سایر خبرها
آداب و رسوم مردم استان خوزستان در ماه مبارک رمضان
همچون نام آن در بین مردم عرب همراه است. در این میان بچه های عرب خوزستانی پشت در خانه ها شعر می خوانند: ماجینه یا ما جینه؛ حل الکیس و انطینا (آمدیم و آمدیم؛ در کیسه را باز کن و به ما عیدی و شیرینی بده) اگر اهالی خانه مثلا در پشت بام باشند خطاب به آنها می گویند: یا اهل سطوح تنطونه لو نروح (ای افرادی که بالای پشت بام ایستاده اید به ما عیدی می دهید یا برویم؟) همچنین ممکن است بچه هایی که دست
روزه اولی
لعیا راحت تر روزها رو بگذرونه. 3- روز ها رو براش لذتبخش کن، مثلاً شرکت در فعالیت های خیرخواهانه، شرکت در نماز جماعت مسجد وکمک کردن برای تهیه افطاری روزه دارها. 4- لعیا رو تو آماده کردن افطار شریک کن و اجازه بده در تهیه غذا با شما همراهی کنه. مثلاً کارهای سبک مثل تهیه سالاد، غذاها و دسرهای مورد علاقه اش رو بذار به عهده لعیا. اینطوری هم براش لذت بخشه و سرگرمش میکنه و هم ساعت های
خدایا! می شود من هم مثل برادرم شهید شوم؟+ عکس
، اینقدر خوب شوند، که بمانند! چند ماه گذشت. سال46 بود که خدا، “احمد” را به ما داد. دو سال بعد هم “محمود” روزی خانواده ی ما شد. بعد از تولد محمود، دخترآقا مرا دید و گفت: ” خداوند، ستاره هایت را داد.” محمود محمود، اهل صحیفه سجادیه بود، اهل مناجات شعبانیه و دعای مکارم اخلاق. از سیزده، چهارده سالگی نماز شب می خواند. شب ها، فانوس را روشن می کرد و می
با اشک روضه شفا گرفتم / اگر دین مردم کمرنگ تر می شود ما اهل منبر مقصریم
بروم یک نامه دادند به آقای مجتهدی ، ایشان گفتند بعدازظهر بیا! وقتی فهمیدند نامه از پدرم است بسیار ابراز محبت کردند. جالب این جاست یک سالی گذشت فاطمیه بود گفتم حاج آقا منزل ما روضه است می آیید. سال 67 بود شب دنبال ایشان رفتم آقا مسعود هنوز محاسن نداشت جلوی درب خانه، پرسیدند ایشان کیست، گفتم برادر ماست. هم به بنده و هم به پدر ما گفتند من از همین الان ایشان را به عنوان طلبه می پذیرم. آقا مسعود هم
تا مدت ها صدای حرف زدن نداشتم!
رمضان را در حرم حضرت عبدالعظیم بخوانم. اما نمی توانستم فقط می رفتم. دکترها جوابم کرده بودند. گفتند تارهای صوتی سمت چپ فلج شده. در دو شب اول که به حرم حضرت عبدالعظیم وارد شدم نتوانستم آن ارتباط ممکن را بگیرم. نمی توانستم بخوانم و خیلی دلم گرفته بود. اما شب بیست و سوم که وارد حرم که شدم انگار صدای کسی را شنیدم که گفت خدایا به حق این شب عزیز موسوی قهار را شفا بده. آنجا از سید الکریم خواستم حالا که من
آنقدر آرپی جی زدم که از گوش هایم خون می آمد/ در کمین تکفیری ها بینایی ام را از دست دادم
افزایش پیدا کرد. *از چه زمانی وارد جبهه های حق علیه باطل شدید؟ سال 1358، زمانی که حدوداً 14 سال داشتم به جبهه رفتم. آن زمان هوش، استعداد و جثه من بیشتر از سنم نشان می داد و مشکلی برای رفتن به جبهه نداشتم. مینی بوسی در شهرستان هرسین دور می زد و می گفت: پاوه در محاصره است و نیروی کمکی برای رهاسازی آن نیاز دارد. درست زمانی بود که امام(ره) پیام داده بودند، مردم اهل سنت
جاسوس بزرگ انگلیس در لباس بازاریان تهران
در آمد؛ به خانه علما سر می زد و به فقرا کمک می کرد و بعد در سرای حاج حسن (بین چهارسوی بزرگ و کوچک) مجلس روضه ای راه اندخت و با عبا توی جلسات هیئت شرکت می کرد. اینجا بود که از شخص منحرفی به نام سیدرضا خراسانی برای سخنرانی در هیئت او دعوت کردند و او هم صوفی مآبانه حرف هایی را به هم می بافت و مقدماتی برای تبرّز او فراهم شد. مرحوم منذر می گفت: مرحوم آقای لنکرانی بارها قصه میرزا ابراهیم
مدافع حرمی که در ختم مادرش شرکت نکرد
آمد خانه گفت می خواهم بروم سوریه. بچه ها لباس رزم پوشیدند دارند می روند، می خواهیم برویم پادگان به آنها بخندیم. دی 94 یک ماه نمی شد از عتبات آمده بود، گفت بچه ها لباس رزم پوشیدند دارند می روند سوریه، می خواهیم برویم پادگان ببینم چه خبر است، شب هم می خوابم، جمعه صبح می آیم. می رویم آمادگی پیدا کنیم برویم سوریه ببینیم چگونه است؟ خندیدم گفتم: کاظمین تمام شد حالا مانده بروی سوریه؟! دیدیم چند
متن و حاشیه دیدار رمضانی شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی
اینجا هم جبران می کنند آن نبودن امکان صحبت کردن خانمها در قبل از نماز را. آقا می نشینند و می گویند خب شروع نمی کنید؟ قاری، رحیم خاکی است و قرآن می خواند. بعد علیرضا قزوه که چند سالی است مجری این شبِ شعر است، با خواندن شعری مجلس را دست می گیرد. اول سلام و بعد سلام و سپس سلام با هر نفس ارادت و با هر نفس سلام در شعری که می خواند، اسم شهرها و استان ها و قوم
اگر جبهه نبود، مداحی را ادامه نمی دادم
شاگرد ایشان بوده ام. البته این را هم بگویم که هیچ وقت سبک های ایشان را نخواندم. شعرهای حاج صادق را چه کسی می سرود؟ مرحوم معلمی، شاعری که کشاورز بود و در گرم ترین روزهای سال در حال کشاورزی هم برای حاج صادق شعر می گفت و البته اشعارش هم عجیب به دل می نشست. هرکسی که اشعار ایشان را می خواند، گمان نمی کرد یک کشاورز خالق آنها باشد از بس رنگ و بوی نظامی داشت.انگار شاعر هزار سال دوره دافوس
مردم باید مساجد و هیئت ها را بچرخانند/ داریم این هیئت ها را از بین می بریم، با پول دولتی و شهرداری هیئت ...
الله حائری، اعلم می دانستند. مجلس افطاری توسط یکی از مریدان پدرم و آیت الله خوانساری برگزار شد و آیت الله خوانساری چون نماز اول وقت می خواند طبعاً دیرتر رسید. در گفت وگوها شخصی به نام آقاسید مرتضی ایروانی از علمای ” امروز کار ما به هم ریخته است، ما در بلاد شخصیت های مستقر نداریم؛ هر روحانی که می میرد جایگزین ندارد و انتخاب طبیعی صورت نمی گیرد. تبلیغ ما نادرست است و در اختیار مراجع نیست
دلنوشته ای به پاس تقدیر از فداکاریهای شهدای مدافع حرم
علی اکبر محمودی -بنا به روایتی از پیامبر اسلام (ص)، شکر دو نعمت بجای آورده نمی شود: اول امنیت و دوم سلامت. امنیت را همچون سلامت می توان تاجی تصور کرد بر سر صاحب آن که فقط شخصی که از آن بی بهره است زیبایی و ارزشش را درک می کند و حسرت داشتنش را همواره به دل دارد. هفته گذشته و در پی حوادث وحشتناک تروریستی و همزمان در مجلس و حرم مطهر امام خمینی(ره) که منجر به شهادت و مجروح شدن تعدادی از
گفتگو با خانواده تنها شهید گیلانی عملیات تروریستی داعش
پدر روبه رویش نشسته و او را به بازی فرامی خواند. سرش را روی زانوی مادر می گذارد. مادر نگران، دست های سفید و یخ کرده دختر 12 ساله اش را در میان دست هایش فشار می دهد. می گوید: تو برو تو اتاق؛ اینجا نشسته ای و از بابا حرف می زنی دوباره حالت بد می شه. اما زینب گوشش به این حرف ها بدهکار نیست و از جایش تکان نمی خورد. عمویش دست هایش را به نشانه آغوش برای زینب دراز می کند. زینب روی پای عمویش می نشیند و
روی خط آفتاب
0905- هیچ فکر کرده اید چرا برخی ها تمایل داشته اند آقای روحانی رئیس جمهور نشود؟ (13/3) 0913- آنها که با تمام توان از کاندیداتوری مقابل آقای روحانی با تدارکات و اتوبوس و تبلیغات و... حمایت کردند و در اما انتخابات صف های طویل مردم و رای آنها را نسبت به رویه های اشتباه و سنگ اندازی خود ملاحظه کردند، بهتر است به خود آیند. (13/3) 0916- آیا گفته های آقای نبویان نماینده سابق مجلس و نسبت های
متن و حاشیه دیدار رمضانی شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی
سالی است مجری این شبِ شعر است، با خواندن شعری مجلس را دست می گیرد . اول سلام و بعد سلام و سپس سلام با هر نفس ارادت و با هر نفس سلام در شعری که می خواند، اسم شهرها و استان ها و قوم های مختلف ایران می آید. قافیه اش سین دارد. تمام که می شود آقا می گویند از مشهد اسم نیاوردید، قافیه اش سین نداشت! این قضیه مشهد تا آخر جلسه دست به دست می شود و اسباب شوخی ! قزوه با
بعد از جنگ با سلاح فرهنگی می جنگید + عکس
فصل زمستان. حاج سعید 10 شب خانه آمد. لب ها و صورتش سفید شده بودند. گفتم: حاجی! افطار نکردی؟ گفت: یک چای به من بده. بعداً تعریف می کنم. گفت: در خیابان دیدم یک نفر تصادف کرده و همه از کنارش عبور می کنند. ما هم او را به بیمارستان رساندیم. وقت نشد افطار کنم. می دانستم حاجی این کار را خودش تنهایی انجام داده است. هیچ وقت نشنیدم برای کارهایش از من استفاده کند. مخالف بودم، گفت رضایت می دهی
بسته شعری ولادت امام حسن مجتبی(ع)
عمل می آرد قمر روی تو مهتاب عمل می آرد خم ابروی تو محراب عمل می آرد خاک پای تو زر ناب عمل می آرد روزها ذکر من این است و همه شب سخنم شیعۀ حیدر و مدیون امام حسنم هرچه داری بده در راه خدا می خواهم در مناجات سحر از تو تو را می خواهم بیشتر از همه توفیق غلامی خواهم از شما یک سفر کرب و بلا می خواهم
حرف های جالب یک چهره ماندگار موسیقی/ وقتی رئیس دانشگاه می خواست درس موسیقی را لغو کند و نتوانست
اشاره کردم چون ما بلاتکلیفیم، نمی دانم کار ما درست است یا نیست، دوست دارم یک خاطره ای که در دوران نوازدگی ام دارم برای شما بیان کنم. چند سال قبل دانشگاه آزاد اسلامی دامغان من را دعوت کرد آنجا یک برنامۀ پژوهشی با اجرای موسیقی داشته باشم، اتفاقاً شب تولد امام محمدباقر(ع) بود، من رفتم آنجا و سازم را هم بردم و یک ساعت قبل از برنامه یک نماینده ای از طرف آقای دکتر جاسبی، این همه راه آمده و خودش را
محرومیت اتباع خارجی در ایران از حق سفر، مالکیت و اقامت در شهر دلخواه
خونه و مغازه به اسمش نیست. مجبوریم همه رو به اسم دوست و آشناهای ایرانی کنیم. بحث که به اینجا می رسد انگار سر درد دل همه باز می شود. چند نفری هم به جمع مان اضافه شده اند: همین محله خودمون یک بار یک افغان خانه خریده بود زد به اسم دوست ایرانی اش. طرف دیگه پس نداد. نسیم زود اضافه می کند: البته ما همه مال واموال مون به اسم دوستامونه. خیلی هم لطف می کنن. این جور ماجراها پیش می آد اما
وقتی بچه ها درباره حملات تروریستی می پرسند
نگران می کند. نگرانی ای که برای محمود کمتر است. پدر پسری 11ساله که بعد از وقوع حادثه با پدرش تماس گرفته و گفته سمت مجلس نرو ماهان زنگ زد و گفت کجایی بابا؟ سمت مجلس نری. گفتم چرا. انگار که فکر کنه من اطلاع ندارم یا نمی خواست من رو نگران کنه، گفت هیچی همین طوری. محمود می گوید ماهان گوشی تلفن همراه دارد و از هر خبری همزمان با آنها مطلع است. هر عکس و فیلمی را می بیند. انگار ترسی در درونش وجود
ندهد فرصت گفتار به محتاج،کریم
) را خالی کرد. این غربت امام حسن(ع) تا جایی پیش رفت که حضرت در خانه خودشان هم هنگامی که می خواستند نماز شب بخوانند با زره به نماز می ایستادند؛ یعنی در خانه خودشان هم امنیت نداشتند. او ولادت تا شهادت نام: حسن کنیه: ابومحمد زادروز: 15 رمضان، سال 3ق. زادگاه: مدینه مدت امامت: 10 سال (50-40 ق) محل زندگی: مدینه، کوفه لقب ها: مجتبی، سید، تقی، طیب
رهبری فرد: طاهری زشت ترین کار تاریخ پرسپولیس را انجام داد
85 به کسی که کنارش نشسته بود گفت که شماره 7 ما چقدر بد بازی می کند و آنجا بود که به او گفتند پرسپولیس سفید است و حریف ازبکستانی قرمز پوشیده است! طاهری هم همین است. روزی به رویانیان که در باشگاه پرسپولیس مدیریت می کرد گفتم که لباس سرهنگی به من بده تا سر چهارراه ماشین ها را اعمال قانون کنم! رویانیان گفت که این کار تو نیست و نیاز به تخصص دارد. همانجا به او گفتم که پس شما چطور بدون تخصص مدیر یک باشگاه
حاشیه دیدار رمضانی شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی
صحبت کردن خانمها در قبل از نماز را. آقا می نشینند و می گویند خب شروع نمی کنید؟ قاری، رحیم خاکی است و قرآن می خواند. بعد علیرضا قزوه که چند سالی است مجری این شبِ شعر است، با خواندن شعری مجلس را دست می گیرد. اول سلام و بعد سلام و سپس سلام با هر نفس ارادت و با هر نفس سلام در شعری که می خواند، اسم شهرها و استان ها و قوم های مختلف ایران می آید
درباره سازندگان، نویسندگان، فروشندگان و خریداران برگه های فال حافظ
که فتح باب وصالت مگر گشاید باز از دوستان بد دوری کن که آنها خیر تو را نمی خواهند. غم چیزهایی را که به دست نیاوردی نخور و تنها به لیاقت و شایستگی های خودت فکر کن، به زودی غم و غصه هایت پایان می پذیرد، شادی جای غصه هایت را پر خواهد کرد. شادباش و دیگران را شادکن به امید خدا. البته نویسنده دو بیت از غزل انتخاب کرده، اما اگر آن را به پایان هم برسانید نصایحی مبنی بر پرهیز
جاده ها به روی ما بسته است
. بعد دوباره وقتی برگشتی برگه ها رو باید ببری تحویل بدی تا کارت شناسایی ات رو بهت برگردونن. خیلی وقته دلم می خواد یه سفر بریم شمال اما نمی شه به دردسرش نمی ارزه. خیلی ها هم می رن و کسی نمی فهمه افغانند اما امان از وقتی که بفهمند. رد مرز شوخی نداره دیگه! مرضیه، زن جوان دیگری که تازه به جمع ما اضافه شده و روسری رنگی گلدار بزرگی سر کرده می گوید: می دونی بعضی اوقات اصلاً وقت نمیشه آدم دنبال
برادر،امام را قلب امت می دانست
و آسیب های فراوانی هم خوردیم. باز هم تأکید می کنم که اگر دو عنصر اول و دوم را داشته باشیم، ولی مردم به عنوان عنصر سوم مکمل نباشند، به هدف غائی که تحقق جامعه ای اسلامی است نخواهیم رسید. به همین دلیل بود که حضرت امام، همواره روی مردم به عنوان ولی نعمت های انقلاب تکیه و تأکید می کردند. * شما خود نیز به دلیل برخی مسئولیت های پس از انقلاب،با حضرت امام و مرحوم حاج سید احمد خمینی ارتباط
شکوه رفق و مدارا با مردم در سیره امام حسن(ع)/ حقیقت حلم و بردباری
حضرت توهین کرد. حضرت ایستاده و به توهین های او گوش می دهد! وقتی که سخنان مرد شامی به پایان رسید، امام (با این که می توانست با اشاره ای به اصحاب و یاران، او را سخت ادب کند ؛ ولی در اوج قدرت چنین نکرد، بلکه به او) فرمود: از قیافه ات پیدا است که اهل مدینه نیستی و مسافر می باشی و جا و مکانی در این شهر نداری، به منزل ما بیا و میهمان ما باش. درِ خانه ما به روی غریبان باز است، از تو پذیرایی می کنیم، اگر
از پس هزینه های درمانم بر نمی آیم
های این هنرمند نشستیم.موسیقی را از کودکی آغاز کردمسرپرست گروه موسیقی جهله در گفت وگو با ایسنا، اظهار کرد: موسیقی را از 12 سالگی آغاز کردم،؛ در امور تربیتی آموزش وپرورش با مرحوم روضه خوان و آقای توحدی مدتی به صورت تئوری آموزش موسیقی دیدم.موسی کمالی چاهوئی با بیان اینکه بعد از تکمیل آموزش های تئوری نوبت به انتخاب ساز شد و بنده به علت علاقه ای که به سازهای کوبه ای داشتم درامز را انتخاب کردم، افزود
رفتارهای کریمانه ازبرخوردبا مردم وکودکان تا غذادادن به حیوانات
هست که به تناسب و البته با اختصار به آن اشاره می کنیم. چند جمله از مواعظ حکیمانه و اخلاقی امام مجتبی علیه السلام چنین است : ای فرزند آدم! از حرام های الهی خود را پاک نگهدار، عابد خواهی بود . راضی به آنچه خدا تقسیم کرده باش، بی نیاز خواهی بود. با همسایگانت خوب رفتار کن، مسلمان خواهی بود. با مردم همان گونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند، عادل خواهی بود. در برابر شما، اقوامی بودند
از پیام ویژه حمله تروریستی تهران تا سلول های خفته داعش علیه دولت روحانی!
! آری! گاه هست که تو در بهارستان، شهید نمی شوی لکن هر کجا که به شهادت برسی، یکی هم برای تأمین امنیت همین بهارستان است! و قانون گرایی از این بالاتر که تو برای تأمین امن و امان قانون و قانونگذار، دست از جان شیرین بشویی؟! باز هم به این بچه ها بگویید ضد قانون ! باز هم به این بچه ها بگویید مدافعان اسد ! باز هم به این بچه ها بگویید افراطی ! باز هم به این بچه ها بگویید تندرو ! باز هم به این