سایر منابع:
سایر خبرها
شکست کودتا در ایران برای دشمن برد بود/ نقش آیت الله خامنه ای در ساماندهی ارتش انقلاب
دو فانتوم کاری انجام بدهد . آری دشمانی که از روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به فکر توطئه و خرابکاری علیه آن را فکر شب و روز خود کرده بودند بار دیگر می خواستند تا با کودتایی دیگر سربازان این میهن را در برابر مردم شریف ایران قرار دهند که موفق نشدند. با گذشت سال ها از آن ماجرا بر آن شدیم تا در گفتگو یا سرهنگ سید محمدعلی شریف النسب که در آن روزها جزو کمیته انقلابی ارتش و حضور
توصیه رهبر انقلاب به مداح مشهور در ایام فاطمیه
به گزارش ، یکی از مداحان مشهور، جناب آقای حاج عباس حیدرزاده در برنامه نینوا که از شبکه رادیو معارف پخش شد خاطره ای را نقل کرد. وی گفت: ایام فاطمیه ای در محضر رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله العظمی خامنه ای مد ظله مداحی کردم؛ اواخر مداحی به حضار در مجلس گفتم حالا همه دستها را بیارن بالا و چند مرتبه صدا بزنند یا زهرا. بعد از پایان مداحی برای احترام و عرض ادب خدمت مقام معظم
نامه 5 تشکل دانشجویی به امام خامنه ای
انقلاب اسلامی استفاده کینم. اجازه نخواهیم داد که جریانی به اسم اسلام، اباحه گری را در دانشگاه ترویج کند و از دانشجویان برای مقاصد کثیف ایدئولوژیک و سیاسی خود بهره بگیرد. نمی گذاریم راه پر برکت امام توسط دنیا پرستان و پشیمان شدگان از خط امام، منحرف و منحط گردد. اجازه نخواهیم داد فتنه گران و براندازان که رأی ملت را به رسمیت نشناختند و دیکتاتور مآبانه نظام اسلامی را مورد تهمت قرار دادند به دانشگاه ها
برانکو: تا جایی که می دانم سیدجلال با نفت قرارداد بسته است/اسم بازیکن نمی آورم که تبلیغ نشود
بازیکنان آمادگی کامل نخواهند داشت. وی در مورد اومانیا تصریح کرد: او بازیکن ماست. تعهداتی نسبت به تیم ملی کاستاریکا داشت و بعد از آخرین بازی تیم ملی باید ظرف 48 ساعت خود را معرفی کند نمی دانم چه زمانی بازی آخر آنهاست. برانکو در خصوص اینکه آیا کریستانوویچ به پرسپولیس خواهد خواهد آمد گفت: خیر او نمی آید. وی در مورد شرایط سیدجلال حسینی یادآور شد: تا جایی که اطلاع دارم با نفت
آموزش های رزمی نیروی هوایی بر اساس نوع تهدیدات است
.... وی با تاکید بر نقش بی بدیل نهاجا در دفاع مقدس گفت: نیروی هوایی ارتش همان طور که در پیوستن به انقلاب و بیعت با امام راحل پیشگام شد در دفاع مقدس هم صف شکن و ماه ها قبل از شروع رسمی جنگ درگیر مبارزه با رژیم بعث و گروهک های وابسته به کشورهای بیگانه بود. معاون هماهمگ کننده نهاجا تصریح کرد: با توجه به تهدیدات گوناگون علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، حفظ استقلال کشور در گرو داشتن نیروهای مسلح آماده است و آمادگی نظامی در تمامی سطوح با حضور شما جوانان متعصب و متدین جرأت تعرض به میهن عزیزمان را از هر کشور خارجی سلب خواهد کرد. ...
آرزویم دفاع از حرم امام حسین و مبارزه با داعشی هاست
تنها 16 سال داشتم، در پادگان ارتش بودم. فرمانده به مرخصی رفته بود. یک شب که نگهبانی می دادم، در حالی که عکس امام در یک جیبم بود و قرآن در جیب دیگرم، به همرزمم گفتم: بیا پایین من بروم بالا. گفت: می ترسم! در آن طرف حیاط چند نفر دیده می شوند، بالا رفتم و مشاهده کردم که چند نفر حرکت می کنند، تیربار را آماده کردم و می خواستم قرآن را ببوسم که در 15 متری ما آرپیچی زدند. چهار تا آرپیچی زدند؛ اما به سنگر
پای درس استاد/ این که نمی شود ...؛ اطلاع می دهیم، اصلاح کنید ...
شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا) - رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای (مد ظله العالی) در دیدار جمعی از دانشجویان که در بیستم تیرماه سال جاری در حسینیه امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) برگزار شد، به نکته مهمی اشاره و تأکید فرمودند که برای مدیران و کارشناسان مراکز رسانه ای و ادارات روابط عمومی نهادها و ارگان ها می تواند بعنوان یک الگو، مسیر ارتباطی آن ها را هموار سازد. رهبر حکیم و ف
خواندنی هایی از بازطراحی واحد اطلاعات سپاه
به گزارش صاحب نیوز – براتی برخلاف دیگر چهره های امنیتی با گشاده رویی پیشنهادها را برای گفت وگو پذیرفت و برای اولین بار بسیاری از ناگفته های دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی در دهه اول انقلاب را بیان کرد. هر چند ناگفته های وی هزاران برابر متن حاضر بود و ان شاء الله روزی فرا رسد که این ناگفته های یار شهید بروجردی بیان [...]
برانکو: گفتم فقط در ماه رمضان خبرنگار کنار تیم نباشد
برانکو ایوانکوویچ در خصوص اینکه آیا گفته در سفر داخلی و خارجی خبرنگار نباشد اظهار داشت: سو تفاهم بوده است. چنین چیزی واقعیت ندارد اگر امکانش فراهم باشد خبرنگاران هم بیایند. من فقط گفتم در ماه رمضان هواداران و خبرنگاران در تمرینات درفشی فر نباشند ولی بعد از آن چه کسی می تواند شما را ممنوع کند. سرمربی پرسپولیس در مورد اینکه بازیکنان چه زمانی به آمادگی کامل خواهند رسید گفت: بازیکنان تک تک
ماجرای نامه هشدار آمیز آیت الله خامنه ای به استاندار مشهد
به گزارش شهدای ایران ؛ آیت الله سید جعفر شبیری زنجانی از اساتید حوزه علمیه در گفت وگویی به بیان خاطراتی از هم نشینی و رفاقت با رهبر انقلاب پرداخته اند، ایشان که سه سال از آیت الله خامنه ای بزرگ تر هستند، درباره اولین همکاری خود با معظم له در ماجرای بستن سینماهای مشهد، می گوید: در سال 1335 ایشان [رهبر انقلاب] 17 سال داشتند و من 20 سال. تابستان بود و من به مشهد رفته بودم. چند ماه قبل
مشکلات احمدی نژاد در سالهای آخر دولتش متاثر از کمبود مشاور خوب بود
ایشان ظلم می شود از او دفاع می کنم اما انتظار این است که آقای هاشمی به عنوان شطرنج باز قوی در عالم سیاست، حدود را رعایت کند. از آیت الله حائری شیرازی پرسیدیم: "برخی می گویند استاد اخلاق دولت احمدی نژاد که امروز در دفاع از او وارد میدان می شود چرا در زمانی که استاد اخلاق بود، به دولت تذکر نمی داد و به قول آنها سکوت کرده بود؟"، خاطرنشان کرد: اینها چرا بدون اطلاع حرف می زنند، چیزی را می
3 روز شهید بودم!
ما هم مثل بقیه ملت ایران، دانشجوها و دانش آموزان وارد عرصه انقلاب شدیم و در راهپیمایی ها و سخنرانی هایی که علیه رژیم پهلوی صورت می گرفت، شرکت می کردیم. در آذر 57 اعلام کردند گاردی ها و نیروهای طرفدار شاه به محله هایی که مردم الله اکبر می گویند حمله می کنند و مردم را مورد ضرب و شتم قرار می دهند. ما در مساجد گروه هایی را تشکیل دادیم که شب ها پاسداری می دادند و روزها هم چون محصل بودیم به دبیرستان می
چند نکته پیرامون خاطره گویی بزرگان انقلاب
. پس از روشن شدن تکلیف بحث شورا افراد را مطرح کردند. عده ای آیت الله گلپایگانی را پیشنهاد کردند و من دوباره از جا برخاستم و با صدای بلند به آقای هاشمی اعتراض کردم و گفتم من یادداشتی را به شما داده ام و الآن وقت قرائت آن رسیده، پس آن را بخوانید. آقای رفسنجانی نوشته مرا خواندند و گفتند آقای شبستری می خواهد من که حضور داشتم و جز شهود بودم توصیه های امام را در مورد آیت الله خامنه ای نقل کنم
نامه 5 اتحادیه بزرگ دانشجویی به مقام معظم رهبری
رهبر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای(دامت برکاته) سلام علیکم؛ خدا را سپاسگزاریم که فرصت داد در یک دیدار دانشجویی دیگر و البته متفاوت در خدمت شما بنشینیم و بگوییم و بشنویم و تلمذ کنیم درس انقلاب را! خدا را شاکریم که ولی مان از ما راضی بود و خنده کنان از این نسل جوان و با نشاط و امیدوار و دغدغه مند نسبت به آینده کشور سخن گفت. خدا
فرمانده شهیدی که با نارنجک، 25 تانک دشمن را در عملیات رمضان منهدم کرد
آگاهی به سراغش آمده بود شب آخری که در منزل بود، بسیاری از دوستانش را به افطار دعوت کرد. به آنها می گفت: این وداع آخر من است و شب آخری است که در میان شما هستم. یکی از برادران روحانی که حال خود نیز شهید شده است، تعریف می کرد که یک ربع مانده بود به عملیات، دیدم شهید حسن پور در گوشه ای دراز کشیده و می گوید: احساس می کنم در منزلم هستم. بعد از شنیدن خبر شهادتش متوجه منظورش از واژه منزل شدم
نقش مرد مرموز سیاسی ایران در کودتای نوژه
رأی بسازند. و اگر هم در مورد مسئلة فعلی [کودتای نوژه ] نباشد به جاهای دیگر ربط بدهند. از این جهت باید سعی کرد پرونده در همانجا منتهی به صدور رأی گردد و مختومه شود و به همین جهت هم خود شما مصلحت نیست قبل از خاتمة پرونده از کرمان عزیمت نمائید. این مطلب را از دو سه منبع شنیدم و یکی از رفقای خودمان هم که مدعی بود از منبع موثقی شنیده است نقل می کرد. از این جهت خبر واحد نیست و می
رابطه آیت الله هاشمی و رهبری چگونه است؟
...: برخی از افراد که در کشور صحبت هایی علیه آقای هاشمی مطرح می کنند از عمق این رابطه اطلاعی ندارند. عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران گفت: آیت الله هاشمی از سالهای پیش به این موضوع اشاره می کردند که اگر تمام فرزندان من را نیز بازداشت کنند مسیر خودم را از انقلاب عوض نمی کنم و تنها در همین مسیر گام بر میدارم. این حقوقدان تصریح کرد: چند سال پیش به آقای هاشمی گفتم اجازه دهید علیه شریعتمداری در دادگاه طرح دعوا کنم زیرا مطالب کذبی را علیه شما منتشر می کند؛ آیت الله هاشمی گفت 'مگر دعوای درون خانواده را باید به بیرون از خانواده برد، همه این عزیزان درون انقلاب هستند. ...
روایتی خواندنی از اجرای خودجوش عملیات والفجر7/ ماجرای گِرا دادن به توپخانه از زیر پتو!
والفجر 4 که تیپ حضرت سیدالشهدا (ع) در پدافندی منطقه قرار داشت من برای هماهنگی آتش به مقر ارتش در احمدآباد (ارتفاعات لری) رفته بودم. هنگامی که به خط برگشتم، خط ماتم سرا بود. عراق آتش ریخته بود و 14 رزمنده به شهادت رسیده بودند. در میان آن ها یک دیدبان ارتش به نام هادی بود که با هم بسیار صمیمی بودیم. وقتی خبر شهادت هادی را شنیدم بسیار ناراحت شدم، نمی توانستم شهادتش را باور کنم. گفتم شما چرا جواب آتش دشمن
استکبارستیزی گزینه ای که هرگز از روی میز برداشته نمی شود
کلام امام خمینی(ره) اما ادبیات استکبارستیزی در حالی پس از گفته های اخیر مقام معظم رهبری به یک کلید واژه اساسی در رسانه های انقلابی تبدیل شده که این موضوع برای نخستین بار در ایران به عنوان یک راهبرد در کلام امام خمینی(ره) متجلی شد و ایشان کار تئوریزه کردن آن را به عهده گرفتند. اقدامی که در فضای سال های دهه 40 که حکومت پهلوی در اوج قدرت خود قرار داشت، صورت گرفت و آن را می توان نخستین گام برای
روایتی از انواع دید بانی در جبهه + عکس
دفاع پرس نوشت: زمانی که جنگی نابرابر به ایران اسلامی تحمیل شد و رژیم بعث ناجوانمردانه به مرزهای کشورمان حمله کرد؛ دیگر پیر یا جوان، متاهل یا مجرد، زن یا مرد بودن ملاک برای رفتن به صحنه نبرد نبود. همه بسیج شده بودند تا از انقلاب و کشورشان دفاع کنند و نگذارند یک بیگانه بر آن ها تسلط یابد. فیروز احمدی یکی از آن دلیر مردانی است که با وجود متاهل بودن، نانوایی را که تنها منبع
سایت رهبری: دانشجوی سیاسی کیست؟
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در یادداشتی با عنوان 'دانشجوی سیاسی کیست؟'، با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب، به تشریح ویژگی های دانشجوی سیاسی پرداخته است. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، متن کامل این یادداشت به این شرح است: دانشجویان در نظام اسلامی وظایف و نقش های گوناگونی را برعهده دارند
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
بایسته های رسانه در تعامل با اهل سنت
اطلاعات نادرست تصمیم گیری می کنیم. بعنوان مثال: بسیاری از رسانه های ما خلط میکنند بین وهابیت و اهل سنت. عقائد اهل سنت را به اسم وهابیت نقد میکنند، جوان سنی این را میبیند و میگوید این عقیده من است کجا این عقیده وهابی است!؟ یعنی ما بدست خودمان داریم تبلیغ وهابیت میکنیم. رسانه های ما میگویند آنها همه جا بر عیله ما تبلیغ میکنند. خب اشکالی ندارد شما هم برنامه بسازید ولی نه به اسم وهابیت. بجای اینکه فلان شبکه
بازتاب گفت و گوهای هسته ای ایران و 1+5 در یک رسانه افغان
شبکه خبری طلوع نیوز افغانستان در این گزارش گفت: سومین دوره تمدید گفت و گوهای هسته ای میان ایران و شش قدرت جهانی روز دوشنبه - امروز - پایان می یابد. طلوع نیوز در گزارش خود با پخش تصاویری از دیدار دانشجویان با حضرت آیت الله خامنه ای گفت: رهبر انقلاب ایران که مذاکرات هسته ای را زیر نظر دارد، در پاسخ به پرسش یک دانشجو مبنی بر اینکه بعد از توافق هسته ای، تکلیف ما با استکبار چه خواهد بود، پاسخ
ماجرای خواب شهادت یکی از شهدای غواص دست بسته از زبان همسر شهید
من داد و زمانی نگذشت تا اینکه خواب من تعبیر شد و خبر شهادت همسرم را به من دادند. زمانی که موضوع 175 شهید غواص به طور رسمی اعلام شد، گمان می کردید که شاید یکی از این شهدا همسر شما باشد؟ همسر شهید میری : مادامی که از رسانه ملی داستان 175 شهید غواص اعلام شد، دلم گواهی می داد همسر من نیز یکی از آن شهدایی است که با مظلومیت تمام به شهادت رسیدند، زمانی که مشخصات وی را اعلام کردم، بعد از گذشت
22 تیر - 13 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
با توسل به نیروی نظامی (معروف به کودتای نوژه) 15 ماه پس از پیروزی انقلاب، 18 در تیرماه 1359 (9 جولای 1980) و چند ساعت مانده به انجام آن کشف و سرکوب شد و ظرف چهار روز تا 22 تیرماه بیش از سیصد تن به اتهام شرکت در آن دستگیر شدند که بعدا برخی آز آنان از جمله یک سپهبد اعدام شدند. طبق گزارش مطبوعات تهران، کودتاگران برای انجام برنامه خود 60 خلبان و سی هواپیما آماده کرده بودند ولی بیشتر خلبانان
سه جوان شیرازی که در دیدار دانشجویان با آقا خوش درخشیدند
کلمه که مایل نیستم بگویم من را مورد لطف خودشان قرار دادند که باعث شد اشک شوق در چشمانم جمع شود. چند مطلب را آماده کرده بودم که در این باره بگویم که به کل یادم رفت. اما مطلبی که به ایشان گفتم در مورد جنبش دانشجویی بود که نمی شد در جمع گفت که آقا این موضوع را تایید کردند و فرمودند: خود من هم این را حس کردم . مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شیراز در پاسخ به این سئوال که چطور شما به عنوان
عزم رهبر انقلاب بر نجات دولت از دام توافق بد
متن توافقات قبلی سومین عاملی که در خوب یا بد بودن توافق جامع هسته ای نقش تعیین کننده دارد، محتوای توافقات مقدماتی است که تاکنون از طرف تیم مذاکره کننده پذیرفته شده است. در این جا چند اصل کلی وجود دارد: اولا - رهبر انقلاب تاکنون متن مذاکرات را مورد تایید قرار نداده اند، ایشان همانطور که بارها تأکید کرده اند، در جزئیات توافقات ژنو و لوزان دخالتی نمی کنند و فقط با تعیین خطوط قرمز
دانشجوی لرستانی که سلام هم استانی هایش را به امام خامنه ای رساند؛ چفیه اهدایی ولی امر مسلمین جهان به ...
شروع به کف زدن کردند ! موضوع دیگری که شعف دانشجویان را برانگیخت، درخواست نماینده بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد از آقا برای توصیه به والدین دانشجویان پیرامون ازدواج بود. شعفی که به قول مجری سلیقه جمع حاضر را به خوبی بیان می کرد . وقتی سخنرانی دانشجویان به پایان رسید، در بین دانشجویان چند دست برای سخنرانی در محضر رهبر انقلاب بلند شد، در این بین دانشجویی با صدای ضعیف گفت: آرزوی ما
نشانه ای از آدم شدن آمریکا دیده نمی شود
که امام راحل آن را انقلاب دوم نام نهادند؛ بار دیگر از جنابعالی گلایه کنیم و اعتراض خود را نسبت به سخنان منحرف شما از آرمان های واضح انقلاب اسلامی بیان نماییم. این نامه می افزاید: ترسیم هدف انحرافی از مذاکرات هسته ای مبتنی بر ارتباط با شیطان بزرگ و حتی بازگشایی سفارت آمریکا، زمینه ساز سنت شکنی ای است که شما خواهان ایفای نقش در این شرایط بوده اید. بهتر است بیش از آنکه به دنبال بزک کردن چهره