سایر منابع:
سایر خبرها
هامون بازها را با توکل و توسل اجرا می کنیم
آتشه هستم که خیلی به حمید هامون نزدیک است. مهتاب نصیرپور نیز درباره حضورش در هامون بازها گفت: من با کارهای آقای رحمانیان به دنیا آمدم، بزرگ شدم و دارم پیر می شوم. اولین همکاری مان در سال 65 شکل گرفت که نزدیک به 30 سال از آن زمان می گذرد، البته فکر می کنم بخشی از این همکاری از روی اجبار بوده چون من همسر آقای رحمانیان هستم و او مجبور بود در کارهایش از من استفاده کند. وی افزود
ناگفته های رضا داودنژاد از کار با پدر فیلمساز/دستمزدم برای بازی در بی پناه اسباب بازی بود
پردیس سینمایی چارسو برگزار شد، رضا داودنژاد درباره بازی در فیلم بی پناه در سن پنج سالگی گفت: سال های اوج جنگ و بمباران شهرها توسط عراق بود و ما شمال زندگی می کردیم. یک شب زیر کرسی بودیم که پدرم گفت می توانی گریه کنی؟ گفتم چرا؟ گفت به خاطر بابا. من گریه کردم و با همان گریه بازیگر شدم. یک وقت دیدم بندرانزلی هستم و دارم فیلم بازی می کنم. آن بازی کردن در سینما در پنج سالگی همان و این همه ماجرا در
نگاهی به افکار Andrew Ng، مردی که Google Brain را ساخت
اختیار گذاشتن محتوا، یک تراژدی است. در بهار سال 2014 وی به یکباره عنوان کرد که می خواهد گوگل را ترک کرده و از مدیریت روزانه وب سایت Coursera نیز فاصله بگیرد. غول تکنولوژی چین به نام Baidu با صرف 300 میلیون دلار یک آزمایشگاه تحقیقاتی در دره سیلیکون بنا نهاد؛ صرفا با فاصله ای بسیار اندک از مقر اصلی گوگل. Andrew Ng نیز تصمیم گرفت تا به Baidu بپیوندد. در Baidu، اندرو تلاش می کند تا به
نمی دانم چطور از پرسپولیس جدا و استقلالی شدم!!
خوبی در مطبوعات حاکم بوده و هیچ مشکلی وجود نداشته، ولی من آمدم اینجا این ناآرامی و این مشکلات را برای فوتبال ایران درست کردم، شرمنده جامعه فوتبالی هستم و از مردم هم عذرخواهی می کنم و بعد از بازگشت به تهران با دیده منت به کمیته اخلاق می روم و از آنها هم عذرخواهی می کنم که چنین کار بد و غیراخلاقی انجام دادم. به هر حال یکی از اعضای کمیته اخلاق گفته بودند که شما از خط قرمزها گذشتید؟
آمریکایی ها اندازه ایران خرج والیبال نمی کنند
هستم که پیرامون تعامل علم ورزش و ورزش حرفه ای والیبال فعالیت می کند. درباره عناوینی که به من نسبت می دهند هم باید بگویم چند سال قبل تیم من در یکی از لیگ های آمریکا مسابقه می داد. در آن سال من را به عنوان مربی قرن والیبال آمریکا معرفی کردند. اصلا حضورم در ایران با تیم آمریکا جریان خاصی داشت. من یکی از مفتخرترین مربیان آمریکا هستم. خیلی سخت است که به عنوان مربی والیبال جوایز متفاوتی بگیرید
وقتی قویترین مرد جهان، تفریحی وزنه می زد
متولد شده ام و اکنون دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه آزاد قائم شهر هستم. سین: چند خواهر و بردار دارید؟ جیم: یک خواهر و یک برادر دارم که از من بزرگترند و من فرزند آخر خانواده هستم. سین: از شیطنت های دوران کودکیتان بگویید؟ جیم: شخصت آرامی داشتم و مانند همه بچه ها، شیطنت های معمولی و خاص دوران کودکی را انجام می دادم. سین: آیا در کودکی از پدر و
کارگردان ایرانگرد: دهاتی بودن، یک افتخار است
اند و این تغییر مدیریت با توجه به استقبالی که از طرف مخاطبان به برنامه شده است و این مستند به عنوان یک کار پرمخاطب معرفی شده است، آیا وقت آن فرا رسیده که نگاه ویژه و حرفه ای تری به کار ما صورت گیرد یا خیر و همه آرزوی من این است که شاهد این نوع نگاه از مدیران جدید سیما باشم. من به مدیران جدید سازمان واقعا" امیدوارم. شما از ابتدا که می خواستید کار را شروع کنید، تک نفره کارتان را استارت
ورزش و روزه باهم منافاتی ندارند
. رعایت این نکات ریز اما مفید برای کسی که ورزشکار است و به ورزش علاقه دارد شاید زیاد سخت نیست! ورزش جزء جدا نشدنی زندگی خیلی از افراد است و برای حفظ سلامتی، تندرستی و شادابی خود برنامه ای منظم و دقیق طرح می کنند.حساب کسانی که ورزش را به طور حرفه ای دنبال می کنند از بقیه جداست، اما هر دو گروه بدون ورزش روزشان را سپری نمی کنند.به غیر از ورزشکاران حرفه ای افرادی هستند که باید حتما در طول روز و
بهبود عملکرد کاراته گلستان مطلوب نیست
عنوان کشوری دارم. از سال 85 بنا به تشخیص کارشناسان کاتا رو انتخاب کردم. در کومیته تا مقطعی جای رشد داشتم، البته خیلی ها اعتقاد داشتند و دارند که اگر کومیته را انتخاب می کردم نیز می توانستم موفق باشم. به کدوم بخش علاقه بیشتری داشتید؟ دلیل انتخاب ورزش رزمی، همین مبارزه بود اما از زمانی که کاتا را شناختم، به این بخش بیشتر علاقه مند شدم. کاتا ، اصل و ریشه کاراته است و هر ورزشکار
با هزینه شخصی قهرمان شدم!
. به رقابت های برون مرزی هم اعزام شدید؟ بعد از قهرمان شدن در کشور، به عضویت تیم ملی نوجوانان در آمدم و به رقابت های قهرمانی آسیا در ابوظبی اعزام شدم که متاسفانه از کسب مدال باز ماندم. اولین تجربه برون مرزی سخت بود؟ واقعا سخت بود، کم تجربگی و استرس از دلایلی بود که من را در این رقابتها از کسب مدال دور کرد، در سال های پیش رو این ناکامی را جبران خواهم کرد. قشر خاصی به
محمد رضا شمس: نویسنده ها غم نان دارند/ نشر کتاب با هزینه مؤلف طبیعی نیست
همان دوران در زندگی من نقش مهمی را بازی کردند، آنها را در حافظه نگه می داشتم و برای بچه های محل تعریف می کردم، در واقع قصه گوی محله بودم. تا اینکه در همان دوران نوجوانی با گروه تئاتر مرکز خانواده نازی آباد آشنا شدم، وارد این گروه شدم، آقای پرویز پرستویی هم در آن گروه حضور داشتند. این شد که شروع کردم به نمایش نویسی و بازی تئاتر و به طور حرفه ای تر وارد عرصه ادبیات شدم. اینکه ادبیات کودک
چرا دولت بی خیال جمع کردن خودروهای فرسوده شده است؟/ مشکل در پرداخت وام ازدواج دانشجویی
قراردادی هستیم و این در حالیست ما هم مشمول قانون خدمات کشوری هستیم باسلام حدود یلسال است از آموزش وپرورش بازنشسته شدم از پاداش سنواتم در پی اعلام ناراحتی فرهنگیان ققط 24 درصد پرداخت شده اگر پولم را میدادند در بانک می گذاشتم کلی سود برده بودم خدا راضی است پدرم سه سال پیش فوت شد هزینه کفن دفن را هنوز ندادند و چندین طلب دیگر آیا کارکنان سایر ادارات این گونه پداش میگیرند ؟ فرندی دارم دچار
زنان سرزمین من مغز متفکر خانواده بوده اند
1394/4/20 - 14:30 471778 به گزارش خبرنگار تئاتر شبستان نمایش هیچکس نبود بیدارمان کند نگاه خاصی به مسئله زنان دارد. نگاه ویژه ای که از دغدغه های کارگردان در تاکید به نقش زنان برای حفظ محوریت خانواده است. داستان نمایش در سال های دهه سی اتفاق میفتد و ماجرای خانواده ای رو به فروپاشی را روایت می کند. آنچه در این میان اهمیت دارد نقش پوراندخت مادر خانواده است که می کوشد تا جمع خانوادگی را دور
روش تبدیل شدن به یک مدیر واقع بین
نیاز دارم. اگر نفهمم چه کار کرده ام و چرا، در این صورت احتمال دارد همه آن کارها را دوباره انجام دهم و حتی متحمل ضرر بیشتری شوم. دریافتم که علت شکست من ذهنیت فطری ام بود. من موضوعات اطرافم را به روشنی نمی دیدم و در نتیجه نمی توانستم به طور عینی به آن موضوعات پاسخ مناسب بدهم. هر چند من انسان باهوش، موفق، سخت کوش و دارای اخلاق حرفه ای مناسبی بودم اما مواردی وجود داشت که من آنها را به وضوح نمی دیدم مثل
از تونایی فرزندان شهدا بیشتر بهره ببریم
به گزارش ایثار واحد خبرالبرز در راستای مصاحبه با فرزندان موفق شاهد و ایثارگر استان البرز در نخستین مصاحبه با هماهنگی اداره اشتغال اداره کل بنیاد شهید البرز به واحد 213- طبقه اول بازار کامپیوتر کرج در چهاراه هفت تیر رفتیم و با یکی دیگر از فرزندان موفق شهید همکلام شدیم.مرتضی حمزه در دوم بهمن ماه سال 1360 به خاطر شغل پدر شهیدش که یکی از همافران دلیر پادگان هوایی بوشهر بود در شهر بوشهر به دنیا آمد. او که یک سال و دو ماه بیشتر نداشت پدرش به آسمان پرکشید تا لذت دیدار پدر برای مرتضی یک ساله به رویا مبدل شود. برای گفتگو با مرتضی عزیز کار سختی پ ...
فروش شرکت برای ایجاد تحول
میدان تایمز زده بود که شرکت تامی هیلفیگر را با کلوین کلین، رالف لورن و پری الیس مقایسه می کرد. این اقدامی جسورانه بود که این برند را به شهرت رساند و وارد عرصه رقابت کرد . اگرچه همکاری خوبی با تامی داشتم، اما سابقه من با او کاملا فرق داشت. من در هلند بزرگ شده و در آنجا مدرک مدیریت کسب وکار دریافت کرده بودم. بعد از دانشگاه از کشورم خارج شدم و قبل از آمدن به نیویورک یک سال در هنگ کنگ و یک سال
سعید حدادیان از رامبد جوان تعریف کرد: او یک مجاهد است ، و رامبد جوان از احسان علیخانی: شعور مدیریتی ...
. ماجرای گریه حاج منصور برای فوت یکی از بازیگران سعید حدادیان در ادامه به خاطره گریه حاج منصور ارضی برای فوت یکی از بازیگران اشاره و گفت: خیلی سال پیش برنامه ای بود در برنامه کودک به نام مهرنگ و اورنگ. آن وقت ها یک روز من بر حاج منصور وارد شدم، دیدم ایشان گریه می کند. چون یکی از بازیگران آن برنامه از دنیا رفته من گفتم: فکر کردم آیت اللهی از دنیا رفته! گفت نگو سعید! بالاخره بچه
غنی سازی اوقات فراغت؛ مسئولیتی که متولی ندارد
کار می کردم. وی در ادامه به طرح و انتشار یک نشریه تجربی به نام برکه همراه با پسرخاله اش که آن روزها هنرجوی رشته گرافیک بوده اشاره کرده و گفت: نشریه کوچک و چندصفحه ای برکه که من و پسرخاله ام به عنوان یک سرگرمی منتشر می کردیم، به دلیل جدیت مان در کار بعدها مسیر زندگی مان را تغییر داد و حتی در همان سال ها یک بار در نشریه همشهری معرفی و سال بعد از سوی خانه روزنامه نگاران جوان وابسته به وزارت
عبور از مرزهای نوازندگی
برقرارکردن را به شما می دهد. اگر مدیر نشر هرمس برای اولین بار شما را به ایران دعوت نمی کرد، بازهم به ایران می آمدید؟ از چند سال پیش دلم می خواست به ایران سفر کنم. در آلمان دوستان ایرانی دارم و حتی یکی از آنها موزیسین است و موسیقی های ایرانی را آنجا اجرا می کرد. شاید شنیدن آن موسیقی برای من سخت بود، چون با این فرهنگ و سبک موسیقایی زیاد آشنا نبودم، اما مدتی بعد تحت تأثیر قرار گرفتم.