سایر منابع:
سایر خبرها
حاشیه های دیدار رهبر انقلاب با دانشجویان
مانند سال های گذشته دانشجویان از ساعت ها قبل برای این دیدار خود را به حسینیه امام خمینی رسانده بودند. اشتیاق حضوری که صف های طولانی را بوجود آورده بود. در لابه لای دانشجویان که حضور می یافتی، زمزمه هایی بر لب های روزه دار می شنیدی که جز شوق حضور، نشان دیگری نداشت. تعجیل برای رساندن خود به داخل حسینیه در تک تک دانشجویان نمایان بود؛ ارائه کارت، تحویل موبایل، بازرسی ، تحویل کفش به کفشداری و
یک درخواست دانشجویی ازرهبرانقلاب/ مثال رهبری از تشکلهای یکبارمصرف
سمت چپ ایشان قرار دارد می نویسند و در هنگام سخنرانی به نکته های دانشجویان اشاره کنند. دانشجویان با شور و حرارت خاصی سخرانی می کنند و این شور و حرارت به جمعیت نیز سرایت می کند، حضار در برخی از سخنان که بیشتر به مسائل روز اختصاص دارد و یا تذکری به مسئولان و یا گله ای از برخی کوتاهی های مسئولان در دولت و آموزش عالی است، با تکبیر و احسنت گفتن نماینده های تشکل های دانشجویی را همراهی می کنند
پسرم با ورود به عرفان حلقه ادعای پیامبری و طی الارض کرد
را ببندیم و ارتباط بگیریم اما هر کاری کردم نتوانستم به خاطر همین از کلاس بیرون آمدم. پس از آن دیگر پیگیر این ماجرا نشدم تا این که یک سال بعد در سال 88، دختر خواهرم که در اداره بهداشت کار می کرد، فردی را به نام خراسانی معرفی کرد که مدعی شده بود اگر کسی طلسم شده باشد، متوجه می شود و طلسم را باطل می کند. با دختر خواهرم به خانه این فرد رفتیم و در آن جا برای ما ارتباط گرفت. باز هم خیلی
نظر مقام معظم رهبری درباره سریال پایتخت + فیلم
کرد اهمیت دادن به فریضه ی نماز و اقامه ی آن به صورت جماعت و در مسجد است. در همه ی سری های سریال پایتخت چندین صحنه و سکانس به اقامه ی نماز و توجه به این فریضه اختصاص یافته و در پایتخت4 این اهمیت بیشتر مورد توجه قرار گرفته و شاهد هستیم همه ی اعضای خانواده برای انجام فریضه نماز دسته جمعی به مسجد می روند و در نماز جماعت شرکت می کنند. پایتخت4 که با حال و هوای ماه مبارک رمضان و فضای روزه داری
شهر سوخته ای که ای کاش نمی سوخت!
سایت تابناک با تو با رویکرد جدید و گوناگون بیش از یک ماه است راه اندازی شده و روزانه اخباری پیرامون موضوعات خانواده، کودک، چهره ها، سلامت و بهداشت، آ شپزی، دکوراسیون، عکس و فیلم، ادبیات، زیبایی، سرگرمی و دانستنی ها را انتشار می دهد. هم اکنون با ما گزیده خبرهای امروز تابناک با تو را با کلیک بر تیتر خبر، بیشتر بخوانید. ** شهر سوخته ای
حاشیه های دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب
!؟ مگر ملت را نمی بینند؟ مگر ندیدند هرجا تهدیدمان کردند، ملت پرشورتر 22 بهمن ها را برگزار کرد؟ مگر همین روز قدس را ندیدند؟ آقایان! این ملت کجای کار را کم گذاشته است؟ مگر آن زمانی که برخی خواص در خواب بودند همین ملت نبود که آتش فتنه افروزی سال 88 را خاموش کرد و 9 دی را آفرید؟ مگر امام در وصف ملت ما نفرمود که این ملت از امت صدر اسلام هم بهتر است؟ آقایان شما بگویید این ملت، که همیشه به خصومت با استکبار
موریانه همه چیز خانه را می خورد جز غم صاحب خانه را
حاضر نیستند خرید کتاب را در سبد خرید خود داشته باشند. در چاپ کتاب دومم سعی کردم کتاب را به لبنیاتی ها بدهم و فروش آن منحصر به کتابفروشی ها نباشد و مردم در کنار خرید اجناس دیگر با مشاهده کتاب آن را هم خریداری کنند، البته عده ای این کار را انجام می دادند؛ ولی هنوز به طور کامل جا نیفتاده است. طالعی در پاسخ به این پرسش که “به نظر شما چه موضوعات و سوژه هایی باعث فروش بیشتر یک کتاب می شود؟” اظهار
احسان علیخانی در ممنوع التصویریم بی تقصیر است/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ
، این جور نوشتی اگر غلط هست به ما بگو. نوشتی زلزله می خواست بیاد تهران. مردم را رها کردی رفتی سد لتیان. این درست است؟ (ظاهراً روز تاسوعا بوده).آن وقت مردم این را می بینند می گویند نکند در جنگ هم این طور بوده؟! خب شما که ما می دانیم این جوری نبودی، این چیه نوشتی؟ وی همچنین با اشاره به حوادث تیرماه سال 78 گفت: آقای موسوی لاری! عمامه شما در جریان سال 78 (که امشب سالگرد وقایع 18 تیر است) که وزیر کشوری
قلب ملت هنوز به خاطر فتنه 88 در تاثر است/ راهبرد جنبش دانشجویی مدد به دولت یازدهم است
لوزان دغدغه های نگران کننده ای را بوجود آورده بود.همچنان که این نکات را در نامه های مان خدمت حضرت عالی و افراد یاد شده؛ عرض کردیم و شما نیز در سخنرانی تاریخی 20 فروردین بر آنها تاکید نمودید.به نظر ما این افراد سهوا و یا عمدا دچار خطا در تحلیل اند؛ اما ناراحت کننده تر آن است که خود را تنها مفسر نظرات حضرتعالی می دانند و اصرار دارند تشکل های دانشجویی نیز؛ همان تحلیل ایشان را در موضوعات مختلف به عنوان
روحانی عوض شده یا مردم دوره امام حسن(ع)؟/ واکنش اسرائیل به یادداشت ظریف
در حاشیه یک مهمانی، توفیق اجباری دست داد تا اخبار و تحلیل های هسته ای را از چند شبکه ماهواره ای فارسی زبان تماشا کنم. حس غریبی بود. خبرنگارانی که بعضا سال های دور در همین تهران همکارم بودند، الان در کسوت گوینده یا تحلیلگر خبر بی بی سی فارسی، چشم در چشم هموطنان خود، مذاکره کنندگان ایرانی را به زیاده خواهی متهم کرده و خواستار کوتاه آمدن آقای ظریف و دست کشیدنش از منافع ملی ایران بودند. سعی کردم در
زائری درباره حجاب چه می گوید؟/ نقد و بررسی
قانونی است. در همین راستا نیز زائری می گوید: حالا که قرار است در دنیا با مردم زندگی کنی، نظام اجتماع یک قانونی می خواهد. اگر قانون در نظام اجتماع نباشد، همه چیز از هم می پاشد. حالا که حاکمیت دینی در جامعه است، نظام و قوانین می گذاریم. کما این که اگر حاکمیت غیردینی بود، نظام و قوانین دیگری داشت و شما مجبور بودی همان نظام و قوانین را رعایت کنی. اگر می خواهی در این جامعه زندگی کنی باید حداقل ها را رعایت
دانشجویان در دیدار با رهبری چه گفتند؟
/> به گفته وی، همین فردگرایی و عدم قبول تعهد به غیر و عدم مسئولیت پذیری باعث شده فرزندآوری و به طریق اولی تر ازدواج که سنت مقدس جامعه ماست کم رنگ شود. دیانی خاطرنشان کرد: آنچه گفتیم گوشه ای از تقابل دو تفکر موجود است که وجود تفکر غربگرا در ساختارهای فرهنگ و اقتصاد و سیاست نشان می دهد؛ در بعضی موارد روند ها در جمهوری اسلامی و به نام انقلاب اما نتایج به کام مدرنیسم باشد و از این باب خطر
شناخت حضرت زهرا(س)؛ سختی حجاب در مکزیک را برایم قابل تحمل کرد/ حرمت چادر به زن چادری احترام می بخشد
انستیتو، روزی خواهرم در خانه برایمان تعریف کرد ( امروز مردی دستش را برای دست دادن رد کرده است؛ او برایمان گفت که مذهب آن مرد ایرانی اجازه دست دادن به او نداد) و جالب اینکه این حرکت مورد تحسین و قبول مادرم و سایر اعضای خانواده قرار گرفت. درست یادم هست که مادرم گفت: (این آقا از سرزمینی که پیامبران بر آن مبعوث شده اند به کشور ما آمده و قطعا کار درستی می کند.) با استخدامم در آن انستیتو و
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (72)
میگه برق لبه!!!! میگن پسره رفته تو غار سرپرستی سه تا بچه خفاشو به عهده گرفته... 5. تو کافی شاپ نشسته بودم یه دختره اومد گفت: ببخشید شما تنهایید؟؟ یه پوزخند زدمو یه کام محکم از سیگار گرفتم با صدای خسته گفتم: خیلی وقته گفت پس من این صندلی رو ببرم اونور صندلی کم داریم.... . نابود شدم...میفهمی؟ نابود 6. به یارو میگن امتحان رانندگی قبول شدی
5 دستور العمل برای روزهای باقی مانده ماه مبارک رمضان
مطالب مذهبی،5 دستور العمل برای روزهای باقی مانده ماه مبارک رمضان،ماه عزیز خدا هم در حال اتمام است و چه زود این روزهای خوب خدا گذشت ... ایام با برکتی که خودمان هم قبل از این ماه فکر نمی کردیم انقدر زود بگذرد ... قبل از ماه مبارک خیلی ها به شوخی و جدی می گفتیم : وای چه جوری این ماه را با این روزهای طولانی بتوانیم روزه بگیریم ... ولی الحق که خود خدای مهربان در این ماه خیلی کمک کرد ... نمی
اخبار برتر ایران و جهان در 24 ساعت گذشته
ویژه زنان محجبه در فرانسه تسنیم: حکم طلاق توافقی بدون مشاوره ممنوع شد. ایسنا: رهبر یک شبکه افراطی در فرانسه به 9 سال حبس محکوم شد. بهمن: عصبانیت نماینده ارشد کنگره از راهپیمایی روزقدس خرداد: زلزله 3.5 ریشتری گلباف کرمان را لرزاند. آنا: سرقت مسلحانه از بانک تجارت در مشهد شیعه نیوز: انهدام تیم بزرگ تروریستی در جنوب شرق کشور
ایده های دیجیتالی خوب، برای کاربران خوب(5)
فرصت آفرین هستید!!! می توانید خیلی خلاق باشید. چند کاریکاتور و عکاس را نیز با خود همراه کنید، و از آن ها بخواهید مطالب تصویری جالب و عکسهای روز را درباره مسائل مختلف، عکسبرداری یا طراحی یا جمع آوری کنند تا در سایت هر روز منتشر کنید. خنداندن مردم، می تواند مخاطب زیادی برای شما به ارمغان آورد. 9- صلح جهانی و توسعه پایدار و محیط زیست، موضوعات جالب توجه برای کاربران زیادی در اینترنت است
با اسرائیل آتش بس در جریان است نه صلح / تشریح وضعیت رابطه حماس با قطر، حزب الله و سوریه
موضوعات دیگر، مورد بحث قرار گرفته است. ترجمه ی این مصاحبه را می خوانیم: *الاخبار: رسانه ها مدام از مذاکرات غیر مستقیم جاری بین حماس و اسرائیل صحبت می کنند [که از ماه مبارک سال قبل و برای پایان دادن به جنگ 51 روزه آغاز شده بود]. خبر تازه ای در این حوزه دارید؟ -اسامه حمدان: تمام داستان این است که آتش بس اتفاق افتاد و کسی باید باشد که جریانات را پی گیری کند تا گام های مربوط به آتش بس کامل
چه کسی با وجود هزار سال عبادت جهنمی می شود
نشد، اجازه گرفت، اجازه دادم، آمد. وقتی رفتم، پیامبر گفت: فهمیدی چه کسی بود؟ گفتم: بله، آن کسی که شما بیان کردید، علی بن ابیطالب است. فرمود: راست گفتی. *چه کسی با وجود هزار سال عبادت بین رکن و مقام، جهنّمی می شود؟ بعد حضرت در ادامه نکته ای را بیان می فرمایند که خیلی عجیب است. فرمودند: سجیته من سجیتی، و لحمه من لحمی، و دمه من دمی، و هو عیبة علمی حضرت به ام ّسلمه می فرمایند که این
روابط درون خانواده در سیرة اولیای الهی
گردنم باقی نماند، اعضا و جوارح مرا در انجام تکالیف پدر و مادرم که به من الهام می کنی سنگین مفرما (قرشی، 1372، ج 1، ص 75). روش دعا درخواست همسر شایسته امام علی فرمود: هر کس از شما برای ازدواج تصمیم گرفت، دو رکعت نماز بخواند، بعد سورة حمد و یس را قرائت کند و پس از آن حمد و ثنای الهی را به جای آورد، و بگوید: خدایا! زن صالح، بامودّت، پراولاد، سپاسگزار، قانع و تسلیم و
قرائت جزء بیست و پنجم، مناجات و دعای روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان
روزه می گیرند که از این تعداد 94درصد از آنها جوانان زیر 30 سال هستند. به نظر می رسد که روزه گرفتن برای عرب های مقیم ، پیش ازآن که یک نوع عمل مذهبی تلقی شود ، اجرای نوعی سنت قومی عربی است . با شروع ماه مبارک رمضان ، بازارهای عمومی به ویژه مناطق مسلمان نشین فرانسه حال و هوای رمضان به خود می گیرند.فروش خرما و شیرینی های مخصوص در همه جا به چشم می خوردودربازارهای مسلمانان ، نوای قرآن و
قرائت جزء بیست و پنجم، مناجات و دعای روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان
قرار داده و به خواستگاری برود،خواستگاری اش رد نمی شود و حاجتش برآورده می شود .. 2) آسان شدن ازدواج روایت از امام صادق علیه السلام: هر کس که خواستگاری ندارد یا به خواستگاریش جواب نمی دهند سوره طه را بنویسد و بشوید و آب آن را بر صورت خود بریزد، خداوند ازدواجش را آسان می کند. 3) جهت برآورده شدن حاجات بزرگ به جهت مطالب عظیم و بزرگ صد بار بگوید طه و یک بار سوره قل هو الله احد را
رشد آمار زنان بی شوهر هشداردهنده است
داشته، که این آمار هشدار دهنده است. وی با بیان اینکه بالاترین فراوانی طلاق در 5 سال ابتدای زندگی افراد رخ می دهد، گفت: نمی توانیم چند عامل خاص را به عنوان دلایل اصلی افزایش طلاق در کشور نام ببریم. عوامل مداخله گر در پیدایش طلاق بسیار زیاد است. متاسفانه افزایش رابطه ها باعث شناخت عمیق در شاخص های ازدواج نشده است و از سوی دیگر شناخت سطحی نمی تواند زمینه یک ازدواج موفق باشد.
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
نقطه مشترک داعش و قاتل امام علی(ع)/ ناپدید شدن یک شبه یک دریاچه/ توصیه حائری به هاشمی/ واکنش فرمانده ...
گوید هر روزه داری که ساعت هایی از روز را به خواب بگذراند، گناهکار محسوب می شود و بهتر است روزه خود را افطار کند .این روزنامه به نقل از پایگاه البوابه نیوز افزود: وی با تاکید بر اینکه “انسان باید روزهای ماه رمضان را به روزه و شب ها را به عبادت اختصاص دهد”، گفت: در غیر اینصورت روزه اش کامل نخواهد بود و حق الله را زیر پا گذاشته است، زیرا روزه گرفتن نوعی حق الله محسوب می شود. اعتقاد مردم مصر با این
فروش یک سم سرطان زا در ناصرخسرو
توصیه می کرد به هر طریق ممکن باید سعی شود که این ماده سرطان زا که در بافت ماهی رسوب می کند به آسانی از طرف مراکز عرضه کننده در دسترس آبزی پروران قرار نگیرد. اما تحقیقات علمی کشور نشان می دهد با وجود تکذیب ها و انکار ها گذشت زمان تغییری در وضع موجود ایجاد نکرده است. هشت سال بعد در سال 1390 عباس خدابخشی، استادیار گروه بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد و محمدمهدی امین، استادیار گروه
با بهشت و جهنم بیشتر آشنا شویم
...، هفتاد هزار دره و در هر دره، هفتاد هزار وادی و در هر وادی، هفتاد هزار شق و در هر شقی، هفتاد هزار خانه، و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندی هر یک به اندازه مسیر سه روز راه است و بلندی نیش های آن مارها چون درختان خرمای بلند است. این مارها به سراغ آدمیان دوزخی می آیند و او را از لب ها و پلک های چشمش می گیرند و شروع به کندن تمام گوشت های او می کنند. آدمی، گاه از بیم می گریزد و در نهری از نهرهای دوزخ می افتد و هفتاد سال در آن سرگردان است. پی نوشت: روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ترجمه دکتر محمود دامغانی، ص 791 تا 798 منبع: ...
جابجایی ماه های قمری و مستندات آن
اضطراب، افزای اعتماد به نفس و از بین بردن دردهای گذشته دارد. گلاب میل جنسی را نیز افزایش می دهد. بیشتر بخوانید ** طرز تهیه خورش خلال کرمانشاهی برای آشنایی با شیوه پخت و مواد اولیه این غذای خوشمزه، کلیک کنید گفتنی است، تابناک با تو از انتشار و درج مطالب شما در هر یک از زمینه های نامبرده و موضوعات جانبی آن استقبال خواهد کرد. بنابراین، چنانچه مایل به همکاری با ما در این بخش جدید هستید، مطالب خود را به آدرس bato@tabnak.ir ارسال فرمایید.
رابطه اختیار با فعل الهی/ محاجه انسان ظالم با شیطان در قیامت
ما دنبال شما بودیم! چرا دنبال این ها بودید؟ آن ها هم از آن طرف عذر می آوردند که لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَیْنَاکُمْ! مگر خدا هدایت نکرد؟ بله الۀن هم که گمراه شدی کار خدا است؛ اما باز تأکید می کنم به این معنا که هر چه که ما می کنیم حتی آنچه که اراده می کنیم تحت اراده و خواست الاهی قرار دارد؛ ولی این به معنای سلب اختیار ما نیست. مگر ما الۀن با ارادۀ خودمان نیامدیم مسجد؟ مگر ما با ارادۀ خودمان روزه
3 روز شهید بودم!
می گوید پیرمرد! تو برو بنشین. من می روم و می جنگم. همان چیزی که ما به پدرانمان گفتیم. شما در خانه بنشینید، در مسجد نگهبانی بدهید ما می رویم و در جبهه می جنگیم. هر زمان نیروی خاص خودش را دارد. غیر از دفاع از انقلاب و کشور چه انگیزه دیگری برای شرکت در انقلاب و جنگ داشتید؟ یک شیعه همیشه گوش به فرمان مرجع خود است که او چه حکمی می کند و تشخیص او چیست؟ یک روز می گوید صلح، چشم! یک