سایر منابع:
سایر خبرها
ابوعطا و حجاز ؛ سنت سحرخوانی کاشمر/ ریشه آدابی که رو به خشکیدن است
/ هستی تو چون بهار و خطیبان به آمدنت/ مانند بلبلان خوش الحال، خوش آمدی/ حق بر تمام اهل جهان کرده واجبت/ تجلیل کرده از تو به قرآن خوش آمدی/ باشند در تو خیل شیاطین به بند/ تا خلق وارهند زعصیان خوش آمدی/ باشد امیدوار هم ای صیام/ در تو برون شود زگناهان خوش آمدی. برگزاری جلسات قرآنی، سنتی دیرینه در ماه مبارک رمضان کریمی در ادامه ابراز کرد: رمضان، از سال های دور تاکنون، در فرهنگ مردم
تو را من چشم در راهم...
چیز را از دست داده ام و باید بروم گوشه ای بنشینم تا عمرم تمام شود. اما این طور نبود، لااقل اینجا این طور نبود. اینجا می توانم درس بخوانم و کار کنم. درست است که هیچ جا خانه خود آدم نمی شود اما من حتی با این شرایط جسمانی، نباید یک جا بنشینم، باید به دنبال خواست هایم باشم، باید بخواهم تا به دست بیاورم. چشمان مانده به راه در هر گوشه از آسایشگاه می توانی کسانی را ببینی که چشم به راه عزیزانشان
نانت را به خون مردم بزن و به اسم حقوق بشر بخور/ کمک جدید دولت برای جبران خسارت ریزگردها/ آخرین وضعیت ...
گویا ماجرای چهارشنبه هفته گدشته و رفتاری که آمریکایی ها در خلال مذاکرات مرتکب شدند را فراموش کرده اند! براساس اظهارات جواد ظریف، آمریکایی ها زیاده خواهی کردند و مواضع خود را تغییر دادند اما به فاصله یک روز دوباره شرایط به مسیر گذشته بازگشت! و کار به جایی رسید که کری امیدوار شد و صالحی نیز پس از 4 ساعت دیدار با مونیز می گوید: بهتر از این نمی شود! این رفتارها درحالی است که تیم مذاکره کننده هنوز توضیح
چه کسی مزه عید فطر را بهتر خواهد چشید؟ / نکاتی برای استفاده بهتر از هفته آخر رمضان
قرار گرفته ای. ثانیاً هر چیزی را که برایت مقدر کرده اند و آن را مشروط به خوبیِ تو کرده اند، تو راحت می توانی خوب باشی و بهترین کارهای خوب را انجام دهی تا شایستگی دریافت آنها را پیدا کنی. پس این کارهای خوب را انجام بده و همۀ آن چیزهایی که به صورت مشروط برایت مقدر شده بود را از آنِ خودت کن! لذا از این جهت هم این هفته خیلی پربرکت است. ثالثاً هنوز ماه مبارک رمضان تمام نشده و هنوز هم نفس کشیدن در این
علیرضا خمسه: من چارلی چاپلین ایران نیستم
مجله زندگی ایده آل: بعضی آدم ها هستند که باید به احترام شان کلاه از سر برداشت و تمام قد برای شان ایستاد؛ نمونه این بعضی ها علیرضا خمسه است، مردی که به پهنای صورت لبخند می زند و با وجود اینکه هنوز از بی عدالتی و نامهربانی دلش می گیرد و به قول خودش موتور گازوییلی اش کم می آورد، اما هنوز سعی دارد جهان پیرامونش را مهمان یک لبخند کند. او می گوید این شادی ارثیه پدری اوست و تمام تلاشش را می کند تا
باد به دنبال خودش می گردد
هایم را با خود برد... جزیی نگری و جان بخشی به اشیاء بخشی از تکنیک های روایی شاعر در این مجموعه است. برای نمونه: به هر کجای این شهر نگاه کنم تو ایستاده لبخند می زنی به هر کجای جهان سفر کنم تو از کنارم عبور می کنی اجسام خانه چهره ات را تقلید می کنند با چشم هایی گود تر از هر لیوان لبخندی براق تر از هر
زن سوم
آمده است، نگاه می کنم. پیرمرد جلو می آید: "مهمانان شما آنجا ایستاده اند. با کی حرف می زنید؟" با حیرت می گویم: "چرا دسته گل را نمی گیری؟" زن همچنان می خندد: "اگه دسته گل را تقدیم کنی، می گیرم." در زمان سفر می کنم: "همه گل های جهان از آن تو." زن می خندد و گل ها را می گیرد. آن خنده، آن خواب ... ای سعید! کجایی؟ بیچاره شدم. مگر نمی گویی زمان عوض شده. بیا و خودت شاهد باش که زمان
علت رزق فراوان بعضی احمق ها
بلد بودم چه کار کنم. اتّفاقاً گاهی آن هایی که ادّعا می کنند بلدند، در معاملاتی خیلی کوچک و پیش پا افتاده، چنان خدای نکرده به زمین می خورند که تمام سرمایه شان از بین می رود؛ چون مدّعی بود خودم هستم، توان فکری من بود. اصلاً حالا فرض هم بگیریم توان فکری تو بود، این فکر را چه کسی داده؟ این فکر را مگر خودم دارم؟ خلّاق و خالق این فکر چه کسی است؟ ما حواسمان به این ها نیست. لذا دنبال این ها نباشیم، بیشتر
یاد حمید سمندریان زنده شد/ هنرمندی که کاشف سرعت نور بود
آشنا شدم و شاگردش بودم، همیشه به یاد او و لحظاتی که با او بودم بخصوص از سال 57 که با حمید لبخنده و حسین عاطفی شب ها را هم در خانه استاد سمندریان می خوابیدیم، هستم. این بازیگر با سابقه سینما و تئاتر در ادامه سخنان خود، اظهار کرد: ما هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم، خورشید را می بینیم و بعد روزهای مان سپری می شوند و می میریم. میلیون ها آدم در جهان زندگی کردند و مردند ولی یک نفر بود که
محمد علیزاده :انتشار آلبوم تازه بعد از محرم
امیرخانی است که تجربه فکرش را نکن و کار آخری همینی که هست که خیلی ها به او خرده گرفتند. ان شاءالله بعد از بیرون آمدن آلبوم در مورد این بیت ثانیه ای می شمرنت هم توضیح خواهم داد به دوستانی انتقاد کرده بودند. ملودی هایم را خودم ساخته ام و بخشی را میلاد ترابی و یکی از قطعه ها را سینا شعبان خانی که خیلی بااستعداد است و هنوز زیاد با نامش آشنا نشدند. به او یک روز گفتم که می دانم یک روز موفق خواهی شد. البته
عباس کیارستمی: عشق، سوءتفاهم است
های او دقت کنیم. او فعال تر است و مرد منفعل تر. به نظرم، مرد با نگاهی تلخ تر به رابطه نگاه می کند و زن هنوز امیدهای بسیار دارد. درنتیجه، در طول یک روز، در جریان این دیدار، این زن است که رابطه را پیش می راند و مرد او را دنبال می کند. شما جوری به من نگاه می کنید که مرا یاد پزشک ها می اندازد. طوری به حرف های گوش می دهی که انگار دارم دردم را برایت توصیف می کنم و تو می خواهی بدانی دل درد دارم یا سردرد
حاشیه های جالب دیدار رهبرانقلاب با دانشجویان
: داخل شدیم دیدیم مداح همیشگی دیدارهای دانشجویی دعای توسل را زمزمه می کند. دعای توسل که تمام شد، دانشجویان شروع به همنوایی سرود کردند.با این بند شروع می شد...شکر خداوندی که رحمان و رحیم است...ماه مبارک، ماه قرآن کریم است. در بندهای بعدی دانشجویی تر و سیاسی می شد سرود: فریاد دانشجو همیشه اتحاد است/ در باور او زندگی صبر و جهاد است/ در ضعف و ذلت خصم یهود است/ هنگام مرگ آل سعود است هنگام
آیا کتاب دعاهای جمشید درمان شفای بیماری مادرش خواهد شد؟
خویش قرار دهم. برای شفای مادرم کتاب دعا می فروشم جمشید در گفت و گو با خبرنگار زاهدانه می گوید: 12سال سن دارم، پدرم را دو سال پیش از دست دادم و اکنون من و مادرم برای امرار معاش زندگی مان مجبور به کار هستیم، 12 سال داشت، اما جثه کوچکش 12 ساله به نظر نمی رسید، هرچند که دستانش مانند کسی بود که سال های سال خارهای زندگی را چیده و پوست خشک صورتش انگار سیلی زمانه را به جان خریده است
دشمن امروز حربه ی ایجاد تردید و تحریف را دنبال می کند/ صلح امام حسن (ع) به دلیل نبود یاران خالص بود
پیامبر (ص) را با تمام وجود لبیک گفتند و این مسئله ای است که امروز جهان در تحلیل آن مانده است. آیا هدف اصلی 6 کشور مدعی قدرت در دنیا کم کردن تعداد سانتریفیوژهای ماست؟! این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه امروز 6 کشوری که خود را قدرت های بزرگ دنیا می دانند بر سر میز مذاکره با ایران نشسته اند این سوال را مطرح کرد: آیا اینها با همه ی قدرت و امکان و ظرفیت های دیپلماسی
عکس زیرخاکی بازیگران
بزرگوار را تسلیت گفت. وی نوشت: "استاد سمندریان ... سلام ، این روزها مشغول تمرین " سعادت لرزان مردمان تیره روز " هستم و صدای شما هنوز در گوشم می پیچد .. آن سالها زانوان من لرزیدند و نفسم بند امد که جایزه ام را از دستان شما گرفتم برای همین کار .. به من گفتید که حرمت صحنه را نگه دارم انگار که خانه ام است .. حالا سه سال است که به خانه ما نمی ایید همه ما منتظریم که دوباره این در باز شود و
رحمتی: شرط گذاشتم هم طالب لو بماند و هم فروزان
وجود ندارد. در یک سالی که در استقلال نبودم واقعا ناراحت بودم و برایم سخت گذشت. خوشحالم که آن روزهای سخت سپری شد و دوباره به خانه ام برگشتم. تو همیشه عادت داشته ای در تیمهای بزرگ و پرطرفدار بازی کنی. حضور در پیکان بدون تماشاگر چطور بود؟ واقعا سخت بود. از همه سخت تر این بود که دلم برای هواداران استقلال تنگ شده بود و دوست داشتم دوباره آنها را ببینم. از بازگشت به استقلال بگو. چه پروسه ای طی شد که به
خواندنی هایی از بازطراحی واحد اطلاعات سپاه
به گزارش صاحب نیوز – براتی برخلاف دیگر چهره های امنیتی با گشاده رویی پیشنهادها را برای گفت وگو پذیرفت و برای اولین بار بسیاری از ناگفته های دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی در دهه اول انقلاب را بیان کرد. هر چند ناگفته های وی هزاران برابر متن حاضر بود و ان شاء الله روزی فرا رسد که این ناگفته های یار شهید بروجردی بیان [...]
انتقاد تند یکی از سرشناس ترین مربیان والیبال ایران از کواچ و دستیارانش
درصدی ایران فقط از 70 درصد آن استفاده شد.صعود نکردن ایران به مرحله بعدی لیگ جهانی را باید در 4 باخت اول جستجو کرد نه در شکست به لهستان در بازی تهران.وقتی ما بازی اول را به آمریکا باختیم آنها بیست روز در اردو بودند اما ما 2 ماه.این نشان می دهد که یا ما خوب تمرین نکرده بودیم یا خوب تدارک ندیده بودیم. شاید همین انتقاد های شما است که ... وقتی من به عنوان یک کارشناس حرف می زنم باید یک
بازجویی برای یک عاشقانه غربی
بالا بردم. یک لحظه به یادم افتاد که 2000 دلار پول نقد دارم. تمام آن پول را به آن ها دادم. آن ها هم پول را گرفتند و به من کمک کردند که فرار کنم. چئول وونگ را به سمت یک دهکده کوچک هدایت کردند. چئول وونگ می گوید: به اهالی روستا گفتند که می توانم پیانو بزنم. اما آن ها گفتند فرقی ندارند که می توانی پیانو بزنی یا خیر؛ اینجا باید کار کنی. بنابراین من هم در کارهای مزرعه به آن ها کمک کردم. در واقع
نسل جدید پرروترند؟
دلیل اینکه می آیند کافه برای این است که سیگار بکشند. بعدش هم دیگر برایشان یک تفریح مجاز است. شاید اگر چیزهای دیگری مجاز بود الان شما درباره آنها از من می پرسیدید. به نظر تو فرقی بین سیگارکشیدن دختر و پسر است؟ راستش بله، خود من خیلی دوست ندارم نامزدم سیگار بکشد آن هم توی خیابان یا ماشین و کافه که می آید. چرا؟ نمی دانم. شاید چون دوستش دارم. شاید چون فکر می
فلسفه حجاب در سخن 32 نفر از بزرگان ایران و جهان
صورتش را پوشاند. فقط کفش دختر از زیر چادر بیرون بود و آن پسر تا موقع پیاده شدن به کفش آن دختر چشم دوخته بود. سپس می گوید: ما زنان غربی آرزو داریم مردان اروپایی به ما یکبار اینطور نگاه کنند ولی افسوس که زن در اروپا دلربایی و ارزش خودش را از دست داده است. * اگر می خواهی بین تو و خداوند حجابی نباشد، بین خود و مردم محجبه باش ؛ که بی حجابی در حجاب است. * سخن حجاب: خود را مثل بهار
بنیاد در آینه مطبوعات
نبود؛ خودش می گوید: شاگرد مکتب خانه بودم و همه هنرم را از آن دوره دارم. اشرفیان متول د 1313 است با کلی حرف و روایت از جریانهای مختلف در مشهد و نظام آموزشی؛ از حمله روس ها گرفته تا ترکمن تازی ها و... که از کنار همه آن ها کوتاه و خلاصه رد می شود. ملاباجی های مکتب خانه ها حرف از گذشته، آدم را سر ذوق می آورد. حالا فکر کنید این ماجرا مربوط به رفتن به مکتب خانه در سال های دوری باشد که ملاباجی
وصیت نامه محسن رضایی پیش از عملیات
/> خدایا! با انبوه گناهم چگونه به درگاهت بشتابم، اگر نبود امیدی که به رحمتت دارم هر لحظه از خوف شدت عذابی که در قبال اعمالم در کمین است قالب تهی می کردم. خدایا! مرا به سوی خویش فراخوان که بعد از رفتن مجید عزیز توان و آرامش خویش را از کف داده ام خدایا! اگر روز قیامت از من بپرسی که چرا عبادت و اطاعت مرا نکردی چه جوابی بدهم جز شرمساری و سرافکندگی. خدایا! نفسمان
واکنش روحانی به اظهارات نتانیاهو
جغرافیایی و استراتژیک ندارد و به دلیل جنایت هایی که انجام داده تمام قلب جهان اسلام نسبت به این رژیم مالامال از کینه است. وی همچنین افزود: حالا این رژیم قصد دارد ایران که ملتی غیور و رهبری شجاع دارد را تهدید کند. ما به قدرت و توان نیاز داریم و دشمن باید از قدرت ما بترسد. قدرت ما متکی به ایمان جوانان ما و سلاح های ماست. اخبار سیاست خارجی - ایسنا
آقای علیخانی! ماهت عسل نیست این روزها
/> انگار که یک برنامه پربیننده تابلویی است که میخش را به باکس تلویزیون کوبانده و قرار است همیشه در باکس تولیدات تلویزیونی جای ثابتی داشته باشد. در این میان تنها عادل فردوسی پور است که همیشه دغدغه به روز شدن و بهتر شدن دارد و این بزرگترین عامل ماندگاری است که پشت او را با وجود تمام جنجال هایی که پیرامون برنامه اش وجود دارد گرم کرده و سال هاست بیننده تلویزیون (حتی آنهایی که دغدغه شان فوتبال نیست
اس ام اس های تبریک تولد سری سوم
تا همیشه تولدت مبارک ******************* دوباره روز تولدت رسید روزی که غصه سراغم نمیاد روزی که دستای تنهایی من.... بیشتر از همیشه دستاتو میخواد تولدت مبارک ******************* خورشید آسمان دلم بر قلب من بتاب تا لبریز احساس شوم تولدت مبارک *******************
روایت شیر آزادی از لیگ جهانی والیبال!
که بازی واگذار شده بود هم بچه ها را تشویق می کردند، اما انگار شانس با روسیه بود؛ تیمی که برد در مقابلش را حتمی می دانستیم. نمی دانم شاید کمی روسیه را دست کم گرفتیم. حرف آخر. حرف آخر من بزرگ ترین خواسته ام است؛ اینکه در آینده بتوانم در همه مسابقات در کنار تیم ملی والیبال باشم، حتی در بازی های خارج از کشور. من و شیرلیدری یهویی! شاید صدها بار روی سکوها نشسته
چهره های قصار مجازی
و نه اصولا از دهان پروفسور بیرون آمده است. مثلا این جمله: زن ها هرگز نمی گویند تو را دوست دارم، ولی وقتی از تو پرسیدند مرا دوست داری، بدان که درون آنها جای گرفته ای . کوروش اطلاعات اندکی که از زندگی و زمان فرمانروایی کوروش باقی مانده، زمینه را برای انتشار سخنانی به نام او ایجاد کرده است حال آنکه شخصیتی که از کوروش در کتاب شناخت اساطیر ایران به قلم جان هینلز دیده می شود، اصولا متفاوت
دامنه اختیار و عوامل مؤثر بر آن
رسیدن به رضوان و قرب الهی است، مقصد و تامین کننده نیازهای برین و کمال خویش بپندارد، و همه ارزش های اخلاقی و انسانی را قربانی منافع شخصی خود کند. درنتیجه از رسیدن به مقصد اصلی و سعادت حقیقی خویش باز ماند. 7. مکلف کردن دیگران به امور طاقت فرسا چارپا را قدر همت بار نه و آن امیران دگر اتباع تو دانه هر مرغ اندازه ویست هر امیری که او کشد گردن بگیر گفت هر یک را
حاشیه نگاری وطن امروز از جلسه 5ساعته با رهبر
موسیقی در دانشگاه بشدت اعتراض می کنند. آقا گفتند: این کارها را می کنند که شهریاری ها از دانشگاه بیرون نیاید. وقت تمام شده بود پیش از افطار. اذان بود. آقا سوال کردند: من کلی حرف دارم برای گفتن، چه کنیم؟ دانشجویان با همهمه گفتند: بعد از نماز دوباره. آقا مزاح کردند و دانشجویان خندیدند: بعد از نماز که افطاره! پس از درخواست دانشجویان و تمایل رهبری، آقا گفتند: بعد افطار دوباره صحبت می کنیم. از طرفی پشت