم اصرار کرده بودم که در قسمت مردانه باشم. داشتم له می شدم. کم کم چشمانم گرم شد. هنوز امام نیامده بود توی ایوان. مردم سرود می خواندند. سینه می زدند و یا حسین می گفتند
آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟!
امام می تپید حسنی که مدیران درمانی حضرت امام داشتند این بود که درمانگاه را فقط برای درمان ایشان استفاده نمی کردند و در بین اعضای تیم پزشکی بنام دکتر پور مقدس، ضمن افتخار حضور در تیم پزشکی امام بیماران مستمند اصفهانی را به تهران منتقل کرده و در مرکز درمانی جماران تحت آنژیوگرافی و معالجه هم قرار می دادند. البته این کار بصورت محرمانه صورت می گرفت و خود بیماران معمولا متوجه نمی شدند در کجا
آخرین ساعات زندگی امام(ره) چگونه گذشت؟
کتاب خاطرات او درباره شب ارتحال زندگی امام اینگونه نوشته شده است: همه چشم به خطوط مانیتوری که بالای سر امام بود دوخته بودند. فراز و فرود مختصری داشت؛ ولی رفته رفته علایم حیاتی رو به خاموشی می نهاد. در ساعت 10:25 دقیقه، به یکباره خط مانیتور صاف شد و دکتر عارفی اعلام کرد که کار تمام شد! داد و شیون و هوار از مرد وزن برخاست. من ضمن اینکه خودم را باخته بودم، حالت دیگران را زیر نظر داشتم. آقای خامنه ای
پدیده جذاب فوتبال ایران: خیلی ها می گفتند به پرسپولیس رفتن اشتباه است/ اصلا اهل بازارگرمی نیستم
همه ی واقعیت ها نسبت به این تیم آشنایی داشتم. تیمی خوب با بازیکنانی فوق العاده و کادری مناسب. می دانستم شرایط سختی پیش رویم قرار دارد اما تمام تمرکز و تلاشم را به کار گرفتم که بتوانم تنها به فوتبال فکر کنم و تمام تلاشم را به کار گرفتم که بتوانم در این تیم پیشرفت کنم. خدا هم در این مسیر به من کمک کرد تا بتوانم نظر مثبت کادرفنی و در نهایت کارشناسان و هواداران را جلب کنم. با حضور در
امام خمینی واقعاً به درجه بندگی رسیده بود
حساب کنید زمان جنگ بود و ما باید مجروحین را در کنار بیماران معمول مراجعه کننده به بیمارستان ها مداوا می کردیم. ما یک اشتباهی کردیم که من باید اینجا بگویم و آن اجبار در حضور پزشکان در جبهه ها بود. آن موقع زمان جنگ تا می گفتند فلان روز حمله است، تمام پزشکانی که بچه های معتقدی بودند را اعزام می کردیم به خط مقدم و آنجا در حد مقدورات به مجروحان رسیدگی می کردند. آن موقع بیمارستان ها همه
به یاد آیت الله طاهری اصفهانی
را در فضای اندیشه ورزی در سیاست ترسیم کرده بودم، نه سیاست. از آن گذشته، با چه کسانی قرار بود هم قطار باشم؟ کسانی که برای طی یک مقصد معین در کنارشان قرار می گیرم، یا آشنایانی که به صرف تلاش برای تشکیل یک بلوک قدرت جدید هم سفرشان می شدم؟ ایشان به سؤالات من با دقت گوش داد. در پاسخ گفت که پس از انتخاب شدن و تشکیل مجلس، می توانید با دیگران گفت وگو کنید و برنامه ارائه دهید. عرض کردم یعنی اول برویم و
امام فرمود اگر خطا کنید، خودم بیرونتان می کنم!
ادامه پیدا کرد؟ هر چه ایام می گذشت و من بیشتر با ایشان آشنا می شدم، ارادت و علاقه ام هم به ایشان بیشتر می شد تا زمانی رسید که ایشان در مسجد سلماسی قم درس خارج را شروع کردند و من جزو اولین کسانی بودم که در این درس شرکت کردم. بنده این افتخار را داشتم که از آغاز نهضت امام جزو خدمتگزاران ایشان باشم و تا پایان عمر شریف ایشان در خدمتشان بودم. * از دوران حضور در درس حضرت امام خاطره ای
روایتی از روزهای سخت اسارت و دلتنگی برای امام(ره)/ حکایت جوان محصلی که سخت ترین شکنجه ها هم نتوانست ...
تا به خانه برسم و یک دل سیر نگاه عکس امام بیندازم، صبح روز بعد عکس امام را لابه لای کتاب درسم گذاشتم، دوست داشتم نشان همکلاسی هایم بدهم، اما جرات نداشتم تا اینکه بعد از یک هفته در مدرسه ما هم زمزمه های انقلاب پیچیده شد. آغاز راهپیمایی ها در معدن قلعه زری خداوند به من توفیق داده تا از ابتدای انقلاب در عرصه های مختلف حضور یابم، در راهپیمایی ها و تظاهرات، پخش اعلامیه و تصویر
خالد شفیعی: شرایط مالی اجازه نداد در تراکتور بمانم/طلب های سال های گذشته ام هنوز وصول نشده است
در تبریز داشتم. در این مدت هواداران تراکتورسازی برای من سنگ تمام گذاشتند. اما دوست دارم هواداران هم بدانند با توجه به شرایطی که تراکتورسازی داشت،می خواستم در این تیم بمانم و به آنها کمک کنم اما شرایط برایم سخت شده است و هیچ کاری از دستم برنمی آید. وی در مورد پیشنهاد 1.5 میلیارد تومانی اش به باشگاه تراکتورسازی گفت: من هیچ مبلغی برای فصل آینده به باشگاه ندادم و فقط خواهان مطالبات گذشته ام
نامه افتخاری خطاب به هواداران استقلال
، نداشته ام. حرف آخر لازم می دانم باز هم از همه هواداران استقلال تشکر ویژه داشته باشم که با حمایت هایشان انگیزه بخش همه اعضای باشگاه، بازیکنان و کادر فنی برای این فصل بودند. از بازیکنان و همه دست اندرکاران تیم نیز بواسطه تلاش هایی که صورت دادند ممنون هستم. لازم می دانم از آقای دکتر سلطانی فر که کمک حال باشگاه بودند نیز تشکر و قدردانی کنم. البته به زودی و در خصوص مشکلاتی که اشاره کردم با ایشان جلسه ای برگزار خواهم کرد و در مورد نحوه اجرای طرح ها و برنامه های پیشنهادی مربوط به فصل آینده باشگاه تبادل نظر و تصمیم گیری خواهیم داشت. * ایسنا ...
دیرباز: اگر چیپ می زد یقه اش رو می گرفتند!
فقط وحید شمسایی را دارد که به نظر من او به تنهایی یک تیم است و می تواند همه کاری انجام دهد. همان طور که دیدید آقا وحید هم گل زد و هم تیم ما را راه انداخت و من خیلی خوشحالم که می توانم توی این بازی ها در کنار وحید شمسایی باشم و فوتبال بازی کنم. این روزها مشغول چه کاری هستی؟ من به تازگی سریال زیر پای مادر را کار کردم که الان از تلویزیون پخش می شود و خودم هم همراه مردم و از طریق
ماجرای ترور نافرجام احمد خمینی
این سه ماه به علت شدت علاقه به امام و حفاظت از بیت شش سال شد از اواخر سال 60تا سال 66در خدمت جماران و بیت حضرت امام بود. محافظ امام خمینی(ره) گفت: بعدا که به بیت امام رفتم متوجه شدم قرار بود محافظت از بیت و شخص امام را داشته باشم، آن زمان به خاطر بحث منافقین و نفوذی ها و انفجار دفتر نخست وزیری احتیاط می شد، حاج احمد خمینی از ائمه جمعه خواسته بودند که چند نیروی سالم و شناخته شده برای حفاظت
امام (ره)به ملکوت نزدیک شده بود/ اشک طلاب از دیدن من در قامت امام خمینی (ره)
خاصی بود، به همان نسبت پذیرش آن نیز سخت بود. در حقیقت بازی کردن در این نقش یک توفیق است که در طول بازیگری یک بازیگر نصیبش می شود که نقش رهبر انقلابش و فردی را بازی کند که قرن بیستم را تحت تاثیر خود قرار داده است و بهترین نقشی است که تا به حال بازی کردم. همه افرادی که باایشان در ارتباط بودند همیشه در برخورد حضوری تحت تاثیر وجد ایشان قرار می گرفتند. امام یک ویژگی مهم داشتند و آن این بود که در همه
بانوی ایرانی رکورددار اهدای خون از سوزن می ترسد
داشت، می خواباندند و به اندازه ای که نیاز داشت، خون می گرفتند. 173 بار اهدای خون را خودتان حساب کردید یا سازمان انتقال خون؟ از بچگی هربار که خون دادم برگه هایش را نگه داشتم. تا 17 سالگی خوزستان بودم. بعد هم برای تحصیل به تهران آمدم. اصفهان هم خون داده بودم. بعدها این کارت ها را به آنها نشان دادم و تائید کردند. چند وقت یکبار خون می دهید؟ مثل آقایان سه ماه
بزرگداشتی برای بانوی فضیلت در نمایشگاه قرآن
قرآن می توان تمام زیبایی های زندگی را دید. وی با بیان خاطراتی از دوران کودکی خود گفت: من در دوره دبستان یکی از قاریان قرآن بودم و دانش آموزان با صدای قرآن من روز تحصیلی خود را آغاز می کردند و آن دوران برای من دوران بسیار خوبی بود. البته آن زمان فقط شور قرآنی داشتم نه شعور قرآنی و همه اینها به خاطر سن کمم بود. کاپیتان سه دوره تیم ملی فوتبال توصیه کرد تا معانی آیات قرآن به شکل جدید تری
نماز جمعه جای دعوا نیست
: کسانی که این مستند را ساخته اند بدانند که مردم به اینلاطائلات توجهی نمی کنند و هرچه شما تلاش کنید حضور مردم در نماز جمعه بیشتر می شود و من اگر مدافع حقوق مردم و کارگران نبودم چطور می توانستم در این جایگاه نماینده ولایت فقیه باشم؟ شما اصل را مورد حمله قرار داده اید؟ چه می کنید؟ بس است دیگر. آیت الله نعیم آبادی در پایان همه را به تقوای الهی دعوت کرد. با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از خبرگزاری فارس ، تاریخ انتشار 13 خرداد 1396 ، کد مطلب: 13960312000530: www.farsnews.com
واکنش جنجالی برهانی به شکست استقلال: آقای منصوریان، تیم های درجه سه هم من تو من نمی کنند
با چه نتیجه بدی همراه شد. باید بگویم واقعا فکر نمی کردم بازی این جوری تمام شود! من واقعا علیرضا منصوریان را دوست دارم و با اینکه سلیقه اش من نبوده ام به او احترام می گذارم و نمی خواهم فکر کنند حرف هایی که می زنم از سر خصومت شخصی است. من وقتی ترکیب استقلال را دیدم تنم لرزید! اولش که شماتیک ترکیب را دیدم متوجه شدم که مگویان هافبک نفوذی است و قرار است پشت سر کاوه بازی کند. با این حال باور
امام در مصاف با چالش ها و پرسش ها، فقه را توانمند و پاسخگو کرد/ ناگفته های شاگرد امام از حوزه نجف
هستم. دوران تحصیل چه در مشهد و چه در نجف به نگارش تقریرات درس های خارج به شدت ملتزم بودم، آن ها را می نوشتم و بعد به نظر اساتید می رساندم. پیامد این کار این بود که جمعی از مراجع نجف اشرف، پس از ملاحظه نوشته هایم، اجازه اجتهاد به اینجانب دادند البته در نجف نیز مدرس سطوح عالی، مقرر درس مرحوم آیت الله خویی و احیاناً درس مرحوم امام نیز بودم. اما ارتباط نزدیکم با امام از حضور در
بازگشت بازیگر سینما پس از سال ها
می دانستند (با خنده) *بعد از چند سال به عرصه تئاتر برگشتید؟ آخرین نمایش من چهار سال پیش غبار بود قبل از آن هم باز پنج سال پیش در ژان گابریل بورکمن در تئاتر شهر حضور یافتم و قبل از آن هم حدود 155 سال پیش بود که کار کردم. *بن بست درباره چیست؟ موضوع درباره یک خانواده است البته تفاسیر مختلفی از خانواده تا جامعه را می توان در نظر گرفت. بهرحال یکی از اعضای
جعل روایت در حوزۀ علم کلام
(تردید از راوی است) تصمیمی داشتم به مقدار یک خط نوشتن امکان داشت انجام شود که همین دختر آمد، اگر علم غیب می داشتم نباید او می آمد. قرار بود باغی را با عبداللّه بن حسن تقسیم کنیم. به او زمین هموار و آبگیر رسید و به من قسمت کوهستانی؛ اما ادعای او که من گفته ام او گنجینۀ علم ما و مخزن اسرار و امین بر زنده و مردۀ ما است، خدا مرا در خصوص فوت شدگانم پاداش ندهد و نه خیر و برکتی دربارۀ بستگان و
پیام صالحی: موضع گیری اعضای گروه آریان در مورد اجرای من و محمدرضا گلزار را منطقی نمی دانم
همه فکر می کنند من می خواهم آریان را برای خودم بردارم و بچه های گروه را حذف کنم؟ تلاش کردم که فعالیت ها دوباره از سر گرفته شود اما میسر نشد و دوستان هم تمایلی به ادامه فعالیت گروه آریان نداشتند. به همین دلیل اصلاً نمی توانستم به تنهایی در موسیقی بجنگم و آن زمان در این حوزه فعالیتی داشته باشم. طی سه سال اخیر تمام وقت خودم را معطوف طراحی داخلی کردم و موفقیت های بزرگی به دست آوردم. درگیر کارهای شرکت
ویژه برنامه های شهرکتاب مرکزی در ماه رمضان به پایان رسید
چگونگی ورودشان به این عرصه سخن گفتند. مهرداد مهدی در ابتدای این نشست، با بیان اینکه اولین مواجهه اش با موسیقی، ارگ بوده است، گفت: پیانو زدن را یاد گرفتم و چون در معرض علم موسیقی نبودم و کتاب و مدرس نداشتم، از تشنگی و اشتیاقم آموختم و در حقیقت این بی پولی بود که باعث شد به موسیقی شهری رو بیاورم و آکاردئون بنوازم. وی ادامه داد: از آنجاکه پول نداشتم و بدون پول نمی توانستم درس
هیات فوتبال تبریز هم مالکیت شفق بر تراکتورسازی را تایید کرد
تراکتورسازی در جام حذفی نتیجه نگرفت هواداران این تیم به هیات فوتبال حمله کردند. رسانه هایی که از هیئت فوتبال انتقاد دارند چرا ما را مقصر می دانند؟ تراکتورسازی و ماشین سازی نتیجه نگرفتند که مقصر هیات فوتبال معرفی شد ولی صعود شهرداری به لیگ یک به نام باشگاه تمام شد. وقتی یک باشگاه ساختار و تشکیلاتی ندارد و قائم به شخص است من حرفم را به چه کسی بگویم؟ چرا ما منطقی با اتفاقات برخورد نمی کنیم.
تکذیب شایعه جدایی هافبک دفاعی پرسپولیس
کرمی نسبت به این شایعه واکنش نشان دهد و در این خصوص به خبرنگار ما گفت: بعد از پایان فصل راهی تعطیلات شده و به هیچ عنوان به فوتبال فکر نکردم. خاطرات تلخ چند وقت اخیر با توجه به موفقیت در مدت کوتاهی که با پرسپولیس داشتم باعث شد تا اکنون به این مساله فکر نکنم. در خصوص جدایی نیز اصلا اینطور نیست و شاید پیشنهاداتی وجود داشته اما در شرایط فعلی به هیچ عنوان به جدایی از این تیم فکر نمی کنم. نیمکت نشینی برای
از رحمت خداوند مأیوس نباشید!
افتادند و می گفتند: دور باش! کور باش! یعنی همۀ مردم باید بروند کنار و چشمشان کور باشد، و الاّ با گُرز می زدند بر فرق او که چرا تو به جمال عین الدّوله نگاه می کنی. و وقتی روی خرهای عین الدّوله کود می ریختند و می خواستند برای باغ عین الدّوله ببرند، تمام مردم، وزیر، شریف و هر کس آن جلو بود، باید چنان از کوچه ها کنار می رفتند که راه برای این خرها که این کودها را می بردند، باز باشد. کسی نمی تواند مقابل
داستان شیرزنان قهرمان ایرانی/توییت مردم و چهره ها+تصاویر
زنان و دختران ایران باشید.” ** مهدی یراحی: احسان علیخانی در آخر برنامه رو به پدر خانواده گفت اینها خیلی مردن! اما من فکر می کنم کاش خیلی از ما مردها نصف یکی از این دخترها ، زن بودیم. ** پرستو صالحی: پرستو صالحی بازیگر سینما و تلویزیون با دیدن این برنامه تحت تاثیر آن قرار گرفت و با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش روایت ناتمام زندگی خود در ماه عسل سال گذشته را با بیان صحبت
گروه والس تهران دومین اثر خود را آماده ی انتشار می کند
، دوره بازیگری را گذراندم و بعد هم یاد گرفتم که خودرسانش گر باشم! اینها را مهرداد مهدی در برنامه های ویژه شهر کتاب مرکزی برای ماه مبارک رمضان با عنوان شهر کتاب، شب های رمضان بیدار است می گوید. علاوهه بر او، آسو کهزادی و مصطفی بیاتی هم حضور داشتند و قطعات مختلفی نواختند و گروه والس تهران، از چگونگی ورودشان به این عرصه گفتند. مهرداد مهدی با بیان اینکه اولین مواجهه اش با موسیقی، ارگ بوده است
موتورسواری هیجان انگیز دخترایرانی در امریکا + عکس
پیشگامی باشم برای بانوانی که علاقه به این رشته دارند تا بتوانند الگو بگیرند و وارد این رشته بشوند و پیشنهاد می کنم که بیایند به فدراسیون موتورسواری و در این رشته ثبت نام کنند تا آموزش های لازم را برای ورود به این رشته ببینند. هدف نهایی تان در موتورسواری چیست؟ اول از هر چیز من عاشق موتور و موتورسواری هستم و بیشتر از همه عاشق خود ورزش موتورسواری هستم. اینکه بتوانم علاقه ام به موتورسواری