سایر منابع:
سایر خبرها
مداح معروف: به رامبد جوان گفتم تو مجاهدی
از جاهای برنامه ایشان هم نقدی وارد باشد. * به رامبد جوان گفتم تو مجاهدی در راه خدا حدادیان ادامه داد: همین آقای رامبد جوان چند سال پیش یک روز در دهه محرم اینجا بود و با ما عزاداری کرد و از دوستان بنده است. من حدود یک ماه پیش با ایشان تماس گرفتم و گفتم به نظر من تو مجاهدی در راه خدا. من چون برنامه ات را کامل ندیدم نمی توانم راجع به همه اش اظهارنظر کنم اما اینکه یک نفر در جمهوری
محسن چاوشی بالاخره به حرف آمد (2)
خیابان روی دوچرخه موزیک گوش می کردم و سر کلاس نمی رفتم. همه می کردند. تمام 9 ماه را مدرسه می روم. دروغ خیلی بزرگی بود. همان سال یعنی سال اول دبیرستان مردود خرداد شدم. با معدل 6. خانواده پیگیر وضع درس و مدرسه نبودند؟ بندگان خدا آنقدر درگیر زندگی و سختی هایش بودند که واقعا نمی توانستند توجه زیادی کنند. حق هم داشتند و ما هم توقعی نداشتیم. خلاصه کارنامه مردودی خردادم را با یک مهر
شهید والامقام حسن احمدپور / با تشکر از دکتر ایرج سرتیپ نیا
امام خمینی ( ره ) : ملتی که شهادت را آرزو دارد پیروز است. وصیتنامه مداح دلسوخته شهید حسن احمد پور بسمه تعالی “متن ذیل فرازهایی از وصیت نامه های مختلف عارف شهید ،مداح اهل بیت ،(ع) پاسدار اسلام ،شهید حسن احمد پور می باشد ،که متأسفانه به علت نداشتن تاریخ [...] امام خمینی ( ره ) : ملتی که شهادت را آرزو دارد پیروز است. وصیتنامه مداح دلسوخته شهید حسن احمد پور بسمه تعالی “متن ذیل فرازهایی از وصیت نامه های مختلف عارف شهید ،مداح اهل بیت ،(ع) پاسدار اسلام ،شهید حسن احمد پور می باشد ،که متأسفانه به علت نداشتن تاریخ نوشتن وصیت نامه توسط شهید، دارای نظم و ترتیب خاصی نمی باشد.” بسم الله الرحمن الرحیم این است وصایای حقیر مسکین بی بضاعت ،حسن احمد پور: و امریست حتمی ،که آدمی آفریده شد ه برای آخرت پس چه باک از مردن ،و چرا که آدمی با * مردنی اولی است که در ره حق باشد و غلطیدن در خون به عشق غایت الآمال العارفین، پس چه خوش، جوارحق را زمانی است طولانی که آمال عظیم ماست که بر اثرات خود مرقوم و از دعاهای صلاة یومیه مابه شمار می رود. 29/2/65 به صدق بخواهید چنین بگویم، که مردن معمولی و نیندیشیدن به شهادت برای ماها ننگ است و این شهادت است که عین سعادت است و اگر عاشق کربلایید باید خون در گرو بگذارید و بدانید که کربلا به خون آزاد می گردد و آن کس که عاشق حسین است به مثل حسین(ع) باید وارد در بلاگاه بشود و تن خویش به خون خویش رنگین کند، در طریق عشق بازی امن و آسایش خطاست و نیک بدان که عاشقان واقعی امام حسین (ع) کسانیند که قدم در خطوط (مقدم)جبهه ها می دارند وبه عشق حسین(ع) حماسه آفرینی می کنند، عاشق واقعی امام حسین(ع) را باید در خطوط مقدم جبهه یافت، ورنه هر نیرنگ باز، نکبت بار که به کذب دم ازحسین زند ولی قدم صدق در ره حسین بر ندارد، حسینی واقعی نیست، و عاشق دلباخته نیست،کسی که به زمین و تعلقات دنیوی چسبید ،عاشق واقعی باری تعالی نیست، و عاشق آن است؛ که سر در پیش نهد، وهردم عشق بازی کند؛ پشت پای به نفس بزنید و مخالف خواسته های نفس باشید. همان نفسی که امر به بدی می کند و باعث هلاکت انسان می شود، اگر روحیه ای ضعیف دارید، بدانید که ساخته نشده اید، به فکر قیامت و مرگ باشید. آخر چطور می توانید در برابر عذاب الهی مقاومت بکنید، به فرموده قرآن ،کتاب مکتبمان عمل کنید، که شما را سفارش به تقوی، و عمل صالح ،و صبر و استقامت و یاری حق می کند، خود را از تعلقات مادی دور کنید، و همانا بدانید جبهه دانشگاهی است که انسان می تواند نفس اماره را به زیر سلطه و حکومت عشق و عقل در آورد، و وقت را غنیمت بشمارید وبه خود بپردازید و اگرتا به حال باخدا بیگانه بوده ایم با خدا آشتی کنیم. هر لحظه، مرگ درکمین است، و هرلحظه شیطان نیز در کمین است، مرگ را به یاد داشته باشید، که باعث سعادت است ،و بهتر است که با توبه بمیریم. 29/4/62 چراغ خوب همراه داشته باشید ،که راه تاریک است، خواب برادر مرگ است. شب باید تدارک مردن و مرگ را ببینید، چه بسا همین خواب مرگ تو باشد. چرا که افرادی بودند که خوابیدند ولی بیدار نشدند. 8/7/62 و امّا تا در دنیا بودیم غماض بودیم ،و از سر انجام کار خود فارغ بودیم و کارهایی که شایسته بود در پیش نبردیم، منزل تاریک و ظلمانی بود، نوری همراه نبردیم، منزل پر ازمار و مور بود، تریاقی نبردیم، منزل حظرناک بود، دانستیم ،و توانستیم، ولی نکردیم و نتوانستن از غفلت. از معذوریت ما ،و از فریفته شدن ما به دنیا بود ،حالا که دست ما کوتاه مانده است برشماست؛ که در حق ماکوتاهی نکنید، دل همی خواست که خونش در سرزمین کرببلا بریزد، اما مثل اینکه باید در حاج عمران بریزد ،ولی باکی نیست اینجا نیز همجوار کربلاست ،واینجا نیز به خاطر کربلاست، خواستم که بدن در ره دوست تکه پاره کنم، با تنی بی سر، ولی آنچه خواست حضرت حق است همان است، راضی به رضا و قضای اویم، وآنچه او می خواهد. محل دفن؛ چه در این سرزمین یا که وطن باشد، یا هرجاییکه؛ حاج آقاهای عزیزم “ولی” و “حبیب “و “حسین” و “ام البنین” و عزیزان، ودوستانم بخواهند باشد، حرفی نیست ،چرا که اگر سعید باشم رفیق هم هرجا که باشم ورنه که شقی باشم، چنانچه بر دوستان و شهیدان باشم همی که جوار شقیانم. 29/2/65 سخنی بادوستان: فدایتان شوم، عزیز دوستانم که همیشه با نصایح و غیرتتان یاریم کردید، و پشت و پناه من بودید، به معنویات بچسبید ،و از معنویات دور نشوید، و در حال خود سازی باشید ،شما را به خدا می سپارم. دوستان قصوراً یا عمداً فرائضی انجا م نداده ام؛ که اگر در توان داشتید انجام دهید (نماز آیات نماز یومیه و روزه...) مدتی من خادم مردم رومشگان بودم، اگر نارضایتی از من دیده اند ،که درجمع آن ها اعلام کنید ،که این حقیر مسکین را ببخشند. من علاقه بسیار شدیدی به مسجد صاحب الزمان داشتم و وقتی که ناراحت می شدم داخل می آمدم و مسرور و شاد می شدم. ای مردم مسجد را خالی نکنید و مسجد را تنها نگذارید حتی وقتی که ناراحتی برایتان پیش می آید و ضو بگیرد، بیایید داخل مسجد اگر دعا دارید، بیایید داخل مسجد صاحب الزمان (عج) به خدا دعاهایتان زود مستجاب می شود. و حال آری رفقا ؛دیگر بعد از این صدای مرا نخواهید شنید مرا نخواهید دید، دیگر درمیان شما نیستنم. آری رفقا چند روزی است احساس می کنم مرگم نزدیک است وبا یک شور و شوقی دارم این وصیت نامه را می نویسم، از شمامی خواهم وقتی که بنده را در غسلخانه غسل می دهید ،به خودتان و مردم بگویید که حرف بیهوده نگویید، و به جای آن حرف ها ،ذکر قرآن بخوانید، و طلب مغفرت برای من بکنید. مؤمنین حالا که دستم ازدنیا کوتاه شده است، نسبت به من حسن ظن داشته باشید، و کفن مرا به خوبی امضاء کنید ،وبه تقاضای کسی که دستش از دنیا و انجام فرائض ،و اعمال صالحه کوتاه است توجه وعمل کنید از عموم مردم در خصوص حق النّاس حلالیت طلبیده. والسّلام حقیر مسکین حسن احمد پور انشاالله بزودی صوت زیبا و حزین دعای کمیل آن دو سبکبال عاشق که در منطقه عملیاتی دربندیخان عراق تلاوت نموده اند در سایت گردان کمیل قرار خواهد گرفت. باشد، که از دعای خیرتان محروم نشویم شادی ارواح پاکشان ،رحمه الله من یقرء فاتحه مع الصلوات ******************************* دیدار “حسن” در بیمارستان خرمشهر، مقر گردان کمیل قبل از عزیمت به شلمچه و شرکت در عملیات کربلا پنج چند روزی از شهادت “حجت و فیروز” گذشته بود، در محوطه مقر سرودهای جشن انقلاب پخش میشد شاید اوایل دهه فجر بود، برای کاری از خط شلمچه وجزیره بوارین و گردان نصفه و نیمه شده امان” کمیل”، به بیمارستان خرمشهر آمدم . (((گردانی که حال اکثر فرماندهانش شهید شده بودند، فرمانده و معاون گردان، معاون دوم گردان،فرمانده گروهان دو (شهید بالفکه) ،فرمانده و معاون دوم گروهان یک به ترتیب، مجروح و شهید(فیض الله اکبری از سپاه نور آباد) و آنچه از آن صحنه شهادت حجت و فیروز به یاد مانده درکنار سینه شکافته و خونین حجت، سه یا چهار شهید دیگر بدنهای پاره پاره اشان بر خاک افتاده بود.ضمن اینکه فیروز ، مجروح به عقب برده شد و این امیدواری و قوت قلب همچنان وجود داشت که بعد از حجت فیروز هست ! و قبل از دیدار خانواده در زادگاهمان که به دلیل بمباران به آنجا رفته بودند در بدو ورود به روستا زنده یاد مرحوم خسروی مسول تدارکات گردان با مقدمه ای شهادت فیروز را یادآور شد خبری که حقیقتا باورش سخت بود ،تا دیدن پلاکاردهای روی دیوار...)))) “حسن” آنجا بود با دیدنش تمام بغض های تلنبار شده، بار دیگر با اشک جاری شد، دیکلمه ای در فراق حجت نوشته بود و همچنانکه در راهرو و اتاقهای نیمه ویران بیمارستان قدم میزدیم او میخواند و اشکی که همزمان صورتهایمان را خیس میکرد. از آن دیکله زیبا که با در دانه های اشک حسن همراه بود چند جمله ای در ذهن ماندگار شد “”” حقت را نشناختند و مظلوم بودی و مظلومانه به شهادت رسیدی . آرزویت پوشیدن لباس سبز سپاه بود و آنگاه رسیدن به معشوقت و لیک آنرا از تو دریغ نمودند . شمس را در پشت میغ پنهان داشتند””” در آخر گفت شهرام ( محمد علیم ) را دیدم و پس از شنیدن خبر شهادت حجت ناله ها کرد و در میان اشک و آه جمله ای گفت : ای.....شهیدم. و “علیم” هم چند روز بعد به حجت پیوست در وارستگی شهید محمدعلیم عباسی این نکته کافیست که به نقل از مرحوم آیت الله علوی “ محمد علیم از اولیای خدا بود”. پس از آن دیدار به یاد ماندنی با “حسن “در آن بیمارستان نیمه ویران خرمشهر با تعقیب و گریزی نفس گیر با “اصغر رضایی” بسختی موفق به برگشت مجدد به گردان کمیل وجزیره بوارین شدم چند روز بعد در بازگشت از جزیره بوارین و در حاشیه نخلهای اکثرا سوخته و بی سرش ، گردان کمیل که همچنان به ستون ایستاده بود! نیرویی بود به استعداد کمتر از گروهان! که جای آنرا نیروهای تازه نفس گردان محبین به فرماندهی سرداران شهید علی محمد کوشکی و علی مروت طرهانی پر کرد که هر دو با هم شب بعد در همان خط به شهادت رسیدند شادی ارواح پاک و طیبشان فاتحه مع الصلوات ما را از دعای خیرتان در این ماه پر برکت محروم نفرمایید ******************************* تنهایی شهید والامقام حسن احمدپور بعد از شهید والمقام حجت سرتیپ نیا بعد از حجت تنها مانده بود، دوست دوران مدرسه و جنگ و انیس و همنشین شیرین خود به ظاهر از دست داده بود و این فراق و جدایی دردمندانه را به سختی تحمل میکرد اما تاب و توانش نبود. گاها به منزل ما می آمد، همانجا که جای جایش، خاطره های حجت را برایش تداعی میکرد دقیقا یادم هست یکی از همان ایام نزدیک عروج ملکوتیش آمد و بالای همان اتاق خاطرات ، پشتش تکیه به دیوار زد و به فکری عمیق فرو رفت و لحظاتی بعد، پس از بیرون آمدن از آن خلسه غریب دستی محکم به زانو زد و گفت(عین جمله): “فکر حجت آدم را ذوب میکند” یکی از دوستان حجت و حسن همان ایام در رویایی صادقه حجت او را خطاب قرار داده میگوید :” سه کار با تو دارم اول سلامم را به حسن برسان !دوم......” بعد از آن سلام که با رویایی صادقه به او رسید : دایم این جمله ذکر کلامش بود ” بعد از آن سلام حجت، احساس مستی میکنم ،یا که مست مستم” و البته این سلام در حقیقت بشارت وصلی بود برای حسن از جانب حجت که به زودی در آسمانها جشن وصال و دیدارمان محیا خواهد شد . و اینگونه شد و فراق آن دو کبوتر عاشق چند صباحی بیش زمان نبرد! مست بگذشتیو از خلوتیانو ملکوت به تماشای تو آشوب قیامت برخاست بیتی که آن عارف دلسوخته گه گاه ذکر مداحی هایش بود : دل غریب من از گردش زمانه گرفت به هوای غربت حجت بسی بهانه گرفت آنچه از آن عبد مخلص خدا باید گفت : در اکثر اوقاتیکه رفت و آمدی به منزل ما داشت، اکثر روزهای پنجشنبه و جمعه ر ا روزه بود در باب تهجد و شب زنده داریهای آن عارف وارسته نقل دوستان بسیار است و باید گفت حسن با آن حیات نورانی و کوتاهش یکی از اولیا مخلص خدا بود. سخن همینجا کوتاه کرده و التماس دعای خیر از تک تک دوستانی دارم که این نکات را مطالعه فرمودند شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر باشد که خدای شهیدان همه ما را عاقبت بخیر فرماید. شهادت حجت: 28/10/1365 شهادت حسن:23/3/66 ******************************* شهیدان والامقام محمدعلیم عباسی و فیروز سرتیپ نیا ************************** با تشکر از دکتر ایرج سرتیپ نیا / سایت گردان کمیل http://www.gordankomeil.ir/ درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo. ...
توضیح کوچک زاده درمورد تمجیدش از ظریف/ در خواست یک مرجع تقلید از مسئولان/ قرارداد هسته ای که در دبستان ...
کند و در این بخش تعلیم هم می دهد اگر چه ممکن است به بعضی از جاهای برنامه ایشان هم نقدی وارد باشد . حدادیان ادامه داد: همین آقای رامبد جوان چند سال پیش یک روز در دهه محرم اینجا بود و با ما عزاداری کرد و از دوستان بنده است. من حدود یک ماه پیش با ایشان تماس گرفتم و گفتم به نظر من تو مجاهدی در راه خدا. من چون برنامه ات را کامل ندیدم نمی توانم راجع به همه اش اظهارنظر کنم اما اینکه یک نفر در جمهوری
ناگفته های نماینده مردم تهران از غائله 18 تیر 78
بود. من از آنجا که آن زمان دانشجوی دانشگاه تهران نیز بودم، لباس معمولی مانند سایر دانشجویان پوشیده بودم. به سمت متحصنین که در حال پرتاب سنگ بودند، رفتم و گفتم سنگ نزنید؛ چون این به نفع هیچ یک از شما نیست. وقتی آن دوستان متوجه شدند مسئول بسیج دانشجویی هستم، به من گفتند برو دوستان خود را آرام کن. در آن سو یک خط نیروی انتظامی ایستاده بود و پشت سر آن هم بچه های بسیجی بودند. با فریاد از آنان خواستم
حمایت بی دریغ هنرمندان از علیخانی/ عذرخواهی ضرغامی از پسرش/ عکس یادگاری مهاجم پرسپولیس با روماریو
تصریح کرد در روزنامه هایی چون آفتاب، آرمان، قانون و ... مطلبی نمی نویسد. * لهراسبی: ماه عسل هر شب جامعه را حلاجی می کند خواننده کشورمان با انتشار دلنوشته ای از احسان علیخانی و برنامه ماه عسل حمایت کرد. * عکس/ خواب ارسطو در پشت صحنه پایتخت در تصویر زیر نمایی از خوابیدن احمد مهرانفر در پشت صحنه سریال پایتخت را مشاهده می کنید. * پست اینستاگرامی
مبانی ویرایش و درست نویسی/ ظلم به واژه ها آغازگر ظلم های بزرگ در تاریخ بشر!
. تا تمام شد خود من کِیف کرده بودم. دیدم این سه نفر گیج اند و همین طور نشسته اند؛ پرسیدم چه شده؟ گفتند: ما که نفهمیدیم چه شد ! ما طلاب با سبک گفتن و اصطلاحات ایشان آشنا هستیم؛ ولی کسی که در این فضا نیست چیزی نمی فهمد. زبان ادبی هم زبان خاصی است که اینجا خود زبان مطرح است. برای اینکه شما بتوانید زبان ادبی فاخر ارائه دهید باید متنی ارائه شود که پر از مجاز و استعاره و... باشد. در
توضیح کوچک زاده درمورد تمجیدش از ظریف/ در خواست یک مرجع تقلید از مسئولان/ قرارداد هسته ای که در دبستان ...
؟ رسانه در اختیارش هست، دارد خوب استفاده می کند و در این بخش تعلیم هم می دهد اگر چه ممکن است به بعضی از جاهای برنامه ایشان هم نقدی وارد باشد . حدادیان ادامه داد: همین آقای رامبد جوان چند سال پیش یک روز در دهه محرم اینجا بود و با ما عزاداری کرد و از دوستان بنده است. من حدود یک ماه پیش با ایشان تماس گرفتم و گفتم به نظر من تو مجاهدی در راه خدا. من چون برنامه ات را کامل ندیدم نمی توانم راجع به همه اش
ناگفته های یک مامور اطلاعاتی
داشتیم. صبح هم پای تلفن بود که با فرانسه حرف بزند. 30 و چند نفر پایین آمدند و همه نوشتند. مسابقه بود که به سازمان گزارش بدهند ما چقدر خدمت کرده ایم. می گفتند فلانی در گزارش نوشته است پوست سر طرف را من کنده ام، در حالی که در واقع من این کار را کرده ام. او نکرده است و می خواهد این کار را به اسم خودش تمام کند. یعنی سر اعتراف به چنین کارهایی دعوایشان شده بود. آنها را زیر عکس رجوی و آرم سازمان نشانده
من شریعتی را لو ندادم /سکته دکتر شریعتی در زندان
دانستیم که حسین نژاد منبع بوده و به نفع دکتر گزارش داده است. چهار اتهام به دکتر می زدند که این چهار اتهام باید نفی می شد. یکی از اتهام ها این بود که می گفتند دکتر شریعتی در خارج از کشور فعالیت داشته. دکتر می گفت: هم در سال 44 و هم این بار گفتم که شما از همه مراسم و نشست ها و میتینگ ها و جلسات عکس دارید؛ چرا اگر فعالیت داشتم در هیچ یک از این عکس ها نیستم؟ حسین زاده هم گفت این کلک خودت بوده و پشت پرده
نمونه هایی از ورع امام علی علیه السلام در حاکمیت مقتدرانه آن حضرت
پرسیدند مگر علی نماز می خواند؟! "گوهری که می ماند" مجموعه ای از بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در خصوص آن حضرت است؛ به عبارتی شخصیت حضرت علی علیه السلام از دیدگاه مقام معظم رهبری که توسط مؤسسه فرهنگی قدر ولایت در سال 83 منتشر و در سال 88 برای هفتمین بار تجدید چاپ شده است. در این مجموعه ارزشمند، بخشی به نام "ورع و حکومت حضرت امیر علیه السلام" است که شامل بیانات رهبری در خطبه
بنیاد در آینه مطبوعات
/> مادر با دستمال اشک گوشه چشمانش را پاک می کند و عباس حرف های مادر را اینگونه ادامه می دهد: با من تماس گرفتند و گفتند به مادر دلداری بدهید. من هم همه چیز را فهمیدم. شنبه شهید شده بود، دوشنبه به ما خبر دادند و سه شنبه رفتیم فرودگاه. 7 شهید آورده بودند. ابوحامد (علیرضا توسلی) فرمانده تیپ فاطمیون بود، رضا و چند نفر از همرزمان آنها. اجساد را بردند مسجد فقیه سبزواری برای وداع. فقط توانستم صورت خاکی اش را
پیر شدن این جوان ها از دوری تو!
. بعد از سیمای زنی در دوردست پیشنهاد خوبی به دست تان نرسید؟ چرا. سر کاری هم رفتم که شرایط کارشان خوب و محترمانه نبود؛ یعنی ساعت چهار آفیش می کردند، نصف شب می گفتند خانم بفرمایید جلوی دوربین. من هم دیگر نرفتم. شما تا سال 51 و تا قبل از فیلم خواستگار و ازدواج با علی حاتمی هفت فیلم کار می کنید بعد ناگهان حضورتان محدود می شود به فیلم های علی حاتمی. این توافقی دوطرفه بود یا تحمیلی بود
نجف پور: نخستین اثر مستند درباره کودتای نوژه را نوشتم/ محققان کودتای نقاب هنوز با چتر امنیتی مواجه اند
تاریخ انقلاب اسلامی در ایران باشند بسیار مفید است. من توانستم 60 درصد اطلاعات ضد کودتا را برای این کتاب به دست بیاورم. ضمن آن که پژوهشگران سیاسی که قصد مطالعه روابط ایران و آمریکا پس از انقلاب را دارند، می توانند از این منبع استفاده کنند. نجف پور در پایان سخنانش در پاسخ به این پرسش که آیا حجم 200 صفحه ای کتاب دست خدا بر نقاب با وجود انجام پژوهش های گسترده شما، اندک نیست و این پژوهش ها
قرآن کریم، لباس رزم و عکس امام، تنها سرمایه یک شهید قرآنی/ تلاوت قرآن در جلسه روضه
این مصحف گران قدر را در تمام زندگی خود جاری و ساری ساختند، و با بهره گیری از آموزه های آن در سعادت دنیا و آخرت خود گام برداشتند. در ماه میهمانی خدا و در این شب های مبارک و سرنوشت ساز بر آن شدیم تا به نمایندگی از 33 شهید قرآنی خراسان رضوی به زندگی و سیره سه تن از آن ها اشاره ای داشته باشیم. باشد تا با الگو قرار دادن اخلاق این مقربان الهی به فلاح و رستگاری برسیم. شهید غلامعلی ترابی همت
می دانستم با بنی صدر دعوایمان می شود
اسم خط خودشان را "خط بارلم" گذاشته بودند. یعنی مثل آن خط اسرائیلی ها و می گفتند ما هر جا را احتمال حمله می دادیم، غیر از اینکه شما در خطی که 1200 متر عرض دارد، بیایید و عمل کنید. زمینه عمل این طوری بود که بچه ها این قدر شناسایی کرده بودند، یک کانال کنده بودند 1300 تا 1400 متر و تمام خاک این کانال را در عقب خالی کرده بودند. حدود 5/3 تا 4 ماه طول کشید تا این کانال کنده شد. من خودم تعدادی
اضافات تشریفیه/ منسوبین به خدا چه کسانی هستند؟
بالا باشد. گفت بله چنین خانمی دارم. البته این قسمتی از حدیث بود. پیغمبر فرمودند: ان لله عمالا و هذه من عمال خانم شما هم از کارگران خداست، لها نصف اجر شهید ، برای خانم شما نصف اجر یک شهید است. خداوند که ندار نیست، دنبال بهانه است که ریخت و پاش کند! چون خزانه خدا تمام شدنی نیست. ولی قانونمند و حساب شده می بخشد، بی کش و پیمان نمی بخشد. نمی دانم گفتم برایتان یا نه، یک شب یکی از نگهبان های
پالت شبیه یک ازدواج است!
اگر هرکدام از این اعضا نبودند، همه چیز عوض می شود و شما هم این دردسرها را نداشتید که با ما مصاحبه کنید. (خنده جمع) پالتی ها از اول می دانستند که می خواهند به کجا برسند؟ داریوش: نه همه اش تجربه بوده. من حتی دیرتر از همه عضو گروه شدم. به این خاطر که با خودم گفتم اه باز یک گروه دیگر راه افتاده. روزبه: حدفاصل سال های 84 تا 87 ما عضو چند گروه بودیم. گروه های قبل از
با معجزه قرآن دوباره مسلمان شدم
فارسی هم دارد گفتم با خودم می برم تا بعدا یک مقداری خواهرم را ارشاد کنم که بداند زمان این حرف ها گذشته است. کتاب را با خودم بردم. به ریودوژانیرو که رسیدم شب در هتل خواستم چشمانم خسته بشود و زودتر بخوابم قرآن را از اول شروع به خواندن کردم تقریبا دو سه صفحه خواندم و کنارگذاشتم خوابیدم چند ثانیه بعد مطالبی که خوانده بودم را خواستم مرور کنم کنجکاو شدم و متن را 13تا 14بار خواندم هر بارانگار تلنگری به
نماینده ایران: با طرح قطعنامه شورای امنیت مخالفیم
مصاحبه ای مطبوعاتی در مقر این سازمان خبرنگاران را از نقطه نظرات جمهوری اسلامی ایران درباره تحولات اخیر در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آگاه کرد . وی گفت : پس از شکست اخیر نیروهای عراقی آنان بلافاصله عقب نشینی کردند تا به اسارت نیروهای ایرانی درنیایند ، نیروهای عراقی هنوز هم بخش های مسکونی و غیر نظامی ما را بمباران می کنند و تمام شهرها و قصبات و دهکده هایی را که ترک کرده اند به طور کلی ویران نموده
حمید روحانی: شریعتی ساواکی نبود اما ارتباطاتی با ساواک داشت
داشته باشید اما من همواره این حرف را زدم که عده ای به تاریخ نگاری شما انتقاد دارند. به هر حال پاسخ شما را می شنویم. زمانی که اسناد مربوط به شریعتی در فصلنامه 15 خرداد منتشر شد عده ای گفتند که این کار گزینشی بوده است. بعد که کتاب نهضت امام منتشر شد باز می گفتند که گزینشی بوده و همه اسناد منتشر نشده است. بعد که آن 3 جلد منتشر شد باز هم همان حرف ها را مبنی بر گزینشی بودن زدند اما من از
مشکلات استقلال اهواز باید برطرف شود / دو ورزشگاه آماده برای میزبانی داریم
نکنند، ممکن است که این تیم در طول فصل با مشکل مواجه شود. اعتقاد دارم که باید به این تیم کمک کرد، چون با نداشته هایش وارد کارزار خریداری امتیاز فولادنوین شده تا در لیگ برتر شرکت کند. چه دلیلی باعث می شود نگران مشکلات احتمالی باشگاه استقلال اهواز در طول فصل باشید؟ به دلیل سابقه قبلی و مشکلاتی که این تیم داشته، چنین احتمالی می دهم. این تیم متعلق به بخش خصوصی است و همه ما باید از آن
فتنه 18 تیر 78 ابعاد ناگفته فراوانی دارد/ سعید حجاریان به من گفت هدف ما شعله ور کردن دامنه اعتراضات است/ ...
دانشگاه قرار داشت و اکنون تبدیل به یکی از دانشکده های دانشگاه تهران شده است. در اوایل شب 18 تیر سال 78، در ابتدا صدای اعتراض برخی دانشجویان به سمت چند نفر از اشخاصی که در بین جمعیت بودند و آنها را می شناختیم رفتیم و علت این تجمع و شعارهایی که سر داده می شود را جویا شدیم؛ نخستین بحثی که مطرح کردند مقاله روزنامه سلام بود در مقابل کوی به گوش می رسید، هنگامی که از پشت پنجره منزل به محل
امام موسی صدر هیچ گاه کسی را طرد نمی کرد/ خواننده لبنانی چطورمحجبه شد؟
را تا به امروز ادامه دهد. صدر در این باره می گوید: خاندان صدر در طول هزار سال گذشته همواره یا اسیر بوده اند یا مجاهد یا شهید و در حال هجرت ولی در همه این موارد همواره به دنبال حق بوده اند وهمین حق جویی تاریخ خانواده آنها را ساخته است. من کوچکترین فرزند پدرم بودم و به همین خاطر برادرم به من لطف بسیاری داشت و هوایم را خیلی داشت و البته من هم درباره او همین حس را داشتم. از همان کودکی
روحانی 78، روحانی 88، روحانی 94! / کدام روحانی مطلوب اصلاح طلبان است؟
شما هستند؟ شما باید برای مردم صحبت و روشنگری کنید. وقتی آقای خاتمی مقاومت مرا دید، سعی کرد با گفتن چند جمله بحث را تمام کند. اما من آنجا جمله ای گفتم که جمله تندی بود. گفتم: آقای خاتمی شما اگر موضع گیری نکنید و تکلیف خودتان را روشن نکنید، نظام بی عرضه نیست که دست روی دست بگذارد. مطمئن باشید کشور را از لوث وجود این چماق داران پاک می کند؛ اما این ننگ بر پیشانی دولت شما باقی خواهد ماند که در حساس
دکتر احمدی نژاد: طوفانی بنیان افکن در راه است که بنیان صهیونیست ها را برخواهد کند/ مساله با گفتگو و دو ...
برای اجرای نقشه های دشمن هزینه نکنید. من این حرف را با بسیاری از سران کشورهای منطقه مطرح کردم که استکبار برای همه شما نقشه دارد و یکی از اینها گفت که آنها با ما کاری ندارند چرا که ما با آنها معاهداتی داریم، اما بنده به او گفتم که خیلی سادگی می کنی، آنها نمی خواهند هیچ یک از کشورهای ما مقتدر و پیشرفته باشد، شما چطور به کاغذ پاره هایی که آنها نوشته و دست شما داده اند و قول هایی که به شما داده اند
روزجهانی قدس - گزارش خبرنگاران ایرنا از تهران
/> وی افزود: پیام قاطع ما این است که ما همیشه پشتیبان مظلوم هستیم و زیر بار ظلم و زور نمی رویم. نوشین فرجامی نوجوانی که در مراسم راهپیمایی روز قدس شرکت کرده بود، گفت: من به خاطر مردم مظلوم فلسطین آمده ام تا پیام اتحاد و انسجام مسلمانان را به آنها برسانم و به آنها بگویم که ما همه متحد و پشتیبان شما هستیم. وی اضافه کرد: ما همگی با زبان روزه و در این هوای گرم آمده ایم تا فریاد مرگ بر
ماجرای سرقت لجام مرکب علی(ع)
. امام(ع) به داخل رفتند و آنها را آرام کردند و برگشتند و با حالتی بشّاش و خنده رو با دیگران برخورد کردند. اصحاب با تعجب پرسیدند: فرزند شما سلامتی خودش را به دست آورد؟ حضرت فرمود: نه! از دنیا رفت. اصحاب گفتند: بعد از آن همه نگرانی و تکاپویی که برای سلامتی فرزندتان داشتید، ما تصور می کردیم که اگر از دنیا برود، برای شما خیلی سخت(غیرقابل تحمل) خواهد بود. حضرت فرمود: ما اهل بیت این گونه هستیم که تلاش
سعید حجاریان: ساواک شریعتی را فریب داد/ شریعتی برای روشنفکران مذهبی معلم انقلاب بود
پدر ضارب مرتب با کنسول انگلیس ارتباط داشته است. یکسری تهمت های ناگوار به پدر من زدند. آذربایجانی های مقیم تهران آمدند منزل آیت الله کاشانی و بعضی از این ها گفتند که می رویم و دفتر روزنامه باختر امروز را آتش می زنیم. آیت الله کاشانی به مدیر مسوول روزنامه باختر نامه نوشته که آقای شیخ غلامحسین تبریزی از این حرف هایی که شما نوشته اید مبری است. پدر من می گوید که نیمه شب از خواب بیدار شدم گفتم خدایا آیت
روایت مهمان ماه عسل از لذت تجربه زندگی در آغوش خانواده
شاید برای اولین بار قرآن روی سر گرفتند. خیلی از ما حاضریم در طول سال موبایل مان یا یک اپلیکیشن را بگیریم روی سرمان و تمام زندگی و ثانیه هایمان را صرف آن بکنیم. اما خوش به سعادت همه ما که معجزه خداوند و پیامبر را روی سر گرفتیم. خوش به سعادت کسانی که به تازگی به این قبیله و تبار اضافه شدند. او با آرزوی رقم خوردن بهترین اتفاق ها که چیزی جز آرامش دل و قلب نیست افزود: امیدوارم این آرامش، آسایش و عافیت