سایر خبرها
وقتی دختر جوان طعمه ای برای اخاذی از مردان پولدار می شود
شدن بود 2 مرد به سمت من آمدند که یکی از انها اسلحه در دست داشت،سپس به من حمله ور شده تا از من پول بدزدند. قربانی ادامه داد:اما وقتی هیچ پولی همراهم پیدا نکردنند بر سر "داویز" فریاد زدند که یک مردی را برای ما آورده ای که هیچ پولی ندارد و وقتی این دو جنایتکار از او خواستند تا سوار خودرو آنها شود و او اجتناب کرد،یکی از انها گفت که تو امروز می خواهی که بمیری و به سینه او شلیک کرد.
رابطه نامشروع با مرد غریبه به خاطر خیانت های همسر
تصمیم منصرف کرد. در همین اثنا و درحالی که چند ماه از تولد فرزندم می گذشت دختر همسایه مان نیز از رابطه اش با احمد گفت. اگرچه به او قول دادم چیزی در این باره نگویم اما دیگر تحمل این زندگی برایم سخت بود چرا که احمد هیچ توجهی به من و فرزندم نداشت و مهر و محبت از زندگی ما رخت بربسته بود در همین روزها بود که با رامین آشنا شدم و با انگیزه انتقام رابطه ام را با او ادامه دادم. دیگر هر روز بیشتر از
با حمام نرفتن کسی شاعر نمی شود!
بعد از زلزله برگشتم شهر آوارشده بود. 47 نفر از دوستان و آشنایان نزدیکم را از دست دادم. پدربزرگم، مادربزرگم، عموزاده های پدرم و همبازی هایم. شب قبل توی بم عروسی بود. بم تالار نداشت و عروسی ها در خانه بود. فردایش عروس و داماد را از زیر آوار بیرون آوردند. زلزله اتفاق کوچکی نبود. در عرض 11 ثانیه تمام معیارهای انسانی، اجتماعی و قانونی یک شهر عوض شد. بعد از زلزله یک اتفاق درونی در من رخ داد. زلزله سنگ را
قتل دردناک برادر با چاقو به دلیل اختلاف جاری ها
این که شب با پدر همسرم تماس گرفتم و او به قصد میانجی گری وارد این موضوع شد در همین لحظه همسرم گلوی پدرش را به شدت فشرد و گفت: او مرا این طوری زده است که در این هنگام پدرزنم سیلی به گوش دخترش زد. من که ناراحت و عصبانی بودم دوباره چاقوی آشپزخانه را برداشتم و طبقه دوم ساختمان رفتم تا به برادرم بگویم که به خاطر تو، همسرم کتک خورده است. اما وقتی او در اتاق را باز کرد چاقو را در سینه اش فرو کردم و با دیدن خون هایی که از سینه او فواره می زد فرار کردم که چند ساعت بعد هم در منزل یکی از بستگانم دستگیر شدم. خبر آنلاین ...
بانی حکم اعدام شیخ شهید چه کسی بود
، هماره به نیکی و احترام یاد کرده است. زنجانی در بهار 1301 برای زیارت میرزای شیرازی به سامرا شتافت؛ سامرایی که، به تعبیر زنجانی، به دلیل حضور میرزا از یک قصبه مخروبه به مرکز جهان تشیع بدل شده بود. زنجانی 33 ساله در محرم 1305 به ایران بازگشت و در زنجان سکنی گزید. چند ماه بعد در خانه خود مجلس درسی به راه انداخت؛ سپس مسجدی مخروبه را در نزدیکی خانه، به کمک اهل محل، مرمت کرد و مقر خویش
محسن چاوشی بالاخره به حرف آمد
گرفته بود دستش و رفته بود من را کلاس دوم دبیرستان ثبت نام کند. آنجا بود که لو رفتم. از نیشابور که برگشتم همین که خواستم پایم را بگذارم توی خانه متوجه سنگینی فضای خانه شدم. نرفته برگشتم. سوار دوچرخه فضایی و تک ترمزم شدم و از شدت ترس تصمیم گرفتم از خانه فرار کنم. خلاصه با دوچرخه محبوبم کلی توی شهر چرخیدم تا شب شد و رفتم ترمینال. اما ماشینی نبود که مرا فراری بدهد. آن شب هوای مشهد هم کمی سرد
اعتراف بوکسوری که قاتل شد
اداره دهم پلیس آگاهی مشغول جمع آوری اطلاعات برای رازگشایی از این معمای جنایی شدند. آنها در قدم نخست موفق شدند هویت قربانی را شناسایی کنند. وی جوان 32ساله ای بود که خانواده اش در یکی از شهرهای شمالی کشور زندگی می کردند. با شناسایی آنها و انجام تحقیقات معلوم شد که مقتول کارگر یک پیتزا فروشی در منطقه نارمک تهران بوده و چند روز قبل از مرگ به محل زندگی اش در شمال کشور رفته و 12بهمن 93(روزی که جسدش کشف
جنایت تلخ خواستگار شکست خورده
ماموران با شناسایی پاتوق های متهم، میثم را قبل از فرار دستگیر کردند. همزمان نیز از بیمارستان خبر رسید، مرد 54 ساله پس از 9 روز براثر شدت جراحات جان خود را از دست داده است. میثم نیز که با اتهام قتل عمد روبه رو شده بود، به جرم خود اعتراف کرد و گفت: پیش از این دوبار ازدواج کرده و سه فرزند حاصل ازدواج هایم بود. سه سال قبل با دختر مقتول آشنا شده و قرار بود با هم ازدواج کنیم اما چند روز قبل دختر
سینِمابازی با ترانه
[ نیما حسنی نسب - روزنامه نگار و منتقد سینما ] مقدمه: در این نوشته، ترانه هایی را که شاعر برای فیلم های سینمایی سروده کنار گذاشتم؛ از جمله دو شاهکارش مرد تنها (رضا موتوری) و جمعه (خداحافظ رفیق). پرداختن به حضور او در سینمای ایران -در قامت بازیگر (خانه خراب) و فیلمساز ( شام آخر و پائیز؛ ایستگاه آخر ) و ترانه سُرا نوشتۀ مستقلی می خواهد که امیدوارم فرصت نوشتنش باشد؛ شاید به همین زودی ها و
تقریرات درس نکاح استاد محمدعلی اسکندری
: 1) حالت اول؛ اما عدم جواز ازدواج مرد مسلمان با زن کافر غیر کتابی در مورد آن ادعای اجماع شده است و به دو آیه و لاتَنکحوا المشرکات حتی یؤمن... ولو اعجبکم اولئک یدعون الی النار- بقره: 221 و آیه و لاتمسکوا بعصم الکوافر- ممتحنه: 10 استناد شده است که در جلسه قبل پیرامون آن سخن گفتیم. 2) حالت دوم؛ و اما الکتابیه فیمکن القول بجواز زواج المسلم بها انقطاعا بل دواما ایضا ؛ پس کلا به هیچ
ارکان زندگی بهتر چیست؟
نمی توانید زندگی کسی را خارج از مقدرات الهی تعریف کنید. این چهار رکن در تعریف زندگی، اصلی ترین ها هستند. البته می توان تعاریف دیگری از زندگی هم ارائه داد که همۀ آن تعاریف بر روی همین چهار رکن سوار می شوند. دو نمونه اش را در جلسات قبل مرور کردیم (1.زندگی فرایندی برای رسیدن به معرفت 2. زندگی فرایندی برای شکفته شدن و زنده تر بودن) ارکان زندگی بهتر: 1.علاقۀ بهتر و بیشتر 2. تلاش و مبارزۀ
ناگفته های نماینده مردم تهران از غائله 18 تیر 78
پسند آن ها نبود. گفتم من پزشکم و کارت دانشجویی ام را هم نشان دادم. سردسته آن ها به من گفت کاری به دانشجو بودنت ندارم، با ما هستی یا با آن ها؟! کنارشان جنب تقاطع آل احمد نشستم، ولی یکی از آن ها با میله یک و نیم متری که در دست داشت، مرا دید و آمد به طرفم. اشهدم را خواندم. گفتم الان است که بزند وسط سرم. ناگهان کنارم نشست و پرسید: اینجا کجاست؟! انگار به بنده اعتماد کرده بود. گفت: آقا من کارگر هستم. ما
کلاهبرداری با فروش گوشی های تقلبی
که خود را مشتری جا زده بودند و یک جوان دیگر سوار خودرویی شده و با دیدن من از محل دور شدند. همان جا بود که متوجه شدم آنها همدست بوده و هدفشان کلاهبرداری است . همزمان با تشکیل پرونده قضایی، تحقیقات برای دستگیری چهار متهم فراری آغاز شد تا این که چند نفر دیگر از شهروندان ساوه ای نیز با حضور در پلیس آگاهی، از همین متهمان فراری به اتهام کلاهبرداری شکایت کردند. مشخصات این افراد و خودرویشان در
درخواست طلاق به اصرار پدرشوهر
اصرارهای پدرشوهر برای بچه دار شدن عروسش، پای زوج جوان را به دادگاه خانواده کشاند . چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: یکسال است که با شوهرم ازدواج کرده ام. اما تازه بعد از ازدواج بود که متوجه شدم اشتباه کرده ام. راستش شوهرم مرد بدی نیست و خیلی مهربان و خوش اخلاق است. من از همان روز اول هم به او به شدت علاقه مند شدم و حتی الان که
بابهشت وجهنم بیشترآشناشویم
نمی رسد و شکسته و پیر می شود. (امالی صدوق ص 133) روایت است که مردی از ابن عباس پرسید: با آنکه خداوند متعال از خدمتگزاران و همسران و بوی خوش و آشامیدنی ها و میوه های بهشت خبر داده و در کتاب خود نازل فرموده است، چه چیزی از آن را پوشیده داشته است؟ ابن عباس گفت: آن جنت عدن است که خداوند آن را روز جمعه بیافرید و سپس آن را پوشیده داشت و هیچ آفریده ای از آفریده های آسمانها و زمین ها آن را
ناگفته های یک مامور اطلاعاتی ایران
، معمولاً در کشور برای همه رده هایی که فرماندهی حکم می داد، خود آقای محمودزاده بود و گاهی هم آقای منصوری نامی با یک نفر دیگر می آمد. چون چند بار احکامم عوض شد، با آنها برخورد داشته ام.به این شکل وارد واحد اطلاعات شدم و در همایش هایی که برای هماهنگی و بررسی مناطق و سیاست های کلی می گذاشتند، به تهران می آمدیم و یکی دو روز کلاً در نگارستان بودیم و بیرون نمی آمدیم و نماز، ناهار، استراحت و همه چیز در آنجا
رامهرمزی از نقش کمرنگ ادبیات ایران در جهان و نمایشگاه کتاب فرانکفورت 2014 می گوید
اختصاص دارد. عکس های زیبایی از پوشش زنان روستایی و چند عکس حرفه ای از جمعی از زنان در یکی از برنامه های نمایشی تالار وحدت در کتاب دیده می شود و توضیحات مختصری هم در کنار هر عکس آمده است. همین چند صفحه کوتاه درباره کشورمان در یک کتاب آمریکایی ما را به وجد می آورد. نقش ایران در نمایشگاه کتاب و در ادبیات جهان کم رنگ به نظر می رسد. دوست خبرنگارم دو روز قبل در نشست رئیس نمایشگاه با نویسندگان و
اسطوره های صبر و پایمردی از رنج دوری شهید می گویند
کردم چرا به خوابم نمی آید و در همین وضعیت یادم هست جایی برای تایپ مشغول کار شده بودم که شبی پدر به خوابم آمد و گفت: برای 50 هزار تومان ارزش ندارد اینجا بروی و من به اندازه آن برای تو می گذارم لذا صبح که برای تسویه حساب رفتم صاحب کار درست مبلغ 50 هزار تومان داد و من دیگر آنجا نرفتم. سمیه یادآورشد: همیشه دوست دارم پدر شهیدیم به خوابم بیاید و مرا نصیحت کند تا احساس تنهایی نکنم و همیشه آرزو
راز ماندگاری سریال امام علی (ع)
ترسناکی می شدم. جمشید مشایخی، اما روحانیت والامقام شیخ کوفه را به شکل یکه ای درآورده. مردی که اهمیت بیعت را به عنوان وفاداری به دیگری و تقوا را به عنوان وفاداری به خود می داند. سکانس انتخابی: هنگامی که قصد عزیمت از کوفه به مدینه را می کند. کوفه آخرین مرد بزرگش را از دست می دهد. شهر از مرد خالی می شود. • عمار با این همه بیداد، ذوالفقار علی (ع) هنوز در نیام است
آیت الله امجد:این همه دروغ و تهمت و افترا نشان بی تقوا شدن جامعه است/متاسفانه روح اسلامی در عزادارای ها ...
آیا از شکنجه های آخرت نمی هراسیم؟ اگر تمام شکنجه های این عالم را جمع کنند، به اندازه شکنجه هنگام جان دادن برای غیرمومن نیست. تنها راه فرار از شکنجه های آخرت تقواست. اگر تقوا پیشه کنیم مرگ راحت می شود. وی در ادامه با اشاره به سخنان حضرت علی(ع) در باب آخرت و سختی عذاب الهی از نگاه مولای متقیان ابراز داشت: همه چیز آن جاست. سفر و خانه و آخرت آن جاست. در این دنیا خبری نیست! بدانید که با یک
خانواده اولین شهید غواص شناسایی شده در ماه عسل
. نقنه ای گفت: اگر به عقب برگردیم با تانک های شان از روی بچه ها رد می شوند. من قبل از آن در آب تیر خورده بودم. و آنجا هم دوباره ما را به رگبار بستند و از چند ناحیه مجروح شدیم. فردای آن روز اسیرمان کردند. قرآنم را از جیبم بیرون آوردم. یکی از عراقی ها فهمید که من مسلمان و شیعه ام، رفت تا برایم آب بیاورد. در همین فاصله یک نفر آمد و تیر خلاص به بچه ها می زد. به من که رسید مطمئن شدم من را هم می کشد. گفتم
محور مقاومت برای حمایت از سوریه مقابل دنیا خواهد ایستاد
همچنین 4 بارگاه دیگر از رهبران معنوی شیخ النامس نیز تخریب کردند و تمامی اشیاء با ارزش و گران قیمت موجود در بارگاه ها را به سرقت بردند. شیخ نامس (پدر بنده) یکی از بارزترین رهبران دینی صوفی در استان حسکه و شرق سوریه به شمار می آید که نزد اهالی این منطقه دارای جایگاه و منزلت بسیاری است. نیروهای تروریستی داعش مرا تهدید کرده بودند که در صورت ادامه حمایت از نظام و ارتش سوریه و نیروهای
اخاذی از دختر جوان به شیوه فریب و تجاوز
خاطرنشان کرد: سامان با شنیدن پاسخ منفی خانواده ام همچنان با من در ارتباط بود تا این که روز حادثه با من تماس گرفت و خواست برای آخرین بار همدیگر راببینیم که قبول کردم. پس از این که سوار خودرویش شدم او در میانه راه چاقویی را زیر گلویم گذاشت و خواست ساکت شوم. ابتدا فکر کردم شوخی می کند، اما او تهدید می کرد اگر سروصدا کنم مرا می کشد. او مرا به باغ متروکه ای برد و در آنجا با تهدید چاقو مورد
مناقب انحصاری برای امیرالمؤمنین علیه السلام
گفت: ای محمد! کسی از جانب تو پیامی را ابلاغ نمی گرداند مگر خود تو یا مردی از خود تو! پس پیامبر مرا سوار بر شترش عضباء روانه کرد و من در ذی الحلیفه به او رسیدم و سوره را از وی ستاندم و خداوند مرا به این منقبت مخصوص گرداند. 51. رسول خدا صلّی الله علیه و آله در روز غدیر خم، مرا در پیش روی همه مردمان کنار خود ایستاند و فرمود: هر که من مولای او هستم، اکنون علی مولای اوست و نابود باشند و سرنگون قوم
ماجراهای ساینا ؛ رمانی فلسفی برای دبستانی ها
! بچه ها اعتراض کردند: اما صندلی کنار شما که خالیه! آقای پرتو: گفتم تصور کنید این صندلی خالی نیست؛ یکی که همین چند ثانیه پیش به وجود اومده اینجا نشسته و به ما نگاه می کنه، یک مرد، که حرف می زنه و معنی همه ی کلمه هایی که ما به کار می بریم برای حرف زدن رو می فهمه! اون همین الان به وجود اومده، پس خاطره ای یا تصوری از قبل ترها و گذشته نداره! چیستا پرسید: اسم این آقا چیه؟ حتما اسم
در شب قدر، حق الناس پوشیده نمی شود
آن برابر است با هشتاد و اندی سال در حالت رزم قرار داشتن به بیان دیگر؛ دو الی سه ساعت شب زنده داری در این شبها به بلندای تاریخ یک انسان متدین و رزمنده است که نوک هرم دعاهایی چون غیر سوء حالنا به حسن حالک در این شبهاست. وی با بیان اینکه در چنین شبهایی قرآن صامت نزول، قرآن ناطق عروج و هزاران فرشته خروج می کنند، افزود: از همه شما برادران، خواهران و جوانانی که تا شعاع چند صدمتری حرم مطهری
قرآن کریم، لباس رزم و عکس امام، تنها سرمایه یک شهید قرآنی/ تلاوت قرآن در جلسه روضه
برادران عزیزی که توانایی دارند توصیه می کنم که نگذارند اسلحه ام بر زمین بماند و کوردلان و منحرفین خون مرا پایمال نمایند چراکه چنین باشد در آخرت در پیشگاه خداوند متعال شکایت خواهم کرد شهید حسین علی پور نوقابی حسین علی پور، در اول آبان ماه سال 1346 در خانواده ای مذهبی و زحمتکش و مستضعف چشم به جهان گشود. او از کودکی باهوش و ذکاوت بود چنانچه همگان را به تعجب وا داشته بود.
کاش نیروی انتظامی، لا اقل با روزه خواران سیگاری و پفکی و آدامسی برخورد می کرد
/> جالب این جاست که این قدر به این جنس رفتارهای قانون شکنانه و هنجار شکنانه بی توجهی شده، که وقتی کسی تذکر می دهد، با واکنش چکشی و با پررویی مواجه می شود؛ چند روز پیش سوار تاکسی خطی شدم. در اواسط مسیر، بوی سیگار به مشامم رسید. به راننده نگاه کردم، دیدم دارد سیگار می کشد. به راننده گفتم سیگار می کشید؟ ماه مبارک رمضانه! روزه خواری محسوب می شه! جرمه! دیدم نگاهی کرد و خیلی اهمیت نداد. ادامه دادم اصلا
ترتیل جزء بیست و یکم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
نزدیکترین سرزمین و[لی] بعد از شکستشان در ظرف چند سالی به زودی پیروز خواهند گردید (3) فِی أَدْنَی الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ ﴿3﴾ [فرجام] کار در گذشته و آینده از آن خداست و در آن روز است که مؤمنان از یاری خدا شاد می گردند (4) فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ﴿4﴾ هر که را
دست دزد سابقه دار در جیب مرد مسافر گیر کرد
کنارم ایستاده سعی می کند که دستش را از جیب من خارج کند. آنجا بود که متوجه شدم دست جیب بر در جیب من گیر کرده بنابراین با کمک مسافران، پلیس را از ماجرا باخبر کردم. سارق که خودش را علیرضا رضایی معرفی کرد، گفت که ادعای شاکی را قبول ندارد. او توضیح داد من در حالت ایستاده مشغول چرت زدن بودم که روی شاکی افتادم و دستم به جیبش رفت. کارآگاهان بعد از بررسی جیب های متهم، دو کارت عابربانک که گزارش