سایر خبرها
نظر مقام معظم رهبری درباره سریال پایتخت
دخترش را به من تزویج کرد، هم اکنون پیامبر در راه است تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد." پیغمبر (ص) در حالی که صورتش از سرور و شادمانی می درخشید به مسجد تشریف برد، و به بلال فرمود: "مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن." هنگامی که مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنی فرمود: "ای مردم آگاه باشید که جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد که مراسم عقد ازدواج علی و فاطمه
پنج دستورالعمل اخلاقی از سید محمد جواد صدر عاملی اصفهانی
زنده داری(سهر) مرد از آن بیداری در زمان های پرفضیلت و مداومت بر ذکر در این زمان ها است البته نه اینکه اصلا نخوابد بلکه هرگاه خواست در یک سوم میانی شب یا هنگام قیلوله قبل از ظهر یا اول طلوع خورشید به اندازه ربع ساعت بخوابد و خواب او همراه با آداب شرعی باشد. *چهارم: تفکر تفکر بال عقل است که در یک ساعت تو را به اندازه چهل سال به جلو می راند. اما تفکر رهرو
نهی از منکر اول خطاب به مدیران است، نه بی حجاب های خیابان
فرستاده بودند که در آنجا کار تبلیغی انجام دهد، و طبیعتاً آن جوان نمی توانست کار تعلیم کتاب و حکمت را به عنوان یک معلم کامل انجام دهد، بلکه او کار تلاوت را انجام می داد. تا وضع قدرت اصلاح نشود، کسی به زندگی بهتر نخواهد رسید/ امام زمان(ع) نیاز به 313 مدیر دارد پیامبر اکرم(ص) در همان ابتدا که با مردم مدینه پیمان بستند(پیمان عقبه). یعنی یک کارِ دقیقاً سیاسی انجام دادند و برای آنها
شب خوانی؛ آئینی فراموش شده در رشتخوار/ نیازمند احیای این آئین هستیم
، برای برگزاری مراسم شب خوانی، مناجات و اقامه اذان صبح تا اذان روشن بود. این قدیمی با اشاره به اینکه چند روز مانده به ماه رمضان مادران نان خانگی در منازل می پختند و پیش از فرارسیدن ماه مبارک رمضان، مایحتاج چند روزه نان و دیگر اقلام مورد نیاز خود را تأمین می کردند، می افزاید: در آن زمان برای مصرف آب شرب، آب را از حوض آب انبارهای شهر که سرد و گوارا بود، به همراه پدرو مادر با ابریق کوچک و
قرارداد دلی ستاره های فوتبال با بچه های محک
/> بیک زاده: امیدوارم همه بچه ها شفا بگیرند هاشم بیک زاده هم منقلب شده. او که خودش دو دختر دارد، با دیدن بچه های مبتلا به سرطان ناراحت و غمگین است. او که مدام با بچه ها شوخی می کند، می گوید: به حق آقا امام زمان(عج) امیدوارم حال همه این بچه ها خوب شود. این بچه های معصوم واقعاً دوست داشتنی هستند. به امید اینکه تک تک آنها در این روزهای عزیز شفا بگیرند. هاشم درباره حضور در محک توضیح می دهد: چه بگویم
گرسنه ماندن 3 روزه دوقلوهای ایرانی +تصاویر
خانواده زندانیان را دارند سئوال کردیم که گفتند: انجمن حدود 10 ماه است که ما را تحت پوشش قرارداده و غیر از چند سبد ارزاق تنها 250 هزار تومان کمک کرده است. کمیته امداد هم رفتیم، گفتند: شما تحت پوشش بهزیستی هستید. گفتیم: بهزیستی فقط 30 هزار تومان آن هم برای دوقولوها می دهد. یک بار دوقولوها 3 روز گرسنه ماندند زمان از دستمان خارج شد و درد و دل ها همچنان ادامه داشت اما وقتی
احسان علیخانی در ممنوع التصویریم بی تقصیر است/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ
نبود. من آن آدم را بخشیدم و اعلام می کنم که ممنوع التصویر نیستم. به نظر من به تیم 98 که کارهای خیر زیادی انجام داده، باید وقت بیشتری داده می شد. وقتی برنامه را دیدم و متوجه شدم فقط 10 دقیقه به بچه ها فرصت دادند، خدا را شکر کردم که به این برنامه نرفتم. شأن تیم 98 بیش از این است و باید وقت بیشتری به آن ها داده می شد. کاش موقع دیگری دعوت می کردند و این همه ایستادند تا فقط 10 دقیقه به برنامه بروند. بچه
روایت استاد آمریکایی از فرهنگ ایرانی
. برای این منظور با مردم رفت و آمد می کردم و هر روز، بیش از پیش با آداب و رسوم این مردم آشنا می شدم. * چه شد که به پژوهش در ارتباط با نمایش ایرانی پرداختید؟ همان سال 1971 محمدرضا پهلوی، به افتخار سالگرد 250 سالگی آمریکا، یک بورس در اختیارم گذاشت تا به تحقیق درباره تئاتر عامیانه بپردازم. من با محمدباقر غفاری، همراه شدم و به سرتاسر ایران از تبریز تا زاهدان سفر کردم
سوری ها گفتند فاطمیون نباشند عملیات نمی کنیم/ بازگشت شهدای فاطمیون و ظاهر شدن سیاست اشتباه در قبال ...
می توان آنجا بمانند و شرایط را تحمل کنند. ابتدای سال 92 ، 10 نفر برای اعزام آماده شدند. آن زمان اجلاسی هم به نام وحدت شامل علمای اهل تسنن و تشیع در تهران برگزار شد که به خاطر این برنامه اعزام کمی با تأخیر انجام شد. گروه نخستی که قرار بود 10 نفر، باشد 22 نفر شدند. ابوحامد ، عظیم واعظی و رضا اسماعیلی جزو گروه 10 نفره بودند. قرار بر این شد تا آموزش هایی ببینندٔ بعد به سوریه بروند؛ اما فرصت
فوت و فن های آشپزی با لاله صبوری
مجله زندگی ایده آل - الناز دیمان: بین آشپز ها معروف است که مرغ غذایی همه کاره است. در انواع و اقسام غذاهای ایرانی، فرنگی، چینی و هندی از مرغ استفاده می شود و مدل های پخت آن بسیار متنوع است. از مرغ حتی می توان در سالاد، سوفله و گراتن استفاده کرد. یکی از لذیذ ترین روش های پخت این ماده غذایی، گریل کردن است. لاله صبوری و همسرش، پویا قاسمی و دختر کوچک شان نورا، مهمان این شماره ایده آل شدند
ناگفته های باقری از مرگ 48 دقیقه ای
در نیاوردن را در زمان مربیگری جبران کردید؟ (می خندد) ببینید، سال 2007 زمان آقای افشار زاده که به عنوان کمک مربی انتخاب شدم، ماشینم حدود ده میلیون تومان بود. به هر حال تازه، دوران قهرمانی ام به پایان رسیده بود، اما سال 2010 یک ماشین هشتاد میلیونی داشتم. مسلما دوره مربیگری شرایط بهتر بود! - و الآن که سال 2015 هستیم؟ (با خنده) الآن ماشین ندارم. - بالآخره شما عضو هیئت مدیره چند شرکت هم بودید. بودم اما الآن دیگر نیستم و به عنوان کارمند در شرکت نفت زیر نظر آقای قنبرزاده مدیر عامل باشگاه نفت تهران مشغول به کار هستم. ...
از جانب خدای تعالی گزین شدی/ آیینه دار حسن خدا آفرین شدی
آورده ام را تقدیم کنم. اولی را که فکر می کنم بیش دوست دارند به دستشان می دهم. می گویم: کار بچه های رزمنده دزفول است. دارم توضیح می دهم که... می فرمایند: یزله که نوشته اید صحیحش یزله (سکون ز) است و ادامه دهد: یزله رو عربها هوسه می گویند... می گویم هم در این کتاب شعارها آورده شده و هم در انتهای کتاب سی دی صدای رزمندگان گذاشته شده است، بعد هم کتاب دزفول در جنگ (حماسه ماندگار) از احمد لطیف پور را تقدیم
سبک زندگی اسلامی/ زن، خانواده و مبارزه در فلسطین
. *ایجاد برنامه ها و طرح هایی براساس مطالعات حول محور زنان، تا موقعیت مناسبی برای فعالیت های خانه داری و مراقبت از کودکان و استفاده توأم آنان از فرصت های شغلی بالأخص در زمینه های موثر و آموزش کادر زنان فراهم شود. نگاهی به آداب و رسوم خانواده های فلسطینی در ماه مبارک رمضان ماه مبارک رمضان در فلسطین طی سال های گذشته یعنی از زمان اشغال اسراییل تا امسال هیچ تغییری نکرده، زیرا
انتشار بیش از یک هزار عنوان کتاب با کلید واژه عفاف و حجاب طی یک دهه/ مساله حجاب شهید مطهری پرفروش ترین ...
جاهلیت فاطمه سادات سعیدی - آذینه گل مهر - 130 صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ 1 سال 1392 - 1000 نسخه - 60000 ریال سند راهبردی گسترش و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب تدوین: اداره کل امور بانوان شهرداری تهران - زیرنظر: معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران - نشر شهر - 40 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1392 - 1000 نسخه – 22000 ریال عسل را سر بپوشیم (نگاهی به حد پوشش اسلامی) محمد مهرجوفر - ویراستار:سیما محتشمی - فدک سبز - 112 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1392 - 2000 نسخه - 50000 ریال مسئله حجاب مرتضی مطهری - صدرا - 252 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 108 سال 1393 - 3000 نسخه - 75000 ریال ...
قتل دخترک در توهم شیشه ای مرد شوم
. همان روز نخست زندگی مان آنچنان با کمربند کتکم زد که مرگ را به چشمانم دیدم . در مدت کوتاهی فهمیدم او جنون دارد . نمی توانستم به آن زندگی ادامه بدهم . با کمک خانواده ام طلاق گرفتم . 6 سال از بدترین روزهای عمرم را سپری کردم تا اینکه پسر خاله مادرم به خوستگاری ام آمد . من و حسن با هم ازدواج کردیم . حاصل زندگی ما یک دختر بود که اسمش را عصمت گذاشتیم . همسرم بنایی می کرد و ما زندگی خوب و شیرینی داشتیم
چه کسی با وجود هزار سال عبادت جهنمی می شود
و زره را نپوشیده بود و فقط روی دوشش بود. بعد با شمشیر زده شیر دو نیم شده. یکی از اولیاء خدا می فرمود: حیوانات هم مثل انسان ها کوچک شده اند. مثلاً شیر که می گویند طوری بوده که این شیرها در مقابل آن ها مثل بچّه گربه اند. دارد که سلمان با همین حال وحشت زده و به محضر پیامبر رفت و قصّه را بیان کرد. این طور هم گفت که یا رسول الله! من اوصاف شما را در انجیل خواندم و محبّت شما در دلم جای گرفت و
روابط درون خانواده در سیرة اولیای الهی
محسوس درآورد و با این شیوه زمینة درک بهتر آن را برای متربی فراهم سازد. روش تمثیل میتواند به تحقق ارزشهای خانوادگی یاری رساند؛ از این روش در منابع اسلامی به طور گسترده استفاده شده است. در اینجا، به منظور ترسیم ارزشهای حاکم بر روابط اعضای خانواده، به نمونههایی از به کارگیری این روش در منابع اسلامی می پردازیم: همسران قرآن مجید همسران را به لباسی برای همدیگر تشبیه میکند (بقره
نزول ملائکه بر ائمه در شب قدر
) 3. امام حسن و امام حسین (ع) بنابر روایتی از امام صادق(علیه السلام) (بحرانی، 1414: 3 / 261) ایشان نیز جبرئیل را در نزد پیامبر| به صورت دحیه کلبی مشاهده کرده اند. ب) روایات تحدیث ملائکه با حضرت زهرا(سلام الله علیها) در روایات زیادی نقل شده است که ملائکه بعد از وفات پیامبر اکرم|، بر حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نازل شده، با او تحدیث کرده اند. برخی از
آمریکایی ها اندازه ایران خرج والیبال نمی کنند
های ورزش حرفه ای به حاشیه رانده می شوند و کمتر کسی از حال و روز آنها خبر دارد. در تمرین تیم ملی والیبال آمریکا مردی مسن اما استوار با برخوردی گرم و دوستانه حاضر بود که دوست نداشت او را مدیر صدا کنند و تاکید می کرد که فقط به عنوان مشاور همراه تیم ملی والیبال آمریکاست؛ مردی که شاخص ترین بازیکنان جهان او را با پیشوند پروفسور صدا می کردند. او ریشه در آب و خاک ایران داشته و پس از سالها زندگی
دانلود قسمت 25 بیست و پنج ماه عسل 21 تیر 94
یک نت دانلود قسمت 25 برنامه ماه عسل یکشنبه 21 تیر 1394 دانلود قسمت بیست و پنجم 25 ماه عسل 1394 - پخش قسمت بیست و پنج ماه عسل 94 - دانلود قسمت 25 ماه عسل رمضان 94 دانلود قسمت 25 بیست و پنجم مجموعه ماه عسل 94 با اجرای احسان علیخانی دانلود قسمت بیست و پنجم مجموعه ماه عسل نود و چهار 94 ماه عسل 21 تیر 94 پخش آنلاین برنامه ماه عسل رمضان 94
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
علیخانی اجرای سال آینده را واگذار کرد/ رئیس سابقه دارها در ماه عسل
سایت خبری تحلیلی هنگام Hengamnews.com: شب گذشته در بیست و سومین روز از ماه مبارک رمضان، ماه عسل پنجره ی جدیدی را به روی مخاطبان خود گشود. علیخانی پس از سلام و احوالپرسی با مخاطبان ضمن تشکر از استقبال مردم از طرح محسنین افزود: من زمانی که جواب دندان شکن می شنوم و قانع می شوم، حال می کنم. تصور این حجم استقبال را نمی کردیم. این مطلب را نه برای پز دادن، بلکه برای شادی بچه های
سوء پیشینه شرط استخدام در کارخانه!
همراه دو زوج مهمان این قاب ماه عسل بودند. دکتر نبی در آغاز گفتگو از نوع نگاه آدم ها به مسائل پیرامون زندگی گفت. وی افزود: تغییر نوع نگاه به زندگی، باعث تغییر در نوع فکر کردن و تغییر در شیوه فکر کردن، موجب تغییر در سبک زیستن می شود. یعنی نگاه ما افکار ما را و افکار ما افعال ما را می سازد. من احساس می کنم امروز حال همه ما خوب است. ما که در الغوث الغوث گفتن های دیشب مان بخشیده شدیم. حس می کنم امید به
200هزار مترمربع فضای درمانی استان مرکزی نیازمند بازسازی
روستایی است. برنامه تحول نظام سلامت که از اردیبهشت ماه سال 93 به همت دولت تدبیر و امید در کشور کلید خورده توانسته است سطح رضایتمندی مردم از خدمات بهداشتی و درمانی را افزایش دهد اما تداوم این موفقیت ها نیازمند شناخت ساختاری فرصت ها و تهدیدها در عرصه سلامت استان ها و ترسیم برنامه اصلاحی برای نقاط ضعف امکانات، نیروی انسانی و زنجیره خدماتی در عرصه بهداشت و درمان است. مدیریت سلامت به سبب وسعت و
مرید حاج همت
داده شد. این شهید والامقام در تاریخ 1393/12/13 همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام علیها) تشییع و در گلزار شهدای یافت آباد به خاک سپرده شد، متن پیش رو گفت وگویی است با مادر بزرگوار شهید امرالله معروف وند. آغاز راه عشق! پسرم سال 61 برای اولین بار به جبهه رفت. آن موقع 14 ساله بود. حدود سه ماه بعد در عملیات والفجر مقدماتی مجروح شد و در بیمارستانی در اهواز تحت معالجه قرار گرفت
جابجایی ماه های قمری و مستندات آن
اساس مستندات تاریخی ممتاز محل یا ارجمند بانو بیگم، سومین همسر شاه جهان بوده و در نزد شاه جهان بسیار محبوب بود. ممتاز محل در زمان به دنیا آوردن چهاردهمین بچه اشان به نام گائوهارا بیگم در سال 1631 میلادی از دنیا می رود و شاه جهان که اندوه بزرگی را متحمل شده بود، تصمیم به ساخت آرامگاهی برای یاد بود همسرش گرفت و ساخت این بنا را که در برخی منابع تاریخی به درخواست ممتاز محل از وی بود را به مرحله اجرا
ماجرای گریه حاج منصور برای فوت یکی از بازیگران
سعید حدادیان در ادامه به خاطره گریه حاج منصور ارضی برای فوت یکی از بازیگران اشاره و گفت: خیلی سال پیش برنامه ای بود در برنامه کودک به نام مهرنگ و اورنگ. آن وقت ها یک روز من بر حاج منصور وارد شدم، دیدم ایشان گریه می کند. چون یکی از بازیگران آن برنامه از دنیا رفته من گفتم: فکر کردم آیت اللهی از دنیا رفته! گفت نگو سعید! بالاخره بچه های مملکت ما او را دوست داشتند. به عنوان یک دوست مهربان
مادربزرگ نوه 7 ساله خود را سوزاند
سلامت نیوز :دکتر غلامرضا شریعت طی یادداشتی که برای سلامت نیوز ارسال کرد نوشت: شب قدر شب بیست و یکم رمضان یکی از شبهایی که سرنوشت مقدر می شود بنا به دلایلی در بیمارستان بودم برنامه ماه عسل تلویزیون بازمانده خیل 175 غواص شهید دست بسته را نشان می داد. منتظر ندای الله اکبر بودیم که اتومبیلی با ترمز شدید جلوی اورژانس متوقف می شود و از آن زن و شوهر جوان بهمراه دخترکی شش هفت ساله پیاده و
مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد
بیمار می شوم و این کار، کمک زیادی به من می کند به طوری که در حال حاضر که بیش از هفتاد سال دارم (آینده با خداست نمی دانم) هیچ گونه ناراحتی جسمانی در هیچ قسمت از بدن خودم احساس نمی کنم، گاهی فکر می کنم مثل سن چهل سالگی کارهایم را ادامه و برنامه هایم را در قسمت مطالعه و نوشتن و امثال اینها ادامه می دهم. حیات علمی از آیت الله مکارم شیرازی حدود یکصد و پنجاه جلد کتاب در حوزه های مختلف
شرط استخدام داشتنِ سوءسابقه است!
کرد که کارخانه دار است. اما تفاوت او با دیگر کارخانه داران در این است که او نه تنها گناهکاران را بخشیدنی می داند، بلکه معتقد است باید به آنان فرصت دوباره داد. جالب ترین نکته درباره مهمانِ کارخانه دارِ برنامه این بود که در کارخانه ی او شرط استخدام داشتنِ سوءسابقه است. دکتر نبی میهمان اصلی برنامه ماه عسل دکترای اقتصاد دارد و از کارآفرینان برگزیده کشور است. او که صحبت هایش پر از