سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته های یک مامور اطلاعاتی
نمونه ویژه ای از کار شد که 30 و چند نفر را از جنگل پایین آوردیم و خون از دماغ کسی نیامد. کل تشکیلات استان را در یک ساعت دستگیر کردیم. همه در دهان شان کپسول سیانور داشتند. فرمانده استان سه تا سیانور زیر زبانش گذاشته بود. در حال خوردن ساندویچ بود که فرمان دستگیری دادم، چون به خودم گفتم دارد ساندویچ می خورد، حتماً کپسول های سیانور را از دهانش درآورده است، ولی سه تا کپسول سیانور را شکست و خورد! قابل
هاشمی: جمهوری اسلامی منزوی نیست
خیابان طالقانی تهران همسر یک کارگر حزب اللهی را شهید ، فرزند او را مجروح و خانه اش را به آتش کشیدند . بر اثر حمله چند تروریست مسلح به اعضای خانواده یک فرد حزب اللهی همسر وی شهید و کودک چهار ساله از ناحیه کتف مجروح و منزل مسکونی نیز به آتش کشیده شد . روابط عمومی ستاد مرکزی کمیته انقلاب اسلامی اعلام کرد در ساعت 7 و 50 دقیقه جمعه شب 4 تروریست مجهز به اسلحه یوزی و کلت به منزل این حزب اللهی در
وقتی تئوریسین های دولت اصلاحات دست به کودتا زدند
برود. اگر نظام جمهوری اسلامی اهل دشمن کُشی است، دشمنان خودش را می کُشد؛ چرا سراغ فروهر و عیالش برود؟! مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود؛ اوّلِ انقلاب همکار ما بود؛ بعد از پدید آمدن این فتنه های سال 60 دشمن ما شد؛ اما دشمن بی خطر و بی ضرر. تعیین هیأت بررسی از سوی رئیس جمهور وقت محمد خاتمی هم در قتل های زنجیره ای پس از چند سخنرانی آتشین، گروهی سه نفره را مأمور پیگیری ماجرا
رژه گردان های مقاومت ملی فلسطین در غزه در سالروز جنگ 51 روزه
های اخیر تامین امنیت سرویس های امنیتی است، کذب محض است و تشکیلات خودگردان می خواهد با این ادعاها بازداشت های سیاسی را توجیه کند. شدید عنوان کرد که این ادعاهای تشکیلات خودگردان ثابت می کند که طرح های نابودی حماس در کرانه باختری کاملا هدفمند و برنامه ریزی شده است. جنبش حماس تمامی طرف ها را به اعمال فشار بر دشمن صهیونیستی و تشکیلات خودگردان قبل از برهم خوردن اوضاع و ایجاد ناامنی
بیا که جهان، زیر هر گام تو پر از رویش سبزه ها می شود(چشم به راه سپیده)
پوسیدیم مولا میان پنجه تاریکی، در امتداد این شب طوفانی با آرزوی آمدن باران، در انتظار روی تو خشکیدیم امروز خون عاطفه می بارد، از آسمان زخمی دل هامان ما مرگ شعر آینه ها را باز، در انقباض ثانیه ها دیدیم پشت نگاه شهر عروجی نیست، یعنی هبوط، عادت مردم شد دیشب طنین غم زده ای می گفت: سمت بلوغ فاجعه تبعیدیم : حالا اگرچه نبض غزل کندست، اما نگاه ملتمسش جاری ست: در
ماجرای معبری که بازشد تا مهران آزاد شود + عکس
خط حضور داشتند در ساعت 5 صبح 10 تیرماه وارد عملیات شده و با هماهنگی سایر گردانها با عبور از رودخانه گاوی و موانع و استحکامات دشمن،منطقه وسیعی رااز دست دشمن آزاد نمودند و تا نزدیکی روستای امام زاده سید حسن پیشروی کردند . نقشه عملیات کربلای1 روایت زیر شرح بازگشایی معبری است که معراج حماسه سازان عملیات کربلای 1 شد. برادر محمد رضا جعفری، از بچه های تخریب لشگرده سیدالشهداء علیه
خانواده اولین شهید غواص شناسایی شده در ماه عسل
پشتیبانی می رسد و نه مهمات. هرکس آن سوی آب منتظری دارد برگردد. اما این عملیات باید انجام شود. هیچ کس نرفت. همه ماندند. وقتی می خواستیم برویم حاج حسین خرازی، حاج احمد موسوی، فرمانده گردان روی دژ ایستاده بودند. معلوم بود که زار می زدند که چطور این بچه های غواص مثل گل های پرپر داخل تنوره شب رفتند و تمام شدند. یک طناب وسط گروهان بود که غواص ها پراکنده نشوند، چون سرعت امواج رودخانه 60 کیلومتر در ساعت
ناگفته های محسن رضایی از جنگ، انتخابات و سپاه
بودیم که عملیات کاملا لو رفته بازهم درانجا برای شناسایی بارزم وپیدا کردن نقاط ضعف عراق با نیروی کمتری حمله می کردیم لذا تنها چند ساعت پس ازشروع عملیات که متوجه شدیم عملیات لو رفته ونقاط ضعف دشمن را هم شناسایی کردیم عملیات را متوقف وانرا تبدیل به یک رودست بزرگی کردیم . در این خصوص چند ادعا مطرح شده است. یکی این که گفتند ایران در این جنگ 12000 هزار شهید داده است، در صورتی که شهدای ما زیر 1200 نفر
تمام حاشیه هایی که سلحشور یک تنه آفرید/ از توهین به بازیگران زن تا حمله به ده نمکی
مردان آنجلس و یوسف پیامبر ادامه داد. تا اینجای کار، او هم مثل همه کسانی که در حوزه سینما کار می کنند، مسیری عادی پیموده است اما درست بعد از یوسف پیامبر فرج الله سلحشور تبدیل به چهره ای جنجالی و پرحاشیه شد که صحبت هایش خیلی ها را آزرده کرد، خیلی ها را در بهت فرو برد و احتمالا بعضی ها را هم خوشحال کرد. آقای سلحشور تقریبا به همه چیز اعتراض دارد. به هر اتفاقی که در سینما رخ بدهد و هر
ماجرای عملیات ماووت و سردشت و تماس شمخانی
(ره) و ششم تیرماه سالروز حمله شیمیایی به منطقه سردشت بود. وی افزود: هیچگاه یادم نمی رود اردویی را در لشگر سیدالشهدا(ع) در اردوگاه ساجدین داشتیم. مدتی برای عملیات آماده بودیم و قرار بود در آن منطقه عملیاتی انجام دهیم. شب قبل از عملیات هنگام غروب در اردوگاه در حال صحبت با رزمنده ها بودیم میانه صحبت ها پشت تریبون خبر دادند آقای شمخانی مرا در بی سیم احضار کرده است. او به من گفت دشمن تلاش جدی
خدا را شکر که تو آیت الله نشده ای!
دادیم. یعنی یک جوری بود که پایین تر از خاکریز خودمان سنگر اجتماعی بود. روی خاکریز هم سنگر نگهبانی بود. همین که رفتیم خط، برادر عزیزمان آقای گیلان، بنده را فرمانده دسته معرفی کرد. آقای امیراحمدی (مسئول) پرسنلی گروهان معرفی شد. روز، یک مقدار نگهبانی را کم می کردیم. یکی دو تا دیده بان بودند تا وقت بچه ها خیلی تلف نشود. نمی توانستند بیرون فوتبال بازی کنند؛ چون به دشمن نزدیک بود. مجبور بودیم وقت مان را با
زری خوشکام: نمی توانستم از سینما دور باشم
روزنامه شرق: زری خوشکام، که پس از ازدواجش با علی حاتمی، اغلب در محافل سینمایی زهرا حاتمی خطاب شده، پس از سال ها دوری از پرده نقره ای این روزها با ایفای نقش حوای فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟ به کارگردانی صفی یزدانیان، میهمان پرده های سینماست. این بازیگر شناخته شده سال های پیش از انقلاب، در ادامه، از اشتیاقش بابت حضور دوباره در سینما، همین طور از عشقش به علی حاتمی گفته که انقلابی در
چه نیازی است به علی؟
دکتر علی شریعتی؛ چه نیازی است به علی؟ متاسفانه امشب چون شب بزرگ و عزیزی است و من در حالت مساعدی نیستم که بتوانم در چنین شب و چنین جلسهای از علی سخن بگویم، بنابراین سخنان خود را با طرح یک سوال آغاز میکنم، و آن این است که "چه نیازی است به علی ؟ چه نیازی است امروز به شناختن علی؟" البته فکر میکنم که این سؤالها فقط از طرف شیعیان علی عنوان نشود؛ زیرا که برای شیعه علی به خصوص شیعه ای که
با متوسلیان بدون همت یا همت بدون متوسلیان نمی شد تیپ تشکیل داد
زود که بعد از نماز راه افتادیم، چون جاده در دید و تیر دشمن بود، جاده ای بود که به آن تَته می گفتند که ما از پاوه آمدیم از رو به روی تیربارهای دشمن. جاده درست در تیررس دشمن بود. قبل از اینکه درباره مریوان و جلسه با احمد متوسلیان صحبت کنید، بفرمایید در آن زمان شما چه درکی از همت به دست آوردید و ایشان را چگونه دیدید؟ من به نتیجه رسیدم که ایشان فرمانده قابلی است. البته اینکه
درد و دل های شنیدنی مادر شهید غواص/ پسرم جانش را برای حجاب داد
: پسرم میگفت، حالا که دشمن وارد کشور ماشده، پا گذاشتن من و مردان دیگر، بر روی زمین زیادی است و باید برای آزادی و نجات کشور برویم و تو ای مادرم، خوشحال باش که پسرت به این راه میرود و تو را سربلند میکند. این مادر شهید که بعد از 29 سال چشم انتظاری فرزند خود را در آغوش خواهد گرفت با بیان اینکه شهدا را همه دوست دارند چون مردانه به میدان رفته اند، اظهار داشت: وقتی کسی از پدر و مادر و زن و
رضایت خداوند مهمترین خواسته پسرم بود
اینکه سید جلیل از حنا خیلی خوشش نمی آمد، و وقتی که از دوستانش شنیدم که شب قبل از شهادت، دستانش را حنا گذاشته تعجب کردم، پسرم هنوز دخترش به دنیا نیامده بود که شهید شد و می خواست اگر فرزند دومش دختر باشد نام او را زهرا گذاشته و اگر پسر بود نام محمد مهدی را برای او انتخاب کند که بچه دختر شد. وی در ادامه به یادآورد: پسرم وقتی فرزند اولش که پسر بود به دنیا آمد، خواب دید که از آسمان نوری
علی(ع) داروی بیماری های فکری و روحی است
است حرف خوبان را زدن، سومین عبادت ذکر علی عبادة، حرف زدن از امیر المومنین که کی بوده، چی بوده، چه جایگاهی داشته، چه علمی داشته، چه شجاعتی داشته چه خدمتی به دین داشته، چه نصف شبهایی بار تهیدستان را خودش کول گرفته و برده در خانه ها، چه شبهایی نان و لباس و کفش برای ایتام کوفه برده و نفهمیدند کی بوده تا شب بیستم، دیدند نیامد آن آقا، اینها را ما لازم است برای همه بگوییم، برای زن و بچه مان بگوییم که زن
مشهورترین زوج ادبی تاریخ ایران و آثار تکرارنشدنی شان
می کنی که خانه بدجوری خالی است. و یاد گفتهٔ آن زن می افتی – دختر خالهٔ مادرم – که نمی دانم چند سال پیش آمده بود سراغمان و از زبانش در رفت که : - تو شهر، بچه ها توی خانه های فسقلی نمی توانند بلولند و شما حیاط به این گندگی را خالی گذاشته اید... و حیاط به این گندگی چهارصد و بیست متر مربع است. غرب زدگی را جلال در سال 1340 منتشر کرد.در بخشی از کتاب می خوانیم: آدم غرب زده هرهری مذهب است به
سالگردمداحی که ازقلاویزان پرکشید+عکس
رزم انتخاب کرده بود. هرجا میرفت اولین شرطش با فرمانده این بود که موقع عملیات زودتر از همه به دل دشمن بزنه... اونقدر متواضع بود... آخه توی سلک مداحان تواضع سخت پیدا میشه... سید یک مداح شیش دونگ بود اما متواضع و بی هوا.. موقع صبحگاه قرآن میخوند... ذکر صبحگاه جبهه هم برای سید بود.... همون اللهم اجعل صباحنا ی جبهه.... گاهی مجری مراسم های لشگر بود...گاهی هم مکبر نماز... بخشی از
می دانستم با بنی صدر دعوای مان می شود
تجربیات را برای بچه ها به بار آورد، یعنی بچه ها را ملزم می کرد به اینکه بمانند و یاد بگیرند و کار کنند. یادم می آید مرحوم شهید بهشتی قبل از همین عملیات "فرمانده کل قوا" به دارخوین آمده بود، همه بچه ها ایراد می گرفتند و با اینکه می گفتند برادر رحیم (صفوی) را که فرمانده ما است قبول داریم ولی با این حال مشکلات عمده ای از قضیه حمله داشتند. آن زمان تصور بچه ها از حمله با اینکه یک چیزی دیگری
آیا درست است که می گویند حضرت علی(ع) شبی هزار رکعت نماز می خواند؟
البدء و التاریخ ضمن بیان چگونگی ضربت خوردن امام علی(ع) از زبان امام حسن(ع) می نویسد: هنگامی که حضرت علی(ع) در محراب عبادت قرار گرفت چند نفر به او حمله ور شدند و ابن ملجم ضربتی بر آن حضرت فرود آورد. (6) 4. مفسر معروف ابوالفتوح رازی در تفسیر خود نقل می کند: علی(ع) در نخستین رکعت از نمازی که ابن ملجم او را ضربت زد، یازده آیه از سورۀ انبیاء را تلاوت کرد. (7) 5. دانشمند معروف اهل
سالروز ربوده شدن حاج احمد متوسلیان و همراهانش در لبنان
المقدس در دستور کار یگان های رزمی قرار گرفت. حاج احمد علاوه بر مسئولیت خطیر فرماندهی تیپ، در تمامی ماموریت های شناسایی شرکت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزدیک راهکارهای مناسب عملیات را شناسایی می کرد. در شب دهم اردیبهشت ماه سال 1361عملیات بیت المقدس آغاز شد. نقطه آغاز عملیات، منطقه دارخوین به سمت جاده اهواز- خرمشهربود. با عبور نیروها که از رود متلاطم کارون به سمت دژ مارد جهت دهی
توزیع کوپنی تریاک در دولت بازرگان
برهه از زمان لازم بود؟ در یکی از روزهای سال 42 شایع شد که ماموران حکومت می خواهند آن شب به خانه امام حمله کنند؛ لذا هرچه دوستان به امام گفتند که ایشان در خانه را ببندند، امام خمینی قبول نکردند و طبق روال عادی که طلاب و جوانان به خانه امام رفت و آمد داشتند، این رفت و آمد ادامه یافت؛ در همان شب دو نفر در مقابل در خانه امام خوابیدند تا از ایشان مراقبت کنند که یکی از آن ها شهید عراقی بود و
محسن رضایی می گفت قوی تر از متوسلیان نداشتیم
درخواست داریوش فروهر جزو این پیش مرگان آزادکننده کامیاران بودند. ماجرای محاصره باشگاه افسران و ران کفتری که ساعت ها جویده می شد * پس شهید بروجردی قبل از حاج احمد متوسلیان آنجا حضور داشت؟ بله؛ ابتدا بچه ها در سنندج در محاصره بودند و خیلی جنایات فجیعی در آنجا اتفاق افتاد. بچه های گردان چهار پادگان ولیعصر(عج) آن موقع به رهبری اصغر وصالی در پادگان سنندج و در باشگاه
سرنوشت منفورترین ملکۀ تاریخ
. ماری آنتوانت پانزدهمین بچۀ ماریا ترسا بود. مادر بسیار سخت گیر بود و میان او و کوچکترین دخترش شکاف بزرگی وجود داشت. او مصمم بود تا با استفاده از ماری، پلی میان خاندان های هابزبورگ و بوربون که در حال جنگ بودند بسازد. ماریا زنی زیرک بود و کاری کرد تا نام دخترش در پایتخت فرانسه بر سر زبان ها بیافتد. لویی پانزدهم فرانسه متقاعد شد و قرار ازدواج دوشس جوان را با نوه و وارثش، لویی شانزدهم، را ترتیب داد
ادعای احتمال ترور فیزیکی احمدی نژاد/ دولت روحانی در معرض یک حمله گازانبری / روایتی از تخلف هزار و 800 ...
پایگاه خبری تحلیلی بویرنیوز (BoyerNews.com) : جایز بودن صلح حتی با دشمن حجت الاسلام هادی خامنه ای، دبیر کل مجمع نیروهای خط امام شب گذشته و در جمع مردم و فعالان سیاسی در دارالزهرای تهران به مناسبت شب 19 ماه رمضان سخنرانی کرد و طی سخنان خود با خواندن فرازهایی از نهج البلاغه امیر مؤمنان به آرمان هایی از این کتاب مانند آزادی و عدالت، بلند پروازی، صلح و امنیت و... اشاره کرد و
در ستایشِ حیات وحش و حکایت دردناک جامعه ما
بانک و مؤسسات مالی، بسیاری را به بده کاری های غیرضروری و ناتوانی در پرداخت بدهی مبتلا ساخته، تا جایی که ضامنین و خانواده های آنان نیز باید در انواع مصیبت اقساطی و بی پایان، شب و روز را در اضطراب مسدود شدن حساب و برداشت از حقوق شان سپری کنند. و این، روی دیگر سکه زندگی نکبت آلود و پر اضطراب اشرف مخلوقات در جامعه ما است. جاده های تنگ جولانگاه ماشین های اقساطی، غیراستاندارد و تابوت های روان
داستان یک روز زندگی ساکن واحد 56
به گزارش شیرازه ، نفس زنان در حالی که عرق از سر و کولش می ریزد با پسر خردسالی در بغل، به نزدیکی مجتمع مسکونی خود می رسد. دوباره زباله های بی در و پیکر داخل سبد را می بیند که چند شب پیش سگ های ولگرد دور آن جمع شده بودند و از ترس آن ها در تاریکی شب، پایش به نخاله های ساختمانی گوشه راه برخورد کرده بود و اینک درد زانوان زمین خورده اش، او را آزار می داد. نبض نی ریز نوشت: با خود عهد بسته بود
زندگی خصوصی کارل مارکس چگونه می گذشت؟
بود که بعنوان خانه شاگرد، مدت ها قبل از ازدواج، نزد خانم مارکس آمده بود. هنگامی هم که خانم مارکس ازدواج کرد هلنه از او جدا نشد و خود را وقف خانواده مارکس کرد ، آن هم با چه عشق و علاقه ای. او در تمام سفر های اروپائی و نیز تبعید ها همراه خانواده بود. عملا همه کاره خانه بود و در سخت ترین شرایط نیز راهی برای حل مشکلات می یافت. نظم و ترتیب او، صرفه جوئی و مهارت هایش سبب می شد که خانواده حتی در شرایط
کاش یک نشان، نشانمان می دادی سردار!
به گزارش تراز ،فرمانده تیپ بود و در همه ماموریت های شناسایی شرکت می کرد. نفوذ به قلب مواضع دشمن راه خوبی بود تا راهکارهای مناسب عملیات را شناسایی کند. شب دهم اردیبهشت ماه سال 1361 بود که عملیات بیت المقدس شروع شد و بچه های رزمنده به فرماندهی حاج احمد متوسلیان از دو محور به مواضع دشمن حمله کردند. نقطه آغاز عملیات، منطقه دارخوین به سمت جاده اهواز، خرمشهر بود که با عبور بچه ها از رود متلاطم