سایر منابع:
سایر خبرها
یک بار بوی سیر و عمری درد ماندگار
جنینی در شکمش بود. مادر رفت، اما شهلا و کسانی که زنده ماندند ، همه از 10 تا 70 درصد شیمیایی شدند و این است ،هدیه بمباران شیمیایی سردشت. این بازمانده بمباران شیمیایی سردشت فکر نمی کرد که تا الان و بعد از حدود 29سال با عوارض این بمباران ، همچنان دست و پنجه نرم کند؛ می گوید: روز اول هیچکدام از ما مشکلی نداشتیم اما بوی ماده شیمیایی که در خانه ما پیچیده شده بود خیلی بد بود؛چون فضای خانه
آرزوی آجر و ماسه ای حاج حسن/ تنهایی اش در خانه 5متری جا نمی شود
بودم عصابی می شدم نه از دست جوان ها بلکه از دست روزگار. خشمش که خوابید به سویم رو برگرداند و گفت: امشب شاید بروم خانه نوه ام برای افطار اما چون پایم درد می کند نمی دانم بتوانم بروم یا نه. گاهی این صبر زیادی هم بلای جان آدم می شود. هرکس جای من بود حالا چندین بار اینجا مرده بود. هیچ دلخوشی ندارم. نمی دانم... نمی دانم من چطور توانسته ام 50 سال تنهایی ام را در این زندان 5 متری
زخم زبانی که از بیماری کشنده تر است
. بیماری، این ریاضیدان را هم برای مدتی طولانی زمینگیر کرد و تا آخرعمر با او بود اما او توانست با حمایت های همسرش دوباره به زندگی بازگردد. زن آه بلندی می کشد: پدرش اصلاً نمی خواهد بیماری این بچه رو قبول کنه. یک بار توی گوشش خوند تو که دارو هم می خوری باز حالت بده، نخور داروهات رو. چشمتون روز بد نبینه 10 روز بعد چنان حالش بد شد که مجبور شدیم ببریمش بیمارستان. زیر یکی از کابینت ها داروهای رنگ و
روحانی از اعتبار خود دفاع می کند؟ / آقای روحانی! روش تحقق حکومت نه مبنای ولایت
را تیتر کردند که برای همسو نشان دادن آیت الله کاشانی با شاه و سازمان سیا، دستکاری و منتشر شده است. بازهم پای تحریف و عوض کردن جای جلاد و شهید یا خادم با خائن و مقصردر میان است. 9- پروژه جدید آمریکا، نسخه به روز رسانی شده رویکرد 64 سال پیش علیه نهضت نفت است. در این نسخه، نفوذ و خواب کردن برخی مدیران که نرمش و خوش گمانی نسبت به آمریکا پیدا کرده اند، به موازات ایجاد انشقاق میان سیاستمداران، حرف
هزار و یک شب بیکاری معدنچیان آق دره
تعطیل است و بعد خبرتان می کنیم. با این حال من از کسانی که به خاطر پیدا کردن کار دست به اعتراض و تحصن زده اند عصبانی نیستم. در این منطقه کوهستانی جز دامداری کار دیگری نمی شود کرد و حالا سازمان منابع طبیعی هم گفته که باید تعداد گوسفندان را محدود کنیم برای همین همه می خواهند در معدن کار کنند، سال 76 که معدن سه شیفته کار می کرد هم همه می توانستند کاری پیدا کنند اما الان با دو شیفت کار حدود 300 نفر
ابزار استتار جدید منافقین
اینک در آستانه سالگرد اعلام جنگ مسلحانه، همچنان بوی خون مردم بی گناه از کارنامه این سازمان تروریستی به مشام می رسد. شاید باید کمی صبر کرد تا اطلاعات محرمانه این روزها بیرون بیاید تا بهتر بفهمیم ابعاد هماهنگی منافقین، مرکز جدید التأسیس سیا برای ایران، موساد و ... تحت پوشش داعش چیست؛ اما ردپاهای منافقین آشکارتر از آن است که بتوان آن را انکار کرد. مواردی همچون حضور زن در عملیات آن هم به عنوان فرمانده، سیانور، یارگیری از مناطقی که منافقین در آن فعال هستند و ...
بهناز شفیعی: ترامپ هم نتوانست مانع پیشرفتم شود !/آمریکایی ها پیشنهاد دادند بمانم/یک خیابان را بستند تا ...
سفر به دور دنیا را با پرچم ایران عملی می کنم. چون بعد از داشتن گواهینامه تهیه کردن موتور کاری ندارد. تخمین زده اید چقدر این سفر طول می کشد؟ با احتساب اروپا و آمریکا بیش از یک سال طول می کشد. اما دوستانی دارم که با موتور سفر کرده اند و به ایران آمدند، سه،چهار روز هم مهمان من بودند. من می توانم از تجربیات شان استفاده کنم و یک چیزهایی از آنها یاد گرفتم. پیشنهاد
ما در جهانِ بحران زا زندگی می کنیم
که این ماجرا در آن اتفاق می افتد این بود که در آن هر طبقه اجتماعی خود را مجاز می دانست که به طبقه بالای خود دست دراز کند و بکوشد مایملک طبقه بالا را تصرف کند، چون فکر می کرد حق دارد. این خصلت، که من به وضوح آن را تجربه کرده ام، در کتاب آمده است. همسایه به جای اینکه حامی و مراقب خانه و مایملک تو باشد می کوشد در غیاب تو خانه و مایملک تو را تصرف کند، درحالی که خود از طبقه پایین تر نمی آید و حاجی
مختصری درباره روستای پران پرویز
. از زمانی که در دانشگاه پیام نور پل دختر تدریس می کردم، نام این روستا را شنیده بودم و همواره نام باستانی روستا یعنی پران پرویز برایم جلوه ای خاص داشت و بارها به دنبال وجه تسمیه آن بودم و هرچه سؤال می کردم، پاسخ درستی که مرا قانع کند، به دست نمی آوردم. سرانجام در روز 20 شهریورماه سال 1395 شمسی به دیدار برخی اهالی روستا رفتم و با پرسش هایی که انجام دادم، پاسخ دقیقی که حکایت از نوشته ای و
شهرزاد 2 ؛ امروز دربازار
به گزارش نخست نیوز ، قرار دوشنبه های شهرزاد از امروز دوباره شروع می شود. سری دوم سریال شهرزاد در حالی روانه شبکه نمایش خانگی خواهد شد که تهیه کننده اش از جزئیات پخش فصل جدید این سریال از شبکه های تلویزیونی خارجی خبر داده است. اتفاقی که در این سال ها برای سریال های ترکیه ای رخ داده، شاید در مورد شهرزاد هم قابل تکرار باشد؛ سریالی که حالا خیلی ها چشم انتظار سری دومش هستند و نباید فراموش کرد که حفظ
خواسته های بیشرمانه ی شوهر، زن را به پرتگاه خودکشی سوق داد
از شب اول عروسی خواسته های شوهرم آزار دهنده بود نوعروس اصفهانی 2 روز بیشتر داماد را تحمل نکرد و طلاق گرفت: از همان شب عروسی داماد از من خواسته های عجیبی داشت. خواسته های شوهرم آزار دهنده بود و من تحملش را نداشتم! شیما که پس از رد کردن خواستگاران متعدد، به اصرار خانواده اش و بدون هیچ شناختی به پسر جوانی بله گفته بود، دو روز پس از ازدواج با خواسته های عجیب همسرش روبرو شد و کمتر از یک
صباح زنگنه: از حج امسال نگرانیم
؟ تاریخ مدرن عراق چیزی حدود 90 سال است. از تشکیل اولین دولت در عراق بعد از استقلال عراق از سلطه عثمانی. در این مدت تحولات زیادی حادث بوده؛ استقلال، قیمومیت، اشغال و جنگ های متعدد بین مرکز و اقلیم یا سایر قضایا از یک روند باثباتی برخوردار نبوده است. بعد از سقوط صدام امیدواری وجود داشت روند سیاسی یک شکل بهتری پیدا کند. اینها نیازمند تلاش جدی، حسن نیت همه و استفاده از نیروهای خالص و صادق در
مادری که چشم به راه پیکرشهیدش نیست
همسرم گفتم کاش زودتر می گفتی تا من برای این شهدا که امروز منت گذاشتند و مهمان خانه مان شدند سنگ تمام می گذاشتم و برایشان اسپند دود می کردم. امروز بهترین روزی است که بعد از شهادت رضا داشتم. گویی رضا امروز شهید شده است. حس و حال عجیبی دارم. از مادر شهید می خواهم از رضا بگوید. او در حالی که برای پیگیری کارها به این طرف و آن طرف خانه می رود می گوید: رضا 14سال بیشتر نداشت که با اجازه پدرش راهی
فرزند شهیدم ثمره قرآن و نان حلال دست های آبله بسته ام بود
را عمل می کنیم، بعد از 40 روز خانم دکتر از آمریکا آمد و بدن پدرم را گچ گرفت. قلب شکسته پدر و اجابت ضامن آهو در خواب قبل از اینکه من و مادرم به مشهد بیاییم، در زمانی ک پدرم دو ماه تنها در بیمارستان بود، وقتی هم اتاقی های پدرم ملاقاتی زیادی داشتند، یک نفر به پدرم می گوید شما غریبه هستید که کسی به دیدار شما نمی آید، در همین حال قلب پدرم می شکند، شب امام رضا(ع) در خواب به او می
شور زندگی در کنار یک نویسنده مبارز به روایت همسر دکتر علی شریعتی
مطالبی که سال ها بعد از رفتنش، تحت عنوان گفت وگوهای تنهایی انتشار یافت در این کلاسورها نوشته شده بود . برسد به دست پوران عزیزم... خانم شریعت رضوی، در ادامه گپ و گفتِ شیرینمان، یادآور می شود نامه ای از دکتر خطاب به خودش به تازگی در کتابی چاپ شده که مطالعه بخش هایی از آن، جذاب و جالب است: پوران! این روزها دارم زندگی می کنم. می توانم برای خرید یک ماشین سواری کار کنم، برای زینت
شریعتی به روایت عابران خیابان شریعتی
روز اول؛ پیچ شمیران؛ تقاطع خیابان انقلاب به شریعتی: به جاده قدیم شمیران معروف است که تهران را به شمیران متصل می کرد؛ تاریخی از زمان قاجاریه تا معاصر؛ در آن روزگاران این مسیر پرسنگلاخ و تپه ماهور آن محل اسب دوانی و شکار شازده ها بود و غیر از قصر ییلاقی قاجار، قصری که ساخت آن به دست بهترین معماران ایرانی و نقاشی افرادی مانند مهرعلی دو سال طول کشید؛ اثری از آبادانی امروزی نبود. بعدها این قصر به موزه و زندان قصر و بخشی از آن به ساختمان بی سیم یا ایستگاه رادیو تبدیل شد و دو روستای زرگنده و قلهک که بعدها یکی در اختیار روسیه بود و دیگری در تملک انگلستان. تا زمان پهلوی اول و چالهرزی در وسط این خیابان طولانی که می شود نماد و گره می خورد به نام ایران و اندیشه در ایران زمین؛ چیز دیگری نبود. عقربه سنج زمان سه بعدازظهر را نشان می دهد؛ پیرمرد تن خسته خود را روی صندلی چرمی زهوار دررفته ای ول کرده است. سخت حرف می زند؛ وقتی می شنود که باید درباره علی شریعتی بگوید، خود را جمع می کند و شروع می کند به سفر در زمانه چهل وچند سال قبل؛ جوانی 25ساله که از سال 1347 تا 1351، زمان دستگیری شریعتی و تعطیلی حسینیه ارشاد و از سال 1354 تا 1356 در کلاس ها و مجموعه نشست های تخصصی شریعتی شرکت می کند. از نشست علی حقیقتی بر گونه اساطیر می گوید؛ از مذهب علیه مذهب ؛ از روشنفکر و مسئولیت او در جامعه ؛ از پدر، مادر ما متهمیم و شیعه یک حزب تمام . تلألو برق جوانی به چشمان گودافتاده اش برمی گردد؛ پیرمرد 70ساله است و فلسفه را تا لیسانس خوانده است. 40 سال است که تعمیرگاه ماشین دارد. می گوید: شریعتی معلم انقلاب است؛ معلمی به حاشیه رانده شده؛ کسی که خیلی از دوستانش با نام او نام آوازه شدند و بعدها شریعتی را به حاشیه راندند؛ اما اندیشه شریعتی زنده ماند و مانا . به مقاله ایرانیان چه رؤیایی در سر می پرورانند از میشل فوکو ...
اگر معنی ولایت فقیه را نمی دانید درس های ولایت فقیه امام را بخوانید/پیام شفاهی روحانی به امیر قطر/جزئیات ...
تحولات در گذر است و خبر هیچ گاه متوقف نخواهد شد. خبرهایی رسمی و گاه غیر رسمی؛ خبرهایی که مورد توجه قرار می گیرد یا ممکن است همه به راحتی از کنار آن بگذرند. رسانه های خبری هر یک به فراخور وابستگی جناحی خود، خبرهایی را برجسته می کنند و در مواردی هم از کنار آن می گذرند. اگر خبر به ما هو خبر موضوعیت داشته باشد، وابستگی جناحی نباید در کمرنگ و پر رنگ منتقل کردن آن تأثیری داشته باشد. رصد خانه
جنگجویان کوچک
از اتاق انتظار می کشد: 6ماهی می شود که به محک می آییم، تنها دلخوشی مائده اتاق بازی است. سرطان ریه، 6ماه پیش با یک تب و لرز، روی خودش را به مائده نشان داد. بعد از یک هفته بستری روی تخت بیمارستان امام خمینی، آدرس محک را نوشتند روی کاغذی و دادند دست مادر. مادر حالا با کیسه ای در دست، راه خروج از بخش آنکولوژی را پیش گرفته: الان هرماه شیمی درمانی می شود، هربار، سه چهار روز بستری اش می کنند
تأملی بر یک عمر زندگی مبارزگونه و پیشتازانه دکتر علی شریعتی
گروه فرهنگ و هنر: این یک افتخار بزرگی است که هنوز علیرغم همه علل و عوامل سیاسی و استعماری و ارتجاعی و مادی که مانع رشد و پیشرفت شخصیتها و نبوغ ها در جامعه اسلامی هست، اسلام چون گذشته، قدرت سازندگی انسان و پرورش دهندگی نبوغ را در خود حفظ کرده. (علی شریعتی / مقدمه ما و اقبال / ص 11) زندگینامه به گزارش بولتن نیوز، دکتر علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی
گشتی در خانه موزه دکتر علی شریعتی در سالروز درگذشتش
. اولین شماره این نشریه در 15 نوامبر 1962 منتشر گردید. این نشریه دیدگاه های روشنفکران ایرانی خارج و نیز واقعیت های مبارزات مردم ایران را منعکس می کرد . شریعتی از آبان ماه 1351 تا تیر ماه 1352 به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی حسینیه ارشاد به بعد، متن سخنرانی های شریعتی با اسم مستعار به چاپ می رسید. در تیر ماه 1352، علی شریعتی در نیمه شب به خانه اش مراجعه کرد و دو روز
شریعتی به روایت عابران خیابان شریعتی
شرق نوشت: کسی نمی داند در آن شب ظلمانی، در آخرین لحظه زندگی آن نویسنده، جامعه شناس، فیلسوف، تاریخ شناس و پژوهشگر دینی چه بر او گذشته است. او از فضای بسته و خانه نشینی در ایران، به تنگ آمده بود. با فرستادن احسان، به خارج از کشور، فرصت می یابد تا مقدمات برنامه هجرت همیشگی خود را فراهم کند. کابوس پایان ناپذیر شروع می شود؛ علی شریعتی در روز 26 اردیبهشت 1356 (19 می 1977) از ایران، به مقصد
غبار روبی از کارنامه یک روشنفکر دینی
نامه خود (در تاریخ 26 اردیبهشت 1356) خطاب به پدرش نوشت: ..شب قدر است و مطلع فجر نزدیک... اکنون که نزدیک طلوع دوشنبه است و دو سه ساعتی به حرکت، پس از نماز صبح، محتاج و مُصِر از او(خدا) خواستم تا درباره این سفرم (عزیمت به انگلستان) با من حرف بزند؛ بالای صفحه نوشته بود: بد ! تکان خوردم! آیه را خواندم(سوره توبه، آیه38 به بعد)....از شوق گریستم. و این چنین بود که او یک ماه بعد در ساوتهمپتون انگلیس جان به
اشک های مادر یک جنایتکار در دادگاه
چند سال است که بار زندگی را به دوش می کشم و از طریق دستفروشی امرار معاش می کنیم. اما این پسر بلای جانم شده بود. او را بارها به خاطر مصرف شیشه به کمپ بردم که ترک کند اما باز هم به خاطر دوستان ناباب معتاد شد و حالا با این مصیبتی که به سرم آمده نمی دانم چه کنم.پس از پایان جلسه، قضات وارد شور شدند تا رأی خود را صادر کنند. ایران 110 این اخبار را از دست ندهید:
مراسم زار که در آن جن گیری می کنند
کشند . توهم است، ساده دلی است اما این همه ماجرا نیست. در کنار افرادی که به این مراسم باور دارند و برای بابازار و مامازار احترام قائلند، مخالفانی هم در این جزیره هستند. روز بعد از مراسم زار، به دیدن چند نفر از این مخالف ها می رویم. یکی از آنها، پسر جوان موسیقیدانی است که بومی منطقه است و می گوید در مراسم زیادی حضور داشته و سال ها درباره آیین زار در جنوب ایران و کشورهای اطراف تحقیق
قدم به قدم تا زندگی دوباره
. هیچ کس را اینجا ندارم. آقاجون همیشه به من خدمت می کند. به من می گوید دست تو را گرفتم تو هم دست دیگری را بگیر. از سال 73 به اصفهان آمدم. خوزستان که بودم نامادری و دو برادر ناتنی داشتم و از وقتی به اصفهان آمدم آنها را ندیدم. آن موقع 18 سالم بود و در خانه پرخاشگری می کردم. یک روز تصمیم گرفتم از آنها جدا شوم. به اصفهان آمدم و تا الان تنها زندگی کردم. از بد روزگار به دام اعتیاد افتادم. اما با پای خودم
سرگذشت غلامرضاخان فیلی والی پشتکوه (ایلام) بعد از ترک لرستان
شد، 17 شهریور 1308 ه ش، دست خط را با قرآنی به مهر خودم به توسط سیدحسین کلیددار که رافع بود به بغداد فرستادم که غلام رضاخان و فرزندش به تهران بیایند، خوب شد نیامدند و الا من پیش وجدان خودم شرمنده می شدم . *غلامرضاخان فیلی کاندیدای پادشاهی عراق امیر غلامرضا خان فیلی، شاه لرستان، جانشین پدرش حسین قلی خان، در گذشته در سال 1922 ، یکی از کاندیداهای حکومت در عراق بعد از استقلال بود
زن تهرانی که مورد آزار قرار گرفته بود: کاش مرا کشته بودند اما!
شناختی؟ نه شب حادثه چه اتفاقی افتاد؟ ساعت 24 بود که همراه سیامک از دامداری پدرش برمی گشتیم که زن جوان را در کناره جاده دیدیم که درخواست کمک می کرد تا او را به خانه اش برسانیم. وقتی توقف کردیم به او گفتم که اگر این جا بماند کارگران افغانی او را به دام می اندازند و زن جوان از ترس به ما پناه آورد. به زن جوان پناه دادی؟ ابتدا قصد کمک داشتم و وقتی
موقعیت سوزان تاریخ در قرآن
دِیَارِهِمْ جَاثِمِینَ.کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیهَا أَلاَ إِنَّ ثَمُودَ کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِثَمُودَ (هود،68-64) ای قوم من! این ماده شترِ خداوند است و نشانه ای است برای شما. بگذاریدش تا در زمین خدا بچرد و به بدی میازاریدش که به زودی عذاب شما را فروگیرد. پس ماده شتر را پی کردند. گفت: سه روز در خانه های خود از زندگی برخوردار شوید و این وعده ای است عاری از دروغ. چون امر ما فرا رسید
خانم دکتر : از دخالت های خانواده شوهرم خسته شده ام
طلای سوئیسی به عنوان مهریه تعیین شد. آن روز خسرو درباره انتخاب این عدد گفت: 2 یعنی ما تا ابد دونفریم و 91 یعنی در سال 1391 پیمان عقد بسته ایم. بعد هم قول داد برای سعادت و خوشبختی اش هر کاری خواهد کرد.اما از همان روز عقد، قولش را فراموش کرد و اجازه داد پدرش در مورد مهریه اش به جای عندالمطالبه در عقدنامه بنویسد عندالاستطاعه ، یعنی شوهرش هر گاه که توانایی مالی برای پرداخت داشته باشد. این موضوع با
پایان خونین عشق پسر 23 ساله به زن شوهردار
مجروح کرد که پس از انتقال به بیمارستان مداوا شد. امیر به غرب کشور گریخت، اما یک ماه بعد به دام پلیس افتاد. او در گفت وگویی، جزئیات بیشتری از حادثه را بازگو کرده است. آخر عشق تو به کجا رسید؟ دارم اعدام می شوم. چند سال داری؟ از کی به تهران آمدی؟ 23 ساله هستم. هفت سال پیش به تهران آمدم و در یک رستوران مشغول کار شدم. پسر عمویم رحیم مرا به تهران