سایر منابع:
سایر خبرها
آرین کشیشی: همایون شجریان انسان عجیب و فوق العاده باهوشی است
گروه پرکاشن می نواخت، با او آشنا شدم. البته من برای کنسرت حامی نرفته بودم و قرار بود در یک اجرا، کارهای یانی را بزنیم که زدم و خوش شان آمد. یک جلسه سر تمرین این اجرا رفتم اما ناگهان گروه آنها عوض شد و ظرف دو جلسه تمرین می خواستند کنسرت حامی را برگزار کنند! کارهای حامی هم اصولاً سخت هستند و آکوردهای زیادی دارند. البته در کنسرت حامی خیلی اذیت شدم و به من استرس زیادی وارد شد. * از طرف حامی؟! نه
ماجرای پنهان شدن بنی صدر از زبان تکمیل همایون
شو چای بیاور. خواستم بلند شوم که امام گفت بنشین خودم می آورم. عکس امام که در حال آوردن چای است به همان روز برمی گردد. همان طور که امام به تلویزیون نگاه می کرد افضلی در تلویزیون با حالتی گریان و ملتمسانه می گفت مرا ببخشید. ثقفی تعریف می کرد: امام گفت خاک بر سرت. تو افسری. قوی باش. آن قدر گریه و زاری نکن. برگردیم به ماجرای اختفای بنی صدر. بنی صدر هنوز روحیه خود را حفظ کرده بود
نگاهی به زندگی و وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
، به سبط اکبر پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و خاندان وحی می رسد . احمد بن علی نجاشی – که یکی از ارکان علم رجال است -، درباره نسب آن بزرگوار می نویسد :هنگامی که جنازه او را برای غسل برهنه می کردند ، در جیب لباس وی نوشته ای یافت شد که در آن ، نسبش ، این گونه ذکر شده بود : من ابوالقاسم ، عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن علی بن حسن بن علی بن ابی طالب هستم . [2] براساس این نسخه از
کتابخانه اسلامیه با 130 سال سابقه در قلب بازار
به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا ، نبأ ، این کتابخانه در حدود 130 سال قدمت دارد و یکی از قدیمی ترین کتابخانه های تهران است، حاج محمود کتابچی در حدود 130 سال پیش این مکان را دایر کرد و آقا سید اسماعیل و سید محمد کتابچی نسل های بعدی بودند که این مکان را دایر نگه داشتند. با وجود موقعیت مناسب این حجره (در خیابان 15 خرداد و در قلب بازار تهران) شاید هر صنف دیگری در این مکان مشغول فعالیت می شد، از نظر
رمز موفقیت در زندگی، انس با قرآن است
توانست بسیار بدتر از حال حاضر باشد، اما قرآن مانند ریسمانی مرا به خود نگه داشت و در این زمینه کمک بسیاری به من کرد. این فعالیت ها همچنین باعث شد تا در درس هایم پیشرفت زیادی داشته باشم. من در حال حاضر در مدرسه سادات مشغول به تحصیل هستم که به لحاظ سطح علمی، بعد از مدارس تیزهوشان، رتبه دوم و از نظر فرهنگی، رتبه اول را در میان مدارس استان دارد و خدا را شاکرم که توانستم در مسابقات علمی آن مدرسه دیپلم
عشق جایی برای قهر نمی گذارد/حسرت گفتگو با جلال آل احمد بردلم ماند
زود به رادیو برگشتید؟ -(می خندد) یکی از داوران همان جا گفت این از این بچه پروهاست. به یک سال نرسید که وارد تلویزیون شدم. ایران درودی برای یک برنامه نقاشی از من دعوت کرد چون فعالیت مطبوعاتی من در حوزه هنرهای تجسمی بود. *در ادامه مسیر حرفه ای به مطبوعات هم سرک کشیدید. -بله چون علاقمند بودم. آن زمان در مورد هنرهای تجسمی و به طور ویژه نقاشی نقد می نوشتم، مدتی بعد که
مسائل اساسی پدیدارشناسی
] است. روانشناسی دکارت تقریباً یکسره تکرار همان روانشناسی توماس [آکوئینی .ن] است[...] (ص262) روانشناسی غلط است باید علم النفس باشد. چنان که می دانید فرانز فون بادر، فیلسوف سدۀ نوزدهم آلمان ردیّه ای بر دکارت نوشته و اظهار داشت که دکارت باید می گفت: "می اندیشم پس خدا هست." (ص262) فرانتس فُن بادر گفته است: اندیشیده می شوم پس هستم یا پس می اندیشم و هستم (ر.ک
قوی ترین و عاجزترین افراد چه کسانی هستند
رسد که گناه، بین مردم، تمیز می شود! در آن زمان، ما معنی این حرف آقا را نمی فهمیدیم، امّا الآن می بینیم که همان طور شده است. خیلی راحت و تر و تمیز و به تعبیر امروزی ها اتوکشیده گناه می کنند، مثلاً در اروپا، سال های سال در کنار هم زندگی می کنند، بچّه دار هم می شوند، اگر خواستند بعد از مثلاً ده سال با هم ازدواج می کنند! امّا این درد است که گاه مع الأسف در ایران خودمان هم این مطالب شنیده شده است.
احمد توکلی: مخالف نخست وزیر شدن ولایتی بودم/اصولگرایان به آزادی و نقش مردم کم اهمیت می دهند
/> درس و تحصیل را از کدام مدرسه شروع کردید؟ همان بهشهر بودید؟ بله. من 5 سالم بود که به مدرسه رفتم. چقدر زود! آنجا رسم بود که بچه های بااستعداد زودتر به مدرسه می رفتند. یک امتحان می گرفتند. فقط امتحان املا می گرفتند. من خیال می کردم اگر کسی یک کلمه نتواند بنویسد رفوزه است. نخستین کلمه ای را که نتوانستم بنویسم، کاغذم را در چمدانم- جعبه کوچکی که داشتم- گذاشتم و گفتم من می
نقشه 3 بچه محل برای سرقت مسلحانه از طلافروشی
به گزارش روزنامه ایران، همسایه طلافروشی به پلیس گفت: دقایقی قبل متوجه ورود دزدان نقاب دار به داخل طلافروشی شدم. همه جا را به دقت زیرنظرداشتم که ناگهان یکی ازآنها اسلحه اش را به سمت مرد طلافروش گرفت. من که مطمئن شده بودم آنها دزد مسلح هستند بلافاصله با پلیس 110 تماس گرفتم. زمانی که یکی از آنها از مغازه بیرون آمد، یکی از کسبه از پشت سر او را گرفت که هر دو روی زمین افتادند. در همین لحظه همدستش با
علل فرهنگی عقب ماندگی ایرانیان
او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد. قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم. ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای. به او گفته ای شکلات میخرم ولی نخریدی! با کمال تعجب بازداشت شدم! در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی. آن ها با نظر عجیبی به من
تجاوز گروهی در روز عروسی به عروس جوان!
شد یکی از دوستانم صبح اول وقت کراوات را به او برساند. صبح روز بعد از خواب بیدار شدیم و او را تا ایستگاه اتوبوس بدرقه کردم. در راه بازگشت به خانه، از کنار پسری رد شدم که روی صندوقچه ماشینش نشسته بود. ناگهان مرا از پشت گرفت و به صندلی عقب ماشین انداخت. دو مرد دیگر داخل ماشین بودند و به سرعت از آنجا دور شدند. تمام این ها تنها در چند ثانیه اتفاق افتاد. پارچه ای را در دهانم فرو
نقد تند حسن روحانی به سبک وطن امروز
آقای روحانی، چه کردید که صدای حاج قاسم درآمد؟ قدیانی در وطن امروز نوشت: سلام آقای روحانی! امید دارم برخلاف اقتصاد کشور و معیشت مردم، حال شما خوب باشد! و اما بی هیچ اطاله کلامی، بروم سر اصل سخن! یادتان هست هنگام مذاکره با کشورهای غربی بویژه آمریکا، جهت نیل به توافقی که لغوکننده تحریم ها باشد، ما چه می گفتیم و حضرتعالی و سایر همکاران، چه جواب می دادید؟! یادتان هست ما می گفتیم با این شعار
انتظامی، ناصرالدین شاه مغرور و حاجی واشنگتن ساده لوح
بتوانم موقعی که فیلمبرداری نیست، روی آن بخوابم. وقتی فیلمبرداری هامون شروع شد، هنوز برای عمل جراحی نرفته بودم. دکتر گفته بود که چهار روز در بیمارستان بستری هستی و یک هفته هم باید در خانه استراحت کنی. بعد بلند می شوی و راه می افتی.بنابراین تصورم این بود که دو هفته بعد دوباره سر کارم و در این مدت هم آنها صحنه های دیگر را می گیرند. البته قبل از اینکه برای جراحی بروم، صحنه دفتر وکالت مرا (در دفتر پخش
مژده ای دل که سرآمد غم هجران نگار
مقدور است لحظه ای از سالن خارج شوید، اینجا کار داریم . مادر شهید از سالن بیرون رفت و در گوشه ای نشست؛ در این فاصله پیکر مطهر شهید را جابجا کردم؛ بعد از مدتی به وی گفتم الآن می توانید بیایید داخل . مادر شهید وارد سالن شد و بدون هیچ تردیدی به سمت پیکر فرزند شهیدش رفت درحالی که ما جای او را تغییر داده بودیم؛ و به ما گفت من یقین دارم که این پسرم است؛ او به من گفته بود که برمی گردد . غوغایی
شخصیت های کاریزماتیک تاریخ چه کسانی بودند؟
تعریف کرده بود و مرتب علیه آنها حرف می زد؛ این دشمنان کسانی جز کمونیست ها و یهودیان نبودند. او مأموریتی روشن در ذهن داشت و بسیار تلاش می کرد جهان را درباره ی این مأموریت متقاعد کند. اینها همه ، رازورمز رهبری کاریزماتیک است. میلیون ها آلمانی که سابقه ی شنیدن این پیام ها را داشتند، تسلیم سحر و جادوی هیتلر شدند و او را مانند خدا پرستیدند. شاید تعجب کنید اگر بدانید هیتلر رهبری مهربان بوده است. دیری
بسته خبری یکشنبه 18 تیرماه 1396
: حاج قاسم سلیمانی در یکی از سخنرانی هایش گفته عذر دارد، والا می توانست صحنه هایی ناب از قهرمانی فرزندان مقاومت در منطقه را توصیف کند که جملگی تحت تاثیر فرهنگ مقاوت و شهادت در ایران، با زیبایی خیره کننده، شکل گرفته است. پیروزی اصلی آنجا رخ داده و آزادی خاک فرع بر آن است. امروز، فرزندان امیرالمومنین (ع) موصل را به طور کامل آزاد کردند اما این آزادی می تواند مقدمه اشغال مجدد هم
هیچ کدام از کارهایم را با گران ترین آثار فرشچیان عوض نمی کنم
، همه 90 در 1 و نیم متر است. یک فرد هنرمند، همین طور کار می کند و کار می کند تا اینکه ناگهان می ایستد. انگاری آن انر ژی خاص ازش دور می شود. بعد همان دوران بیکاری هم از آدم انرژی می برد. ناگهان موضوعی بر روح و جسمت چیره می شود. سال 1345 که شروع به تدریس کردم، ابتدا مرا به تبریز فرستادند. موقعی که آنجا بودم، ماه محرم که می شد قمه زنی در آنجا رسم بود. 30 نفر سفیدپوش قمه می زدند. با دیدن این
ایا تعیین جنسیت درست است؟
هستند. زمانیکه به او گفتم، نوزاد ما پسر است، زبانش از تعجب بند آمد. جواب بدون اشتیاق او مرا تعجب زده نکرد، ولی کمی احساس ناراحتی کردم، در همین حال مادرم گفت: با یک بچه پسر چکار می کنی؟ انتظارات بیش از حد بزرگترین آرزوی خانم های باردار بدنیا آوردن نوزادی سالم و شاد است. اما خواسته بعدی آنان احتمالا داشتن دختر یا پسر است. خانم های بارداری که جنسیت خاصی را برای فرزند خود ترجیح می دهند
زوایای پنهان فتنه 18 تیر 78 هنوز برای مردم افشا نشده است/ نقش برخی مسئولان دولت اصلاحات در رهبری آشوب ...
دانشگاه، در یک محلی در کنار کوی دیدم چند پیراهن را روی زمین گذاشته اند و با رنگ قرمز مشغول رنگ آمیزی آن هستند! با خنده به آنها گفتم که در این اوضاع و احوال شما مشغول انجام چه کاری هستید؟ یکی از آنها که نمی دانست من چه کسی هستم و شاید گمان می کرد یک رهگذر معمولی هستم گفت می خواهیم پدرشان را دربیاوریم! متوجه منظور آنها نشدم و از کنار این اتفاق گذشتم، چند ساعت بعد که به کوی دانشگاه مراجعت
فتحعلی شاه در حیرت از شاگردان رازی/ ازدواج عجیب که به سبک علما انجام شد
9604190000 کد خبر روزی فتحعلی شاه از تالار عالی قاپو طلاب زیادی را مشاهده کرد که از مسجد امام به سمت میدان بیرون می آمدند، علت جمعیت را پرسید، عبدالله خان امین الدوله سبب اجتماع را حضور در درس شیخ بیان کرد . به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، در بقعه تکیه مادر شاهزاده، قبرستان بزرگ تخت فولاد اصفهان شخصی آرمیده که روزی 300 عالم و 400 طلبه پای درسش رفع عطش علم می کردند، در همین اصفهان
سرگذشت نشر؛ از فروش قسطی تا کتاب تستی
شد که بسیار بد بود. سال بعد از آن من برای خدمت نظام به دانشکده افسری رفتم. آن زمان دیپلمه ها فقط یک سال خدمت می کردند که 6 ماه خدمات نظامی در دانشکده بود و 6 ماه بعد هم افسر می شدند. همان طور که قبلا هم گفتم، شرکت تضامنی علمی به صورت یک دانشکده بود و اشخاص زیادی در این دانشکده تعلیم یافتند که اغلب از ناشران خوب شدند. مثل کتابفروشی غزالی (جمال دربندی)، کتابفروشی امیرکبیر، کتابفروشی اشرفی خوانساری
نگاهی دوباره به تابستان داغ 18 تیر 78
در تیترها و سرمقاله های خود به این موضوع واکنش نشان دادند. بااین حال طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس پنجم به ریاست ناطق نوری تصویب شد.اما این آغاز ماجرایی بود که ردِپای خود را حتی در رقابت های انتخاباتی دهه 90 هم بر جا گذاشت. به محض انتشار خبر توقیف سلام، هفدهم تیر سال 78، دانشجویان در کوی دانشگاه تهران دست به اعتراض زدند. اعتراضی که از ساعت 9 شب شروع شد و تا بامداد همان روز ادامه یافت.
نوازنده ریزنقش سازهای بزرگ
حرفه ای و اصولی به پرکاشن دارند، دورهم جمع کنیم و کارهای جدیدتر اجرا کنیم و مردم را با پرکاشن آشنا کنیم. از طرف دیگر جای یک آنسامبل پرکاشن کلاسیک در موسیقی ایران خالی بود که می خواستیم این جای خالی را پر کنیم. البته علت اینکه چرا این آنسامبل زودتر از اینها تشکیل نشد این بود که سازهای اصلی ما همه جا نیست، محل تمرین به راحتی پیدا نمی شود، کما اینکه همین الان هم برای پیدا کردن محل تمرین مشکل داریم. از
حجت الاسلام موسویان : کدام گریه برای اهل بیت(ع) دست ما را می گیرد؟ + گزارش تصویری
گزارش تصویری عقیق: روضه هفتگی حسینیه فاطمه الزهرا سلام الله علیها با سخنرانی سید جلال موسویان ، مداحی حاج سعید حدادیان و کربلایی محمد حسین حدادیان برگزار شد . در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام موسویان را بخوانید: خدا را به همه نعماتش شاکر هستیم، بعضی وقت ها انسان ها در گیر و دار و زندگی یادشان می رود که باید به مقامی دست پیدا بکنند که این مقام، مقام معصوم است
عالمی که مناظرات علمی او تبلیغات گروه های انحرافی را خنثی می کرد
اللّه الحرام اقامت داشتم ، جایی که معمولا تا حرم یک ساعت باید پیاده می رفتیم. از محل اقامتم خارج شدم و چند دقیقه ای پیاده رفتم. بعد منتظر ماندم که تاکسی برسد، ولی خیلی معطل شدم. در این هنگام، عربی رسید و پرسید: چرا این جا ایستاده اید؟ گفتم: منتظر تاکسی هستم. گفت: تا حرم راهی نیست؛ از این پله ها بالا برو در آن طرف، حرم پیداست. از پله ها بالا رفتم، دیدم مقابل مسجدالحرام هستم. متحیر ماندم راه یک
مشکلات جسمانی آزادگان امروز کاملا نمایان است / آزادگان به نوعی گم شدند /مدیر بنیاد شهید باید درد ...
عنوان روحانی قبول داریم و به فرمایشات شما هم عمل می کنیم اما من این روش را قبول ندارم! یکی دوماهی که گذشت مرام و روش ایشان را به حق دیدم و پیش خودم قبول کرده بودم ولی خجالت می کشیدم که اشتباهم را بازگو کنم. یک روز حاج آقا مرا صدا کردند و گفتند من امروز می خواهم قدری درباره ولایت فقیه با بچه ها صحبت کنم. شما کتاب ولایت فقیه حضرت امام را مطالعه کرده اید؟ گفتم بله گفتند آنچه در ذهن دارید بیان کنید من به
تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه 1378
همین وابستگان فراری – آن طور که در خبرها آمده بود – گفته بود که ما سال آینده به ایران خواهیم رفت! این خوابهای خوشِ بیتعبیری که همیشه میبینند! پس معلوم بود که صهیونیستها، امریکاییها و مراکز اصلی قدرت، در فکر حوادثی در ایران هستند و قرار است حوادثی اتّفاق بیفتد. البته فرض میشد زمینه هایی هم برای این طور حوادث وجود دارد؛ مثلاً درآمدهای نفتی کشور ناگهان به کمتر از نصف یا حدود ثلث رسید
ماجرای آن نیمه شب تابستانی از زبان معین تا روحانی ، ده نمکی و الله کرم
قانون مطبوعات در مجلس پنجم به ریاست ناطق نوری تصویب شد. اما این آغاز ماجرایی بود که ردِپای خود را حتی در رقابت های انتخاباتی دهه 90 هم بر جا گذاشت. به محض انتشار خبر توقیف سلام، هفدهم تیر سال 78، دانشجویان در کوی دانشگاه تهران دست به اعتراض زدند. اعتراضی که از ساعت 9 شب شروع شد و تا بامداد همان روز ادامه یافت. ساعت 9 شب ابتدا تجمعی در کوی در برابر خوابگاه دانشجویان شکل گرفت. به فاصله
ماجراهای عجیب معدن طلای المپیک در حال ویرانی
اثبات شد که برای مربیگری آماده ام و خودم را اثبات کردم. نکته جالب اینکه قبل المپیک گفتند کاروان جا ندارد و شما نیستید! من هم گفتم دست شما درد نکند و خداحافظ! نکته جالبی بگویم. در اردو من در حال تمرین با بچه ها بودم و ذوالقدر و پولادگر و برخی دیگر در طبقه بالای محل تمرین مشغول بیلیارد شدند. *گفتید در آتن بلایی که سر شما آمد، سر یوسف هم آمد؟ بله، همسر یوسف به من زنگ زد که یوسف به